از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(قل اعوذ برب الناس ):(بگو، پناه می برم به پروردگار مردم ) [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر نمونه
پناه مى برم به پروردگار مردم ! در این سوره که این آخرین سوره قرآن مجید است روى سخن را به شخص پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به عنوان سرمشق و مقتدا و پیشواى مردم کرده ، مى فرماید: ((بگو پناه میبرم به پروردگار مردم )) (قل اعوذ برب الناس . ((به مالک و حاکم مردم ) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
قرئ : قل أعوذ ، بحذف الهمزة ونقل حرکتها إلی اللام ، ونحوه . فخذ أربعة . فإن قلت : لم قیل ( برب الناس ) مضافا إلیهم خاصة ؟ قلت : لأن الاستعاذة وقعت من شر الموسوس فی صدور الناس . فکأنه قیل ، أعوذ من شر الموسوس إلی الناس بربهم الذی یملک علیهم أمورهم ، وهو إلههم ومعبودهم ، کما یستغیث بعض الموالی إذا اعتراهم خطب بسیدهم ومخدومهم ووالی أمرهم . فإن قلت [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » محمد حسینی همدانی
قُل‌ أَعُوذُ بِرَب‌ِّ النّاس‌ِ:

‌آیه‌ خطاب‌ برسول‌ اکرم‌ صلّی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌ نموده‌ امر فرموده‌ ‌که‌ ‌در‌ موارد حوادث‌ و رویدادها بآفریدگار جهان‌ باید ملتجی‌ شود و پناه‌ برد و هم‌چنین‌ ‌اینکه‌ حقیقت‌ ‌را‌ بجامعه‌ مسلمانان‌ تعلیم‌ بنما ‌از‌ جمله‌ ظهور صفت‌ ربوبیت‌ آفریدگار آنستکه‌ بشر ‌در‌ مواقع‌ حوادث‌ و ناگواریها باید بساحت‌ پروردگار پناه‌ ببرد و ملتجی‌ شود زیرا ‌که‌ ‌او‌ مالک‌ امور و بوسیله‌ افاضه‌ مصالح‌ آنان‌ ‌را‌ و هم‌چنین‌ خطر ‌را‌ ‌از‌ آنان‌ دفع‌ و آنان‌ ‌را‌ حفظ و حراست‌ میفرماید. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - تفسیرهدایت
[1] ‌برای‌ ‌آن‌ ‌که‌ آدمی‌ ‌از‌ خطر بزرگ‌ تهدید کننده وی‌، ‌یعنی‌ خطر وسوسه‌های‌ جنّی‌ و انسی‌ ‌در‌ امان‌ ماند، ناگزیر باید عزم‌ ‌بر‌ ‌آن‌ جزم‌ کند ‌که‌ ‌در‌ برابر استیلای‌ شیطان‌ بایستد و ‌با‌ وی‌ چالش‌ کند، و آشکارا بگوید ‌که‌ ‌با‌ ‌آن‌ مخالف‌ ‌است‌، و آنچه‌ گفتن‌ ‌آن‌ ‌را‌ پروردگارمان‌ ‌به‌ ‌ما فرمان‌ داده‌ چنین‌ ‌است‌:

«قُل‌ أَعُوذُ بِرَب‌ِّ النّاس‌ِ‌-‌ بگو: پناه‌ می‌برم‌ ‌به‌ پروردگار مردمان‌.»

و استعاذه‌، چنان‌ ‌که‌ پیشتر گفتیم‌، حالتی‌ نفسانی‌ ‌است‌ ‌که‌، ‌از‌ یک‌ سو، برخاسته ‌از‌ احساس‌ ‌به‌ نیاز ‌است‌ و، ‌از‌ سوی‌ دیگر، ‌از‌ اعتماد ‌به‌ کسی‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌او‌ پناه‌ می‌بریم‌ نتیجه‌ می‌شود، و ‌در‌ ‌آن‌ هنگام‌ ‌که‌ پناه‌ ‌به‌ خدایی‌ می‌بریم‌ ‌که‌ مردمان‌ ‌را‌ ‌در‌ مراحل‌ گوناگون‌ آفریده‌ و همه‌ ‌را‌ مشمول‌ رعایت‌ و تربیت‌ ‌خود‌ قرار داده‌، ‌اینکه‌ دو معنی‌ ‌را‌ می‌رساند:نخست‌: چون‌ ‌خدا‌ پروردگار ‌من‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌او‌ پناه‌ می‌برم‌، ‌پس‌ ‌او‌ شایسته‌تر ‌به‌ ‌آن‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌بر‌ ‌او‌ توکل‌ و ‌به‌ ‌او‌ اعتماد کنم‌، مگر نه‌ ‌اینکه‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌او‌ مرا ‌به‌ صورت‌ نطفه‌ آفرید، و سپس‌ نطفه‌ ‌را‌ علقه‌ کرد، و ‌آن‌ گاه‌ علقه‌ ‌را‌ مضغه‌ ساخت‌ ...

