عبدالله عبداللهی
خدایا مرا پاکیزه بپذیر....(مهدی باکری)
[ همه پیام ها ] پیام های عبدالله عبداللهي (12 مورد)
  سوره آل عمران آیه 15 - همراهی دین بالذات حلال تقویت تقوا ورسیدن به بهشت
1 اگر مؤمنین از لذات نامشروع و هوس هاى سرکش و گناه آلود صرف نظر کنند و تقوا پیشه سازند، از مطلق لذت محروم نخواهند شد؛ زیرا مى توانند از لذّت هاى صحیح و حلال دنیا و نیز از لذّت هاى جهان دیگر بهره گیرند که همانند همین لذت هاست امّا در سطحى عالى تر و پاک از هرگونه عیب و نقص

2 قرآن کریم براى تربیت و راه نمایى مردم از روش مقایسه استفاده مى کند در آیه ى قبل لذت هاى دنیوى را گوشزد کرد و در این آیه لذّت هاى برتر اُخروى را یادآورى مى کند روش مقایسه مى تواند به عنوان یک الگوى قرآنى، در تربیت انسان ها نقش سازنده اى داشته باشد

3 در این آیه به برخى از نعمت هاى بهشتى و ویژگى هاى برتر آنها اشاره شده است:

الف) بوستان هاى بهشتى، برخلاف بوستان هاى دنیوى، همیشگى است و به طور دائم آب از زیر درختانش جارى است که صفاى خاصى به آنها مى دهد

ب) برخلاف همسران زیباى دنیا، هیچ ناپاکى و نقطه ى سیاهى در جسم و جان همسران بهشتى نیست

ج) خشنودى خدا برترین نعمت اخروى است و لذّتى بالاتر از این نیست که انسان بداند محبوب و معشوق و معبود او از وى راضى است

جنت طلبان گر لب شیرین تو بینند در کام همه تلخ شود کوثر و تسنیم

4 این آیه به مردم هشدار مى دهد که شما تحت نظر خدا هستید، پس مراقب اعمال و افکار خود باشید؛ امّا استفاده از تعبیر «بندگان»، در این جا، به نوعى، اظهار لطف و محبت به آنان است
  سوره آل عمران آیه 14 - سرمایه های زندگانی
1 در آیه ى فوق به شش مورد از جلوه ها و سرمایه هاى مهم زندگى اشاره شده که عبارتند از: زن، فرزند، پول هاى نقد فراوان، مرکب هاى ممتاز، چهارپایان و زراعت؛ که ارکان زندگى مادى را تشکیل مى دهند و مورد علاقه ى انسان هستند البته روشن است که ذکر این شش مورد از باب مثال و مصداق است

2 محبت امور دنیوى براى انسان آراسته شده است حال پرسش این است که زینت دهندۀ این امور کیست ؟

زینت دهنده همان خدایى است که از طریق دستگاه آفرینش، عشق به فرزندان و ثروت را در نهاد آدمى قرار داده است تا او را بیازماید و در مسیر تکامل و تربیت به پیش ببرد؛ همان طور که در برخى آیات بدان اشاره شده است

3 در آیه ى فوق نخستین موضوعى که ذکر شده، محبت زنان است؛ و جالب این است که در عصر حاضر روان کاوان مى گویند: غریزه ى جنسى از نیرومندترین غرایز انسان است

4 آیه ى مورد بحث و آیات مشابه آن، هیچ گاه علاقه ى معتدل نسبت به زن و فرزند و ثروت را نکوهش نمى کند؛ زیرا پیشبرد اهداف معنوى بدون وسایل مادى ناممکن است و قانون قرآن برخلاف قانون آفرینش نیست؛ پس آنچه نکوهش شده عشق و علاقه ى افراطى و به عبارت دیگر، پرستش این امور است

