از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ان الذین امنوا والذین هادوا والنصاری و الصابئین من امن بالله والیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم و لا هم یحزنون ): (بدرستی کسانی که مؤمنند و کسانیکه یهودی و نصرانی و صابئی هستند ،هر کدام که به خدا و دنیای دیگر معتقد باشند و کارهای شایسته کنند،پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه بیمی دارند و نه غمگین شوند)،صابئین قومی هستند که اقرار به خدا و روز قیامت و بعضی از انبیاء دارند ولی معتقد به تأثیر بعضی ستاره ها در خیر و شر هستند و مراد از (الذین آمنوا) کسانی هستند که ظاهرا ایمان دارند و مؤمن نامیده می شوند اما صرف نامیده شدن به این اسامی (مؤمن ، یهودی ،نصاری ، صابئی )درنزد خدا موجب پاداش یا ایمنی ازعذاب نمی شود و همانا ملاک امر و سبب کرامت و سعادت ،حقیقت ایمان به خدا وروز قیامت و همچنین عمل شایسته می باشد،پس سعادت و کرامت دائر مدارعبودیت است ، و رستگاری به باطن و حقیقت است نه به ظاهر ،پس کسانی که بت نپرستیده اند و نظام و احکام الهی را تغییر نداده اند و غزیر یامسیح را پسرخدا ندانسته اند و تنها خدا را عبادت کرده اند برای آنها اجر و پاداش اخروی می باشد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد محمد مهدي منصوري - تفسیر نمونه _جامع البیان
سلمان فارسی به رسول اکرم (ص ) گفت دوستان من که اهل ایمان و نماز بودند ولی شما را ندیدند تا به شما ایمان بیاورند وضع انها درقیامت چگونه است ؟ یکی از حاضرین جواب داد اهل دوزخند ولی این ایه نازل شد که هر کدام از پیروان ادیان که در عصر خود بر طبق وظایف وفرمان الهی عمل کرده اند ماجورند البته این ایه نمیتواند دستاویزی برای ماندن در یهودیت ومسیحیت باشد زیرا اولا قران اهل کتاب را به اسلام دعوت نموده است وثانیا تهدید کرده که اگاهانه به سراغ دینی غبر از اسلام بروند مورد قبول نیست (ال عمران ایه 85) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  hakime zanjani
از این ایه میتوان فهمید که ایمان ظاهری و ایمان حقیقی مراتب متفاوتی دارند بنابراین معنای ایه این میشود که : این نام ها و نامگزاری ها از قبیل مومن ، یهودی ، مسیحی و... نزد خدا هیچ ارزشی ندارند و نه مستحق پاداشند و نه جزا.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي - برگزیده تفسیر نمونه
قانون کلى نجات! در تعقیب بحثهاى مربوط به بنى اسرائیل در اینجا قرآن به یک اصل کلى و عمومى، اشاره کرده مى‏گوید: آنچه ارزش دارد واقعیّت و حقیقت است، نه تظاهر و ظاهر سازى، در پیشگاه خداوند بزرگ ایمان خالص و عمل صالح پذیرفته مى‏شود «کسانى که (به پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و اله) ایمان آورده‏اند و همچنین یهودیان و نصارى و صابئان (پیروان یحیى یا نوح یا ابراهیم) آنها که ایمان به خدا و روز قیامت آورند و عمل صالح انجام دهند پاداش آنها نزد پروردگارشان ثابت است» (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ) «1».

و بنابراین «نه ترسى از آینده دارند و نه غمى از گذشته» (وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ).

یک سؤال مهم: بعضى از بهانه جویان آیه فوق را دستاویزى براى افکار نادرستى از قبیل صلح کلى و این که پیروان هر مذهبى باید به مذهب خود عمل کنند قرار داده‏اند، آنها مى‏گویند بنابراین آیه لازم نیست یهود و نصارى و پیروان‏

ادیان دیگر اسلام را پذیرا شوند، همین قدر که به خدا و آخرت ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند کافى است.

پاسخ: به خوبى مى‏دانیم که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مى‏کنند، قرآن در آیه 85 سوره آل عمران مى‏گوید: وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ: «هر کس دینى غیر از اسلام براى خود انتخاب کند پذیرفته نخواهد شد».

