از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
شماره صفحه : 264 حزب : 53 جزء : چهاردهم سوره : حجر
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  درهای جهنم
معناى «هفت در داشتن جهنم» این مى‏شود که هفت نوع عذاب دارد، و هر نوع آن به مقتضاى واردین براى خود چند قسم دارد. و این مطلب خالى از دلالت بر این معنا نیست که گناهانى که مستوجب آتش است هفت قسم، و طرقى که آدمى را به هر یک از آن گناهان مى‏کشاند نیز چند قسم است، و در صورتى که آیه شریفه چنین دلالتى داشته باشد مؤید روایاتى خواهد بود که در باره طبقه‏بندى عذابهاى دوزخ آمده، و به زودى از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرد- ان شاء اللَّه تعالى.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 250 و 251 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : جهنم گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  درهای جهنم
در تفسیر قمى (ج 1، ص 376) در ذیل جمله «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ ... » از معصوم نقل کرده که فرمود: خداى تعالى در این جمله مى‏فرماید اهل هر مذهبى از درى وارد مى‏شوند، و براى‏ بهشت هشت در است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 258 و 259 قالب : روایی موضوع اصلی : جهنم گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  درهای جهنم
در الدر المنثور (ج 4، ص 99 و 100) است که احمد- در کتاب الزهد- از خطاب بن عبد اللَّه روایت کرده که گفت: على (علیه السّلام) فرمود: هیچ مى‏دانید درهاى جهنم چگونه است؟ ما گفتیم لا بد مثل همین، درهاى دنیا است، فرمودند: نه و لیکن اینطور است. آن گاه دست خود روى دست گذاشت (که اشاره به طبقات آن است). [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 259 قالب : روایی موضوع اصلی : جهنم گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  درهای جهنم
در الدر المنثور (ج 4، ص 99 و 100) است که ابن مبارک، هناد، ابن ابى شیبه، عبد بن حمید و احمد- در کتاب الزهد- و ابن ابى الدنیا- در کتاب صفة النار- و ابن جریر، ابن ابى حاتم و بیهقى- در کتاب البعث- از چند طریق از على (علیه السّلام) روایت کرده که گفت: جهنم هفت در دارد، بعضى فوق بعضى دیگر قرار دارد وقتى اولى پر شد دومى را پر مى‏کنند، آن گاه سومى را تا همه‏اش پر شود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 259 قالب : روایی موضوع اصلی : جهنم گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  اجزای درهای جهنم
در الدر المنثور (ج 4، ص 99 و 100) آمده که ابن مردویه و خطیب در تاریخش از انس روایت کرده‏اند که گفت: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) در معناى آیه «لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ» فرمود: جزئى از مردم که به خدا شرک ورزیدند، و جزئى دیگر که در او شک کردند، و جزئى که از او غفلت نمودند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 259 قالب : روایی موضوع اصلی : جهنم گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  درهای جهنم
در الدر المنثور (ج 4، ص 100) است که ابن مردویه از ابو ذر روایت کرده که گفت: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: براى جهنم درى است که از آن داخل نمى‏شود مگر کسى که عهد مرا در باره اهل بیتم بشکند و خیانت نماید، و بعد از من خون آنان را بریزد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 259 قالب : روایی موضوع اصلی : جهنم گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  درهای بهشت و جهنم
