از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید سوالی در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  اعتراف - مسعود ورزيده
در اینجا دو سؤ ال پیش مى آید نخست اینکه مشرکان عرب غالبا اعتقاد به معاد مخصوصا به شکلى که قرآن مى گوید نداشتند با اینحال چگونه قرآن از آنها اعتراف مى خواهد.
دیگر اینکه در آیه قبل سخن از اعتراف مشرکان بود ولى در اینجا به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور مى دهد، که تو اعتراف به این واقعیت کن ! این تفاوت تعبیر براى چیست ؟
اما با توجه به یک نکته جواب هر دو سؤ ال روشن مى شود و آن اینکه : گر چه مشرکان به معاد (معاد جسمانى ) عقیده نداشتند ولى همین اندازه که معتقد بودند آغاز آفرینش از خدا است براى پذیرش معاد کافى است چرا که هر کس آغاز را انجام داده قادر به اعاده آن نیز هست بنابراین اعتقاد به مبدء با کمى دقت معاد را اثبات مى کند.
و از اینجا روشن مى شود که چرا به جاى مشرکان ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) اعتراف به این واقعیت مى کند، زیرا گر چه ایمان به معاد از لوازم ایمان به مبدء است ، اما چون آنها توجه به این ملازمه نداشتند، طرز تعبیر عوض شده و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به جاى آنها اعتراف مى کند.
بار دیگر به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور مى دهد (به آنها بگو آیا هیچیک از معبودهاى ساختگى شما هدایت به سوى حق مى کنند)؟ (قل هل من شرکائکم من یهدى الى الحق ).
زیرا معبود باید رهبر عبادت کنندگان خود باشد، آن هم رهبرى به سوى حق ، در حالى که معبودهاى مشرکان اعم از بتهاى بى جان و جاندار هیچکدام قادر نیستند بدون هدایت الهى کسى را به سوى حق رهنمون گردند، چون هدایت به سوى حق نیاز به مقام عصمت و مصونیت از خطا و اشتباه دارد و این بدون رهبرى و حمایت خداوند ممکن نیست .
لذا بلافاصله اضافه مى کند: بگو تنها خداوند هدایت به سوى حق مى کند (قل الله یهدى للحق ).
با این حال (در اینجا دو سؤ ال پیش مى آید نخست اینکه مشرکان عرب غالبا اعتقاد به معاد مخصوصا به شکلى که قرآن مى گوید نداشتند با اینحال چگونه قرآن از آنها اعتراف مى خواهد.
دیگر اینکه در آیه قبل سخن از اعتراف مشرکان بود ولى در اینجا به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور مى دهد، که تو اعتراف به این واقعیت کن ! این تفاوت تعبیر براى چیست ؟
اما با توجه به یک نکته جواب هر دو سؤ ال روشن مى شود و آن اینکه : گر چه مشرکان به معاد (معاد جسمانى ) عقیده نداشتند ولى همین اندازه که معتقد بودند آغاز آفرینش از خدا است براى پذیرش معاد کافى است چرا که هر کس آغاز را انجام داده قادر به اعاده آن نیز هست بنابراین اعتقاد به مبدء با کمى دقت معاد را اثبات مى کند.
و از اینجا روشن مى شود که چرا به جاى مشرکان ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) اعتراف به این واقعیت مى کند، زیرا گر چه ایمان به معاد از لوازم ایمان به مبدء است ، اما چون آنها توجه به این ملازمه نداشتند، طرز تعبیر عوض شده و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به جاى آنها اعتراف مى کند.
بار دیگر به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور مى دهد (به آنها بگو آیا هیچیک از معبودهاى ساختگى شما هدایت به سوى حق مى کنند)؟ (قل هل من شرکائکم من یهدى الى الحق ).
زیرا معبود باید رهبر عبادت کنندگان خود باشد، آن هم رهبرى به سوى حق ، در حالى که معبودهاى مشرکان اعم از بتهاى بى جان و جاندار هیچکدام قادر نیستند بدون هدایت الهى کسى را به سوى حق رهنمون گردند، چون هدایت به سوى حق نیاز به مقام عصمت و مصونیت از خطا و اشتباه دارد و این بدون رهبرى و حمایت خداوند ممکن نیست .
لذا بلافاصله اضافه مى کند: بگو تنها خداوند هدایت به سوى حق مى کند (قل الله یهدى للحق ).
با این حال (آیا کسى که هدایت به سوى حق شایسته تر براى پیروى است یا آن کس که خود هدایت نمى شود مگر آنکه هدایتش ‍ کنند) (اءفمن یهدى الى الحق احق ان یتبع اءمن لا یهدى الا ان یهدى ).
و در پایان آیه با بیانى توبیخ آمیز و سرزنش بار مى گوید: (شما را چه مى شود؟ چگونه قضاوت مى کنید)؟ (فما لکم کیف تحکمون ).
و در آخرین آیه اشاره به سرچشمه و عامل اصلى انحرافات آنها کرده مى گوید: (اکثر آنها جز از پندار و گمان پیروى نمى کنند، در حالى که گمان و پندار هرگز انسان را بى نیاز از حق نمى کند و به حق نمى رساند) (و ما یتبع اکثرهم الا ظنا ان الظن لا یغنى من الحق شیئا).
سرانجام با لحنى تهدید آمیز نسبت به این گونه افرادى که تابع هیچ منطق
و حسابى نیستند مى فرماید: (خداوند به آنچه آنها انجام مى دهند عالم است ) (ان الله علیم بما یفعلون ).
) (اءفمن یهدى الى الحق احق ان یتبع اءمن لا یهدى الا ان یهدى ).
و در پایان آیه با بیانى توبیخ آمیز و سرزنش بار مى گوید: (شما را چه مى شود؟ چگونه قضاوت مى کنید)؟ (فما لکم کیف تحکمون ).
و در آخرین آیه اشاره به سرچشمه و عامل اصلى انحرافات آنها کرده مى گوید: (اکثر آنها جز از پندار و گمان پیروى نمى کنند، در حالى که گمان و پندار هرگز انسان را بى نیاز از حق نمى کند و به حق نمى رساند) (و ما یتبع اکثرهم الا ظنا ان الظن لا یغنى من الحق شیئا).
سرانجام با لحنى تهدید آمیز نسبت به این گونه افرادى که تابع هیچ منطق
و حسابى نیستند مى فرماید: (خداوند به آنچه آنها انجام مى دهند عالم است ) (ان الله علیم بما یفعلون ).

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : بت و بت پرستی گوینده : masoud varzideh
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
پاسخهای کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، پاسخ شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت پاسخ عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
پاسخ شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.