از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  معرفی سورهمعرفی سوره
1) در این سوره رسول گرامى خود را دستور مى‏دهد به اینکه از شر وسواس خناس، به خدا پناه ببرد، و به طورى که از روایات وارده در شان نزول آن استفاده مى‏شود این سوره در مدینه نازل شده، بلکه از آن روایات بر مى‏آید که این سوره و سوره قبلیش هر دو با هم نازل شده‏اند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 686 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : علامه طباطبایی
  پناه انسان کسی است که مدبر امر او باشد
1) طبع آدمى چنین است که وقتى شرى به او متوجه مى‏شود و جان او را تهدید مى‏کند، و در خود نیروى دفع آن را نمى‏بیند به کسى پناهنده مى‏شود که نیروى دفع آن را دارد، تا او وى را در رفع آن شر کفایت کند، و انسان در اینگونه موارد به یکى از سه پناه، پناهنده مى‏شود:

یا به ربى پناه مى‏برد که مدبر امر او و مربى او است، و در تمامى حوائجش از کوچک و بزرگ به او رجوع مى‏کند، در این هنگام هم که چنین شرى متوجه او شده و بقاى او را تهدید مى‏کند به وى پناهنده مى‏شود تا آن شر را دفع کرده بقایش را تضمین کند، و از میان آن سه پناهگاه، این یکى سببى است فى نفسه تام در سببیت.
دومین پناه، کسى است که داراى سلطنت و قوتى کافى باشد.
در این میان سبب سومى است و آن عبارت است از الهى که معبود واقعى باشد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 687 و 688 قالب : تفسیری موضوع اصلی : صفات خداوند گوینده : علامه طباطبایی
  پناه انسان کسی است که داراى سلطنت و قوتى کافى باشد
2) طبع آدمى چنین است که وقتى شرى به او متوجه مى‏شود و جان او را تهدید مى‏کند، و در خود نیروى دفع آن را نمى‏بیند به کسى پناهنده مى‏شود که نیروى دفع آن را دارد، تا او وى را در رفع آن شر کفایت کند، و انسان در اینگونه موارد به یکى از سه پناه، پناهنده مى‏شود:

یا به ربى پناه مى‏برد که مدبر امر او و مربى او است.

دومین پناه، کسى است که داراى سلطنت و قوتى کافى باشد، و حکمى نافذ داشته باشد، به طورى که هر کس از هر شرى بدو پناهنده شود و او بتواند با اعمال قدرت و سلطنتش آن را دفع کند، نظیر پادشاهان (و امثال ایشان)، این سبب هم سببى است مستقل و تام در سببیت.

در این میان سبب سومى است و آن عبارت است از الهى که معبود واقعى باشد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 687 و 688 قالب : تفسیری موضوع اصلی : صفات خداوند گوینده : علامه طباطبایی
  پناه انسان، الهى است که معبود واقعى باشد
3) طبع آدمى چنین است که وقتى شرى به او متوجه مى‏شود و جان او را تهدید مى‏کند، و در خود نیروى دفع آن را نمى‏بیند به کسى پناهنده مى‏شود که نیروى دفع آن را دارد، تا او وى را در رفع آن شر کفایت کند، و انسان در اینگونه موارد به یکى از سه پناه، پناهنده مى‏شود:

یا به ربى پناه مى‏برد که مدبر امر او و مربى او است.

دومین پناه، کسى است که داراى سلطنت و قوتى کافى باشد.

در این میان سبب سومى است و آن عبارت است از الهى که معبود واقعى باشد، چون لازمه معبودیت اله و مخصوصا اگر الهى واحد و بى شریک باشد، این است که بنده خود را براى خود خالص سازد، یعنى جز او کسى را نخواند و در هیچ یک از حوائجش جز به او مراجعه ننماید، جز آنچه او اراده مى‏کند اراده نکند، و جز آنچه او مى‏خواهد عمل نکند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 687 و 688 قالب : تفسیری موضوع اصلی : صفات خداوند گوینده : علامه طباطبایی
  معنای کلمه «وسواس»
4) در مجمع البیان(ج 10، ص 570)، آمده که کلمه «وسواس» به معناى حدیث نفس است، به نحوى که گویى صدایى آهسته است که بگوش مى‏رسد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 689 قالب : لغوی موضوع اصلی : وسوسه گوینده : علامه طباطبایی
  معنای کلمه «خناس»
4) کلمه «خناس» صیغه مبالغه از مصدر «خنوس» است که به معناى اختفاى بعد از ظهور است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 689 قالب : لغوی موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : علامه طباطبایی
  نوع کلمه «وسواس»
4) در مجمع البیان، آمده که کلمه «وسواس» مانند کلمه «وسوسه» مصدر خواهد بود، و دیگران(روح المعانى، ج 30، ص 286) آن را مصدرى سماعى و بر خلاف قاعده دانسته‏اند، چون قاعده اقتضا مى‏کرد «واو» اول این کلمه به کسره خوانده شود، هم چنان که حرف اول مصدر سایر افعال چهار حرفى به کسره خوانده مى‏شود، مثلا مى‏گویند: «دحرج، یدحرج، دحراجا و زلزل، یزلزل زلزالا» و به هر حال ظاهر این آیه- همانطور که دیگران نیز استظهار کرده‏اند- این است که: مراد از این مصدر معناى وصفى است، که مانند جمله «زید عدل- زید عدالت است» به منظور مبالغه به صیغه مصدر تعبیر شده است.
و از بعضى(روح المعانى، ج 30، ص 286) نقل شده که اصلا کلمه مورد بحث را صفت دانسته‏اند، نه مصدر. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 689 قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
  سوره ناس، سپری در برابر بیماری
1) امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: جبرئیل نزد رسول خدا(صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمد در حالى که آن جناب بیمار بود، پس آن جناب را با دو سوره «قُلْ أَعُوذُ» و سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»(اخلاص/1) افسون نموده، سپس گفت: «بسم اللَّه ارقیک و اللَّه یشفیک من کل داء یؤذیک خذها فلتهنیک- من تو را به نام خدا افسون مى‏کنم، و خدا تو را از هر دردى که آزارت دهد شفا مى‏دهد، بگیر این را که گوارایت باد» پس رسول خدا(صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گفت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ...».

علامه طباطبایی: بعضى از روایاتى که در شان نزول این سوره وارد شده در بحث روایتى گذشته گذشت.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 690 قالب : شأن نزول موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : علامه طباطبایی
  نقش آیه
5) این آیه صفت «وسواس خناس» است‏. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 690 قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
  منظور از «صدور ناس»
5) مراد از «صدور ناس» محل وسوسه شیطان است، چون شعور و ادراک آدمى به حسب استعمال شایع، به قلب آدمى نسبت داده مى‏شود که در قفسه سینه قرار دارد، و قرآن هم در این باب فرموده: «وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ»(حج/46). [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 690 قالب : تفسیری موضوع اصلی : قلب- صدر گوینده : علامه طباطبایی
  انسان هم می‌تواند شیطان باشد
6) این آیه بیان «وسواس خناس» است، و در آن به این معنا اشاره شده که بعضى از مردم کسانى هستند که از شدت انحراف، خود شیطانى شده و در زمره شیطانها قرار گرفته‏اند، هم چنان که قرآن در جاى دیگر نیز فرموده: «شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ»(انعام/112).

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 690 قالب : تفسیری موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : علامه طباطبایی
  معنای «وسواس خناس» در کلام پیامبر(صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
4) رسول خدا(صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود: شیطان پوزه خود را بر قلب هر انسانى خواهد گذاشت، اگر انسان به یاد خدا بیفتد، او مى‏گریزد و دور مى‏شود، و اما اگر خدا را از یاد ببرد، دلش را مى‏خورد، این است معناى وسواس خناس‏.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 691 قالب : روایی موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : علامه طباطبایی
  هر مؤمنی دو گوش باطنی دارد
5) رسول خدا(صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرموده: هیچ مؤمنى نیست مگر آنکه براى قلبش در سینه‏اش دو گوش هست، از یک گوش فرشته بر او مى‏خواند و مى‏دمد، و از گوش دیگرش وسواس خناس بر او مى‏خواند، خداى تعالى به وسیله فرشته او را تایید مى‏کند، و این همان است که فرموده: «وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ- ایشان را به روحى از ناحیه خود تایید مى‏کند»(مجادله/22).

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 691 قالب : روایی موضوع اصلی : قلب- صدر گوینده : علامه طباطبایی
  روش کار وسواس خناس
4) امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: وقتى آیه «وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ»(آل عمران/135)، نازل شد ابلیس به بالاى کوهى در مکه رفت که آن را کوه «ثویر» مى‏نامند. و به بلندترین آوازش عفریت‏هاى خود را صدا زد، همه نزدش جمع شدند، پرسیدند اى بزرگ ما مگر چه شده که ما را نزد خود خواندى؟ گفت: این آیه نازل شده، کدامیک از شما است که اثر آن را خنثى سازد، عفریتى از شیطانها برخاست و گفت: من از این راه آن را خنثى مى‏کنم. شیطان گفت: نه، این کار از تو بر نمى‏آید. عفریتى دیگر برخاست و مثل همان سخن را گفت، و مثل آن پاسخ را شنید.
وسواس خناس گفت: این کار را به من واگذار، پرسید از چه راهى آن را خنثى خواهى کرد؟ گفت: به آنان وعده مى‏دهم، آرزومندشان مى‏کنم تا مرتکب خطا و گناه شوند، وقتى در گناه واقع شدند، استغفار را از یادشان مى‏برم. شیطان گفت: آرى تو، به درد این کار مى‏خورى، و او را موکل بر این ماموریت کرد، تا روز قیامت.

علامه طباطبایی: در اوائل جلد هشتم این کتاب گفتارى در این باره گذشت.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏20، ص: 691 و 692 قالب : روایی موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : علامه طباطبایی
  سیاق فرمان خداوند در قرآن
1) در قرآن، بیش از 300 مرتبه کلمه «قل» آمده که بسیارى از آنها فرمان خداوند به پیامبر است و در پاسخ مخالفان یا موافقان مى‏باشد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 652 قالب : تفسیری موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  پناه بردن عملی نه قولی به خداوند
1) گفتنِ کلمه «اعوذ» براى نجات از خطرات کافى نیست، بلکه باید در عمل نیز از عوامل خطرساز دورى کرد. وگرنه خانه را در مسیر سیل ساختن و نوشتن «اعوذ باللّه من السّیل» بر سر در خانه به منزله مسخره است. کسى که مى‏گوید: «اعوذ باللّه»، باید در عمل نیز از سرچشمه‏هاى فساد دورى کند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 652 قالب : تفسیری موضوع اصلی : استعاذه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  بیان ابعاد مختلف توجه انسان
1) اول چیزى که محسوس انسان است، رشد و تکامل و تربیت اوست، {ربّ النّاس} بعد سیاست و تدبیر و حکومت. «ملک النّاس» (ناس/2) و همین که رشد او بالا رفت عبادت و پرستش است. «اله النّاس» (ناس/3) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 652 قالب : تفسیری موضوع اصلی : انسان گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  معنای کلمه «وسواس»
4) کلمه «وسواس» هم به معناى موجود وسوسه‏گر مى‏آید و هم به معناى وسوسه و خطورات و افکار ناروا، ولى در اینجا به معناى وسوسه‏گر است [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 652 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  به چه کسی باید پناه برد؟
1) به کسى باید پناه برد که اسرار و وسوسه‏هاى درونى را مى‏شناسد. «یعلم خائنة الاعین و ما تخفى الصدور» (غافر/19) او از خیانت چشم‏ها و آنچه سینه‏ها پنهان مى‏کند آگاه است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : تفسیری موضوع اصلی : استعاذه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  هو الاول و الآخر
1) در اول قرآن با «بسم اللّه» از خدا استمداد کردیم و در آخر قرآن نیز به خدا پناه مى‏بریم. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : تفسیری موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  انتقاد قرآن از انسان
1) در قرآن بارها از انسان انتقاد شده است که هرگاه گرفتار مى‏شود دعا مى‏کند و پناهندگى مى‏خواهد و همین که خطر رفع شد، گویا ما را نمى‏شناسد. (یونس/11) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : تفسیری موضوع اصلی : انسان گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  مقایسه خطر شرور درونی و بیرونی انسان
1) در این سوره چون وسوسه درون روح و قلب انسان جاى مى‏گیرد و با ایمان و عقل و فکر ما بازى مى‏کند، سه بار نام خداوند یاد شده است: «ربّ النّاس، ملک النّاس، اله النّاس» اما در سوره فلق که شرور خارج از سینه‏هاست، یکبار نام خداوند مطرح است. «ربّ الفلق» آرى خطر انحراف فکرى و تأثیر آن در روح به مراتب بیشتر از خطرات خارجى است و دشمنان فرهنگى و فکرى، از دشمنان نظامى و اقتصادى مرموزتر و خطرناکترند [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : تفسیری موضوع اصلی : وسوسه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  معنای «خنّاس»
4) «خنّاس» از «خنوس» به معناى پنهان شدن و عقب نشینى است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  نحوه غلبه شیطان
4) حضرت على (علیه‌السلام) مى‏فرماید: شیطان با ظاهرنمایى حق و باطل را بهم در مى‏آمیزد و بدین شکل بر طرفداران خود غالب مى‏شود. «فهنا لک یستولى الشیطان على اولیائه»