در الدر المنثور (ج 4، ص 100) است که احمد و ابن حبان و طبرى و ابن مردویه و بیهقى- در کتاب البعث- از عتبة بن عبد اللَّه از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) روایت آورده‏اند که فرمود: براى بهشت هشت در و براى جهنم هفت در است، که بعضى افضل از بعض دیگر است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 259 و 260 قالب : روایی موضوع اصلی : بهشت گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  درهای جهنم - محمد سجاد ابراهيمي
رابطه درهای دوزخ با ملکات نفسانی
از آیات قرآن حکیم و احادیث پیشوایان دین (علیهم‏السلام) استفاده می‏شود که درهای دوزخ و طبقات آن‏که به نام و عنوان‏های مختلف از آن‏ها سخن رفته است ریشه در اخلاق و ملکات انسان دارد؛ یعنی انسان هر اندازه ارزش‏های والای معنوی و الهی را بیشتر مورد تهاجم و ستیز قرار دهد، در طبقه سخت‏تری از عذاب قرار خواهد گرفت، و اگر «ارزش ستیزی» ملکه او گردد ناچار از دری از درهای دوزخ وارد گشته، بلکه وجودش جهنّم کوچکی است که بر جهنّم بزرگ وارد شده است:
امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) حدیث می‏کند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چهار گروه آن‏چنان عذابی را تحمّل می‏کنند که اهل آتش از عذاب آنان در اذیّت قرار می‏گیرند؛ زیرا که از آب جوشان جحیم به آنان می‏نوشانند و صدای شیون آنان بلند می‏شود و... اهل آتش برخی به برخی دیگر می‏گویند: این چهار گروه چه گناهانی دارند که عذابشان ما را که خود در عذابیم اذیت می‏کند؟ پس مردی از آنان در تابوتی از آتش آخته معلّق، و گروهی امعا و احشا آنان کشیده می‏شود. گروه سوم، از دهانشان چرک و خون جاری است، و گروه چهارم گوشت خویش را می‏خورند و چون از عذاب اینان پرسیده شود، چنین پاسخ می‏شنوند:
1 ـ آنان‏که در تابوت آتشین به دوزخ آویخته کسانی هستند که به مال مردم تجاوز کرده و آنها را می‏خورند و فکر بازپرداخت آنها نیستند.
2 ـ آنان که امعاء و احشاء آنها کشیده می‏شود، کسانی هستند که در امر طهارت و نجاست بی‏موالات‏اند، بدن و لباس آنان آلوده به بول و... است [بهداشت گریزان و کثیفان].
3 ـ آنان که از دهانشان، چرک، کثافت و خون جاری است، همان گروهی هستند که هرزه گو، هرزه زبان، یاوه‏سرا و دهان ناپاکند.
4 ـ گروهی که گوشت بدن خود به دندان می‏خایند همان غیبت‏کنندگان و خورندگان گوشت مردم به غیبت، و تهمت‏زنندگان و سخن چینان هستند.[1]
اشاره: گاهی گناه در حدّ حال است و زمانی در مرز مَلَکه و گاهی از مراحل قبل افزونتر شده به مرتبه تقویم هویّت نه ماهیّت می‏رسد، که در این‏حال به مثابه مقوّم وجودی گنه‏کار خواهد بود و زمینه خلود او را فراهم می‏کند.
نام‏های طبقات و درهای دوزخ
یک. (وإنّ جهنّم لَمَوْعِدُهُم أجمعِین لها سبعةُ أبوابٍ لکلّ بابٍ منهم جزءٌ مقسومٌ)؛[2] و قطعاً وعده‏گاه همه مردم گمراه آتش دوزخ است. آن دوزخ دارای هفت در و هر دری ویژه گروهی از گمراهان است. البته تبیین احادیث وارد در ذیل این‏گونه آیات نیازمند توضیح است که در پایان به آن اشاره می‏شود.
در برخی روایات این هفت دَرْ اشاره به هفت طبقه دوزخ است و گویا هر طبقه‏ای برای خود در ویژه‏ای دارد. از این‏رو در روایتی از حضرت باقر (علیه‏السلام) ذیل آیه فوق آمده است: حق تعالی جهنّم را هفت طبقه آفریده و هر طبقه نام ویژه‏ای دارد:
1 ـ جحیم: اهل این طبقه بر سنگی آتشین می‏ایستند و مغز سرشان چونان دیگ جوشان می‏جوشد.
2 ـ لَظی: (کلاّ إنّها لظی نزّاعةً للشّوی تدعوا من أدبر و تولّی و جمع فأوعی)؛[1] آتش زبانه می‏کشد. پوست سر و اندام را می‏کَنَد. هر که را در دنیا به حق پشت کرده و از آن روی برتافته و حرام را گرد آورده و جاسازی و ذخیره کرده است، فرا می‏خواند.
