از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(وایاک نستعین ):نسبت می دهیم عبادت را به ذات خودمان و ادعا می کنیم درحالی که در همین عبادت هم ازتو نیرو می گیریم و ازخودمان استقلالی نداریم ، پس (ایاک نعبدوایاک نستعین ) روی هم یک معنا رامی رسانند و آن عبادت خالصانه است که هیچگونه شائبه ای درآن نیست و اخلاص بابکاربردن بدل منافات دارد و لذا کلمه ایاک تکرار شده است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا جودکي
باید فقط خدا را عبادت کرد و فقط از او کمک خواست. در حقیقت در این جا داریم اقرار می کنیم که به پرستش و کمک خداوند نیازمندیم. پس اگر از کسی کمک خواستیم در اعماق وجودمان قبول داشته باشیم که در حقیقت این خداوند است که ما را یاری و مدد می کند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه قليچ خاني
اگر ایاک یکبار گفته میشود این که مجموع عبادتها منحصر به خدا است را ثابت میکرداما این که حمیع استعانتها از اوست را ثابت نمیکرد وقتی جمیع ثابت میشود که ایاک تکرار شوددر حقیقت ایاک اول حصر مجموع وایاک دوم حصر جمیع [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) ماجدی (داور) : بعضى معتقدند که تکرار ایّاک بخاطر این است که پس از اظهار عبودیت غرور و خودپرستى عبادت با این جمله جبران شود یعنى ترا مى‏پرستم و غرورى ندارم و در این هم از تو یارى مى‏طلبم.
بعضى گفته‏اند:
تکرار ایّاک بمنظور تأکید است لیکن تکرار در صورتى مفید تأکید است که براى یک فعل انجام گرفته باشد مثلا گفته شود ایّاک ایّاک نعبد و عدّه‏اى نیز میگویند:
تکرار ایّاک از این نظر است که بما بیاموزد همیشه و براى هر حاجت خدا را یاد کنید اگر چه مکرر باشد.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمد سرياني
به نظرم پرستش فراتر از صرف استعانت است و استعانت یکی از بخش های پرستش است و اینجور نیست که اینها یکی باشند
شاید قسمت دوم تاکیدی بر این بخش از بندگی، یعنی "تنها استعانت جستن از خدا" باشد


و شاید یادآوراینکه کسی که چیزی را میپرستد(نعبد) باید امیدش هم به همو باشد و ازاو بخواهد هر چه را که می خواهد (نستعین) نه اینکه او را بپرستیم و بنده او باشیم و امید به چیز یا شخص دیگری داشته باشیم
در واقع به نظرم یک نوع معیار برای سنجش بندگی ما همین می تواند باشد که آیا واقعا فقط از او می خواهیم و فقط چشم امیدمان به اوست
آیا وقتی می گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین راست می گوییم
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
به نظرم یادآوری این آیه می تواند آرامش بخشی هنگام حظور در اجتماع و در هنگام برخورد با ناملایمات و رفتار های نا خوشایند دیگران باشد
به این معنی که با یادآوری اینکه امید ما به خدا است و تنها از او یاری می جوییم و چشم به یاری اشخاص نداریم که حالا با رفتار نا خوشایند آن ها نا امید شویم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر راهنما
[خدایا] فقط تو را مى پرستیم و فقط از تو کمک مى طلبیم.

1 - تنها خداوند شایسته و بایسته پرستش است.

إیاک نعبد

تقدیم مفعول (إیاک) بر فعل (نعبد) دلالت بر حصر دارد.

2 - ربوبیت خدا بر هستى، رحمانیت و رحیمیت او و مالکیتش بر روز قیامت، دلیل شایستگى او براى پرستش

رب العلمین. الرحمن الرحیم. ملک یوم الدین. إیاک نعبد

3 - باور به ربوبیت خدا، رحمت آفرینى و مالکیتش بر روز جزا، وادار کننده آدمى به پرستش او

رب العلمین. الرحمن الرحیم. ملک یوم الدین. إیاک نعبد

4 - شناخت خدا و صفات او، راه دستیابى به توحید عبادى است.

الحمد للّه رب العلمین ... إیاک نعبد

5 - اندیشه هاى آدمى، پایه و اساس اعمال و رفتار اوست.

الحمد للّه رب العلمین. الرحمن الرحیم. ملک یوم الدین. إیاک نعبد

6 - نادیده انگاشتن خویش در محضر خدا، از آداب پرستش اوست.

