از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید پیام ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  ویژگی های حضرت ادریس (علیه السلام)
روح المعانی (ج 16، ص 105) گفته است: نام ادریس پیغمبر (اخنوخ) بود. به طوری که تورات در سفر تکوین نوشته است ایشان یکی از اجداد حضرت نوح (علیه السلام) است. اگر به ادریس معروف شده است به این جهت می باشد که بسیار مشغول به درس دادن بود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج 14، ص: 84 قالب : تاریخی موضوع اصلی : حضرت ادریس (علیه السلام) گوینده : علامه طباطبایی
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  زندگی حضرت ادریس (علیه السلام)
حضرت ادریس (علیه السلام) هرمس نیز نام داشته است زیرا قفطی در کتاب اخبار العلما باخبار الحکما، در شرح حال حضرت ادریس (علیه السلام) می گوید: «حکما در محل ولادت و منشا و استاد حضرت ادریس (علیه السلام) قبل از نبوتش اختلاف کرده اند، فرقه ای گفته اند: در مصر به دنیا آمد، و او را (هرمس الهرامسه) نامیدند و مولدش در (منف) بوده است و نیز گفته اند: کلمه هرمس عربی ارمیس یونانی است و ارمیس به زبان یونانی به معنای عطارد است. بعضی دیگر گفته اند: نام او به زبان یونانی طرمیس و به زبان عبری خنوخ بود که معرب آن اخنوخ شده و خدای عزوجل او را در کتاب عربی مبینش حضرت ادریس (علیه السلام) نامیده است.
همین صاحب نظران گفته اند: نام معلمش غوثاذیمون بوده است، بعضی گفته اند: اغثاذیمون مصری بوده است ولی نگفته اند که این شخص چه کاره بوده است فقط گفته اند: اغثاذیمون یکی از انبیای یونانیان و مصریان بود و نیز او را اورین دوم خوانده اند و حضرت ادریس (علیه السلام) نزد ایشان اورین سوم بوده است و معنای کلمه (غوثاذیمون) خوشبخت است، آن وقت گفته اند: هرمس از مصر بیرون رفته و همه زمین را گردش کرد و دوباره به مصر برگشت و خداوند در مصر او را بالا برد و در آن روز هشتاد و دو سال از عمرش گذشته بود.
فرقه دیگری گفته اند: حضرت ادریس (علیه السلام) در بابل به دنیا آمد و نشو و نما کرد و او در اول عمرش از شیث بن آدم که جد جد پدرش بود درس گرفت چون حضرت ادریس (علیه السلام) پسر یارد و او پسر مهلائیل و او پسر قینان و او پسر انوش و او پسر شیث است، شهرستانی گفته است: اغثاذیمون همان شیث است.
و چون حضرت ادریس (علیه السلام) بزرگ شد خداوند او را به افتخار نبوت مفتخر ساخت، پس مفسدین از بنی آدم را از مخالفت با شریعت آدم و شیث نهی می کرد اندکی اطاعتش کردند اما بیشتر مردم مخالفتش نموده اند، پس تصمیم گرفت از میان آنان کوچ کند، آنان را که اطاعتش کرده بودند دستور داد آماده کوچ باشند، برایشان گران آمد که از وطن های خود چشم بپوشند، ناگزیر گفتند: اگر کوچ کنیم دیگر کجا مانند بابل نهری خواهیم یافت؟ (بابل به زبان سریانی به معنای نهر است) و گویا مقصودشان از نهر- بابل- دجله و فرات بوده است، حضرت ادریس (علیه السلام) گفت: اگر برای خاطر خدا مهاجرت کنیم خداوند نهری غیر آن روزیمان خواهد کرد.
پس حضرت ادریس (علیه السلام) با ایشان بیرون شد و رفتند تا به این اقلیم که اقلیم بابلیونش می نامند رسیدند پس رود نیل و دشتی خالی از سکنه را دیدند حضرت ادریس (علیه السلام) کنار نیل ایستاده و مشغول تسبیح خدا شد و به جماعت خود گفت: بابلیون.
و در معنای این گفته وی اختلاف کرده اند، بعضی گفته اند: یعنی چه نهر بزرگی است. بعضی دیگر گفته اند: یعنی نهری مانند نهر شما است، بعضی گفته اند: نهری پر برکت است. و بعضی دیگر گفته اند: کلمه (یون) در زبان سریانی معنای صیغه (افعل) در عربی را می دهد که به معنای برتر است یعنی این نهر بزرگتر است و به همین مناسبت آن وادی و اقلیم در میان همه امت ها به نام بابلیون معروف شد غیر از عرب که آن را مصر خوانده اند که منسوب است به مصر پسر حام که بعد از واقعه طوفان نوح آنجا نزول کرد (و خدا به همه این ها داناتر است).
حضرت ادریس (علیه السلام) و همراهانش در مصر رحل اقامت افکندند و خلایق را به معروف امر و از منکرات نهی می کردند و به اطاعت خدای عزوجل دعوت می کردند، مردم زمان او با هفتاد و دو زبان حرف می زدند و خداوند زبان همگی آنان را به وی تعلیم داده بود تا هر فرقه ای از ایشان را با زبان خودش تعلیم دهد و علاوه بر این ها آداب و طریقه نقشه کشی برای شهرسازی را به ایشان بیاموخت، دانشجویان از هر ناحیه ای گردش جمع شدند و به ایشان سیاست مدنیت بیاموخت و قواعد آن را برایشان مقرر فرمود و هر فرقه ای از هر امتی که بودند به سرزمین خود برگشته و شهرهایی ساختند تا آنجا که در عهد وی و به وسیله شاگردان او صد و هشتاد و هشت شهر ساخته شد که از همه کوچکترش (رها) بود و حضرت ادریس (علیه السلام) به آنان علوم را بیاموخت.
و اولین کسی که حکمت را استخراج نموده است و علم نجوم را به مردم یاد داد حضرت ادریس (علیه السلام) بود چون خدای عز و جل سر فلک و ترکیب آن و نقطه های اجتماع کواکب را در آن فلک به او فهمانده بود و نیز علم عدد سنین و حساب را به او داده بودو اگر این نبود و حضرت ادریس (علیه السلام) در این علم فتح باب نمی کرد هرگز خاطر بشر به این معنا خطور نمی کرد که در مقام سرشماری ستارگان برآید.
حضرت ادریس (علیه السلام) برای هر امتی در هر اقلیمی سنتی شایسته آن امت و آن اقلیم به پا داشت و زمین را به چهار قسمت تقسیم نموده و برای هر قسمتی پادشاهی مقرر کرد تا به سیاست و اداره امور آنجا و آبادیش قیام نماید و هر پادشاهی را مامور کرد تا اهل اقلیم خود را به شریعتی که بعدا اسم بعضی از آن ها را می بریم ملزم سازد.
اسما آن پادشاهان که زمامدار زمین بودند به این قرار بود: اول (ایلاوس) که به زبان عربی به معنای رحیم است و دوم( اوس) و سوم (سقلبیوس) و چهارم (اوس آمون) است و بعضی گفته اند: ایلاوس آمون، بعضی دیگر نام او را یسیلوخس که همان آمون ملک باشد دانسته اند، این بود آن مقدار از کلام قفطی در کتاب اخبار العلما باخبار الحکما که مورد حاجت ما بود».

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج 14، ص: 94 تا 96 قالب : تاریخی موضوع اصلی : داستان حضرت ادریس (علیه السلام) گوینده : علامه طباطبایی
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.