از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ40وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتي‏ ثَمَناً قَليلاً وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ41وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ42وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعينَ43أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ44وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَي الْخاشِعينَ45الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ46يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْکُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُکُمْ عَلَي الْعالَمينَ47وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ48
شماره صفحه : 7 حزب : 1 جزء : اول سوره : بقرة
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید سوالی در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  عدم تناقض شفاعت با عدالت خداوند
48) یکى از آن اشکال ها درباره شفاعت این است که بعد از آنکه خداى تعالى در کلام مجیدش براى مجرم در روز قیامت عقاب هایى معین نمود، برداشتن آن عقاب یا عدالتى از خداست و یا ظلم است. اگر برداشتن آن عقاب ها عدالت باشد، پس تشریع آن حکمى که مخالفتش عقاب مى ‏آورد در اصل ظلم بوده است و ظلم لایق ساحت مقدس خداى تعالى نیست. اگر برداشتن عقاب نامبرده ظلم است چون تشریع حکمى که مخالفتش این عقاب را آورده به عدالت بوده است، پس در خواست انبیا یا هر شفیع دیگر درخواست ظلم خداست و این درخواست جاهلانه است و ساحت مقدس انبیا از مثل آن منزه است.

ما از این اشکال به دو جور پاسخ می دهیم: 1- نقضى. 2- حلى.

1- اما جواب نقضى این است که به ایشان مى ‏گوییم شما درباره اوامر امتحانى خداوند چه مى ‏گویید؟ آیا رفع حکم امتحانى- مانند جلوگیرى از کشته شدن حضرت اسماعیل (علیه السلام) در مرحله دوم و اثبات آن در مرحله اول- ماموریت حضرت ابراهیم (علیه السلام) به کشتن او- هر دو عدالت است؟ یا یکى ظلم و دیگرى عدالت است؟ چاره‏ اى جز این نیست که بگوئیم هر دو عدالت است و حکمت در آن آزمایش و بیرون آوردن باطن و نیات درونى‏ مکلف و یا به فعلیت رساندن استعدادهاى او است. در مورد شفاعت هم مى ‏گوییم ممکن است خداوند مقدر کرده باشد که همه مردم با ایمان را نجات دهد، ولى در ظاهر احکامى مقرر کرده است و براى مخالفت آن ها عقاب هایى معین نموده است تا کفار به کفر خود هلاک گردند و مؤمنان به وسیله اطاعت به درجات محسنین بالا روند و گنهکاران به وسیله شفاعت به آن نجاتى که گفتیم خداوند برایشان مقدر کرده برسند، هر چند که نجات از بعضى انواع عذاب ها یا بعضى افراد آن باشد، ولى نسبت به بعضى دیگر از عذاب ها از قبیل حول و وحشت برزخ و یا دلهره و فزع روز قیامت را بچشند که در این صورت هم آن حکمى که در اول مقرر کرد بر طبق عدالت بوده است و هم برداشتن عقاب از کسانى که مخالفت کردند عدالت بوده است. این بود جواب نقضى از اشکال.

