از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(لا یکلف الله نفسا الا وسعها):(خداوند هیچ کس را تکلیف نمی کند، مگر به قدر توانایی او)چون تکلیف به آنچه در قدرت فرد نیست ظلم است و پروردگار تو نسبت به بندگان ظالم نیست ،(وما ربک بظلام للعبید) :، (لهاماکسبت و علیها مااکتسبت ):(نیکی های هر شخص به سود او و بدیهایش نیز به زیان خود اوست )و آیا جز به آنچه فرستاده اید جزا داده می شوید؟(هل تجزون الاماکنتم تعملون )، (ربنا لا تؤاخذنا ان نسینا او اخطانا): (پروردگارا ما را بر آنچه ازروی فراموشی یا خطا انجام دادیم مؤاخذه مکن )پس از آنکه بدون هیچ قیدی مطلقا گفتند (سمعنا و اطعنا)متوجه ضعف وسستی خویش شدند و سرنوشت اقوام گذشته را به یاد آوردند، لذا در مقام التجاء به خداوند پناه بردند و گفتند:خدایا از ما در گذر و ما بر اثر اعمالی که از روی فراموشی یا خطا مرتکب می شویم مؤاخذه نکن و این ترقی در دعاست ، (ربنا و لا تحمل علینا اصرا کماحملته علی الذین من قبلنا):(پروردگارا تکلیف گران و طاقت فرسا ،چنانچه برگذشتگان ما نهادی ،بر ما مگذار)مراد از(اصر)ثقل و سنگینی است ،یعنی تکلیف شاق کما اینکه نقل شده که بنی اسرائیل 50 رکعت نماز واجب یومیه داشته اند،(ربنا و لا تحملنا مالاطاقه لنا به ):(پروردگارا تکلیفی فوق طاقت ما ،بردوش ما قرار مده )، اینجا مراد تکلیف فوق طاقت آن نیست که عقلا برای مکلف ممکن نباشد، بلکه منظور مجازات و کیفربدیهایی است که ممکن است به آنان برسد ،حال یا به صورت تکالیف دشوار و یا به صورت عذاب و مسخ شدن وامثال آن ،(واعف عنا واعفرلنا وارحمنا):(و ما را بیامرز و ببخش و بر ما رحمت فرما)،یعنی از گناه و تقصیر ما درگذر و رحمت و هدایت خود را بر ما قرار بده (عفو خدا) یعنی محو و از بین بردن اثر گناه (یعنی عقاب هر گناه )و (مغفرت )عبارت است از پوشاندن اثر گناه در نفس و (رحمت )عبارت است از عطیه الهی که گناه و اثر حاصله آن در نفس را می پوشاند و ترتیب این سه جمله از فرع به اصل است ،(انت مولنافانصرنا علی القوم الکافرین ):(تنها سلطان و یاور ما تویی ،مارا در غلبه کردن بر گروه کافران یاری فرما)یعنی خدایا تو مدبر امور مایی وهنگامی که متولی امر قومی باشی ،آنها را یاری می فرمایی و این دعا به جهت کمک خواستن از خدا در مورد توفیق دعوت عمومی به دین خدا و گسترش آن در میان نوع بشر است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
تکلیفهای ابتدایی خداوند، آسان و کم‏تر از سطح توانایی انسان است و تکلیف دشوار و طاقتفرسای الهی برای کیفر مجرمان است.
نتیجه کارهای خیر، بالاصاله به عامل آن می‏رسد و پاداش الهی، محصول کار خود انسان است. ضرر اعمال بد نیز بالاصاله متوجّه عامل آن است و بار گناه او را هیچ کس بر دوش نمی‏کشد.
کارهای خیر، آسان و با فطرت انسانی هماهنگ است؛ ولی اعمال شرّ بر فطرت تحمیل می‏شوند. مؤمنان از پروردگارشان می‏خواهند که آنان را بر فراموشی و خطاهایشان مجازات نکند و بر ایشان تکلیف سخت و توانفرسا روامدارد و آنان را برابر گناهانشان عذاب نکند و گناهشان را پوشانده و سرانجام محو کند.
خداوند، یگانه ولی مؤمنان است که از او یاری می‏طلبند تا در جهاد اکبر و اصغر بر دشمنان داخلی و خارجی پیروز شوند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
گاهى منشا فراموشى، سهل انگارى خود انسان است که قابل مؤاخذه مى‏باشد. چنانکه خداوند مى‏فرماید: «کذلک أتَتک ایاتنا فنَسیتَها و کذلک الیوم تنسى» آن چنانکه آیات ما بر تو آمد و تو آنها را فراموش کردى، همانگونه امروز نیز تو به فراموشى سپرده مى‏شوى. لذا در این آیه از فراموش‏کارى در کنار خطاکارى، طلب آمرزش مى‏شود. در ضمن از مجازات‏هاى سنگین که در اثر طغیان و فساد امّت‏هاى پیشین بر آنها تحمیل شد، درخواست عفو مى‏شود.
در این آیه انسان تمام مراحل لطف را از خداوند مى‏خواهد: مرحله اوّل عفو است که محو آثار گناه و عقاب است. مرحله دوّم مغفرت و محو آثار گناه از روح است و مرحله سوّم بهره‏گیرى از رحمت پروردگار و پیروزى بر کافران مى‏باشد.
«لایکلّف اللّه نفساً الاّ وُسعها» در آیات دیگر نیز فرموده است: «ما جعل علیکم فى الدین من حرج» و «یرید اللّه بکم الیسر» پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله نیز فرموده است: من به دین آسان و سهل مبعوث شده‏ام. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمد سجاد ابراهيمي - تفسیر مجمع البیان
«لایکلّف اللّه نفساً الّا وسعها»