و بدین‌ گونه‌ ‌با‌ آفرینشی‌ ‌پس‌ ‌از‌ آفرینش‌ دیگر مرا ‌از‌ خطرها و زیانهایی‌ ‌که‌ ‌از‌ شمارش‌ ‌آنها‌ ناتوانم‌ رهایی‌ بخشید ‌تا‌ انسانی‌ استوار و تمام‌ عیار شدم‌، ‌پس‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌که‌ اکنون‌ ‌به‌ ‌او‌ پناه‌ می‌برم‌ ‌تا‌ مرا ‌از‌ خطر گمراهی‌ نجات‌ دهد.

دوم‌: بدان‌ سبب‌ ‌که‌ ‌خدا‌ پروردگار کسی‌ ‌ یا ‌ چیزی‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ ‌او‌ پناه‌ می‌برم‌، و ‌بر‌ افعال‌ و اعمال‌ ‌او‌ مستولی‌ ‌است‌، ‌پس‌ می‌تواند شر ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌من‌ دور کند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » مجمع البیان
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ

هان اى پیامبر! بگو پناه مى برم به پرورگار مردم،

به همو که انسان هارا آفرید، و تدبیر امور و شئون آنان را به کف قدرت خویش دارد و فرجام و بازگشت آنان نیز به سوى اوست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » یوسفعلی
6307. The previous Surah pointed to the necessity of seeking Allah's protection against external factors which might affect an individual. Here the need of protection from internal factors, mankind being viewed as a whole, is pointed out. For this reason the threefold relation in which man stands to Allah is mentioned, as explained in the next note.
6308. Man's relation to Allah may be viewed in three aspects: (1) Allah is his Lord, Maker, and Cherisher; Allah sustains him and cares for him; He provides him with all the means for his growth and development, and for his protection against evil; (2) Allah is his king or ruler; more than any earthly king, Allah has authority to guide man's conduct, and lead him to ways which will make for his welfare; and He has given him laws; and (3) Allah is He to Whom mankind must return, to give an account of all their deeds in this life (2:156); Allah will be the Judge; He is the goal of the Hereafter, and the only Being entitled to man's worship at any time. From all these aspects man could and should seek Allah's protection against evil. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  صفدر فولادي
عبارتِ «أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ» هم تعبیری علمی است و هم دینی و تربیتی، زیرا هنگامی که از این وسوسه‌ها والقائات دروغین و فسادآور پناه می‌بریم به کسی که از من و این وسوسه‌های نهانی نیرومندتر است، احساس آرامش روحی می‌کنیم. این شیوة متعارف دین است. مثال: همین فال بد زدن عادت زشتی است که در بین ما رواج دارد؛ همین که در راه چشم ما به بزی یا کوزه‌ای خالی بیفتد و یا صدای جغدی بشنویم، از سفر منصرف می‌شویم. اینها وسوسه‌های نهانی است که در سینة مردم القا می‌شود. اگر در برابر این وسوسه‌ها به سفر نرفتیم و از اقدام خود منصرف شدیم، وسوسه و نگرانی تشدید و قوی‌تر می‌شود، زیرا هر اندازه آدمی به این وسوسه‌ها تن دهد، کاملاً ناتوان می‌شود، و وسوه‌ها بر آدمی چیره می‌شوند. از همین رو، در حدیث آمده است: «مَن تَطَیَّرَ فَامتَنَعَ عَن سَفَرِهِ فَقَد أَشرَکَ بِاللهِ العَظِیِم.» مقصود از حدیث چیست؟ آیا می‌گوید باید فال بد بزنی؟ تو می‌پرسی: وقتی که ترسانیم چگونه راهی شویم؟ می‌گوید:«بگو: پناه می‌آورم به خدای مردم.» او هستی بخش و تقدیر کننده و آفریننده و پروردگار است. از چه کسی می‌ترسی؟ از کوزه‌ای خالی؟ یا از جن و انس و پادشاه و حاک و یا از دوست بد؟ از هر که می‌ترسی، خداوند برتر از اوست، او پادشاه پادشاهان است و پروردگارِ عالَم و معبودِ همه. خداوند با این شیوه مشکل تو را حل می‌کند، زیرا اگر به این وسوسه‌ها پاسخ نگفتی و به راه خود ادامه دادی و به آنها توجهی نکردی، این وسوسه‌ها کم‌رنگ و کم‌اثر می‌شوند و سرانجام از بین می‌روند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تفسیر را نیز ذکر فرمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سمانه عباس نژاد - تفسیر المیزان
طبع آدمى چنین است که وقتى شرى به او متوجه مى شود و جان او را تهدید مى کند، و در خود نیروى دفع آن را نمى بیند به کسى پناهنده مى شود که نیروى دفع آن را دارد، تا او وى را در رفع آن شر کفایت کند، و انسان در اینگونه موارد به یکى از سه پناه، پناهنده مى شود: یا به ربى پناه مى برد که مدبر امر او و مربى او است ، و در تمامى حوائجش از کوچک و بزرگ به او رجوع مى کند، در این هنگام هم که چنین شرى متوجه او شده و بقاى او را تهدید مى کند به وى پناهنده مى شود تا آن شر را دفع کرده بقایش را تضمین کند، و از میان آن سه پناهگاه، این یکى سببى است فى نفسه تام در سببیت.
دومین پناه، کسى است که داراى سلطنت و قوتى کافى باشد، و حکمى نافذ داشته باشد، به طورى که هر کس از هر شرى بدو پناهنده شود و او بتواند با اعمال قدرت و سلطنتش آن را دفع کند، نظیر پادشاهان (و امثال ایشان )، این سبب هم سببى است مستقل و تام در سببیت.
در این میان سبب سومى است و آن عبارت است از الهى که معبود واقعى باشد، چون لازمه معبودیت اله و مخصوصا اگر الهى واحد و بى شریک باشد، این است که بنده خود را براى خود خالص سازد، یعنى جز او کسى را نخواند و در هیچ یک از حوائجش جز به او مراجعه ننماید، جز آنچه او اراده مى کند اراده نکند، و جز آنچه او مى خواهد عمل نکند.
