از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و اذا تتلی علیهم ایاتنا بینات قال الذین لا یرجون لقاءنا ائت بقران غیر هذا او بدله قل ما یکون لی ان ابدله من تلقای ء نفسی ان اتبع الا مایوحی الی انی اخاف ان عصیت ربی عذاب یوم عظیم ):( و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می شود، کسانی که امید دیدار ما را ندارند می گویند،قرآن دیگری برای ما بیاور یا آن را عوض کن ،بگو این اختیار برای من نیست که از پیش خودم آن را تغییر دهم ، من جز آنچه را که به من وحی می شود، پیروی نمی کنم ، من می ترسم که اگر پروردگارم را نافرمانی کنم به عذاب روز عظیم قیامت گرفتار شوم )،افرادی که در این آیه راجع به آنها سخن گفته شده ، مردمی بت پرست بوده اند که بتها را مقدس دانسته و در مظالم و گناهان فرو رفته بودند واینها زمانی که آیات واضحه و آشکار الهی را که دلالت تامی هم دارند، می شنوند،چون این آیات مطابق میل آنها و هوای نفسشان نیست ، لذا به رسولخدا(ص )می گویند، قرآنی غیر از این قرآن را برای ما بیاور یا آن را عوض کن ، معلوم می شود منظورشان این بوده که رسولخدا(ص ) قرآن را طوری تغییر دهد که مطابق تمایلات نفسانی آنها و موافق ظلم و کجروی وشهوات آنها باشد و اینهاقرآنی را می طلبیدند که آنان را از شرک و ارتکاب فحشاء و منکرات نهی نکند ویا آیاتش طوری تغییر کند که موافق ظلم و اسرافکاری آنان باشد، اما خداوندتعالی به پیامبرش دستور می دهد که در جواب آنان بفرماید:من حق ندارم که قرآن را از پیش خودم مبدل کنم ، چون قرآن کلام من نیست ، بلکه قرآن وحی خداست و پروردگارم به من مأموریت داده که از آن پیروی کنم و اگر از اونافرمانی کنم به عذاب روز قیامت گرفتار شوم ، و شما که چنین درخواستی رادارید جهتش این است که امیدوار به ملاقات پروردگارتان نیستید و ایمانی به روز جزا ندارید، اما من در باره معاد و روز قیامت هیچ شکی ندارم و به همین جهت هم از عذاب آن روز بیمناکم ، چون عذابی عظیم است و در این کلام انذارو تهدیدی بزرگ برای کافران وجود دارد، یعنی من که پیامبر خدایم از عذاب پروردگارم در روز قیامت می هراسم ، پس جا دارد که شما کافران از عذاب آن روز بیمناک بوده و دست از این اعمال کفر آمیز بردارید تا از عذاب قیامت ایمن گردید. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
همانهایی که در آیهٴ 7 ﴿إن الذین لایرجون لقائنا﴾ بحثش گذشت همانهایی که در آیهٴ 11 فرمود ﴿فنذر الذین لایرجون لقائنا فی طغیانهم یعمهون﴾ همان گروه اینجا هم می‌گویند که مشکل اساسی اینها انکار وحی و قیامت است تاثیر یاد مرگ و برزخ و قیامت در تربیت و تزکیه او بسیار موثر است وگرنه مشرکان حجاز واجب الوجود را قبول داشتند و موحد هم بودند توحید خالقی را قبول داشتند که خالق سماوات و ارض خدا است ﴿لاشریک له﴾ مدیر کل بودن و ربّ‌الأرباب بودن و رب العالمین بودن خدا را هم قبول داشتند که ﴿لاشریک له﴾ در مقطع چهارم به بعد مشکل داشتند ارباب متفرقه قائل بودند ربوبیت جزئیه را نمی‌پذیرفتند و مانند آن چون ربوبیت جزئید را نمی‌پذیرفتند لذا الله را عبادت نمی‌کردند به سراغ بتها می‌رفتند که آنها را اطاعت کنند جریان معاد را هم اصلاً معتقد نبودند در این بخشها ملاحظه بفرمایید حداقل سه بار سخن از انکار معاد به میان آمده و مسئلهٴ تلاوت آیات چون مهم بود اول این ﴿وإذا تتلی علیهم آیاتنا﴾ را ذکر فرمود که در این ظرف آنهایی که ﴿لایرجون لقائنا﴾ دو تا پیشنهاد دادند گفتند ﴿قال الذین لایرجون لقائنا ائت بقرآن غیر هذا أو بدّله﴾ یا اصلاً یک کتاب دیگری بیاور یا اگر همین است محتوایش را عوض کن اینها داستان رستم و اسفندیار و قصص و حکایات عرب و عجم و این چیزها می‌خواستند دیگر معارف