خداوند به هیچکس جز به اندازه توانایى و امکاناتش تکلیف نمى کند.

و یا به بیان بعضى از مفسّران: «پروردگار، انسان را به آنچه که انجام دادن آن براى او آسان است، مکلّف مى سازد و او را به کارى که برایش سخت و رنج آور است، موظّف نمى سازد».

پیام این آیه شریفه، دیدگاه سست جبرگرایان را مردود اعلان مى کند؛ زیرا آنان بر این پندارند که خدا آدمى را به کارهایى فرمان مى دهد که توان انجام دادن آنها را ندارند.

گروهى از جبرگرایان در مفهوم این جمله از آیه شریفه گفته اند که «خداوند، انسان را فقط به کارهایى که درخور شأن آنان و برایشان حلال و روا است، فرمان مى دهد»؛ و بدین ترتیب، واژه «وُسْع» را به معناى «روا و حلال» مى گیرند. امّا این پندار بیهوده اى است؛ چرا که این سخن، بسان سخن کسى است که به فرمانبردار خویش بگوید: «من تو را به کارهایى فرمان مى دهم که فرمان داده ام». و پیداست که این شیوه سخن گفتن، نادرست و بیهوده گویى است.

«لها ما کسبت و علیها مااکتسبت»

هر که کار شایسته اى انجام دهد و خداى را اطاعت کند، پاداش عملش از آنِ خودِ اوست و هر کس بدى کند و نافرمانى خدا را درپیش گیرد، گناهانش دامانِ خودِ او را خواهد گرفت

در این آیه شریفه، از عملکرد شایسته و ناشایسته انسان، به «کسب» تعبیر شده است. علت آن است که هر پاداش و کیفرى که انسان دریافت مى دارد، ثمره و نتیجه عمل اوست.

«ربّنا لاتؤاخذنا ان نسینا او اخطأنا»

پروردگارا! اگر وظایف خویش را ازیاد بردیم و یا در اداى مسئولیتها به خطا افتادیم، بر ما سخت مگیر.

