از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ1وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ في‏ دينِ اللَّهِ أَفْواجاً2فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوَّاباً3
شماره صفحه : 603 حزب : 120 جزء : سي ام سوره : نصر
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  مژده خداى تعالى به پیامبر (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
1) کلمه «اذا» ظهور در استقبال (آینده) دارد، و این ظهور اقتضا دارد که مضمون آیه شریفه خبرى باشد از امرى که هنوز رخ نداده و به زودى رخ مى‏دهد، و چون آن امر یارى و فتح است، در نتیجه سوره مورد بحث از مژده‏هایى است که خداى تعالى به پیامبر داده، و نیز از ملاحم و خبرهاى غیبى قرآن کریم است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 651 قالب : تفسیری موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : علامه طباطبایی
  منظور از «نصر» و «فتح»
1) روشن‏ترین واقعه‏اى که مى‏تواند مصداق نصرت و فتح در این آیه باشد، فتح مکه است، چون فتح مکه در حیات رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و در بین همه فتوحات، ام الفتوحات و نصرت روشنى بود که بنیان شرک را در جزیرة العرب ریشه کن ساخت.

و مؤید این نظریه وعده نصرتى است که در ضمن آیات نازله در باره حدیبیه داده و فرموده: «إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقِیماً وَ یَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً» (فتح/1-3)، چون بسیار نزدیک به ذهن است که منظور از فتح و نصر عزیز، همان فتح مکه باشد، چون تنها فتحى که مرتبط با فتح حدیبیه باشد همان فتح مکه است که دو سال بعد از صلح حدیبیه اتفاق افتاد.
و این نظریه به ذهن نزدیک‏تر است، تا آیه را حمل کنیم بر اجابت دعوت حقه از ناحیه اهل یمن و دخول بدون خونریزیشان در اسلام، پس نزدیک‏تر به اعتبار همان است که بگوییم: مراد از نصر و فتح، نصرت رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر کفار قریش، و مراد از فتح، فتح مکه است. و نیز بگوییم این سوره بعد از صلح حدیبیه و بعد از نزول سوره فتح و قبل از فتح مکه نازل شده است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 651 قالب : تفسیری موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : علامه طباطبایی
  معنای کلمه «فوج»
2) راغب در مفردات مى‏گوید کلمه «فوج» به معناى جماعتى است که به سرعت عبور کنند، و جمع این کلمه «افواج» مى‏آید. و بنا به گفته وى معناى «داخل شدن مردم در دین خدا افواجا» این است که جماعتى بعد از جماعتى دیگر به اسلام در آیند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 652 قالب : لغوی موضوع اصلی : امت - جماعت - جامعه گوینده : علامه طباطبایی
  مراد از «دین اللَّه»
2) مراد از «دین اللَّه» همان اسلام است، چون خداى تعالى به حکم آیه «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ» (آل‌عمران/19) غیر اسلام را دین نمى‏داند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 652 قالب : لغوی موضوع اصلی : اسلام گوینده : علامه طباطبایی
  وجه و مناسبت امر به حمد و استغفار پروردگار، بعد از دیدن نصر الهی
3) از آنجایى که این نصرت و فتح اذلال خداى تعالى نسبت به شرک، و اعزاز توحید است، و به عبارتى دیگر این نصرت و فتح ابطال باطل و احقاق حق بود، مناسب بود که از جهت اول سخن از تسبیح و تنزیه خداى تعالى برود، و از جهت دوم- که نعمت بزرگى است- سخن از حمد و ثناى او برود، و به همین جهت به آن جناب دستور داد تا خدا را با حمد تسبیح گوید.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 652 قالب : تفسیری موضوع اصلی : تقدیس- تسبیح- تنزیه گوینده : علامه طباطبایی
  خبر از پایان زندگی پیامبر (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
1) وقتى این سوره نازل شد، رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آن را بر اصحابش قرائت کرد، اصحاب همه خوشحال گشته به یکدیگر مژده مى‏دادند، ولى وقتى عباس آن را شنید گریه کرد، رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) پرسید: چرا مى‏گریى عمو؟ عرضه داشت: من خیال مى‏کنم این سوره خبر مرگ تو را به تو مى‏دهد، یا رسول اللَّه. حضرت فرمود: بله این سوره همان را مى‏گوید که تو فهمیدى، و رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بعد از نزول این سوره بیش از دو سال زندگى نکرد، و از آن به بعد هم دیگر کسى او را خندان و خوشحال ندید.

علامه طباطبایی: این معنا در تعدادى از روایات با عباراتى مختلف آمده.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 653 قالب : روایی موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : علامه طباطبایی
  ذکر پیامبر (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در اواخر عمرشان
1) رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در اواخر عمرش نمى‏ایستاد و نمى‏نشست و نمى‏آمد و نمى‏رفت، مگر اینکه مى‏گفت: «سبحان اللَّه و بحمده و استغفر اللَّه و اتوب الیه» ما علت این معنا را پرسیدیم، فرمود: من بدین عمل مامور شده‏ام، آن گاه این سوره را مى‏خواند: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ».

علامه طباطبایی: و در این معنا روایات یکى دو تا نیست، البته در بین آنها در اینکه رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) چه ذکرى مى‏گفته اختلاف هست.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 653 قالب : روایی موضوع اصلی : پیامبر اعظم (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گوینده : علامه طباطبایی
  آخرین سوره‌ای که نازل شد
1) حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمودند: من از پدرم شنیدم که از پدرش (علیه‌السلام) حدیث کرد که: اولین سوره‏اى که از قرآن نازل شد سوره «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ» (علق/1) بود، و آخرین سوره‏اى که نازل شد سوره «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ» بود.

علامه طباطبایی: شاید منظور از آخرین سوره در بست و به طور تمام بوده، که در این صورت منافات ندارد که بعضى آیات سایر سوره‏ها بعد از این سوره نازل شده باشد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 653 و 654 قالب : روایی موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : علامه طباطبایی
  تفصیل داستان فتح مکه: پیمان شکنى مکیان، حرکت قواى اسلام، وقایع بین راه و ...
1) در مجمع البیان در داستان فتح مکه آمده: بعد از آنکه در سال حدیبیه رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با مشرکین قریش صلح نمود، یکى از شرائط صلح این بود که هر کس و هر قبیله عرب بخواهد مى‏تواند داخل در عهد رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) شود، و هر کس و هر قبیله بخواهد مى‏تواند داخل در عهد قریش گردد، قبیله خزاعه به عهد و عقد رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) پیوست، و قبیله بنى بکر در عقد و پیمان قریش در آمد، و بین این دو قبیله از قدیم الأیام دشمنى بود.
در این بین جنگى میان بنى بکر و خزاعه اتفاق افتاد، و قریش بنى بکر را با دادن سلاح کمک کردند، ولى آشکارا کمک انسانى ندادند به جز بعضى افراد، از آن جمله عکرمة بن ابى جهل و سهیل بن عمرو که شبانه و مخفیانه به کمک بنى بکر رفتند. (ادامه مطلب در توضیحات آمده است)

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 654 تا 661 قالب : تاریخی موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : علامه طباطبایی
  خطبه پیامبر (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بعد از فتح مکه‏
1) بعد از آنکه خود رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وارد مکه شد، صنادید (بزرگان) قریش داخل کعبه شدند، و به اصطلاح بست نشستند، چون گمان نمى‏کردند- با آن همه جنایات که کرده بودند- جان سالم بدر برند، در این هنگام رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وارد مسجد الحرام شد و تا جلو درب کعبه پیش آمد، در آنجا ایستاده سخن آغاز کرده فرمود: «لا اله الا اللَّه وحده وحده أنجز وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده» معبودى نیست به جز اللَّه، تنها او تنها او که وعده خود به کرسى نشاند و بنده خود را یارى داد، و یک تنه همه حزبهاى مخالفش را از میدان بدر برد، هان اى مردم هر مال و هر امتیاز موروثى و طبقاتى، و هر خونى که در جاهلیت محترم بود، زیرا این دو پاى من (من امروز همه آنها را لغو اعلام مى‏کنم) مگر پرده‏دارى کعبه و سقایت حاجیان، که این دو امتیاز را به صاحبانش اگر اهلیت داشته باشند بر مى‏گردانم، هان اى مردم، مکه هم چنان بلد الحرام است، چون خداى تعالى آن را از ازل حرمت داده، براى احدى قبل از من و براى خود من کشتار در آن حلال نبوده، تنها براى من پاسى از روز حلیت داده شده، از آن گذشته تا روزى که قیامت بپا شود این بلد، بلد الحرام خواهد بود، گیاه و روئیدنیهایش مادامى که سبز باشد کنده نمى‏شود، و درختانش قطع نمى‏گردد، و شکارش مورد تعرض احدى قرار نمى‏گیرد، گیرد (و با اشاره دست و یا سر و صدا فرارى نمى‏شود) و کسى نمى‏تواند گم شده‏اى را بردارد، مگر به منظور اینکه صاحبش را پیدا کند، و گم شده‏اش را بدو بدهد.
(ادامه مطلب در توضیحات آمده است)

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 660 و 661 قالب : تاریخی موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : علامه طباطبایی
  برخورد پیامبر (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با بتها بعد از فتح مکه
1) رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در روز فتح داخل مکه شد، در حالى که پیرامون خانه کعبه سیصد و شصت بت کار گذاشته بودند، رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با چوبى که در دست شریف داشت به یک یک آن بت‏ها مى‏زد و مى‏خواند: «جاء الحق و ما یبدئ الباطل و ما یعید- حق آمد دیگر باطل را آغاز نمى‏کند و بر نمى‏گرداند» و نیز مى‏خواند: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً» (اسراء/81).