به علاوه آیات قرآن پر است از دعوت یهود و نصارى و پیروان سایر ادیان به سوى این آیین جدید اگر تفسیر فوق صحیح باشد با بخش عظیمى از آیات قرآن تضاد صریح دارد، بنابراین باید به دنبال معنى واقعى آیه رفت.



1- اگر یهود و نصارى و مانند آنها به محتواى کتب خود عمل کنند مسلّما به پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و اله ایمان مى‏آورند چرا که بشارت ظهور او با ذکر صفات و علایم مختلف در این کتب آسمانى آمده است.

2- این آیه ناظر به سؤالى است که براى بسیارى از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده، آنها در فکر بودند که اگر راه حق و نجات تنها اسلام است، پس تکلیف نیاکان و پدران ما چه مى‏شود؟، آیا آنها به خاطر عدم درک زمان پیامبر اسلام و ایمان نیاوردن به او مجازات خواهند شد؟

در اینجا آیه فوق نازل گردید و اعلام داشت هر کسى که در عصر خود به پیامبر بر حق و کتاب آسمانى زمان خویش ایمان آورده و عمل صالح کرده است اهل نجات است، و جاى هیچ گونه نگرانى نیست.

بنابراین یهودیان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسیح، اهل نجاتند، همان گونه مسیحیان مؤمن قبل از ظهور پیامبر اسلام.

این معنى از شأن نزولى که براى آیه فوق ذکر شده نیز استفاده مى‏شود.



[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر
After Allah described the condition - and punishment - of those who defy His commands, fall into His prohibitions and transgress set limits by committing prohibited acts, He stated that the earlier nations who were righteous and obedient received the rewards for their good deeds. This shall be the case, until the Day of Judgment. Therefore, whoever follows the unlettered Messenger and Prophet shall acquire eternal happiness and shall neither fear from what will happen in the future nor become sad for what has been lost in the past. Similarly, Allah said,
﴿أَلا إِنَّ أَوْلِیَآءَ اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴾
(No doubt! Verily, the Awliya' of Allah, no fear shall come upon them nor shall they grieve) (10:62).
The angels will proclaim to the dying believers, as mentioned,
﴿إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَـمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَـئِکَةُ أَلاَّ تَخَافُواْ وَلاَ تَحْزَنُواْ وَأَبْشِرُواْ بِالْجَنَّةِ الَّتِى کُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴾
(Verily, those who say: "Our Lord is Allah (alone),'' and then they stand firm, on them the angels will descend (at the time of their death) (saying): "Fear not, nor grieve! But receive the glad tidings of Paradise which you have been promised!''). (41:30)
Ali bin Abi Talhah narrated from Ibn `Abbas, about,
﴿إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَـرَى وَالصَّـبِئِینَ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الاٌّخِرِ﴾
(Verily, those who believe and those who are Jews and Christians, and Sabians, whoever believes in Allah and the Last Day) that Allah revealed the following Ayah afterwards,
﴿وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلَـمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الاٌّخِرَةِ مِنَ الْخَـسِرِینَ ﴾
(And whoever seeks religion other than Islam, it will never be accepted of him, and in the Hereafter he will be one of the losers) (3:85).
This statement by Ibn `Abbas indicates that Allah does not accept any deed or work from anyone, unless it conforms to the Law of Muhammad that is, after Allah sent Muhammad . Before that, every person who followed the guidance of his own Prophet was on the correct path, following the correct guidance and was saved.
The Jews are the followers of Prophet Musa, who used to refer to the Tawrah for judgment. Yahud is a word that means, `repenting', just as Musa said,
﴿إِنَّا هُدْنَـآ إِلَیْکَ﴾
﴿مَنْ أَنصَارِى إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ﴾

