از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(هوالذی خلق لکم ):(اوست خدایی که برای شما آفرید)،اوست خدایی که خلق کرد و مسخرگردانید برای خدمت به شما،(مافی الارض جمیعا):(همه آنچه در زمین است )،همه آنچه درزمین است مسخر انسان قرار داد ،انسان بوسیله صنعت ، و زراعت درطبیعت تصرف می کند و ازقوای نهفته وپنهان در آن استفاده می کند تابوسیله خود طبیعت ، طبیعت راتوسعه دهد،(ثم استوی الی السماء):(و آنگاه آسمان را بنا نمود)،یعنی خداوند آسمان رابرای بشر بر افراشت و به گونه ای که بشر و برآن تسلط و قدرت دارد،(فسوهن سبع سموات ):(پس استوار گردانید آنها را به صورت هفت مرتبه و درجه )،(و هو بکل شی ء علیم ):(وخداوند برهرچیزداناست )،یعنی بر همه مخلوقاتش علم دارد و همه اشیاءمخلوق او هستند، لذا خداوند انسان را برای امر عظیمی خلق نمود تا جانشین اودرزمین باشد، و او رابه وسیله آنچه برای آبادانی هستی بدان نیاز داشت یاری کرد و نظام هستی را خلق نمود تا امر انسان را که خلیفه خداست اجابت کنند، وحال که چنین است آیا شرفی بالاتر ازاین وجود دارد و زندگی سعادتمندانه تری ازاقامت در مسیر خداو نظام او واحکام خدایی وجود دارد تا خدا او را به آن حیات طیبه و زندگی نیکو برساند و بدان زندگی او را حیات بخشد؟ [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) حسنی پازکی : از تفسیر نمونه:
در اینکه مقصود از آسمانهاى هفتگانه چیست؟ مفسران و دانشمندان اسلامى بیانات گوناگونى دارند و تفسیرهاى مختلفى کرده‏اند:
1- بعضى آسمانهاى هفتگانه را، همان" سیارات سبع" مى‏دانند (عطارد زهره، مریخ، مشترى، زحل، و ماه و خورشید) که به عقیده دانشمندان فلکى قدیم جزء سیارات بودند «1».
2- بعضى دیگر معتقدند که منظور طبقات متراکم هواى اطراف زمین است و قشرهاى مختلفى که روى هم قرار گرفته است.
3- بعضى دیگر مى‏گویند: عدد هفت در اینجا به معنى عدد تعدادى (عدد مخصوص) نیست، بلکه عدد تکثیرى است که به معنى تعداد زیاد و فراوان مى‏باشد، و این در کلام عرب و حتى قرآن نظائر قابل ملاحظه‏اى دارد مثلا در آیه 27 سوره لقمان مى‏خوانیم: وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ:" اگر درختان زمین قلم گردند، و دریا مرکب، و هفت دریا بر آن افزوده شود، کلمات خدا را نمى‏توان با آن نوشت".
به خوبى روشن است که منظور از لفظ" سبعه" در این آیه عدد مخصوص هفت نیست بلکه اگر هزاران هزار دریا نیز مرکب گردد، نمى‏توان علم بى‏پایان خداوند را با آن نگاشت.
بنا بر این سماوات سبع اشاره به آسمانهاى متعدد و کرات فراوان عالم بالا است بى آنکه عدد خاصى از آن منظور باشد.
4- آنچه صحیحتر به نظر مى‏رسد، این است که مقصود از" سماوات سبع" همان معنى واقعى آسمانهاى هفتگانه است، تکرار این عبارت در آیات مختلف قرآن، نشان مى‏دهد که عدد" سبع" در اینجا به معنى تکثیر نیست، بلکه اشاره به همان عدد مخصوص است
وجود دارد که از دسترس دید ما و ابزارهاى علمى امروز ما بیرون است و مجموعا هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشکیل مى‏دهند.
شاهد این سخن اینکه: قرآن مى‏گوید: وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ:
" ما آسمان پائین را با چراغهاى ستارگان زینت دادیم" (فصلت- 12).
در جاى دیگر مى‏خوانیم: إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکَواکِبِ:" ما آسمان پائین را با کواکب و ستارگان زینت بخشیدیم" (صافات- 6).
