از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ان الصفا و المروه من شعائر الله ):(همانا صفاو مروه دو نمونه ازنشانه های خداست )صفا و مروه نام دو نقطه از شهر مکه است و پشت مسجدالحرام قرار دارد که حاجیان بین آن دو، سعی می کنند وآنها دو کوه می باشند که فاصله آنها 760 ذراع و نیم است (هز ذراع 50 تا 70 سانتی متر است )و کلمه صفا به معنی سنگ سخت و صاف است و مروه هم در اصل لغت به معنای سنگ سخت است . و شعائر جمع (شعیره )به معنای علامت می باشد،(فمن حج البیت او اعتمر فلاجناح علیه ان یطوف بهما):(پس هر کس حج خانه خدا و یا عمره به جای آوردمی تواند میان آن دو نقطه سعی کند و گناهی بر اونیست )(حج )به معنای قصد بعداز قصد است ،یعنی قصد مکررکه در معنای فقهی عملی معهود در بین مسلمانان است (اعتمار)به معنای زیارت است و اصل آن عماره و آبادی است ،چون هرمحلی که زیارتگاه مردم شد آباد می گردد،(جناح ) به معنای انحراف از حق و حدوسط بوده و مراد از آن گناه است ، (ومن تطوع خیرا فان الله شاکر علیم ):(وهرکس که عمل خیری را به طوع و رغبت خود انجام دهد ،پس همانا خداوندشاکر و بسیار داناست )طوع به معنای طاعت است و گفته می شود که طوع به معنای عمل مستحبی است و طاعه و اطاعت در مورد عمل واجب بکارمی رود،(شاکر) و (علیم ) هر دو ازاسمای حسنای الهی هستند و شکر به معنای مقابله نیکی با نیکی است و خدای سبحان که قدیم الاحسان است ، هر احسانی که به کسی بکند از احسان و نیکی اوست و احدی حقی به عهده او ندارد تا اوشکر آن را به جا آورد، ولیکن در عین حال خودش اعمال صالحه بندگانش را بااینکه همان هم ناشی ازاحسان اوست به آنان ،مع ذلک آن را احسان بنده به خودش خوانده و خود را شکر گزار بنده نیکو کارش نامیده و این خود احسانی است مزید و فوق احسان ، و گفته شده که مسلمانان گمان می کردند که سعی بین صفا و مروه عملی است که مشرکین آن را ابداع کرده اند، پس خداوند این آیه رانازل کرد تا توهم آنها را برطرف نماید و گفته می شود قبلا دو بت برروی آن دوکوه بود و مسلمانان ر ابتدای امر در مورد سعی بین آندوکراهت واشکال داشتند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه پورمحمدي
چون پروردگار متعال امتحان مردم را که گاهى بوسیله تکالیف و وظائفى که مقرّر داشته است و گاهى بوسیله مصیبت‏ها و مشقتها صورت مى‏گیرد، تذکّر داد این این نکته را نیز بیان کرد که از جمله تکالیف الهى تکالیفى است که درباره حج مقرّر گردیده است:
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ...- یعنى «صفا» و «مروه» از جمله علائم عبادات خداوند است، بعضى گفته‏اند یعنى هر یک از صفا و مروه محلّ عبادت و اطاعت خداوند میباشد و بعضى گفته‏اند یعنى توجه بآنها جزء دین است برخى میگویند در این کلام حذف رخ داده است و مقصود این است که سعى میان صفا و مروه از شعائر خداست.
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که آدم علیه السلام از بهشت بر «صفا» و حوّا بر «مروه» فرود آمد و باین مناسبت «صفا» بنام آدم مصطفى، و مروه بنام مرئه یعنى زن نامیده شد.
فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ ...- کسى که بمنظور اعمال حج قصد خانه کعبه نماید.
أَوِ اعْتَمَرَ ...- یا عمره بجا بیاورد.
فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما ...- مانعى و اشکالى بر او نیست که سعى میان صفا و مروه نیز بجا بیاورد. حضرت صادق علیه السلام فرمود: «مسلمانان گمان میکردند که صفا و مروه از بدعت‏هاى اهل جاهلیّة است لذا خداوند این آیه را نازل فرمود».