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 662 قالب : روایی موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : علامه طباطبایی
  ورود پیامبر (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به کعبه بعد از فتح مکه
1) وقتى رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وارد مکه شد، حاضر نشد داخل خانه شود، در حالى که معبودهاى مشرکین در آنجا باشد و دستور داد قبل از ورود آن جناب بت‏ها را بیرون سازند، و نیز مجسمه‏اى از ابراهیم و اسماعیل (علیهم‌السلام) بود که در دستشان چوبه از لام- که وسیله‏اى براى نوعى قمار بود- وجود داشت، رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود: خدا بکشد مشرکین را، به خدا سوگند که خودشان هم مى‏دانستند که ابراهیم و اسماعیل (علیهم‌السلام) هرگز مرتکب قمار از لام نشدند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 662 قالب : روایی موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : علامه طباطبایی
  ایمان آوردن مردم در زمان فتح مکه
1) عموم مفسرین، این سوره را مربوط به زمان فتح مکه در سال هشتم هجرى مى‏دانند که گروهى از مردم به خاطر حقانیّت اسلام، ایمان آوردند و بعضى از ترس به اسلام تظاهر کردند، نظیر ابوسفیان که امام على‏ (علیه‌السلام) درباره آنان فرمود: «ما اسلموا ولکن استسلموا و اسرّوا الکفر» آنان در ظاهر مسلمان شدند ولى در دل کافر ماندند.
در قرآن براى ایمان دو نوع دخول آمده است: یکى دخول مردم در دین که در این سوره مى‏فرماید: «یدخلون فى دین اللّه» و دیگرى دخول ایمان در دل مردم که در سوره حجرات مى‏فرماید: «و لمّا یدخل الایمان فى قلوبکم» (حجرات/14) هنوز دین داخل قلب‏هاى شما نشده است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 624 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره فتح گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  ایمان جهانی به حضرت مهدی (‏علیه‌السلام)
1) در حدیث مى‏خوانیم: هنگامى که حضرت مهدى (‏علیه‌السلام) ظهور کنند، مردم دنیا فوج فوج به او ایمان مى‏آورند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 624 قالب : روایی موضوع اصلی : مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  جریان فتح مکه
1) پیامبر اکرم ‏(صلى‌الله‌علیه‌وآله) بعد از فتح مکه، عفو عمومى اعلام کردند و همه را بخشیدند و مکه بدون خونریزى فتح شد. حتى هنگامى که حضرت دید سعد بن عبادة شعار انتقام مى‏دهد و مى‏گوید «الیوم یوم الملحمة» یعنى امروز تلافى مى‏کنیم، حضرت پرچم را از او گرفت و به دست حضرت على‏ (علیه‌السلام) داد و فرمود: شعار را عوض کنید و بگویید: «الیوم یوم المرحمة» امروز روز رحمت است نه انتقام. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 625 قالب : روایی موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  فقط باید به خدا تکیه کرد
1) فتح و نصرت واقعى از جانب خداست، پس به ابزار و تجهیزات و نیروى انسانى تکیه نکنید که ممکن است همه امکانات باشد ولى باز هم شکست بخورید. «و ما النّصر الاّ من عند اللّه» (آل عمران/126) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 625 قالب : تفسیری موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  آثار فتح مکه
1) در فتح مکه، امید بت‏پرستان به یأس و مرکز شرک به پایگاه توحید تبدیل شد. موانعى که بر سر راه مؤمنان بود، برچیده شد، اسلام تثبیت گشت و براى صدور به کشورهاى دیگر آماده شد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 625 قالب : تفسیری موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  شرط نصرت الهی
1) نصرت خداوند، منوط به یارى مردم از دین اوست. «ان تنصروا اللّه ینصرکم» (محّمد/7) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 625 قالب : تفسیری موضوع اصلی : امداد الهی گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  کلمه «توّاب» در قرآن
3) کلمه «توّاب» یازده بار در قرآن آمده است که نه بار همراه با واژه رحمت «توّاباً رحیماً»، یکبار همراه با حکمت (نساء/17) و یک بار به طور مطلق در این سوره آمده است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 625 قالب : تفسیری موضوع اصلی : صفات خداوند گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  کارکردهای استغفار
3) فرمان استغفار یا براى نورانیّت بیشتر قلب است یا براى زدودن غرور پیروزى یا براى گناهان اُمّت و یا به خاطر معرفت بالاى حضرت نسبت به خداوند است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 625 قالب : تفسیری موضوع اصلی : استغفار گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  تسبیح خداوند در قرآن
3) قرآن به تسبیح خداوند، بیش از تکبیر و تحمید سفارش کرده است. واژه تسبیح در قرآن بیش از واژه‏هاى تکبیر و تحمید آمده است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 625 قالب : تفسیری موضوع اصلی : تقدیس- تسبیح- تنزیه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  فتح مکه
3) در حدیث مى‏خوانیم: هنگام فتح مکه، پیامبر اکرم‏ (صلى‌الله‌علیه‌وآله) ابتدا وارد مسجد الحرام شد و نماز گزارد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 625 قالب : روایی موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  نگاهی گذرا به فتح مکّه
1) بعد از صلح حدیبیه، چون مشرکان پیمان‏شکنى کردند، پیامبر نیرویى فراهم و مکه را بدون خونریزى فتح کرد و شرح ماجرا چنین است: مسلمانان در چند کیلومترى مکه اردو زدند و ابوسفیان که شبانه براى سرکشى از مکه خارج شده بود با عباس عموى پیغمبر ملاقاتى داشت. عباس گفت: پیامبر با ده هزار سرباز به سراغ شما آمده است. ابوسفیان ترسید و به عباس پناهنده شد و پیامبر امان دادن عباس را پذیرفت. پیامبر فرمود: هر کس به مسجد الحرام پناه ببرد یا به خانه ابوسفیان برود یا در خانه خود بماند، در امان است.
پیامبر به عباس فرمود: ابوسفیان را در تنگه‏اى که گذرگاه مکه هست ببر تا لشگریان الهى که از آنجا مى‏گذرند، او ببیند. ابوسفیان با دیدن این مانور وحشت کرد و به عباس گفت: سلطنت فرزند برادرت بسیار عظیم شده است، عباس گفت: سلطنت نیست بلکه نبوت است. سپس عباس به او گفت: به سراغ مردم مکه برو و آنها را از مقابله با لشگر اسلام بازدار.
ابوسفیان وارد مسجدالحرام شد و به مردم گفت: محمّد با جمعیّتى وارد مکه مى‏شود که توان مقابله با او را ندارید، پس به مسجد الحرام یا خانه من یا خانه خود پناهنده شوید و اسلام بیاورید تا سالم بمانید. (ادامه مطلب را در توضیحات مطالعه فرمایید.)

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 626 و 627 قالب : تاریخی موضوع اصلی : پیروزی- فتح گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  آشنایى با سوره نصر-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
1) / آشنایى با سوره نصر

آشنایى با این سوره

1 - نام این سوره

در این سوره کوتاه از یارى خدا و پیروزى بزرگ توحیدگرایان سخن رفته است، به همین دلیل نام این سوره از آغازین آیه آن اقتباس گردیده و «نصر» خوانده شده است.

2 - فرودگاه آن

از دیدگاه بیشتر مفسران این سوره «مدنى» است و در مدینه بر قلب مصفاى پیامبر فرود آمده است، امّا از دیدگاه پاره اى در آخرین سال زندگى ظاهرى پیامبر و آخرین «حج» او، در «منا»، و به صورت یکجا، پس از سوره توبه بر او فرود آمد.

3 - شمار آیه هاى آن

این سوره از 3 آیه، 19 واژه، و 29 حرف ساخته شده است.

4 - پاداش تلاوت آن

از پیامبر گرامى آورده اند که:

من قرأها فکانما شهد مع رسول اللّه(ص) فتح مکّه.(331)

کسى که این سوره را بخواند و در آن بیندیشد بسان کسى است که در فتح مکّه با پیامبر بوده است.

و از امام صادق آورده اند که فرمود:

من قرأ «اذا جاء...» فى نافلة او فریضة نصره الله على جمیع اعدائه، و جاء یوم القیامة و معه کتاب ینطق قد اخرج اللّه من جوف قبره فیه امان من حَرّ جهنم...(332)

کسى که سوره «نصر» را در نماز واجب و یا مستحب بخواند، خدا او را بر همه دشمنانش پیروز ساخته، و در روز رستاخیز با نامه اى مى آید که سخن مى گوید، و خدا آن را از آرامگاه او بیرون آورده که امان نامه اى است از حرارت دوزخ و آتش و نعره گوشخراش آن که دو گوشش آن را مى شنود، امّا در او اثرى بر جاى نمى گزارد. او در روز رستاخیز بر چیزى نمى گذرد، جز اینکه او را مژده داده و از نعمت ها و پاداش هایى که در انتظار اوست به او خبر مى دهند تا به بهشت در آید.

5 - دورنمایى از محتواى این سوره

در این سوره کوتاه و آیات سه گانه آن از این نکات انسان پرور و زندگى ساز سخن رفته است:

نوید پیروزى و سرفرازى حق طلبان و نواندیشان بر شرک و استبداد،

امید بخشى و امید آفرینى واقعى،

گرایش همگانى به دین خدا در پرتو دعوت خردمندانه و عملکرد زیبا و سنجیده،

راز این دین گرایى و روى آورى به معنویت و اخلاق،

سپاس نعمت هاى خدا،

ستایش خدا و تنزیه او،

آمرزش خواهى و توبه و اصلاحگرى و اصلاح طلبى هماره. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : روایی موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  فتح مکّه و یا پرشکوه ترین پیروزى فرهنگ و معنویت -نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
1) فتح مکّه و یا پرشکوه ترین پیروزى فرهنگ و معنویت

هنگامى که پیامبر در جریان «حدیبیه» با قریش پیمان صلح و همزیستى امضاء کرد، در آن عهدنامه مقرر گردید که هر کس دوست داشت مى تواند آزادانه به راه و رسم پیامبر روى آورد و در کنار او قرار گیرد، و هر کس دوست داشت مى تواند در کنار قریش بماند.

پس از این رویداد بود که قبیله «خزاعه» به پیامبر روى آورد و در برابر آن قبیله «بنوبکر»، که با «خزاعه» درگیرى و دشمنى داشت، و هر دو در اطراف مکّه بودند، به اردوگاه شرک نزدیک تر شد و به قریش پیوست.

پس از قرارداد صلح میان پیامبر و قریش، میان دو قبیله «خزاعه» و «بنوبکر» که سابقه دشمنى بود، بار دیگر پیکار پیش آمد، و قریش بر خلاف قرار داد صلح خویش با پیامبر، به طور مخفیانه به یارى هم پیمان خود «بنوبکر» شتافت، و شبانه بر ضد «خزاعه» که به پیامبر پیوسته بودند، جنگ نموده و سلاح در اختیار دوستان خود نهاد و بدین وسیله عهدنامه را به شدت نقض کرد. در این عهدشکنى به ویژه «عکرمه» فرزند «ابوجهل» و «سهیل بن عمر» دو تن از سردمداران قریش نیز شرکت کردند.

پس از این درگیرى سخت، بزرگ قبیله «خزاعه»، «عمرو بن سالم» به مدینه آمد و در برابر پیامبر بشردوست و عدالت پیشه ایستاد و این گونه شکایت کرد:

بار خدایا، من به سوى محمد(ص) هم پیمان پدرمان و پدرگرانقدرش آمده و به او شکایت آورده ام که قریش پیمان خود را شکسته و ما را در حال نماز و رکوع و سجده قتل عام کرده است.

گفتنى است که شکایت پرشور و سوز این مرد از عهدشکنى قریش، از عواملى بود که در کنار دیگر انگیزه ها و عوامل، راه را براى فتح مکّه هموار ساخت.

پیامبر آزادى پس از شنیدن اشعار شورانگیز «عمرو» او را به شکیبایى سفارش فرمود و به خانه رفت. او در حالى که به انجام «غسل» مشغول بود مى فرمود: در راه هدف هاى بلند خویش یارى نگردم و پیروز نشوم، اگر این مردم ستمدیده را یارى نرسانم.

پس از شکایت «عمرو» و تصمیم پیامبر بر یارى ستمدیدگان، گروهى از مردان «خزاعه» به رهبرى «بدیل» از مکّه به سوى مدینه آمدند، و آنان نیز از عهد شکنى قریش و کشتار بى بدیل مردم خویش با مساعدت آن به دست قبیله رقیب شکایت کردند.

پیامبر آنان را نیز مورد تفقد قرار داد و هنگامى که آنان بر آن شدند تا به سوى مکّه حرکت کنند، به آگاهى آنان رساند که هم اینک «ابوسفیان» در راه مدینه است و به اینجا مى آید تا پیمان قریش را با من استوار سازد و تجدید کند، و او در راه به شما برخورد خواهد کرد.

آنان به سوى مکّه حرکت کردند و در «عسفان» به «ابوسفیان» رسیدند. در برابر پرس و جوى او، دیدار خویش از مدینه و ملاقات با پیامبر را از او پوشیده داشتند، امّا «ابوسفیان» از سرگین شتر آنان که هسته خرما در میان آن یافت، آگاه شد که آنان از مدینه مى آیند، چرا که در مدینه به شترها به همراه علوفه هسته خرما مى دادند.

او بى درنگ خود را به مدینه رساند و به حضور پیامبر شتافت و از آن حضرت خواست تا با تجدید تاریخ عهدنامه اش با قریش، هم خون بستگانش را در مکّه حفظ نماید و هم به قریش پناه دهد.

پیامبر از او در مورد دلیل پیمان شکنى شان پرسید و او انکار کرد، امّا پیامبر خواسته او را نپذیرفت. از حضور آن حضرت بیرون آمد و در راه به ابوبکر رسید و از او خواست تا قریش را پناه دهد، امّا او گفت: چه کسى مى تواند مردمى را که بر ضد پیامبر اقدام کرده اند پناه دهد؟ به «عمر» برخورد نمود و او نیز همین پاسخ را به او داد. بر دخترش - که همسر پیامبر بود - وارد شد، امّا هنگامى که خواست بنشیند، دخترش فرش را از زیر پاى او کشید، و دلیل آن را شرک و بیداد و پلیدى او عنوان ساخت.

به خانه ریحانه ارجمند پیامبر فاطمه رفت وگفت: هان اى دختر سالار عرب! قریش را پناه ده و از پدرت بخواه تا عهدنامه اش را با قریش تجدید کند تا در تاریخ بشر والاترین بانو باشى.

فاطمه فرمود دیدگاه من، همان دیدگاه پیامبر است و پناه دادن من نیز همان پناه دادن اوست.

گفت: آیا دو نور دیده ات را دستور مى دهى تا مردم مکّه را پناه دهند و بدین وسیله میان مردم صلح و آرامش پدید آورند؟

آن حضرت ضمن خردسال خواندن دو نور دیده خویش، فرمود: نه من و نه فرزندانم و نه هیچ کس دیگر بر خلاف نظر پیامبر کسانى را که عهد خود را شکسته و مردم بى گناه را قتل عام کرده اند پناه نخواهد داد.

رو به امیرمؤمنان نمود و از مشکل خویش گله کرد و از او راهنمایى خواست. آن حضرت فرمود تو سردمدار «قریش» هستى، برخیز و به درب مسجد پیامبر برو و اعلام کن که قریش را پناه مى دهى، آن گاه راه خویش را بگیر برو.