إیاک نعبد

به کارگیرى «ما» به جاى «من» گاهى براى اظهار عظمت است و گاهى براى پرهیز از انانیت و خودبینى. قرینه هاى کلامى تعیین کننده مراد است و در اینجا به مناسبت عبودیت، پرهیز از انانیت و خودبینى مقصود است. لذا «نعبد» به صورت متکلم مع الغیر آمده است.

7 - ایمان به خدا و صفات او، مایه باور به حضور همگان در پیشگاه اوست.

الحمد للّه رب العلمین ... إیاک نعبد

تغییر اسلوب کلام در سوره حمد، یعنى التفات از غیبت به خطاب حاوى نکاتى است، از جمله اینکه آدمى پیش از آگاه شدن به صفات خدا ـ مانند ربوبیت او بر هستى و ... ـ گویا احساس نمى کند که خداوند بر همه چیز حاضر و ناظر است; ولى پس از باور به ربوبیت او و سایر صفاتش، خود و دیگران را در محضر خدا مى یابد و او را در همه شؤونات حاضر مى بیند.

8 - احساس حضور در پیشگاه خداوند از آداب عبادت است.

إیاک نعبد

از جمله نکته هاى التفات از غیبت به خطاب در سوره حمد، بیان ادب عبادت و دعاست; یعنى، شایسته است انسان به هنگام پرستش و دعا احساس کند که در پیشگاه خداوند حاضر است.

9 - شایسته دانستن خدا براى عبادت و امید به رحمتهاى او، از انگیزه هاى پرستش خداست.

الحمد للّه رب العلمین. الرحمن الرحیم ... إیاک نعبد

مطرح ساختن عبادت خدا پس از توصیف او به ربوبیت، رحمانیت، رحیمیت و مالکیت روز جزا، بیانگر انگیزه هاى پرستش است; یعنى، چون خدا رب است، شایسته پرستش است و چون مردم به رحمت او نیازمندند، باید عبادتش کنند وبدان جهت که از عذاب آخرت مى هراسند، باید او را بپرستند.

10 - ترس از عذابهاى اخروى و امید به پاداشهاى جهان آخرت، از انگیزه هاى آدمى براى عبادت خدا

ملک یوم الدین. اءیّاک نعبد

11 - شناخت خدا و صفات او، مایه نادیده انگاشتن خویش در پیشگاه خداوند است.

الحمد للّه ... إیاک نعبد و إیاک نستعین

12 - یکتا پرستى همگان، آرمان موحدان است.

إیاک نعبد

آوردن «نعبد» (ما عبادت مى کنیم) به جاى «أعبد» (من عبادت مى کنم) مى تواند اشاره به خواسته هر انسان موحدى باشد; یعنى، او با گفتن جمله «ما عبادت مى کنیم» بیان مى دارد که خواهان یکتا پرستى همگان است.

13 - تنها حقیقتى که شایسته یارى جستن مى باشد، خداوند است.

و إیاک نستعین

14 - انسان در پرستش خدا و خلوص در آن، نیازمند امداد الهى است.

إیاک نعبد و إیاک نستعین

متعلق «نستعین» همه وظایفى است که از سوره حمد مى توان استفاده کرد و از آنها لزوم یکتا پرستى است که از «إیاک نعبد» به دست مى آید; یعنى: نستعینک على عبادتک و خلوصها.

15 - انسان در عین دارا بودن اختیار در عبادت خدا، بدون اعانت او بر انجام آن توانا نیست.

إیاک نعبد و إیاک نستعین

16 - حمد و ستایش خدا، تنها با یارى او امکان پذیر است.

الحمد للّه ... إیاک نستعین

از وظایفى که از سوره حمد استفاده مى شود، لزوم ستایش خداوند است. بنابراین مى توان گفت این معنا نیز متعلق «نستعین» است; یعنى: نستعینک على ان نحمدک.

17 ـ شناخت ربوبیت خدا بر تمام هستى و باور به رحمانیت و رحیمیت او و مالکیتش بر روز جزا، تنها با امداد الهى امکان پذیر است.

الحمد للّه رب العلمین ... إیاک نستعین

شناخت ربوبیت خدا و ... از تکالیفى است که مى توان آن را از سوره حمد برداشت کرد. لذا آنها نیز متعلق «نستعین» مى باشند; یعنى: نستعینک على ان نعرف ربوبیتک و ... .

18 - انسان نیازمند یارى خداوند در تمامى امور خویش است.