("Who will be my helpers in Allah's cause'' Al-Hawariyyun said: "We are the helpers of Allah.'') (61:14)
It was said that they were called `Nasara', because they inhabited a land called An-Nasirah (Nazareth), as Qatadah, Ibn Jurayj and Ibn `Abbas were reported to have said, Allah knows best. Nasara is certainly plural for Nasran.
When Allah sent Muhammad as the Last and Final Prophet and Messenger to all of the Children of Adam, mankind was required to believe in him, obey him and refrain from what he prohibited them; those who do this are true believers. The Ummah of Muhammad was called `Mu'minin' (believers), because of the depth of their faith and certainty, and because they believe in all of the previous Prophets and matters of the Unseen.
There is a difference of opinion over the identity of the Sabians. Sufyan Ath-Thawri said that Layth bin Abu Sulaym said that Mujahid said that, "The Sabians are between the Majus, the Jews and the Christians. They do not have a specific religion.'' Similar is reported from Ibn Abi Najih. Similar statements were attributed to `Ata' and Sa`id bin Jubayr. They (others) say that the Sabians are a sect among the People of the Book who used to read the Zabur (Psalms), others say that they are a people who worshipped the angels or the stars. It appears that the closest opinion to the truth, and Allah knows best, is Mujahid's statement and those who agree with him like Wahb bin Munabbih, that the Sabians are neither Jews nor Christians nor Majus nor polytheists. Rather, they did not have a specific religion that they followed and enforced, because they remained living according to their Fitrah (instinctual nature). This is why the idolators used to call whoever embraced Islam a `Sabi', meaning, that he abandoned all religions that existed on the earth. Some scholars stated that the Sabians are those who never received a message by any Prophet. And Allah knows best. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر راهنما

1 - مسلمانان، یهودیان، نصرانیها و صابئان، در صورت داشتن ایمان راستین به خدا و باور به قیامت و انجام عمل صالح، از پاداشى گران قدر برخوردار خواهند شد.

إن الذین ءامنوا ... فلهم أجرهم عند ربهم

مراد از «الذین ءامنوا» مسلمانان هستند. درباره آیین صابئى نظرات مختلفى ایراد شده است. علامه طباطبایى پس از بیان اقوال گوناگون، تأیید مى کنند که آیین صابئى، آیینى ممزوج از دین یهود، مجوس و حرانیّه بوده است.

2 - ایمان واقعى به خدا و قیامت و انجام اعمال صالح، شرط دور ماندن مسلمانان، یهودیان، نصارا و صابئان از هرگونه ترس و اندوه

إن الذین ءامنوا ... و لا خوف علیهم و لاهم یحزنون

تکرار «ایمان» در «ان الذین آمنوا» و «من آمن» حکایت از آن دارد که: مراد از ایمان در جمله «من آمن» ایمان واقعى و راستین است نه ایمان صورى و اسمى.

3 - انتساب به ادیان الهى بدون ایمان واقعى و انجام اعمال نیک، سعادت آفرین نیست.

إن الذین ءامنوا ... من ءامن باللّه و الیوم الأخر و عمل صلحاً فلهم اجرهم

با توجّه به اینکه در جمله «من آمن ...» ضمیرى نیست تا به «الذین ...» ارجاع شود و جمله «من آمن ...» را مخصوص مسلمانان، یهودیان و ... کند; معلوم مى شود: هر کس از هر ملتى به خدا و قیامت ایمان راستین داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، سعادتمند خواهد شد. بنابراین آوردن عنوانهاى مذکور اشاره به نکاتى دارد، از جمله آنها اینکه: عنوان مسلمانى یا یهودى و یا ... داشتن کافى نیست; آنچه کارساز است ایمان واقعى و عمل صالح مى باشد.

4 - مسلمانان، یهودیان، مسیحیان و صابئیها سزاوارترین امتها براى برخوردار شدن از ایمان راستین و انجام عمل صالح

إن الذین ءامنوا ... من ءامن باللّه و الیوم الأخر و عمل صلحاً

نام بردن از ملتهاى مذکور - با وجود این که ایمان راستین چنانچه گذشت از هر فرد و ملتى پذیرفته است - مى تواند اشاره به این نکته باشد که: پیروان آیینهاى یاد شده داراى زمینه بیشترى براى ایمان حقیقى هستند.

5 - ایمان به خدا و قیامت و تصدیق رسالت پیامبران، از اصول مشترک ادیان آسمانى است.

إن الذین ءامنوا و الذین هادوا ... من ءامن باللّه و الیوم الأخر

ایمان به خدا و قیامت از «من آمن ...» به دست مى آید و ایمان به رسولان الهى از عنوانهاى مذکور در آیه (مسلمانان، یهودیان و ...) معلوم مى شود; زیرا این ملتها همه معتقد به رسالت انبیا هستند.

6 - آیین یهود، نصارا و صابئان، از ادیان الهى و آسمانى است.

إن الذین ءامنوا ... و الصبئین

7 - انجام اعمال صالح، خواسته تمامى ادیان الهى است.

