از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  احتجاج دوم براى توحید خداوند، با استناد به مساله ابداء و اعاده خلق
در این آیه حجتى دیگر به رسول گرامى خود تلقین مى‏کند تا علیه مشرکین اقامه نماید، حجتى از جهت مبدأ و معاد، مى‏فرماید: آن کسى که مبدأ هر موجودى است و معاد و برگشت هر موجودى نیز به سوى او است استحقاق آن را دارد که عبادت شود تا آدمى در روز معاد و روز لقاء او از عذاب الیمش ایمن گشته، به ثواب عظیم او نائل گردد.
و چون مشرکین- یعنى همانهایى که در این حجت خطاب به آنها بوده است- قائل به معاد نبودند، لذا خداى تعالى پیامبرش را دستور داده که خودش پاسخ از این سؤال بدهد، و بگوید: «اللَّهُ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ».

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏10، ص: 78 قالب : تفسیری موضوع اصلی : احتجاج گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  هدایت - مسعود ورزيده
در اینجا به چند نکته باید توجه داشت :
1 - در آیات فوق خواندیم که تنها خدا است که هدایت به سوى حق مى کند این انحصار یا به خاطر آن است که منظور از هدایت تنها ارائه طریق نیست بلکه رساندن به مقصد نیز مى باشد و این کار تنها بدست پروردگار است ، و یا به این جهت است که ارائه طریق و نشان دادن راه نیز در درجه اول کار خدا است ، و غیر او یعنى پیامبران و راهنمایان الهى تنها از طریق هدایت او آگاه به راههاى هدایت مى شوند، و با تعلیم او عالم مى گردند.
2 - اینکه در آیات فوق مى خوانیم معبودهاى مشرکان نه تنها نمى توانند کسى را هدایت کنند بلکه خودشان نیازمند هدایت الهى هستند، گر چه درباره بتهاى سنگى و چوبى ، صدق نمى کند، زیرا آنها مطلقا عقل و شعورى ندارند، ولى در مورد معبودهاى صاحب شعور مانند فرشتگان و انسانهائى که معبود واقع شدند کاملا صدق مى کند.
این احتمال نیز وجود دارد که جمله مزبور به معنى یک قضیه شرطیه باشد یعنى به فرض که بتها عقل و شعور هم داشته باشند بدون راهنمائى الهى ، خودشان راه را پیدا نمى کنند، تا چه رسد که بخواهند راهنماى دگران باشند.
و به هر حال آیات فوق به خوبى نشان مى دهد که یکى از برنامه هاى اصلى پروردگار در برابر بندگان ، هدایت آنها به سوى حق است که این کار از طریق بخشیدن عقل و خرد، و دادن درسهاى گوناگون از راه فطرت ، و ارائه آیات و نشانه هایش در جهان آفرینش ‍ همچنین از طریق فرستادن پیامبران و کتب آسمانى صورت مى گیرد.
3 - در آخرین آیه مورد بحث خواندیم که اکثر بت پرستان و مشرکان دنبال گمان و پندار خویشند، در اینجا این سؤ ال پیش مى آید که چرا نفرموده است همه آنها، زیرا مى دانیم تمام بت پرستان در این پندار باطل شریکند که بتها را معبودهاى به حق و مالکان نفع و ضرر و شفیعان درگاه خدا مى پندارند، و به همین جهت بعضى ناچار شده اند که کلمه اکثر را به معنى تمام تفسیر کنند و معتقدند که این کلمه گاهى به معنى تمام آمده است .
ولى این پاسخ چندان قابل ملاحظه نیست و بهتر این است که بگوئیم بت پرستان دو گروهند یک گروه که اکثریت را تشکیل مى دهند افرادى خرافى و نادان و بیخبرند و تحت تاثیر پندارهاى غلطى قرار گرفته و بتها را براى پرستش برگزیده اند، اما گروه دیگرى که اقلیت را تشکیل مى دهند رهبران سیاه دل و آگاهى هستند که با علم و اطلاع از بى اساس بودن بت پرستى براى حفظ منافع خویش ، مردم را به سوى بتها دعوت مى کنند، و به همین دلیل خداوند تنها به گروه اول پاسخ مى گوید چرا که قابل هدایتند و اما گروه دوم را که آگاهانه این راه غلط را مى پیمایند مطلقا مورد اعتنا قرار نداده است .
4 - گروهى از علماى اصول ، آیه فوق و مانند آن را دلیل بر آن مى دانند که ظن و گمان به هیچوجه ، حجت و سند نمى تواند باشد و تنها دلائل قطعى است که مى تواند مورد اعتماد قرار گیرد.
اما گروهى دیگر با توجه به اینکه در میان دلائل فقهى ، دلائل ظنى فراوان داریم (مانند حجت بودن ظواهر الفاظ و شهادت دو شاهد عادل و یا خبر واحد ثقه و امثال آن ) مى گویند آیه فوق دلیل بر این است که قاعده اصلى در مساله ظن ، عدم حجیت است ، مگر اینکه با دلیل قطعى حجت بودن آن ثابت گردد مانند چند مثال بالا.
ولى انصاف این است که آیه فوق تنها سخن از پندارهاى بى اساس و گمانهاى
بى پایه و خرافى مانند گمان و پندار بت پرستان مى گوید، و کار به ظن و گمان قابل اعتمادى که در میان عقلا موجود است ندارد، بنابراین آیه فوق و آیات مشابه آن در مساله عدم حجیت ظن به هیچوجه قابل استناد نیست (دقت کنید).

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : بت پرستان گوینده : masoud varzideh
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.