این جمله از آیه شریفه را برخى دعا و براى آموزش شیوه نیایش دانسته اند؛ و بعضى برآنند که در مقام ستایش بندگان شایسته کردار است.

در مفهوم جمله «ان نسینا او اخطأنا»، دیدگاهها متفاوت است:

1. برخى جمله را بدینصورت معنا کرده اند: «در آنچه وانهادیم و گناه کردیم، بر ما سخت مگیر». به عبارت دیگر، واژه «نسیان» را به معناى «وانهادن» گرفته اند؛ همچنانکه در آیه اى دیگر هست: «... نَسُوااللَّهَ فَنَسِیَهُمْ...»(73) و یا: «اَتَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَکُمْ...»(74)؛ که در هر دو آیه، این واژه به معناى «وانهادن» بکار رفته است: در آیه نخست، «وانهادن فرمانبردارى خدا»، و در آیه دوّم، «وانهادن نیکى و نیکوکارى». همچنین واژه «اخطأنا» را به «گناه کرده ایم» معنا کرده اند. و از آنجا که گناه دربرابر درستى و راستى است، از آن به «خطا» تعبیر مى شود. از این رو، مؤمنان نیایشگرانه از پروردگارشان تقاضا مى کنند که آنان را ببخشاید و از گناهانشان، گرچه آگاهانه و آزادانه بدانها دست یازیده باشند، درگذرد. کوتاه سخن اینکه خداوند در این جمله از آیه مبارکه، به ایمان آوردگان دستور مى دهد که از وظایف و مسئولیتهایى که وانهاده، و درمورد گناهانى که بدانها دست یازیده اند، آمرزش بخواهند.

2. و بباور برخى دیگر منظور این است که: «پروردگارا! اگر در زندگى خویش، به اعمالى روى آورده ایم که با انجام دادن آنها، تو را فراموش ساخته و از فرمانبردارى ات غفلت ورزیده، و به گناه و اشتباه درافتاده ایم، ما را ببخش». یادآور مى شود که هم پوزش خواهى از گناه و لغزش و هم دعا و نیایش براى آمرزش گناه پسندیده است.

3. پاره اى نیز بر این عقیده اند که پیام آیه شریفه این است که: «پروردگارا! اگر وظایف خود را فراموش کرده و براثر اشتباه و غفلت، کارى را که انجام دادن آن بر ما لازم بوده، انجام نداده و یا دستخوش خطا شده و کارى را که کناره گیرى از آن واجب بوده، ناخودآگاه انجام داده ایم، ما را ببخش». و این طریق نیایش با پروردگار، از آنجا که شتافتن به سوى او و بریدن از دیگران، و بردن نیاز به بارگاه اوست، کارى بسیار پسندیده است؛ گرچه آفریدگار هستى بدون دعا و درخواست بندگان نیز آنان را به سبب اشتباه و فراموشى، کیفر نمى کند.

به هر حال، جمله پیش، همانند این جمله است که مى فرماید: «ربّنا و لاتحمّلنا مالاطاقة لنا به.» (پروردگارا! بار گرانى از وظایف و مسئولیتها را بر دوش ما بندگان ناتوان مگذار). ناگفته پیداست که آفریدگار عادل و فرزانه، بدون درخواست بندگان نیز چنین بار گرانى را بر دوش آنان نخواهد نهاد. و نیز همانند این جمله و دعاست که: «... رَبِ ّاحْکُمْ بِالْحَقِّ...»(75) (پروردگارا! براساس حق و عدالت داورى فرما).

4. و سرانجام برخى ازجمله «ابن عبّاس» معتقدند که تفسیر آیه شریفه این است که: «پروردگارا! اگر از روى نادانى و یا دانسته و آزادانه، مرتکب گناهى شدیم، بر ما ببخشاى و ما را گرفتار کیفر گناهانمان مساز».

