از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(فازلهما الشیطان عنها):(پس شیطان آنها را ازبهشت ساقط نمود و فریب داد)،چون او هم همراه آنها در بهشت بود،(فاخرجهما مما کانا فیه ):(و آنها را ازآنچه در آن بودند خارج کرد)،یعنی آنها را به وسوسه فریفت و آنها رااز نعمتهایی که داشتند از قبیل فراوانی و زندگی خوش و آسوده خارج کرد، (وقلنا اهبطوا):(گفتیم هبوط کنید) و نزول نمائید به زمین (بعضکم لبعض عدو):(درحالیکه بایکدیگر دشمن هستید)،چون زمین و دنیای مادی دار تزاحم است نه تراحم وشفقت ،(ولکم فی الارض مستقر ومتاع الی حین ):(و برای شما تا مدتی در زمین جایگاه و بهره خواهد بود) ،همانا انسان از منزلت سعادت و کرامت و آسودگی به دنیا هبوط کرد و از منزلت رفعت و قرب و دار نعمت و شادمانی و جوارپروردگار به عالم مادی نزول یافت ، چون او رنج و تعب و درد و حیات فانی را به میل خود اختیار کرد، پس زمانی که به سوی پروردگارش باز گردد ،خداوندکرامت و سعادت را به او باز می گرداند و اگر باز نگردد ودر زمین ریشه دار گرددو پیروی ازهوای نفس خویش کند ،همانا نعمت خدا را به کفر مبدل کرده و نفس خود را شایسته هلاکت و جهنم سوزان و بدترین جایگاه قرار داده است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر
Allah's statement to Adam,
(but come not near this tree) is a test for Adam. There are conflicting opinions over the nature of the tree mentioned here. Some said that it was the grape tree, barley, date tree, fig tree, and so forth. Some said that it was a certain tree, and whoever eats from it will be relieved of the call of nature. It was also said that it was a tree from which the angels eat so that they live for eternity. Imam Abu Ja`far bin Jarir said, "The correct opinion is that Allah forbade Adam and his wife from eating from a certain tree in Paradise, but they ate from it. We do not know which tree that was, because Allah has not mentioned anything in the Qur'an or the authentic Sunnah about the nature of this tree. It was said that it was barley, grape, or a fig tree. It is possible that it was one of those trees. Yet, this is knowledge that does not bring any benefit, just as being ignorant in its nature does no harm. Allah knows best.'' This is similar to what Ar-Razi stated in his Tafsir, and this is the correct opinion. Allah's statement,


(Then the Shaytan made them slip therefrom) either refers to Paradise, and in this case, it means that Shaytan led Adam and Hawwa' away from it, as `Asim bin Abi An-Najud recited it. It is also possible that this Ayah refers to the forbidden tree. In this case, the Ayah would mean, as Al-Hasan and Qatadah stated, "He tripped them.'' In this case,


﴿فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَـنُ عَنْهَا﴾


(Then the Shaytan made them slip therefrom)

means, "Because of the tree'', just as Allah said,


(Turned aside therefrom (i.e. from Muhammad and the Qur'an) is he who is turned aside (by the decree and preordainment of Allah)) (51:9) meaning, the deviant person becomes turned aside - or slips - from the truth because of so and so reason. This is why then Allah said,
(And got them out from that in which they were) meaning, the clothes, spacious dwelling and comfortable sustenance.


(We said: "Get you down, all, with enmity between yourselves. On earth will be a dwelling place for you and an enjoyment for a time.'') meaning, dwelling, sustenance and limited life, until the commencement of the Day of Resurrection
Ibn Abi Hatim narrated that Ubayy bin Ka`b said that the Messenger of Allah said,

(Allah created Adam tall, with thick hair, just as a date tree with full branches. When Adam ate from the forbidden tree, his cover fell off, and the first thing that appeared was his private area. When he saw his private area, he ran away in Paradise and his hair got caught in a tree. He tried to free himself and Ar-Rahman called him, 'O Adam! Are you running away from Me' When Adam heard the words of Ar-Rahman (Allah), he said, 'No, O my Lord! But I am shy.')