2- و اما جواب حلى آن این است که برداشته شدن عقاب به وسیله شفاعت وقتى مغایر با حکم اولى خداست و آن گاه آن سؤال پیش مى ‏آید که کدامیک عدل است و کدام ظلم؟ که این بر طرف شدن عقاب به وسیله شفاعت، نقض حکم و ضد آن باشد و یا نقض آثار و تبعات آن حکم باشد. آن تبعات و عقابى که خود خداوند معین کرده است، ولى خواننده عزیز توجه فرمود که گفتیم شفاعت نه نقض اصل حکم است و نه نقض آن عقوبتى که براى مخالفت آن حکم معین کرده ‏اند. بلکه شفاعت نسبت به حکم و عقوبت نامبرده حکومت دارد. یعنى مخالفت کننده و نافرمانى کننده را از مصداق شمول عقاب بیرون مى ‏کند و او را مصداق شمول رحمت و یا صفتى دیگر از صفات خداى تعالى از قبیل عفو و مغفرت می سازد که یکى از آن صفات احترام گذاشتن به شفیع و تعظیم او است. [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 245 و 246 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : شفاعت گوینده : علامه طباطبایی
  عدم تناقض شفاعت با سنت های الهی
48) یکی از اشکال ها درباره شفاعت این است که سنت الهیه بر این جریان یافته است که هیچ وقت افعال خود را در معرض تخلف و اختلاف قرار ندهد و چون حکمى براند آن حکم را به یک نسق و در همه مواردش اجرا کند و استثنایى به آن نزند. اسباب و مسبباتى هم که در عالم هست بر طبق همین سنت جریان دارد همچنانکه خداى تعالى فرموده است: «هذا صِراطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوِینَ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» (حجر/43) و «وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ» (انعام/153) و «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا» (فاطر/43). مسئله شفاعت و پارتى بازى این هم آهنگى و کلیت افعال و سنت ‏هاى خداى را بر هم مى ‏زند. چون عقاب نکردن همه مجرمین و رفع عقاب از همه جرم هاى آنان نقض غرض مى ‏کند و نقض غرض از خداوند محال است. نیز این کار یک نوع بازى است که قطعا با حکمت خداوند نمی سازد و اگر بخواهد شفاعت را در بعضى گنهکاران، آن هم در بعضى گناهان قبول کند لازم مى ‏آید سنت و فعل خداوند اختلاف و دوگانگى و بلکه چند گانگى پیدا کند، که قرآن آن را نفى مى ‏کند. چون هیچ فرقى میان این مجرم و میان آن مجرم نیست که شفاعت را از یکى بپذیرد و از دیگرى نپذیرد. نیز هیچ فرقى میان جرم ‏ها و گناهان نیست. همه نافرمانى خدا و در بیرون شدن از زى بندگى مشترکند. آن وقت شفاعت را از یکى بپذیرد و از دیگرى نپذیرد یا از بعضى گناهان بپذیرد و از بعضى دیگر نپذیرد ترجیح بدون جهت و محال است. این زندگى دنیا و اجتماعى ما است که شفاعت و امثال آن در آن جریان مى ‏یابد، چون اساس آن و پایه اعمالى که در آن صورت می دهیم هوا و اوهامى است که گاهى درباره حق و باطل به یک جور حکم مى ‏کند و در حکمت و جهالت به یک جور جریان مى ‏یابد.

در جواب از این اشکال مى ‏گوییم که درست است که صراط خداى تعالى مستقیم و سنتش واحد است، ولکن این سنت واحد و غیر متخلف، قائم بر اصالت یک صفت از صفات خداى تعالى مثلا صفت تشریع و حکم او نیست تا در نتیجه هیچ حکمى از موردش و هیچ جزا و کیفر حکمى از محلْش تخلف نکند و به هیچ وجه قابل تخلف نباشد، بلکه این سنت واحد قائم است بر آنچه که مقتضاى تمامى صفات او است، آن صفاتى که ارتباط به این سنت دارند (هر چند که ما از درک صفات او عاجزیم).