پرسید: آیا این کار سودبخش است؟

فرمود: نه، امّا چاره اى جز این ندارى.

ابوسفیان بر درگاه مسجد ایستاد و فریاد برآورد که: هان اى مردم! بدانید که من قریش را پناه مى دهم. آن گاه بر شتر خود نشست و رفت. پس از ورود به مکّه، گرد او را گرفتند و او نپذیرفتن عهد از سوى پیامبر را به آگاهى آنان رساند و آن گاه از راهنمایى امیرمؤمنان و اعلام پناه دادن قریش از سوى خود را باز گفت. آنان گفتند: این کار ما را از خطر نجات نمى دهد. او گفت: دیگر جز این چاره اى برایم نمانده بود.

پس از رفتن ابوسفیان پیامبر دستور سازماندهى و آماده باش داد و رو به بارگاه خدا زمزمه کرد که بار خدایا، حرکت ما را از قریش نهان دار تا به طور ناگهانى بر آنان وارد شویم.

«حاطب» جریان آماده باش را به وسیله زنى براى استبداد مکّه نوشت، امّا فرشته وحى پیامبر را از خیانت او آگاه ساخت و به دستور پیامبر على(ع) به همراه پاره اى از یاران، راه را بر آن زن بستند و نامه را گرفتند که این موضوع در تفسیر سوره «ممتحنه» گذشت.

آن گاه پیامبر «ابوذر» را در مدینه براى اداره امور برگزید و در روز دهم ماه رمضان، در سال هشتم از هجرت با ده هزار نفر از مردم مسلمان و چهار صد سوار به سوى مکّه حرکت کرد. در این سفر تاریخى کسى از مهاجر و انصار از همراهى پیامبر تخلف نورزید.

پیامبر و یاران پرشورش میان مکّه و مدینه در حال پیشروى به سوى هدف بودند، که شمارى از سردمداران شرک و استبداد، نظیر «ابوسفیان»، «حارث بن عبدالمطلب»، «عبد اللّه بن امیّه» به آنان برخوردند و کوشیدند تا به حضور پیامبر برسند، امّا آن حضرت نپذیرفت. نزد «ام سلمه» رفتند و از او یارى خواستند. او نزد پیامبر آمد و گفت: اى پیامبر خدا، فرزند عمو، و عمه و داماد شما آمده اند و تقاضاى دیدار دارند.

پیامبر فرمود: من به آنان نیازى ندارم و نمى خواهم آنان را بنگرم، چرا که آنان حرمت مرا پاس نداشتند و حقوق و امنیت مرا به خطر افکندند...

هنگامى که ابوسفیان از تصمیم پیامبر آگاهى یافت گفت: به خداى سوگند اگر پیامبر، ما را نپذیرد دست این کودک خردسالم را مى گیرم و رو به بیابان هاى بى آب و علف مى گذاریم تا هردو از تشنگى و گرسنگى بمیریم.

پیامبر مهر و مدارا با شنیدن این سخن، دل پرمهرش بر آنان سوخت و به حضورشان پذیرفت و آنان اسلام آوردند.

پیامبر با سپاه توحید به چند کیلومترى مکّه رسید و در آن جا فرود آمد. چادرها در آن پهن دشت بسیار گسترده بر پا گردید و عباس عموى پیامبر در این اندیشه بود که به وسیله کسى از اهل مکّه، آنان را که هنوز از نزدیک شدن لشکر اسلام بى خبر بودند آگاه سازد، تا سرانشان به سوى پیامبر بشتابند و امان بگیرند، چرا که مى ترسید در صورت بى خبرماندن آن ها و وارد شدن سپاه اسلام به مکّه بسیارى از قریش کشته شوند.

عباس با همین اندیشه سوار بر مرکب پیامبر گردید و در دل شب به مکّه نزدیک تر شد. از آن طرف ابوسفیان و گروهى از سردمداران قریش که نگران بودند، براى بررسى اوضاع بر کوه هاى اطراف مکّه رفتند. هنگامى که از فراز کوه ها به دشت «مرّ الظهران» نگریستند و آتشى بسیار را که مسلمانان به تدبیر پیامبر برپا کرده بودند، دیدند، از یکدیگر پرسیدند که این آتش ها را چه کسانى روشن ساخته اند؟

پاره اى گفتند: قبیله «خزاعه»؛ امّا پاره اى دیگر گفتند: آن ها کوچک تر از این هستند که بیابانى را آکنده سازند. در این هنگام «عباس»، صداى ابوسفیان را شناخت و او را ندا داد، و به آگاهى او و همراهانش رساند که پیامبر با هزاران نفر مجاهد و مبارز در چند قدمى آنان قرار دارد و قریش جز تسلیم شدن در برابر حق و عدالت راه دیگرى ندارد.

ابوسفیان که از ترس، خود را باخته بود، گفت: پدر و مادرم فدایت چه کنم؟ عباس با تدبیرى درست او را نزد پیامبر آورد، تا براى او و مردم مکّه امان بگیرد.

به هنگام عبور از کنار سپاه توحید، «عمر» ابوسفیان را دید و فریاد برآورد که: سپاس خداى را که بدون اینکه در امان باشى تو را یافتم، و رفت تا از پیامبر اجازه کیفر او را بگیرد، که «عباس» خود را رساند و گفت: من او را پناه داده ام؛ «عمر» در این مورد پافشارى بسیارى کرد... امّا پیامبر به او اجازه نداد به هدف خویش برسد.

پیامبر به «عباس» فرمود: او در امان است، اینک ببرید و فردا نزد من بیاورید.

هنگامى که بامداد آن شب او را آوردند، پیامبر فرمود: هان اى ابوسفیان آیا هنوز وقت آن نرسیده است تا بدانى که خدایى جز خداى یکتا نیست؟

پاسخ داد چرا پدر و مادرم به قربانت، اگر جز خداى تو خدایانى دیگر بود ما را در «بدر» و «احد» یارى مى کردند.

فرمود: آیا هنوز وقت آن نرسیده است که به وحى و رسالت ایمان آورى؟

«ابوسفیان» در پاسخ، اندکى درنگ کرد که «عباس» او را راهنمایى کرد، و او به رسالت پیامبر گواهى داد.

به اشاره پیامبر او را در گذرگاهى که ستون هاى نظامى باید مى گذشت، نگاه داشتند تا شوکت و قدرت حق و حق طلبان را بنگرد. او پس از تماشاى صف هاى یاران پیامبر و دیدن پرچمداران و فرماندهان و سربازانى که تنها چشمشان پیدا بود، و با دیدن پیامبر در میان مهاجر و انصار، رو به عباس کرد و گفت: راستى که فرزند برادرت به فرمانروایى پرشکوهى رسیده است! عباس گفت: واى بر تو! این مقام والاى رسالت است، نه سلطنت و فرمانروایى.

در این هنگام «حکیم بن حزام» و «بدیل» به حضور پیامبر آمدند و ضمن اعلام اسلام بیعت کردند و پیامبر آنان را به سوى قریش فرستاد تا ضمن دعوت آنان به سوى اسلام، به آگاهى مردم مکّه برسانند که هر کسى اسلام آورد، و یا در خانه ابوسفیان و یا «حکیم بن حزام» - که در قسمت بالا و پایین شهر قرار دارند - وارد گردد، و یا درِ خانه خویش را ببندد و در خانه بماند در امان است.

پس از رفتن آن دو به سوى قریش، پیامبر «زبیر» را به فرماندهى سواران گماشت و به او فرمان داد تا به سوى مکّه پیشروى کند و پرچم خویش را در نقطه اى به نام «حجون» به اهتزار درآورد و در انتظار فرمان باشد. او به دستور آن حضرت عمل کرد و پیامبر نیز از پى آنان رسید. آن گاه «سعد بن عباده» را به فرماندهى ستونى از سپاه برگزید و به او نیز در مسیرى مقرر دستور پیشروى داد، و «خالد» را به فرماندهى ستونى دیگر انتخاب کرد و به او دستور داد تا از سمت پایین شهر پیشروى کنند و پرچم خود را در نقطه اى مقرر به اهتزاز در آورد و به همه آنان سفارش کرد که جز کسى را که به پیکار برخیزد، مورد حمله قرار ندهند، چرا که جز چهار تن، به نام هاى «عبداللّه بن سعد»، «حویرث» «ابن خطل» «مقبس» و نیز دو زن تبهکار که شرارت و شقاوت را از حد گذرانده بودند نباید کسى کشته شود...

نیروهاى مسلمان در حال انجام وظیفه و پیشروى آرام بودند که ابوسفیان سراسیمه و وحشت زده به سوى پیامبر آمد و ضمن بوسه بر رکاب آن حضرت، گفت: پدر و مادرم به قربانت «سعد» شعارى سر داده است که براى قریش وحشت بار است، چرا که مى گوید:

الیوم یوم الملحمة، الیوم تسبى الحرمة امروز روز کشتار و انتقام و روز به اسارت بردن زنان است.

پیامبر امیرمؤمنان را فرستاد تا پرچم سپاه را از او بگیرد و خود پیشاپیش همگان با نرمى و مدارا وارد شهر گردد. آن حضرت پرچم را گرفت و خود با نهایت نرمش و مدارا وارد مکّه شد و به سوى کعبه پیش رفت. سردمداران قریش به کعبه پناه برده بودند و امان عمومى را باور نداشتند. پیامبر رسید و در کنار خانه خدا ایستاد و فرمود:

لا اله الاالله، وحده، وحده، انجز وعده، و نصر عبده، و هزم الاحزاب وحده.

خدایى جز خداى یگانه و یکتا نیست. او سرانجام به وعده خویش وفا کرد، و بنده اش را یارى فرمود، و خودش به تنهایى همه احزاب ستمکار را درهم شکست.

هان اى مردم! بدانید که هر مال و هر امتیاز، و هر خونى که مربوط به گذشته و زمان جاهلیت است، همه در زیر پاى من است و بدین ترتیب همه ادعاهاى جاهلى و پرونده هاى گذشته بسته است.

مردم مقام سقایت و آبرسانى مکّه به اهل آن باز مى گردد و بدانید که این سرزمین، حرم خداست و براى کسى پیکار در آن پیش از من و پس از من، جز یک ساعت روا نبوده و تا روز رستاخیز نیز روا نخواهد بود.

مردم! نباید گیاه تازه این سرزمین کنده و درخت آن بریده و صید آن مورد تهاجم قرار گیرد و ترسانده شود، و گمشده و زمین مانده در این سرزمین باید با نشانى صاحبش به او داده شود.

سپس رو به همه مردم کرد و فرمود: هان اى بندگان خدا! راستى که شما بد همسایگانى براى پیامبرتان بودید. شما او را دروغگو شمردید، و از خانه و کاشانه اش راندید، و از وطن اش بیرون کردید، و او را آزردید. شما به اذیت و آزار او بسنده نکردید، بلکه بر ضد من لشکرکشى ها کردید و هجرت گاه مرا هدف گرفتید و جنگ ها به راه انداختید، امّا من اینک نه در اندیشه کیفر شما هستم و نه انتقام، بلکه اعلام مى دارم که: بروید که همه شما به شکرانه پیروزى و یارى خدا آزادید!

«اذهبوا فانتم الطلقاء.»

و آن مردم به گونه اى که گویى از گورهاى خویش برخاستند به دین خدا روى آوردند....

«ابن ربعرى» نزد پیامبر آمد و پس از اعلام اسلام شعرى به این مضمون خواند:

اى پیامبر خدا، آن گاه که آشکارا سخن مى گفتم زبانم بسته بود، چراکه کفرگرا بودم؛ هنگامى که در راه باطل، شیطان را پیروى مى نمودم، و بى گمان کسى که هواى دل را پیروى کند نابود خواهد شد.

اینک گوشت و استخوان هایم به یکتایى و بى همتایى پروردگارم ایمان مى آورد و جانم گواهى مى دهد که تو پیام آور خدا و بیم رسان و از عذاب او هشدار دهنده اى.

«ابن مسعود» آورده است که در روز فتح مکّه هنگامى که پیامبر وارد کعبه شد 360 بت در هر سوى خانه خدا نصب گردیده بود. آن حضرت با چوب دستى اش همه را فرو ریخت و این آیه را تلاوت فرمود که:

جاء الحق مایبدء الباطل و مایعید...(336)

بگو حق آمد و دیگر باطل از سر نمى گیرد و باز نمى گردد.

و نیز این آیه را که:

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً(337)

بگو حق آمد، و باطل نابود شد؛ آرى باطل و بیداد هماره نابود شدنى است.