[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر راهنما

1 - شیطان با ترغیب آدم(ع) و حوا به بهره گیرى از شجره منهیه، آنان را به لغزش و نافرمانى خداوند کشانید.

فأزلّهما الشیطن عنها

«ازلال» (مصدر ازلّ) به معناى: لغزانیدن و به گناه واداشتن است. ضمیر در «عنها» مى تواند به «الجنة» برگردد; یعنى، شیطان آدم(ع) و حوا را با واداشتن به لغزش و گناه از بهشت دور ساخت و نیز مى تواند به «الشجرة» برگردد; یعنى، شیطان، آدم(ع) و حوا را به گناه وادار کرد، گناهى که سرچشمه اش آن درخت ممنوعه بود. برداشت فوق بر اساس دومین احتمال است.

2 - آدم(ع) و حوا با نافرمانى خداوند، شایستگى خویش را براى سکونت در بهشت نخستین از دست دادند.

فأخرجهما مما کانا فیه

3 - شیطان و اغواگریهاى او سبب خروج آدم(ع) و حوا از بهشت شد.

فأخرجهما مما کانا فیه

4 - خداوند، پس از سلب شایستگى آدم(ع) و حوا براى سکونت در بهشت، آنان را به خروج از بهشت و فرود آمدن به زمین فرمان داد.

و قلنا اهبطوا

هبوط (مصدر اهبطوا) به معناى فرود آمدن است. مفعول «اهبطوا» به دلیل جمله بعد، «الأرض» مى باشد.

5 - فاصله زمانى میان سکونت آدم(ع) و حوا در بهشت با لغزش آنان، فاصله اى نسبتاً کوتاه و اندک بود.

و قلنا یأدم اسکن أنت و زوجک الجنة ... فأزلّهما الشیطن عنها

عطف جمله «أزلهما ...» بر آیه قبل به وسیله حرف «فا» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

6 - شیطان عنصرى اغواگر و انسان موجودى اغواپذیر است.

فأزلهما الشیطن عنها

7 - شیطان در بهشتِ آدم(ع) و حوا، حضور داشت.

فأزلهما الشیطن عنها

8 - خداوند به شیطان فرمان داد تا از بهشت خارج شود و به زمین فرود آید.

و قلنا اهبطوا

«اهبطوا» - به صورت صیغه جمع - مى نمایاند که: خطاب در آن، علاوه بر آدم(ع) و حوا متوجّه شخص و یا اشخاص دیگرى نیز هست. برخى بر این نظر هستند که شیطان نیز مخاطب آن امر بوده است.

9 - زمین محل سکونت و قرارگاه شیاطین

اهبطوا ... و لکم فى الأرض مستقر

برداشت فوق بر این مبناست که خطابها در جمله «اهبطوا» و ... متوجّه شیطان نیز باشد.


10 - انسان و شیطان دشمن یکدیگر در زندگى دنیوى

اهبطوا بعضکم لبعض عدوّ

چنانچه مخاطب کلمه «اهبطوا» آدم(ع)، حواو شیطان باشد، مراد از «بعضکم لبعض عدو» دشمنى شیطان و انسان با یکدیگر خواهد بود.

11 - زندگانى انسانها در زمین، همواره آغشته به دشمنى و عداوت با یکدیگر است.

اهبطوا بعضکم لبعض عدو

برداشت فوق بر این اساس است که مخاطب کلمه «اهبطوا» و دیگر خطابهاى موجود در آیه آدم(ع)، حوا و نسل ایشان باشد. در این صورت مراد از «بعضکم لبعض عدو» دشمنى انسانها با یکدیگر است.

12 - خداوند در پى هبوط آدم(ع) و حوا، دشمنى فرزندانشان را با یکدیگر، به ایشان گوشزد کرد.