شعبى و بسیارى از علماء میگویند علّت اینکه خداوند فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما- یعنى مانعى نیست که سعى بجا بیاورد- فرموده و حال آنکه سعى میان صفا ومروه یا واجب یا مستحبّ است «بنا بر اختلافى که میان فقهاء موجود است» این است که بالاى کوه «صفا» بتى بنام «اساف» و بالاى کوه «مروه» بتى بنام نائله نصب گردیده بود مشرکین هر موقعى که میان صفا و مروه سعى میکردند آنها را بعنوان تبرک مسح میکردند و لذا مسلمانان از سعى میان صفا و مروه بواسطه همان بت‏ها خوددارى میکردند، خداوند در این مورد این آیه را نازل و اعلام کرد که با وجود این بت‏ها مانعى از سعى بین صفا و مروه وجود ندارد. در اینصورت منظور این است که از لحاظ وجود آن بت‏ها مانعى و اشکالى نیست و الّا اصل سعى میان صفا و مروه معلوم بوده است که مانعى ندارد.
همانطور که اگر انسان در مکانى محبوس باشد که نماز خواندن در آن مستلزم توجّه بنقطه‏اى است که توجه بآن در حال نماز مکروه است و غیر از آن نقطه بجهت دیگر هم نماز خواندن ممکن نباشد، در این حال بوى بگویند «مانعى براى تو از نماز خواندن بآن جهت نیست» روشن است که عدم منع در این عبارت مربوط باصل نماز نیست بلکه فقط مربوط بنماز خواندن بآن جهت است.
در روایت دیگرى که از حضرت صادق نقل شده است میفرماید: «نزول آیه در «عمره قضا» بود و جریان آن باین شرح است که رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم با مشرکین شرط نموده بود که در حال عمره اصحاب، بت‏ها را از روى صفا و مروه بردارند ولى عمره یکى از اصحاب بواسطه اشتغال دیگرى که پیدا کرد بتأخیر افتاد بطورى که بت‏ها را مشرکین قبل از انجام عمره او بجاى خود برگرداندند، در این حال از آن حضرت پرسیده شد با اینکه آن صحابى هنوز عمره خود را بجا نیاورده است بت‏ها را بجاى خود برگردانده‏اند تکلیف چیست؟ در جواب، این آیه نازل گردید و سعى میان صفا و مروه را با وجود بتهایى که روى آنها بود، ترخیص کرد و از آن پس مردم با همان حال سعى میکردند تا هنگامى که پیغمبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله حجّ بجا آورد و آنها را بپائین افکند». [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » ترجمه تفسیر مجمع البیان
چون پروردگار متعال امتحان مردم را که گاهى بوسیله تکالیف و وظائفى که مقرّر داشته است و گاهى بوسیله مصیبت‏ها و مشقتها صورت مى‏گیرد، تذکّر داد این این نکته را نیز بیان کرد که از جمله تکالیف الهى تکالیفى است که درباره حج مقرّر گردیده است:
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ...- یعنى «صفا» و «مروه» از جمله علائم عبادات خداوند است، بعضى گفته‏اند یعنى هر یک از صفا و مروه محلّ عبادت و اطاعت خداوند میباشد و بعضى گفته‏اند یعنى توجه بآنها جزء دین است برخى میگویند در این کلام حذف رخ داده است و مقصود این است که سعى میان صفا و مروه از شعائر خداست.
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که آدم علیه السلام از بهشت بر «صفا» و حوّا بر «مروه» فرود آمد و باین مناسبت «صفا» بنام آدم مصطفى، و مروه بنام مرئه یعنى زن نامیده شد.
فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ ...- کسى که بمنظور اعمال حج قصد خانه کعبه نماید.
أَوِ اعْتَمَرَ ...- یا عمره بجا بیاورد.
فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما ...- مانعى و اشکالى بر او نیست که سعى میان صفا و مروه نیز بجا بیاورد. حضرت صادق علیه السلام فرمود: «مسلمانان گمان میکردند که صفا و مروه از بدعت‏هاى اهل جاهلیّة است لذا خداوند این آیه را نازل فرمود».