«ابن عباس» آورده است که وقتى پیامبر وارد مکّه شد، بدان دلیل که بت ها را بر در و دیوار کعبه نصب کرده بودند از رفتن به مسجد الحرام خوددارى ورزید و فرمان داد آن ها را بیرون ریختند. تمثال ابراهیم و اسماعیل نیز در میان آن ها بود که به دست آن ها ابزار فالگیرى داده بودند. پیامبر فرمود: خدا مردم نادان را بکشد که چنین بافته هاى ناروایى بافته اند و آیا آنان نمى دانستند که آن دو پیامبر بزرگ خدا این گونه نبودند؟ [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر مجمع البیان قالب : روایی موضوع اصلی : مکه گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  خداوند، مسلمانان صدر اسلام را از پیش به فتح مکه و امدادهاى خود بشارت داد.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
1)
1 - خداوند، پیامبر(ص) را به امداد خویش مطمئن ساخت و به آن حضرت وعده پیروزى بر دشمنان داد.

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

«نصر» به معناى پیروز ساختن و «فَتْح» به معناى گشودن است. (برگرفته از «مقاییس اللغة») حرف «إذا» دلالت بر وقوع حتمى شرط در آینده دارد.

2 - با رسیدن نصرت الهى، پیروزى بر دشمن قطعى است.

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

3 - پیامبر(ص)، مشتاق آزادسازى و فتح مکه و در انتظار نصرت و امدادهاى الهى

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

مفسران، این سوره را ناظر به فتح مکه مى دانند. مژده پیشاپیش آن به رسول اکرم(ص)، نشانگر اشتیاق آن حضرت به تحقق آن است.

4 - خداوند، مسلمانان صدر اسلام را از پیش به فتح مکه و امدادهاى خود بشارت داد.

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

5 - آزادسازى مکّه براى مسلمانان، به منزله فتح کامل سنگرهاى دشمن بود.

و الفتح

مطلق آوردن فتح در مورد «فتح مکه» نشانگر صدق فتح کامل بر آن است.

6 - «عن أبى عبداللّه(ع) قال: أوّل ما نزل على رسول اللّه(ص) «بسم اللّه الرحمـن الرحیم . اقرأ باسم ربّک» و آخره «إذا جاء نصر اللّه»;(1)


[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : امداد الهی گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  مردم پس از فتح مکه، با رضایت و بدون تحمیل، اسلام را پذیرفتند.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
2)
1 - وارد شدن فوج فوج مردم به دین اسلام، نوید خداوند به پیامبر(ص)

و رأیت الناس یدخلون فى دین اللّه أفواجًا

2 - خداوند، به پیامبر(ص) بشارت داد که فتح مکه را درک خواهد کرد و استقبال قبایل عرب را از اسلام، به چشم خود خواهد دید.

و رأیت الناس یدخلون فى دین اللّه أفواجًا

3 - اسلام، تنها دین قابل انتساب به خداوند است.

دین اللّه

4 - پیروزى مسلمانان عصر بعثت بر مکه و فتح آن، زمینه ساز مسلمان شدن جمعیت هاى فراوانى از مردم آن زمان

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأیت الناس یدخلون فى دین اللّه أفواجًا

5 - مردم پس از فتح مکه، با رضایت و بدون تحمیل، اسلام را پذیرفتند.

یدخلون

6 - گرایش دسته جمعى اقشار مختلف مردم به اسلام، مرهون امدادهاى الهى به مسلمانان است.

إذا جاء نصر اللّه ... و رأیت الناس یدخلون فى دین اللّه أفواجًا

7 - فتح مکه، نشانه حقانیت اسلام و حمایت خداوند از پیامبر(ص)، در دیدگاه مردم عصر بعثت

إذا جاء نصر اللّه ... یدخلون فى دین اللّه أفواجًا [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : اسلام گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  شایسته ترین سخن براى نفى عیب از خداوند، ستایش او است.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
3) 1 - لزوم تسبیح و حمد خداوند و طلب بخشش گناهان از پیشگاه او

فسبّح بحمد ربّک و استغفره

2 - تسبیح و حمد خداوند و استغفار به درگاه او، پس از مشاهده امدادهاى الهى و گرایش وسیع مردم، به دین، فرمان و توصیه خداوند به پیامبر(ص)

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأیت الناس یدخلون فى دین اللّه أفواجًا . فسبّح بحمد ربّک و استغفره

3 - خداوند، مبرّا و منزّه از هر عیب و نقص و شایسته ستودن و تمجید کردن

فسبّح بحمد ربّک

4 - شایسته ترین سخن براى نفى عیب از خداوند، ستایش او است.

فسبّح بحمد ربّک

«باء» در «بحمد ربّک» براى استعانت است; برخى آن را «باء» مصاحبة مى دانند. برداشت یاد شده، ناظر به معناى اول است.

5 - لزومِ همراه ساختن تسبیح با حمد خداوند

فسبّح بحمد ربّک

«باء» در «بحمد ربّک» ممکن است براى مصاحبة باشد.

6 - ستایشِ خداوند، تنها با سخنى شایسته است که کمترین شائبه عیب شمارى و تنقیص در آن نباشد.

فسبّح بحمد ربّک

حمد، زمانى مى تواند وسیله تسبیح باشد که در الفاظ و عبارت هاى برگزیده آن، منزّه دانستن خداوند از عیب ها جلوه گر باشد.

7 - خداوند، مرّبى و مدبّرى شایسته و بى عیب، براى پیامبر(ص) و دیگران است.

فسبّح بحمد ربّک

مخاطب در «ربّک»، گرچه پیامبراکرم(ص) است; ولى سیاق سوره، بر تمام انسان ها منطبق است. در این موارد آن حضرت به عنوان رسول و نیز فردى از افراد بشر، مورد خطاب قرار گرفته است.

8 - امدادهاى الهى در فتح مکه، جلوه ربوبیت خداوند بر پیامبر(ص) و مایه پیشرفت اهداف رسالت آن حضرت بود.

إذا جاء نصر اللّه و الفتح ... فسبّح بحمد ربّک

9 - توجّه به ربوبیت خداوند، زمینه ساز تسبیح، حمد و استغفار به درگاه او است.

فسبّح بحمد ربّک و استغفره

10 - درخواست مصونیت از عذاب الهى، توصیه خداوند به پیامبر(ص)

و استغفره

غفران و آمرزش از جانب خداوند، این است که بنده را از رسیدن عذاب، به او باز دارد (بصائر فیروزآبادى). بر این اساس استغفار پیامبر(ص)، به معناى درخواست رهایى از عذاب است. اطمینان آن حضرت به عصمت خویش، نمى تواند مانع درخواست رهایى از عذاب باشد; زیرا مقام عصمت، دستاورد همین درخواستِ مصونیت و نظایر آن است.

11 - پیامبر(ص)، مأمور مغفرت خواهى و درخواست عفو خداوند، از کوتاهى در تسبیح و حمد او و تقاضاى توجّه و عنایت مجدّد او به آن حضرت

و استغفره

استغفارى که در این سوره به آن امر شده است ـ به قرینه تعلیق بر نصرت و فتح و عطف بر تسبیح و حمد ـ استغفار ویژه اى است. این استغفار، در ارتباط با حمد و تسبیح، به معناى درخواست عفو از کاستى هاى آن و در ارتباط با «توّاباً»، به معناى درخواست رجوع مجدّد و مکرر خداوند و تقاضاى عنایت هاى تازه به تازه او است.

12 - پیامبر(ص) در ادامه حیات خویش، نیازمند مغفرت الهى و ملزم به طلب آن از خداوند بود.

و استغفره

استغفار پیامبر(ص) ـ با آن که معصوم است ـ ممکن است به معناى درخواست ادامه یافتن مغفرت الهى باشد و مى تواند بیانگر این نکته باشد که پیامبر(ص)، گرچه بالاترین درجه عبادت را داشت; ولى همواره آن را در برابر عظمت خداوند، ناچیز دیده و با احساس شرمندگى به درگاه خداوند از او پوزش مى طلبید برداشت یاد شده ناظر به احتمال نخست است.

13 - احساس قصور در پیشگاه خداوند و عذرخواهى از او، هنگام پیروزى و استقبال عمومى از دین و در اوج قدرت، توصیه خداوند به پیامبر(ص) و شیوه اى مطلوب براى زمامداران و مبلّغان

إذا جاء نصر اللّه و الفتح ... و استغفره

14 - ذکر صفات جلال و جمال خداوند، پیش از درخواست از او، از آداب دعا و استغفار

فسبّح بحمد ربّک و استغفره

فرمان «تسبیح»، بر ذکر صفات جلالى (سلبى) و فرمان «حمد» بر ذکر صفات جمالى (ثبوتى) دلالت دارد و تقدیم آن دو بر فرمان استغفار، بیانگر برداشت یاد شده است.

15 - امداد مردم و پیروز ساختن آنان بر دشمن، زمینه ساز آمادگى آنان براى پذیرش تکالیف و توجّه به خداوند

إذا جاء نصر اللّه و الفتح ... فسبّح بحمد ربّک و استغفره

16 - خداوند، بسیار توبه پذیر است.

إنّه کان توّابًا

از آن جهت به خداوند «توّاب» گفته مى شود که توبه بندگان را فراوان و پیاپى مى پذیرد. (مفردات)

17 - توبه استغفارکنندگانى که خداوند را تسبیح و حمد کنند، در پیشگاه خداوند پذیرفته است.

فسبّح بحمد ربّک و استغفره إنّه کان توّابًا

18 - توجّه بندگان به توبه پذیر بودن خداوند، مایه ترغیب آنان به توبه و استغفار

و استغفره إنّه کان توّابًا

19 - شکستن توبه، مانع پذیرش توبه مجدد نیست.

إنّه کان توّابًا

20 - توبه از گناهان بزرگ نیز به درگاه خداوند پذیرفته است.

إنّه کان توّابًا

«توّاب» بر مبالغه دلالت دارد (مصباح). مبالغه درتوبه پذیرى، یا به این معنا است که هر چه توبه تکرار شود، توبه پذیرى هم تکرار خواهد شد و یا این که گناه هر چه بزرگ باشد، خداوند توبه از آن را خواهد پذیرفت.

21 - فرمان خداوند به تسبیح، حمد و استغفار، زمینه ساز توفیق یافتن انسان براى توبه به درگاه او است.

فسبّح بحمد ربّک و استغفره إنّه کان توّابًا

عبارت «تاب اللّه علیه»; یعنى، او را به توبه موفق ساخت (قاموس). جمله «إنّه کان توّاباً»، تعلیل است و بیان مى کند که دستورهاى سه گانه خداوند در این آیه، به دلیل «توّاب» بودن خداوند صادر شده است.

22 - تسبیح، حمد و استغفار، زمینه ساز جلب عنایت و توجّه خداوند

فسبّح بحمد ربّک و استغفره إنّه کان توّابًا

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : صفات خداوند گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  سبب‌ نامگذاری سوره«نصر» - اعظم زارع بيدکي
1) این‌ سوره‌ بدین‌ سبب‌ «نصر» نام‌ گرفت‌ که‌ با این‌ فرموده‌ خدای ‌تبارک‌ و تعالی: إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏افتتاح‌ شده ‌است‌ و مراد از آن‌، فتح‌ مکه ‌مکرمه‌ یعنی‌ همان‌ فتح‌ اکبری‌ است‌ که‌ فتح‌الفتوح‌ نام‌ گرفت‌. چنان‌ که‌ این‌ سوره‌ به‌نام‌ «تودیع‌» نیز نامیده‌ می‌شود از آن‌ روی‌ که‌ رسول‌ خدا‌‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم بعد از نزول‌ آن ‌فقط هفتاد روز زنده‌ بودند و در ربیع‌الاول‌ سال‌ دهم‌ هجری‌ به‌ رحمت‌ حق ‌پیوستند. ابن‌عباس‌ رضی‌الله عنهما می‌گوید: «این‌ آخرین‌ سوره‌ قرآن‌ کریم‌ از نظر نزول‌ است‌». ابن‌عمر رضی‌الله عنهما می‌گوید: «این‌ سوره‌ در میانه‌ ایام‌ تشریق‌ بر رسول‌ خدا‌‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم نازل‌ شد پس‌ دانستند که‌ این‌ پیام‌ وداع‌ است‌ آن‌گاه‌ سوار بر ناقه ‌قصوی‌ خطبه‌ مشهور خویش‌ را که‌ خطبه‌ حجه ‌الوداع‌ است‌، ایراد نمودند». و راجع‌ به‌ فضیلت‌ آن‌ در حدیث‌ شریف‌ آمده ‌است: « إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ معادل‌ ربع‌ قرآن ‌است‌».