توحیدی که نمی‌طلبیدند اینها تعجب می‌کردند که پیغمبر علیه وعلی آله آلاف التحیة والثناء آمده و می‌گوید لا إله إلاّ الله تفلحوا اینها تعجب کردند گفتند ﴿أجعل الآلهة إلهاً واحداً إنّ هذا لشیء عجاب﴾ خدا هم می‌فرماید ﴿إذا ذکر الله وحده اشمئزّت قلوب الذین لایؤمنون﴾ اما ﴿وإذا ذکر الذین من دونه إذا هم یستبشرون﴾ اگر سخن از توحید باشد اینها مشمئز می‌شوند می‌رنجند اگر سخن از غیر توحید باشد شاداب و بانشاط هستند اینها گفتند یا یک کتاب دیگر بیاور یا اگر همین است محتوایش را عوض کن معنایش این است که تغییر و تبدیل به دست تو است یک, اینها هم حق نیست اینها را عوض کن دو, پاسخی که وجود مبارک پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به اینها می‌دهد به هر دو جهت باید برگردد.
سؤال: جواب: بله دو چیز است یک جامع مشترکی دارد و آن این است که این مطالب نباشد حالا یا اصلاً این کتاب را بردار.
یک وقت است این کتاب را بردار کتابی دیگر بیاور یا اگر این کتاب است لااقل خطوط کلی آن را عوض کن جامع مشترکشان این است که دست از این مبانی بردار لذا در جواب به آن جامع مشترک می‌پردازد دو تا جواب نمی‌دهد راجع به این بخش. جواب پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم دو تا است یکی اینکه اینها حق است تغییر پذیر نیست یکی اینکه این‌که به دست من نیست اما اینها که گفتند ﴿ائتِ بقرآن غیر هذا أو بدّله﴾ جامع مشترکشان این است که این معارف و این اصول ارزشی را بردار حالا یا کتابی دیگر می‌آوری یا همینها بود تحریف بکن تغییر بده در جواب وجود مبارک پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مامور شد اینچنین بگوید ﴿قل ما یکون لی أن أبدّله من تلقاء نفسی﴾ من که نمی‌توانم این را عوض کنم مگر حرف من است این وحی الهی است و حق هم هست ﴿إن أتّبع إلاّ ما یوحی إلی﴾ من اگر کمترین دخل و تصرفی بکنم عذاب الهی دامنگیر من می‌شود ﴿إنّی أخاف إن عصیت ربّی عذاب یوم عظیم﴾ قبلاً هم مشابه این در سورهٴ مبارکهٴ انعام گذشت اینهایی که می‌گویند «وجدتک أهلاً للعبادة» «وجدتک أهلاً للمحبة» یعنی ذوات مقدس اهل بیت علیهم الصلاة و علیهم السلام کسانی که به مقام «وجدتک أهلاً المحبة» هستند خوفاً من النار و شوقاً إلی الجنة را یقیناً دارا هستند چون کسی که به مرحله بالا رسید مراحل نازله و وسطیٰ را یقیناً دارا است آنهایی که در مرتبه خوفاً من النار خدا را عبادت می‌کنند یا شوقاً إلی الجنة خدا را عبادت می‌کنند به مرتبهٴ «وجدتک أهلاً للعبادة» نمی‌رسند لذا منافاتی ندارد که در سخنان اهل بیت علیهم السلام در عین حالیکه «وجدتک أهلاً للعبادة» و مانند آن مطرح هست مراحل نازله و وسطی را هم چون دارا هستند بازگو کنند برای تعلیم دیگران فرمود ﴿إنی أخاف إن عصیت ربّی عذاب یوم عظیم﴾ بعد می‌فرماید به اینکه ﴿قل لو شاء الله ماتلوته علیکم ولا أدراکم به﴾ اگر خدا نمی‌خواست و می‌خواست اینها نباشد یا تغییر پذیر باشد خب من که اینها را تلاوت نمی‌کردم برای شما می‌دانید من درس نخوانده‌ام اُمّی هستم مکتب نرفته‌ام تا چهل سال هم که پیش شما بودم خطی ننوشتم جایی درس نخواندم کتابی ندیدم او به من گفت بگو من دارم می‌گویم و معارف را هم او اِدرا کرده است اعلام کرده است تعلیم کرده است او معلم شما است من تالی هستم و او معلم ﴿لو شاء الله﴾ که نباشد اگر خدا می‌خواست که وحی نباشد قرآنی نباشد دینی نباشد خب من چه چیز تلاوت می‌کردم اینها را برای شما ﴿لو شاء الله﴾ که نباشد ﴿ما تلوته علیکم﴾ کار من که تلاوت است حاصل نمی‌شد ﴿ولا أدراکم﴾ ولااعلمکم ولاافهمکم به او اِدرا نمی‌کرد او افهام نمی‌کرد او تعلیم نمی‌کرد که این فاعل ادری می‌شود خدا است نه او مدری بود نه من تالی چون کار به دست او است من اگر کمترین دخل و تصرفی بخواهم بکنم عذاب الیم است اگر کمترین دخل و تصرفی بکنم یعنی چه کار کنم یک چیزی را که بود بگویم نبود یک چیزی را که نبود بگویم بود این می‌شود تقوّل که فرمود ﴿لو تقوّل علینا بعض الأقاویل ٭ لأخذنا منه بالیمین ٭ ثم لقطعنا منه الوتین ٭ فما منکم من أحدٍ عنه حاجزین﴾ .