5 علاقه ى طبیعى به امور مادى در نهاد هر انسانى وجود دارد، اما آنچه خطرناک است فریب خوردن از جلوه هاى آن و عدم کنترل دل بستگى ها و فراموش کردن زندگى عالى تر معنوى است اگر کسى به امور شش گانه ى ذکر شده در آیه به عنوان هدف نهایى عشق بورزد و از آنها به صورت وسیله اى در مسیر زندگى انسانى بهره نگیرد، تن به زندگى پستى داده است؛ پس در حقیقت، تعبیر «زندگى پایین و پست» (حیات دنیا) اشاره به سیر تکاملى زندگى است
  سوره آل عمران آیه 9 - اعقتادبه معاد بهترین وسیله سالم سازی افکار
1 هیچ چیز مانند اعتقاد به معاد و روز رستاخیز در کنترل افکار و امیال مؤثر نیست انسان با توجه کردن به معاد، فکر و اندیشه اش را سالم مى سازد و راه درست را مى بیند و مى پیماید
2 خداى متعال از وعده ى خود تخلّف نمى کند منشأ خُلف وعده، غفلت، ناتوانى، ترس، جهل یا پشیمانى است که هیچ کدام در ذات مقدس الهى وجود ندارد، چون خدا از هر عیب و نقصى پاک است
3 خداى متعال بارها در کتاب هاى آسمانى وعده داده است که رستاخیز را بر پا مى سازد و پاداش نیکوکاران و کیفر بدکاران را مى دهد و البته به این وعده وفا خواهد کرد، چون لازمه ى عدالت و حکمت خداست؛ پس تردیدى در رستاخیز نیست
[ همه نکته ها ] نکته های عبدالله عبداللهي (36 مورد)
  سوره آل عمران آیه 6 - خلقت انسان اعجاز امر الهی
1 امروزه عظمت مفهوم آیه ى فوق، با توجه به پیشرفت هاى رویان شناسى، از هر زمان دیگر آشکارتر است

«جنین» در آغاز یک موجود تک سلولى است و شکل و اندام خاصى ندارد و کم کم رشد مى کند و به صورت توده ى سلولى درمى آید؛ سپس به چند ناحیه تقسیم مى شود و صورتگرى جنین آغاز مى گردد و به تناسب کارهایى که اجزا در آینده باید انجام دهند، تغییراتى در آن صورت مى گیرد هر گروه سلولى یکى از دستگاه هاى بدن، مانند دستگاه عصبى، گردش خون و گوارش را مى سازند پس از این مراحل، جنین به صورت انسانى موزون صورتگرى مى شود

2 صورتگرى انسان در شکم مادر به ما انسان ها مى آموزد که:

الف) صورتگرى هاى گوناگون در رحم مادر نشانه ى قدرت و حکمت خداست

چرا حق نمى بینى اى حق پرست که بازو به گردش درآورد و دست

ب) اگر صورتگرى انسان به دست خداست و همه ى صورت ها ساختۀ اوست، پس کسى را به خاطر شکل ظاهرى سرزنش نکنیم

ج) عوامل وراثتى، بهداشتى، غذایى و روانى در صورت بندى جنین اثر دارد، امّا این عوامل از سنت هاى الهى است که در مدار قدرت و حکمت او عمل مى کند

د) خداوند قادر است و هرگونه بخواهد صورت بندى مى کند، امّا کارى برخلاف حکمت نمى کند
  سوره آل عمران آیه 4 - تشریح فرقان وچرایی آن در قران
در آیۀ مورد بحث پس از خبر دادن از نزول قرآن بر پیامبر اسلام، تذکر مى دهد که پیش از این هم خداوند تورات و انجیل را نازل کرد که هدایتگر مردم بودند و خداوند این کتابها را براى راهنمایى مردم فرستاد پس از ذکر این سه کتاب آسمانى اضافه مى کند که خداوند«فرقان» را فرستاد منظور از فرقان در اینجا چیست ؟ فرقان یعنى فرق گذارندۀ میان حق و باطل و مشخص کنندۀ صفوف مؤمنان و کافران این حالت در هر سه کتاب آسمانى وجود داشت و هر سه فرقان بودند در قرآن کریم گاهى فرقان به قرآن اطلاق مى شود مانند:

تَبٰارَکَ اَلَّذِی نَزَّلَ اَلْفُرْقٰانَ عَلىٰ عَبْدِهِ (فرقان 1)

مبارک است خدایى که فرقان را بر بنده اش نازل کرد

گاهى هم از تورات به عنوان فرقان یاد شده مانند:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسىٰ وَ هٰارُونَ اَلْفُرْقٰانَ (انبیاء 48)

همانا به موسى و هارون، فرقان دادیم

در آیۀ مورد بحث به هر سه کتاب قرآن و تورات و انجیل، فرقان اطلاق شده است بنابراین فرقان در اینجا نام مخصوص قرآن نیست بلکه اثر و خاصیتى است که در کتابهاى آسمانى و وحى الهى وجود دارد و سبب مى شود حق از باطل و نور از ظلمت و مؤمن از کافر جدا شود و بازشناسى گردد