از این آیات بخوبى استفاده مى‏شود که همه آنچه را ما مى‏بینیم و جهان
2) حسنی پازکی : از تفسیر نمونه:
در اینکه مقصود از آسمانهاى هفتگانه چیست؟ مفسران و دانشمندان اسلامى بیانات گوناگونى دارند و تفسیرهاى مختلفى کرده‏اند:
1- بعضى آسمانهاى هفتگانه را، همان" سیارات سبع" مى‏دانند (عطارد زهره، مریخ، مشترى، زحل، و ماه و خورشید) که به عقیده دانشمندان فلکى قدیم جزء سیارات بودند «1».
2- بعضى دیگر معتقدند که منظور طبقات متراکم هواى اطراف زمین است و قشرهاى مختلفى که روى هم قرار گرفته است.
3- بعضى دیگر مى‏گویند: عدد هفت در اینجا به معنى عدد تعدادى (عدد مخصوص) نیست، بلکه عدد تکثیرى است که به معنى تعداد زیاد و فراوان مى‏باشد، و این در کلام عرب و حتى قرآن نظائر قابل ملاحظه‏اى دارد مثلا در آیه 27 سوره لقمان مى‏خوانیم: وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ:" اگر درختان زمین قلم گردند، و دریا مرکب، و هفت دریا بر آن افزوده شود، کلمات خدا را نمى‏توان با آن نوشت".
به خوبى روشن است که منظور از لفظ" سبعه" در این آیه عدد مخصوص هفت نیست بلکه اگر هزاران هزار دریا نیز مرکب گردد، نمى‏توان علم بى‏پایان خداوند را با آن نگاشت.
بنا بر این سماوات سبع اشاره به آسمانهاى متعدد و کرات فراوان عالم بالا است بى آنکه عدد خاصى از آن منظور باشد.
4- آنچه صحیحتر به نظر مى‏رسد، این است که مقصود از" سماوات سبع" همان معنى واقعى آسمانهاى هفتگانه است، تکرار این عبارت در آیات مختلف قرآن، نشان مى‏دهد که عدد" سبع" در اینجا به معنى تکثیر نیست، بلکه اشاره به همان عدد مخصوص است
وجود دارد که از دسترس دید ما و ابزارهاى علمى امروز ما بیرون است و مجموعا هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشکیل مى‏دهند.
شاهد این سخن اینکه: قرآن مى‏گوید: وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ:
" ما آسمان پائین را با چراغهاى ستارگان زینت دادیم" (فصلت- 12).
در جاى دیگر مى‏خوانیم: إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکَواکِبِ:" ما آسمان پائین را با کواکب و ستارگان زینت بخشیدیم" (صافات- 6).
از این آیات بخوبى استفاده مى‏شود که همه آنچه را ما مى‏بینیم و جهان ستارگان را تشکیل مى‏دهد همه جزء آسمان اول است، و در ما وراى آن شش آسمان دیگر وجود دارد که ما در حال حاضر اطلاع دقیقى از جزئیات آن نداریم
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه فيض اصفهاني - تفسیر اثنی عشری
در آیه نشانه های قدرت خدا ذکر شده اما در آخر آیه به جای قدیر کلمۀ علیم آمده است .
چون ذات یگانۀ حق خالق آسمان و زمین و آنچه در آن است می باشد پس عالم است به حقایق اشیا ، لذا آنها را به طریق احسن و اکمل خلق فرمود . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر
After Allah mentioned the proofs of His creating them, and what they can witness in themselves as proof of that, He mentioned another proof that they can witness, that is, the creation of the heavens and earth. Allah said,
(He it is Who created for you all that is on earth. Then He Istawa ila the heaven and made them seven heavens) meaning, He turned towards the heaven,
(And made them) meaning, that He made the heaven, seven heavens. Allah said,

