از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(قلنا اهبطوامنها جمیعا فاما یاتینکم منی هدی فمن تبع هدای فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون ):(گفتیم همگی از بهشت نزول کنید اگر هدایتی ازمن بسوی شما آمد، آنهاکه هدایت مرا پیروی کنند ،هرگز نه بیمی دارند و نه اندوهگین شوند) ،دراینجا امر الهی صادر شد که آدم به زمین هبوط کند و انسان و شیطان درمعرکه زمین باهم مواجه شوند و این آیه اولین فرمانی است که درتشریع دین برای آدم و ذریه او صادر شده و دین را در دو جمله خلاصه کرده است .ابتدا خداوند آدم و ذریه او را بسوی عبودیت هدایت نمود تا باوجود زندگی درزمین اززندگی و حیات آسمانی و معنوی هم بهره مند باشند ،مشاهده می شودکه یک بار قبل از توبه امر به هبوط شده است و یک بار بعد از توبه و رمز آن این است که خوردن آدم از درخت و هبوط او به زمین قضای حتمی پروردگار بود وتوبه آدم باعث شد تا قضای دوم و حکم دیگری در باره او بشود و خداوند با این توبه ، زندگی زمینی او را که شقاوت بار بود ،طیب و طاهر نمود به نحوی که هدایت بسوی عبودیت را بازندگی زمینی ترکیب کرد و زندگی خاصی مرکب اززندگی زمینی و آسمانی فراهم آورد،(پس در زمان توبه ، آدم هنوز از بهشت جدانشده بود ،هر چند که از نظر مقام و مرتبه هبوط یافته بوده و موقعیت قبلی رانداشته است ، لذا توبه ، میان دو هبوط واقع شده است ).لذا هدایت خدا انسان را به امنیت و سرور می رساند و کفر و تکذیب آیات الهی مستلزم جاودانگی درآتش است ، پس جانشینی انسان ازخدا دائر مدارپذیرش هدایت از جانب او و پیروی از طریقه الهی و روش دینی و طرد سایرراهها و روشهای غیر الهی است و پیمودن راه و روش این هدایت به انسان سعادت دنیا و آخرت می دهد و او را از ترس و اندوه ایمن می کند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه السادات قاسمپور - تفسیر نور
گرچه اعتراف به خطا و توبه‏ى آدم، سبب شد که خداوند او را عفو نماید، ولى بعد از توبه بار دیگر به بهشت برنمى‏گردد. زیرا آثار وضعى لغزش، غیر از عفو الهى است. فرمان هبوط در چند آیه‏ى قبل همراه نوعى قهر بود، ولى در این آیه چون بعد از توبه آدم است به صورت عادّى مطرح شده است. همچنین امیدوار مى‏کند که اگر از هدایت الهى پیروى کنند، حزن و اندوهى نخواهند داشت. 1- گاهى یک حرکت، دامنه‏ى تأثیرات خوب وبدش در همه‏ى عصرها و نسل‏ها گسترده مى‏شود. «اهبطوا منها جمیعاً» 2- با یک لغزش و خطا، نباید کسى را طرد کرد، زیرا انسان قابل ارشاد و هدایت پذیر است. «یأتینکم منّى هدىً» 3- براى راهنمایى بشر، آمدن انبیا قطعى است. «یأتینّکم» 4- هدایت واقعى تنها از طرف خداست. «منّى هدىً» 5 - امنیّت و آرامش واقعى، در سایه‏ى پیروى از دین و دستورات خداوند حاصل مى‏شود. «فمن تبع هداى فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر
Allah stated that when He sent Adam, Hawwa', and Shaytan to earth from Paradise, He warned them that He will reveal Books and send Prophets and Messengers to them, i.e., to their offspring. Abu Al-`Aliyah said, "Al-Huda, refers to the Prophets, Messengers, the clear
(And whoever follows My guidance) meaning, whoever accepts what is contained in My Books and what I send the Messengers with,
(There shall be no fear on them) regarding the Hereafter,
(nor shall they grieve) regarding the life of this world. Similarly, in Surat Ta Ha, Allah said,
He (Allah) said: "Get you down (from the Paradise to the earth), both of you, together, some of you are an enemy to some others. Then if there comes to you guidance from Me, then whoever follows My guidance, he shall neither go astray, nor shall he be distressed.) (20:123)


Ibn `Abbas commented, "He will not be misguided in this life or miserable in the Hereafter.'' The Ayah,
(But whosoever turns away from My Reminder (i.e. neither believes in this Qur'an nor acts on its teachings) verily, for him is a life of hardship, and We shall raise him up blind on the Day of Resurrection.) (20:124) is similar to what Allah stated here.




signs and plain explanation [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر راهنما

1 - خداوند، پس از نافرمانى آدم(ع) و حوا، از آنان خواست تا از بهشت خارج شوند.