درباره آل فرعون است آنها برایشان معجزه بود وجود مبارک حضرت موسای کلیم معجزه را آورد با عصا و ید بیضا و آیات و بینات را آورد آنها برایشان دیگر واقعاً روشن شد که این معجزه است سحر نیست خدا می‌فرماید اینها فهمیدند که اینها معجزه است ﴿وجحدوا بها واستیقنها أنفسهم﴾ چه اینکه موسای کلیم سلام الله علیه هم به فرعونیها گفته بود به شخص فرعون گفته بود که ﴿لقد علمت ما أنزل هولاء إلاّ رب السموات﴾ فرمود تو می‌دانی که اینها حرفهای معجزه است حرفهای من نیست اما ولایت انبیا و اولیای الهی معنایش این است که اینها هر کاری می‌کنند به اذن الله می‌کنند ﴿ما کان لرسول أن یأتی بآیة إلاّ باذن الله﴾ وجود مبارک حضرت مسیح این کلمه را ترجیع بند گونه مکرر ذکر کرد فرمود ﴿أحیی الموتی﴾ ذات اقدس اله فرمود ﴿إذ تخرج الموتی بإذنی﴾ ﴿فتنفخ فیما فکون طیراً بإذنی تبریٌ الأکمه والأبرص بإذنی﴾ و آنها را باخبر می‌کنی که چه در خانه‌ها ذخیره کرده‌اند بإذنی این بإذنی بإذنی ترجیع بند گونه به دنبال همه معجزات عیسوی سلام الله علیه هست آن هم که ذات مقدس پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم مامور شد بگوید که ﴿ما کان لرسول أن یأتی بآیة إلاّ بإذن الله﴾ و خدای سبحان در سورهٴ حاقه هم فرمود به این‌که اگر این یک کمی بخواهد بدون اذن ما اضافه کند زیاد کند گرفتار عذاب الیم خواهد شد بنابراین ولایت اینها در تحت تدبیر ذات اقدس اله است حالا این را شما خب تعقل کنید دربارهٴ جمهوری اسلامی که نظام اسلامی شکلش جمهوری است محتوایش اسلامیت است این دو پیام از این آیه به خوبی درمی‌آید این در تدوین قانون اساسی آن مجلس خبرگان قانون اساسی یعنی سال 48 و اینها مسلم شده است آنجا این حرف‌ها شده نه الآن یعنی بیست و دو سال قبل که قرآن کریم ساختار حکومت را جمهوری تنظیم کرده نقش مردم چیست محتوا چیست مردم چه را می‌پذیرند و چه را تاسیس می‌کنند آیا اموری را که در جامعه به عنوان قوانین مطرح است برخاسته از آراء مردم است یا مردم قانون الهی را می‌پذیرند آیا آن کسی که رهبر مردم است وکیل مردم است یا والی است که مردم تولّی کرده‌اند آیا توکیل کردند رهبر را یا تولّی کردند وجود مبارک پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌فرماید به این‌که من تقریباً یک اربعینی امتحان دادم در غارتگریهای شما صادقترین مرد من بودم امین‌ترین مرد من بودم در قحطی و گرانی امین‌ترین مرد من بودم در مسائل خانوادگی امین‌ترین مرد من بودم دیدید که من داعیه‌ای هم نداشتم مکتبی هم که نرفتم خب وضع مرا می‌بینید سابقه مرا می‌بینید لاحقه مرا می‌بینید آنچه را هم که آوردم می‌بینید ﴿فقد لبثت فیکم عمراً﴾ من یک عمری امتحان دادم مگر شما اندیشمند نیستید که بپذیرید حرف مرا حرف من حرفی است که می‌گویم خدا اینچنین گفته بنابراین نقش جمهور در تولّی دین است نه در توکیل دین فرق مردم‌سالاری دینی و غیر دینی از این آیه باید روشن بشود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر مجمع البیان
و هنگامى که آیات روشن و روشنگر ما که حلال و حرام و دیگر مفاهیم و مقررات را درآنها به روشنى بیان داشته ایم، بر آنان تلاوت گردد، آن کسانى که به فرارسیدن رستاخیز و دیدار کیفر و پاداش ما امیدنمى بندند و آنها را باور نمى دارند مى گویند: قرآنى جز این قرآن که بر ما تلاوت مى کنى براى ما بیاور.