3 ـ سَقَر: (وما أدراک ما سقر لاتُبقی ولاتذر لوّاحة للبشر علیها تسعة عشر)؛[2] و تو چه دانی که آن سقر چیست؟ شراره سقر از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند، آن آتش بر آدمیان رو نماید و روی آنان را دگرگون کند. بر آن آتش نوزده تن گماره شده‏اند.
4 ـ الحُطَمة: در هم کوبنده و خرد کننده و شراره‏های آن چونان قصر است: (إنّها ترمی بشرر کالقصر کأنّه جمالتٌ صفر)؛[3] دوزخ چون کاخی بلند شراره می‏افکند، گویی آن شراره شترانی زرد رنگ است.
این آتش واردشوندگان به آن را مانند سُرمه در هم می‏کوبد و خرد می‏کند. اما جان انسان نمی‏میرد، و هر بار که بدن مانند سرمه گشت دوباره به حال اول باز می‏گردد تا به عذاب جدید معذّب شود.
5 ـ هاویة: آن‏گاه که در آتش سقوط کند گوید: ای مالک دوزخ به فریاد ما برس در این‏گاه ظرفی از جنس مس گداخته (ظرف مسین در حرارت گزاری مؤثّرتر از برخی فلزّات است) پر از آتش و چرک و کثافت که از پوست بدن‏هاشان انباشته شده به آنان خواهد داد و چون بیاشامند گوشت صورت‏هایشان از شدّت حرارت در آن خواهد ریخت. از این‏رو خداوند فرمود: (وإن یستغیثوا یغاثوا بماءٍ کالمهل یشوی الوجوه بئس الشّراب و ساءت مرتفقاً).[1]
به هر روی کسی که در این طبقه از دوزخ بیفتد هفتاد سال به طول می‏انجامد تا به پایین‏ترین نقطه جهنّم برسد و در این اثنا هر چه پوست بدنش بسوزد، برای عذاب مجدّد پوست تازه می‏روید.
6 ـ السعیر: یعنی آتش فروزان. این طبقه دارای سیصد سرا پرده آتشین و در هر یک سیصد کاخ آتشین، و در هر یک سیصد اطاق آتش است که در هر یک از این اتاق‏ها سیصد گونه عذاب غیر آتش همچون مارهای آتشین، عقرب‏ها، غل و زنجیرهای آتشین وجود دارد. از این‏رو می‏فرماید: (إنّا أعتدنا للکافرین سَلاسلا وأغلالا ً و سعیراً).[2]
7 ـ جهنّم: در این دوزخ چاهی است به نام فلق که وقتی باز شود جهنم شعله ور می‏گردد. در وسط جهنّم کوهی است به نام «صعود» از جنس مس گداخته و آتشین. در دامنه این کوه بیابانی است از مس آب شده و اطراف این کوه جاری است و شدیدترین آتش را جهت عذاب داراست.[3]
در حدیث دیگری آمده که از امیر مؤمنان (علیه‏السلام) درباره این هفت طبقه پرسیدند، فرمود: این هفت طبقه برخی فوق برخی دیگر است و یکی از دست‏ها را روی دست دیگر قرار داد. آنگاه افزود: حق تعالی بهشت‏ها را در عرض هم قرار داده و طبقات آتش را بالا و پائین. پائین‏ترین آنها «جهنّم» و فوق آن «لظی» و فوق آن «حُطمة» و زِبَر آن «سَقَر» و بر روی آن «جَحیم» و بالای آن «سَعیر» و بالاتر از همه «هاویة» است. و در برخی روایات برعکس است؛ یعنی جهنّم بالا و هاویه پایین است.[1]
امام صادق (علیه‏السلام) اهل این طبقات را چنین برشمرده است: از یک در فرعون و هامان و قارون و از در دوم مشرکان و کافرانی که حتّی یک لحظه ایمان نیاوردند وارد می‏شوند و دَرِ سوم (لظی) ویژه بنی امیّه. البته در سقر و هاویه نیز از این راه می‏گذرد. از در چهارم دشمنان اهل بیت و پیکارگران و ستیزه‏جویان با این خانواده وارد می‏شوند. این طبقه شدیدترین حرارت‏ها را داراست، و دری ویژه ابوسفیان، معاویه و آل‏مروان است و....[2]
اشاره: اثبات جزئیات دوزخ که زیرمجموعه مبحث کلامی است نه مقدور برهان عقلی است و نه با حدیث مرسل، مقطوع، موقوف و ضعیف قابل اثبات است و در صورت صحیح بودن حدیث می‏توان اسناد ظنّی به معصوم (علیه‏السلام) داد نه اسناد جزمی و در مطلبی که اعتقادی است اگر مبادی حصول آن حاصل شد، اعتقاد پدید می‏آید وگرنه حاصل نخواهد شد. ترتیب اثر عملی و اجتناب از معاصی که از مسائل اخلاقی و فقهی و حقوقی محسوب می‏شود به استناد حدیث صحیح کاملاً به جا بلکه لازم است.
