از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
سوره : 19 آیه : 3 : (3 - 2) (ذکر رحمت ربک عبده زکریا، اذ نادی ربه نداء خفیا): (این رمزیادآوری رحمت پروردگارت به بنده خود زکریاست ، آن زمان که پروردگارش راندایی پنهانی داد)، (نداء) به معنای صدا زدن با آواز بلند است . می فرماید: این خبر، رحمت یاد شده پروردگار توست و مراد از رحمت ، قبولی واجابت دعای زکریا از جانب خدای متعال است ، آن زمانیکه زکریا با آوازی بلند ولی درمکانی دور از مردم ، جائیکه هیچ کس صدای او را نمی شنید، به درگاه پروردگارش دعاکرد، بعضی مفسران گفته اند علت اینکه زکریا پروردگارش را با صدای بلند خوانده است به جهت رعایت ادب است که بواسطه گناهان خود و شناخت مقام پروردگارش ،خود را بسیار دور تصور کرده زیرا حالت هر کسی از عذاب خدا بترسد همینگونه است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - تفسیر کوثر
زکریا فرزند برخیا و از نسل یعقوب بن اسحاق و هارون برادر موسى و شوهر خاله مریم و یا عیسى بود. او شغل نجّارى داشت و نامش 8 بار در قرآن کریم آمده است.

زکریا به طور پنهانى خدا را خواند و با او مناجات کرد. پنهانى بودن یا براى این بود که دعایش احتمال اجابت بیشترى داشته باشد و یا براى آن بود که دیگران او را مسخره نکنند. او نخست ضعف و ناتوانى خود را به زبان آورد و گفت: پروردگارا استخوان‏هاى من سست شده و نشانه‏هاى پیرى در سرم آشکار گشته و گسترش یافته است. این که مى‏گوید: سرم از پیرى شعله‏ور شده است، استعاره لطیفى از گسترش آثار پیرى در سر و سفید شدن موهاست. سپس از
امیدوارى خود به رحمت خداوند سخن گفت به این صورت که: خدایا، من از خواندن تو ناامید و بى‏بهره نبوده‏ام، یعنى هر گاه که تو را خوانده‏ام اجابت کرده‏اى.

آن گاه وضعیتى را که در آن قرار داشت بیان نمود به این صورت که گفت: خدایا من پس از مرگ خود از خویشانم بیمناکم و همسر من نازاست. منظور او از خویشان پسرعموهایش بودند چون آنها افراد ناصالحى بودند و زکریا مى‏ترسید که مال و ثروتش و نیز افتخارات نیاکانش را برباد دهند ولذا آرزو داشت که خداوند به او پسرى عنایت کند که میراثدار خاندانش باشد، ولى زنش نازا بود و به پیرى هم رسیده بودند. لذا پس از بیان این مقدمات، از خدا خواست که به او فرزند و یاورى عنایت کند که از خاندان یعقوب ارث ببرد و نیز از خدا خواست که این فرزند شخص شایسته‏اى باشد
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرتضي عزتيان - برگزیده تفسیر نمونه ج3
دعاى گیراى زکریّا- بعد از ذکر حروف مقطعه، نخستین سخن از داستان زکریا (ع) شروع مى‏شود، مى‏فرماید: «این یادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‏اش زکریّا ...» (ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیَّا). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.