و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو

13 ـ تناول آدم(ع) و حوا از شجره ممنوعه، مایه سلب شایستگى نسل آنان براى سکونت در بهشت نخستین شد.*

قلنا اهبطوا

خداوند در بیان اخراج آدم(ع) و حوا از بهشت و استقرار آن دو در زمین، خطاب خویش را - بر خلاف مقتضاى طبیعى کلام - متوجّه نسل آنان نیز کرد; تا به این نکته اشاره کند که: تناول آدم(ع) و حوا از شجره منهیه در نسل ایشان نیز اثرى به جاى گذاشت که باعث شد آنان نیز، حیات خویش را در زمین سپرى کنند.

14 ـ تناول آدم(ع) و حوا از شجره ممنوعه، زمینه ساز ایجاد روحیه دشمنى در میان انسانها*

فأزلّهما الشیطن عنها ... و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدوّ

15 ـ زمین محل سکونت و قرارگاه موقت انسانها

و لکم فى الأرض مستقرّ و متع إلى حین

«إلى حین» (تا هنگامى) علاوه بر تعلقش به «متاع»، به «مستقر» نیز متعلق هست.

16 ـ مدت زمان استقرار و سکونت آدمیان در زمین، نامعلوم براى آنان

و لکم فى الأرض مستقرّ و متع إلى حین

نکره آمدن کلمه «حین» رساننده این معناست که: مدت زمان سکونت انسانها در زمین، براى آنان نامعلوم خواهد ماند و بدان آگاهى نخواهند یافت.

17 ـ زمین در بردارنده وسیله زندگانى و معیشت انسانها براى زمانى موقت و نامعلوم

و لکم فى الأرض مستقر و متع إلى حین

«متاع» به چیزى گفته مى شود که مایه منفعت است.

18 ـ بهشتى که آدم(ع) و حوا در آن سکونت داشتند، مکانى غیر از زمین و بالاتر و برتر از آن بود.

قلنا اهبطوا ... و لکم فى الأرض مستقر

جمله «و لکم فى الأرض مستقر» دلالت مى کند بر اینکه: بهشتى که آدم(ع) و حوا در آن سکونت داشتند در زمین نبوده و کلمه «اهبطوا» مى رساند که آن جایگاه، برتر و بالاتر از زمین بوده است.

19 ـ از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «انما کان لبث آدم و حوا فى الجنة حتى خرجا منها سبع ساعات من ایّام الدنیا ...;(1)

توقف آدم و حوا تا زمان خروجشان از بهشت هفت ساعت از روزهاى دنیا بود ...».

20 ـ از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «یوم الجمعة سید الایّام ... خلق اللّه فیه آدم واهبط فیه آدم إلى الأرض;(2)

روز جمعه شریف ترین روزهاست ... در آن روز خداوند آدم را آفرید و در همین روز او را به زمین فرستاد».

21 ـ «عن الصادق (ع) ... (فى قوله تعالى) «و لکم فى الأرض مستقر و متاع إلى حین» قال إلى یوم القیامة ...;(3)

از امام صادق(ع) درباره آیه «و لکم فى الأرض مستقر و متاع إلى حین» روایت شده که فرمود: (استقرار در زمین و بهره مندى از آن) تا روز قیامت خواهد بود ...».

22 ـ از امام رضا(ع) روایت شده: «... فتسلط علیه (آدم (ع)) الشیطان ... و تسلط على حوا ... فأخرجهما اللّه عز و جل عن جنته فاهبطهما عن جواره إلى الأرض ...;(4)

... پس شیطان بر آدم (ع) ... و حوا مسلط گشت ... پس خدا آنان را از بهشت خود بیرون راند و از جوار خود به زمین فرو فرستاد ...».