(And made them seven heavens and He is the Knower of everything) meaning, His knowledge encompasses all His creation, just as He said in another Ayah,
(Should not He Who has created know) (67:14).
And made them seven heavens) means, one above the other, while the `seven earths' means, one below the other.''


This Ayah testifies to the fact that the earth was created before heaven, as Allah has indicated in the Ayat in Surat As-Sajdah.
Sahih Al-Bukhari records that when Ibn `Abbas was question about this matter, he said that the earth was created before heaven, and the earth was spread out only after the creation of the heaven. Several Tafsir scholars of old and recent times also said similarly, as we have elaborated on in the Tafsir of Surat An-Nazi`at (chapter 79). The result of that discussion is that the word Daha (translated above as "spread'') is mentioned and explained in Allah's statement,
(And the earth, after that, He spread it out. And brought forth therefrom its water and its pasture. And the mountains He has fixed firmly.) (79:30-32)


Therefore, Daha means that the earth's treasures were brought to its surface after finishing the job of creating whatever will reside on earth and heaven. When the earth became Daha, the water burst out to its surface and the various types, colors, shapes and kinds of plants grew. The stars started rotating along with the planets that rotate around them. And Allah knows best. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر راهنما

1 - خداوند، آفریننده همه موهبتهاى موجود در زمین است.

هو الذى خلق لکم ما فى الأرض جمیعاً

کلمه «جمیعاً» به معناى کل است و بدل براى «ما» ى موصوله مى باشد.

2 - خداوند، مواهب زمین را براى انسانها و در راستاى منافع آنان آفرید.

هو الذى خلق لکم ما فى الأرض جمیعاً

برداشت فوق با استفاده از لام انتفاع در «لکم» به دست آمده است.

3 - برترى و شرافت انسان بر تمامى موجودات زمین

خلق لکم ما فى الأرض جمیعاً

4 - همه انسانها داراى حق بهره گیرى از مواهب زمین

خلق لکم ما فى الأرض

5 - حلیت تصرف در همه موهبتهاى طبیعى زمین

خلق لکم ما فى الأرض جمیعاً

6 - خداوند در پى آفرینش مواهب زمین، به معتدل ساختن آسمان پرداخت.

ثم استوى إلى السماء فسویهن

«إستواء» (مصدر استوى) آن گاه که به «الى» متعدّى شود، به معناى: روى آوردن و قصد کردن، است. جمله «فسواهن» (آسمانها را معتدل ساخت) هدف روى آوردن را بیان مى کند; یعنى: «استوى الى السماء لتسویتهن; خداوند به آسمانها روى کرد (اراده کرد) تا آنها را به اعتدال رساند».

7 - خداوند در جهان آفرینش، هفت آسمان قرار داد.

فسویهن سبع سموت

«تسویة» (مصدر سوى) به معناى ایجاد اعتدال است. از آنجا که این فعل در آیه شریفه با دو مفعول آورده شده ( «هن» مفعول اول و «سبع سماوات» مفعول دوم) معناى تصییر و تبدیل نیز در آن تضمین شده است; یعنى، خداوند آسمان را معتدل ساخت و آن را به هفت آسمان تبدیل کرد.

8 - آسمانهاى هفتگانه جهان، داراى اعتدال و بدون کمترین اعوجاج و ناهماهنگى

فسویهن سبع سموت

9 - خلقت آسمانها در دو مرحله: مرحله اى مختلط، نامتمایز و نامتعادل; و مرحله تفکیک شده، متمایز و متعادل

ثم استوى إلى السماء فسویهن سبع سموت

مفرد آوردن کلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمیر جمع به آن در جمله «فسواهن» مى تواند اشاره به این معنا باشد که: آسمانها پیش از هفتگانه شدن و تمایز یافتن به گونه اى مختلط بوده که هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحیح بوده است.

10 - همه چیز در احاطه علم گسترده خداوند است.

و هو بکل شىء علیم

«علیم» صیغه مبالغه است و دلالت بر گستردگى و همه جانبه بودن علم الهى دارد.

11 - آفرینش آسمانهاى هفتگانه و مواهب زمین، آفرینشى عالمانه است.

