عبدالله عبداللهی
خدایا مرا پاکیزه بپذیر....(مهدی باکری)
[ همه پیام ها ] پیام های عبدالله عبداللهي (187 مورد)
  سوره مریم آیه 58 - پیامبران راستین الهى و نعمت هاى خدا بر آنان
1 مفسران برآن اند که مقصود از «نسل آدم» در این آیه همان ادریس پیامبر است که در آیات پیشین از او یاد شد؛ زیرا او جدّ پدرى نوح بود؛ و مقصود از «دودمان نوح» همان ابراهیم علیه السلام است؛ زیرا او از نوادگان نوح بود و منظور از «نسل ابراهیم» همان اسماعیل و اسحاق و یعقوب هستند و مقصود از دودمان اسرائیل (یا یعقوب) همان موسى، هارون، زکریا، یحیى و عیسى هستند که در آیات پیشین از آنان یاد شد
2 مقصود از هدایت یافتگان و برگزیدگانى که با شنیدن آیات الهى سجده مى کنند و سیلاب اشکشان جارى مى شود، یا همان پیامبرانى است که در این آیه از آنان یاد شد و یا اعم از آنان است که شامل غیر پیامبران نیز مى شود البته تفسیر دوم با ظاهر آیه سازگارتر است و در احادیث نیز بدان اشاره شده است
  سوره مریم آیه 2 - نفش دعا
1- یادآورى نعمت‌هاى ویژه خداوند، عامل محبّت الهى است. «ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ»
2- یاد اولیاى خدا یک ارزش است. ذِکْرُ ... زَکَرِیَّا
3- عبادت ودعا، زمینه‌ى دریافت رحمت است. رَحْمَتِ رَبِّکَ‌ ... إِذْ نادى‌ رَبَّهُ‌
4- از نقش دعا در تحوّلات زندگى بشر غافل نشویم. «إِذْ نادى‌» پیامبران نیز براى حل مشکلات خویش به دعا روى مى‌آورند.
5- مؤمن هرگز احساس تنهایى نمى‌کند. «إِذْ نادى‌ رَبَّهُ»
6- اگر خداوند بخواهد نداى مخفى بندگان خالص را براى تاریخ علنى مى‌کند. «نِداءً خَفِیًّا»
7- دعاى پنهانى با ارزش‌تر است، چون به اخلاص نزدیک‌تر است. «نِداءً خَفِیًّا»
  سوره سبا آیه 41 - شرک

خدواند متعال صریحادر این آیه اشاره به جن میکندواگر منظورش شیطان یا شیاطین بود واضح به آن اشاره مینمود..ظاهرا مشرکان برطاعفه یا احدی از جن وجنیان مقام الوهیت یاتشریک در امر ربوبیت داده بودند وپروردگار بانزول این ایه خط بطلانی بر ان اعتقاد میکشد..تعمیم ظاهر ایه با انتصاب به شیطان یا اخص ابلیس که از طائفه جنیان بوده سازگار نیست.....الله اعلم
[ همه نکته ها ] نکته های عبدالله عبداللهي (508 مورد)
  سوره طه آیه 80 - نعمت هاى خدا را بر بنى اسرائیل
1 در این آیه اولین نعمت را آزادى و رهایى ملت بنى اسرائیل اعلام مى کند؛ زیرا رهایى از چنگ مستکبران و سلطه طلبان و کسب استقلال و آزادى، اساس هرگونه فعالیت مثبت است
2 این آیه دومین نعمت را نعمت مکان معنوى معرفى کرده است که بنى اسرائیل را به کنار راست کوه مقدس طور دعوت کردند این مطلب اشاره به میعادگاه طور است که موسى به همراه گروهى از بنى اسرائیل به آن میعادگاه رفتند و الواح تورات به موسى علیه السلام نازل شد و جلوه ى خاص خدا را مشاهده کردند
3 سومین نعمت الهى که در این آیه بیان شده، نعمت غذاى نیکوست که براى بنى اسرائیل آماده شده بود «مَن» و «سَلوىٰ » اشاره به دو غذاى خوش مزه و نیروبخش است که یکى شبیه عسل طبیعى و دوم گوشت نوعى پرنده شبیه بلدرچین بود