و خداى سبحان رب مردم، و ملک آنان، و اله ایشان است، همچنان که در کلام خویش این سه صفت خود را جمع کرده فرموده : (ذلکم الله ربکم له الملک لا اله الا هو فانى تصرفون ) و در آیه زیر به علت ربوبیت و الوهیت خود اشاره نموده، مى فرماید (رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وکیلا)، و در این آیه اى که از نظرت مى گذرد به علت مالکیت خود اشاره نموده مى فرماید: (له ملک السموات و الارض و الى الله ترجع الامور)، پس اگر قرار است آدمى در هنگام هجوم خطرهایى که او را تهدید مى کند به ربى پناهنده شود،
الله تعالى تنها رب آدمى است و به جز او ربى نیست، و نیز اگر قرار است آدمى در چنین مواقعى به پادشاهى نیرومند پناه ببرد، الله سبحانه، پادشاه حقیقى عالم است، چون ملک از آن او است و حکم هم حکم او است. و اگر قرار است بدین جهت به معبودى پناه ببرد، الله تعالى معبودى واقعى است و به جز او اگر معبودى باشد قلابى و ادعایى است.
و بنابر این جمله (قل اعوذ برب الناس )، دستورى است به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم)،به اینکه به خدا پناه ببرد، از این جهت که خداى تعالى رب همه انسانها است و آن جناب هم یکى از ایشان است، و نیز خداى تعالى ملک و اله همه انسانها است و آن جناب هم یکى از ایشان است.
از آنچه گذشت روشن شد که :
اول: چرا در میان همه صفات خداى تعالى خصوص سه صفت : (ربوبیت ) و (مالکیت ) و (الوهیت ) را نام برد؟ و نیز چرا این سه صفت را به این ترتیب ذکر کرد، اول ربوبیت، بعد مالکیت، و در آخر الوهیت ؟ و گفتیم ربوبیت نزدیک ترین صفات خدا به انسان است و ولایت در آن اخص است، زیرا عنایتى که خداى تعالى در تربیت او دارد، بیش از سایر مخلوقات است. علاوه بر این اصولا ولایت، امرى خصوصى است مانند پدر که فرزند را تحت پر و بال ولایت خود تربیت مى کند. و ملک دورتر از ربوبیت و ولایت آن است، همچنان که در مثل فرزندى که پدر دارد کارى به پادشاه ندارد، بله اگر بى سرپرست شد به اداره آن پادشاه مراجعه مى کند، تازه باز دستش به خود شاه نمى رسد، و ولایت هم در این مرحله عمومى تر است ، همچنان که مى بینیم پادشاه تمام ملت را زیر پر و بال خود مى گیرد، واله مرحله اى است که در آن بنده عابد دیگر در حوائجش به معبود مراجعه نمى کند، و کارى به ولایت خاص و عام او ندارد، چون عبادت ناشى از اخلاص درونى است، نه طبیعت مادى ، به همین جهت در سوره مورد بحث نخست از ربوبیت خداى سبحان و سپس از سلطنتش سخن مى گوید، و در آخر عالى ترین رابطه بین انسان و خدا یعنى رابطه بندگى را بیاد مى آورد، مى فرماید: (قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس ).
و ثانی: روشن گردید که چرا جمله هاى (رب الناس ) (ملک الناس )، (اله الناس ) را متصل و بدون واو عاطفه آورد، خواست تا بفهماند هر یک از دو صفت الوهیت و سلطنت سببى مستقل در دفع شر است، پس خداى تعالى سبب مستقل دفع شر است، بدین جهت که رب است، و نیز سبب مستقل است بدین جهت که ملک است، و نیز سبب مستقل است بدین جهت که اله است، پس او از هر جهت که اراده شود سبب مستقل است، و نظیر این وجه در دو جمله (الله احد الله الصمد) گذشت.
و نیز با این بیان روشن گردید که چرا (کلمه ) ناس سه بار تکرار شد، با اینکه مى توانست بفرماید: (قل اعوذ برب الناس و الههم و ملکهم ) چون خواست تا به این وسیله اشاره کند به اینکه این سه صفت هر یک به تنهایى ممکن است پناه پناهنده قرار گیرد، بدون اینکه پناهنده احتیاج داشته باشد به اینکه آن دو جمله دیگر را که مشتمل بر دو صفت دیگر است به زبان آورد، همچنان که در صریح قرآن فرموده : خداى تعالى اسمائى حسنى دارد، به هر یک بخواهید مى توانید او را بخوانید، این بود توجیهات ما در باره آیات این سوره، ولى مفسرین در توجیه هر یک از سوالهاى بالا وجوهى ذکر کرده اند که دردى را دوا نمى کند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرالمیزان
(قل اعوذ برب الناس )، دستورى است به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم)،به اینکه به خدا پناه ببرد، از این جهت که خداى تعالى رب همه انسانها است و آن جناب هم یکى از ایشان است، و نیز خداى تعالى ملک و اله همه انسانها است و آن جناب هم یکى از ایشان است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبد بائس - تفسیر نمونه
با گفتن ((رب الناس )) اعتراف به ربوبیت پروردگار مى کند، و خود را تحت تربیت او قرار مى دهد.منظور از پناه بردن به خدا این نیست که انسان تنها با زبان این جمله را بگوید، بلکه باید با فکر و عقیده و عمل نیز خود را در پناه خدا قرار دهد، از راه هاى شیطانى ، برنامه هاى شیطانى ، افکار و تبلیغات شیطانى ، مجالس و محافل شیطانى ، خود را کنار کشد، و در مسیر افکار و تبلیغات رحمانى جاى دهد، و گرنه انسانى که خود را در معرض ‍ طوفان آن وسوسه ها عملا قرار داده ، تنها با خواندن این سوره و گفتن این الفاظ بجائى نمى رسد.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  لعيا حيدري -
در ایـن سـوره کـه آخـریـن سوره قرآن مجید است روى سخن را به شخص پیامبر(ص) به عنوان سـرمـشـق و مقتدا و پیشواى مردم کرده ، مى فرماید:
((بگو: پناه مى برم به پروردگار مردم)) (قل اعوذ برب الناس).
((به مالک و حاکم مردم)) (ملک الناس).