اما بنا به‌ قولی‌ دیگر: این‌ سوره‌ قبل‌ از فتح‌ مکه‌ نازل‌ شد و از فتح‌ مکه‌ قبل‌ از وقوع‌ آن‌ خبر می‌دهد که‌ این‌ خود معجزه‌ای‌ از معجزات‌ نبوت‌ می‌باشد. امام ‌رازی رحمه الله این‌ قول‌ را صحیح‌تر می‌داند. در حدیث‌ شریف‌ به‌ روایت‌ ابن‌عباس ‌رضی‌الله عنهما آمده‌ است‌ که‌ فرمود: چون‌ سوره‌ «نصر» نازل‌ شد، رسول‌ خدا‌‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «با نزول‌ آن‌ خبر مرگ‌ من‌ به‌ من‌ داده‌ شده‌ است‌». اصحاب‌ جلّ جلاله نیز بر این ‌معنی‌ متفق‌القول‌اند و ایشان‌ این‌ معنی‌ را از آن‌ روی‌ دانستند که‌ امر مطلق‌ به‌ تسبیح‌، تحمید و استغفار دلیل‌ بر آن‌ است‌ که‌ کار ابلاغ‌ دعوت‌ به‌ اتمام‌ رسیده ‌است‌ و این‌خود اقتضا می‌کند که‌ پیام‌ آور حق صلّی الله علیه و سلّم از این‌ دنیا رخت‌ سفر بر بندد. روایت ‌شده است‌ که‌ چون‌ این‌ سوره‌ نازل‌ شد، رسول‌ خدا‌‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم خطابه‌ای‌ ایراد کرده‌ و در آن‌ فرمودند: «إن‌ عبدا خیره‌ الله‌ بین‌ الدنیا وبین‌ لقائه‌ والآخرة، فاختار لقاء الله: همانا خداوند بنده‌ای‌ را در میان‌ دنیا و میان‌ آخرت‌ و لقای‌ خویش‌ مخیر گردانید پس‌ او لقای‌ خدا را انتخاب‌ کرد». [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر انوار القرآن قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : اعظم زارع بیدکی
  نام دیگرسوره - حميده احمدي نيا
1) یکى از نامهاى این سوره .
سوره تودیع است ( تودیع یعنى خدا حافظى ) چرا که در آن خبر ضمنى از رحلت پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است .
در حدیثى آمده است هنگامى که این سوره نازل شد و پیغمبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آن را بر یاران خود تلاوت کرد همگى خوشحال و خوشدل شدند ، ولى عباس
عموى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) که آن را شنید گریه کرد ، پیغمبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمود : اى عمو چرا گریه مى‏کنى ؟ عرض کرد گمان مى‏کنم خبر رحلت شما در این سوره داده شده‏اى رسول خدا ! فرمود : مطلب همانگونه است که تو مى‏گوئى [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه ج : 27 ص : 395 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : حمیده احمدی نیا
  آخرین سوره نازل شده و علی علیه السلام - محمدامين احمدي فقيه
1) بسم الله الرحمن الرحیم
سوره نصر، آخرین سوره‌ی کاملی است که به‌صورت یک‌جا نازل شده‌است. شماره ترتیب این سوره در قرآن عظیم برابر 110 است. چه زیبا است که این عدد برابر با ارزش ابجدی نام مقدس علی، علیه السّلام، است و قرآن مبین به دست توانای او سپرده شده است و نشانی از حدیث ثقلین و همراهی قرآن مجید و عترت، علیهم السّلام، است که باید به آن ها تمسک جست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : از تحقیقات اینجانب و مراجع مختلف قالب : اعتقادی موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : محمدامین احمدی فقیه
  مسلم است پیغمبر اسلام (ص ) همچون همه انبیاء ((معصوم )) بود پس دستور به استغفار براى چیست ؟ - ليلا حسين زاده
3) در پاسخ این سؤ ال باید گفت این سرمشقى است براى همه امت زیرا:
اولا: در طول این مبارزه طولانى که سالهاى زیادى به طول انجامید (حدود بیست سال ) و مسلمانان روزهاى بسیار سخت و دردناکى را طى کردند، گاهى آنچنان حوادث پیچیده مى شد که جانها به لب مى رسید، و در افکار بعضى گمانهاى بدى در مورد وعده هاى الهى پیدا مى شد، همانگونه که قرآن در مورد جنگ احزاب مى فرماید: و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا
و دلها به گلوگاه رسیده بود و گمانهاى (نامناسبى ) در باره خدا داشتید (احزاب - 10).
اکنون که پیروزى فرا رسیده مى فهمند که همه آن گمانها و بى تابیها غلط بوده ، و باید در مقام استغفار برآیند.
ثانیا: انسان هر قدر حمد و ثناى الهى کند باز حق شکر او را ادا نخواهد کرد، و لذا در پایان این حمد و ثنا باید از تقصیر خویش روى به درگاه خدا آورد و استغفار کند.
ثالثا: معمولا بعد از پیروزیها وسوسه هاى شیطان شروع مى شود، و حالت غرور از یکسو، و تندروى و انتقامجوئى از سوى دیگر، به وجود مى آید، در اینجا باید به یاد خدا بود، و پیوسته استغفار کرد تا هیچیک از این حالات پیدا نشود، یا اگر پیدا شده بر طرف گردد.
رابعا: همانگونه که در آغاز سوره گفتیم اعلام این پیروزى تقریبا به معنى اعلام پایان ماءموریت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و اتمام عمر آن حضرت و شتافتن به لقاى محبوب بود، و این حالت مناسب تسبیح و حمد و استغفار است ، و لذا در روایات وارد شده است که بعد از نزول این سوره پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) این جمله را بسیار تکرار مى فرمود: سبحانک اللهم و بحمدک ، اللهم اغفرلى انک انت التواب الرحیم : ((خداوندا! منزهى ، و تو را حمد و ستایش مى کنم ، خداوندا! مرا ببخش که تو بسیار توبه پذیر و مهربانى .)) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : سایت دارالقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : استغفار گوینده : لیلا حسین زاده
  وجه و مناسبت امر به حمد و استغفار پروردگار، بعد از دیدن نصر الهى - ليلا حسين زاده
3) از آنجایى که این نصرت و فتح اذلال خداى تعالى نسبت به شرک ، و اعزاز توحید است ، و به عبارتى دیگر این نصرت و فتح ابطال باطل و احقاق حق بود، مناسب بود که از جهت اول سخن از تسبیح و تنزیه خداى تعالى برود، و از جهت دوم - که نعمت بزرگى است - سخن از حمد و ثناى او برود، و به همین جهت به آن جناب دستور داد تا خدا را با حمد تسبیح گوید.
البته در این میان وجه دیگرى براى توجیه و مناسبت این دستور هست ، و آن این است که حق خداى عزوجل که رب عالم است ، بر بنده اش این است که او را با صفات کمالش ذکر کند و همواره بیاد نقص و حاجت خود بیفتد، و چون فتح مکه باعث شد رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) از گرفتاریهایى که در از بین بردن باطل و قطع ریشه فساد داشت فراغتى حاصل کند، دستورش داد که از این به بعد که فراغتت بیشتر است ، به یاد جلال خدا - که تسبیح او است - و جمالش - که حمد او است و نقص و حاجت خودش ، که استغفار است - بپردازد، و معناى استغفار در مثل رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) که آمرزیده هست ، درخواست ادامه مغفرت است ، چون احتیاج به مغفرت از نظر بقاء عینا مثل احتیاج به حدوث مغفرت است ، دقت فرمایید). و این استغفار از ناحیه آن جناب تکمیل شکرگزارى است ، و ما در آخر جلد ششم این کتاب گفتارى در معناى آمرزش گناه گذراندیم .
(انه کان توابا) - این جمله دستور به استغفار را تعلیل مى کند، و در عین حال تشویق و تاءکید هم هست [ نظرات / امتیازها ]
منبع : سایت لیله القدر قالب : تفسیری موضوع اصلی : استغفار گوینده : لیلا حسین زاده
  فهم تدبری سوره - مسعود ورزيده
1) بحث سورۀ مبارکۀ نصر، معیار و مناط دادن به دست انسان در مواقع فتح و پیروزی است. و یک مفهوم وسیع و غلیظ از پیروزی را مطرح می‌کند:

إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (١)وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (٢) ولی معیار این است که خدا حمایت و دست گیری کرده و یاری رسانده و پیروزی داده است.

هم شکست و هم پیروزی به ظرفیت نیاز دارد

خدا می‌فرماید باید به هنگام پیروزی به دو شاخصه توجه کرد:

نوع ماها فکر می‌کنیم که شکست نیاز به ظرفیت دارد، و ما باید ظرفیت آماده‌ای داشته باشیم که مبادا به هنگام شکست، یأس ما را بگیرد. مبادا ما به هنگام شکست عقبگرد کنیم و امید به پیروزی نداشته باشیم و…. حالا برای پیروزی چه قدر ظرفیت می‌خواهد؟‌ آیا کمتر از شکست ظرفیت می‌خواهد؟

یک سوره به این مسأله اختصاص داده شده است. و نمود این مسئله در مسائل فردی و خانوادگی تا مسائل اجتماعی و حکومتی به چشم می‌خورد.

طبیعت انسان طوری است وقتی به پیروزی می‌رسد، یک احساسی به او دست می‌دهد و سوره می‌خواهد طبیعت انسان را به کنترل دربیاورد و انسان را به مدار فطرت بکشاند. چون طبیعت انسان طوری است که وقتی پیروز می‌شود، در درجۀ اول فکر می‌کند که منّتی بر سر خدا دارد! به خصوص در مسائل معنوی و اجتماعی و حکومتی.

یعنی احساس ناخود آگاهی که در او بوجود می‌آید، خود را مستحق تمجید می‌یابد، حتی از ناحیۀ خدا! بالاخره ما کاری کردیم، اقدامی کردیم، یا به دست ما انقلابی پیروز شد، به دست ما یک جریانی به راه افتاد، به دست ما یک کلاسی تشکیل شد و….کوچک یا بزرگ، در درجۀ اول انسان توقع دارد که خدا از او تشکر و تمجید کند!
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  وظایف انسان در موقع پیروزی از زبان قرآن - مسعود ورزيده
1) سوره می‌خواهد ریشه‌یابی کند، می‌فرماید: چون خدا را به این پیروزی نیازمند می‌پنداری خودت را مستحق تمجید می‌دانی. و در آن لایه‌های درونی وجودت می‌گویی که خدا خوش به حالش شده که به دست من این کار انجام شده! ولی خدا می فرماید:

۱- «سبح» وظیفۀ اولی تو در هر پیروزی این است که خدا را تسبیح کنی. چرا که خدا ذرّه‌ای به این پیروزی احتیاج ندارد. خدا نقص و عیب و ایراد و فتوری ندارد که با پیروزی تو بخواهد آن را پر کند؛ «سبح»ی که می‌گوید یعنی متوجه باش که او محتاج نیست.

۲- قاعدتاً ما بعد از پیروزی جشن شکر بر پا می‌کنیم و شکر خدا به جای می‌آوریم، خدا می‌فرماید «سبح»، یعنی قبل از این که شکر من را به جای بیاوری، اول تسبیح کن تا خیال نکنی که برای من کاری کرده‌ای، و مغرور شوی! دوم حمد کن! این حمد نکتۀ مقابل تسبیح است. یعنی همان قدر که متوجه شدی که تو برای خدا کاری نکرده‌ای متوجه باش که خدا برای تو کاری کرده است.

تسبیح کن تا بدانی که تو برای خدا کاری نکرده‌ای و حمد کن، تا بدانی که خدا برای تو کاری کرده است. این، غرور را از تو می‌گیرد و خضوع را برابر خدا به تو می‌دهد. و خود کامگی را از تو می‌گیرد و تواضع و فروتنی و خشوع در برابر، به تو هدیه می‌کند.

«سبح بحمده» دو تا رکن است، و فقط این نیست که تسبیح به دست بگیری و «سبحان اللّه» و «الحمد للّه» و «استغفراللّه» بگویی، این سر جای خود، اینها سه رکن‌انند، سه پایه و سه اساس، ولی وقتی در زبان گفتنشان ارزش دارد، که در قلب و عمل هم وجود داشته باشد.