«ربّنا و لاتحمل علینا اصراً کما حملته على الّذین من قبلنا»

پروردگارا! همانطور که بار گران وظایف و مسئولیتها را بر دوش جامعه هاى پیش ازما ننهادى، بر دوش ما نیز مگذار

در تفسیر این جمله از آیه شریفه نیز نظرهایى ارائه شده است:

1. برخى گفته اند: منظور این است که: «پروردگارا! ما را به کارى که انجام دادن آن سخت و طاقت فرساست، مکلّف مساز؛ آنچنانکه فرزندان بهانه جو و عهدشکن اسرائیل را موظّف ساختى که براى پذیرفته شدن توبه آنان، باید دست به شمشیر ببرند و به جان هم بیفتند، تا جامعه از پلیدى وجود آلودگان پاک شود».

2. بعضى دیگر برآنند که مقصود این است که: «بار خدایا! ما را به آنچه که توان انجام دادن یا تحمّل کیفر ترک آن را نداریم، مکلّف مفرما».

3. و پاره اى نیز براین باورند که این جمله از آیه شریفه، نیایشى است انسانساز با آفریدگار هستى؛ گرچه بر نیایشگر روشن است که خداى عادل و فرزانه، هیچگاه بندگان را به این امور مکلّف نمى سازد.

«واعف عنّا واغفر لنا وارحمنا انت مولانا فانصرنا على القوم الکافرین»

بار خدایا! و از ما بندگان گناهکار خود درگذر؛ بر ما ببخشاى و باران مهر خود را بر ما بباران؛ و با ارزانى داشتن نعمتهاى خود بر ما در این سرا، مهر و بخشایش خود را نصیبمان کن و ما را به بهشت درآور. تویى سرپرست و سررشته دارِ ما؛ پس ما را به گروه کافران و ناسپاسان پیروزى بخش.


پرتوى از روایات
1. از پیامبر گرامى آورده اند که در شکوه و عظمت این نیایش قرآنى فرمود:

«انّ اللّه سبحانه قال عند کلّ فصلٍ من هذاالدّعاء فعلت واستجبتُ و لهذا استحبّ الاَکثار من هذاالدّعاء.»(76)

خداى پرمهر بعد از هر بخش از این دعا پاسخ مى دهد که خواسته ات را پذیرفتم و انجام دادم اى بنده نیایشگرم. پس زیبنده است که این آیات و این دعا بسیار تلاوت شود.

2. همچنین از آن حضرت است:

«من قرأالآیتین من آخر سورة البقرة فى لیلته کفتاه.»(77)

هر که دو آیه پایانى سوره مبارکه بقره را هر شب با جان و دل تلاوت کند، به اندازه این است که آن شب براى نیایش بیدار مانده است. چرا که همان پاداش شب زنده دارى و عبادت را دارد.

3. و نیز روایت کرده اند که آن حضرت در سیر آسمانى معراج، هنگامى که به «سدرةالمنتهى» رسید، دوسوّم نمازهاى پنجگانه و آیات پایانى سوره مبارکه بقره در آن مقام پرفراز به آن گرانمایه جهان هستى ارزانى شد و خداوند گناهان امّت او - جز گناه شرک گرایان و گناهان کبیره - را، مورد بخشایش قرار داد.

4. همچنین آورده اند که فرمود:

«فى آخر سورةالبقره آیات انهّنّ قرآن و انّهنّ دعاء و انّهنّ یر ضین الرّحمن.»(78)

در آیات پایانى سوره بقره، آیات جانبخشى است که هم قرآن است و هم دعا و نیایش با خدا؛ و هم خشنودى و مهر آفریدگار بخشاینده را جلب مى کند.