دو. (فادخلوا أبواب جهنّم خالدین فیها فلبئس مثوی المتکبّرین)؛[3] از درهای جهنم وارد شوید، در حالی که در آن جاودانه هستید. پس چه جای بدی است جایگاه تکبّر ورزان.
امام باقر (علیه‏السلام) می‏فرماید: در شب معراج جبرئیل از مالک دوزخ خواست طبقه‏ای از طبقات آتش را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بنمایاند. در این هنگام گروهی از دوزخیان را که در طبقه‏ای جای داشتند به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و چنان آتش به آسمان رفت که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) احتمال داد او را فرا گیرد. آن‏گاه به جبرئیل فرمود به مالک بگو آتش را باز گرداند. از آن زمان تا زمان مرگ، خنده به لب‏های پیامبر نقش نبست و دندان‏های مبارک او دیده نشد.[1]
امام المتّقین حضرت علی (علیه‏السلام) در این زمینه می‏فرماید: بدانید این پوست نازک بدن را شکیبایی بر آتش نیست. پس بر خود رحم کنید که شما خودتان آن را در دنیا به مصیبت‏ها و سختی‏ها آزموده‏اید. آیا دیده‏اید یکی از خودتان از خاری که به بدن او فرو می‏رود چگونه ناله و اظهار درد می‏کند و از لغزیدنی که او را خونین می‏سازد، و از ریگ گرم بیابان که او را می‏سوزاند؟ پس چه حالتی خواهد داشت هر گاه بین دو تاوه از آتش باشد، در حالی که همخواب سنگ سوزان و همنشین شیطان گردد؟ آیا می‏دانید که مالک دوزخ هرگاه بر آتش خشم کند از خشم او آتش به جوش و خروش آمده بعضی بعضی را میمالاند و بر روی هم قرار می‏گیرد؟ و هر گاه آن را بانگ زند شکیبایی از دست داده ناله کنان در میان درهای دوزخ بر اثر زجر او بر جهد؟ ای پیر سالخورده‏ای که ناتوانی پیری دامنگیرش شده چگونه خواهی بود زمانی که طوق‏های آتش به استخوان‏های گردن چسبیده شود، و غلّ و زنجیرها بچسبد تا گوشتهای بازوها را بخورد؟ پس ای گروه بندگان از خدا بترسید. از خدا بترسید در حالی که در تندرستی پیش از بیماری، (رسیدن مرگ) و در فراخی و آسایش دنیا پیش از تنگی و سختی قبر آسوده هستید. پس اگر در آزاد کردن گردن‏های خودتان از آتش دوزخ بکوشید پیش از آن‏که آن گردن‏ها در گرو بروند و رهایی ممکن نباشد، چشم‏های خود را بیدار نگهدارید (شب زنده‏داری کنید) و شکم‏هاتان را لاغر سازید (روزه بگیرید) و قدمهایتان را به کار برید و اموالتان را در راه خدا ببخشید، و اندامتان را فدای جان‏هایتان سازید و در این کار بخل نورزید.[1]
سه. (وسیق الّذین کفروا إلی جهنّم زمراً حتی إذا جاؤُوها فتحت أبوابها)؛[2] آنان که کفر ورزیدند گروه گروه به دوزخ رانده می‏شوند. وقتی به دوزخ رسیدند درهای آن گشوده می‏شود.
