از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  نپذیرفتن فرمان الهی - مهدي شريف رضويان
59) دو نکته درباره این آیه مطرح است:
1- احتمال اول آنکه از گفتن کلمه حطه خودداری کردند و حتی برای مسخره کردن ، کلمه نامناسب دیگری بکار بردند.و احتمال دوم آنکه از پذیرش قوانین شهری امتناع کرده و تن به هرج و مرج دادند.
2- مطابق روایات عذاب نازل شده نوعی طاعون بود که به سرعت در میان آنها شایع شد و ظالمین لجوج را از بین برد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : خلاصه تفاسیر-عباس پورسیف قالب : روایی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : مهدی شریف رضویان
  باب حطه - سيد علي بهبهاني
58) یکی از القابی که در زیارات ائمه طاهرین و بالاخص امیرالمومنین علی (ع) وارد شده باب الحطه است و از تفسیر عیاشی از سلیمان جعفری از حضرت رضا (ع)از ابی جعفر(ع) روایت شده که فرمود:
نحن باب حطتکم یعنی مائیم باب مغفرت و آمرزش شما.
و این اشاره به ان است که هر کس ولایت ائمه را بپذیرد و در حریم محبت آنان وارد شود گناهان او آمرزیده و مورد عفو الهی قرار می گیرد.
وصایای 14معصوم نوشته ی فرشاد مومنی به نقل از تفسیر الطیب البیان فی تفسیر القرآن سید عبدالحسین طیب،تفسیر منهج الصادقین،ملا فتح الله کاشانی،ذیل آیه 58 سوره مبارکه بقره
و در روایتی دیگر در تفسیر ((انثی عشر)) آمده است:
از امام محمد باقر (ع) مروی است که فرمود:((نحن باب حطتکم یعنی مائییم باب مغفرت و آمرزش شما))
در این روایت اشاره شده است به آنکه مغفرت گناهان،فرع محب اهل بیت است هر کس محب اهل بیت نباشد هر چند توبه و استغفار کند آمرزش نصیب او نخواهد بود، و هر کس در ولایت علی (ع) و اولاد او داخل شد،مصون از عذاب دائم خواهد بود [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : روایی موضوع اصلی : اهل بیت (علیهم السلام) گوینده : سید علی بهبهانی
  صفات محسنین - سيد علي بهبهاني
58) از مجموع صفات ذیل، اجمالا بر مى آید که محسن تنها به معناى نیکو به جا آورنده عمل یا نیکوکار نیست، بلکه احسان، مقامى است که براى تحدید حدود و لوازم و آثار آن، تدبّر بیشترى لازم است.
بعضى از صفاتى که آیات قرآن براى محسنان ذکر مى کند، عبارتند از:
1 تا 3- کمى از شب را مى خوابند و در سحر گاهان استغفار مى کنند، مقدارى از اموالشان را(غیر از حقوق واجب مالى ) به نیازمندان مى دهند:
...انهم کانوا قبل ذلک محسنین# کانوا قلیلا من الیل ما یهجعون# وبالاحسار هم یستغفرون# و فى اءموالهم حقّ للسائل و المحروم. البته این کرایم اخلاق لازم تقواى ویژه اى است که در محسنان یافت مى شود.
4- از زینت هاى دنیا چشم مى پوشند و رو به جانب آخرت دارند؛ از دار غرور، پهلو تهى مى کنند و به سوى دار خلود، شتابان در حرکتند و در آن جا پهلو مى گیرند:یا اءیّها النّبى قل لازواجک ان کنتنّ تردن الحیوة الدّنیا و زینتها فتعالین اءمتّعکنّ و اءسرّحکنّ سراحا جمیلا # و ان کنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الاخرة فان اللّه اءعدّ للمحسنات منکنّ اءجرا عظیما.
5- منادى عامل و معتقدى براى دین هستند، هم به حق معتقدند و به آن عمل مى کنند و هم حق مى گویند و آن را نشر مى دهند:و الذى جاء بالصّدق و صدّق به اءولئک هم المتّقون # لهم ما یشاءءون عند ربّهم و ذلک جزاء المحسنین.
6 تا 8- نماز به پا مى دارند، زکات مى دهند و به آخرت یقین دارند: تلک ایات الکتاب الحکیم # هدىً و رحمةً للمحسنین # الذین یقیمون الصلوة و یؤ تون الزکوة و هم بالاخرة هم یوقنون.