هو الذى خلق ... و هو بکل شىء علیم

12 ـ آفرینش موجودات زمین و آسمانهاى هفتگانه، دلیل توانایى خدا بر زنده کردن مردگان است.

ثم یحییکم ثم إلیه ترجعون. هو الذى خلق لکم ... فسویهن سبع سموت

جمله «هو الذى ...» مى تواند مرتبط با ذیل آیه قبل باشد و نیز مى تواند با صدر آن آیه در ارتباط باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.

13 ـ باور به علم مطلق خدا و قدرت گسترده و همه جانبه او، زایل کننده هر گونه شبهه در راستى و درستى تحقق معاد و زنده شدن مردگان

ثم یحییکم ثم إلیه ترجعون. هو الذى خلق ... و هو بکل شىء علیم

جمله «هو الذى ... سبع سماوات» اشاره به قدرت بى انتهاى خداوند دارد و جمله «و هو بکل شىء علیم» حاکى از علم مطلق الهى است. از هدفهاى بیان قدرت و علم همه جانبه خداوند - پس از بیان معاد و زنده کردن مردگان (ثم یحییکم ثم إلیه ترجعون) - بر طرف کردن هرگونه شبهه در راستى و درستى آن مى باشد.

14 ـ کفر به خداوند بخشنده نعمتها و برطرف کننده نیازها، امر شگفت آور و غیر منطقى است.

کیف تکفرون باللّه ... هو الذى خلق لکم ما فى الأرض جمیعاً

برداشت فوق بر این اساس است که: آیه مورد بحث با صدر آیه قبل در ارتباط باشد.

15 ـ کفر ورزیدن به خداوند دارنده قدرت بى انتها و برخوردار از علم مطلق، امر شگفت انگیز و نامعقول است.

کیف تکفرون باللّه ... هو الذى خلق لکم ... و هو بکل شىء علیم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مجمع البیان
قرآن پس از ترسیم آیاتى درمورد زنده شدن مردگان که براى شرک گرایان، شگفت انگیز و باورنکردنى مى نمود، اینک به بیان آفرینش آسمانها و زمین مى پردازد تا براى همگان بویژه آنان روشن سازد که قدرت بیکران آفریدگار هستى بسیار فراتر از تصوّر و پندار آنان است؛ زیرا «اوست که تمامى موجودات زمین را بخاطر شما [انسانها] آفریده است تا هم از آنها بهره مند شوید و هم با نگریستن بر این همه موجودات گوناگون و پدیده هاى شگرف و نظامهاى دقیق و بهت آور، هر کدام را نشانه اى براى شناخت پدیدآورنده تواناى آنها بدانید»: «هُوَالَّذى خَلَقَ لَکُمْ ما فِى الْاَرْض ِ جَمیعَاً». و پس از بیان آفرینش زمین و پدیده هاى رنگارنگ آن، آفرینش آسمان و نظام بخشیدن به آن را به تصویر مى کشد و مى فرماید: «ثُمَ اسْتَوى اِلَى السَّماءِ ...».

تفسیر واژه «استوى»

در تفسیر این واژه، چهار دیدگاه ارائه شده است؛ بدینصورت:

1. اراده

برخى واژه «استوى» را به «قصد و اراده» تفسیر کرده و گفته اند: آفریدگار هستى پس از آفرینش زمین، به آفرینش آسمانها و نظام بخشیدن به آنها تصمیم گرفت.

2. تسلّط و چیرگى

عدّه اى این واژه را به معناى «تسلّط و چیرگى به همراه قهر و اقتدار» گرفته اند؛ بسان این آیه که مى فرماید: «وَ لَمّا بَلَغَ اَشُدَّهُ وَاسْتَوى »(111)؛ که منظور تسلّط و چیرگى خرد و دستگاه تعقّل بر احساسات و غرایز است.

3. بازگشت به سوى خدا

پاره اى برآنند که منظور آیه شریفه این است که: فرمان آفرینش زمین که ازجانب خدا و مقام والاى ربوبى و نظام بخش سرچشمه گرفته بود، پس از فرود به زمین و انجام گرفتن امور و تدبیر شئون آن، به سوى او بازگشت؛ و این کنایه از تمام شدن و انجام یافتن آفرینش زمین است.