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : روایی موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  راهکار مقابله با شیطان
4) حالا که شیطان، خنّاس است، آنقدر مى‏رود و مى‏آید تا موفق شود، ما هم باید یاد خدا را زیاد کنیم [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : تفسیری موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  اخفا و ظهور شیطان
4) پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: شیطان بر دل انسان آرمیده است، هرگاه یاد خدا کند پنهان مى‏شود و هرگاه غافل شود او را وسوسه مى‏کند. «فاذا ذکر العبد اللّه خنّس... و اذا غفل وسوس»

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : روایی موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  چه کسانی کار شیطانی می‌کنند؟
4) کسانى که دیگران را به تردید و وسوسه مى‏اندازند، کار شیطانى مى‏کنند. مخالفان حضرت صالح به مردم مى‏گفتند: آیا شما علم دارید که صالح پیامبر است؟ و با این کلام در مردم تردید به وجود مى‏آوردند. «أتعلمون انّ صالحاً مرسل» (اعراف/75) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : تفسیری موضوع اصلی : وسوسه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  رمز موفقیت شیطان
4) «خنّاس» از «خنوس» به معناى پنهان شدن و عقب نشینى است. شیطان هم خودش مخفى است و هم کارش، اگر وسوسه او علنى باشد بر مردم مسلط نمى‏شود، ولى با تظاهر و توجیه در لباس زیبا جلوه مى‏کند و موفق مى‏شود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 653 قالب : تفسیری موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  بهترین وسیله پناهندگی
1) حالا که او «ربّ النّاس» است، پس شیوه‏هاى تربیتى دیگران را نپذیریم. حالا که او «ملک النّاس» است، پس خود را برده دیگران قرار ندهیم و حالا که او «اله النّاس» است، پس به غیر او دل نبندیم و این تفکر و اعتقاد بهترین وسیله پناهندگى از وسوسه‏هاست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 654 قالب : تفسیری موضوع اصلی : استعاذه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  کلمه «ناس» در این سوره بیانگر چه حقیقتی است؟
1) «ناس» در «ربّ النّاس - ملک النّاس - اله النّاس» اشاره به آن است که ربوبیّت، حاکمیّت و الوهیّت خداوند عام است و اختصاص به فرد یا گروه یا نژاد خاصى از بشر ندارد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 654 قالب : تفسیری موضوع اصلی : اسم‌های خداوند گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  بیان مراحل پناهندگی
1) اول «ربّ النّاس» آمد، بعد «ملک النّاس» و سپس «اله النّاس»، شاید به خاطر آن که آنچه به فطرت نزدیکتر و ملموس‏تر است، پناهندگى به مربى است: «ربّ النّاس»
چنانکه کودکان به هنگام خطر اول صداى مادر مى‏زنند، سپس کسى که قدرت دارد، «ملک النّاس» و در مرحله بعد سرچشمه رحمت و حیات. «اله النّاس» [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 654 قالب : تفسیری موضوع اصلی : استعاذه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  طراحی طوطئه شیطان علیه انسان
4) در روایات آمده است که شیطان از قبول توبه انسان از سوى خداوند ناراحت شد. یاران خود را جمع و از آنان استمداد کرد. هر کدام مطلبى گفتند، ولى یکى از آنها گفت: من انسان را وسوسه مى‏کنم و توبه را از یادش مى‏برم. ابلیس این طرح فراموشى توبه را پسندید.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 654 قالب : روایی موضوع اصلی : شیطان- ابلیس گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  بیان انواع وسوسه شیطان
5) وسوسه شیطان نسبت به حضرت آدم و سایر اولیاى خدا در حدّ القا و پرتاب وسوسه است: «فوسوس الیه الشیطان» (طه/120)، «القى الشیطان فى امنیّته» (حج/52) اما نسبت به عموم مردم، ورود و نفوذ وسوسه در دل و جان آنهاست. «یوسوس فى صدور النّاس» البته نه به شکل سلطه بر دل انسان به گونه‏اى که راه گریزى از آن نباشد. زیرا قرآن در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: «ان الّذین اتقوا اذا مسهّم طائف من الشیطان تذکّروا فاذا هم مبصرون» (اعراف/201) هنگامى که شیطان‏ها به سراغ افراد باتقوا مى‏روند تا از طریق تماس، آنان را وسوسه کنند، آنان متوجه شده و اجازه نفوذ نمى‏دهند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 654 قالب : تفسیری موضوع اصلی : وسوسه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  وسوسه گران
6) آنکه در سینه و قلب و روح مردم وسوسه مى‏کند، ممکن است از نژاد جن و شیطان باشد یا از نژاد انسان. آرى تطمیع‏ها و وعده‏ها، امروز و فردا کردن‏ها از جمله راههاى وسوسه است [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 654 قالب : تفسیری موضوع اصلی : وسوسه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  بیان روش تربیت الهی
1) خداوند به نیازهاى انسان و خطراتى که او را تهدید مى‏کند آگاه است، ولى شیوه تربیت الهى آن است که انسان نیاز و استمداد و پناهندگى خود را به زبان آورد و فقر و احتیاج را به خود تلقین کند تا روحیه تواضع و تعبّد و تسلیم در او شکوفا شود. {قل اعوذ...} [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 655 قالب : تفسیری موضوع اصلی : تربیت گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  وسوسه و گناه
5) به گفته پیامبر اکرم‏ (صلى‌الله‌علیه‌وآله) خاطرات و وسوسه‏هایى که بى‏اختیار بر انسان عارض مى‏شود، مادامى که از طرف انسان عملى صورت نگیرد، چیزى بر او نیست. «وضع عن امّتى ما حدّثت به نفسها ما لم یعمل به او یتکلّم»

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 655 قالب : روایی موضوع اصلی : وسوسه گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  آشنایى با سوره ناس-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
1) آشنایى با این سوره

در پرتو لطف و مهر او، در آستانه آخرین بوستان قرآن ایستاده ایم، و بر آن هستیم تا به شناسنامه اش بنگریم:

نام این سوره

نام این سوره را «ناس» خوانده اند.

در این سوره فروفرستنده قرآن روى سخن را به بنده محبوب بارگاه اش مى کند و به او فرمان مى دهد که از شرّ وسوسه گر نهانى، به پروردگار مردم پناه برد. نام این سوره از همان آیه نخست اقتباس شده است.

2 - فرودگاه آن

این سوره بسان سوره پیش، در مدینه بر جان نازنین پیامبرِ دانش و آزادى فرود آمده ست. این دو سوره را «معوّذ تین» نیز خوانده اند، چرا که در آغازِ هر دو، به پیامبر و مردم خداجو فرمان داده مى شود که از شرور و فتنه هاى حسودان و افسونگران به خدا پناه برند.

این سوره پس از سوره «فلق» و پیش از «اخلاص» فرود آمده است.

3 - شمار آیه ها و واژه هاى آن

این سوره داراى 6 آیه است؛ و نیز از 20 واژه و 80 حرف شکل گرفته است.

4 - پاداش تلاوت آن

از حضرت باقر آورده اند که در مورد فضیلت و پاداش تلاوت این سوره فرمود: پیامبر گرامى سخت بیمار شد. دو فرشته گرانقدر، جبرئیل و میکائیل به عیادت آن حضرت آمدند. یکى از آن دو کنار سر او نشست و دیگرى کنار پاى آن بزرگوار. جبرئیل سوره «فلق» را خواند و به وسیله آن پیامبر را در پناه پدیدآورنده هستى قرار داد، و میکائیل نیز با تلاوت سوره ناس چنین کرد.(371)

در روایت دیگرى آورده اند که آن بزرگوار از درد بیمارى ناله و دادخواهى مى کرد که فرشته وحى آمد و به وسیله سه سوره «فلق»، «ناس» و «اخلاص» همه شرور و ناراحتى ها را از آن حضرت دور ساخت و او را در پناه خدا قرار داد و گفت: موجودات پلید و شرور را به نام خدا از وجود گرانمایه ات دور مى سازم و از دردى که تو را بیازارد از بارگاه او برایت سلامتى و شفا مى خواهم، بگیر آن را که گوارایت باد. آن گاه به تلاوت این سوره پرداخت که: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ،قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، مَلِکِ النَّاسِ، إِلهِ النَّاسِ...

5 - دورنمایى از این سوره

مفاهیم این سوره چیزى شبیه به محتواى سوره پیش است، چرا که در هر دو، پیامبر گرامى به عنوان الگو و سرمشق و نمونه پرجاذبه پروا و ایمان و سمبل اخلاص و راستى و بزرگ پرچمدار آزادى و آزادگى و رعایت حرمت و حقوق انسان و احیاگر کرامت او، فرمان مى یابد تا از همه شرور و فتنه هاى زیانبار و آفت ها به خدا پناه برد و به امت خویش با گفتار و عمل بیاموزد که انسان به هر اندازه از نظر موقعیت علمى و اخلاقى پر فراز باشد و در اوجى باشد که خدا او را نمونه اخلاق و معنویت و مدارا و نرمخویى و بشردوستى و خداپرستى وصف کند، باز هم باید هماره به او پناه برد، تا انسان هاى آگاه و کمال طلب بیاموزند که در زندگى چقدر آسب پذیرند

دریابند که هماره در خطر تیرگى ها و تاریکى ها،

در خطر شرارت افسونگران رنگارنگ،

در خطر مشاوران و اطرافیان تاریک اندیش و حسود،

در خطر شرارت حسودان و بداندیشان،

در خطر گمراهگرى چاپلوسان و متملقان و بت سازان،

در خطر وسوسه گران آشکار و نهان از هر گروه و قماشى هستند و جز با ایمان و راستى و درستى و رعایت حقوق خدا و بندگانش و جز با محاسبه از نفس و محاسبه پذیرى از دیگران و پناه بردن به ذات بى همتاى او، افق تیره و تار است و راه نجاتى نیست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر مجمع البیان قالب : تفسیری موضوع اصلی : وسوسه گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  توصیف خداوند، به تدبیرکننده امور مردم، از آداب استعاذه به خداوند-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
1)
1 - خداوند، به پیامبر(ص) فرمان داد که خود را در پناه او قرار دهد.