پس از بیان نزول این سه کتاب آسمانى و فرقان بودن آنها، از کسانى یاد مى کند که در طول تاریخ به این کتابها و آیات الهى کافر شدند و در مقابل انبیاء و وحى الهى ایستادگى کردند و کفر ورزیدند به این کافران عذاب سختى را وعده مى دهد و اضافه مى کند که خداوند عزیز است یعنى قدرتمندى است که هیچ چیز او را ناتوان نمى سازد و نیز خداوند انتقام گیرنده است و از کافرانى که پیامبران خدا را اذیت کردند و به آنها ستم روا داشتند انتقام خواهد گرفت
  سوره بقرة آیه 284 - محاسبه گناهان توسط پروردگار
1 برخى از گناهان انسان جنبه ى عملى و خارجى دارند، مثل شراب خوارى و آدم کشى؛ و برخى جنبه ى درونى و قلبى دارند، مثل پنهان کردن شهادت و شرک آیه ى فوق به این مطلب اشاره مى کند که خدا هم گناهان ظاهرى را محاسبه مى کند، و هم گناهان باطن و قلبى را

2 در برخى روایات آمده است که «نیّت گناه، گناه نیست »؛ یعنى اگر کسى اراده ى سرقت کند ولى موفق به آن نشود، گناهى مرتکب نشده است

این روایات مربوط به گناهانى است که جنبه ى عملى و خارجى دارند و نیّت مقدمه ى آنهاست، امّا گناهانى که ذاتاً جنبه ى درونى دارند و عمل قلبى به شمار مى آیند، مثل شرک، مشمول آیه ى فوق هستند و مى توانند مورد محاسبه و مجازات قرار گیرند

3 برخى از مفسران قرآن تفسیر دیگرى از آیه ى فوق ارائه مى کنند و مى نویسند:

«عمل انسان ممکن است براى خدا باشد و یا به قصد ریا، و مقصود آیه آن است که اگر نیّت خود را آشکار سازید یا پنهان کنید، خدا از آن آگاه است و طبق آن اعمال شما را محاسبه مى کند و در واقع مفاد آیه ى فوق، همانند روایاتى است که مى فرمایند: «عملى نیست مگر براساس نیّت »

4 انسان نه تنها مسئول رفتار و اعمال خود که مسئول روحیه و حالات و انگیزه هاى خود نیز هست؛ ازاین رو در قرآن سخن از گناه قلبى و مسئولیت قلب شده است؛ چرا که گناهان و اعمال باطن نیز در تشکیل شخصیت انسانى مؤثرند و ازاین رو مورد توجه و محاسبه قرار مى گیرند