4. روى آوردن

و گروهى دیگر از قرآن پژوهان گفته اند: مفهوم این واژه، روى آوردن به سوى آسمان است.

«فسوّاهنّ سبع سماوات»

واژه «تسویه»، تساوى قراردادن میان دو چیز است؛ و دلیل اینکه ضمیر «سوّاهنّ» جمع آورده شده، آن است که «سماء» اسم جنس است و در جمع و مفرد بکار مى رود.

بعضى از واژه شناسان، واژه «سماء» را جمع «سماوه» یا «سمائه» گرفته اند که مى توان آن را بصورت مذکّر یا مؤنّث بکار برد؛ و گفته اند: بسان هر جمعى که فرق میان آن و مفردش، «هاء» است که در آخر مفرد آن مى آید، «سماء» نیز اینگونه است؛ همانند «نخل» و «نخله» یا «بقر» و «بقره» که در مذکّر و مؤنّث یکسان بکار مى روند. «سماوات» به طبقات آسمانها گفته مى شود، و معناى «فسوّاهنّ» این است که خداوند این آسمانها و کرات را بدون پایه و ستونى آفریده است.

یک پرسش: با دقّت در آیه مورد بحث روشن مى شود که آفرینش آسمان پس از آفرینش زمین صورت گرفته است؛ چرا که «ثمّ» در زبان فارسى به معناى «پس» یا «آنگاه» است و مفهوم پشت سرهم بودن بروشنى از آن مستفاد مى شود.

از سوى دیگر، قرآن شریف مى فرماید: «وَالْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها»(112) (زمین را پس از آفرینش آن [آسمان ] گسترش بخشید)؛ و این، عکس مفهوم آیه پیش را مى رساند. پس، واقعیت چیست؟

پاسخ: برخى از مفسّران و واژه شناسان ازجمله حسن بصرى معتقدند که واژه «دحیها» تنها بیانگر گسترش زمین است، نه آفرینش همزمان آن؛ از این رو، احتمالاً در وهله اوّل زمین پدیدار شده و آنگاه آسمانها؛ و پس از آن به گسترش زمین فرمان رسیده است.

عدّه اى نیز گفته اند: «ثمّ» همیشه براى بیان مرحله بعد و ترتیب زمانى بکار نمى رود؛ و استفاده آن در اینجا نیز فقط براى یادآورى نعمتهاى خدا است و تقدّم یا تأخّر آفرینش زمین و آسمان را نمى رساند.

«و هو بکلّ شى ءٍ علیم»

و خدا به هر چیزى دانا و از تمامى امور و شئون آگاه است

نکات و درسهاى پنجگانه

1. بعضى مى گویند: دلیل اینکه در این آیه شریفه بجاى واژه «علیم»، «قدیر» بکار نرفته، این است که قدرت و توانایى بى مانند و بیکرانِ خدا با واژه «استوى» به معناى «تسلّط و چیرگى و استیلاى بر زمین و آسمان» بیان شده؛ و قرآن با آوردن این واژه مى خواهد به مردم هشدار دهد که تسلّط خدا بر پایه دانش و دانایى است.

2. دانش و توان هنگامى که با هم باشند، کارها با استحکام و زیبایى و نظام صحیح انجام مى پذیرد.

3. قرآن با آوردن این واژه، همچنین مى خواهد براى شرک گرایان روشن سازد که خدا به ثمره و فرجام آفرینش و نتیجه کار بندگان و نعمتهایى که به آنان ارزانى داشته، آگاه و دانا است.

4. نکته دیگرى که از آیه شریفه دریافت مى شود، این است که پدیدآورنده زمین و آسمان، هم تواناست و هم دانا؛ و همه کارها بر اساس حکمت و مصلحت انجام مى گیرد؛ از این رو، هنگامى که نعمتها را به ایمان آوردگان و کافران ارزانى مى دارد ، هر دو گروه باید سپاس نعمتهاى او را بگزارند و فرمانش را به جان بخرند.