قل أعوذ بربّ الناس

2 - لزوم به زبان آوردن استعاذه

قل أعوذ بربّ الناس

3 - خداوند، مالک مردم و تدبیرکننده امور آنان

بربّ الناس

«ربّ» بر «مالک»، «سَرْور»، «مدّبر» و «مربّى» اطلاق مى شود. (لسان العرب)

4 - توصیف خداوند، به تدبیرکننده امور مردم، از آداب استعاذه به خداوند

قل أعوذ بربّ الناس

5 - خداوند، آموزنده الفاظ استعاذه به پیامبر(ص)

قل

6 - پیامبر(ص)، در معرض آسیب و خطر و نیازمند امداد الهى

قل أعوذ بربّ الناس

7 - خداوند، بر حفاظت انسان ها از خطرها و آسیب ها توانا است.

قل أعوذ بربّ الناس

8 - توجّه به ربوبیت خداوند و حاکمیت تدبیر او بر امور مردم، وادارسازنده انسان هابه استعاذه و دلگرم کننده پناهندگان به او است.

قل أعوذ بربّ الناس
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : مدیریت گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  خداوند، زمام دار مردم و فرمان رواى آنان است.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
2)
1 - خداوند، زمام دار مردم و فرمان رواى آنان است.

ملک الناس

«ملک»; یعنى، کسى که در شؤون مردم با امر و نهى خود، دخل و تصرف کند. این کلمه، ویژه اداره موجودات عاقل است. و از این جهت است که «ملک الناس» گفته مى شود; ولى «مَلِک الأشیاء» گفته نمى شود. (مفردات راغب)

2 - خداوند، به دلیل حاکمیت و تسلّط بر مردم، بر محافظت آنان از خطرها و مهارکردن حوادث زیان بار، توانا است.

قل أعوذ بربّ الناس . ملک الناس

3 - خداوند، بر تربیت و تدبیر امور مردم، تسلّط کامل دارد.

بربّ الناس . ملک الناس

ترتیب ذکرى دو وصف خداوند، ممکن است به نکته یادشده اشاره داشته باشد.

4 - توصیف خداوند به فرمان رواى مردم، از آداب استعاذه به درگاه او است.

قل أعوذ بربّ الناس . ملک الناس

5 - مردم، باید تنها به فرمان خداوند گردن نهاده، فرمان روایى او را پذیرا باشند.

ملک الناس

توصیف خداوند به فرمان رواى مردم، بیانگر این حقیقت است که فرمان رواى حقیقى، او است و مردم نباید مطیع کسى جز او باشند.

6 - توجّه به حاکمیت فرمان هاى الهى بر انسان، برانگیزاننده او به پناه بردن به خداوند و اطمینان بخش و دلگرم کننده پناه آورندگان است.

قل أعوذ ... ملک الناس
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : افعال خداوند گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  مالکیت خداوند بر مردم، از نوع مالکیت معبود بر بندگان است.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
3)
1 - خداوند، معبود حقیقى مردم است.

إلـه الناس

2 - مردم، باید تنها خداوند را عبادت کرده و او را «إلـه» خود بدانند.

إلـه الناس

3 - توجّه به انحصار الوهیت در خداوند، زمینه ساز باور به قدرت او بر پناه دادن انسان در مشکلات

قل أعوذ ... إلـه الناس

4 - مالکیت خداوند بر مردم، از نوع مالکیت معبود بر بندگان است.

ملک الناس . إلـه الناس

ترتیب ذکرى دو وصف «ملک» و «إلـه»، ممکن است اشاره به نکته یادشده داشته باشد.

5 - توصیف خداوند به معبود حقیقى و شایسته مردم، از آداب استعاذه به درگاه او است.

قل أعوذ ... إلـه الناس
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : مالکیت خداوند گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  خنّاس به معناى «بسیار نهانکار-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
4)
1 - پیامبر(ص)، مورد هجوم وسوسه هاى پى گیر دشمنانى بود که مقاصد سوء خود را پوشیده نگه مى داشتند.

من شرّ الوسواس الخنّاس

«وسوسه» به معناى تصورات پست است (مفردات). به شرّى که به قلب خطور کند و نیز به آنچه خیرى در آن نباشد، «وسواس» گفته مى شود (مصباح). کلمه «وسواس» اسم مصدر «وسوسة» است و براى مبالغه بر شخص وسوسه کننده اطلاق شده است; یعنى، او به قدرى وسوسه گر است که گویا خود مصداق «وسوسه کردن» یا «تفکر پلید» است. «خنّاس» ـ که صیغه مبالغه و یا بیانگر نسبت است ـ از ریشه «خُنوس» (گرفته خاطر شدن و نهان ساختن خویش «لسان العرب») و به معناى «بسیار نهانکار» یا «اهل نهانکارى» مى باشد.

2 - «عن النبى(ص) قال: إنّ الشیطان واضعٌ خَطْمَه على قلب ابن آدم فإنْ ذکَرَ اللّه خنس و إن نسى إلْتَقَمَ قلبَه فذلک «الوسواس الخنّاس»;(1)
فرمانى الهى به پیامبر(ص)، براى محفوظ ماندن آن حضرت از وسوسه هاى دشمن

قل أعوذ بربّ الناس . ملک الناس . إلـه الناس . من شرّ الوسواس الخنّاس

3 - لزوم برحذر ماندن از وسوسه گرانى که خود را رسوا نکرده و نیت خویش را برملا نمى سازند.

من شرّ الوسواس الخنّاس

4 - خداوند، بر بى اثر ساختن وسوسه هاى شدید و مرموز دشمنان، توانا است.

قل أعوذ بربّ الناس ... من شرّ الوسواس الخنّاس

5 - ربوبیت و فرمان روایى خداوند بر مردم و شایستگى او براى الوهیت، دلیل توانایى او بر ناکام گذاشتن وسوسه گران

بربّ الناس . ملک الناس . إلـه الناس . من شرّ الوسواس الخنّاس

6 - شیطان، موجودى بس وسوسه گر و پنهان کار

من شرّ الوسواس الخنّاس

یکى از مصداق هاى مورد نظر براى «وسواس» ـ به قرینه کلمه «جِنّة» در آخر سوره ـ «شیطان» است.

7 - شیطان، فریب کارى که پس از القاى فکر پلید در انسان، خود را کنار کشیده و متوارى مى شود.

من شرّ الوسواس الخنّاس

براى فعل «خَنَسَ» چند معنا ذکر شده است; از جمله: عقب نشینى کرد; بازگشت، متوارى و غایب شد (لسان العرب). براساس این معانى، آیه شریفه ترسیمى از وسوسه گرى هاى شیطان دارد که پس از هر وسوسه، خود را عقب کشیده، مخفى مى شود; تا آن وسوسه کار خود را کرده و زمینه را براى وسوسه بعدى فراهم سازد.


[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : وسوسه گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  و دقت در افکار و اندیشه هاى گرفته شده از دیگران-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
5)
1 - وسوسه گران، افکار پلید را در سینه هاى مردم جاى داده، آنان را از درون به سمت اهداف خود تحریک مى کنند.

الذى یوسوس فى صدور الناس

2 - لزوم پرهیز از دل سپردن به وسوسه هاى شیطانى و دقت در افکار و اندیشه هاى گرفته شده از دیگران

الذى یوسوس فى صدور الناس

«صدر» ـ که جاى گاه قلب است ـ کنایه از ابزار شناختى است که خداوند، براى روح قرار داده است تا آموخته هاى خود را از دیگران، از این راه فراگرفته، دانسته هاى خود را در آن نگه دارى کند.

3 - ایجاد انگیزه هاى درونى در مردم، براى مقابله با ربوبیت، فرمان روایى و الوهیت خداوند، هدف شیطان از القاى وسوسه به قلب ها است.

بربّ الناس . ملک الناس . إلـه الناس . من شرّ الوسواس الخنّاس . الذى یوسوس فى صدور الناس

4 - انسان، تحت تأثیر القائات و تعالیم بیرونى و آماده شکل گرفتن براساس آنها است.

قل أعوذ ... من شرّ الوسواس الخنّاس . الذى یوسوس فى صدور الناس

5 - تکرار وسوسه، فراهم سازنده زمینه تأثیر آنها در انسان است.

الذى یوسوس

فعل مضارع «یوسوس» ـ به قرینه سیاق آیه که بیانگر ویژگى هاى وسوسه گران است ـ بر استمرار دلالت دارد.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : دشمنی- خصومت گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  برخى از انسان ها، مانند برخى از جنیان، شیطان اند -نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
6)
1 - برخى از جنیان، در ذهن انسان ها افکار پلید القا کرده، آنها را وسوسه مى کنند.

من الجنّة و الناس

حرف «من» براى تبعیض است و بیان مى کند که مراد از «الوسواس الخنّاس»، برخى از جنّیان و انسان ها است. «جِنّة» به معناى گروه جن (مفردات) و «ناس» جمع انسان است.(تاج العروس)

2 - تنها جنیان و انسان ها، به القاى افکار پلید و وسوسه هاى شیطانى در ذهن بشر مى پردازند.

الذى یوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس

3 - خطر وسوسه گران جن و انس، بزرگ و سزاوار چاره اندیشى است.

من الجنّة و الناس

4 - پیامبر(ص)، در معرض تهاجم وسوسه هاى جنیان و انسان ها

قل أعوذ ... من الجنّة و الناس

5 - پناه بردن به خداوند از خطر وسوسه جن و انس، توصیه اى الهى به پیامبر(ص)

قل أعوذ ... من الجنّة و الناس

6 - خداوند، توانا بر خنثى ساختن وسوسه هاى جن و انس

قل أعوذ بربّ الناس ... من الجنّة و الناس

7 - پناه بردن به خداوند از خطر وسوسه جنیان و انسان ها، مایه مصونیت انسان در برابر آن

قل أعوذ بربّ الناس ... من الجنّة و الناس

8 - دارا بودن مقام ربوبیت، فرمان روایى و الوهیت، دلیل توانایى خداوند بر حفاظت مردم از خطر وسوسه هاى جنیان و انسان ها است.

بربّ الناس . ملک الناس . إلـه الناس ... من الجنّة و الناس

9 - وسوسه جنیان براى انسان ها، خطرناک تر از وسوسه هم نوعان شان است.

من الجنّة و الناس

تقدیم «الجنّة»، به جهت یکنواخت شدن آخر آیه هاى این سوره و یا ناظر به افزون تر بودن خطر وسوسه جنیان است. برداشت یاد شده، ناظر به احتمال دوم است.

10 - انسان، همواره در خطر وسوسه هاى شیطان است.

من الجنّة

«شیطان» ـ چنانچه در برخى از سوره هاى دیگر آمده است ـ از جنس جن است.

11 - برخى از انسان ها، مانند برخى از جنیان، شیطان اند و مخفیانه مردم را وسوسه مى کنند.

الوسواس الخنّاس ... من الجنّة و الناس

عموم مفسران «شیطان» را مصداق «وسواس خنّاس» قرار داده اند. این آیه نیز او را از نوع جن و انس مى داند; بنابراین شیطان، عنوانى عام خواهد بود که بر افرادى از بشر و جنیان، تطبیق مى کند.

12 - پیامبر(ص)، مواجه با وسوسه گرانى از جن و انس که مردم را درباره ربوبیت، فرمان روایى و الوهیت خداوند به تردید مى افکندند.

قل أعوذ بربّ الناس . ملک الناس . إلـه الناس . من شرّ الوسواس ... من الجنّة و الناس

در برداشت یاد شده، مجموع سوره با این نگاه تفسیر شده است که پیامبر(ص)، در مسیر ابلاغ یکتایى خداوند در ربوبیت، فرمان روایى و الوهیت، با عده اى از جن و انس مواجه شده بود که در سینه هاى مردم وسوسه ایجاد کرده، هدایت آنان را بر آن حضرت دشوار مى ساختند; خداوند، آن حضرت را در پناه خود قرار داده و او را به این پناهنده شدن فرا خوانده است تا وسوسه گران و اغواگران مردم را، از سر راه او بردارد.