23 ـ از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «فأوحى اللّه تعالى إلى جبرئیل ان اهبطهما إلى البلدة المبارکة مکة فهبط بهما جبرئیل فألقى آدم على الصفا و ألقى حواء على المروة ...;(5)

خداوند به جبرئیل وحى کرد که آدم و حوا را به شهر مبارک مکّه فرود آور. پس جبرئیل آدم(ع) را بر کوه صفا و حوا را بر کوه مروه فرود آورد ...».

24 ـ رسول خدا(ص) فرموده اند: «حین أمر آدم (ع) أن یهبط ... هبط آدم و زوجته و هبط إبلیس و لازوجة له ...;(6)

آن هنگام که خداوند امر نمود به آدم که فرود آى ... آدم همراه با همسرش فرود آمد و ابلیس [هم] فرود آمد در حالى که همسرى نداشت ...».

25 ـ «عن أمیر المؤمنین (ع) (فى حدیث طویل) و فیه سأله عن أکرم واد على وجه الأرض فقال واد یقال له «سراندیب» سقط فیه آدم من السماء;(7)

از امیر المؤمنین (ع) در ضمن «حدیثى طولانى» از شریف ترین مکانهاى روى زمین سؤال شد، آن حضرت فرمود: آن مکان «سراندیب» [سرى لانکا، لغت نامه دهخدا] است که آدم (ع) از آسمان به آن جا نازل شد».
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مجمع البیان
در نخستین آیه شریفه این فصل، از سرگذشت آدم سخن بمیان مى آید.

«فازلّهماالشّیطان»

شیطان آدم و همسرش را دچار لغزش ساخت

این لغزانیدن بدان دلیل به شیطان نسبت داده شده است که به سبب وسوسه هاى پیاپى او انجام گرفت و کار بجایى رسید که آنان از آن باغ زیبا و نعمتهاى گوناگون و آن مقام رفیع فرود آمدند. و منظور از شیطان نیز همان «ابلیس» است که در آیات گذشته از او سخن رفت.

«فاخرجهما ممّا کانا فیه»

شیطان آن دو تن را از آنچه در آن قرار داشتند و غرق در نعمت و آسایش بودند، خارج ساخت

گفتنى است که بیرون راندن آدم از بهشت و فرودش به زمین، براى کیفر کردن او نبود؛ چرا که او گناهى مرتکب نشده بود. او از پیام آوران خداست و ما با دلایل بسیار و تردیدناپذیر، پیامبران را برخوردار از عصمت مى دانیم؛ آنان به گناه و بیداد و اشتباه و انحراف دست نمى یازند و کسانى که جز این درمورد آنان بپندارند، آن برگزیدگان بارگاه خدا را درست نشناخته و بزرگترین دروغ را به خدا نسبت داده اند.

با این بیان، بیرون ساختن آدم از بهشت بدان جهت صورت گرفت که با خورده شدن میوه آن درخت ممنوع به وسیله آدم، مصلحت تغییر یافت و حکمت و تدبیر آفریدگار فرزانه هستى ایجاب کرد که آدم و همسرش را به زمین فرود آورد و به اداى وظیفه و رعایت مقررّات خویش و مشکلات زندگى گرفتار سازد؛ لباس بهشت را از اندامشان بیرون آورد و همه نعمتهایى را که از سر مهر و بخشایش به آنان ارزانى داشته بود، بازپس گیرد؛ و همانطور که انسانهاى برخوردار از ثروت و سلامت و جوانى و نشاط و خوشیها و آسایشهاى زندگى را گاه با بازپس گرفتن همه نعمتها و جایگزین ساختن گرفتاریها و نیازها مى آزماید، آدم و همسرش را نیز بدینصورت تحت آزمون سخت قرار داد. و روشن است که همه این فراز و نشیبهاى هدفدار و حکمیانه، به منظور ساخته شدن انسانها و بارورى و شکوفایى استعدادها و تواناییهاى آنها و نیز بخاطر آبدیدگى و استحکام در کوره آزمون و بروز نیروى شگرف مقاومت و پایدارى و شکیبایى انسان است.