5. و درس دیگر اینکه از این آیه شریفه مى توان یک اصل و قاعده فقهى آموخت و آن مباح بودن همه چیز است تا وقتى که حرمت چیزى با ارائه دلیل و برهان واجب شود؛ زیرا آیه مى فرماید: «براى شما آفرید» که این بیانگر اجازه بهره مندى از نعمتهاست و «اصالة الاباحه» نام دارد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف

(لکم ) لاجلکم و لانتفاعکم به فی دنیاکم و دینکم . أما الانتفاع الدنیوی فظاهر. و أما الانتفاع الدینی فالنظر فیه و ما فیه من عجائب الصنع الدالة علی الصانع القادر الحکیم ، و ما فیه من التذکیر بالاخرة و بثوابها و عقلبها، لاشتماله علی أسباب الانس و اللذة من فنون المطاعم و المشارب و الفواکه و المناکح و المراکب و المناظر الحسنة البهیة، و علی أسباب الوحشة و المشقة من أنواع المکاره کالنیران و الصواعق و السباع و الاحناش و السموم و الغموم و المخاوف . و قد استدل بقوله : (خلق لکم ) علی أن الاشیاء التی یصح أن ینتفع بها و لم تجر مجری المحظورات فی العقل خلقت فی الاصل مباحة مطلقا لکل أحد أن یتناولها و یستنفع بها. فإن قلت : هل لقول من زعم أن المعنی خلق لکم الارض و ما فیها وجه صحة؟ قلت : إن أراد بالارض الجهات السفلیة دون الغبراء کما تذکر السماء و تراد الجهات العلویة: جاز ذلک ، فإن الغبراء و ما فیها واقعة فی الجهات السفلیة. و (جمیعا) نصب علی الحال من الموصول الثانی . و الاستواء: الاعتدال و الاستقامة. یقال : استوی العود و غیره ، إذا قام و اعتدل ، ثم قیل : استوی إلیه کالسهم المرسل إذا قصده قصدا مستویا، من غیر أن یلوی علی شی ء. و منه استعیر قوله : (ثم استوی إلی السماء)، أی قصد إلیها بإرادته و مشیئته بعد خلق ما فی الارض ، من غیر أن یرید فیما بین ذلک خلق شی ء آخر. و المراد بالسماء: جهات العلو، کأنه قیل : ثم استوی إلی فوق . و الضمیر فی (فسواهن ) ضمیر مبهم . و (سبع سموات ) تفسیره ، کقولهم : ربه رجلا. و قیل الضمیر راجع إلی السماء. و السماء فی معنی الجنس . و قیل جمع سماءة، و الوجه العربی هو الاول . و معنی تسویتهن : تعدیل خلقهن ، و تقدیمه ، و إخلاؤه من العوج و الفطور، أو إتمام خلقهن (و هو بکل شی ء علیم ) فمن ثم خلقهن خلقا مستویا محکما من غیر تفاوت ، مع خلق ما فی الارض علی حسب حاجات أهلها و منافعهم و مصالحهم . فإن قلت : ما فسرت به معنی الاستواء إلی السماء یناقضه "ثم " لاعطائه معنی التراخی و المهلة قلت : "ثم " ههنا لما بین الخلقین من التفاوت و فضل خلق السماوات علی خلق الارض ، لا للتراخی فی الوقت کقوله : (ثم کان من الذین آمنوا). علی أنه لو کان لمعنی التراخی فی الوقت لم یلزم ما اعترضت به ، لان المعنی أنه حین قصد إلی السماء لم یحدث فیما بین ذلک أی فی تضاعیف القصدإلیها خلقا آخر. فان قلت : أما یناقض هذا قوله : (و الارض بعد ذلک دحاها)؟ قلت : لا، لان جرم الارض تقدم خلقه خلق السماء. و أما دحوها فمتأخر. و عن الحسن : خلق الله الارض فی موضع بیت المقدس کهیئة الفهر، علیها دخان ملتزق بها، ثم أصعد الدخان و خلق منه السموات ، و أمسک الفهر فی موضعها و بسط منها الارض ، فذلک قوله : (کانتا رتقا) و هو الالتزاق [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.