إیاک نستعین

برخى برآنند که متعلق «نستعین» یعنى مورد استعانت، ذکر نشده تا حکایت از همه امور داشته باشد ; یعنى: نستعینک على امورنا کلها.

19 - خداوند، توانا بر انجام تمامى خواسته هاى بندگان است.

و إیاک نستعین

برداشت فوق لازمه این معناست که مراد از استعانت، استعانت در همه امور باشد.

20 - شناخت خداوند و صفات او (رب العالمین و ...)، آدمى را به توحید افعالى رهنمون خواهد کرد.

إیاک نستعین

چون جمله «إیاک نستعین» پس از توصیف خداوند به «رب العالمین» و ... آمده، بیانگر این است که شناخت خداوند، با آن صفات یاد شده، آدمى را به این مرحله مى رساند که غیر خدا را ناتوان ببیند و در نتیجه به توحید افعالى برساند.

21 ـ باور همگان به توحید افعالى، آرمان موحدان است.

إیاک نستعین

به کارگیرى «نستعین» (استعانت مى جوییم) به جاى «أستعین» (استعانت مى جویم)، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

22 ـ از امام رضا (ع) روایت شده: ... «إیاک نعبد» رغبة و تقرب إلى اللّه تعالى ذکره و إخلاص له بالعمل دون غیره و «إیاک نستعین» إستزادة من توفیقه و عبادته و إستدامة لما أنعم اللّه علیه و نصره ...;(1)