13 - خداوند، پناهگاهى شایسته براى پیامبر(ص)، در برابر تلاش جن و انس براى اغواى مردم و ایجاد تزلزل در دل هاى آنان

قل أعوذ ... الذى یوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس

14 - لزوم پناه بردن به خداوند از آثار وسوسه هاى جن و انس

قل أعوذ بربّ الناس ... الذى یوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : استعاذه گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  ناس - مرضيه بصيري
1) تکرار کلمه «ناس» در «ربّ النّاس - ملک النّاس - اله النّاس» اشاره به آن است که ربوبیّت، حاکمیّت و الوهیّت خداوند عام است و اختصاص به فرد یا گروه یا نژاد خاصى از بشر ندارد.
اول «ربّ النّاس» آمد، بعد «ملک النّاس» و سپس «اله النّاس»، شاید به خاطر آن که آنچه به فطرت نزدیکتر و ملموس‏تر است، پناهندگى به مربى است: «ربّ النّاس»
چنانکه کودکان به هنگام خطر اول صداى مادر مى‏زنند، سپس کسى که قدرت دارد، «ملک النّاس» و در مرحله بعد سرچشمه رحمت و حیات. «اله النّاس»
خداوند به نیازهاى انسان و خطراتى که او را تهدید مى‏کند آگاه است، ولى شیوه تربیت الهى آن است که انسان نیاز و استمداد و پناهندگى خود را به زبان آورد و فقر و احتیاج را به خود تلقین کند تا روحیه تواضع و تعبّد و تسلیم در او شکوفا شود. «قل اعوذ...» [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : مرضیه بصیری
  نکات آیه 1 - مرضيه بصيري
1) در قرآن، بیش از 300 مرتبه کلمه «قل» آمده که بسیارى از آنها فرمان خداوند به پیامبر است و در پاسخ مخالفان یا موافقان مى‏باشد.
گفتنِ کلمه «اعوذ» براى نجات از خطرات کافى نیست، بلکه باید در عمل نیز از عوامل خطرساز دورى کرد. وگرنه خانه را در مسیر سیل ساختن و نوشتن «اعوذ باللّه من السّیل» بر سر در خانه به منزله مسخره است. کسى که مى‏گوید: «اعوذ باللّه»، باید در عمل نیز از سرچشمه‏هاى فساد دورى کند.
اول چیزى که محسوس انسان است، رشد و تکامل و تربیت اوست، «ربّ النّاس» بعد سیاست و تدبیر و حکومت. «ملک النّاس» و همین که رشد او بالا رفت عبادت و پرستش است. «اله النّاس»
به کسى باید پناه برد که اسرار و وسوسه‏هاى درونى را مى‏شناسد. «یعلم خائنة الاعین و ما تخفى الصدور»(282) او از خیانت چشم‏ها و آنچه سینه‏ها پنهان مى‏کند آگاه است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : مرضیه بصیری
  وسوسه - مرضيه بصيري
4) پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: شیطان بر دل انسان آرمیده است، هرگاه یاد خدا کند پنهان مى‏شود و هرگاه غافل شود او را وسوسه مى‏کند. «فاذا ذکر العبد اللّه خنّس... و اذا غفل وسوس»(283) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : روایی موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : مرضیه بصیری
  وسوسه - مرضيه بصيري
4) کسانى که دیگران را به تردید و وسوسه مى‏اندازند، کار شیطانى مى‏کنند. مخالفان حضرت صالح به مردم مى‏گفتند: آیا شما علم دارید که صالح پیامبر است؟ و با این کلام در مردم تردید به وجود مى‏آوردند. «أتعلمون انّ صالحاً مرسل»(284)
در اول قرآن با «بسم اللّه» از خدا استمداد کردیم و در آخر قرآن نیز به خدا پناه مى‏بریم.
«خنّاس» از «خنوس» به معناى پنهان شدن و عقب نشینى است. شیطان هم خودش مخفى است و هم کارش، اگر وسوسه او علنى باشد بر مردم مسلط نمى‏شود، ولى با تظاهر و توجیه در لباس زیبا جلوه مى‏کند و موفق مى‏شود. حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: شیطان با ظاهرنمایى حق و باطل را بهم در مى‏آمیزد و بدین شکل بر طرفداران خود غالب مى‏شود. «فهنا لک یستولى الشیطان على اولیائه»(285)
حالا که شیطان، خنّاس است، آنقدر مى‏رود و مى‏آید تا موفق شود، ما هم باید یاد خدا را زیاد کنیم.
در قرآن بارها از انسان انتقاد شده است که هرگاه گرفتار مى‏شود دعا مى‏کند و پناهندگى مى‏خواهد و همین که خطر رفع شد، گویا ما را نمى‏شناسد.(286)
در این سوره چون وسوسه درون روح و قلب انسان جاى مى‏گیرد و با ایمان و عقل و فکر ما بازى مى‏کند، سه بار نام خداوند یاد شده است: «ربّ النّاس، ملک النّاس، اله النّاس» اما در سوره فلق که شرور خارج از سینه‏هاست، یکبار نام خداوند مطرح است. «ربّ الفلق» آرى خطر انحراف فکرى و تأثیر آن در روح به مراتب بیشتر از خطرات خارجى است و دشمنان فرهنگى و فکرى، از دشمنان نظامى و اقتصادى مرموزتر و خطرناکترند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : مرضیه بصیری
  وسوسه وتوبه - مرضيه بصيري
4) در روایات آمده است که شیطان از قبول توبه انسان از سوى خداوند ناراحت شد. یاران خود را جمع و از آنان استمداد کرد. هر کدام مطلبى گفتند، ولى یکى از آنها گفت: من انسان را وسوسه مى‏کنم و توبه را از یادش مى‏برم. ابلیس این طرح فراموشى توبه را پسندید.(287) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : روایی موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : مرضیه بصیری
  وسوسه - مرضيه بصيري
4) آنکه در سینه و قلب و روح مردم وسوسه مى‏کند، ممکن است از نژاد جن و شیطان باشد یا از نژاد انسان. آرى تطمیع‏ها و وعده‏ها، امروز و فردا کردن‏ها از جمله راههاى وسوسه است.
وسوسه شیطان نسبت به حضرت آدم و سایر اولیاى خدا در حدّ القا و پرتاب وسوسه است: «فوسوس الیه الشیطان»(288)، «القى الشیطان فى امنیّته»(289) اما نسبت به عموم مردم، ورود و نفوذ وسوسه در دل و جان آنهاست. «یوسوس فى صدور النّاس» البته نه به شکل سلطه بر دل انسان به گونه‏اى که راه گریزى از آن نباشد. زیرا قرآن در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: «ان الّذین اتقوا اذا مسهّم طائف من الشیطان تذکّروا فاذا هم مبصرون»(290) هنگامى که شیطان‏ها به سراغ افراد باتقوا مى‏روند تا از طریق تماس، آنان را وسوسه کنند، آنان متوجه شده و اجازه نفوذ نمى‏دهند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : مرضیه بصیری
  فرق سوره ناس با سوره فلق - حسن حميدي سولا
1) بین سوره فلق و سوره ناس فرقی هست . در سوره فلق بیشترین تکیه روی سلامت تن انسان و زندگی اوست که از بلاهای موجودات و از تاریکی شب و شر حسود به خدا پناه برده شده است . ولی در سوره ی ناس ، تکیه روی سلامت دین و ایمان نیست و چه پناهگاهی بهتر از خداوندگار؟ [ نظرات / امتیازها ]
منبع : نسیم حیات - استاد ابوالفضل بهرام پور قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره زلزال گوینده : حسن حمیدی سولا
  نام های دیگر سوره - محمدامين احمدي فقيه
1) بسم الله الرحمن الرحیم
نام‌های دیگر این سوره که همراه سوره‌ی ناس می‌باشد عبارتند از: مُعَوّذتین، مُعَوّذتان، معَوَّذه؛ چهارمین سوره از چهار قل است.
البته سوره جن نیز که سوره بزرگ تر است با قل شروع می شود ولی جزو چهار قل نیامده است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : از تحقیقات اینجانب و مراجع مختلف قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : محمدامین احمدی فقیه
  دلیل احساس بی‌نیازی نسبت به سوره‌های کوچک - مسعود ورزيده
1)
دلیل احساس بی‌نیازی نسبت به سوره‌های کوچک

آن اینکه غالبا احساس می‌شود که چون این سوره‌ها کوتاه هستند، نباید به این سوره‌ها پرداخت شود، و همه مردم با آن سوره‌ها آشنایی کافی دارند و لزومی به تدریس این سوره‌ها نیست.

ولی باید در جواب گفت که دلیل این تصور این است که معرفت ما نسبت به این سوره‌ها کم است.

این سوره‌ها، نوعاً سوره‌های فردی هستند و نوعا محکمات اعتقادی و اخلاقی هستند و دنبال مسلمان سازی هستند؛ ولی سوره‌های بلند‌تر بیشتر دنبال ساختن جامعه اسلامی هستند.

آن چیزی که باعث می‌شود به این سوره‌ها احتمام کمتری ورزیده شود‌، این است که همه ما خودمان را مسلمان می‌دانیم.

اما دلیل مسلمان حقیقی بودن همه ما چیست؟ آیا فقط به این است که ما در یک خانواده‌ی مسلمان به دنیا آمده‌ایم و یک انسان مسلمانی شده‌ایم که مسلمان بودنمان ارثی است، ولی مسلمان و مومن بودنی که قرآن از ما می‌خواهد، مسلمان بودن ارثی نیست، و ما باید به جایی برسیم که ایمان و اسلام خود را به مرحله ایمان تحصیلی و اکتسابی برسانیم.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  رسالت سوره‌های کوچک - مسعود ورزيده
1)

اولین فایده‌ای که این سوره‌ها برای ما انسانها دارند، این است که ما را مومن و مسلمان می‌کنند.

ثانیا اگر ما ایمان خودمان را به مرحله تحصیلی و اکتسابی رساندیم، فایده‌ای که این سوره‌ها برای ما دارند، این است که به ما کمک می‌کنند که در این راه ثابت قدم بمانیم و این ایمان اکتسابی خود را حفظ کنیم.

امام رضا علیه السلام می‌فرمایند: «من هر سه روز یک بار قرآن را ختم می‌کنم»، و در روایات دیگری از اهل بیت وارد است که ما ایمان خود را به قرآن عرضه می‌کنیم و ایمان خود را با قرآن می‌سنجیم!

پس بحث ایمان چیزی نیست که در وجود انسان نهادینه شده باشد،‌ و اگر هم نهادینه شده باشد باز هم هیچ ضمانتی وجود ندارد که این ایمان نهادینه شده، به صورت نهادینه شده، تا ابد بماند، بلکه باید انسان ایمان خود را به طور مداوم تقویت کند، بنابراین ما برای ایمان آوردن صحیح و حفظ ایمان خود پیوسته به مرور این سوره‌ها احتیاج داریم.

ثالثا این سوره‌ها به ما کمک می‌کنند که بعد از این که ایمان آوردیم و ایمان خودمان را حفظ کردیم، ایمان خود را ارتقاء دهیم، چرا که این سوره‌ها هیچ‌گاه نقطه توقفی را برای ایمان انسانها در نظر نگرفته‌اند و خود قرآن می‌فرماید، «یا ایها الذین آمنوا آمِنوا».

لذا انسان در هر رتبه‌ای از ایمان که باشد، اگر باز برای ایمان آوردن بیشتر به این سوره‌ها مراجعه کند، باز هم ارتقاء پیدا می‌کند.

ریشه مشکلات بزرگ اجتماعی و روش برخورد اسلام با آنها

مشکلات و معضلات بزرگ اجتماعی امروز در جامعه ما ریشه در مشکلات بزرگ فردی ما دارد و روش اسلام این نیست که با رها کردن سوره‌های کوچک و بی‌توجهی به محکمات اعتقادی و اخلاقی مردم نمی‌توانیم یک جامعه پیشرفته اسلامی داشته باشیم.