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 246 تا 248 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : شفاعت گوینده : علامه طباطبایی
  عدم تناقض شفاعت با علم الهی
48) یکی از اشکال هایی که به شفاعت شده است این است که شفاعتى که در بین مردم معروف است این است که شافع مولا را وادار کند بر اینکه بر خلاف آنچه خودش در اول اراده کرده است و به آن حکم نموده کارى را صورت دهد و یا کارى را ترک کند. چنین شفاعتى صورت نمى ‏گیردمگر آنکه مولا به خاطر شفیع از اراده خود دست برداشته و آن را نسخ کند. و مولاى عادل هرگز چنین کارى نمی کند و حاکم عادل هرگز دچار اینگونه تزلزل نمی شود مگر آنکه اطلاعات تازه ‏ترى پیدا کند و بفهمد که اراده و حکم اولش خطا بوده است، آن گاه بر خلاف حکم اولش حکمى کند و یا بر خلاف رویه اولش روشى پیش بگیرد. بلکه اگر حاکمى مستبد و ظالم باشد او شفاعت افراد مقرب درگاه خود را مى ‏پذیرد، چون دل به دست آوردن از شفیع در نظر او مهم ‏تر از رعایت عدالت است و لذا با علم به اینکه قبول شفاعت او ظلم است و عدالت در خلاف آن است، مع ذلک عدالت را زیر پا مى ‏گذارد و شفاعت او را مى ‏پذیرد و از آنجایى که هم خطاى حکم و هم ترجیح ظلم بر عدالت از خداى تعالى محال است، به خاطر اینکه اراده خداوند بر طبق علم است و علم او ازلى و لا یتغیر است، لذا قبول شفاعت هم از او محال است.

جواب این اشکال این است که قبول شفاعت از خداى تعالى نه از باب تغیر اراده او است و نه از باب خطا و دگرگونى حکم سابق او. بلکه از باب دگرگونى در مراد و معلوم اوست.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 248 تا 250 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : شفاعت گوینده : علامه طباطبایی
  عدم تناقض شفاعت با تحریک بندگان به گناه
48) یکی از اشکال هایی که به شفاعت شده است این است که وعده شفاعت به بندگان دادن و تبلیغ انبیا این وعده را به آنان، باعث جرأت مردم بر معصیت و وادارى آنان بر هتک حرمت محرمات خدایى است و این با یگانه غرض دین که همان شوق بندگان به سوى بندگى و اطاعت است منافات دارد. به ناچار آنچه از آیات قرآن و روایات درباره شفاعت وارد شده است، باید به معنایى تاویل شود تا مزاحم با این اصل بدیهى نشود.

جواب از این اشکال را به دو نحو می دهیم: 1- نقضى. 2- حلى.

1- جواب نقضى اینکه شما درباره آیاتى که وعده مغفرت می دهد چه مى ‏گوئید؟ عین آن اشکال در این آیات نیز وارد است چون این آیات نیز مردم را به ارتکاب گناه جرى مى ‏کند، مخصوصا با در نظر گرفتن اینکه مغفرت واسعه رحمت خداوند را شامل تمامى گناهان سواى شرک می سازد مانند آیه «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ» (نسا/48) و این آیه به طورى که در سابق هم گفتیم مربوط به غیر مورد توبه است. چون اگر درباره مورد توبه بود استثنا شرک صحیح نبود چون توبه از شرک هم‏ پذیرفته است.