حالا می‌فرماید تسبیح گفتی و متوجه شدی که خدا به این پیروزی تو احتیاجی نداشت و تو لطفی به خدا نکرده‌ای؛ حمد کردی و متوجه شدی که تو به خدا احتیاج داشتی؛ و خدا به تو لطف کرد. با تسبیح، خدا را به جلالش ستودی و با حمد، خدا را به جمالش ستودی. و این جلال و جمال خدا را اعتراف کردی، حالا نوبت اقرار به ضعف و زبونی و فتور و نقص و عیب خود هست، یعنی گفتی با تسبیح که خدا نیازی ندارد، و همۀ نیازها را به زیباترین شکل، برطرف می‌کند و او مرا پیروز کرد، جا دارد که من از او تشکر و تمجید کنم. حالا می‌گوید به خودت نگاه کن، و اعتراف کن.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : عمل انسان گوینده : مسعود ورزیده
  جهت هدایتی سوره - مسعود ورزيده
1) وظایف مهم رهبر جامعه (و نیز وظایف پیروان)در هنگام پیروزی.
پیروان به هنگام پیروزی به دنبال رهبر حرکت می‌کنند. پس وقتی فتح و یاری خدا رسید وظایف:
۱- تسبیح و حمد پروردگار، و اقرار به جلال و جمال او.
۲- استغفار و اقرار به ضعف و نقص و عیب و عجز خود و طلب پوشش از خدا برای آن نقص و عجزی که خودمان داریم. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  سوره نصر یک اصل اساسی - مسعود ورزيده
1)

سورۀ نصر درست است که سورۀ کوچکی است، ولی اصل اساسی و بی‌بدیل در هر پیروزی است، و نهایت پیروزی را در اینجا به تصویر کشیده است. این دستور را در پیروزی نهایی می‌دهد، چون اینجا اوج نمایش است. یعنی اوج پیروزی و یاری الهی وقتی است که نصر و فتح برسد و گشایش برسد و مردم هم استقبال کنند از ورود به دین خدا. و این در ابعاد و مقاطع مختلفی اتفاق خواهد افتاد. ولی معیار و ملاک «نصر اللّه والفتح» است. در فردی و اجتماعی و در همه ابعاد.

در این سوره جهت در جزاست و آیا جهت در جزا بودن به معنی نادیده گرفتن شرط است؟ نه! معنی‌اش این است که وقتی مثلا ًبه المیزان مراجعه می‌کنید، می‌بینید که فرموده : «سورۀ نصر وعدۀ فتح است». ولی ما می‌گوییم آیا می‌دانید که چه چیزی باعث شده ما سوره را به وعده تلقی کنیم؟

اصالت دادن به شرط باعث می‌شود که ما گمان کنیم، که جهت اصلی سوره وعده است، در حالی که وقتی در جمله‌ای که شرط و جزاست و شرط مقدمه برای جزاست و بدون جزا چیزی تحقق پیدا نمی کند، حرف در جزا هست، آن وقت می‌گوییم که در سوره وعده هم هست. اما جهت سوره وعده نیست، جهت سوره تبیین وظایفی است که به هنگام وقوع این شرط داریم. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  توضیحی در مورد شرط - مسعود ورزيده
1) اما در مورد شرط: شرط اصلی، خود آمدن نصر و فتح است. پس چرا دوتایش را گفت؟ چون نصر الهی که برسد فتح هم به دنبال آن می‌آید، نصر و یاری خدا غلبه دارد.

پس فتح و پیروزی هم حاصل می‌شود. چرا «رأیت» را آورد؟ چون «رأیت» مشاهده ثمرۀ نصر و فتح است. و شرطی در عرض شرط آمدن نصر و فتح نیست. گویا که ما سه تا شرط داریم.۱- نصر بیاید ۲- فتح بیاید ۳- مردم در دین وارد شوند. نه! این طور نیست نصر می‌آید، دنبالش فتح می‌آید، و ما فتح و پیروزی را از کجا می‌فهمیم از آنجایی که وقتی فتح و پیروزی می‌آید مردم دسته دسته وارد دین خدا می‌شوند. پس «رأیت» اشاره به این دارد که تو ثمرۀ نصر و فتح را مشاهده می‌کنی. یعنی در جامعه عینیت پیدا می‌کند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  تشخیص فضای سخن و جهت هدایتی سوره - مسعود ورزيده
1)
فضای سخن: هرچند در این سوره به طور صریح وعده ای برای یاری و پیروزی یا نزدیکی آن وجود ندارد، اما بجا بودن محتوای سوره، مقتضیِ نزدیک بودن زمان نصر و فتح است.

جهت هدایتی: قالب بیانی این سوره مبارکه به صورت جمله شرطیه است که در آن، غالباً جزا یا جواب شرط، گویای جهت اصلی است نه خود شرط. شرط در این سوره، متضمّن وعده نصرت و پیروزی و جواب شرط، مبیّن وظیفه پیامبر (صلی‏ الله‏ علیه ‏وآله) به هنگام رسیدن یاری و پیروزی است.

با توجه به قاعده مزبور، از میان این دو محتوا، جواب شرط، یعنی تبیین وظیفه پیامبر(صلی‏ الله‏ علیه ‏وآله) به هنگام پیروزی، جهت اصلی سوره خواهد بود نه وعده فتح و پیروزی؛ هرچند که سوره، این وعده را هم داده، اما سخن از جهت گیری هدایتی سوره است نه معارف موجود در آن.

براین‌اساس، جهت هدایتی سوره چنین است: «وظایف مهم رهبر جامعه اسلامی (و پیروان او) در شرایط یاری الهی و پیروزی: ۱٫ تسبیح همراه با حمد پروردگار (اقرار به جلال و جمال خدا)؛ ۲٫ استغفار (اعتراف به نقص و عجز خویش)».

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  فهم تدبری سوره - مسعود ورزيده
1)
فهم تدبری سوره

بحث سورۀ مبارکۀ نصر، معیار و مناط دادن به دست انسان در مواقع فتح و پیروزی است. و یک مفهوم وسیع و غلیظ از پیروزی را مطرح می‌کند:

إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (١)وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (٢) ولی معیار این است که خدا حمایت و دست گیری کرده و یاری رسانده و پیروزی داده است.

هم شکست و هم پیروزی به ظرفیت نیاز دارد

خدا می‌فرماید باید به هنگام پیروزی به دو شاخصه توجه کرد:

نوع ماها فکر می‌کنیم که شکست نیاز به ظرفیت دارد، و ما باید ظرفیت آماده‌ای داشته باشیم که مبادا به هنگام شکست، یأس ما را بگیرد. مبادا ما به هنگام شکست عقبگرد کنیم و امید به پیروزی نداشته باشیم و…. حالا برای پیروزی چه قدر ظرفیت می‌خواهد؟‌ آیا کمتر از شکست ظرفیت می‌خواهد؟

یک سوره به این مسأله اختصاص داده شده است. و نمود این مسئله در مسائل فردی و خانوادگی تا مسائل اجتماعی و حکومتی به چشم می‌خورد.

طبیعت انسان طوری است وقتی به پیروزی می‌رسد، یک احساسی به او دست می‌دهد و سوره می‌خواهد طبیعت انسان را به کنترل دربیاورد و انسان را به مدار فطرت بکشاند. چون طبیعت انسان طوری است که وقتی پیروز می‌شود، در درجۀ اول فکر می‌کند که منّتی بر سر خدا دارد! به خصوص در مسائل معنوی و اجتماعی و حکومتی.

یعنی احساس ناخود آگاهی که در او بوجود می‌آید، خود را مستحق تمجید می‌یابد، حتی از ناحیۀ خدا! بالاخره ما کاری کردیم، اقدامی کردیم، یا به دست ما انقلابی پیروز شد، به دست ما یک جریانی به راه افتاد، به دست ما یک کلاسی تشکیل شد و….کوچک یا بزرگ، در درجۀ اول انسان توقع دارد که خدا از او تشکر و تمجید کند!
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  وظایف انسان در موقع پیروزی از زبان قرآن - مسعود ورزيده
1)
وظایف انسان در موقع پیروزی از زبان قرآن

سوره می‌خواهد ریشه‌یابی کند، می‌فرماید: چون خدا را به این پیروزی نیازمند می‌پنداری خودت را مستحق تمجید می‌دانی. و در آن لایه‌های درونی وجودت می‌گویی که خدا خوش به حالش شده که به دست من این کار انجام شده! ولی خدا می فرماید:

۱- «سبح» وظیفۀ اولی تو در هر پیروزی این است که خدا را تسبیح کنی. چرا که خدا ذرّه‌ای به این پیروزی احتیاج ندارد. خدا نقص و عیب و ایراد و فتوری ندارد که با پیروزی تو بخواهد آن را پر کند؛ «سبح»ی که می‌گوید یعنی متوجه باش که او محتاج نیست.

۲- قاعدتاً ما بعد از پیروزی جشن شکر بر پا می‌کنیم و شکر خدا به جای می‌آوریم، خدا می‌فرماید «سبح»، یعنی قبل از این که شکر من را به جای بیاوری، اول تسبیح کن تا خیال نکنی که برای من کاری کرده‌ای، و مغرور شوی! دوم حمد کن! این حمد نکتۀ مقابل تسبیح است. یعنی همان قدر که متوجه شدی که تو برای خدا کاری نکرده‌ای متوجه باش که خدا برای تو کاری کرده است.

تسبیح کن تا بدانی که تو برای خدا کاری نکرده‌ای و حمد کن، تا بدانی که خدا برای تو کاری کرده است. این، غرور را از تو می‌گیرد و خضوع را برابر خدا به تو می‌دهد. و خود کامگی را از تو می‌گیرد و تواضع و فروتنی و خشوع در برابر، به تو هدیه می‌کند.

«سبح بحمده» دو تا رکن است، و فقط این نیست که تسبیح به دست بگیری و «سبحان اللّه» و «الحمد للّه» و «استغفراللّه» بگویی، این سر جای خود، اینها سه رکن‌انند، سه پایه و سه اساس، ولی وقتی در زبان گفتنشان ارزش دارد، که در قلب و عمل هم وجود داشته باشد.

حالا می‌فرماید تسبیح گفتی و متوجه شدی که خدا به این پیروزی تو احتیاجی نداشت و تو لطفی به خدا نکرده‌ای؛ حمد کردی و متوجه شدی که تو به خدا احتیاج داشتی؛ و خدا به تو لطف کرد. با تسبیح، خدا را به جلالش ستودی و با حمد، خدا را به جمالش ستودی. و این جلال و جمال خدا را اعتراف کردی، حالا نوبت اقرار به ضعف و زبونی و فتور و نقص و عیب خود هست، یعنی گفتی با تسبیح که خدا نیازی ندارد، و همۀ نیازها را به زیباترین شکل، برطرف می‌کند و او مرا پیروز کرد، جا دارد که من از او تشکر و تمجید کنم. حالا می‌گوید به خودت نگاه کن، و اعتراف کن.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  معنای «استغفره» - مسعود ورزيده
1) معنای «استغفره»

«استغفره» قبول نقص و ضعف و فتور خویش است، «استغفره» یعنی از خدا طلب پوشش کن، برای چه؟ برای چیزی که اگر نپوشاند زشت است. برای آن ضعف و عجز و نقص و فتور، که اگر نباشد که خدا می‌پوشاند، تو هیچ چیزی نیستی و کسی نیستی. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : استغفار گوینده : مسعود ورزیده
  اهمیت سه رکن مذکور در هنگام پیروزی - مسعود ورزيده
1)
اهمیت سه رکن مذکور در هنگام پیروزی

این سه رکن در پیروزی وقتی دست به دست هم داد، دیگر این پیروزی، حجاب بین پیروزمندان و خدا نمی‌شود که من پیروزمند، به این پیروزی دل خوش کنم و از خدا غفلت کنم، و خودکامه شوم، و مغرور شوم، و دیگران را از خود کمتر ببینم، خود را مستحق تمجید ببینم و…. برعکسش می‌کند، یعنی این سه دستور تأمین اضلاع مثلث خدا گرایی انسان، در هر پیروزی است که یکی بدون دیگری هم کافی نیست.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  سوره نصر یک اصل اساسی - مسعود ورزيده
1)
سوره نصر یک اصل اساسی

سورۀ نصر درست است که سورۀ کوچکی است، ولی اصل اساسی و بی‌بدیل در هر پیروزی است، و نهایت پیروزی را در اینجا به تصویر کشیده است. این دستور را در پیروزی نهایی می‌دهد، چون اینجا اوج نمایش است. یعنی اوج پیروزی و یاری الهی وقتی است که نصر و فتح برسد و گشایش برسد و مردم هم استقبال کنند از ورود به دین خدا. و این در ابعاد و مقاطع مختلفی اتفاق خواهد افتاد. ولی معیار و ملاک «نصر اللّه والفتح» است. در فردی و اجتماعی و در همه ابعاد.