5. و نیز نقل کرده اند که: روزى پیامبر خدا(ص) صدایى از آسمان شنید. سر به سوى آسمان برداشت که دید درى از آسمان گشوده شد و فرشته اى فرود آمد و گفت:

«انّ اللّه یبّشرک بنورین لم یعظهما نبیّاً قبلک فاتحةالکتاب و خواتیم سورةالبقره لایقرأهما احدٌ الاّ اعطیته حاجته.»(79)

اى پیامبر خدا! مژده ات باد به دو نور روشنگر که به هیچ پیامبرى پیش از تو ارزانى نشده است. پیامبرپرسید: «کدامین دو نور روشنگر؟» فرمود: «سوره مبارکه حمد و آیات پایانى سوره بقره». آنگاه افزود که خدا مى فرماید: «این دو نور روشنگر را هر که با اخلاص و ایمان تلاوت کند، خواسته اش را مى پذیرم و برمى آورم».

آرى؛ شکوه و معنویت این سوره مبارکه و این آیات به گونه اى است که به بیان یکى از یاران پیامبر، هر که این سوره را به قصد عمل کردن به آن مى آموخت، در جامعه نوبنیاد اسلامى از موقعیت بهتر و بیشترى برخوردار بود.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه
همانگونه که در تفسیر آیه قبل گذشت این دو آیه ناظر به کسانى است که از شنیدن این جمله که اگر چیزى را در دل پنهان دارید و آشکار سازید خداوند آن را محاسبه کرده و مطابق آن جزا مى‏دهد، نگران شدند و گفتند: هیچ یک از ما از وسوسه‏ها و خطورات قلبى خالى نیست.

این آیه مى‏گوید:" خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایى‏اش تکلیف نمى‏کند" (لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها).
" وسع" از نظر لغت به معنى گشایش و قدرت است، بنا بر این آیه، این حقیقت عقلى را تایید مى‏کند، که وظایف و تکالیف الهى هیچگاه بالاتر از میزان قدرت و توانایى افراد نیست و لذا باید گفت تمام احکام با همین آیه تفسیر و تقیید مى‏گردد، و به مواردى که تحت قدرت انسان است اختصاص مى‏یابد، بدیهى است یک قانون‏گذار حکیم و دادگر نمى‏تواند غیر از این قانون وضع کند، ضمنا جمله فوق، بار دیگر این حقیقت را تایید مى‏کند که هیچگاه احکام شرعى از احکام عقلى و فرمان عقل و خرد جدا نمى‏گردد، و این دو در همه مراحل دوش به دوش یکدیگر پیش مى‏روند.

سپس مى‏افزاید:" هر کار (نیکى) انجام دهد براى خود انجام داده و هر کار (بدى) کند به زیان خود کرده است" (لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ).

آرى هر کسى محصول عمل نیک و بد خود را مى‏چیند و در این جهان و جهان دیگر با نتایج و عواقب آن روبرو خواهد شد.

آیه فوق با این بیان مردم را به مسئولیت خود و عواقب کار خویش متوجه مى‏سازد و بر افسانه جبر و اقبال و طالع و موهومات دیگرى از این قبیل که افرادى براى تبرئه خویش دست و پا کرده‏اند خط بطلان مى‏کشد.

قابل توجه اینکه: در آیه شریفه در مورد اعمال نیک" کسبت" گفته شده و در مورد اعمال بد" اکتسبت" شاید تفاوت در تعبیر به خاطر این باشد که" کسب" در باره امورى گفته مى‏شود که انسان با تمایل درونى و بدون تکلف آن را انجام مى‏دهد و موافق فطرت او است، در حالى که (اکتسب) نقطه مقابل آن است یعنى کارهایى که بر خلاف فطرت و نهاد آدمى مى‏باشد و این خود مى‏رساند که اعمال نیک مطابق فطرت و نهاد آدمى است و اعمال شر ذاتا بر خلاف فطرت است.