یک پرسش: با توجّه به اینکه شیطان پس از سرباز زدن از سجده برآدم و سرکشى و خودکامگى، از بهشت آدم رانده شد و آدم و همسرش در آنجا سکونت گزیدند، چگونه باز هم شیطان توانست آنان را وسوسه کند؟

پاسخ: برخى بر این باورند که بعد از رانده شدن شیطان از بهشت، آدم به انگیزه کنجکاوى، نزدیک درِ بهشت مى آمد و شیطان نیز که از نزدیک شدن به آنجا منع نشده بود، به او نزدیک مى شد و با وى سخن مى گفت؛ و در همین گفتگوها او را وسوسه کرد. به هر صورت، ظاهر آیات، نشانگر رویارویى و گفت و شنود مستقیم شیطان با آدم است.

«قلنااهبطوا»

[به زمین ] فرود آیید

چرا قرآن شریف با اینکه روى سخنش با آدم و همسرش بوده، واژه جمع بکار برده است؟

در پاسخ به این پرسش، نظراتى ارائه شده است؛ ازجمله:

1. بعضى گفته اند: روى سخن این فراز از آیه شریفه با آدم و همسرش و شیطان بوده است که در بهشت بودند. درست است که شیطان پیش از این مرحله از بهشت رانده شده بود، امّا منافات ندارد که باز هم گفته شود: «بیرون روید».

2. برخى بر این باورند که روى سخن با آدم و همسر و نسل اوست.

3. پاره اى مى گویند: روى سخن با آدم و همسر اوست؛ امّا جمع آوردن واژه «اهبطوا» مطابق روش محاوره عربى است که نخستین مرحله جمع را از دو عدد یا دو تن بحساب مى آورند؛ براى نمونه، به این آیه شریفه دقت کنید که ضمیر «نا» به معناى «ما» را درمورد خداى یکتا بکار برده است و ضمیر «هم» را درمورد دو پیامبر او: «... اِذْ نَفَشَتْ فیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ کُنّا لِحُکْمِهِمْ شاهِدینَ.»(129) (و داوود و سلیمان را [بیاد آور] آنگاه که درمورد آن کشتزار - که گوسفندان قوم، شب هنگام در آن چریده بودند - داورى مى کردند، و ما گواه داورى آنان بودیم).

4. گروهى گفته اند روى سخن با آدم و همسرش و وسوسه است.

5. و عدّه اى نیز بر این اندیشه اند که خطاب این فراز از آیه شریفه، آدم و همسرش و حیوانى است که شیطان با آن، آنها را وسوسه کرد.

یادآور مى شود که دو نظر چهارم و پنجم، سست و بى دلیل اند.

«بعضکم لبعض ٍ عدوٌّ»

شما دشمن یکدیگر خواهید بود

گرچه در آدم چیزى که باعث دشمنى شود، دیده نشد، و حسدورزى و نافرمانى شیطان این دشمنى را پدیدآورد، امّا پس از آن مرحله، دشمنى میان دو طرف عمیق شد؛ از این رو، دشمنى آدم با شیطان، ایمان و تقوا و ارزش است؛ امّا دشمنى شیطان با آدم، کفر و زندقه و بیداد.

دسته اى از مفسّران گفته اند: منظور آیه شریفه، دشمنى نسل آدم با شیطان و نسل اوست؛ و روشن است که آیه در مقام هشدار است، نه دستور و فرمان؛ چرا که خدا به دشمنى و عداوت فرمان نمى دهد. و در اینجا سخن درمورد هبوط و فرود است؛ امّا پیش از آن وقایعى رخ داد که دشمنى میان این دو گروه را پدید آورد.

برخى نیز بر این عقیده اند که خطاب این فراز از آیه شریفه، آدم و همسر اوست. با این بیان، دشمنى و عداوت نیز همان ناسازگارى میان نسل آنان است؛ و بدان دلیل روى سخن با آدم و همسرش است که اصل و پایه نسل انسانند.