2- جواب حلى اینکه وعده شفاعت و تبلیغ آن به وسیله انبیا وقتى مستلزم جرئت و جسارت مردم می شود و آنان را به معصیت و تمرد وامی دارد که اولا مجرم را و صفات او را معین کرده باشد و یا حداقل گناه را معین نموده و فرموده باشد که چه گناهى با شفاعت بخشوده می شود و طورى معین کرده باشد که کاملا مشخص شود. اما آیات شفاعت این طور نیست. اولا خیلى کوتاه و سربسته است و در ثانى شفاعت را مشروط به شرطى کرده است که ممکن است آن شرط حاصل نشود و آن مشیت خدا است. ثانیا شفاعت در تمامى انواع عذاب ها و در همه اوقات مؤثر باشد به اینکه به کلى گناه را ریشه کن کند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 250 تا 252 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : شفاعت گوینده : علامه طباطبایی
  دلالت قرآن بر وجود شفاعت
48) یکی از اشکال هایی که به شفاعت شده است این است که مسئله شفاعت مانند هر مسئله اعتقادى دیگر باید به دلالت یکى از ادله سه ‏گانه عقل و کتاب و سنت اثبات شود اما عقل خود آدمى یا اصلا اجازه شفاعت و پارتى بازى را نمی دهد و یا اگر هم بدهد تنها می گوید چنین چیزى ممکن است ولى دیگر نمی گوید که چنین چیزى واقع هم شده است. و اما کتاب یعنى آیات قرآن؟ آنچه از آیات قرآن متعرض مسئله شفاعت شده است هیچ دلالتى ندارد بر اینکه چنین چیزى واقع هم می شود. چون در این مسئله آیاتى هست که به طور کلى شفاعت را انکار مى ‏کند مانند آیه «لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» (بقره/255) و آیاتى دیگر هست که منفعت شفاعت را نفى مى ‏کند مانند آیه‏ «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ» (مدثر/48) و آیاتى دیگر هست که آن را مشروط به اذن خداوند مى ‏کند مانند آیه «إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ» (یونس/3) و آیه «إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى» (انبیا/28) و مثل این استثناها. یعنى استثنا بخواست و مشیت و اذن خداوند. تا آنجا که از قرآن کریم و اسلوب کلامى آن معهود است براى افاده نفى قطعى است، می خواهد بفرماید اصلا شفاعتى نیست چون هر چه هست اذن و مشیت خداى سبحان است مانند آیه «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسى، إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ» (اعلی/7) یعنى هیچ فراموش نمى ‏کنى و آیه «خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّکَ» (هود/107). پس در قرآن کریم هیچ آیه ‏اى که به طور قطع و صریح دلالت کند بر وقوع شفاعت نداریم. اما سنت: در روایات هم آنچه درباره خصوصیات شفاعت وارد شده است قابل اعتماد نیست و آن مقدار هم که قابل اعتماد است به بیش از آنچه در قرآن دیدیم دلالت ندارد. پس نه عقل بر آن دلالت دارد و نه کتاب و نه سنت.

جواب از این اشکال این است که اما کتاب و آیاتى که در آن شفاعت را نفى مى ‏کند وضعش را بیان کردیم و خواننده گرامى متوجه شد که آن آیات شفاعت را به کلى انکار نمى ‏کند، بلکه شفاعت بدون اذن و ارتضاى خداوند را انکار مى ‏کند. اما آن آیاتى که منفعت شفاعت را انکار مى ‏کردبر خلاف آنچه اشکال کننده فهمیده است مى ‏گوییم: اتفاقا آن آیات شفاعت را اثبات مى ‏کند نه نفى. براى اینکه آیات سوره مدثر انتفاع طائفه معینى از مجرمین را از شفاعت نفى مى ‏کند نه انتفاع تمامى طوائف را. علاوه بر آن کلمه شفاعت بهکلمه (شافعین) اضافه شده و فرموده است شفاعت شافعین سودى به ایشان نمی دهد و نفرموده است: «و لا تنفعهم الشفاعة». آخر فرق است بین اینکه کسى بگوید «فلا تنفعهم الشفاعة» و بین اینکه بگوید: «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ». براى اینکه مصدر وقتى اضافه شد بر وقوع فعل در خارج دلالت مى ‏کند و مى ‏فهماند که این فعل در خارج واقع شده است به خلاف صورت اول. بر این معنا شیخ عبد القاهر در کتاب دلائل الاعجاز تصریح کرده است. پس جمله (شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ) دلالت دارد بر اینکه به طور اجمال در قیامت شفاعتى واقع خواهد شد ولى این طائفه از آن بهره نمى ‏برند.

از این هم که بگذریم جمع آوردن شافع در جمله (شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ) نیز دلالت دارد بر اینکه شفاعتى خواهد بود. همچنانکه جمله (کانَتْ مِنَ الْغابِرِینَ) دلالت دارد بر اینکه کسانى در عذاب باقى ماندند. جمله (وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ) و جمله (فَکانَ مِنَ الْغاوِینَ) و جمله (لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ) و امثال این ها دلالت بر این معنا دارد وگرنه تعبیر به صیغه جمع که می دانیم معنایى زائد بر معناى مفرد دارد لغو مى ‏بود. پس جمله (فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ) از آیاتى است که شفاعت را اثبات مى ‏کند نه نفى.