شعبى و بسیارى از علماء میگویند علّت اینکه خداوند فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما- یعنى مانعى نیست که سعى بجا بیاورد- فرموده و حال آنکه سعى میان صفا ومروه یا واجب یا مستحبّ است «بنا بر اختلافى که میان فقهاء موجود است» این است که بالاى کوه «صفا» بتى بنام «اساف» و بالاى کوه «مروه» بتى بنام نائله نصب گردیده بود مشرکین هر موقعى که میان صفا و مروه سعى میکردند آنها را بعنوان تبرک مسح میکردند و لذا مسلمانان از سعى میان صفا و مروه بواسطه همان بت‏ها خوددارى میکردند، خداوند در این مورد این آیه را نازل و اعلام کرد که با وجود این بت‏ها مانعى از سعى بین صفا و مروه وجود ندارد. در اینصورت منظور این است که از لحاظ وجود آن بت‏ها مانعى و اشکالى نیست و الّا اصل سعى میان صفا و مروه معلوم بوده است که مانعى ندارد.
همانطور که اگر انسان در مکانى محبوس باشد که نماز خواندن در آن مستلزم توجّه بنقطه‏اى است که توجه بآن در حال نماز مکروه است و غیر از آن نقطه بجهت دیگر هم نماز خواندن ممکن نباشد، در این حال بوى بگویند «مانعى براى تو از نماز خواندن بآن جهت نیست» روشن است که عدم منع در این عبارت مربوط باصل نماز نیست بلکه فقط مربوط بنماز خواندن بآن جهت است.
در روایت دیگرى که از حضرت صادق نقل شده است میفرماید: «نزول آیه در «عمره قضا» بود و جریان آن باین شرح است که رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم با مشرکین شرط نموده بود که در حال عمره اصحاب، بت‏ها را از روى صفا و مروه بردارند ولى عمره یکى از اصحاب بواسطه اشتغال دیگرى که پیدا کرد بتأخیر افتاد بطورى که بت‏ها را مشرکین قبل از انجام عمره او بجاى خود برگرداندند، در این حال از آن حضرت پرسیده شد با اینکه آن صحابى هنوز عمره خود را بجا نیاورده است بت‏ها را بجاى خود برگردانده‏اند تکلیف چیست؟ در جواب، این آیه نازل گردید و سعى میان صفا و مروه را با وجود بتهایى که روى آنها بود، ترخیص کرد و از آن پس مردم با همان حال سعى میکردند تا هنگامى که پیغمبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله حجّ بجا آورد و آنها را بپائین افکند». [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) ماجدی (داور) : تفاسیری که استفاده می نمایید را لطفا ذکر نمایید
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن‏2
وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً ...- در معناى آن سه قول است: ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص: 133
1- ابن عباس و غیر او میگویند: «یعنى کسى که بعد از انجام طواف و سعى واجب طواف و سعى مستحبّ بجا بیاورد».
2- اصمّ میگوید: «مراد این است کسى که پس از انجام حج و عمره واجب حج و عمره مستحبى بجا بیاورد».
3- حسن میگوید «یعنى کسى که بانواع خیرات و طاعات اقدام کند».
مؤلّف: کسانى که سعى میان صفا و مروه را در حج و عمره اصلًا واجب نمیدانند این جمله را این طور تفسیر مى‏کنند که کسى که سعى میان صفا و مروه را بعنوان مستحبّ بجا بیاورد.
فَإِنَّ اللَّهَ شاکِرٌ عَلِیمٌ ...- خداوند باو پاداش عنایت مى‏کند و علّت اینکه خداوند نسبت بخود کلمه «شاکر» را ذکر کرد این بود که خواست نسبت ببندگان خود تلطّف نموده با آنها از روى لطف و بزرگوارى سخن گفته باشد چنان که فرمود مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً «1» یعنى کیست آنکه بخداوند قرض نیکو بدهد. و حال اینکه مسلّم است که خداوند محتاج نیست تا قرض کند ولى این تعبیر را از روى تلطّف کرده است یعنى با بندگان خود نحوه معامله کسى که قرض بخواهد انجام میدهد در مورد این آیه نیز چون خداوند بمقتضاى کرم و بزرگوارى با بندگان خود معامله سپاسگزاران را انجام میدهد و براى بندگان خود در برابر عبادت و اطاعت ثواب و ثناء مقرّر میدارد لذا خود را «شاکر» نامیده است.