... «إیاک نعبد» ابراز رغبت و تقرب جستن عبد به سوى خداى تعالى و اظهار اخلاص در عمل براى اوست و نه غیر او و «إیاک نستعین» در خواست زیاده توفیق خدا و زیاده عبادت او و درخواست ادامه نعمتهاى داده شده و یارى خداوند است ...». [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حامد يوسفي - پرتویی از قرآن
عبادت، چنان که بعضى تفسیر کرده‏اند، تنها خضوع نیست، معناى فارسى عبادت بندگى است- یعنى خود را در بند نهادن و این بند را پیوسته بر گردن خود استوار داشتن، تسلیم شدن براى هر چه در برابر هر که همان بندگى آنست، خواه از جهت احتیاج یا رغبت و محبت یا بزرگى و عظمت باشد، لازم این چنین تسلیم خضوع است، پس نخست بنده کمال و عظمتى را در محبوب احساس مینماید تا آنجا که خود را تسلیم بدون شرط میگرداند و در برابرش سربندگى فرود میآورد چون باین حد رسید محبوب معبود میگردد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رعنا سليمان عباسي - آشنایى با قرآن جلد ۲/متفکر شهید استاد مرتضى مطهرى
ایاک نعبد و ایاک نستعین: پروردگاراتنها و تنها ترا مى‏پرستیم و تنها و تنها از تو استعانت مى‏جوئیم.
با اینکه انسان گمان مى‏کند; که توحید یکى از مسائل اسلام است و هزاران مسئله دیگر در اسلام در کنار توحید قرار گرفته است، ولى وقتى با نگاهى دقیقتر مى‏نگرد مى‏بیند اسلام سراسرش توحید است‏یعنى تمام مسائل آن چه آنها که مربوط به اصول عقائد است و چه آنها که به اخلاقیات و امور تربیتى و یا به دستور العملهاى روزانه ارتباط دارد همگى یکجا و یکپارچه توحید است.
در منطق اصطلاحى وجود دارد که مى‏گویند. تحلیل و ترکیب این دو کلمه که در آنجا در فکر بکار مى‏رود از علوم طبیعى اتخاذ شده است. و مراد این است که همانطور که در عالم ماده تجزیه و ترکیب است، یعنى همه مرکبات تجزیه مى‏شود به عناصر اولیه و اگر آنعناصر را ترکیب کنند دو مرتبه آن مرکب تشکیل مى‏گردد، و در اندیشه‏ها و فکرها نیز همین طور است. تمام اندیشه‏هها و افکار بشر را فیلسوفان مى‏گویند به اصل عدم تناقض بر مى‏گردد. یعنى اگرتحلیل و تجزیه بکنند، بازگشت به این اصل مسلم بدیهى مى‏نماید.
در اسلام چنین اصلى وجود دارد که همان توحید است، یعنى تمام مبانى اسلامى را اگر تحلیل کنیم بازگشت به توحید مى‏کند.
اگر نبوت و معاد را که دو اصل دیگر از اصول اعتقادى هستند و یا امامت را مورد تحلیل قرار دهیم در شکل دیگر، توحید است. و اگر دستورهاى اخلاقى و یا احکام اجتماعى اسلامى را مورد بررسى قرار دهیم در شکل دیگر، توحید است. و اگر دستورهاى اخلاقى و یا احکام اجتماعى اسلامى را مورد بررسى قرار دهیم در شکل توحید خودنمائى مى‏کنند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - یوسفعلی
21. On realizing in our souls Allah's love and care, His grace and mercy, and His power and justice (as Ruler of the Day of Judgement), the immediate result is that we bend in the act of worship, and see both our shortcomings and His allsufficient power. The emphatic form means that not only do we reach the position of worshipping Allah and asking for His help, but we worship Him alone and ask for His aid only. For there is none other than He worthy of our devotion and able to help us. Then plural "we" indicates that we associate ourselves with all who seek Allah, thus strengthening ourselves and strengthening them in a fellowship of faith (see n. 586). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  آسيه افشار - تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 43
اینجا سر آغازى است براى نیازهاى بنده و تقاضاهاى او از خدا، و در حقیقت لحن سخن از اینجا عوض مى‏شود، زیرا آیات قبل حمد و ثناى پروردگار و اظهار ایمان به ذات پاک او و اعتراف به روز قیامت بود.
اما از اینجا گویى" بنده" با این پایه محکم عقیدتى و معرفت و شناخت پروردگار، خود را در حضور او، و در برابر ذات پاکش مى‏بیند، او را مخاطب ساخته نخست از عبودیت خویش در برابر او، و سپس از امدادها و کمکهاى او سخن مى‏گوید:" تنها ترا مى‏پرستم و تنها از تو یارى مى‏جویم" (إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ).
به تعبیر دیگر: هنگامى که مفاهیم آیات گذشته در جان انسان جاى گیرد، و اعماق وجودش به نور اللَّه پرورش دهنده جهانیان روشن مى‏شود، و رحمت عام و خاص او و مالکیتش در روز جزا را درک مى‏کند، انسان به صورت یک فرد کامل از نظر عقیده در مى‏آید، این عقیده عمیق توحیدى نخستین ثمره‏اش از یک سو بنده خالص خدا بودن، و از بندگى بتها و جباران و شهوات در آمدن، و از سوى دیگر، دست استمداد به ذات پاک او دراز کردن است.
در واقع آیات گذشته سخن از توحید ذات و صفات مى‏گفت و در اینجا سخن از توحید عبادت، و توحید افعال است.
توحید عبادت آنست که هیچکس و هیچ چیز را شایسته پرستش جز ذات خدا ندانیم تنها به فرمان او گردن نهیم، تنها قوانین او را به رسمیت بشناسیم و از هر نوع بندگى و تسلیم در برابر غیر ذات پاک او بپرهیزیم.
توحید افعال آنست که تنها مؤثر حقیقى را در عالم او بدانیم (لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه) نه اینکه عالم اسباب را انکار کنیم و به دنبال سبب نرویم بلکه معتقد باشیم که هر سببى هر تاثیرى دارد، آن هم به فرمان خدا است، او است که به آتش سوزندگى، و به خورشید روشنایى و به آب حیاتبخشى داده است.
