از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(قال رب انی یکون لی غلام و کانت امراتی عاقرا و قد بلغت من الکبرعتیا): (گفت : پروردگارا چگونه مرا پسری باشد و حال آنکه همسرم پیر و نازاست وخودم از پیری به فرتوتی رسیده ام )، (غلام ) یعنی جوانی که سبیلش تازه روییده باشد،(عتی ) یعنی خشکیده شدن و چروکیده گشتن که کنایه از فرتوتی و بطلان شهوت ازدواج و یأس از فرزنددار شدن است . این سئوال زکریا با آنکه خودش چنین دعائی کرده بود، حکایت از تعجب بشری وپرسش از چگونگی و خصوصیات واقع شدن آنست که چطور چنین امر عجیبی به وقوع می پیوندد، نه آنکه دلالت بر انکار و استبعاد نماید، در واقع او به جهت عقیم و پیربودن همسرش و نیز پیری و فرتوتی خود همه اسباب طبیعی برای فرزنددار شدن را غیر ممکن و ساقط دیده و به همین جهت هم از وقوع این امر اظهار تعجب کرده ، اما ابدا قصد انکارنداشته ، چون آن حضرت پیامبر معصومی است که به علم و قدرت الهی یقین دارد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - تفسیر نمونه
اما زکریا که اسباب ظاهر را براى رسیدن به چنین مطلوبى مساعد نمى‏دید از پیشگاه پروردگار تقاضاى توضیح کرد و «گفت: پروردگارا! چگونه براى من فرزندى خواهد بود؟ در حالى که همسرم نازا و عقیم است و من نیز از شدّت پیرى افتاده شده‏ام» (قالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلامٌ وَ کانَتِ امْرَأَتِی عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  منصور حميل پور - تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)
خلاصه چون زکریا علیه السلام مژده فرزند شنید، بر وجه تعجب و استعلام، قالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلامٌ‌: گفت: اى پروردگار من، چگونه باشد مرا پسرى. وَ کانَتِ امْرَأَتِی عاقِراً: و حال آنکه زن من هست نازاینده. وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا: و بتحقیق رسیده‌ام از بزرگسالى و غایت پیرى به نحافت و حالت خشکى و سستى اعصاب و عظام و ضعف قوى. نزد بعضى زکریا علیه السلام نود و نه سال از عمر شریفش گذشته بود. نزد ابن عباس صد و بیست سال و زوجه او نود و هشت سال داشت.
حاصل آنکه زکریا علیه السلام بر وجه تعجب گفت: بار خدایا در وقتى که جوان و استعداد داشتیم که از ما فرزندى آید بوجود نیامد، و اکنون که به نهایت پیرى رسیده و مفاصل و اعضاء سست شده، به چه نوع فرزند پیدا خواهد شد.
غرض این کلام این بود که تا جواب آن موجب زیادتى یقین اهل ایمان شود، و الزام و ارتداع مبطلان عقم ثابت، و کمال سلطنت الهیه ظهور یابد، و الّا زکریا در اول و آخر به یقین مى‌دانست که حق سبحانه مستغنى از اسباب است و به محض اراده مى‌تواند شى‌ء موجود گرداند بى‌ماده و مده. نزد بعضى این سخن بر طریق استخبار است از کیفیت ایلاد، یعنى بار خدایا ما را جوان خواهى ساخت، یا در همین پیرى رایت قدرت برافراخت. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.