9- مجاهدانى مخلص و فداکارانى از خود گذشته در راه خدا هستند و از معیّت ویژه الهى برخوردارند:و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا و ان اللّه لمع المحسنین ، در احیاى مآثر دینى از هیچ ایثار و نثارى دریغ ندارند و از اجر مخصوص خدا بهره مندند:ذلک بانهم لا یصیبهم ظماء ولا نصب ولا مخمصة فى سبیل اللّه... ان اللّه لا یضیع اءجر المحسنین.
10- در راه خدا صبور و پایدار و با استقامتند: انه من یتّق و یصبر فان اللّه لا یضیع اءجر المحسنین.
11- اهل کرامت و گذشتند: قالوا یا ایّها العزیز ان به اءبا شیخا کبیرا فخذ اءحدنا مکانه انا نریک من المحسنین، فاعف عنهم واصفح ان اللّه یحبّ المحسنین، و متّعوهنّ على الموسع قدره و على المقتر قدره متاعا بالمعروف حقا على المحسنین.
12- در حال خوف و رجا به سر مى برند و با بیم و امید خدا را مى خوانند و رحمت خاص الهى به آنان نزدیک است: ولا تفسدوا فى الارض بعد اصلاحها وادعوه خوفا و طمعا ان رحمت اللّه قریب من المحسنین.
13 تا 16- در پذیرش حق استکبار نمى ورزند، حقیقت را دریافته اند و در پى آن نسبت به آیات الهى، عشق و شوق از خود نشان مى دهند و پیوسته ملحق شدن و رسیدن به صالحان را از خدا طلب مى کنند:... انهم لا یستکبرون # و اذا سمعوا ما انزل الى الرّسول ترى اءعینهم تفیض من الدمع ممّا عرفوا من الحقّ یقولون ربّنا امنّا فاکتبنا مع الشاهدین # و ما لنا لا نؤ من باللّه و ما جاءنا من الحق و نطمع ان یدخلنا ربّنا مع القوم الصالحین # فاءثابهم اللّه... و ذلک جزاء المحسنین.
17- با همه پایمردى ها و استقامت ها در راه خدا، پیوسته از گناهان خود اظهار عجز و شرمسارى مى کنند و از خداوند،آمرزش گناهان، ثبات قدم و نصرت بر کافران را مى طلبند:و کاءیّن من نبىّ قاتل معه ربیّون کثیر...# و ما کان قولهم الا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى اءمرنا و ثبّت اءقدامنا و انصرنا على القوم الکافرین # فاتاهم اللّه ثواب الدنیا و حسن ثواب الاخرة واللّه یحبّ المحسنین.
18و 19- حتى در حال تنگ دستى نیز اهل انفاقند و خشم خویش را فرو مى برند. از این رو از محبوبان ویژه خدا هستند:الّذین ینفقون فى السّرّاء و الضّرّاء و الکاظمین الغیظ... واللّه یحبّ المحسنین. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : محسنین گوینده : آیت الله جوادی آملی
  سنّت خداوند - سيد علي بهبهاني
59) سنّت خداوند، نزول رحمت است و به همین دلیل، بهترین غذا «منّ وسَلوى‏» براى بنى‏اسرائیل نازل شد، ولى بخاطر کج روى، عذاب از آسمان نازل مى‏شود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : حجت الاسلام قرائتی
  اول غفران، سپس رحمت - سجاد حسني پازکي
58) فرمود شما بگویید «حطة نغفرلکم خطایاکم» ما گناهان شما را می‌بخشیم «و سنزید المحسنین» نه تنها مغفرت هست رحمت است اول خدای سبحان به عنوان غفار می‌آمرزد بعد به عنوان رحیم از رحمت خاصه برخوردار می‌کند اول غبارروبی گندزدایی می‌کند بعد به آن صبغها الهی رنگ می‌کند اینچنین نیست که رحمت قبل از مغفرت باشد لذا در نوع آیات وقتی سخن از رحمت است بعد از مغفرت است خدا اول غفور است بعد رحیم اول انسان را از گناه پاک می‌کند وقتی انسان از گناه پاک شد آن گاه به صبغه الهی رنگ می‌کند اگر قلب پاک نشود قابل دریافت رنگ صبغه الهی نیست فرمود: ما اول می‌آمرزیم بعد به محسنین شما مزید دانش می‌دهیم. «و سنزید المحسنین» این دستور الهی است [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : آیت الله جوادی آملی
  چرا می فرماید قریه، نه مدینه - سجاد حسني پازکي