ثمره این عقیده آنست که انسان تنها متکى به" اللَّه" خواهد بود، تنها قدرت و عظمت را مربوط به او مى‏داند، و غیر او در نظرش فانى، زوال‏پذیر، و فاقد قدرت مى‏باشد.
تنها ذات اللَّه قابل اعتماد و ستایش است، و لیاقت این دارد که انسان او را تکیه گاه خود در همه چیز قرار دهد.
این تفکر و اعتقاد انسان را از همه کس و همه موجودات بریده و تنها به خدا پیوند مى‏دهد، حتى اگر به دنبال عالم اسباب مى‏رود نیز به فرمان او است یعنى در لابلاى اسباب، قدرت خدا را که" مسبب الاسباب" است مشاهده مى‏کند.
این عقیده آن قدر روح انسان را وسیع و افق فکر او را بالا مى‏برد که به بى‏نهایت و ابدیت مى‏پیوندد و از محیطهاى محدود آزاد و رها مى‏سازد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  منتظر منتظر - نسیم حیات
بار الها تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری میجوئیم
از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن
امام صادق علیه السلام می فرمایند: بارالها! از تو غیر تو را نمی خواهم و این همان روح خلوص است
... [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمدرضا زارع
ترجمه: فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می جوئیم.
مفهوم: خلوص- آزادگی- یقین- توکل- حضور معبود و حضور در برابر معبود- رسیدن به بُعد تازه ای از معرفت در اثر رویارویی با انبوهی از صفات الهی- جهشی در روند تکامل و استحکام ایمان بهددلیل رسیدن به بُعد تازه ای از معرفت- خلیفه الهی.
وقتی آدمی با به بند کشندگان روح و جسم خود به مبارزه برخاست و مجاهده کردو پیروز شد و از بندهای غیر خدایی رهایی یافت(والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا)، عاشقانه طوق بندگی خدا را به گردن می اندازد و به مقام آزادگی می رسد:
خلیل عشق دوش آمد به بتخانه/تبر در دست و دل در نور و دیوانه
چنان بشکستوبتهای درونم را/که دل آزاد گشت از بند بیگانه
در این هنگام او خود را همراه بادتمامی اعضاء و جوارح و ذرات وجودش در پیشگاه یگانه معبود خویش و غرق رحمت او می بیند، بنابراین همه با هم یکصدا فریاد می زنند:
ایاک نعبد، یعنی تنها بندی را که بر خود احساس می کنیم و می پسندیم بند تو است، پس ما فقط بنده ی تو هستیم و فقط تو را می پرستیم و فقط از تو اطاعت می کنیم.
اما مبادا این توانائیها، توانایی انتخاب معبود و حضور در برابر او، توانایی نفی خدایان دروغین، و توانائیهای بسیار دیگری که به دست آمده است او را از منشاء آن توانائیها غافل کند! مبادا او را به احساس بی نیازی از خدا بلغزاند! مبادا او را از حرکت و سعی و پویایی بازدارد! مبادا او را به این وهم افکند که به پایان راه رسیده است! اینجاست که آن بیم و امیدی که همواره همراه رهروان راه خداست نهیبی می زند و ضعف و ناچیزی انسان گسیخته از خدا را به یادش می آورد، به یادش می آورد که همه ی اعتبار انسان و توانائیها و فتح ها و پیروزی هایش به وجود یاریگر خدا در کنار او وابسته است، و این یادآوری برای رهروی راه خدا ارزش فراوانی دارد زیرا او را از لغزش باز می دارد و موجب می شود تا به سرنوشت ابلیس و یا به هبوطی دیگر دچار نشود. بنابراین بلافاصله پس از "ایاک نعبد"، همگی یکصدا ادامه می دهند: و ایاک نستعین،
و بدین ترتیب دست یاریخواهشان را به سوی خدا دراز می کنند و از خدا می خواهند تا غرق رحمتش باقی بمانند و تحت یاری او به سیر تکاملی خویش به سوی او ادامه دهند.
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست/راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش(حافظ)
مقام "ایاک نعبد و ایاک نستعین" در واقع همان مقام یقین است که درجات مختلفی دارد اما ویژگی مشترک همه ی آنها این است که انسان در این مقام، تنها تکیه گاهش خداست(مقام توکل) و امر و نهی ها و دوستی ها و دشمنی هایش جلوه ای از امر و نهی ها و دوستی ها و دشمنی های خداست(مقام خلیفه الهی). مقام "ایاک نعبد و ایاک نستعین" مقام حضور معبود و مقام حضور در برابر معبود است. راهرو چون بدین مقام می رسد از خواب غفلت بیدار می شود و چشم دل می گشاید و ناگهان خود را در حضور معبود خویش می بیند و در می یابد که معبودش-آن که عمری غایبش می پنداشته است- از رگ گردن به او نزدیکتر است(و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید)، و همواره صدای بنده اش را می شنود و اعمالش را می بیند(اسمع و اری)، و نیاتش را می داند(انّه علیم بذات الصدور)، بنابراین از این پس او می تواند به جای اینکه پیکی موهوم را مخاطب سازد و توسط او برای معبود خویش پیغام بفرستد، مستقیماً او را مخاطب ساخته و بدون هیچ واسطه ای با او سخن بگوید.
قوم موسی(ع) به این درجه از ایمان نرسیده بودند و به موسی می گفتند پروردگارت را بخوان برای ما و بپرس یا بگو که چنین کند و چنان کند(قالوا دع لنا ربک... فادع لنا ربک)، و خود به دلیل ضعف ایمان و معرفت از فهم دعا و نیایش با معبود عاجز بودند تا جایی که خدا به موسی(ع) فرمود به آنها بگوید: ادعونی استجب لکم. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع را ذکر کنید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.