اما آیاتى که شفاعت را مقید به اذن و ارتضای خداوند مى ‏کند، مانند جمله (الا باذنه) و جمله (إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ). دلالتش بر اینکه چنین چیزى واقع می شود قابل انکار نیست چون عارف به اسلوب‏ هاى کلام می داند که مصدر وقتى اضافه شد دلالت بر وقوع مى ‏کند و همچنین اینکه گفته ‏اند جمله (الا باذنه) و جمله (إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏) به یک معنا است و هر دو به معناى (مگر آنکه خدا بخواهد است) اشتباه است و نباید به آن اعتنا کرد.

علاوه بر اینکه استثناهایى که در مورد شفاعت شده است به یک عبارت نیست بلکه به وجوه مختلفى تعبیر شده است. یکى فرمود: (الا باذنه)، و یک جا (الا من بعد اذنه) یک جا، (الا لمن ارتضى)، یک جا (إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ) و امثال این ها. گیرم که اذن و ارتضا به یک معنا باشد و آن یک معنا عبارت باشد از مشیت (خواست خدا)، آیا این حرف را در آیه (إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ) نیز می توان زد؟ و آیا می توان گفت (مگر کسى که به حق شهادت دهد و با علم باشد) به معناى (مگر به اذن خداست)؟ و وقتى چنین چیزى را ممکن نباشد بگوئیم، پس آیا مراد به این جمله صرف سهل ‏انگارى در بیان است؟ آن هم از خداى تعالى؟ با اینکه چنین نسبتى را به مردم کوچه و محله نمی توان داد آیا می توان به قرآن کریم و کلام بلیغ خداوند نسبت داد؟ قرآنى که بلیغ ‏تر از آن در همه عالم کلامى نیست.

پس حق اینست که آیات قرآنى شفاعت را اثبات مى ‏کند. چیزى که هست همانطور که گفتیم به طور اجمال اثبات مى ‏کند نه مطلق. اما سنت دلالت آن نیز مانند دلالت قرآن است که ان شاء اللَّه روایاتش را خواهید دید. [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 252 تا 254 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : شفاعت گوینده : علامه طباطبایی
  معنای شفاعت
48) یکی از اشکال هایی که به شفاعت شده است این است که آیات قرآن کریم دلالت صریح ندارد بر اینکه شفاعت عقابى را که روز قیامت و بعد از ثبوت جرم بر مجرمین ثابت شده است، برمی دارد، بلکه تنها این مقدار را ثابت مى ‏کند که انبیا جنبه شفاعت و واسطگى را دارند. مراد به واسطگى انبیا این است که این حضرات به آن جهت که پیغمبرند، بین مردم و بین پروردگارشان واسطه می شوند. احکام الهى را به وسیله وحى مى ‏گیرند و در مردم تبلیغ مى ‏کنند و مردم را به سوى پروردگارشان هدایت مى ‏کنند. این مقدار دخالت که انبیا در سرنوشت مردم دارند مانند بذرى است که به تدریج سبز شود و نمو نماید و منشا قضا و قدرها و اوصاف و احوالى بشود. پس انبیا (علیه‌السلام) شفیعان مؤمنین ‏اند چون در رشد و نمو و هدایت و برخوردارى آنان از سعادت دنیا و آخرت دخالت دارند. این است معناى شفاعت.

