از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(کیف تکفرون بالله ):(چگونه کفر می ورزید به خدا)، درحالی که مرده بودید و خدا شمارا زنده کرد و آنچه درزمین و آسمان است مسخر شما نمود وشمارا جانشین خود در زمین قرار داد و ملائکه را به سجده در برابر شماواداشت ، و پدر شماآدم را دربهشت مسکن دادو باب توبه را بر او گشود وانسانها رابه عبادت و هدایت خود گرامی داشت و برای آنها نظامی را که شامل تمام مصالح حیات آنها بود قرار داد،تا به سعادت حقیقی برسند ،پس چگونه کفرمی ورزید؟،(و کنتم امواتا):(در حالی که مرده بودید)،یعنی قبل ازایجاد در کتم عدم بسر می بردید،(فاحیاکم ):(پس شما را زنده کرد)،یعنی شما راازنطفه ای آفرید،(ثم یمیتکم ):(سپس شما را می میراند)،آنگاه شما را هنگام رسیدن اجلتان می میراند،(ثم یحییکم ):( سپس شما را زنده می کند)،سپس شما را دربرزخ زنده می گرداند،(ثم الیه ترجعون ):(و آنگاه بسوی او باز می گردید)،یعنی در روز قیامت بسوی خدا باز می گردید ،تا اعمال شمامحاسبه شود و هرنفسی به آنچه کرده است جزا داده شود،(لتجزی کل نفس بماکسبت )(29). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : انچه در ان ایه به ادمی هشدار میدهد و هوشییار مییکند إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ است :
1 - مرده بودم ، زنده شدیم
2 - میمیریم و دوباره در روز رستاخیز زنده مییشویم
3 - و در مرحله بعد ، یعنی پس از روز معاد و بازخواست و تنبیهات و تشویقات ، بسوی او باز خواهیم گشت تا الست بربکم دوباره تکرار شود
و این رجعت به این معناست که زنده شدن ما در روز معاد نیز پایان دوره خلقت نیست!!
کاش بزرگان و علمایی ما در این باب بیشتر بندییشند و در باتلاق تاریخ گذشتگان دستو پا نزنند و مرتکب تکرار مکررات نگردند. زیرا سیر تکاملیست که باید روز بروز بر علم و دانش افزودو قدمی به جلو برداشت
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سمانه بيات - تفسیر نمونه
در این دو آیه با ذکر سلسله ای از نعمت های الهی و پدیده شگفت انگیز آفرینش انسان را متوجه پروردگار و عظمت او م یکند.
برای اثبات وجود خدا از نقطه ای شروع می کند که برای کسی جای انکار باقی نمی ماند ، که همان مساله حیات و زندگی است. (چگونه خدا را منکر می شوید در حالی که د رابتدا بی روح بودید و او شما را زنده کرد و لباس حیات پوشاند.
پس از یادآوری این نعمت دلیل آشکار دیگری برای اثبات وجود خدا می آورد و ان مساله مرگ است.انسان با نگاه به اطرافیانش می فهمد که هستی او از خودش نیست وگرنه باید جاودانه می بود، پس آن را باید کسی دیگر به او بخشیده باشد.
پس از ان هم به ذکر مسئله معاد و زنده کردن بعد از مرگ اشاره می کند. که این زنده کردن نه تنها برای خدا مشکل نیست بلکه از حیات بخشیدن اولیه هم آسان تر است .
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه فيض اصفهاني - تفسیر اثنی عشری
از حضرت صادق (ع) روایت شده که فرمود : از شیعیان ما نیست هر کس که انکار کند سه چیز را :معراج - سؤال قبر - شفاعت . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر
Allah testifies to the fact that He exists and that He is the Creator and the Sustainer Who has full authority over His servants,
(How can you disbelieve in Allah)
How can anyone deny Allah's existence or worship others with Him while;
(You were dead and He gave you life) meaning, He brought them from the state of non-existence to life. Similarly, Allah said,

(Were they created by nothing Or were they themselves the creators Or did they create the heavens and the earth Nay, but they have no firm belief) (52:35-36) and,
(Has there not been over man a period of time, when he was not a thing worth mentioning) (76:1).