58) شاید سرّ این که مدینه یاد نکرده است و نفرمود: «ادخلوا هذه المدینة» برای این که عمالقه مثلاً زندگی می‌کنند و جایی که جبّار زندگی می‌کند قریه است نه مدینه زیرا مدنیّت و تمدّن جبر سازگار نیست، از این جهت مدینه رسول خدا (علیه آلاف تحة و الثناء) قبل از هجرت یثرب بود بعد شد مدینه، وقتی مدنیّت آمد، عدل و قسط آمد این یثرب شده مدنیه اینچنین نیست وقتی حضرت آمد از نظر منطقه‌های شهری یک روستایی شهر شده باشد و یثرب شده باشد مدینه قریه شده باشد مدینه برای این که وقتی عوض شد قهراً آن قریه یا آن یثرب به مدینه تبدیل می‌شود شاید مشابه این در سورهٔ مبارکه یس باشد که وقتی از آن سرزمین وسیع انطاکیه یاد می‌کند می‌فرماید اینها اهل قریه‌اند «وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ» آنگاه وقتی سخن از حمایت حق است و سخن از مبارزه باطل است که یک مردی از دورترین نقطه این محل حرکت می‌کند و می‌گوید «اتَّبِعُوا مَن لَا یَسْأَلُکُمْ أَجْراً وَهُم مَّهْتَدُونَ» از این موقع که خدای سبحان می‌خواهد جریان طرح کند همان قریه را به عنوان مدینه یاد می‌کند در سورهٔ یس آیهٔ 13 به بعد این است «وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ٭ إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَیْکُم مُّرْسَلُونَ ٭ قَالُوا» مردم این قریه گفتند: «مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمنُ مِن شَیْ‏ءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَکْذِبُونَ ٭ قَالُوا رَبُّنَا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ» این مرسلین گفتند: «رَبُّنَا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ ٭ وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ» تا این که در آیهٔ 20 اینچنین می‌فرماید: «جاء من أقصا المدینة رجل یسعی» همین قریه شده مدینه، چون وقتی مدنیّت و تمدّن به فقیر است نه به آباد بودن اکنون یک مرد الهی از قصاص این منطقه برخاست و می‌گوید: از مرسلین حمایت کنید چون هم حرف خوبی می‌زنند و هم آدم خوبی هستند «اتبغوا من لا یسئلکم اجراً و هم مهتدون» یعنی هم هدفشان خداست و هم حرفشان خداست و خیر است آنگاه این قریه می‌شود مدینه، بنابراین به اصطلاح قرآن کریم اینچنین نیست که نظیر مقررات شهرداری قرآن سخن بگوید که هرجا آسفالت است و خیابان است و جمعیت وسیعی دارد آن را مدینه بنا و هر جا جمعیت کمی دارد آنجا را قریه بنامد گاهی با داشتن همه امکانات شهری و قرآن از آنجا به عنوان قریه یاد می‌کند نه مدینه، امّا وقتی فکر متمدن در همان منطقه ظهور کرد آن می‌شود مدینه نظیر این که یثرب شده است مدینه [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : آیت الله جوادی آملی
  باب حطه - سجاد حسني پازکي
58) خداوند به آنها دستور داد که براى توبه از گناهانشان این جمله را از صمیم قلب بر زبان جارى سازند، و به آنها وعده داد که در صورت عمل به این دستور از خطاهاى آنها صرفنظر خواهد شد، و شاید به همین مناسبت یکى از درهاى بیت المقدس را" باب الحطه" نامگذارى کرده‏اند، چنان که" ابو حیان اندلسى" مى‏گوید که منظور از" باب" در آیه فوق یکى از بابهاى بیت المقدس است که معروف به" باب حطه" است [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : آیه الله مکارم شیرازی
  عذاب فقط بر ظالمین نازل شد - سجاد حسني پازکي
59) این نکته نیز شایان توجه است که قرآن در آیه فوق بجاى" فانزلنا علیهم" مى‏گوید" فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا" تا روشن گردد که این عذاب و مجازات الهى تنها دامان" ستمگران" بنى اسرائیل را گرفت و هرگز خشک و تر با هم نسوختند.
علاوه بر این در پایان آیه جمله" بِما کانُوا یَفْسُقُونَ" را ذکر مى‏کند تا آن هم تاکید بیشترى بر این موضوع باشد، که ظلم و فسقشان علت مجازاتشان گردید [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : آیه الله مکارم شیرازی
  سجدا - سجاد حسني پازکي
58) مراد از «سُجَّداً» نیز سجده‏ى شکر، بعد از ورود به مسجد است [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : محسن قرائتی
  پرهیز از افراط و تفریط - مجيد سرابي
59) در نگاه اول به این آیه اثری از رحمت و صبر و اعتدال دیده نمی شود و فقط صحبت از ظلم و فسق و عذاب و ... است. اما اگر با دقت بیشتری به آیه بنگریم ، در تکرار " الذین ظلموا " حکمتی هست. این آیه و 10 آیة قبلی و 10 آیة بعدی آن درمورد بنی اسرائیل است همان قومی که مشهور به تحریف و بهانه جویی و ... هستند. حال اگر آیه بصورت "...فأنزلنا علیهم رجزاً ..." می آمد ، خیلی ناعادلانه نبود چون حق بنی اسرائیل بود که با آن همه گناه ، عذابی از آسمان بر آنها فرودآید. اما خداوند کریم صبورانه عذاب را فقط به آن عده ای که ظلم کرده بودند نسبت داد.
