نسرین عالی وند
[ همه پیام ها ] پیام های نسرين عالي وند (11 مورد)
  سوره نساء آیه 58 - امانتداری
هماناخدابه شما امر میکند که حق امانت را ادا کنید، امانتداری و مورد اعتماد بودن نقطه ی مقابل دروغ و خیانت است ، حتی یک دروغ کوچک میتواند باعث گمراهی و سر در گمی دیگران شود ، ذات واقعی ایمان راستگویی و امانتداری (مورد اعتماد بودن ) است وهنگامی که قضاوت می کنید عادلانه باشد،رعایت عدالت از ضروریات اخلاقی است که آیه 135 سوره نساء خیلی دقیق آنرا تشریح کرده است :این آیه، آیه شریفه 135 سوره مبارکه نساء است که در آن می فرماید " یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا"
«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! کاملًا قیام به عدالت کنید! براى خدا شهادت دهید، اگر چه (این گواهى) به زیان خود شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد! (چرا که) اگر آنها غنىّ یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند» و بهترین مواردی که خدا به شما توصیه می کند این دومورد است و همانا خدا شنوا و بیناست و دروغ ها و خیانت ها را میشنود و قضاوت های ناعادلانه و شهادت های دروغی که باعث ویرانی و ویرانگری میشود را می بیند
  سوره ذاریات آیه 55 - راهنمایی قرآن در زندگی روزمره
به نام پروردگار حکیم ، به نظر من چون قرآن برای راهنمایی ما فرستاده شده است ، ما در زندگی روزمره می توانیم از تک تک آیات حکمت آموز آن استفاده کنیم ، مثلا معنی آیه ی فوق این است که تذکر و پند و اندرزتنها به حال مومنین سودمند است یعنی کسانی که به خدا و پیامبر با تمام وجود اعتماد کرده اند و آنها را باور دارند و در زندگی عادی و روزمره ی ما مفهوم آن این می شود که ما کسی را می توانیم نصیحت کنیم و در مورد کارهای اشتباهش به اوتذکر دهیم که کاملا ما را باور داشته باشد ، مثلا اگر شخص بیگانه ای را ببینیم و در مورد اشتباهش به او تذکر دهیم عناد و لجاج اوبیشتر برانگیخته می شود چون طبق الگوی ذهنی خودش رفتار ( کل حزب با لدیهم فرحون ) می کند و هیچ اعتمادی به غیر ندارد.پس اعتماد و باور شرط اصلی پذیرش سخن از غیر است
  سوره نور آیه 35 - قرآن در دل مومن
به باور پاره ای این مثال را خدا برای انسانهای با ایمان آورده است ، بر این باور مشکوه بمعنی جان انسان توحید گرا و با ایمان ،زجاجه : سینه ی پاک و پاکیزه ی او از آفت شرک و گمراهی و مصباح : به مفهوم ایمان و قر آن در قلب انسان با ایمان است که از درخت پر برکت اخلاص و یکتا پرستی شعله می گیرد، این درخت سر سبز و پرطراوت هماره خرم و زیباست و بسان درختی است که بر دیگر درختان پیچیده و در هر حال از تابش خورشید برکنار است و همان گونه که این درخت هماره سر سبز و بارور و از تابش خورشید به دور است انسان با ایمان نیز از سستی و نگرانی و رنجها بر کنار است ، انسان با ایمان هماره میان این حالات و شرایط چهار گانه است اگر به او نعمت ارزانی گردد سپاس خدای را می گذارد و اگر گرفتایی برایش پیش آید شکیبائی می ورزد اگر به داوری و حکومت برگزیده شد به عدل و داد داوری می کند ، واگرسخنی گفت راست و درست می گوید ، او در میان مردم نمونه زنده ای است که در میان مردگان و گورستانها حرکت می کند ، گفتار و دانش و ورود و خروج او در میان مردم و سر انجام کارش همه و همه روشن و رو شنگر است ، و چون در پرتو نور و روشنایی قرآن و ایمان زندگی میکند گفتار و عملکردش نور است .
4- و باور پاره ای دیگر این مثال درباره ی قرآن شریف در قلب انسان با ایمان است و این واقعیت را بیان می کند که همان گونه که چراغ روشنگر، نور افشانی می کند و با نور افشانی و فروغ بخشی اش از شکوه و عظمت آن کاسته نمی شود ، قرآن نیز هماره به راه راست رهبری می کند و هماره بسوی انجام کارهای شایسته فرا می خواند و شایستگانی که جانشان به فروغ آن روشن است بدان عمل می کنند و هر چه به مقررات آن عمل شود ، فروغ افکنی و روشنگری آن بیشتر می شود با این بیان ، مصباح در آیه شریفه عبارت از قرآن شریف است و زجاجه ، قلب نورانی انسان توحید گرا و با ایمان و مشکوه ، زبان حق گو و دهان پاک او ودرخت مبارک عبارت از وحی الهی است که اگر تلاوت و نفسیر هم نگردد چیزی نمانده است که خود را آشکار سازد چرا که به خودی خود روشن و روشنگر است .
به باور پاره ای منظور این است که نزدیک است آیات و دلیلهای روشن خدا بر کسانی که در آنها بیاندیشند روشنی و صفا بخشد اگرچه چه قرآن هم فرود نیامده باشد آری قران نوری است برنور ،و فروغی است همراه کتابهای دیگر آسمانی و روشنی بخش تر از همه ی آنها که همه ی یکتا پرستان گیتی باید از همه ی این نورها و روشنایی ها بویژّه برترین آنها قرآن شریف بهره برند.