روش اسلام صرفا ساختن یک روش خشک قانونی که افراد متعرض یکدیگر نشوند، نیست، بلکه روش اسلام این است که مسلمانها را مسلمان سازی می‌کند و جامعه اسلامی برآیند این آحاد مسلمان می‌شود و حکومت اسلامی برآیند آحاد این مسلمانها می‌شود.

به عنوان مثال یکی از مشکلات جامعه اسلامی این است که افراد بر سر هم کلاه می‌گذارند، یک راه این است که حکومت برای حل این مشکل همه خریدها را کارتی می‌کند که حتی در خریدهای روزانه هم مردم از کارت استفاده کنند و هیچ کس نتواند بر سر دیگری کلاه بگذارد. که این کار راه حل حوزه نیست.

روش دیگری هم این است که هرکسی وجدان خودش بر خودش حاکم باشد و با اعتقاد به قیامت و معاد بتواند اعمال و رفتارهای خودش را کنترل کند و به خاطر این که خدا را ناظر می‌بیند، به حق کسی تجاوز نکند، خواه در منظر عمومی باشد، خواه نباشد.

کسی که به خاطر وارد کردن خسارت جزئی به اموال کسی در صدد جبران است،‌ ایمان به قیامت دارد و فرار کسی که انسانی را در خیابان می‌کشد، ناشی از بی‌ایمانی او به قیامت است.

مسئولیت سوره‌های کوچک این است که اعتقاد را در دل مردم تثبیت کنند و از آنها انسانهای مسلمان واقعی بسازند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  رسالت سوره ناس - مسعود ورزيده
1) مثلا سوره ناس با این محتوای کوتاهش، خیلی بلند و ضروری است، و همه انسانها از انسانها عادی تا مراجع تقلید به این سوره نیاز دارند، مثلا ریشه اینکه بعضی‌ وقتها بزرگانمان لنگ می‌زنند و جامعه به هم می‌خورد، وسوسه است و او نمی‌تواند وسوسه را از غیر وسوسه تشخیص دهد.

چون خیلی‌‌‌ها خیال می‌کنند که وسوسه انسان را وقتی به کاری دعوت می‌کند به او می‌گوید که این کار بد است و انجام بده در حالی وسوسه به او می‌‌گوید که این کار خوب است.

و وسوسه «الخناس» است و به معنای پنهان شونده، و گفته‌اند که وسوسه وقتی که یاد خدا می‌آید، پنهان می‌شود، ولی مقام این را قبول نمی‌کند، چون «خناس» در مقامی بکار رفته که خطر وسوسه را گوشزد بکند، پنهان شوندگی وسوسه در هنگام یاد خدا خطر نیست، بلکه خطر پنهان شوندگی شرّ وسوسه زیر پرده خیر است.

این خیر و شر هم از سیاق گرفته شده است: « مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ» شر وسوسه کننده پنهان شونده. یعنی وسوسه کننده چهره شرّ خود را زیر نقاب خیرخواهی پنهان می‌کند. و باید توجه داشت که وسوسه شونده، گاهی انسان است و گاهی جن است و هیچ گاه انسان را به خوردن خون و تعفن و … دعوت نمی‌کند، بلکه با سخن خوب و شنیدنی می‌گوید و انسان را به مصلحت و منفعت و لذت دعوت می‌کند. و این سوره بیان می‌دارد که این وسوسه وقتی می‌تواند در انسان نفوذ کند که دل او از یاد خدا خالی باشد، برای همین خدا می‌فرماید:
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  سوره ناس - مسعود ورزيده
1) کل سوره یک جمله است، «قل» و مقول قولش که تا آخر سوره است. بر هر کسی که سوره ناس را فهم کرده باشد،‌ بدیهی است که دغدغه سوره ناس این است که به انسان بگوید: «بگو از شر وسوسه‌ها به خدا پناه می‌برم.» [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  کانون سوره - مسعود ورزيده
1) کانون سوره

در سوره کلمه «ناس» پنج مرتبه تکرار شده است، ولی کسی نمی‌تواند ادعا کند که دغدغه هدایتی سوره «ناس» بیان اهمیت ناس است. پس باید گفت که تکرار محض، دلیل اهمیت داشتن یک کلمه یا یک معنا در یک سوره نیست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  دلیل تکرار ناس - مسعود ورزيده
1) در این سوره ثابت می‌شود که تکرار دلیل بر اصالت کلمه یا یک معنای خاص نیست.
در سوره ناس یک «قل» وجود دارد و یک مقول قول؛ که حرف اصلی در مقول قول است، چرا که اگر مقول قول مشخص نباشد، وقتی بیان می‌شود: «قل» سوال پیش می‌آید که چه چیز را بگویم؟!
بعد از «قل» یک «اعوذ» در سوره وجود دارد و دو مجموعه هم متعلقات «اعوذ» وجود دارد.
که این دو مجموعه‌ها عبارتند از:
بِرَبِّ النَّاسِ (١)مَلِکِ النَّاسِ (٢)إِلَهِ النَّاسِ (٣)
مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (۴)الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ (۵) من الجنه و الناس(۶).
هر دو مجموعه جار و مجرور هستند که باید یک متعلقی داشته باشند، که به «اعوذ» متعلق هستند، از بین متعلق و متعلَق، پایگاه معنا و ثقل معنا متعلَق است، یعنی «اعوذ» پایگاه معنا است و کانون سوره است، و سوره، سوره پناه بردن است.
اما فقط پناه بردن خالی نیست، و وقتی در سوره یک ثقل در نظر گرفته می‌شود، معنای آن نادیده گرفتن متعلقاتش نیست، بلکه به معنای این است که این متعلقات به «اعوذ» وصل است، بنابراین« اعوذ» کانون یا نقطه ثقل می‌شود و جهت هدایتی سوره پناه بردن است.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  دلیل تکرار ناس - مسعود ورزيده
1) صرف تکرار دلیل بر کانون بودن مفهومی نمی‌شود.
در این سوره «اعوذ» یک بار آمده است، ولی ناس پنج بار آمده است،‌ ولی « اعوذ» با همین یک بار آمدنش جایگاه اصالی دارد و ناس با پنج بار آمدنش این جایگاه را ندارد.
در «قل اعوذ برب الناس»: «ناس» مضاف الیه «رب» است و «رب» خود مجرور به حرف جر است که متعلق به اعوذ می‌باشد.
یعنی اگر بخواهیم کلمات را در سوره درجه بندی کنیم، «ناس» کلمه درجه سوم در سوره است و «اعوذ» کلمه درجه یک است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  سه صفت خدا - مسعود ورزيده
1) در این سوره از سه صفت خدا سخن به میان آورده است، دلیل اینکه فرموده «رب الناس»، این است که «رب» سرپرستی انسان را بر عهده دارد و انسان وقتی احساس خطر می‌کند، سراغ کسی می‌رود که سرپرستی او را به عهده دارد، نمونه فطری این مسئله بچه است که وقتی احساس خطر می‌کند، سراغ پدر و مادر می‌رود و دامان آنها را می‌گیرد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  فرق «ملک» و «رب» - مسعود ورزيده
1) «ملک» فرمانروا است.
«رب» ولی خاص است و« ملک» ولی عام است، یعنی وقتی بچه سراغ پدر می‌رود، پدر ولایت خاص او را به عهده دارد، اما دومی ولی عام است، یعنی نه فقط پدر این بچه است، بلکه حاکم و فرمانروای یک کشور است. و در اجتماع هم اگر خطراتی انسان را تهدید کند، به حاکم و قانون پناه می‌برد.( این هم نشانه دیگری بر فطری بودن فرمانرواست.)
در مورد اینکه «رب» ولی خاص انسانهاست و «ملک» ولی عام انسانهاست توضیح اینکه:
در مورد «رب» می‌گوییم که خدا فارق از همه مردم رب من است، اما فرمانروایی یک حیثیت عمومی است، و تا جمع نباشد، فرمانروایی هم معنا نمی‌شود.
مراد از «رب الناس»، این نیست که مردم در نگاه عمومی، بکله به آحاد تحلیل می‌شود یعنی رب تک تک مردم.
ولی در «ملک الناس» نمی‌شود گفت که ملک تک تک مردم، او ملک یک جامعه است، ملک یک جمع است و تا گروهی نباشد، فرمانروایی حاصل نمی‌شود.
«رب الناس» و «ملک الناس» می‌گویند کسی که انسان فطرتا به او پناه می‌برد، «الله» است. بگو من پناه می‌برم به او! [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : صفات خداوند گوینده : مسعود ورزیده
  فضای سوره - مسعود ورزيده
1) از «قل» که در اول سوره وجود دارد، معلوم می‌شود که در فضای این سوره یک سوالی مطرح است پیامبر گرامی اسلام به این سوال با این سوره پاسخ می‌دهند، حال افکار عمومی این سوال را به زبان آورده‌اند یا نیاورده‌اند یک بحث دیگری است، یا اینکه رب را قبول دارند یا ندارند، سوره ناس عهده دار این نیست.
سوره ناس به این سوال در افکار عمومی جواب می‌دهد که: «ما در وسوسه‌ها چه باید بکنیم؟ راه چیست؟»
پیامبر به دستور خدا سیره خود را بیان می‌کند و نمی‌فرماید: «قل عوذوا برب الناس»، به عبارتی این سوره علاوه بر اینکه دستور پناه بردن می‌دهد، الگوی رفتاری هم بیان می‌کند و هم طریق اولویت مشخص می‌کند؛ یعنی وقتی پیامبر خدا که اشرف مخلوقات است، در وسوسه‌ها به خدا پناه می‌برد، غیر پیامبر خدا که حتما بیش از ایشان در معرض وسوسه‌ها قراردارند، به طریق اولی باید به خدا پناه ببرند.
حال در مورد سوم از این صفات، می‌فرماید: « اله الناس» است که سنخ آن با دو صفت قبلی متفاوت است، یعنی ‌«رب» و «ملک»، اوصافی است که انسان به اقتضای طبیعتش به آن پناه می‌برد.
در هر جامعه‌ای، هر فردی که احساس خطر بکند، دنبال یک سرپرست و یک فرمانروا می‌گردد، در بعضی از خطرات دنبال سرپرست می‌گردد و در برخی از آنها دنبال قانون و حاکم می‌گردد، اما «اله الناس» پناهنده شده به اقتضای فطرت است، همان فطرت خداشناس.
یعنی وقتی که فطرت انسان بیدار می‌شود، به دنبال یک نقطه متوسل می‌شود و آن اله است و او کسی است که دلش و وجودش او را می‌خواند، آن کسی است که می‌بیند او همه چیز اوست، معبودش است و معشوقش است و خالق اوست و صرفا یک نگاه طبیعی نیست، یعنی سنخ این صفت با دو صفت دیگر فرق می‌کند.
عواملی که باعث شده خدا وسواس را در سه سطح درمان کند.
اینکه خدا یک بار نفرموده است: «قل اعوذ بالله» که جمیع صفات جمالیه و جلالیه است و یا نفرموده: «قل اعوذ بربی» و … به این دلایل است:
جایگاه وسوسه دل است، نفس فرصتی که سوره ایجاد می‌کند مهم است.
وسواس در دل جولان می‌دهد و این سوره به جای اینکه به صورت مجمل در یک کلمه و یا یک نام مسئله را بررسی کند، در سه سطح مختلف این مسئله را مورد بررسی قرار داده است، چرا که تکرار، یاد خدا را تقویت کند و انسان با خواندن این سوره دلش از یاد خدا پر می‌شود و از جولان وسوسه در دل کاسته می‌شود.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  خاصیت سوره‌های قرآن - مسعود ورزيده
1)
سوره‌ها صرفا یک گزارش نیستند، نسخه نیستند بلکه درمانند، امام خمینی در اول کتاب چهل حدیثشان می‌فرمایند که کتابهای اخلاق ما نسخه هستند ولی متن درمانی ندارند، لذا خودشان در کتاب اخلاقی که می‌نویسند، در بعضی جاها، فقط توضیح مفهومی نمی‌دهند، بلکه متن درمانی ارائه می‌دهند، مثلا در جایی که می‌خواهند ریا را توضیح دهند، فقط به توضیح مفهومی اکتفا نمی‌کنند، بلکه انسان را مورد خطاب قرار می‌دهند و می‌فرمایند: خاک بر سرت کنند ای انسان! … . و متنی که دارند، حیثیت درمانی پیدا می‌کند.