در این سوره جهت در جزاست و آیا جهت در جزا بودن به معنی نادیده گرفتن شرط است؟ نه! معنی‌اش این است که وقتی مثلا ًبه المیزان مراجعه می‌کنید، می‌بینید که فرموده : «سورۀ نصر وعدۀ فتح است». ولی ما می‌گوییم آیا می‌دانید که چه چیزی باعث شده ما سوره را به وعده تلقی کنیم؟

اصالت دادن به شرط باعث می‌شود که ما گمان کنیم، که جهت اصلی سوره وعده است، در حالی که وقتی در جمله‌ای که شرط و جزاست و شرط مقدمه برای جزاست و بدون جزا چیزی تحقق پیدا نمی کند، حرف در جزا هست، آن وقت می‌گوییم که در سوره وعده هم هست. اما جهت سوره وعده نیست، جهت سوره تبیین وظایفی است که به هنگام وقوع این شرط داریم.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  جهت هدایتی سوره - مسعود ورزيده
1) جهت هدایتی سوره

وظایف مهم رهبر جامعه (و نیز وظایف پیروان)در هنگام پیروزی.

پیروان به هنگام پیروزی به دنبال رهبر حرکت می‌کنند. پس وقتی فتح و یاری خدا رسید وظایف:

۱- تسبیح و حمد پروردگار، و اقرار به جلال و جمال او.

۲- استغفار و اقرار به ضعف و نقص و عیب و عجز خود و طلب پوشش از خدا برای آن نقص و عجزی که خودمان داریم. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  معنای «استغفره» - مسعود ورزيده
3) «استغفره» قبول نقص و ضعف و فتور خویش است، «استغفره» یعنی از خدا طلب پوشش کن، برای چه؟ برای چیزی که اگر نپوشاند زشت است. برای آن ضعف و عجز و نقص و فتور، که اگر نباشد که خدا می‌پوشاند، تو هیچ چیزی نیستی و کسی نیستی.

اهمیت سه رکن مذکور در هنگام پیروزی

این سه رکن در پیروزی وقتی دست به دست هم داد، دیگر این پیروزی، حجاب بین پیروزمندان و خدا نمی‌شود که من پیروزمند، به این پیروزی دل خوش کنم و از خدا غفلت کنم، و خودکامه شوم، و مغرور شوم، و دیگران را از خود کمتر ببینم، خود را مستحق تمجید ببینم و…. برعکسش می‌کند، یعنی این سه دستور تأمین اضلاع مثلث خدا گرایی انسان، در هر پیروزی است که یکی بدون دیگری هم کافی نیست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : استغفار گوینده : مسعود ورزیده
  فتح - مسعود ورزيده
3)
نکته : فتح مکه بزرگترین پیروزى اسلام

فتح مکه همانگونه که اشاره کردیم فصل جدیدى در تاریخ اسلام گشود ، و مقاومتهاى دشمن را بعد از حدود بیست سال درهم شکست ، در حقیقت با فتح مکه بساط شرک و بت‏پرستى از جزیره عربستان برچیده شد ، و اسلام آماده براى جهش به کشورهاى دیگر جهان گشت.

خلاصه این ماجرا چنین بود:بعد از پیمان و صلح حدیبیه مشرکان مکه دست به پیمان‏شکنى زدند ، و آن صلح نامه را نادیده گرفتند ، و بعضى از هم پیمانان پیغمبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را تحت فشار قرار دادند ، هم پیمانهاى رسول الله (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) به آن حضرت شکایت کردند رسول الله (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) تصمیم گرفت هم پیمانان خود را یارى کند.

از سوى دیگر تمام شرائط براى برچیدن این کانون بت‏پرستى و شرک و و نفاق که در مکه به وجود آمده بود فراهم مى‏شد ، و این کارى بود که مى‏بایست به هر حال انجام گیرد ، لذا پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) به فرمان خدا آماده حرکت به سوى مکه شد .

فتح مکه در سه مرحله انجام گرفت : نخست مرحله مقدماتى یعنى فراهم کردن قوا و نیروى لازم ، و انتخاب شرائط زمانى مساعد ، و جمع آورى اطلاعات کافى از موقعیت دشمن و کم و کیف نیروى جسمانى و روحیه آنها بود ، مرحله دوم مرحله انجام بسیار ماهرانه و خالى از ضایعات فتح بود و بالاخره مرحله نهائى مرحله پى آمدها و آثار آن بود.

1 -این مرحله با کمال دقت و ظرافت انجام گرفت ، و مخصوصا رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) چنان جاده مکه و مدینه را قرق کرد که خبر این آمادگى بزرگ

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : آیات خاص گوینده : masoud varzideh
  نصرت - مسعود ورزيده
1) نصرت خداوند، منوط به یارى مردم از دین اوست. «ان تنصروا اللّه ینصرکم»(231)
فتح و نصرت واقعى از جانب خداست، پس به ابزار و تجهیزات و نیروى انسانى تکیه نکنید که ممکن است همه امکانات باشد ولى باز هم شکست بخورید. «و ما النّصر الاّ من عند اللّه»(233)
در فتح مکه، امید بت‏پرستان به یأس و مرکز شرک به پایگاه توحید تبدیل شد. موانعى که بر سر راه مؤمنان بود، برچیده شد، اسلام تثبیت گشت و براى صدور به کشورهاى دیگر آماده شد.
فرمان استغفار یا براى نورانیّت بیشتر قلب است یا براى زدودن غرور پیروزى یا براى گناهان اُمّت و یا به خاطر معرفت بالاى حضرت نسبت به خداوند است.
نگاهى گذرا به فتح مکّه‏
در حدیث مى‏خوانیم: هنگام فتح مکه، پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله ابتدا وارد مسجد الحرام شد و نماز گزارد.(230)
در حدیث مى‏خوانیم: هنگامى که حضرت مهدى‏علیه السلام ظهور کنند، مردم دنیا فوج فوج به او ایمان مى‏آورند.(229)
قرآن به تسبیح خداوند، بیش از تکبیر و تحمید سفارش کرده است. واژه تسبیح در قرآن بیش از واژه‏هاى تکبیر و تحمید آمده است.
در قرآن براى ایمان دو نوع دخول آمده است: یکى دخول مردم در دین که در این سوره مى‏فرماید: «یدخلون فى دین اللّه» و دیگرى دخول ایمان در دل مردم که در سوره حجرات مى‏فرماید: «و لمّا یدخل الایمان فى قلوبکم»(228) هنوز دین داخل قلب‏هاى شما نشده است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : روایی موضوع اصلی : تأویل قرآن گوینده : masoud varzideh
  نصرت خداوند - مسعود ورزيده
2)
نکته ها
عموم مفسرین، این سوره را مربوط به زمان فتح مکه در سال هشتم هجرى مى‏دانند که گروهى از مردم به خاطر حقانیّت اسلام، ایمان آوردند و بعضى از ترس به اسلام تظاهر کردند، نظیر ابوسفیان که امام على‏علیه السلام درباره آنان فرمود: «ما اسلموا ولکن استسلموا و اسرّوا الکفر»(227) آنان در ظاهر مسلمان شدند ولى در دل کافر ماندند. در قرآن براى ایمان دو نوع دخول آمده است: یکى دخول مردم در دین که در این سوره مى‏فرماید: «یدخلون فى دین اللّه» و دیگرى دخول ایمان در دل مردم که در سوره حجرات مى‏فرماید: «و لمّا یدخل الایمان فى قلوبکم»(228) هنوز دین داخل قلب‏هاى شما نشده است.
در حدیث مى‏خوانیم: هنگامى که حضرت مهدى‏علیه السلام ظهور کنند، مردم دنیا فوج فوج به او ایمان مى‏آورند.(229)
قرآن به تسبیح خداوند، بیش از تکبیر و تحمید سفارش کرده است. واژه تسبیح در قرآن بیش از واژه‏هاى تکبیر و تحمید آمده است.
در حدیث مى‏خوانیم: هنگام فتح مکه، پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله ابتدا وارد مسجد الحرام شد و نماز گزارد.(230)
نصرت خداوند، منوط به یارى مردم از دین اوست. «ان تنصروا اللّه ینصرکم»(231)
کلمه «توّاب» یازده بار در قرآن آمده است که نه بار همراه با واژه رحمت «توّاباً رحیماً»، یکبار همراه با حکمت(232) و یک بار به طور مطلق در این سوره آمده است.
پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله بعد از فتح مکه، عفو عمومى اعلام کردند و همه را بخشیدند و مکه بدون خونریزى فتح شد. حتى هنگامى که حضرت دید سعد بن عبادة شعار انتقام مى‏دهد و مى‏گوید «الیوم یوم الملحمة» یعنى امروز تلافى مى‏کنیم، حضرت پرچم را از او گرفت و به دست حضرت على‏علیه السلام داد و فرمود: شعار را عوض کنید و بگویید: «الیوم یوم المرحمة» امروز روز رحمت است نه انتقام.
فتح و نصرت واقعى از جانب خداست، پس به ابزار و تجهیزات و نیروى انسانى تکیه نکنید که ممکن است همه امکانات باشد ولى باز هم شکست بخورید. «و ما النّصر الاّ من عند اللّه»(233)
در فتح مکه، امید بت‏پرستان به یأس و مرکز شرک به پایگاه توحید تبدیل شد. موانعى که بر سر راه مؤمنان بود، برچیده شد، اسلام تثبیت گشت و براى صدور به کشورهاى دیگر آماده شد.
فرمان استغفار یا براى نورانیّت بیشتر قلب است یا براى زدودن غرور پیروزى یا براى گناهان اُمّت و یا به خاطر معرفت بالاى حضرت نسبت به خداوند است.
نگاهى گذرا به فتح مکّه‏
بعد از صلح حدیبیه، چون مشرکان پیمان‏شکنى کردند، پیامبر نیرویى فراهم و مکه را بدون خونریزى فتح کرد و شرح ماجرا چنین است: مسلمانان در چند کیلومترى مکه اردو زدند و ابوسفیان که شبانه براى سرکشى از مکه خارج شده بود با عباس عموى پیغمبر ملاقاتى داشت. عباس گفت: پیامبر با ده هزار سرباز به سراغ شما آمده است. ابوسفیان ترسید و به عباس پناهنده شد و پیامبر امان دادن عباس را پذیرفت. پیامبر فرمود: هر کس به مسجد الحرام پناه ببرد یا به خانه ابوسفیان برود یا در خانه خود بماند، در امان است.
پیامبر به عباس فرمود: ابوسفیان را در تنگه‏اى که گذرگاه مکه هست ببر تا لشگریان الهى که از آنجا مى‏گذرند، او ببیند. ابوسفیان با دیدن این مانور وحشت کرد و به عباس گفت: سلطنت فرزند برادرت بسیار عظیم شده است، عباس گفت: سلطنت نیست بلکه نبوت است. سپس عباس به او گفت: به سراغ مردم مکه برو و آنها را از مقابله با لشگر اسلام بازدار.
ابوسفیان وارد مسجدالحرام شد و به مردم گفت: محمّد با جمعیّتى وارد مکه مى‏شود که توان مقابله با او را ندارید، پس به مسجد الحرام یا خانه من یا خانه خود پناهنده شوید و اسلام بیاورید تا سالم بمانید.
به هر حال پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وارد مکه شد و به یاد روزى که از مکه مخفیانه خارج شد و به شکرانه این‏پیروزى سجده کرد. سپس پیامبر با تلاوت سوره فتح وارد مسجد الحرام شد و مسلمانان همراه آن حضرت تکبیر مى‏گفتند. حضرت نزدیک کعبه آمد و بت‏ها را مى‏شکست و مى‏فرمود: «جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل کان زهوقا»(234) از آنجا که دست حضرت به بت‏هاى بزرگ بالاى کعبه نمى‏رسید، به حضرت على‏علیه السلام دستور داد تا پا بر دوش پیامبر نهد و بت‏ها را سرنگون کند. سپس حلقه کعبه را گرفت و از مردم مکه پرسید: شما امروز چه انتظارى از من دارید؟ گفتند: بخشش. اشک در چشم حضرت جمع شد و مردم گریه کردند. حضرت سخن یوسف را که به برادرانش فرمود: «لاتثریب علیکم الیوم»(235) امروز هیچ سرزنشى بر شما نیست، به زبان آورد و فرمود: همه آزادید. آنگاه جملات «لااله الاّ اللّه وحده وحده انجز وعده نصر عبده...» را خواند و فرمود: هیچ کس از خون‏هاى ریخته شده و اموال غارت شده گذشته سخنى نگوید و تمام پرونده‏هاى گذشته مختومه و همه مشمول عفو عمومى شدید، پس وارد زندگى نوین شوید.227) بحارالانوار، ج‏32، ص‏325.
228) حجرات، 14.
229) تفسیر نورالثقلین.
230) تفسیر کنزالدقایق.
231) محمّد، 7.
232) نساء، 17.
233) آل عمران،126.
234) اسراء، 81.
235) یوسف، 92.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : روایی موضوع اصلی : نصرت - یاری گوینده : masoud varzideh
  سوره نصر - مسعود ورزيده
1)
عموم مفسرین، این سوره را مربوط به زمان فتح مکه در سال هشتم هجرى مى‏دانند که گروهى از مردم به خاطر حقانیّت اسلام، ایمان آوردند و بعضى از ترس به اسلام تظاهر کردند، نظیر ابوسفیان که امام على علیه السلام درباره آنان فرمود: «ما اسلموا و لکن استسلموا و اسرّوا الکفر» «1» آنان در ظاهر مسلمان شدند ولى در دل کافر ماندند. در قرآن براى ایمان دو نوع دخول آمده است: یکى دخول مردم در دین که در این سوره مى‏فرماید: «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ» و دیگرى دخول ایمان در دل مردم که در سوره حجرات مى‏فرماید: «وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ» «2» هنوز دین داخل قلب‏هاى شما نشده است.
در حدیث مى‏خوانیم: هنگامى که حضرت مهدى علیه السلام ظهور کنند، مردم دنیا فوج فوج به او ایمان مى‏آورند. «3»
______________________________
(1)
. بحارالانوار، ج 32، ص 325.
(2). حجرات، 14.
(3). تفسیر نورالثقلین.
قرآن به تسبیح خداوند، بیش از تکبیر و تحمید سفارش کرده است. واژه تسبیح در قرآن بیش از واژه‏هاى تکبیر و تحمید آمده است.
در حدیث مى‏خوانیم: هنگام فتح مکه، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ابتدا وارد مسجد الحرام شد و نماز گزارد. «1»
نصرت خداوند، منوط به یارى مردم از دین اوست. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ» «2»
کلمه‏ «تَوَّابٌ» یازده بار در قرآن آمده است که نه بار همراه با واژه رحمت‏ «تَوَّاباً رَحِیماً»*، یکبار همراه با حکمت‏ «3» و یک بار به طور مطلق در این سوره آمده است.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بعد از فتح مکه، عفو عمومى اعلام کردند و همه را بخشیدند و مکه بدون خونریزى فتح شد. حتى هنگامى که حضرت دید سعد بن عبادة شعار انتقام مى‏دهد و مى‏گوید «الیوم یوم الملحمة» یعنى امروز تلافى مى‏کنیم، حضرت پرچم را از او گرفت و به دست حضرت على علیه السلام داد و فرمود: شعار را عوض کنید و بگویید: «الیوم یوم المرحمة» امروز روز رحمت است نه انتقام.
فتح و نصرت واقعى از جانب خداست، پس به ابزار و تجهیزات و نیروى انسانى تکیه نکنید که ممکن است همه امکانات باشد ولى باز هم شکست بخورید. «وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» «4»
در فتح مکه، امید بت‏پرستان به یأس و مرکز شرک به پایگاه توحید تبدیل شد. موانعى که بر سر راه مؤمنان بود، برچیده شد، اسلام تثبیت گشت و براى صدور به کشورهاى دیگر آماده شد.
فرمان استغفار یا براى نورانیّت بیشتر قلب است یا براى زدودن غرور پیروزى یا براى گناهان امّت و یا به خاطر معرفت بالاى حضرت نسبت به خداوند است.
______________________________
(1). تفسیر کنزالدقایق.
(2). محمّد، 7.
(3). نساء، 17.
(4). آل عمران، 126.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور(10جلدى)، ج‏10، ص: 625 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مسعود ورزیده
  فتح مکّه‏ - مسعود ورزيده
1)
نگاهى گذرا به فتح مکّه‏
بعد از صلح حدیبیه، چون مشرکان پیمان‏شکنى کردند، پیامبر نیرویى فراهم و مکه را بدون خونریزى فتح کرد و شرح ماجرا چنین است: مسلمانان در چند کیلومترى مکه اردو زدند و ابوسفیان که شبانه براى سرکشى از مکه خارج شده بود با عباس عموى پیغمبر ملاقاتى داشت. عباس گفت: پیامبر با ده هزار سرباز به سراغ شما آمده است. ابوسفیان ترسید و به عباس پناهنده شد و پیامبر امان دادن عباس را پذیرفت. پیامبر فرمود: هر کس به مسجد الحرام پناه ببرد یا به خانه ابوسفیان برود یا در خانه خود بماند، در امان است.
پیامبر به عباس فرمود: ابوسفیان را در تنگه‏اى که گذرگاه مکه هست ببر تا لشگریان الهى که از آنجا مى‏گذرند، او ببیند. ابوسفیان با دیدن این مانور وحشت کرد و به عباس گفت:
سلطنت فرزند برادرت بسیار عظیم شده است، عباس گفت: سلطنت نیست بلکه نبوت است. سپس عباس به او گفت: به سراغ مردم مکه برو و آنها را از مقابله با لشگر اسلام بازدار.
ابوسفیان وارد مسجدالحرام شد و به مردم گفت: محمّد با جمعیّتى وارد مکه مى‏شود که توان مقابله با او را ندارید، پس به مسجد الحرام یا خانه من یا خانه خود پناهنده شوید و اسلام بیاورید تا سالم بمانید.
به هر حال پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وارد مکه شد و به یاد روزى که از مکه مخفیانه خارج شد و به شکرانه این‏پیروزى سجده کرد. سپس پیامبر با تلاوت سوره فتح وارد مسجد الحرام شد و مسلمانان همراه آن حضرت تکبیر مى‏گفتند. حضرت نزدیک کعبه آمد و بت‏ها را مى‏شکست و مى‏فرمود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً» «1» از آنجا که دست حضرت به بت‏هاى بزرگ بالاى کعبه نمى‏رسید، به حضرت على علیه السلام دستور داد تا پا بر دوش پیامبر نهد و بت‏ها را سرنگون کند. سپس حلقه کعبه را گرفت و از مردم مکه پرسید: شما امروز چه انتظارى از من دارید؟ گفتند: بخشش. اشک در چشم حضرت جمع‏
______________________________
(1). اسراء، 81.
شد و مردم گریه کردند. حضرت سخن یوسف را که به برادرانش فرمود: «لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ» «1» امروز هیچ سرزنشى بر شما نیست، به زبان آورد و فرمود: همه آزادید. آنگاه جملات‏ لااله الّا اللّه وحده وحده انجز وعده نصر عبده‏ ... را خواند و فرمود: هیچ کس از خون‏هاى ریخته شده و اموال غارت شده گذشته سخنى نگوید و تمام پرونده‏هاى گذشته مختومه و همه مشمول عفو عمومى شدید، پس وارد زندگى نوین شوید. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور(10جلدى)، ج‏10، ص: 626 قالب : تفسیری موضوع اصلی : نصرت- یاری گوینده : مسعود ورزیده
  اول نصرت بعد پیروزی - مسعود ورزيده
3) و مردم را به بینى که گروه گروه در دین خدا وارد مى‏شوند ... ( و رأیت الناس یدخلون فى دین الله ، افواجا).