«ولکم فى الارض مستقرٌّ و متاعٌ الى حین ٍ»

و براى شما در روى زمین قرارگاه و آرامشى است و تا فرا رسیدن آخرین لحظات زندگى و پایان عمر، از آن بهره مند مى شوید

ابوبکر سراج مى گوید: اگر در آیه شریفه «الى حین ٍ» نیامده بود، امکان داشت این پندار پیش آید که اقامت در زمین تا بینهایت خواهد بود؛ به همین جهت فرمود: «الى حین ٍ» تا روشن سازد که سکونت در زمین براى آدم و نسل او همیشگى نخواهد بود.

و آخرین نکته در آیه شریفه این است که: خدا در این آیه و آیات قبل و بعد از آن، گناه آدم را به شیطان و اغواگرى او نسبت مى دهد، نه به خود آدم؛ و این نشانگر این واقعیت است که گناه و اشتباه بندگان هرگز به خواست خدا و کار او نیست. خداى پر مهر نه کسى را از عبادت و یکتاپرستى و پیمایش راه نجات و رستگارى بازمى دارد و نه کسى را به گناه و انحراف مى کشاند؛ زیرا آفریدگار هستى از آنچه به شیطان نسبت داده شده و زیبنده شیطان و شیطان صفتان است، پاک و منزّه است.

این نکته نیز روشن مى شود که وسوسه شیطان در افکندن انسان به گناه، اثر مخرّبى دارد؛ از این رو باید هشیار بود و از شرارت و وسوسه هاى او به خدا پناه برد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف

الضمیر فی (عنها) للشجرة. أی فحملهما الشیطان علی الزلة بسببها. و تحقیقه : فأصدر الشیطان زلتهما عنها. و "عن " هذه ، مثلها فی قوله تعالی : (و ما فعلته عن أمری ). و قوله : * ینهون عن أکل و عن شرب * و قیل : فأزلهما الجنة بمعنی أذهبهما عنها و أبعدهما، کما تقول : زل عن مرتبته . و زل عنی ذاک : إذا ذهب عنک وزل من الشهر کذا. و قرئ: فأزالهما. (مما کانا فیه ) من النعیم و الکرامة. أو من الجنة إن کان الضمیر للشجرة فی عنها. و قرأ عبدالله : فوسوس لهما الشیطان عنها. و هذا دلیل علی أن الضمیر للشجرة، لان المعنی صدرت وسوسته عنها. فان قلت : کیف توصل إلی إزلالهما و وسوسته لهما بعدما قیل له (اخرج منها فإنک رجیم ). قلت : یجوز أن یمنع دخولها علی جهة التقریب و التکرمة کدخول الملائکة، و لا یمنع أن یدخل علی جهة الوسوسة ابتلاء لادم و حواء. و قیل کان یدنو من السماء فیکلمهما. و قیل : قام عند الباب فنادی . وروی أنه أراد الدخول فمنعته الخزنة، فدخل فی فم الحیة حتی دخلت به وهم لایشعرون . قیل (اهبطوا) خطاب لادم و حواء و إبلیس : و قیل و الحیة. و الصحیح أنه لادم و حواء و المراد هما و ذریتهما، لانهما لما کانا أصل الانس و متشعبهم جعلا کأنهما الانس کلهم . و الدلیل علیه قوله : (قال اهبطا منها جمیعا بعضکم لبعض عدو. ویدل علی ذلک قوله : (فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لاهم یحزنون ، و الذین کفروا و کذبوا بَیاتنا أولئک أصحاب النار هم فیها خالدون ). و ما هو إلا حکم یعم الناس کلهم . و معنی بعضکم لبعض (عدو) ما علیه الناس من التعادی و التباغی و تضلیل بعضهم لبعض . و الهبوط: النزول إلی الارض (مستقر) موضع استقرار، أو استقرار و (متاع ) و تمتع بالعیش (إلی حین ) یرید إلی یوم القیامة. و قیل إلی الموت [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.