قلنا اهبطوا منها

درباره دلیل تکرار جمله «قلنا اهبطوا» (آمدنش در این آیه و آیه 36) چند نظر ایراد شده است. نبودن واو و دیگر حروف عطف در آیه مورد بحث، این نظر را تقویت مى کند که: «قلنا اهبطوا» در آیه فوق، تأکید جمله «قلنا اهبطوا» در آیه 36 است.

2 - نسل آدم(ع) و حوا نیز بر اثر تناول آن دو از شجره منهیه، از بهشت نخستین محروم شدند.

قلنا اهبطوا منها جمیعاً

«اهبطوا» به صیغه جمع اقتضا مى کند که: غیر از آدم (ع) و حوا فرد یا افراد دیگرى نیز مورد خطاب باشند. در این باره چند نظر ابراز شده است. از جمله اینکه دیگر مخاطبان، نسل آدم(ع) و حوا مى باشند. برداشت فوق مبتنى بر این احتمال است.

3 - خداوند، شیطان را نیز از بهشت خارج کرد.*

قلنا اهبطوا منها جمیعاً

برداشت فوق بر اساس این احتمال است که: خطاب در «اهبطوا» علاوه بر آدم(ع) و حوا، شامل شیطان نیز باشد.

4 - خداوند، به هنگام خروج آدم(ع) و حوا از بهشت، آنان و نسلشان را به بهره مند ساختن از هدایتها و رهنمودهایى از جانب خودش، بشارت داد.

فإما یأتینکم منى هدًى

«إما» مرکب از «إن» شرطیه و «ما»ى زایده است. شرطیه بودن جمله از یکسو و تأکید آن با «ما»ى زایده و نون تأکید در «یأتینّ» از سوى دیگر، اقتضا مى کند که جمله چنین معنا شود: اگر هدایتى از جانب من آمد که البته خواهد آمد ... .

5 - انسان براى نیل به سعادت، نیازمند هدایتها و رهنمودهاى الهى است.

فإما یأتینکم منى هدًى

6 ـ پیروى کنندگان از رهنمودها و هدایتهاى الهى، هیچ ترس و اندوهى در قیامت نخواهند داشت.

فمن تبع هداى فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون

کلمه «خوف» (ترس و نگرانى) نکره است و چون پس از حرف نفى واقع شده، معناى شمول را مى رساند; یعنى: هیچ خوف و ترسى بر آنان نیست. همچنین فعل، آن گاه که منفى شود، دلالت بر نبود همه مصداقها دارد. بنابراین «ولاهم یحزنون» یعنى هیچ حزن و اندوهى ندارند.

7 ـ سراى آخرت براى پیروان ادیان الهى، سرایى به دور از عوامل ترس آور و نگران کننده و ایمن از حادثه هاى حزن آور و اندوهبار

فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون

به دلیل آیه بعد - که جزاى اخروى کفرپیشگان را بیان مى دارد - مى توان گفت: آیه مورد بحث نیز بیانگر پاداش اخروى هدایت یافتگان است. بنابراین «لاخوف ...» مربوط به سراى آخرت خواهد بود.

8 ـ بقاى آثار وضعى گناه، حتى پس از توبه و قبول آن از سوى خداوند

فتاب علیه ... قلنا اهبطوا منها جمیعاً فإما یأتینکم منى هدًى

تأکید به هبوط آدم(ع) بعد از بیان توبه وى و پذیرش آن از سوى خداوند، دلالت بر این دارد که: على رغم پذیرش توبه آدم(ع)، وى به جایگاهش در بهشت بازگردانده نشد و این حاکى است که میان آمرزش گناه و برطرف شدن آثار وضعى آن تلازم نیست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مجمع البیان
در این آیه شریفه، خداى جهان چگونگى فرود آدم و همسرش را به زمین بیان مى کند و نشان مى دهد که به آنان دستور رسید: «اهبطوا...» (فرود آیید...).

همانگونه که گذشت، روى سخن در این آیات و فرمان «فرود آیید»، آدم و همسر او یا آن دو و نسل آنان است.