  سوره طه آیه 69 - معجزه ى عصاى موسى و شکست ساحران
1 این آیه مى گوید «به موسى گفتیم آنچه را در دست راست دارى بیفکن »، و مستقیماً نفرمود که عصاى خودت را بیفکن این تعبیرات شاید به عنوان بى اعتنایى به عصا باشد؛ یعنى عصا بودن مهم نیست، مهم اراده و فرمان خداست که اگر او اراده کند هرچه در دست دارى معجزه آسا و با سرعت و مهارت، افسون هاى ساحران را مى رباید و مى بلعد
2 در این آیه به یکى از تفاوت هاى معجزه با سحر، یعنى قابل شکست بودن سحر اشاره شده است معجزه با سحر تفاوت هاى عمده اى دارد که عبارت اند از: الف) معجزه شکست ناپذیر است، ولى سحر مغلوب جادوى قوى تر از خود واقع مى شود ب) جادو متکى به نیروى محدود انسان است، اما معجزه بر قدرت بى پایان الهى تکیه دارد ج) سحر، براساس تمرین و آموزش به دست مى آید، اما معجزه این گونه نیست د) ساحران نمى توانند براساس پیشنهاد مردم کارى بکنند بلکه براساس تمرین هاى قبلى خود عمل مى کنند، اما پیامبران معجزات مهمى در پاسخ مردم حق طلب مى آورند ه ) سحر براساس نیرنگ و از افراد منحرف صادر مى شود، اما معجزه براساس راستى و از افراد پاک صادر مى شود
  سوره طه آیه 36 - پاسخ مثبت الهى به درخواست هاى موسى
1 موسى علیه السلام با ادب کامل، فرمان الهى مبنى بر مبارزه با فرعون را پذیرفت، اما از خدا خواست که وسایل لازم را در اختیار او بگذارد؛ یعنى گشادگى سینه و بزرگى روح، آسانى کار، زبان فصیح و وزارت برادرش را؛ و در این آیه بدو پاسخ داده شد که همه ى درخواست هاى تو را پذیرفتیم و وسایل مبارزه را در اختیار تو گذاشتیم 2 در این آیه نام موسى آمده است این نوعى لطف الهى نسبت به موسى بود که هرگونه ابهامى را از دل او مى زدود و نشان مى داد که خدا نه تنها درخواست هاى مهمان خود را پذیرفته است بلکه آن قدر او را دوست دارد که نام وى را تکرار مى کند
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های عبدالله عبداللهي (1650 مورد)
  سوره مریم آیه 51 - ترجمه برگرفته از بیان السعادة
و در کتاب آسمانى از موسى یاد کن که او اخلاص یافته و فرستاده اى پیامبر بود
  سوره مریم آیه 50 - ترجمه برگرفته از بیان السعادة
و به آنان از رحمت خویش بخشیدیم و براى آنان آوازه ى راستین و بلند پدید آوردیم
  سوره مریم آیه 49 - ترجمه برگرفته از بیان السعادة
و چون از ایشان و آنچه به جاى خداوند مى پرستیدند، کناره گرفت، به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را پیامبر گرداندیم
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های عبدالله عبداللهي (6468 مورد)
  سوره یوسف آیه 95 - اطیب البیان
قالُوا تَاللّه‌ِ إِنَّک‌َ لَفِی‌ ضَلالِک‌َ القَدِیم‌ِ (95)
گفتند کسان‌ یعقوب‌ ‌که‌ نزد ‌او‌ حاضر بودند ‌از‌ ذراری‌ و اهل‌ بیت‌ ‌آنها‌ بحضرت‌ یعقوب‌ قسم‌ بخداوند متعال‌ محققا ‌شما‌ ‌در‌ همان‌ گمراهی‌ سابق‌ هستید ‌که‌ معتقد بودی‌ یوسف‌ زنده‌ ‌است‌ و گرگ‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌بین‌ نبرده‌.