There are many other Ayat on this subject. Ibn Jarir reported from `Ata' that Ibn `Abbas said that,
(Seeing that you were dead and He gave you life) means, "You did not exist beforehand. You were nothing until Allah created you; He will bring death to you and then bring you back to life during Resurrection. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر راهنما

1 - خداوند، به انسانها حیات مى بخشد و آنان را مى میراند.

و کنتم أموتاً فأحیکم ثم یمیتکم ثم یحییکم

2 - تبدیل موجود فاقد حیات به موجودى داراى حیات، دلیل بر وجود خداوند است.

کیف تکفرون باللّه و کنتم أموتاً فأحیکم

3 - تفکر آدمى در آفرینش حیات و مرگ خویش، وادار کننده وى به ایمان و باور به خداى یکتاست.

کیف تکفرون باللّه و کنتم أموتاً فأحیکم

4 - انکار خداى یکتا و کفر به او - با وجود دلیلهاى آشکار - امرى غیر منطقى و شگفت آور است.

کیف تکفرون باللّه و کنتم أموتاً فأحیکم

استفهام در جمله «کیف تکفرون باللّه» استفهامى است که براى ایجاد تعجب ایراد شده است. جمله «و کنتم ...» جمله حالیه و بیانگر علت تعجب مى باشد.

5 - آدمى پیش از زندگى دنیوى خویش، موجودى مرده و فاقد حیات بود.

کنتم أموتاً فأحیکم

6 - انسانها داراى دو حیاتند: حیات دنیوى و حیات اخروى

فأحیکم ثم یمیتکم ثم یحییکم

برخى از مفسّران «ثم یحییکم» (سپس شما را [پس از میراندن] زنده مى کند) را حاکى از حیات برزخى دانسته اند و گروهى آن را به زنده شدن مردگان براى برپایى قیامت کبرى تفسیر کرده اند.

7 - خداوند فرجام سیر انسانهاست و همگان، تنها به سوى او باز خواهند گشت.

ثم إلیه ترجعون

8 - بازگشت انسانها به سوى خدا، پس از زنده شدن به حیات اخروى است.

یحییکم ثم إلیه ترجعون

9 - از حضرت على (ع) روایت شده است: «... إنما أراد اللّه جل ذکره بالموت إعزاز نفسه و إذلال خلقه و قرأ «و کنتم أموتاً فأحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ...;(1)

... همانا خداوند با قرار دادن مرگ [براى بشر] اراده فرموده که عزّت خود و زبونى خلقش را نشان دهد. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «کنتم أموتاً فأحیاکم ثم یمیتکم ...».
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مجمع البیان
از آنجا که کفرگرایان به روز رستاخیز ایمان نداشتند و رسالت پیامبران را دروغ مى انگاشتند، خداوند پس از آیاتى که گذشت، اینک به ترسیم نعمتهاى خویش بر کافران مى پردازد و مى فرماید: چگونه به خدا کفر مى ورزید با آنکه شما مردگانى بودید که او شما را زندگى بخشید؟!«کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ اَمْواتَاً فَاَ حْیاکُمْ ...».

واژه «کیف» در این آیه، به منظور نکوهش و بیان شگفتى آمده است؛ و جمله «و کنتم امواتاً فاحیاکم» به صورتهاى مختلف تفسیر شده است:

1. برخى گفته اند: تفسیر آیه این است که شما در پشت پدرانتان بصورت نطفه اى بودید که خدا شما را زندگى بخشید؛ پس مرگ براى شما تردیدناپذیر خواهد بود، و آنگاه خداوند براى دادن پاداش و کیفر، شما را برخواهد انگیخت.

2. ابن عبّاس و ابن مسعود مى گویند: منظور این است که شما هیچ نبودید و این آفریدگار هستى بود که به شما لباس وجود پوشانید؛ و بعد از سرآمدى معلوم نیز شما را مى میراند و در روز رستاخیز دگرباره شما را زنده خواهد ساخت.