تکرار واژه «اهبطوا» در دو آیه 36 و 38 این سوره، به یاور برخى از قرآن پژوهان، بدان جهت است که نخست فرمان رسید که آنان از بهشت به آسمان دنیا فرود آیند، و دگرباره دستور رسید که از آسمان دنیا به زمین پایین بیایند. امّا عدّه اى نیز معتقدند که این تکرار، تنها براى تأکید است.

پاره اى از مفسّران گفته اند: هر کدام از دو آیه، شرایط و حالت ویژه اى را ترسیم مى کند:

آیه 36 نشانگر فرود آنان به زمین در حال دشمنى با یکدیگر است، و آیه 38 ترسیم کننده فرود آنان به منظور آزمون و امتحان و انجام دادن دستورات خدا است. این روش در گفت و شنود میان مردم نیز نمونه دارد؛ بعنوان مثال، گاه به کسى مى گوییم: «برو بسلامت» و گاه مى گوییم: «برو به همراه دوستانت». درست است که دستور در هر دو جمله یکى است؛ امّا از آنجا که دو حالت را نشان مى دهد، تکرارى نیست.

«فامّا یأتینّکم منّى هدى...»

پس اگر هدایتى ازجانب من برایتان آمد...

به اعتقاد عدّه اى، منظور از هدایت و رهنمود، همان راهنمایى و بیان و ترسیم راه درست زندگى است.

برخى نیز گفته اند: مقصود، پیام آوران خدا و بعثت آنان براى ارشاد مردم است.

«فمن تبع هداى فلاخوفٌ علیهم و لا هم یحزنون»

آنان که هدایت و رهنمود مرا پیروى کنند و ازپى پیامبران من گام سپارند، از هراس سهمگین روز رستاخیز در امانند و اندوه ازدست دادن فرصت عمر و انجام دادن کارهاى شایسته و فراهم آوردن پاداش و ثواب برایشان نخواهد بود؛ گرچه ممکن است بر اثر رخدادهاى این جهان زودگذر، به مشکل و اندوه گرفتار آیند.

از آیه چنین برمى آید که رهنمود و آمدن پیامبران و فرود کتابهاى آسمانى، هیچکدام ملازمتى با پیروى ندارند؛ از این رو ممکن است رهنمود و دلالت باشد، امّا پیروى نباشد؛ ولى راهیابى و هدایت پذیرى هماره درگرو پذیرش و حقگرایى است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف

فإن قلت : لم کرر: (قلنا اهبطوا)؟ قلت : للتأکید و لما نیط به من زیادة قوله : (فإما یأتینکم منی هدی ). فإن قلت : ما جواب الشرط الاول ؟ قلت : الشرط الثانی مع جوابه کقولک : إن جئتنی فان قدرت أحسنت إلیک . و المعنی : فإما یأتینکم منی هدی برسول أبعثه إلیکم و کتاب أنزله علیکم ، بدلیل قوله : (و الذین کفروا و کذبوا بَیاتنا) فی مقابلة قوله (فمن اتبع هدای ) فإن قلت : فلم جی ء بکلمة الشک و إتیان الهدی کائن لا محالة لوجوبه ؟ قلت : للایذان بأن الایمان بالله و التوحید لا یشترط فیه بعثة الرسل و إنزال الکتب ، و أنه إن لم یبعث رسولا و لم ینزل کتابا، کان الایمان به و توحیده واجبا، لما رکب فیهم من العقول و نصب لهم من الادلة و مکنهم من النظر و الاستدلال . فإن قلت : الخطیئة التی أهبط بها آدم إن کانت کبیرة فالکبیرة لا تجوز علی الانبیاء، و إن کانت صغیرة، فلم جری علیه ما جری بسببها من نزع اللباس و الاخراج من الجنة و الاهباط من السماء، کما فعل بابلیس و نسبته إلی الغی و العصیان و نسیان العهد و عدم العزیمة و الحاجة إلی التوبة؟ قلت : ما کانت إلا صغیرة مغمورة بأعمال قلبه من الاخلاص و الافکار الصالحة التی هی أجل الاعمال و أعظم الطاعات . و إنما جری علیه ما جری ، تعظیما للخطیئة و تفظیعا لشأنها و تهویلا، لیکون ذلک لطفا له و لذریته فی اجتناب الخطایا و اتقاء المَثم ، و التنبیه علی أنه أخرج من الجنة بخطیئة واحدة، فکیف یدخلها ذو خطایا جمه . و قرئ: فمن تبع هدی ، علی لغة هذیل ، فلا خوف بالفتح [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.