" راغب" در" مفردات" در تفاوت این دو تعبیر مطلب دیگرى گفته است که آن هم قابل دقت مى‏باشد. و آن این که" کسب" مخصوص کارهایى است که فایده آن‏ منحصر به خود انسان نیست بلکه دیگران را هم در بر مى‏گیرد. (مانند اعمال خیر که نتیجه آن تنها شخص انجام دهنده را شامل نمى‏شود، بلکه ممکن است بستگان و نزدیکان و دوستان او هم در آن سهیم باشند در حالى که" اکتساب" در مواردى گفته مى‏شود که اثر کار تنها دامنگیر خود انسان مى‏گردد و این در مورد گناه است. (البته باید توجه داشت که این تفاوتها در صورتى است که" کسب" و" اکتساب" در مقابل هم قرار گیرند).

و به دنبال این دو اصل اساسى (تکلیف به مقدار قدرت است- و هر کسى مسئول اعمال خویش است) از زبان مؤمنان هفت درخواست از درگاه پروردگار بیان مى‏کند که در واقع آموزشى است براى همگان که چه بگویند و چه بخواهند.

نخست مى‏گوید:" پروردگارا! اگر ما فراموش کردیم یا خطا نمودیم ما را مؤاخذه مکن" (رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا).

آنها چون مى‏دانند مسئول اعمال خویش‏اند لذا با تضرعى مخصوص، خدا را به عنوان رب و کسى که لطف ویژه‏اى در پرورششان داشته و دارد، مى‏خوانند و مى‏گویند زندگى به هر حال خالى از فراموشى و خطا و اشتباه نیست، ما مى‏کوشیم به سراغ گناه عمدى نرویم، اما خطاها و لغزشها را تو بر ما ببخش.

بحثى که در اینجا مطرح مى‏گردد این است که: مگر امکان دارد که پروردگار کسى را در برابر لغزشى که از فراموشى یا عدم توجه سرچشمه گرفته مجازات نماید؟ تا زمینه‏اى براى این درخواست بماند؟

در پاسخ این سؤال باید گفت: گاهى فراموشى نتیجه سهل‏انگارى خود انسان است مسلم است که اینگونه فراموشیها از انسان سلب مسئولیت نمى‏کند مانند این که: در قرآن آمده است" فَذُوقُوا بِما نَسِیتُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا"، (بچشید عذاب خدا را در برابر آن که این روز را فراموش کردید). «1»

بنا بر این فراموشکاریهایى که زاییده سهل‏انگارى است قابل مجازات است.

موضوع دیگرى که باید به آن توجه داشت این است که" نسیان" و" خطا" با یکدیگر فرق روشنى دارد.

" خطا" معمولا به کارهایى گفته مى‏شود که از روى غفلت و عدم توجه از انسان سر مى‏زند مثل این که کسى به هنگام شکار تیرى را مى‏زند و به انسانى، بدون قصد اصابت مى‏کند و او را مجروح مى‏نماید. ولى" نسیان" در جایى گفته مى‏شود که انسان با توجه دنبال کار مى‏رود ولى مشخصات حادثه را فراموش کرده، مثل اینکه کس بى گناهى را مجازات کند به گمان اینکه گناهکار است زیرا مشخصات گناهکار واقعى را فراموش نموده است.

سپس به بیان دومین درخواست آنان پرداخته، مى‏گوید:" پروردگارا! بار سنگینى بر دوش ما قرار مده آن چنان که بر کسانى که پیش از ما بودند (به کیفر گناهان و طغیانشان) قرار دادى" (رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا).

" اصر" در اصل به معنى نگهدارى و محبوس ساختن است، و به هر کار سنگین که انسان را از فعالیت باز مى‏دارد، گفته مى‏شود و نیز به عهد و پیمانها که آدمى را محدود مى‏سازد، اطلاق مى‏گردد. به همین دلیل مجازات و کیفر را نیز گاهى" اصر" مى‏گویند، در این جمله مؤمنان از خداوند تقاضا دارند، از تکالیف سنگین، که گاهى موجب تخلف افراد از اطاعت پروردگار مى‏گردد، آنها را معاف دارد. و این همان چیزى است که در باره دستورات اسلام از زبان پیغمبر (ص) نقل شده." بعثت بالحنیفیة السمحة السهلة " «2»:" به آیینى مبعوث شده‏ام که عمل به آن براى همه‏ سهل و آسان است".