3. پاره اى معتقدند مفهوم آیه شریفه این است که: شما مردمى گمنام بودید و ما شما را زنده و بلندآوازه ساختیم. پس از این زندگى، خواهید مرد و آنگاه براى حساب و کتاب، زنده خواهید شد.

در ادبیات عرب، گاه چهره هاى گمنام و ناشناخته را به «مرده» و انسانهاى بلندآوازه را به زنده تعبیر مى کنند.

4. و عدّه اى دیگر از قرآن پژوهان بر این باورند که این آیه شریفه مى فرماید: شما بصورت نطفه هایى بیجان در پشت پدران و رحم مادران بودید و ما به شما زندگى ارزانى داشتیم. و شما پس از این زندگى، جهان را بدرود خواهید گفت و آنگاه براى حسابرسى کارهایتان در مرحله زندگى برزخى، دگرباره زنده خواهید شد، و سرانجام در روز رستاخیز و روز پاداش و کیفر، به سوى آفریدگارتان بازخواهید گشت.

یادآور مى شود: دلیل اینکه خداوند در این آیه، درمیان همه نعمتها، از نعمت حیات و زندگى سخن مى گوید، آن است که زندگى، نخستین نعمت از مجموعه نعمتهاى بیشمار خداست و در پرتو آن است که انسان توان بهره ورى از دیگر امکانات و نعمتهاى او را خواهد یافت. و علّت اینکه «مرگ» نیز در ردیف نعمتها بشمار آمده، آن است که با فرارسیدن مرگ، دوران وظایف و تکالیف بسر مى آید و مرحله رسیدن به پاداش و نعمتهاى خدا فرا مى رسد. پس، با این دیدگاه، مرگ نیز براى انسان توحیدگرا و پرواپیشه نعمت است.

نکته دیگرى که از آیه مورد بحث دریافت مى شود، این است که: خدا هرگز شرک و کفر را از بندگان نخواهد پذیرفت و هیچگاه آن را نخواسته است؛ چرا که اگر آن را مى خواست، نمى بایست آن را به کافران نسبت مى داد و مى گفت: «کیف تکفرون ...؟» (چگونه به خدا کفر مى ورزید ...؟!) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف

معنی الهمزة التی فی (کیف ) مثله فی قولک : أتکفرون بالله و معکم ما یصرف عن الکفر و یدعو إلی الایمان ، و هو الانکار و التعجب . و نظیره قولک : أتطیر بغیر جناح ، و کیف تطیر بغیر جناح ؟ فإن قلت : قولک : أتطیر بغیر جناح إنکار للطیران ، لانه مستحیل بغیر جناح ، و أما الکفر فغیر مستحیل مع ماذکر من الاماتة و الاحیاء. قلت : قد أخرج فی صورة المستحیل لما قوی من الصارف عن الکفر و الداعی إلی الایمان . فإن قلت : فقد تبین أمر الهمزة و أنها لانکار الفعل و الایذان باستحالته فی نفسه ، أو لقوة الصارف عنه ، فما تقول فی "کیف " حیث کان إنکارا للحال التی یقع علیها کفرهم ؟ قلت : حال الشی ء تابعة لذاته ، فإذا امتنع ثبوت الذات تبعه امتناع ثبوت الحال ، فکان إنکار حال الکفر لانها تبیع ذات الکفر و ردیفها إنکارا لذات الکفر، و ثباتها علی طریق الکنایة، و ذلک أقوی لانکار الکفر و أبلغ . و تحریره : أنه إذا أنکر أن یکون لکفرهم حال یوجد علیها. وقد علم أن کل موجود لاینفک عن حال و صفة عند وجوده . و محال أن یوجد بغیر صفة من الصفات کان إنکارا لوجوده علی الطریق البرهانی . والواو فی قوله (و کنتم أمواتا) للحال . فإن قلت : فکیف صح أن یکون حالا وهو ماض ، و لایقال جئت وقام الامیر، ولکن وقد قام ، لا أن یضمر قد؟ قلت : لم تدخل الواو علی (کنتم أمواتا) وحده ، ولکن علی جملة قوله : (کنتم أمواتا) إلی (ترجعون )، کأنه قیل : کیف تکفرون بالله و قصتکم هذه و حالکم أنکم کنتم أمواتا نطفا فی أصلاب آبائکم فجعلکم أحیاء ثم یمیتکم بعد هذه الحیاة، ثم یحییکم بعد الموت ، ثم یحاسبکم . فإن قلت : بعض القصة ماض و بعضها مستقبل ، و الماضی و المستقبل کلاهما لایصح أن یقعا حالا حتی یکون فعلا حاضرا وقت وجود ما هو حال عنه . فما الحاضر الذی وقع حالا؟ قلت : هو العلم بالقصة، کأنه قیل : کیف تکفرون و أنتم عالمون بهذه القصة بأولها و آخرها. فإن قلت : فقد آل المعنی إلی قولک : علی أی حال تکفرون فی حال علمکم بهذه القصة فما وجه صحتهأ قلت : قد ذکرنا أن معنی الاستفهام فی "کیف " الانکار. و أن إنکار الحال متضمن لانکار الذات علی سبیل الکنایة، فکأنه قیل : ما أعجب کفرکم مع علمکم بحالکم هذه ! فإن قلت : إن اتصل علمهم بأنهم کانوا أمواتا فأحیاهم ثم یمیتهم ، فلم یتصل بالاحیاء الثانی و الرجوع ؟ قلت : قد تمکنوا من العلم بهما بالدلائل الموصلة إلیه ، فکان ذلک بمنزلة حصول العلم . و کثیر منهم علموا ثم عاندوا. و الاموات : جمع میت ، کالاقوال فی جمع قیل . فإن قلت : کیف قیل لهم أموات فی حال کونهم جمادا، و إنما یقال میت فیما یصح فیه الحیاة من البنی ؟ قلت : بل یقال ذلک لعادم الحیاة، کقوله (بلدة میتا)، (و آیة لهم الارض المیتة)، (أموات غیر أحیاء). و یجوز أن یکون استعارة لاجتماعهما فی أن لا روح و لا إحساس . فإن قلت : ما المراد بالاحیاء الثانی ؟ قلت : یجوز أن یراد به الاحیاء فی القبر، و بالرجوع : النشور. و أن یراد به النشور، و بالرجوع : المصیر إلی الجزاء. فإن قلت : لم کان العطف الاول بالفاء و الاعقاب بثم ؟ قلت : لان الاحیاء الاول قد تعقب الموت بغیر تراخ ، و أما الموت فقد تراخی عن الاحیاء. و الاحیاء الثانی کذلک متراخ عن الموت إن أرید به النشور تراخیا ظاهرا. و إن أرید به إحیاء القبر فمنه یکتسب العلم بتراخیه و الرجوع إلی الجزاء أیضا متراخ عن النشور. فإان قلت : من أین أنکر اجتماع الکفر مع القصة التی ذکرها الله ، ألانها مشتملة علی آیات بینات تصرفهم عن الکفر، أم علی نعم جسام حقها أن تشکر و لاتکفر؟ قلت : یحتمل الامرین جمیعا، لان ما عدده آیات و هی مع کونها آیات من أعظم النعم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - یوسفعلی
46. In the preceding verses Allah has used various arguments. He has recalled His goodness ( 2:21 -22); resolved doubts ( 2:23 ); plainly set forth the penalty of wrongdoing ( 2:24 ); given glad tidings ( 2:25 ); shown how misunderstandings arise from a deliberate rejection of the light and breach of the Covenant ( 2:26 - 27). Now ( 2:28 -29) He pleads with His creatures and appeals to their own subjective feelings. He brought you into being. The mysteries of life and death are in His hands. When you die on this earth, that is not the end. You were of Him and you must return to Him. (Cf. n.4387 and n. 4371). Look around you and realize your own dignity: it is from Him. The immeasurable depths of space above and around you may stagger you. They are part of His plan. What you have imagined as the seven firmaments (and any other scheme you may construct) bears witness to His design of order and perfection, for His knowledge (unlike yours) is all-comprehending. And yet will you deliberately reject or obscure or deaden the faculty of Faith which has been put into you? [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.