امام سجاد (علیه‏السلام) در دعای پس از نماز شب، در ترسیم جهنّم و عذاب‏های آن عرضه می‏دارد: «أللّهم إنّى أعوذ بک من نارٍ تغلّظتَ بها علی من عصاک...»؛ خدایا به تو پناه می‏برم از آتشی که بر گناهکارانت شدید و غلیظ کردی و می‏کنی. همان آتشی که به واسطه آن کسی که از خشنودی تو روی گردانده تهدید کرده‏ای. به تو پناه می‏برم از آتشی که نور آن تاریکی، و آسان آن دردناک، و دور آن نزدیک است. از آتشی که برخی برخی دیگر را می‏خورد، و بعضی بر بعضی حمله می‏کند. از آتشی که استخوان‏ها را می‏گدازد و می‏پوساند و پودر می‏سازد. از آتشی که به اهلش آب جوشان می‏نوشاند. از آتشی که هر کس بدان لابه کند را باقی نمی‏گذارد و به کسی که از او تقاضای مهربانی کند رحم نمی‏کند، و کسی که بر او فروتنی کند و تسلیم او شود را نمی‏تواند تخفیف دهد. به ساکنانش با گرمترین چیزی که دارد ملاقات می‏کند، از قبیل عقاب دردناک، مصیبت سخت. خداوندا به تو پناه می‏برم از کژدمهای آتشینی که دهان گشاده‏اند و از مارهایی که نیش‏ها می‏زنند، و از نوشیدنی‏هایی که روده‏ها و دل‏های ساکنانش را پاره پاره می‏سازد و دل‏هایشان را می‏کَند.[3]
چهار. (إنّ المنافقین فی الدّرک الأسفل من النّار ولن تجد لهم نصیراً)؛[1] همانا منافقان (چند چهره‏ها) در طبقه زیرین آتش دوزخ قرار دارند و هرگز برای آنان یاوری نخواهی یافت. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: «و للمنافق ثلاثُ علاماتٍ: إذا حدّث کذب، وإذا وَعَد أخلف، وإذا ائتمن خان»[2]؛ منافق سه نشانه دارد: وقتی گزارش دهد، دروغ بگوید، و هنگام وعده خلاف کند، و در امانت خیانت ورزد.
امام صادق (علیه‏السلام) درباره نشانه‏های نفاق می‏فرماید: «أربعٌ من علامات النّفاق: قساوة القلب، وجمود العین، والإصرار علی الذّنب والحرص علی الدّنیا»؛[3] قساوت قلب، خشکی چشم (دل او برای کسی یا چیزی نمی‏سوزد تا چشم او بگرید) پافشاری بر گناه، و حرص و ولع بر مال و جاه دنیا.
نیز پیامبر مکرّم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: «علامة المنافق فأربعةٌ: فاجر دخله، یخالف لسانُه قَلْبَهُ، وقولُه فعلَه وسریرتُه علانیتَه. فالویل للمنافق من النّار»؛[4] نشانه‏های منافق چهار چیز است: دخل و درآمد او با فجور و حرام همراه است، زبان او مخالف چیزی است که در دل او می‏گذرد، گفتار و کردارش همخوانی ندارد (چیزی می‏گوید و در عمل خلاف آن را انجام می‏دهد) باطن و درون او با ظاهر او مخالف است (در پنهان که به گفتار و رفتاری دست می‏زند در ظاهر خلاف آن را می‏نماید) پس وای از آتشی که برای منافق آماده است.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : کتاب معاد در قرآن ج 2 قالب : تفسیری موضوع اصلی : جهنم گوینده : آیت الله جوادی آملی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.