جواب این اشکال این است که ما نیز در معناى از شفاعت که شما بیان کردید حرفى نداریم، لکن این یکى از مصادیق شفاعت است نه اینکه معنایش منحصر به آن باشد که در سابق بیان معانى شفاعت گذشت. دلیل بر اینکه معناى شفاعت منحصر در آن نیست علاوه بر بیان گذشته یکى آیه «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ» (نسا/48) است که ترجمه ‏اش گذشت و در بیانش گفتیم این آیه در غیر مورد ایمان و توبه است در حالیکه اشکال کننده با بیان خود شفاعت را منحصر در دخالت انبیا از مسیر دعوت به ایمان و توبه کرد و آیه نامبرده این انحصار را قبول ندارد و مى ‏فرماید: «مغفرت از غیر مسیر ایمان و توبه نیز است». [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 254 و 255 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : شفاعت گوینده : علامه طباطبایی
  تناقض بین شفاعت و عقل
48) یکی از اشکال هایی که به شفاعت شده است این است که اگر راه سعادت بشرى را با راهنمایى عقل قدم به قدم طى کنیم، هرگز به چیزى به نام شفاعت و دخالت آن در سعادت بشر برنمی خوریم. آیات قرآنى اگر به طور صریح آن را اثبات مى ‏کرد، چاره ‏اى نداشتیم جز اینکه آن را بر خلاف داورى عقل خود و به عنوان تعبد بپذیریم اما خوشبختانه آیات قرآنى مربوط به شفاعت صریح در اثبات آن نیستند. یکى به کلى آن را نفى مى ‏کند و جایى دیگر اثبات می نماید. یک جا مقید مى ‏آورد، جایى دیگر مطلق ذکر مى ‏کند. چون چنین است پس هم به مقتضاى دلالت عقل خودمان و هم به مقتضاى ادب دینى جا دارد آیات نامبرده را که از متشابهات قرآن است مسکوت گذاشته و علم آن ها را به خداى تعالى ارجاع دهیم و بگوئیم ما در این باره چیزى نمى ‏فهمیم.