اَوْ بَدِّلْهُ

یا آن را به دلخواه ما بگردان و به جز آنچه هست تغییر ده.

به باور پاره اى منظور آنان این بود که مقررات و حلال و حرام آن را به خواست ما و براساس مصالح و منافع وسلیقه هاى ما، دگرگون ساز. و بدین سان در این اندیشه بودند که هرچه مى خواستند انجام دهند و هیچ هشدار و نکوهش و کیفرى نیز براى گناهکاران و بیداد گران در کار نباشد.

در پاسخ بافته هاى پوچ آنان، خدا به پیامبرش دستور مى دهد که اى پیامبر به آنان بگو:

قُلْ مایَکُونُ لى اَنْ اُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقائِ نَفْسى

مرا نرسد که از نزد خود آن را دگرگون سازم و آیه یا واژه اى از آن را تغییر دهم. افزون بر این، آنچه در این کتاب آسمانى گرد آمده، آیات خدا و نشانه هاى قدرت و شکوه او و معجزات جاودانه اى است که نه من توان آوردن همانند آنها را دارم و نه هیچ کس دیگر.

اِنْ اَتَّبِعُ اِلاَّ ما یُوحى اِلَىَّ

من تنها آنچه را از جانب خدا به من وحى مى شود پیروى مى کنم.

اِنىّ اَخافُ اِنْ عَصَیْتُ رَبىّ عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ.

من اگر نافرمانى پروردگارم را بکنم و از دیگرى پیروى نمایم، از عذاب سهمگین آن روز بزرگ مى ترسم.

