از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  معنای کلمه «عثی»
عثی و عیث به معنای آخرین درجه فساد است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج1، ص: 289 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  راز عدد 12 - سيد علي بهبهاني
در عدد دوازده، رمزى نهفته است. عدد ماهها، عدد نقباى بنى‏اسرائیل و تعداد حواریون حضرت عیسى علیه السلام و عدد ائمه‏ى معصومین علیهم السلام، دوازده است ؛
کلمات زیر هم همه دارای 12 حرف میباشند:
لا اله الا الله= 12 حرف
محمد رسول الله= 12 حرف
الصادق الأمین= 12 حرف
ائمة أهل البیت= 12 حرف
امیرالمؤمنین= 12 حرف
فاطمةالزهراء= 12 حرف
الحسن و الحسین= 12 حرف
اول الائمة علی = 12 حرف = علی بن ابی طالب
الامام الثانی = 12 حرف = الحسن المجتبی
الامام الثالث = 12 حرف = الحسین الشهید
الامام الرابع = 12 حرف = الامام السجاد
الامام الخامس = 12 حرف = الامام الباقر
الامام السادس = 12 حرف = الامام الصادق
الامام السابع = 12 حرف = الامام الکاظم
الامام الثامن = 12 حرف = الامام الرّضا
الامام التاسع = 12 حرف = الامام الجواد
الامام العاشر = 12 حرف = الحسن العسکری
الامام الخاتم = 12 حرف = القائم المهدی
خلیفة النبیین = 12 حرف = خاتم الوصیین
هؤلاء الاطهار = 12 حرف
سادة اهل الجنة = 12 حرف
محبهم مؤمن تقی = 12 حرف
عدوهم کافر شقی = 12 حرف
همچنین
الشهور 12 الأسباط 12 النقباء 12 البروج 12 الحواریین 12
ما شیعیان دارای 12 امام هستیم [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : لغوی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : سید علی بهبهانی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شیخ محمد : منبع ذکر نشده است
2) علمدار : اعداد چه رازی میتوانند داشته باشند.// یکجااز راز عدد 7 و در اینجا عدد12. اگر اینگونه بررسی کنیم عدد 1 بیشترین راز را دارد چون خدا یک وواحد است. درک نمیکنم در اعداد چه جیزی را جستجو میکنیم. با داشتن بزرگترین حجت خدا که پر رمز و رازترین چیزهاست چه نیازی به این دلایل است.
3) : خیلی جالب بود نکته قشنگی بود مخصوصا به اعداد ماه اشاره شده ،
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  چرا باران نبارید در جواب استسقا؟ - سجاد حسني پازکي
اگر باران می‌فرستاد باز همان جواب مثبت به استقسای موسی بود امّا آنها حمل بر تصادف یک امر عادی می‌کردند ولی از نزدیک که ببینند عصا به یک سنگ می‌خورد سنگی که حلا به همراه حمل می‌کردند یا یک سنگ مشخص دیگری بود همین که عصا به این سنگ بخورد از این سنگ چند چشمه می‌جوشد [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : آیت الله جوادی آملی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ترتیب روایت داستان - سجاد حسني پازکي