اوج حیثیت درمانی متن، قرآن است، البته این به معنای نفی متنهای دیگری که در ظلّ قرآن شکل می‌گیرد اعم از روایات و بیانات بزرگان نیست، اما متن قرآن شفاست، فارغ از اینکه شما را به درمان راهنمایی می‌کند.)

انسان از هر جهتی که بخواهد پناهنده شود، تمام آن درها را یکی یکی بررسی می‌کند، که اگر سرپرست می‌خواهی خداست، اگر ملک می‌خواهی خداست، اگر اله می‌خواهی، خداست. سه مفهوم کلی در پناه بردن اینهاست.
(این عامل در حد احتمال است) ای بسا خود وسوسه سطوح دارد، یعنی یک سری وسوسه‌ها هستند که حلشان در حد ربوبیت خداست، یک سری از وسوسه‌ها ما را در سطحی وسوسه می‌کنند که حلشان در حد ملک و فرمانروا بودن خداست، یک سری از وسوسه‌ها هم در سطحی ما را وسوسه می‌کنند که حلشان در حد اله بودن خداست.

شاید به نظر برسد که یکی از عوامل تکرار نامهای خدا، تعظیم پناهگاه باشد، اینکه تکرار نامهای خدا برای تعظیم پناهگاه باشد، مورد قبول است، ولی اینکه این تعظیم را از اضافه شدن «ناس» بگیرد، مورد قبول نیست، به این معنا که «رب» با اضافه شدن به «ناس» عظمت پیدا کند، یا «ملک» با اضافه شدن به «ناس» عظمت پیدا کند، شاید به این قول خدشه‌ای وارد شود، ولی نفس تکرار تعظیم را دارد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : مسعود ورزیده
  سرّ تکرار ناس در سوره - مسعود ورزيده
1) اما علت تکرار «ناس» این است که: کسی که وسوسه می‌شود، جنس «ناس» است، حال وسوسه‌گر چه «جنه» باشد یا «ناس» باشد، و اضافه کردن «ناس» به رب و ملک و اله، نشانه حمایت از ناس است و اعلان حمایت خدا از انسانها در برابر وسوسه‌هاست.
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ *الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * من الجنه والناس *.
قل اعوذ بمَلِکِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ *الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * من الجنه و الناس *
قل اعوذ بإِلَهِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * من الجنه و الناس *.
یعنی من حامی شما انسانها در برابر این وسوسه‌گران هستم که در دل شما وسوسه می‌کنند و حمایت من از شما وسوسه گران را ناکام خواهد گذاشت، به شرطی که شما هم به من پناهنده شوید. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبر قالب : تفسیری موضوع اصلی : آیات خاص گوینده : مسعود ورزیده
  جهت هدایتی سوره - مسعود ورزيده
1)

لزوم پناه بردن به خدا از شر وسوسه گران

از شر وسوسه گران جن و انس به پروردگار، فرمانروا و معبود مردم پناه ببرید.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  تشخیص فضای سخن و جهت هدایتی سوره - مسعود ورزيده
1) فضای سخن: بجا بودن امر (قل) در ابتدای این سوره نشان می دهد که در فضای نیاز افکار عمومی به ارائه راه برای مقابله با شرّ وسوسه نازل شده است، زیرا (قل) معمولاً در قبال طرح پرسش، شبهه و مطرح می شود.
جهت هدایتی

‌أ. این آیات، تنها یک جمله است: امر (قل) و مقول آن که از (أعوذ) آغاز می شود و تا انتهای سوره ادامه دارد و معمولاً جهت سخن در مقول قول است.

‌ب. مقول قول در این آیات متشکل از یک فعل (أعوذ: پناه می برم) و دو مجموعه از متعلِّقات آن است.

مجموعه نخست متعلِّقات، (برب الناس ملک الناس إله الناس: کسی که به او پناه می برم) است.
مجموعـه دوم متعلِّقات، (من شر الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنة و الناس: چیزی که از آن پناه می برم) است.

غالباً از میان متعلِّق و متعلَّق، جهت اصلی کلام در متعلَّق است؛ بنابراین جهت اصلی این سوره، (أعوذ) است که به آن واژه، کانونی گفته می شود.

بر این اساس، جهت هدایتی سوره چنین است: «لزوم پناه بردن به خدا از شر وسوسه گران: از شر وسوسه گران جن و انس به پروردگار، فرمانروا و معبود مردم پناه ببرید.»

[۱]. ابتدا (رب) بیان شد، چون به انسان نزدیک تر است و نسبت به وی ولایت خاص دارد. سپس (ملک) ذکر شد، چون دورتر است و ولایت عام دارد؛ یعنی کسی به او پناه می برد که تحت ولایت خاص کسی نیست تا مهمات او را کفایت کند. سپس (إله) بیان شد، چون ولی و سرپرستی است که انسان او را از روی اخلاص می خواند نه از روی طبع مادی. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۳۹۵ و ۳۹۶)

[۲]. برخی از مفسران و مترجمان، کلمه (الخناس) را به معنای «پنهان شونده به هنگام ذکـر خدا» دانستـه اند. با توجه به جایگاه استعمـال این واژه در آیـه، می توان فهمید که وصفی در تبیین خطر هرچه بیشتر وسوسه است و معنای مذکور با این جایگاه سازگار نیست. معنای مناسب تر برای این واژه، مبالغه در پنهان شوندگی وسوسه کننده در پسِ پرده خیرخواهی است. صاحب واژه نامه قرآنی «التحقیق» درباره معنای این واژه چنین می­نویسد: «فظهر أنّ الأصل الواحد فی هذه المادّة (خنس): هو التأخّر و الانقباض إذا کان من شأنه التقدّم و الانبساط مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ- وصف الوسواس بصفة الخنس: اشارة الى انّ الموسوس لیس متظاهراً بعمله، بل مستتر و مختف فی عمله، و متنحّ و متأخّر عمّن یوسوس الیه». (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۳، ص ۱۳۸)

[۳]. با توجه به مراتب مختلف سه نام مبارک (رب)، (ملک)، و (إله) و سطوح مختلف وسوسه، می توان گفت که ذکر استعاذه با سه نام پیش گفته، برای پوشش دادن تمام طبقات وسوسه است.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  رسالت سوره ناس - مسعود ورزيده
1)
رسالت سوره ناس

سوره ناس با این محتوای کوتاهش، خیلی بلند و ضروری است، و همه انسانها از انسانها عادی تا مراجع تقلید به این سوره نیاز دارند، مثلا ریشه اینکه بعضی‌ وقتها بزرگانمان لنگ می‌زنند و جامعه به هم می‌خورد، وسوسه است و او نمی‌تواند وسوسه را از غیر وسوسه تشخیص دهد.
چون خیلی‌‌‌ها خیال می‌کنند که وسوسه انسان را وقتی به کاری دعوت می‌کند به او می‌گوید که این کار بد است و انجام بده در حالی وسوسه به او می‌‌گوید که این کار خوب است.
و وسوسه «الخناس» است و به معنای پنهان شونده، و گفته‌اند که وسوسه وقتی که یاد خدا می‌آید، پنهان می‌شود، ولی مقام این را قبول نمی‌کند، چون «خناس» در مقامی بکار رفته که خطر وسوسه را گوشزد بکند، پنهان شوندگی وسوسه در هنگام یاد خدا خطر نیست، بلکه خطر پنهان شوندگی شرّ وسوسه زیر پرده خیر است.
این خیر و شر هم از سیاق گرفته شده است: « مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ» شر وسوسه کننده پنهان شونده. یعنی وسوسه کننده چهره شرّ خود را زیر نقاب خیرخواهی پنهان می‌کند. و باید توجه داشت که وسوسه شونده، گاهی انسان است و گاهی جن است و هیچ گاه انسان را به خوردن خون و تعفن و … دعوت نمی‌کند، بلکه با سخن خوب و شنیدنی می‌گوید و انسان را به مصلحت و منفعت و لذت دعوت می‌کند. و این سوره بیان می‌دارد که این وسوسه وقتی می‌تواند در انسان نفوذ کند که دل او از یاد خدا خالی باشد، برای همین خدا می‌فرماید:

« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (١)مَلِکِ النَّاسِ (٢)إِلَهِ النَّاسِ (٣)مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (۴)».

ای انسان آیا پناهگاه می‌خواهی؟ «رب» می‌تواند پناهگاه تو باشد، و کسی که «ملک الناس» است و کسی که «اله الناس» است، می‌‌تواند پناهگاه تو باشد.
دلیل اینکه خطاب سوره به رسول گرامی اسلام است
و خطاب به رسول گرامی اسلام می‌فرماید که ای رسول من تو بگو «قل اعوذ برب الناس»، تا مردم هم در پیروی از تو به خدا پناه ببرند. و به ایشان می‌فرماید: «قل اعوذ» یعنی ای رسول با این کار خودت به مردم برسان که روش و سیره من این است که به صورت مستمر به خدا پناه می‌برم.
خدا به رسول خود دستور می‌دهد که به خدا که پروردگار انسانها و فرمانروای انسانها و اله انسانها پناه ببرد، آن هم از شر وسوسه‌ کننده‌ای که شرّ آن پنهان است و در دلها وسوسه می‌کند و اعم است از وسوسه‌ کننده‌های انس و جن.
وقتی خدا تذکر می‌دهد و پیامبر خود را واسطه تذکر قرار می‌دهد، باید انسان به مهم بودن مسئله پی ببرد.
انسان اگر وسوسه را در زندگی خودش به رسمیت نشناسد و از شرّ آن به خود خدا پناه نبرد، هر روز زمین می‌خورد و هر روز هم تأسف می‌خورد. لحظه‌ای غفلت از یاد خدا باعث می‌شود که دل از وسوسه پر می‌شود.‌


[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  فرق «ملک» و «رب» - مسعود ورزيده
1) فرق «ملک» و «رب»

«ملک» فرمانروا است.

«رب» ولی خاص است و« ملک» ولی عام است، یعنی وقتی بچه سراغ پدر می‌رود، پدر ولایت خاص او را به عهده دارد، اما دومی ولی عام است، یعنی نه فقط پدر این بچه است، بلکه حاکم و فرمانروای یک کشور است. و در اجتماع هم اگر خطراتی انسان را تهدید کند، به حاکم و قانون پناه می‌برد.( این هم نشانه دیگری بر فطری بودن فرمانرواست.)

در مورد اینکه «رب» ولی خاص انسانهاست و «ملک» ولی عام انسانهاست توضیح اینکه:

در مورد «رب» می‌گوییم که خدا فارق از همه مردم رب من است، اما فرمانروایی یک حیثیت عمومی است، و تا جمع نباشد، فرمانروایی هم معنا نمی‌شود.

مراد از «رب الناس»، این نیست که مردم در نگاه عمومی، بکله به آحاد تحلیل می‌شود یعنی رب تک تک مردم.

ولی در «ملک الناس» نمی‌شود گفت که ملک تک تک مردم، او ملک یک جامعه است، ملک یک جمع است و تا گروهی نباشد، فرمانروایی حاصل نمی‌شود.