یک پندار نادرست

پاره اى با استدلال به این آیه شریفه گفته اند: نسخِ هیچ حکمى از احکام قرآن به وسیله سنّت و گفتار پیامبر درست نیست؛ چَرا که آیه مورد بحث با صراحت آن را نفى مى کند. امّا به باور ما این پندارِ درستى نیست؛ چرا که گفتار پیامبر گرامى در مورد مفاهیم و مقررات دین به صراحت قرآن شریف از خودش نخواهد بود(43) و او جز به خواست خدا و در راه خشنودى او نمى گوید. با این بیان، قرآن شریف نسخ نشده و پیامبر واژه اى از آن را نیز از نزد خود دگرگون نساخته و نخواهد ساخت. و اگر سخنى در نسخ حکمى از احکام آن بگوید، چیزى جز سخن خدا نخواهد بود که در قالب قرآن و آیات قرآن نیست؛ مگر نه اینکه قرآن مى فرماید: و ما ینطق عن الهوى إن هو الاّ وحى یوحى(44) پیامبر از سر هوس سخن نمى گوید و این سخن بجز وحى الهى که به او مى شود نیست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
غاظهم ما فی القرآن من ذم عبادة الاوثان والوعید للمشرکین ، فقالوا ( ائت بقرآن ) آخر لیس فیه ما یغیظنا من ذلک نتبعک (أو بدله ) بأن تجعل مکان آیة عذاب آیة رحمة ، وتسقط ذکر الالهة وذم عبادتها ، فأمر بأن یجیب عن التبدیل ، لانه داخل تحت قدرة الانسان ، وهو أن یضع مکان آیة عذاب آیة رحمة مما أنزل وأن یسقط ذکر الالهة . وأما الاتیان بقرآن آخر ، فغیر مقدور علیه للانسان (مایکون لی ) ، ما ینبغی لی ومایحل ، کقوله تعالی (ما یکون لی أن أقول مالیس لی بحق ) . (أن أبدله من تلقاء نفسی ) من قبل نفسی . وقری ء بفتح التاء : من غیر أن یأمرنی بذلک ربی ( إن أتبع إلا ما یوحی إلی ) لا آتی ولا أذر شیئا من نحو ذلک ، إلا متبعا لوحی الله وأوامره ، إن نسخت آیة تبعت النسخ ، وإن بدلت آیة مکان آیة تبعت التبدیل ، ولیس إلی تبدیل ولا نسخ (إنی أخاف إن عصیت ربی ) بالتبدیل والنسخ من عند نفسی ( عذاب یوم عظیم ) . فإن قلت : أما ظهر و تبین لهم العجز عن الاتیان بمثل القرآن حتی قالوا : (ائت بقرآن غیر هذا) ؟ قلت : بلی ، ولکنهم کانوا لایعترفون بالعجز ، وکانوا یقولون : لو نشاء لقلنا مثل هذا . ویقولون : افتری علی الله کذبا ، فینسبونه إلی الرسول ویزعمونه قادرا علیه وعلی مثله مع علمهم بأن العرب مع کثرة فصحائها وبلغائها إذا عجزوا عنه ، کان الواحد منهم أعجز . فإن قلت : لعلهم أرادوا : ائت بقرآن غیر هذا أو بدله ، من جهة الوحی کما أتیت بالقرآن من جهته . وأراد بقوله : (ما یکون لی ) ما یتسهل لی وما یمکننی أن أبدله . قلت : یرده قوله (أنی أخاف إن عصیت ربی ) . فإن قلت : فما کان غرضهم وهم أدهی الناس وأنکرهم فی هذا الاقتراح ؟ قلت : الکید والمکر . أما اقتراح إبدال قرآن بقرآن ، ففیه أنه من عندک وأنک قادر علی مثله ، فأبدل مکانه آخر ، وأما اقتراح التبدیل والتغییر ، فللطمع ولاختبار الحال . وأنه إن وجد منه تبدیل ، فإما أن یهلکه الله فینجو منه ، أو لایهلکه فیسخروا منه ، ویجعلوا التبدیل حجة علیه وتصحیحا لافترائه علی الله [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - مجمع البیان
وَ اِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ ایاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذینَ لایَرْجُونَ لِقائَنَا ائْتِ بِقُرْانٍ غَیْرِ هذا
و هنگامى که آیات روشن و روشنگر ما که حلال و حرام و دیگر مفاهیم و مقررات را درآنها به روشنى بیان داشته ایم، بر آنان تلاوت گردد، آن کسانى که به فرارسیدن رستاخیز و دیدار کیفر و پاداش ما امیدنمى بندند و آنها را باور نمى دارند مى گویند: قرآنى جز این قرآن که بر ما تلاوت مى کنى براى ما بیاور.
اَوْ بَدِّلْهُ
یا آن را به دلخواه ما بگردان و به جز آنچه هست تغییر ده.
به باور پاره اى منظور آنان این بود که مقررات و حلال و حرام آن را به خواست ما و براساس مصالح و منافع وسلیقه هاى ما، دگرگون ساز. و بدین سان در این اندیشه بودند که هرچه مى خواستند انجام دهند و هیچ هشدار و نکوهش و کیفرى نیز براى گناهکاران و بیداد گران در کار نباشد.
در پاسخ بافته هاى پوچ آنان، خدا به پیامبرش دستور مى دهد که اى پیامبر به آنان بگو:
قُلْ مایَکُونُ لى اَنْ اُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقائِ نَفْسى
مرا نرسد که از نزد خود آن را دگرگون سازم و آیه یا واژه اى از آن را تغییر دهم. افزون بر این، آنچه در این کتاب آسمانى گرد آمده، آیات خدا و نشانه هاى قدرت و شکوه او و معجزات جاودانه اى است که نه من توان آوردن همانند آنها را دارم و نه هیچ کس دیگر.
اِنْ اَتَّبِعُ اِلاَّ ما یُوحى اِلَىَّ
من تنها آنچه را از جانب خدا به من وحى مى شود پیروى مى کنم.
اِنىّ اَخافُ اِنْ عَصَیْتُ رَبىّ عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ.
من اگر نافرمانى پروردگارم را بکنم و از دیگرى پیروى نمایم، از عذاب سهمگین آن روز بزرگ مى ترسم. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » یوسفعلی
1402. Reading , in the Arabic, the word is "Qur'an", which may mean Reading or in the special sense, the Qur'an. The duty of Allah's Messenger is to deliver Allah's Message as it is revealed to him, whether it please or displease those who hear it. Selfish men want to read their own desires or fancies into religious precepts, and thus they are often willing to use Religion for their own ends. Most of the corruptions of Religion are due to this cause. But Religion is not to be so prostituted. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - برگزیده تفسیر نمونه
شان نزول:
بعضى از مفسران گفته‏اند که این آیات در باره چند نفر از بت پرستان نازل
شد ، چرا که خدمت پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) آمدند و گفتند : آنچه در این قرآن در باره ترک عبادت بتهاى بزرگ ما ، لات و عزى و منات و هبل و همچنین مذمت از آنان وارد شده براى ما قابل تحمل نیست ، اگر مى‏خواهى از تو پیروى کنیم ، قرآن دیگرى بیاور که این ایراد در آن نباشد ، ! و یا حد اقل این گونه مطالب را در قرآن کنونى تغییر ده ! آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت .

تفسیر:
این آیه نیز در تعقیب آیات گذشته که پیرامون مبدء و معاد سخن مى‏گفت در همین زمینه و مسائل مربوط به آن بحث مى‏کند .
نخست به یکى از اشتباهات بزرگ بت پرستان اشاره کرده مى‏گوید : هنگامى که آیات آشکار و روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود ، آنها که به رستاخیز و لقاى ما ایمان ندارند مى‏گویند قرآن دیگرى غیر از این بیاور و یا لا اقل این قرآن را ، تغییر ده ( و اذا تتلى علیهم آیاتنا بینات قال الذین لا یرجون لقائنا ائت بقرآن غیر هذا او بدله ) .

این بیخبران بینوا ، پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را براى رهبرى خود نمى‏خواستند ، بلکه به پیروى از خرافات و اباطیل خویش دعوت مى‏کردند ، قرآنى از او مى‏خواستند که دنباله رو انحرافاتشان باشد ، نه اصلاح کننده مجتمعشان ، آنها نه فقط به قیامت ایمان نداشتند و در برابر کارهاى خود احساس مسئولیت نمى‏کردند ، بلکه این گفتارشان نشان مى‏داد ، اصلا مفهوم نبوت را نفهمیده بودند ، یا به بازى مى‏گرفتند .
قرآن با صراحت آنها را از این اشتباه بزرگ در مى‏آورد ، و به پیغمبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) دستور مى‏دهد که به آنها بگو : براى من ممکن نیست که از پیش خود آنرا تغییر دهم ( قل ما یکون لى ان ابدله من تلقاء نفسى) .
سپس براى تاکید اضافه مى‏کند من فقط پیروى از چیزى مى‏کنم که بر من وحى مى‏شود ( ان اتبع الا ما یوحى الى) .
نه تنها نمى‏توانم تغییر و تبدیلى در این وحى آسمانى بدهم ، بلکه اگر کمترین تخلفى از فرمان پروردگارم بکنم ، از مجازات آن روز بزرگ ( رستاخیز ) مى‏ترسم ( انى اخاف ان عصیت ربى عذاب یوم عظیم) . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - تفسیر إثنى عشری
شأن نزول کلبى نقل نموده که جماعتى از کفار قریش مانند عبد اللّه ابىّ و ولید بن مغیره و امثال ایشان خدمت حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله گفتند: آیتى بیاور که سادات عرب را از عبادت بتان لات و منات و عزّى بازندارد، و ذمّ آنها را ننماید، حق تعالى آیۀ شریفه نازل فرمود: وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ :و زمانى که خوانده شود بر مشرکان مکه آیات منزلۀ قرآن که واضح المعنى است در حلال و حرام و سایر شرایع و احکام

قٰالَ اَلَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا :گویند آن کسانى که امید ندارند رسیدن به ثواب و عقاب ما را در روز حساب، یعنى منکر معاد و حشر و جزاى اعمال هستند اِئْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا :بیاور به قرآنى غیر از این که بر ما مى خوانى، یعنى کتابى که در آن ذکر بعث و حشر و ثواب و عقاب و معایب آلهۀ ما و آنچه به غضب و خشم آرد از امور مذکور در آن نباشد أَوْ بَدِّلْهُ :یا تبدیل و تغییر بده قرآن را، یعنى آیتى که مشتمل بر امور مذکوره است بجاى آن آیتى وضع کن که منطوى باشد بر بیان ثواب و مدح آلهۀ ما و غرضشان از این قول آن بود که آنها را بر طریق خود گذاشته و منع ایشان نکند