جواب این اشکال هم این است که آیات متشابه وقتى ارجاع داده شد به آیات محکم خودش نیز محکم می شود و این ارجاع چیزى نیست که از ما برنیاید و نتوانیم از محکمات قرآن توضیح آن را بخواهیم همچنانکه در تفسیر آیه‏ اى که آیات قرآن را به دو دسته محکم و متشابه تقسیم مى ‏کند، یعنى آیه هفتم از سوره آل عمران، بحث مفصل این حقیقت خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالى. [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 255 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : شفاعت گوینده : علامه طباطبایی
  برتری بنی اسرائیل - کاظم احمدي نيا
47) این برتری بنی اسرائیل فقط به لحاظ نعمات بوده یا از لحاظ توانایی هم برتر بودن؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : رابطه انسان و دنیا گوینده : کاظم احمدی نیا
  بازه ی زمانی برتری بنی اسرائیل - کاظم احمدي نيا
47) در بعضی از ترجمه ها اشاره شده برتری بنی اسرائیل فقط در همان زمان بوده و در بعضی از ترجمه ها اشاره نشده.
منظور از برتری بنی اسرائیل تا چه زمانی بوده؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : رابطه انسان و دنیا گوینده : کاظم احمدی نیا
  برتری بنی اسرائیل - سمانه بيات
47) اینکه خدا می فرمایند شما را بر جهانیان برتری دادم؛ منظور از این برتری چیست؟ و اینکه آیا این برتری تا به حال هم ادامه داشته که با استنادبه این آیه یهودیان خود را قوم برتر بدانند؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : نسل گوینده : سمانه بیات
  اعراب رب - نصرت عزتي ساميان
46) چرا رب که مفعول است وباید مفتوح باشد اینجا مکسور است ؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : کلمه گوینده : نصرت عزتی سامیان
  شفاعت - نصرت عزتي ساميان
48) لا یقبل منها شفاعة خیلی کلی گفته پس شفاعت ائمه و شهدا و صالحین چه می شود؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : قیامت گوینده : نصرت عزتی سامیان
  شفاعت و اراده‏ى خدا - سيد علي بهبهاني
48) آیا شفاعت، اراده‏ى خدا را تغییر مى‏دهد؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : اعتقادی موضوع اصلی : شفاعت گوینده : سید علی بهبهانی
  شبهه1 - سيد علي بهبهاني
48) شفاعت سبب رفع عقاب مى شود و مرتفع شدن عقاب یا عدل است یا ظلم ؛
اگر عدل باشد پس اصل جعل عقاب از جانب خداى سبحان - معاذاللّه - ظلم است، در حالى که خدا هرگز به هیچ کس ظلم نمى کند (ولایظلم ربّک احدا)
و اگر ظلم است و وجود عقاب عدل است، پس شفاعت شافعان و اقدام آنان براى رفع عقاب، ظلم است!
[ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : شفاعت گوینده : سید علی بهبهانی
  مقصود از بنى اسرائیل - سيد علي بهبهاني
40) آیا مقصود از بنى اسرائیل خصوص یهود است، یا اعم از آنان و نصارا؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : سید علی بهبهانی
  علت برتری بنی اسرائیل؟ - محمد مهدي نوريه
47) چرا خداوند متعال در این آیه ذکر میکند که بنی اسرائیل را بر عالمیان برتری دادیم. و علت برتری آنها چه بوده است؟
آیا فقط در آن زمان بوده و یا در کل زمان زمانها؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : انسان گوینده : محمد مهدی نوریه
  بنی اسراییل - س شهيد
41) آیه 41-46:
اینکه خداوند می فرمایند که: وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی‏ ثَمَناً قَلیلاً وَ إِیَّایَ فَاتَّقُونِ ؛ همان است که در آیه 16 بیان شد. در مورد اشتروا. و همچنین همان که در آیه 27 مطرح شد در باب خسر.
بدین معنا که اینها(بنی اسراییل) نعماتی را به عنوان سرمایه در اختیار داشته اند تا با آنها تقوا پیشه کرده و بر ایمانشان افزوده شود اما آنها در معاملاتی که انجام می دهند چه معاملات اقتصادی و چه در نیت و ذهن و چه در اعمالی که انجام می دهند حقِّ آن نعمات را به جا نمی اورند و در آیه 42 بیان میدارد که اینها لباس باطل را بر حق می پوشانند همان کاری را که منافقین در آیه 3 انجام میدادند: با ضلالت میخواستند راه هدایت را طی کنند. و اینگونه راه حق را کتمان کنند.
حال با این توصیفات، بنی اسراییل همان منافقینند که شرحشان در آیات قبل بیان شد؟ [ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : یهودی گوینده : س شهید
  چرا یهودیان را بنى اسرائیل مى گویند ؟ - مسعود ورزيده
40) چرا یهودیان را بنى اسرائیل مى گویند ؟

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تاریخی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : مسعود ورزیده
  آیا قرآن مندرجات تورات و انجیل راتصدیق کرده ؟ - مسعود ورزيده
43)
در آیات متعددى از قرآن مجید، این تعبیر به چشم مى خورد که : قرآن مفاد کتب پیشین را تصدیق مى کند)).
از جمله در آیات مورد بحث خواندیم : ((مصدقا لما معکم )) و در آیات 89 و 101 سوره بقره مى خوانیم ((مصدق لما)) معهم .
و در آیه 48 مائده مى فرماید: و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب : ((ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم در حالى این کتاب کتب آسمانى پیشین را تصدیق مى کند)).
همین امر سبب شده که جمعى از مبلغان یهود و مسیحى ، این آیات را سندى بر عدم تحریف تورات و انجیل بگیرند، و بگویند: تورات و انجیل در عصر پیامبر اسلام مسلما با تورات و انجیل امروز تفاوتى پیدا نکرده ، و اگر تحریفى در تورات و انجیلها رخ داده باشد، مسلما مربوط به قبل از آن است ، و چون قرآن صحت تورات و انجیل موجود عصر پیامبر اسلام را تصدیق نموده پس مسلمانان باید این کتب را به عنوان کتب آسمانى دست نخورده به رسمیت بشناسند.
پ

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ پاسخ ها / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : کتاب گوینده : مسعود ورزیده