بعلاوه این که در آخر آیه باوجود سابقة بسیار بدی که بنی اسرائیل دارند ، بازهم علت عذاب ذکر شده و راهی برای بهانه جویی باقی نگذاسته است.(بِما کانُوا یَفْسُقُونَ) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : اعتدال گوینده : مجید مهدی زاده
  اجر محسنین - مجيد سرابي
58) در منبع فوق الذکر عبارت "زادَ فلانٌ " به " افزون عطاکرد" معنا شده و عبارت "زاد الشیءَ " به "افزون کرد" ترجمه شده است.
نزیدُ مضارع زادَ در صیغة متکلم مع الغیر است از آنجا که "المحسنین" منصوب به "ین" شده دقیقاً شبیه عبارت "زاد الشیءَ " می باشد و نباید مانند "زادَ فلانٌ " ترجمه شود. یعنی جملة " و به نیکوکاران افزون عطا می کنیم " ترجمة آیة فوق نیست بلکه ترجمة عبارت " نزیدُ محسنونَ " می باشد.
پس معنای صحیح آیه این است که " ... و نیکوکاران را افزون خواهیم کرد" و البته منظور افزایش تعداد نیکوکاران نیست بلکه بالابردن و ترفیع مدّ نظر است.
شبیه این اشتباه در ترجمة "ربِ زدنی علماً " دیده می شود که آن را به این صورت معنا می کنند : "پروردگارا علم مرا افزون کن" درحالیکه می گوید پروردگارا خودمن را زیاد کن ازنظر علمی. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمة المنجد الأبجدی(فرهنگ دانشگاهی1) صفحة467 قالب : لغوی موضوع اصلی : محسنین گوینده : مجید مهدی زاده
  کلید حفظ صفحة 9 - مجيد سرابي
58) عزیزانی که می خواهند صفحة 9 را حفظ کنند خوب است بدانند آیات این صفحه غیر از آیة دوم(آیة 59) همگی دربارة خوردن و آشامیدن هستند و آیة 59 هم دربارة گفتار است. ازآنجا که سخن گفتن و خوردن هردو از راه دهان است پس یک ارتباطی بین هر 4 آیة این صفحه وجود دارد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : صفحة 9 قرآن کریم قالب : لغوی موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : مجید مهدی زاده
  لزوم جلو گیری از انجام منکر در جامعه - مرتضي هاديزاده
59) در چند آیه قبل هنگامی که عده ای از قوم بنی اسرائیل دست به گوساله پرستی می زنند و دیگران برای مقابله با آنها اقدامی نمی کنند ، خداوند تمام قوم را لایق عذاب می داند و همه آنها را به یک نوع می خواند اما در این آیه که موضوع اجرای فرمان مشخص خداوند است تنها عده ای که از این فرمان سرپیچی کرده اند را لایق عذاب می داند و عذاب می کند .
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : اعتقادی موضوع اصلی : سوره بقره گوینده : مرتضی هادیزاده
  توبه - اميد شيرواني آزاد
58) چنانکه در سوره‏ى مائده آمده، مراد از «قریه» در این آیه، بیت‏المقدّس است. پس از چهل سال ماندن در بیابان تیه، بنى‏اسرائیل مأمور شد که وارد شهر بیت المقدّس شده و به معبد درآیند و موقع داخل شدن به مسجد، کلمه‏ى مبارکه «حِطّة» را بگویند. «حطّة» به معناى ریزش گناهان و طلب عفو و اظهار توبه است. در تفسیر اطیب البیان آمده است که مراد از باب، دروازه‏ى شهر نیست، بلکه درب مسجد است که الآن هم به نام «باب الحطّة» معروف مى‏باشد و مراد از «سُجّداً» نیز سجده‏ى شکر، بعد از ورود به مسجد است.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : حجت الاسلام قرائتی قالب : تفسیری موضوع اصلی : توبه گوینده : امید شیروانی آزاد