شما وقتی این جریان را مطالعه می‌فرمایندمی‌بینند مناسب و موازی با قصه تاریخ بنی اسرائیل نیست یعنی اینچنین نیست که همان طوری که به حسب این آیات که ما داریم می‌خوانیم سرگذشت بنی اسرائیل هم اینچنین باشد مثلاً آن جریان استسقا و آب طلب کردن بعد باشد و دستور ورود به قریه بعد باشد اینچنین نیست بلکه وقتی اینها از مصر بیرون آمدند و از دریا گذشتند در آن بیابان بالاخره احتیاج داشتند به آب، قبل از این که موسای کلیم دستور بدهد که وارد این قریه شدید آنها به آب نیاز داشتند استقسا کردند، طلب سقی و سیراب شدن کردند موسای کلیم برای اینها آب فراهم کرد، گرچه این قصه هنوز هم ادامه داشت در تپه هم احیاناً بود امّا قبل از این که موسیٰ کلیم بفرماید «ادخلوا هذه القریة» مسأله عصا زدن و جوشش آب مطرح بود ولی از نظر نقل این جریان خدای سبحان اول دستور ورود قریه را ذکر می‌کند بعد جریان استقسا را ذکر می‌کند سرّش این است قرآن کتاب قصه و تاریخ نیست این که بیش از صدو بیست مورد نام مبارک موسای کلیم (سلام‌الله‌علیه) آمده است امّا قصه موسیٰ در قرآن نیست تاریخ موسیٰ در قران نیست آن سرگذشت در قرآن نیست که در چه عصری بود، در چه قرنی بود آن طور که یک مورخ قصه را می‌نگارد آنچنان در قرآن کریم نیست چون قرآن کتاب حکمت است نه کتاب قصه و تاریخ، هر جا به یک مناسبتی یک واقعیت و یک گوشه‌ای از جریان را نقل می‌کند لذا گاهی از بالا شروع می‌کند و گاهی از پائین شروع می‌کند و گاهی از وسط شروع می‌کند جریان یوسف صدیق (سلام‌الله‌علیه) را که مطرح می‌کند تا حدودی با نظم طبیعیش آمیخته است امّا برای این که آن جزو احسن القصص قرار گرفته است و یکجا هم نقل کرده است امّا سایر قصص را که نقل می‌کند از چهره حکمت نقل می‌کند نه از چهره قصه و تاریخ لذا با آن جزئیات تاریخ اصلاً کار ندارد در حالی که برای یک مورخ وقتی بخواهد یک قصه و تاریخ لذا با آن جزئیات تاریخ اصلاً کاری ندارد در حالی که برای یک مورّخ وقتی بخواهد یک قصه را بنگارد آن مبدأ زمانی جزو مقدمات رشته اوست در حالی که در قرآن اصلاً به بحثهای زمانی کاری ندارد که در چه عهدی بود؟ چه در قرنی بود و در چه هفته و ماهی بود؟ اینها را کار ندارد در حالی که اصل زمان جزو مقدمات تاریخ است در حالی که قرآن هیچ کاری با این مسائل ندارد: امّا این که فرمود: احسن القصص برای این است که [این احسن القص مفعونل مطلق نوعی است] تا قلب تو را تثبیت کنیم تاریخ که قلب انسان را تثبیت نمی‌کند آن حکمت تاریخی است که قلب را تثبیت می‌کند حالا در چه زمانی در چه مکانی بود، که مقومات تاریخ است اصلاً قرآن مطرح نمی‌کند دفعتاً می‌بینی که جریان یوسف (سلام‌الله‌علیه) را که نقل می‌کند بفتتاً می‌رسد به این جمله که «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی» این فراز روشن تاریخ را نقل می‌کند خدایا زندان می‌روم و تن به آلودگی نمی‌دهم امّا حالا این چه زمانی بود چه سالی بود؟چه ماهی بود اینها قصه است و قرآن کاری به این حرفها ندارد اگر احسن است برای آن است که اقوی است احکم است نه برای آنکه نگارنده‌اش قصه نگار باشد [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : آیت الله جوادی آملی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فرق تعثو و مفسدین - سجاد حسني پازکي
" لا تعثوا" از ماده" عثى" (بر وزن مسى) به معنى فساد شدید است، منتهى این کلمه بیشتر در مفاسد اخلاقى و معنوى به کار مى‏رود در حالى که ماده" عیث" که از نظر معنى شبیه آن است بیشتر به مفاسد حسى اطلاق مى‏گردد، بنا بر این جمله" لا تعثوا" همان معنى مفسدین را مى‏رساند، ولى با تاکید و شدت بیشتر.