«رب الناس» و «ملک الناس» می‌گویند کسی که انسان فطرتا به او پناه می‌برد، «الله» است. بگو من پناه می‌برم به او!
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : صفات خداوند گوینده : مسعود ورزیده
  فضای سوره - مسعود ورزيده
1)



از «قل» که در اول سوره وجود دارد، معلوم می‌شود که در فضای این سوره یک سوالی مطرح است پیامبر گرامی اسلام به این سوال با این سوره پاسخ می‌دهند، حال افکار عمومی این سوال را به زبان آورده‌اند یا نیاورده‌اند یک بحث دیگری است، یا اینکه رب را قبول دارند یا ندارند، سوره ناس عهده دار این نیست.

سوره ناس به این سوال در افکار عمومی جواب می‌دهد که: «ما در وسوسه‌ها چه باید بکنیم؟ راه چیست؟»

پیامبر به دستور خدا سیره خود را بیان می‌کند و نمی‌فرماید: «قل عوذوا برب الناس»، به عبارتی این سوره علاوه بر اینکه دستور پناه بردن می‌دهد، الگوی رفتاری هم بیان می‌کند و هم طریق اولویت مشخص می‌کند؛ یعنی وقتی پیامبر خدا که اشرف مخلوقات است، در وسوسه‌ها به خدا پناه می‌برد، غیر پیامبر خدا که حتما بیش از ایشان در معرض وسوسه‌ها قراردارند، به طریق اولی باید به خدا پناه ببرند.

حال در مورد سوم از این صفات، می‌فرماید: « اله الناس» است که سنخ آن با دو صفت قبلی متفاوت است، یعنی ‌«رب» و «ملک»، اوصافی است که انسان به اقتضای طبیعتش به آن پناه می‌برد.

در هر جامعه‌ای، هر فردی که احساس خطر بکند، دنبال یک سرپرست و یک فرمانروا می‌گردد، در بعضی از خطرات دنبال سرپرست می‌گردد و در برخی از آنها دنبال قانون و حاکم می‌گردد، اما «اله الناس» پناهنده شده به اقتضای فطرت است، همان فطرت خداشناس.

یعنی وقتی که فطرت انسان بیدار می‌شود، به دنبال یک نقطه متوسل می‌شود و آن اله است و او کسی است که دلش و وجودش او را می‌خواند، آن کسی است که می‌بیند او همه چیز اوست، معبودش است و معشوقش است و خالق اوست و صرفا یک نگاه طبیعی نیست، یعنی سنخ این صفت با دو صفت دیگر فرق می‌کند.

عواملی که باعث شده خدا وسواس را در سه سطح درمان کند.

اینکه خدا یک بار نفرموده است: «قل اعوذ بالله» که جمیع صفات جمالیه و جلالیه است و یا نفرموده: «قل اعوذ بربی» و … به این دلایل است:

جایگاه وسوسه دل است، نفس فرصتی که سوره ایجاد می‌کند مهم است.

وسواس در دل جولان می‌دهد و این سوره به جای اینکه به صورت مجمل در یک کلمه و یا یک نام مسئله را بررسی کند، در سه سطح مختلف این مسئله را مورد بررسی قرار داده است، چرا که تکرار، یاد خدا را تقویت کند و انسان با خواندن این سوره دلش از یاد خدا پر می‌شود و از جولان وسوسه در دل کاسته می‌شود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  خاصیت سوره‌های قرآن - مسعود ورزيده
1)


سوره‌ها صرفا یک گزارش نیستند، نسخه نیستند بلکه درمانند، امام خمینی در اول کتاب چهل حدیثشان می‌فرمایند که کتابهای اخلاق ما نسخه هستند ولی متن درمانی ندارند، لذا خودشان در کتاب اخلاقی که می‌نویسند، در بعضی جاها، فقط توضیح مفهومی نمی‌دهند، بلکه متن درمانی ارائه می‌دهند، مثلا در جایی که می‌خواهند ریا را توضیح دهند، فقط به توضیح مفهومی اکتفا نمی‌کنند، بلکه انسان را مورد خطاب قرار می‌دهند و می‌فرمایند: خاک بر سرت کنند ای انسان! … . و متنی که دارند، حیثیت درمانی پیدا می‌کند.

اوج حیثیت درمانی متن، قرآن است، البته این به معنای نفی متنهای دیگری که در ظلّ قرآن شکل می‌گیرد اعم از روایات و بیانات بزرگان نیست، اما متن قرآن شفاست، فارغ از اینکه شما را به درمان راهنمایی می‌کند.)

انسان از هر جهتی که بخواهد پناهنده شود، تمام آن درها را یکی یکی بررسی می‌کند، که اگر سرپرست می‌خواهی خداست، اگر ملک می‌خواهی خداست، اگر اله می‌خواهی، خداست. سه مفهوم کلی در پناه بردن اینهاست.
(این عامل در حد احتمال است) ای بسا خود وسوسه سطوح دارد، یعنی یک سری وسوسه‌ها هستند که حلشان در حد ربوبیت خداست، یک سری از وسوسه‌ها ما را در سطحی وسوسه می‌کنند که حلشان در حد ملک و فرمانروا بودن خداست، یک سری از وسوسه‌ها هم در سطحی ما را وسوسه می‌کنند که حلشان در حد اله بودن خداست.

شاید به نظر برسد که یکی از عوامل تکرار نامهای خدا، تعظیم پناهگاه باشد، اینکه تکرار نامهای خدا برای تعظیم پناهگاه باشد، مورد قبول است، ولی اینکه این تعظیم را از اضافه شدن «ناس» بگیرد، مورد قبول نیست، به این معنا که «رب» با اضافه شدن به «ناس» عظمت پیدا کند، یا «ملک» با اضافه شدن به «ناس» عظمت پیدا کند، شاید به این قول خدشه‌ای وارد شود، ولی نفس تکرار تعظیم را دارد.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  سرّ تکرار ناس در سوره - مسعود ورزيده
1)


اما علت تکرار «ناس» این است که: کسی که وسوسه می‌شود، جنس «ناس» است، حال وسوسه‌گر چه «جنه» باشد یا «ناس» باشد، و اضافه کردن «ناس» به رب و ملک و اله، نشانه حمایت از ناس است و اعلان حمایت خدا از انسانها در برابر وسوسه‌هاست.

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ *الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * من الجنه والناس *.

قل اعوذ بمَلِکِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ *الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * من الجنه و الناس *

قل اعوذ بإِلَهِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * من الجنه و الناس *.