با این بیان جمله نور علی نور در آیه شریفه عبارت از پیاپی قرار گرفتن دلیلها و کتابهای آسمانی و نشانه های قدرت خدادر کتاب آفرینش و کتابهای پیامبران است و این دلیلها و نشانه های یکتایی و بی همتایی و قدرت وصف ناپذیر خدا به گونه ای ترتیب یافته و تنظیم شده است که تا خردمندان و حق جویان دلیلهای پیشین راننگرند و در آنها نیاندیشند دلیلهای پسین را در نمی یابند و نمی آموزند و بدون رعایت ترتیب تمی توانند آنگونه که شایسته و بایسته است بهره ور گردند .
در ادامه آیه شریفه می فرماید :یهدی الله لنوره من یشاء و خدا هر کس را بخواهد به نور خود راه می نماید .
به باور گروهی منظور این است که خدا هر کسی را بخواهد به دین و ایمان راه می نماید اما به باور گروهی دیگر منظور این است که خدا هر کسی را مصلحت بداند و شایسته بنگرد بسوی اسلام راستین راه می نماید
و یضرب الله الامثال للناس و خدا برای نزدیک ساختن فهم ها و آسان ساختن دریافتها برای مردم مثالها میزند
و الله بکل شی علیم و خدا به هر چیزی داناست و هر چیزی را در جای خود قرار میدهد .

[ همه تفسیر ها ] تفسیر های نسرين عالي وند (2 مورد)
  سوره انفال آیه 55 - تفسیر مجمع البیان
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ 55
بدترین جنبندگان و جاندارانی که بر روی کره زمین در گشت و گذارند ، کسانی هستند که بر کفر و حق ناپذیری و بیداد خود پافشاری ورزیده و ایمان نمی آورند .اینان درحکم و علم خدا و در پیشگاه او بدترین جنبندگانند.این آیه مبارکه ، در حقیقت از آینده و غیب خبر می دهد و روشن می سازد که کفر گرایان تا هنگامه مرگ ایمان نخواهند آورد ، و همین گونه هم شد الَّذینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ، همان کفر گرایان و شرک گرایانی که با آنان پیمان دوستی و همزیستی بستی و آنان امضاء کردند ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فی‏ کُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا یَتَّقُونَ ، آنگاه پیمان خود را شکستند ، و هر چه با آنان پیمان همزیستی به امضاء بر سانی باز هم پیمان شکنی می کنند و از عهد شکنی و یا عذاب خدا نمی هراسند فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ، آنچه آمد دیدگاه گروهی از جمله ( ابن عباس ،سعید بن جبیر ) در تفسیر آیه است ، اما به باور (زجاج ) منظور این است که آنان را به گونه ای کیفر کن که کسانی که از پی آنان به آهنگ تجاوز و قانون شکنی می آیند و کمین کرده اند پراکنده شوند . پاره ای نیز واژه ( شرد ) را به معنای ( شنواندن ) گرفته اند ، چرا که در اشعار عرب به این مفهوم آمده است لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ باشد که آنان به خود آیند و درس عبرت گیرند واز این کار های زشت و ظالمانه دست کشند وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلی‏ سَواءٍ و اگر گروهی از کسانی که با آنان پیمان همزیستی بسته ای ، روشن و آشکار به جنگ با شما بر نخاسته اند ، اما علایم نشان می دهد که گویی درراه عهد شکنی هستند هستند و هر لحظه بیم آن میرود که خیانت ورزند ، واز خیانت و پیمان شکنی آنان در امان نیستی ، دراین صورت پیمان خود را نادیده گیر و به آن گروه اعلان کن که تو نیز با آنها پیمانی نداری ، تا هردو در نداشتن عهد و پیمان یکسان گردید . و پیش از اعلان نادیده گرفتن پیمان خود با آنان به دلیل خیانت شان ، مبادا به آنان یورش برید که به شما نسبت عهد شکنی و خیانت دهند . پاره ای می گویند : منظور از عَلی‏ سَواءٍ این است که اگر در میان تو و آن گروه پیمانی بدون ضمانت مالی امضا شده است ، به آنان اعلام کن که بدلیل خیانت شما پیمان به پایان رسیده است . و اگر پیمان همراه با ضمانت مالی بسته ای نخست حقوق مالی آنان را بپرداز و آنگاه پایان پیمان خویش با آنان را به دلیل رفتار خائنانه آنان اعلان کن ، در این صورت است که کار تو بر اساس عدل و برابری و جوانمردی است إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنینَ چرا که خدا خیانتکاران را دوست نمی دارد از این رو پیش از اعلان پایان یافتن عهد و پیمان به دلیل خیانت آنان ، هر گز بر ضد آنان به پیکار مپرداز که این خیانت است .
  سوره حج آیه 18 - منهج الصادقین
ذوی العقول ساجد حضرت احدیتند از روی طوع ورغبت و طاعت و عبادت و غیر ذوی العقول بر سبیل تسخیر و عدم ابا از تدبیر ملک قدیر یا از روی دلالت کردن آنها به ذل و خضوع خود بر عظمت مدبر وجود و صانع خود که مستجمع جمیع صفات کمال است که به جهت آن مستحق عبادت و سجود است .واز مجاهد مروی است هر که سجده نکند خدا را سایه او به سجده قیام نماید کقوله تعالی :وظلالهم بالغدووالاصال .در فتوحات این را سجده مشاهده و اعتبار گفته است و فرموده است : که از همه اشیاء ،غیر آدمیان را تبعیض نکرده پس بنده باید که مبادرت نماید به سجده تا از کثیر اول باشد که اهل سجده و اقترابند نه از کثیر ثانی که مستحق عذاب و عقابند.