در اینجا ممکن است سؤال شود: اگر آسان بودن شریعت و آیین خوب است پس چرا در اقوام پیشین نبوده؟ در پاسخ باید گفت: همانطور که از آیات قرآن استفاده مى‏شود تکالیف شاق براى امم پیشین، در اصل شریعت نبوده، بلکه پس از نافرمانیها به عنوان عقوبت و کیفر قرار داده شده است. همانطور که بنى اسرائیل به خاطر نافرمانیها پى در پى از خوردن پاره‏اى از گوشتهاى حلال محروم شدند (سوره انعام آیه 146 و سوره نساء آیه 160).

در سومین در خواست مى‏گویند:" پروردگارا! مجازاتهایى که طاقت تحمل آن را نداریم براى ما مقرر مدار" (رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ).

این جمله ممکن است اشاره به آزمایشهاى طاقت‏فرسا یا مجازاتهاى سنگین دنیا و آخرت و یا هر دو باشد و شاید تعبیر به" لا تحمل" در جمله قبل و" لا تحمل" (با تشدید) در این جمله، به خاطر همین است، زیرا تعبیر اول اشاره به مسائل مشکل و تعبیر دوم اشاره به مسائل طاقت‏فرسا است.

و در چهارمین و پنجمین و ششمین تقاضا مى‏گویند:" ما را ببخش و گناهان ما را بپوشان و مشمول رحمت خود قرار ده" (وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا).

" عفو" در لغت به معنى محو کردن آثار چیزى است، و غالبا به معنى محو آثار گناه مى‏آید که هم شامل آثار طبیعى آن مى‏شود، و هم شامل مجازات آن.

در حالى که مغفرت تنها به معنى پوشاندن گناه است.

بنا بر این مؤمنان هم از خدا مى‏خواهند گناهانشان را بپوشاند و هم آثار وضعى و تکوینى آن را از روح و روانشان بزداید و هم کیفر آن را از آنان بردارد، و سپس از او مى‏خواهند رحمت واسعه‏اش که همه چیز را در بر مى‏گیرد شامل حال آنان شود.

و بالاخره در هفتمین و آخرین درخواست مى‏گویند:" تو مولى و سرپرست‏ مایى، پس ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان" (أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ).

و به این ترتیب تقاضاهاى آنان شامل دنیا و آخرت و پیروزیهاى فردى و اجتماعى و عفو و بخشش و رحمت الهى مى‏گردد، و این تقاضایى است بسیار جامع.


نکته‏ها
1- از آنجا که در این دو آیه خلاصه‏اى از تمام سوره بقره آمده است، و روح تسلیم در برابر آفریدگار جهان را به ما مى‏آموزد، این نکته خاطرنشان شده که اگر مؤمنان از خدا مى‏خواهند که از لغزشهاى آنان درگذرد و در برابر دشمنان گوناگون پیروزشان گرداند باید برنامه" سمعنا و اطعنا" را انجام دهند و بگویند:" ما نداى منادیان را از جان و دل پذیرفتیم و در صدد پیروى از آن بر آمدیم" و در این راه از هر گونه تلاش و کوشش باز نایستند و سپس از خداوند خواستار پیروزى بر موانع و دشمنان گردند.

تکرار نام خدا به عنوان" ربنا" و کسى که لطف خاصى در پرورش آنان دارد این حقیقت را تکمیل مى‏کند.