این احتمال نیز وجود دارد که مجموع جمله اشاره به این حقیقت باشد که فساد در آغاز از نقطه کوچکى شروع مى‏شود و سپس گسترش مى‏یابد و تشدید مى‏گردد و این درست همان چیزى است که از کلمه" تعثوا" استفاده مى‏شود، به تعبیر دیگر" مفسدین" اشاره به آغاز برنامه‏هاى فسادانگیز است و" تعثوا" اشاره به ادامه و گسترش آن [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : آیه الله مکارم شیرازی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فرق تعثوا و مفسدین - مسعود ورزيده
1-
لا تعثوا از ماده عثى (بر وزن مسى ) به معنى فساد شدید است ، منتهى این کلمه بیشتر در مفاسد اخلاقى و معنوى به کار مى رود در حالى که ماده عیث که از نظر معنى شبیه آن است بیشتر به مفاسد حسى اطلاق مى گردد، بنا بر این جمله لا تعثوا همان معنى مفسدین را مى رساند، ولى با تاءکید و شدت بیشتر.
این احتمال نیز وجود دارد که مجموع جمله اشاره به این حقیقت باشد که فساد در آغاز از نقطه کوچکى شروع مى شود و سپس گسترش مى یابد و تشدید مى گردد و این درست همان چیزى است که از کلمه تعثوا استفاده مى شود، به تعبیر دیگر مفسدین اشاره به آغاز برنامه هاى فسادانگیز است و تعثوا اشاره به ادامه و گسترش آن .

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : فساد گوینده : مسعود ورزیده
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  خارق عادات در زندگى بنى اسرائیل - مسعود ورزيده

بعضى از کسانى که با منطق اعجاز آشنا نیستند، جوشیدن اینهمه آب و این چشمه ها را از آن صخره ، بعید شمرده اند، در حالى که این گونه مسائل که قسمت مهمى از معجزه انبیاء را تشکیل مى دهد، چنانکه در جاى خود گفته ایم ، امر محال یا استثناء در قانون علیت نیست ، بلکه تنها یک خارق عادت است یعنى مخالف با علت و معلولى است که ما با آن خو گرفته ایم .
بدیهى است تغییر مسیر علل و معلول عادى براى خداوندى که خالق زمین و آسمان و تمام جهان هستى است بهیچوجه مشکل نخواهد بود، چه اینکه اگر از روز اول این علل و معلول را طور دیگرى آفریده بود و ما با آن خو گرفته بودیم وضع کنونى را خارق عادت و محال مى پنداشتیم .
کوتاه سخن اینکه : آفریننده عالم هستى و نظام علت و معلول ، حاکم بر آن است نه محکوم آن ، حتى در زندگى روزمره ما، موارد استثنائى در نظام موجود علت و معلول کم نیست ، و به هر حال مساءله اعجاز چه در گذشته چه در حال مشکل عقلى و علمى ایجاد نمى کند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تاریخی موضوع اصلی : شیوه ی برداشت از قرآن گوینده : مسعود ورزیده
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فرق میان ((انفجرت )) و ((انبجست )) - مسعود ورزيده

در آیه مورد بحث در مورد جوشیدن آب تعبیر به ((انفجرت )) شده ، در حالى در آیه 160 سوره اعراف بجاى آن ((انبجست )) آمده است که اولى به معنى جریان شدید آب است و دومى جریان خفیف و ملایم .
آیه دوم ممکن است اشاره به مرحله ابتدائى جریان این آب باشد تا مایه وحشت آنها نگردد و بنى اسرائیل بخوبى بتوانند آن را مهار کرده و در کنترل
خود در آورند، در حالى که انفجرت به مرحله نهائى آن که شدت جریان آب است ناظر است .
در کتاب مفردات راغب آمده است که انبجاس در جائى گفته مى شود که آب از روزنه کوچکى بیرون آید و انفجار به هنگامى گفته مى شود که از محل وسیعى بیرون مى ریزد، این تعبیر با آنچه قبلا گفتیم کاملا سازگار است .

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تاریخی موضوع اصلی : آب گوینده : مسعود ورزیده
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.