قُلْ مٰا یَکُونُ لِی :بگو اى پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله در جواب ایشان سزاوار نیست مرا

أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی :اینکه تبدیل کنم قرآن را از جانب نفس خود، یعنى به خودى خود نمى توانم قرآن را تغییر و به زیاده و کم در آن تصرفى نمایم، زیرا قرآن معجزه و کلام خلاّق عالم است و من قادر بر اتیان او نیستم إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحىٰ إِلَیَّ :متابعت و پیروى نمى کنم مگر آنچه را که وحى کرده مى شود به من از حق تعالى بى زیاده و کمى

تنبیه آیه را اشاراتى است: 1 تعلیل عدم تبدیل است براى خود، زیرا کسى که در امرى متبع به غیر خود باشد، مستبد و مستقل نیست به تصرف در آن به وجهى از وجوه 2 جواب است مر نقض به نسخ بعضى آیات آن را به بعض دیگر 3 رد تعریض کسانى است که گویند قرآن از کلام و مخترعات آن حضرت، و لذا تبدیل آن را به عصیان تسمیه فرموده که: إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی :به درستى که من مى ترسم اگر نافرمان شوم به پروردگار خود به تبدیل قرآن عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ :عذاب روز بزرگ را که قیامت باشد و در این ایما و اشعار است به آنکه ایشان به این اقتراح، مستوجب عذاب عظیمند

تنبیه آیۀ شریفه دلالت نمى کند بر عدم نسخ قرآن به سنت، چه آن حضرت در این صورت از پیش خود نسخ حکم قرآنى ننموده به سنت، بلکه تبدیل آن از جانب خداوند سبحان است به طریق وحى و کریمۀ «وَ مٰا یَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوىٰ إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْیٌ یُوحىٰ » شاهد این است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر احسن الحدیث
وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ اَلَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا اِئْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ

از این آیه بررسى گفته ها و موضعگیریهاى مشرکان در مقابل پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله شروع مى شود که آنچه مى توانستند کار شکنى مى کردند تا جلو پیشرفت انقلاب توحیدى را بگیرند

مراد از اِئْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا قرآنى باشد که این حقائق و گفته ها در آن نباشد و از أَوْ بَدِّلْهُ آنست که اصل کلمات باشد ولى معانى آنها را موافق دلخواه ما عوض کنى چنان که در المیزان گفته است، مشرکان که عقیده اى به معاد نداشتند و در شهوات غرق بودند، خوش داشتند قرآن مطابق دلخواه آنان باشد و معارف توحیدى و اعمال نیک را در مقابل آنها قرار ندهد لذا چنان پیشنهادى مى کردند، در مجمع البیان آمده که پنج نفر از مشرکان این سخن را گفته اند

قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحىٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

جواب گفتۀ آنهاست که نمى توانم خود سرانه اینکار را بکنم، چون این سخن من نیست تا تغییرش بدهم وانگهى من مثل شما بى عقیده به معاد نیستم، من از خداى خود مى ترسم که سخن او را عوض کنم، این جواب رد سخن آنهاست که گفتند: «او بدله» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ اَلَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا اِئْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ نصب(بینات)براى حال است،آیه از خباثت و لجاجت مشرکین و کافرین خبر مى دهد که اینها وقتى آیات ما یعنى آیات معجزه نماى قرآن را درحالى که واضح و روشن است و معجزه بودنش براى آنها معلوم است براى آنها خوانده مى شود آنهائى که امید بلقاء رحمت ما و دار جزاء ندارند چون نتوانند ایراد دیگرى بقرآن وارد بیاورند زیراکه مى دانستند آیات قرآن از مرتبه فهم آنها خارج است آنها برسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى گفتند قرآن دیگرى بیاور یا آن را تبدیل کن بقرآن دیگر

شاید از باب توبیخ و سرزنش مى خواستند بگویند تو که مى توانى این آیات را از پیش خود بگوئى قرآن دیگرى نظیر این قرآن بیاور یا آیات آن را تبدیل نما بآیات دیگر،و بقولى آنها که چنین مى گفتند مشرکین و بت پرستان بودند که آنها اعمال ناشایسته اى داشتند مخالف آیات و غرض آنها این بود که اگر آیات دیگرى بیاورى که مخالف عملیات ما نباشد ما ایمان مى آوریم

قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحىٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ آیه در مقام پاسخ گفتار مشرکین و کفار خطاب برسول خود نموده که به اینها بگو من چنین قدرتى ندارم که به دلخواه خود قرآن بیاورم یا اینکه این آیات را بآیات دیگرى تبدیل نمایم یا به دلخواه شما آیاتى از خود انشاء نمایم که مطابق رویه و عمل شما باشد من رسول پروردگارم و مطیع امر اویم هرطورى که مأمور گردم و بطریق وحى آیاتى بر من فرود آورد بشما تذکر مى دهم من بیش از این وظیفه اى ندارم و چگونه توانم مخالفت امر حق تعالى را بنمایم درحالى که از عذاب روز بزرگ قیامت ترسناکم

آرى حضرتش اوضاع بزرگ قیامت را بقلب شاید معاینه و مشاهده مى نمود این بود که با آن مقام عظمت از طریق بندگى بااینکه درباره او فرموده (وَ مٰا یَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوىٰ إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْیٌ یُوحىٰ ) سوره و النجم آیه 3 و 4، بااین حال نظر به بزرگى مطلب که از پیش خود بدون وحى آیه اى انشاء نماید اظهار خوف مى نماید

ظاهرا آیه ارشاد بدو مطلب است یکى مى خواهد به آن ملحدین تذکر دهد که شما گمان نکنید قرآن را من ساختگى کرده ام و از پیش خود آورده و بخدا نسبت مى دهم من چنین قدرتى ندارم،و دیگر شاید در مقام تهدید کافرین حضرتش مى خواهد به آنها بفهماند که در قیامت عذاب شخص گنهکار در آن روز بسیار عظیم و ناگوار است قدرى به خود آئید و پیرامون چنین سخنان نگردید [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ اَلَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا اِئْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ مراد از «الّذین لا یرجون لقاء اللّه؛ کسانى که امید دیدار خدا را ندارند» مشرکان هستند پیامبر صلّى اللّه علیه و آله با قرآن علیه مشرکان، یهودیان و مسیحیان احتجاج مى کرد و با نیکوترین روش با آنان به جدال مى پرداخت و جدال میان او و مشرکان و یهود بسیار شدید بود؛ زیرا آنان از همه بیشتر با او دشمنى مى کردند و از او روى برمى تافتند

پیش از این در این باره در چند آیه سخن گفته شد امّا مسیحیان، برخى از آنان به نزد پیامبر صلّى اللّه علیه و آله هیئت فرستادند و به او جزیه پرداختند نظیر نصاراى نجران و برخى از آنها تصمیم گرفتند که به مدینه حمله کنند ازاین رو، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله راه را بر آنان بست و در سرزمین شام با آنها جنگید

مشرکان پیشنهادهاى گوناگونى که از نادانى و بیهوده گویى آنان ناشى مى شد به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ارائه دادند از جملۀ اینها، پیشنهادى است که آیۀ 118 از سورۀ بقره بدان اشاره مى کند؛ زیرا آنان از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله خواستند که خدا با خود آنها سخن بگوید امّا آیه اى که هم اکنون ما درصدد تفسیر آن هستیم، پیشنهاد مشرکان به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله را چنین حکایت مى کند: آنها از پیامبر خواستند که قرآنى بیاورد که کاملا غیر از این قرآن باشد و یا با کم و زیاد کردن، آن را تحریف کند؛ چرا که این قرآن دین تازه اى براى آنها آورده است؛ زیرا قرآن، آنان را به یکتاپرستى و ایمان به روز قیامت فرامى خواند، اصل عدالت و برابرى را قبول دارد، طبقه بندى و امتیاز آن را ملغى مى سازد و ربا و زنا را حرام مى داند در حالى که مشرکان به خدایان متعدّد اعتقاد دارند، روز قیامت را انکار مى کنند و هرآنچه را دلشان مى خواهد مباح مى دانند بر این اساس، آنها از محمّد صلّى اللّه علیه و آله درخواست کردند که قرآنى براى آنان بیاورد که دین و آداب تقلیدى ایشان را بپذیرد و یا دست کم، آنچه را که آنان را خوش نمى آید از قرآن حذف کند

چه تفاوتى وجود دارد میان خواسته مشرکان دورۀ جاهلیت و خواسته بسیارى از جوانان متمدن قرن بیستم که مى گویند: چرا دین و چرا حلال و حرام ؟ آرى، در دورۀ تمدّن مینى ژوپ و میکروژوپ، گویى به هیچ اصل و دینى نیاز نیست! [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.