به شکرانه این نعمت بزرگ و این پیروزى و نصرت الهى ، پروردگارت را تسبیح و حمد کن ، و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبه‏پذیر است ( فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا ) .

در این سه آیه کوتاه و پر محتوا ، ریزه‏کاریهاى فراوان است که دقت در آنها کمک به فهم هدف نهائى سوره مى‏کند:

1 -در آیه اول نصرت اضافه به خداوند شده است ( نصر الله ) تنها در اینجا نیست که این اضافه دیده مى‏شود ، در بسیارى از آیات قرآن این معنى منعکس است ، از جمله در آیه 214 بقره مى‏خوانیم : الا ان نصر الله قریب : بدانید یارى خدا نزدیک است.

و در آیه 126 آل عمران و 10 انفال آمده است : و ما النصر الا من عند الله : نصرت جز از ناحیه خدا نیست .

اشاره به اینکه به هر حال یارى و پیروزى به اراده حق است.

درست است که براى غلبه بر دشمن باید تامین قوا و تهیه نیرو کرد ، ولى یک انسان موحد ، نصرت را تنها از ناحیه خدا مى‏داند و به همین دلیل به هنگام پیروزى مغرور نمى‏شود ، بلکه در مقام شکر و سپاس الهى درمى‏آید.

2 -در این سوره نخست از نصرت الهى ، و سپس فتح و پیروزى ، و بعد نفوذ

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : عمل انسان گوینده : masoud varzideh
  نصرت - مسعود ورزيده
1) خداوند به شکرانه این پیروزی سه دستور مهم به پیامبر اکرم (ص) میدهد : تسبیح - حمد - استغفار
این فتح عظیم سبب شد که افراد گمان نکنند خدا یارانش را تنها میگذارد و هم چنین بدانند خدا بر انجام وعده هایش تواناست . به علاوه ممکن است هنگام پیروزی واکنشهای نامطلوبی در انسان پیدا شود و گرفتار غرور و خود برتر بینی گردد یا در برابر دشمن دست به انتقام جویی بزند . این سه دستور به او تعلیم می دهد که در لحظه ی حساس پیروزی به یاد صفات جلال و جمال خدا بیفتد.
بعد از نزول این سوره پیغمبر اکرم این جمله را بسیار تکرار میفرمود :
سبحانک اللهم و بحمدک اللهم اغفر لی انک انت التواب الرحیم
خداوندا تو منزهی و تو را ستایش میکنم .خداوندا ! مرا ببخش که تو بسیار توبه پذیر و مهربان هستی
تنها پیامبر اکرم نبود که هنگام پیروزی نهایی بر دشمن به فکر تسبیح و استغفار بود بلکه در تاریخ سایر انبیا هم این مطلب به خوبی نمایان است . مثلا هنگامی که حضرت یوسف بر تخت حکومت مصر نشست و پدر و مارد و برادران ببعد از یک فراق طولانی به دیدار او نائل شدند عرض کرد: پروردگارا ! بخش عظیمی از حکومت را به من بخشیدی و مرا ازعلم تعبیر خوابها آگاه ساخته ای توئی آفریننده ی آسمانها و زمین و توئی سرپست من در دنیا و آخرت (یوسف /101)
همچنین پیامبر خدا سلیمان هنگامی که تخت ملکه سبا را در برابر خود حاضر دید گفت : این از فضل پرودگار من است تا مرا بیازماید آیا شکر او را به جا میاورم یا کفران می کنم ؟ (نمل/ 40)

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : سایت مفاهیم قران قالب : روایی موضوع اصلی : اطاعت صحیح- پیروی صحیح گوینده : masoud varzideh
  محتوای کلی سوره نصر - مريم باليده
1) این سوره از پیروزی عظیمی خبر داده که به دنبال آن مردم گروه گروه وارد دین خدا می شوند و از این رو به شکرانه این نعمت بزرگ پیامبر (ص) را به تسبیح و تمجید و طلب آمرزش امر می کند.
پیشین ،صفحه 394 [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قرآن حکیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نصر گوینده : مریم بالیده
  محتوا،شان نزول و فضیلت سوره اخلاص - مريم باليده
1) این سوره از توحید پروردگار و یگانگی او سخن می گوید.
در فضیلت تلاوت این سوره، روایات زیادی در منابع آمده که حاکی از عظمت فوق العاده ی آن است.
در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله وعلیه می خوانیم: < آیا کسی از شما هست که نتواند یک سوم قرآن را در یک شب بخواند؟> یکی از حاضران عرض کرد: ای رسول خدا چه کسی توانایی این کار را دارد؟! پیامبر (ص) فرمود:< سوره ی قل هو الله احد را بخوانید.> در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است: < کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، خواندن سوره ی <قل هو الله احد> را بعد از هر نماز ترک نکند، چرا کههر کس آن را بخواند، خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او جمع می کند و خودش و پدر و مادر و فرزندانش را می آمرزد.> از روایات دیگری استفاده می شود که خواندن این سوره هنگام ورود به خانه، روزی را فراوان و فقر را دور می کند. نمونه جلد 27، صفحه 428

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : قرآن حکیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره اخلاص گوینده : مریم بالیده