یعنی من حامی شما انسانها در برابر این وسوسه‌گران هستم که در دل شما وسوسه می‌کنند و حمایت من از شما وسوسه گران را ناکام خواهد گذاشت، به شرطی که شما هم به من پناهنده شوید.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  دفع شر - مسعود ورزيده
1) طبع آدمى چنین است که وقتى شرى به او متوجه مى شود و جان او را تهدید مى کند، و در خود نیروى دفع آن را نمى بیند به کسى پناهنده مى شود که نیروى دفع آن را دارد، تا او وى را در رفع آن شر کفایت کند، و انسان در اینگونه موارد به یکى از سه پناه، پناهنده مى شود: یا به ربى پناه مى برد که مدبر امر او و مربى او است ، و در تمامى حوائجش از کوچک و بزرگ به او رجوع مى کند، در این هنگام هم که چنین شرى متوجه او شده و بقاى او را تهدید مى کند به وى پناهنده مى شود تا آن شر را دفع کرده بقایش را تضمین کند، و از میان آن سه پناهگاه، این یکى سببى است فى نفسه تام در سببیت.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : فلسفی موضوع اصلی : اطاعت صحیح- پیروی صحیح گوینده : masoud varzideh
  قُلْ - مسعود ورزيده
1) در قرآن، بیش از 300 مرتبه کلمه‏ «قُلْ» آمده که بسیارى از آنها فرمان خداوند به پیامبر است و در پاسخ مخالفان یا موافقان مى‏باشد.
کلمه «وسواس» هم به معناى موجود وسوسه‏گر مى‏آید و هم به معناى وسوسه و خطورات و افکار ناروا، ولى در اینجا به معناى وسوسه‏گر است.
گفتنِ کلمه‏ «أَعُوذُ» براى نجات از خطرات کافى نیست، بلکه باید در عمل نیز از عوامل خطرساز دورى کرد. وگرنه خانه را در مسیر سیل ساختن و نوشتن «اعوذ باللّه من السّیل» بر سر در خانه به منزله مسخره است. کسى که مى‏گوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ»، باید در عمل نیز از سرچشمه‏هاى فساد دورى کند.
اول چیزى که محسوس انسان است، رشد و تکامل و تربیت اوست، «بِرَبِّ النَّاسِ» بعد سیاست و تدبیر و حکومت. «مَلِکِ النَّاسِ» و همین که رشد او بالا رفت عبادت و پرستش‏است. «إِلهِ النَّاسِ»
به کسى باید پناه برد که اسرار و وسوسه‏هاى درونى را مى‏شناسد. «یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ» «1» او از خیانت چشم‏ها و آنچه سینه‏ها پنهان مى‏کند آگاه است.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: شیطان بر دل انسان آرمیده است، هرگاه یاد خدا کند پنهان مى‏شود و هرگاه غافل شود او را وسوسه مى‏کند. فاذا ذکر العبد الله خنس ... و اذا غفل وسوس‏ «2»
کسانى که دیگران را به تردید و وسوسه مى‏اندازند، کار شیطانى مى‏کنند. مخالفان حضرت صالح به مردم مى‏گفتند: آیا شما علم دارید که صالح پیامبر است؟ و با این کلام در مردم تردید به وجود مى‏آوردند. «أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ» «3»
در اول قرآن با «بِسْمِ اللَّهِ» از خدا استمداد کردیم و در آخر قرآن نیز به خدا پناه مى‏بریم.
«خناس» از «خنوس» به معناى پنهان شدن و عقب نشینى است. شیطان هم خودش مخفى است و هم کارش، اگر وسوسه او علنى باشد بر مردم مسلط نمى‏شود، ولى با تظاهر و توجیه در لباس زیبا جلوه مى‏کند و موفق مى‏شود. حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: شیطان با ظاهرنمایى حق و باطل را بهم در مى‏آمیزد و بدین شکل بر طرفداران خود غالب مى‏شود.
«فهنالک یستولى الشیطان على اولیائه» «4»
حالا که شیطان، خنّاس است، آنقدر مى‏رود و مى‏آید تا موفق شود، ما هم باید یاد خدا را زیاد کنیم.
در قرآن بارها از انسان انتقاد شده است که هرگاه گرفتار مى‏شود دعا مى‏کند و پناهندگى مى‏خواهد و همین که خطر رفع شد، گویا ما را نمى‏شناسد. «5»
در این سوره چون وسوسه درون روح و قلب انسان جاى مى‏گیرد و با ایمان و عقل و فکر ما بازى مى‏کند، سه بار نام خداوند یاد شده است: «بِرَبِّ النَّاسِ‏، مَلِکِ النَّاسِ‏، إِلهِ النَّاسِ» اما در سوره فلق که شرور خارج از سینه‏هاست، یکبار نام خداوند مطرح است. «بِرَبِّ الْفَلَقِ» آرى خطر انحراف فکرى و تأثیر آن در روح به مراتب بیشتر از خطرات خارجى است و
______________________________
(1). غافر، 19.
(2). بحارالانوار، ج 67، ص 49.
(3). اعراف، 75.
(4). نهج البلاغه، خطبه 50.
(5). یونس، 11.
دشمنان فرهنگى و فکرى، از دشمنان نظامى و اقتصادى مرموزتر و خطرناکترند.
در روایات آمده است که شیطان از قبول توبه انسان از سوى خداوند ناراحت شد. یاران خود را جمع و از آنان استمداد کرد. هر کدام مطلبى گفتند، ولى یکى از آنها گفت: من انسان را وسوسه مى‏کنم و توبه را از یادش مى‏برم. ابلیس این طرح فراموشى توبه را پسندید. «1»
حالا که او «بِرَبِّ النَّاسِ» است، پس شیوه‏هاى تربیتى دیگران را نپذیریم. حالا که او «مَلِکِ النَّاسِ» است، پس خود را برده دیگران قرار ندهیم و حالا که او «إِلهِ النَّاسِ» است، پس به غیر او دل نبندیم و این تفکر و اعتقاد بهترین وسیله پناهندگى از وسوسه‏هاست.
آنکه در سینه و قلب و روح مردم وسوسه مى‏کند، ممکن است از نژاد جن و شیطان باشد یا از نژاد انسان. آرى تطمیع‏ها و وعده‏ها، امروز و فردا کردن‏ها از جمله راههاى وسوسه است.
وسوسه شیطان نسبت به حضرت آدم و سایر اولیاى خدا در حدّ القا و پرتاب وسوسه است:
«فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطانُ» «2»، «أَلْقَى الشَّیْطانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ» «3» اما نسبت به عموم مردم، ورود و نفوذ وسوسه در دل و جان آنهاست. «یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ» البته نه به شکل سلطه بر دل انسان به گونه‏اى که راه گریزى از آن نباشد. زیرا قرآن در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» «4» هنگامى که شیطان‏ها به سراغ افراد باتقوا مى‏روند تا از طریق تماس، آنان را وسوسه کنند، آنان متوجه شده و اجازه نفوذ نمى‏دهند.
تکرار کلمه «ناس» در «بِرَبِّ النَّاسِ‏- مَلِکِ النَّاسِ‏- إِلهِ النَّاسِ» اشاره به آن است که ربوبیّت، حاکمیّت و الوهیّت خداوند عام است و اختصاص به فرد یا گروه یا نژاد خاصى از بشر ندارد.
اول‏ «بِرَبِّ النَّاسِ» آمد، بعد «مَلِکِ النَّاسِ» و سپس‏ «إِلهِ النَّاسِ»، شاید به خاطر آن که آنچه به فطرت نزدیکتر و ملموس‏تر است، پناهندگى به مربى است: «بِرَبِّ النَّاسِ»
چنانکه کودکان به هنگام خطر اول صداى مادر مى‏زنند، سپس کسى که قدرت دارد، «مَلِکِ‏
______________________________
(1). تفسیر نورالثقلین.
(2). طه، 120.
(3). حج، 52.
(4). اعراف، 201.
النَّاسِ» و در مرحله بعد سرچشمه رحمت و حیات. «إِلهِ النَّاسِ»
خداوند به نیازهاى انسان و خطراتى که او را تهدید مى‏کند آگاه است، ولى شیوه تربیت الهى آن است که انسان نیاز و استمداد و پناهندگى خود را به زبان آورد و فقر و احتیاج را به خود تلقین کند تا روحیه تواضع و تعبّد و تسلیم در او شکوفا شود. قُلْ أَعُوذُ ...
به گفته پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله خاطرات و وسوسه‏هایى که بى‏اختیار بر انسان عارض مى‏شود، مادامى که از طرف انسان عملى صورت نگیرد، چیزى بر او نیست. «وضع عن امتى ما حدثت به نفسها ما لم یعمل به او یتکلم» «1».
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : مسعود ورزیده
  چرا به خدا پناه مى بریم ؟! - عبد بائس
1) هر لحظه امکان انحراف براى انسان وجود دارد، و اصولا وقتى خداوند به پیامبرش (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور مى دهد که از شر وسواس خناس به خدا پناه برد دلیل بر امکان گرفتار شدن در دام خناسان و وسوسه گران است .
با اینکه پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به لطف الهى و با امدادهاى غیبى ، و سپردن خویشتن به خدا از هر گونه انحراف بیمه شده بود ولى با این حال این آیات را مى خواند، و به او از شر وسواسان خناس ‍ پناه مى برد با این حال تکلیف دیگران روشن است .
اما نباید ماءیوس شد، چرا که در مقابل این وسوسه گران مخرب ، فرشتگان آسمان بیارى بندگان مؤ من ، و رهروان راه حق مى آیند، آرى مؤ منان تنهانیستند، فرشتگان بر آنها نازل مى شود و آنها را کمک مى کنند: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة (فصلت - 30).
ولى به هر حال هرگز نباید مغرور شد، و خود را بى نیاز از موعظه و پند و تذکر و امدادهاى الهى دانست ، باید همیشه به او پناه برد همیشه بیدار بود و همیشه هشیار.
2 - در اینکه چرا ناس در سه آیه تکرار شده بعضى گفته اند به خاطر این است که در هر مورد به یک معنى است .
ولى ظاهر این است که براى تاءکید روى عمومیت این صفات سه گانه خداوند است و در هر سه مورد معنى واحدى دارد.
3 - در روایتى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم : ما من مؤ من الا و لقلبه فى صدره اذنان : اذن ینفث فیها الملک ، و اذن ینفث فیها الوسواس الخناس فیؤ ید الله المؤ من بالملک ، فهو قوله سبحانه : و ایدهم بروح منه : هر مؤ منى ، قلبش دو گوش دارد، گوشى که فرشته در آن مى دمد، و گوشى که وسواس خناس در آن مى دمد، خداوند مؤ من را به وسیله فرشته تاءیید مى کند و این است معنى آیه و ایده بروح منه .
در حدیث پر معنى و تکان دهنده اى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : هنگامى که آیه و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم : کسانى که وقتى کار بدى انجام دهند یا به خویشتن ستم کنند خدا را یاد مى آورند و براى گناهانشان استغفار مى کنند نازل شد، ابلیس بالاىکوهى در مکه رفت ، و با صداى بلند فریاد کشید، و سران لشگرش را جمع کرد.
گفتند: اى آقاى ما! چه شده است که ما را فرا خواندى ؟ گفت : این آیه نازل شده (آیه اى که پشت مرا مى لرزاند و مایه نجات بشر است ) چه کسى مى تواند با آن مقابله کند؟ یکى از شیاطین بزرگ گفت : من مى توانم ، نقشه ام چنین است و چنان ! ابلیس طرح او را نپسندید! دیگرى برخاست و طرح خود را ارائه داد باز هم مقبول نیفتاد! در اینجا وسواس خناس برخاست و گفت : من از عهده آن برمى آیم .
ابلیس گفت : از چه راه ؟ گفت : آنها را با وعده ها و آرزوها سرگرم مى کنم ، تا آلوده گناه شوند، و هنگامى که گناه کردند توبه را از یادشان مى برم ! ابلیس گفت : تو مى توانى از عهده این کار برآیى (نقشهات بسیار ماهرانه و عالى است ) و این ماموریت را تا دامنه قیامت به او سپرد.



[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : اعتقادی موضوع اصلی : انسان گوینده : آیت الله مکارم
  قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ‏ - آسيه افشار
1) قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ‏:
این آیه شریفه، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را مستقیما و امت آن بزرگوار را براى اینکه پیرو آن حضرت هستند بطور غیر مستقیم مورد خطاب قرار داده است. سبب اینکه میفرماید: (بِرَبِّ النَّاسِ) این است که کلمه رب به معناى مربى و پرورش دهنده میباشد، و کمترین تصور مربى بودن پروردگار این است که هر نفسى انسان میکشد پرورشى میباشد براى جسم و جان او.
با اینکه خدا آفریننده کلیه موجودات است معذلک کلمه (الناس) را بکار برده تا بفهماند: که بشر اشرف مخلوقات میباشد. و دیگر اینکه انسان است که گرفتار وسوسه میشود، نه ما بقى مخلوقات- پس بشر باید بپروردگار خود پناهنده شود [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر آسان‏ قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : آسیه افشار
  مَلِکِ النَّاسِ - آسيه افشار
2) مَلِکِ النَّاسِ:
عطف و بیان آنستکه سید بر تأمین شئون بشر قدرت دارد و در سورة فاتحة الکتاب مالک یوم الدین خوانده شده بلحاظ اینکه مراد از مالک آنستکه زمام تدبیر امور جزاء از ثواب و کیفر افراد بشر در حیطه قدرت و مالکیت اوست ولى در این سوره بلحاظ تدبیر در باره امور بشر باید ملک خوانده شود و مفاد ملک الناس آنستکه زمام تدبیر شئون بشر در حیطه قدرت اوست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : انوار درخشان قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : آسیه افشار
  الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ - آسيه افشار
5) الذى ... وصف الوسواس بمعناى اسمى، یا وصف الخناس است و دلالت به موصوف و منشأ با شعورى دارد. فعل یوسوس، وسوسه مستمر را میرساند. صدر، جاى قلب و مقصود محل بروز عواطف و انگیزه‏ها مى‏باشد.
امواج وسوسه‏ها و الهامات و انگیزه‏هاى گوناگون و متضاد، در این محل تلاقى مینمایند و هر یک اندیشه و خواست انسان را بسوى خود میکشند. و چون انسان پیوسته اثر پذیر و در معرض و وسوسه‏ها و الهامات مى‏باشد، نباید خود منشأ اصلى و انگیزنده این واردات و آثار باشد و چون اینها حادثند باید علل و اسباب محدثه‏اى داشته باشند و چون متضادند باید علل و اسباب آنها مبادى مختلفى باشند که بعضى خود ذاتا خیر و منشأ خیرات است و بعضى شر و منشأ شرور، آنکه مبدء خیر است فرشته نامیده شده و آنکه مبدء شر است شیطان «خناس».
آن حال تردیدى که براى انسان هنگام مواجه شدن با گناه و حرام لذت‏انگیز یا ثواب و واجب مشقت‏آور پیش مى‏آید، نمودارى از این جواذب متضاد درونى است، در این حال احساس میشود که عاملى انسان را بسوى زشتى و گناه و ترک واجب میکشاند «1» و عامل دیگرى از آن باز میدارد. بیشتر مردم با آنکه پیوسته در معرض تأثیر و جواذب این عوامل مى‏باشند، یا یکسر از آنها غافلند یا چون محکوم حواسند آنها را معلول انگیزه‏هاى حسى و یا قواى نفسانى میپندارند، فقط در روشنى ایمان و معارف عالیه و هدایت قرآن میتوان این عوامل و آثار و تحریکات آنها را شناخت و هشیار آنها بود و در پناه رب الناس و ملک الناس و اله الناس، میتوان راه نفوذ وسوسه‏ها را بست و دریچه انوار الهامات را گشود [ نظرات / امتیازها ]
منبع : پرتوى از قرآن، ج‏4، ص: 315 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : آسیه افشار
  إِلهِ النَّاسِ‏ - آسيه افشار
3) چون کلمه (بِرَبِّ و کلمه مَلِکِ) که در دو آیه قبل هستند گاهى با قرائتى براى غیر ذات مقدس خدا بکار میروند لذا در این آیه کلمه (إِلهِ) را بکار برده که فقط براى ذات مقدس پروردگار اختصاص دارد [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر آسان قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : آسیه افشار
  مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ - آسيه افشار
4) کلمه (وسواس) که بر خلاف قیاس بفتح (واو) آمده است چنانکه از آیه- 6- این سوره استفاده میشود به معناى وسوسه و افکار باطلى است که از طرف شیطانهاى جنى و انسى در قلب و فکر انسان خطور میکند. کلمه (الْخَنَّاسِ) صیغه مبالغه و به معناى پنهان شونده‏اى است که قبلا آشکار شده باشد. یعنى من از شر وسوسه کننده‏هاى جنى و انسى که آشکار و پنهان شده و میشوند به پروردگار و پادشاه و خداى مردم پناه میبرم‏ [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر آسان، ج‏18، ص: 410 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : آسیه افشار
  مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ- - آسيه افشار
6) فقط خدا میداند که شیطان‏هاى جنى چگونه انسانرا وسوسه میکنند.
ولى وسوسه شیطانهاى انسى کاملا مشهود و محسوس است. از جمله اینکه بوسیله بیان و زبان مخصوصى قلب و فکر انسانرا از مسیر صحیح و درست منحرف مینمایند [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر آسان، ج‏18، ص: 410 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره ناس گوینده : آسیه افشار