قالوا پسران‌ یعقوب‌ ‌که‌ هنوز نیامده‌ بودند ‌که‌ بشارت‌ بیوسف‌ ‌را‌ بدهند ولی‌ اولادهای‌ ‌آنها‌ و زنان‌ ‌آنها‌ و بستگان‌ ‌آنها‌ نزد یعقوب‌ بودند و اینها نظر بآنکه‌ خبر داده‌ بودند ‌که‌ فَأَکَلَه‌ُ الذِّئب‌ُ وَ جاؤُ عَلی‌ قَمِیصِه‌ِ بِدَم‌ٍ کَذِب‌ٍ و مدتهای‌ مدید گذشته‌ و اثری‌ ‌از‌ یوسف‌ پیدا نشده‌ یقین‌ داشتند ‌که‌ یوسف‌ هلاک‌ ‌شده‌ لذا قسم‌ یاد کردند و گفتند تاللّه‌ ‌که‌ قسم‌ جلاله‌ ‌است‌ و یکی‌ ‌از‌ صیغ‌ قسم‌ ‌است‌ (باللّه‌ تاللّه‌ و اللّه‌) انّک‌ ‌با‌ تأکید بان‌ّ و لام‌ لفی‌ ضلالک‌ القدیم‌ ضلالت‌ گمراهی‌ و خطا و اشتباه‌ ‌است‌ ‌که‌ باطل‌ ‌را‌ حق‌ پندارد لذا ضلالت‌ ‌در‌ دین‌ آنست‌ ‌که‌ دین‌ حق‌ ‌را‌ باطل‌ بداند و باطل‌ ‌را‌ حق‌ پندارد ‌که‌ شرح‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌در‌ مجلد اول‌ ‌در‌ سوره‌ مبارکه‌ حمد مفصلا بیان‌ کرده‌ایم‌ و ‌در‌ اینجا مراد ‌در‌ امر یوسف‌ ‌است‌ ‌که‌ گمان‌ میکنی‌ زنده‌ ‌است‌ و حال‌ آنکه‌ سالهای‌ دراز ‌است‌ ‌که‌ هلاک‌ ‌شده‌ و تلف‌ ‌شده‌ ‌است‌. و مراد ‌از‌ قدیم‌ همان‌ فرمایشات‌ قبلی‌ یعقوب‌ ‌بود‌ وَ أَعلَم‌ُ مِن‌َ اللّه‌ِ ما لا تَعلَمُون‌َ و فرمود یا بَنِی‌َّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن‌ یُوسُف‌َ وَ أَخِیه‌ِ
و ‌از‌ ‌برای‌ قدیم‌ دو اطلاق‌ ‌است‌ یکی‌ مقابل‌ جدید ‌که‌ ‌هر‌ سابق‌ ‌بر‌ شیئی‌ ‌را‌ قدیم‌ نامند مثل‌ قدیم‌ الایام‌ و لاحق‌ ‌را‌ جدید گویند. و دیگر مقابل‌ حادث‌ ‌که‌ ‌از‌ صفات‌ ذاتیه‌ حق‌ ‌است‌ ‌یعنی‌ مسبوق‌ بعدم‌ نبوده‌ همیشه‌ بوده‌ و حادث‌ ‌یعنی‌ مسبوق‌ بعدم‌. و طریقه‌ متکلمین‌ ‌بر‌ اثبات‌ صانع‌ همین‌ طریقه‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ راه‌ قدم‌ و حدوث‌ ‌که‌ ‌هر‌ حادثی‌ محتاج‌ بمحدث‌ ‌است‌ ‌تا‌ منتهی‌ شود بقدیم‌ ‌که‌ احتیاج‌ بمحدث‌ نداشته‌ و ‌اگر‌ ‌غیر‌ النهایة برود تسلسل‌ لازم‌ آید و ‌اگر‌ برگردد دور و ‌هر‌ دو محال‌ ‌است‌ و لکن‌ حکماء نظر ‌به‌ اینکه‌ ذات‌ مقدس‌ حق‌ ‌را‌ علت‌ تامه‌ میدانند و انفکاک‌ معلول‌ ‌از‌ علت‌ ‌هم‌ محال‌ ‌است‌ و عالم‌ عقول‌ و نفوس‌ ‌را‌ ‌هم‌ قدیم‌ میدانند و ‌در‌ ربط حادث‌ بقدیم‌ ‌در‌ اشکال‌ عریضی‌ افتادند لذا طریقه‌ متکلمین‌ ‌را‌ باطل‌ میشمارند ‌حتی‌ سبزواری‌ میگوید،
و نقمة الحدوث فى الطنبورى قد زادها الخارج عن مفطورى‏