((به (خدا و) معبود مردم)) (اله الناس).

قـابـل توجه این که در اینجا روى سه وصف از اوصاف بزرگ خداوند (ربوبیت و مالکیت و الوهیت) تـکیه شده است که همه آنها ارتباط مستقیمى به تربیت انسان ،و نجات او از چنگال وسوسه گران دارد.

البته منظور از پناه بردن به خدا این نیست که انسان تنها با زبان این جمله رابگوید، بلکه باید با فکر و عـقیده و عمل نیز خود را در پناه خدا قرار دهد، از راههاى شیطانى ، برنامه هاى شیطانى ، افکار و تـبـلـیـغـات شـیطانى ، مجالس و محافل شیطانى ،خود را کنار کشد، و در مسیر افکار و تبلیغات رحـمانى جاى دهد، وگرنه انسانى که عملا خود را در معرض طوفان آن وسوسه ها قرار داده ، تنها با خواندن این سوره وگفتن این الفاظ به جائى نمى رسد.

بـا گـفـتـن ((رب الـنـاس)) اعتراف به ربوبیت پروردگار مى کند، و خود را تحت تربیت او قرار مى دهد.

با گفتن ((ملک الناس)) خود را ملک او مى داند، و بنده سر بر فرمانش مى شود.

و با گفتن ((اله الناس)) در طریق عبودیت او گام مى نهد، و از عبادت غیر اوپرهیز مى کند، بدون شـک کـسـى کـه بـه ایـن صـفـات سـه گانه مؤمن باشد، و خود را با هرسه هماهنگ سازد از شر وسوسه گران در امان خواهد بود.

در حقیقت این اوصاف سه گانه سه درس مهم تربیتى و سه وسیله نجات ازشر وسوسه گران است و انسان را در مقابل آنها بیمه مى کند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.