5 خدا در هر موردى که بخواهد از لغزش ها مى گذرد و در هرجا که اراده اش تعلق گیرد، مجازات مى کند؛ البته روشن است که اراده ى خدا نسبت به بخشش و مجازات بى حساب و حکمت نیست و این ها به دنبال شایستگى هایى است که خود انسان تحصیل کرده است
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های عبدالله عبداللهي (307 مورد)
  سوره نساء آیه 157 - ترجمه برگرفته از تفسیر آسان
و به علت سخن آنان که گفتند: ما عیسى بن مریم را که پیامبر خدا بود بقتل رسانیدیم (مستوجب خشم و طرد شدند) در صورتى که نه او را بقتل رساندند و نه به دارش زدند ولى امر بر آنان مشتبه شد و آن افرادى که دربارۀ او دچار اختلاف شدند نسبت به وى گرفتار شک گردیدند آنان دراین باره علمى غیر از گمان نداشتند و بطور یقین او را نکشتند
  سوره نساء آیه 156 - حداد عادل
و نیز از بهر کفر ورزیدنشان،و آن سخن تهمت آمیز سنگینشان در حق مریم
  سوره نساء آیه 155 - حداد عادل
و سرانجام(به ذلت و خوارى افکندیمشان)به سبب پیمان شکستنشان،و به آیات الهى کافرشدنشان،و پیامبرکشى به ناحقشان،و این سخنشان که دلهامان در پرده پوشیده است،که در واقع خدا به سبب کفرشان بر آن دلها مهر نهاده است،و ایمانشان جز اندکى نیست
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های عبدالله عبداللهي (266 مورد)
  سوره مائدة آیه 31 - روان جاوید
در این هنگام خداوند دو زاغ را مأمور فرمود که با یکدیگر نزاع نموده یکى از آنها دیگرى را کشت و زمین را با چنگال خود کند و جسد آن را دفن نمود قابیل از آن زاغ تعلیم گرفت و بدن برادر را به خاک سپرد و این سنت از آن روز باقى ماند که اموات را دفن نمایند و بسوى پدر مراجعت نمود حضرت آدم (ع) جویاى پسر دیگر خود شد قابیل گفت مگر من مسئول او بودم آدم (ع) فرمود بیا برویم در محل قربانى و بقلب آن حضرت خطور نمود که قابیل چه کرده چون به آن مکان رسیدند امر ظاهر گردید و آن زمین را لعنت فرمود و مأمور شد بلعن قابیل و ندائى بگوش قابیل رسید که ملعون شدى براى کشتن برادرت و براى این زمین خون را به خود فرونمى برد و چون آدم از آن مکان مراجعت نمود چهل شبانه روز بر هابیل گریه کرد و چون امر بر او دشوار شد بخدا شکایت نمود پس به او وحى رسید از جانب خداوند که من پسر دیگرى به تو عطا مى کنم که جانشین هابیل باشد پس حوا براى آدم پسر پاکیزه مبارکى آورد و چون روز هفت رسید خداوند بآدم وحى فرمود که این پسر را من به تو هبه نمودم نام او را هبة اللّه بگذار آنچه عرض شد برطبق روایت قمى از حضرت سجاد است و از روایت اکمال از حضرت باقر (ع) استفاده مى شود که قابیل اول کسى بود که آتشکده بنا نمود به اغواى شیطان و گفت آن قدر آتش را عبادت مى کنم تا قربانى مرا قبول نماید و از روایت عیاشى از آن حضرت استفاده مى شود که او توبه نکرد لذا تا روز قیامت به حرارت آفتاب و برودت زمهریر معذب است و در آن روز بجهنم مى رود بنابراین معلوم مى شود ندامتش از این عمل نه براى توبه بوده بلکه براى آن بوده که بمقصود نرسید و از چشم پدر و مادر افتاد و ملعون به لعنت حق و خلق گردید و کلمه سوئة در آیه شریفه بمعنى چیزى است که شخص از مشاهده آن بدش مى آید لذا بر عورت و بدن میت اطلاق مى شود و کلمه ویل و ویله بمعنى هلاکت است که اضافه بیاء متکلم مى شود و بدل بالف مى گردد و در موقع تحیر و مخاطره هلاکت استعمال مى نمایند و بعضى از مفسرین تصور نموده اند سوئه در اینجا بمعنى عورت است و گفته اند جسد هابیل برهنه بوده است با آنکه واضح است که ستر عورت حفر زمین لازم ندارد
  سوره مائدة آیه 30 - أطیب البیان
پس نفس قابیل وادار کرد او را بر قتل برادرش هابیل پس او را کشت پس صبح کرد از زیانکاران فطوعت یعنى متمایل شد و رغبت پیدا کرد(له) متعلق بطوعت است (نفسه) فاعل طوّعت(قتل اخیه) مفعول طوعت و معنى اینکه متابعت هواى نفس نمود و بدترین خسارات آنست که هواى نفس که دشمن بزرگ انسان است اطاعت کند چنانچه در قرآن میفرماید أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اِتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ جاثیه آیه 23، و گفتند انسان سه دشمن بزرگ دارد: 1 دنیا که مال و جاه خود را جلوه میدهد

2 هواى نفس که بعد از جلوه دنیا متمایل میشود و طالب میشود 3 شیطان که راه وصله به آنرا ارائه میدهد

(فقتله) این معصیت شنیع بزرگ را مرتکب شد فَأَصْبَحَ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ خسران زیان در مال التجاره است و از دست دادن سرمایه چنانچه گفتند که انسان تاجر و عمر سرمایه تجارت و اعضاء و جوارح سبعه کارمندان تجارتخانه: چشم، گوش، زبان، دست، پا، شکم، عورت و نفس سرپرست این کارمندان و اعمال صالحه تجارت این تجارتخانه و نفع آن بهشت و خسران آن جهنم است که سرمایه عمر مصرف تحصیل عذاب باشد
  سوره مائدة آیه 30 - اثنی عشری
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ :پس آسان و فراخ کرد امر قابیل را، نفس خبیث او، کشتن برادرش هابیل را، یعنى بر وجه وسعت و سهولت، قصد قتل برادر خود کرد و کمر قتل او بسته و در کمینگاه انتقام بنشست، و همین که آدم علیه السّلام عزیمت بیت المعمور کعبه معظمه نمود، قابیل فرصت یافته به سر رمه آمد هابیل را دید خوابیده، سنگى برداشت و بر سر هابیل فرود آورد، چنانچه مغز سرش پریشان شد فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ :پس کشت او را به آن سنگ، پس گشت از زیانکاران در دنیا، به آنکه بقیۀ عمر مردود و مطرود بود، و در آخرت، که نصف عذاب جهنم براى او خواهد بود