لکن در مقام خود گفته‌‏ایم که حضرت بارى علت فاعلى است نه علت تامه و یکى از شرایط علت تامه وجود مصلحت است بر فعل اگر مصلحت نباشد ایجاد نمیفرماید و طریقه متکلمین تام و تمام است بلکه طریقه حکماء باطل است زیرا اگر علة تامه باشد و انفکاک معلول هم از علت محال است سلب قدرت و اختیار میشود و بایستى بسیار از صفات را منکر شد زیرا معناى قدرت را بعضى کردند تساوى فعل و ترک و بعضى ان شاء فعل و ان لم یشأ لم یفعل و همچنین اراده و مشیت با علت و معلول مناسبت ندارد. بناء على هذا مى‏گوییم تمام ممکنات مسبوق بعدم و حادث هستند حتى عقل اول باصطلاح حکماء و نور مقدس محمدى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بلسان اخبار لذا تعبیر بصادر اول میکنیم و مخلوق اولى.
  سوره یوسف آیه 95 - اثنی عشری
قالُوا تَاللَّهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلالِکَ الْقَدِیمِ (95)
جلد 6 - صفحه 292
قالُوا تَاللَّهِ‌: گفتند حاضران از راه شفقت و ترحم. إِنَّکَ لَفِی ضَلالِکَ الْقَدِیمِ‌: بدرستى که تو هرآینه در آن محنت قدیم هستى، یا تو در همان خروج از راه صواب سابقه هستى در محبت یوسف. و اعتقادشان چنان بود که یوسف به گمان یعقوب سالهاست مرده، این سخن بدون بصیرت گوید. و قصدشان از ضلالت، گمراهى در دین نبوده، بلکه مراد مبالغه در محبت یوسف و آرزوى فاسده به عود بعد از موت بود.
  سوره یوسف آیه 95 - خلاصه تفسیر نمونه
(آیه 95)- اطرافیان یعقوب که قاعدتا نوه‌ها و همسران فرزندان او و مانند آنان بودند با کمال تعجب و گستاخی رو به سوی او کردند و با قاطعیت «گفتند:
به خدا سوگند تو در همان گمراهی قدیمت هستی»! (قالُوا تَاللَّهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلالِکَ الْقَدِیمِ).
مصر کجا، شام و کنعان کجا؟ آیا این دلیل بر آن نیست که تو همواره در عالم خیالات غوطه‌وری، و پندارهایت را واقعیت می‌پنداری، این چه حرف عجیبی است! اما این گمراهی تازگی ندارد، قبلا هم به فرزندانت گفتی بروید به مصر و از یوسفم جستجو کنید! و از اینجا روشن می‌شود که منظور از ضلالت، گمراهی در عقیده نبوده، بلکه گمراهی در تشخیص مسائل مربوط به یوسف بوده است.
[ همه لغت ها ] لغت های عبدالله عبداللهي (138 مورد)
  سوره کهف آیه 45 - احسن الحدیث
تذروه : ذرو: پراکندن و پاشیدن
 توضيح : . تَذْرُوهُ الرِّیاحُ‏: بادها آن را مى‏ پراکند.
  سوره کهف آیه 45 - احسن الحدیث
هشیما : هشیما: هشم: شکستن.
 توضيح : «هشم الشی‏ء هشما: کسره» هشیم: خورد شده و شکسته علف خشک و چوب
  سوره انعام آیه 95 - تفسیر علّیّین ج 1 ، ص ۱۴۰
اَلْحَبِّ : : جمع«حبّة»به معناى چیزى که هسته ندارد،مانند گندم و جو