لذا رهبران اسلام در ضمن احادیث متعددى، مسلمین را به خواندن این دو آیه ترغیب کرده و ثوابهاى گوناگونى براى آن بیان داشته‏اند که اگر زبان و دل در تلاوت این آیات هماهنگ گردند و تنها سخن نباشد بلکه برنامه زندگى گردد، خواندن همین دو آیه مى‏تواند کانون دل را با آفریدگار جهان پیوند دهد و روح و روان را صفا بخشد و عامل تحرک و فعالیت گردد.

2- از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود که" تکلیف ما لا یطاق" وجود ندارد،
نه در اسلام و نه در ادیان دیگر و اصل آزادى اراده است، زیرا مى‏گوید: هر کس در گرو اعمال نیک و بد خویش است هر کار نیکى انجام دهد براى خود انجام داده و هر کار بدى انجام دهد به زیان خود کرده است، تقاضاى عفو و بخشش و مغفرت نیز شاهد این مدعا است.

و این امر هماهنگ با منطق عقل و مسئله حسن و قبح است، چرا که خداوند حکیم هرگز چنین کارى را نمى‏کند و این خود دلیلى است بر نفى مساله جبر، چگونه ممکن است خداوند بندگان را مجبور بر گناه سازد و در عین حال نهى از گناه کند؟

ولى تکالیف شاق و مشکل، امر محالى نیست همانند تکالیف شاقى که در مورد بنى اسرائیل وجود داشته و آن هم مولود اعمال خودشان و کیفر خیره‏سرى‏هاى آنها بوده است.






[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - تفسیر تسنیم
تکلیفهای ابتدایی خداوند، آسان و کم‏تر از سطح توانایی انسان است و تکلیف دشوار و طاقتفرسای الهی برای کیفر مجرمان است.
نتیجه کارهای خیر، بالاصاله به عامل آن می‏رسد و پاداش الهی، محصول کار خود انسان است. ضرر اعمال بد نیز بالاصاله متوجّه عامل آن است و بار گناه او را هیچ کس بر دوش نمی‏کشد.
کارهای خیر، آسان و با فطرت انسانی هماهنگ است؛ ولی اعمال شرّ بر فطرت تحمیل می‏شوند. مؤمنان از پروردگارشان می‏خواهند که آنان را بر فراموشی و خطاهایشان مجازات نکند و بر ایشان تکلیف سخت و توانفرسا روامدارد و آنان را برابر گناهانشان عذاب نکند و گناهشان را پوشانده و سرانجام محو کند.
خداوند، یگانه ولی مؤمنان است که از او یاری می‏طلبند تا در جهاد اکبر و اصغر بر دشمنان داخلی و خارجی پیروز شوند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : خیلی عالی بود
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
گاهى منشا فراموشى، سهل انگارى خود انسان است که قابل مؤاخذه مى‏باشد. چنانکه خداوند مى‏فرماید: «کذلک أتَتک ایاتنا فنَسیتَها و کذلک الیوم تنسى» آن چنانکه آیات ما بر تو آمد و تو آنها را فراموش کردى، همانگونه امروز نیز تو به فراموشى سپرده مى‏شوى. لذا در این آیه از فراموش‏کارى در کنار خطاکارى، طلب آمرزش مى‏شود. در ضمن از مجازات‏هاى سنگین که در اثر طغیان و فساد امّت‏هاى پیشین بر آنها تحمیل شد، درخواست عفو مى‏شود.
در این آیه انسان تمام مراحل لطف را از خداوند مى‏خواهد: مرحله اوّل عفو است که محو آثار گناه و عقاب است. مرحله دوّم مغفرت و محو آثار گناه از روح است و مرحله سوّم بهره‏گیرى از رحمت پروردگار و پیروزى بر کافران مى‏باشد.
«لایکلّف اللّه نفساً الاّ وُسعها» در آیات دیگر نیز فرموده است: «ما جعل علیکم فى الدین من حرج» و «یرید اللّه بکم الیسر» پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله نیز فرموده است: من به دین آسان و سهل مبعوث شده‏ام. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.