و اینکه خود را «به علیم توصیف کرده باین منظور است که او بافعال شما عالم است و بشما جزا و پاداش عنایت خواهد کرد بعضى میگویند «مراد این که خداوند بمقدار جزا علم دارد و از حق کسى چیزى فروگذار نمى‏کند.»
آیا سعى میان صفا و مروه واجب است؟
این آیه دلالت دارد بر اینکه سعى میان صفا و مروه عبادت است در این موضوع‏اختلافى میان علماء نیست امّا آیا در ضمن حج و عمره آن، واجب است یا نه؟ باین شرح است:
در نزد ما امامیّه در ضمن اعمال حج و عمره واجب است و بهمین قول حسن و عائشة نیز قائل میباشند مذهب شافعى و اصحابش نیز همین است ولى شافعى میگوید وجوب سعى از سنّت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله ماخوذ است زیرا آن حضرت فرمود: «کتب علیکم السعى فاسعوا» یعنى سعى کنید که آن بر شما نوشته و لازم شده است».
ابو حنیفه و اصحابش «سعى» را در حجّ و عمره مستحبّ میدانند اختیار جبائى نیز همین است از انس و ابن عبّاس نیز همین قول نقل شده است.
در نزد ما و شافعى کسى که از روى عمد سعى میان صفا و مروه را ترک کند حجّ او صحیح نیست.
و امّا سعى ابتدایى یعنى بدون حج و عمره ظاهره آیه دلالت بر مباح بودن آن دارد ولى شافعى و اصحابش آن را مکروه دانسته‏اند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر نور
دیدن صفا ومروه، حضور در صحنه تاریخ است تا اینکه تصدیق به جاى تصور، و عینیّت به جاى ذهنیّت قرار گیرد. در صفا ومروه، کلاس خداشناسى است که چگونه اراده او این همه انسان را با آن همه اختلاف، در یک لباس و یک جهت جمع مى‏کند. کلاس پیامبر شناسى است که چگونه ابراهیم، آن پیامبر الهى، براى انجام فرمان خداوند، زن و فرزند خویش را در آن بیابان تنها گذاشت. و هم کلاس انسان‏شناسى است که مى‏آموزد چگونه انسان مى‏تواند در لحظاتى اعمالى را انجام دهد که تا ابد آثار آن باقى بماند. سعى صفا ومروه، یاد مى‏دهد اگر همه با هم حرکت کنیم، روح الهى را در جامعه خود مى‏بینیم. سعى صفا ومروه، یاد مى‏دهد که باید تکبّر را به دور انداخته وهمراه دیگران حرکت کنیم. سعى صفا و مروه، به ما مى‏آموزد که در راه احیاى نام خداوند، زن و کودک هم سهم دارند.
در آیات قبل، سخن از بلا و آزمایش بود، در این آیه نمونه‏اى از آزمایش هاجر، کودک، پدر او و سایر مسلمانان مطرح است. اثر کار خدایى و اخلاص تا آنجا پیش مى‏رود که همه‏ى انبیا و اولیا، موظّف مى‏شوند به تقلید از هاجر همسر ابراهیم و با قیافه‏اى مضطرب و هروله کنان همچون او، این مسافت را هفت بار طى کنند. و این فرمان، تشکر خداوند از رنجهاى حضرت هاجر است. «فانّ اللّه شاکر علیم»
با اینکه سعى صفا ومروه واجب است، لکن مى‏فرماید: «فلاجناح علیه»، این لحن بخاطر همان نگرانى از وضع پیشین است که جایگاه بت ومحلّ عبور مشرکان بود.
طواف، به معناى گردش دائره‏اى نیست، بلکه به هر حرکتى که انسان دوباره به جایگاه اوّلیّه برگردد، خواه به صورت دورى باشد یا طولى، طواف گفته مى‏شود. لذا کلمه طواف، هم در مورد طوافِ دور کعبه که حرکت دایره‏اى است گفته شده؛ «و لیَطّوَّفوا بالبیت العتیق» و هم درباره حرکت طولى بین صفا ومروه آمده است.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.