إن الذین ءامنوا و الذین هادوا ... و عمل صلحاً

8 - دین یهود، نصارا و صابئان از آیینهاى به رسمیت شناخته شده در قرآن

إن الذین ءامنوا و الذین هادوا و النصرى و الصبئین

از نکته هایى که مى تواند توجیه کننده آوردن عناوین مذکور باشد، اعلام رسمیت آیینهاى یاد شده است.

9 - رسیدن به پاداشهاى گران قدر الهى در گرو ایمان به خدا، باور به قیامت و انجام اعمال صالح است.

من ءامن باللّه ... فلهم أجرهم عند ربهم

مقید کردن اجر و پاداش به اینکه نزد خداوند است، اشاره به گران سنگى پاداش دارد.

10 - ایمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ایمان، کارساز نبوده و مایه سعادت آدمى نخواهد شد.

من ءامن باللّه و الیوم الأخر و عمل صلحاً

11 - مؤمنان به خدا و قیامت و دارندگان عمل صالح، در قیامت هیچ ترس و اندوهى نخواهند داشت.

من ءامن باللّه و الیوم الأخر و عمل صلحاً ... و لا خوف علیهم و لاهم یحزنون

به قرینه «فلهم أجرهم عند ربهم» مى توان گفت: ظرف «لاخوف علیهم ...» قیامت است.

12 - کفر به خدا، انکار قیامت و نداشتن عمل صالح، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى است.

من ءامن باللّه و الیوم الأخر و عمل صلحاً ... و لا خوف علیهم و لاهم یحزنون

مفهوم جمله «من آمن ...» گویاى برداشت فوق است.

13 - رهایى یافتن یهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان، در گرو ایمان واقعى ایشان به خدا و قیامت و انجام اعمال صالح است.

ضربت علیهم الذلة و المسکنة ... من ءامن باللّه و الیوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أجرهم

در آیه قبل بیان شد که یهود بر اثر کفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آیه مورد بحث خصوصاً با توجّه به اینکه از یهودیان نام برده (والذین هادوا) مى تواند اشاره به این باشد که: راه نجات یهود از آن سرنوشت شوم ایمان و عمل صالح است.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مجمع البیان
در اینکه چه کسانى در این آیه شریفه با عنوان «اِنَ الَّذینَ آمَنُوا ...» خوانده شده اند، دیدگاهها متفاوت است:

1. عدّه اى از مفسّران بر این اندیشه اند که منظور، مردمى هستند که به مسیح (ع) ایمان آوردند و پس از آن حضرت، دیگر نه به یهودیت و ستاره پرستى گراییدند و نه به هیچ راه و رسمى دیگر؛ بلکه به ظهور آخرین پیامبر خدا (ص) عقیده استوار پیدا کردند و آمدن او را انتظار کشیدند.

2. برخى نیز گفته اند: منظور، پژوهندگان و حق جویان حقیقى و چهره هایى بسان حبیب نجّار، ورقةبن نوفل، ابوذر، زیدبن عمر، سلمان، بحیراى راهب و درست اندیشانى از این دست بودند.

3. گروهى برآنند که منظور، ایمان آوردگان واقعى از امّتهاى گذشته اند.

4. و پاره اى بر این باورند که منظور، سلمان و مسیحیانى هستند که سلمان به کمک آنان به مسیح (ع) ایمان آورد، و آنان نویدِ آمدن پیامبر اسلام (ص) را به او دادند.

«من آمن باللَّه والیوم الآخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربّهم»

عدّه اى این فراز از آیه شریفه را به یهود و نصارا و ستاره پرستان و ... مربوط دانسته اند، نه ایمان آوردگان؛ زیرا معنا ندارد که بگوییم: کسانى که ایمان آورده اند، دگرباره ایمان آورند.

و برخى براین باورند که این جمله به همه آنها برمى گردد. به عبارت دیگر، منظور از ایمان آوردنِ ایمان آوردگان، استوارى در ایمان و تزلزل ناپذیرى آنان است، و درمورد یهود و نصارا نیز ایمان ابتدایى به خدا و پیامبر(ص) و قرآن شریف.

دسته اى بر این اندیشه اند که منظور، کسانى هستند که به محمّد (ص) ایمان آوردند و این ایمان پس از آگاهى و دریافت نویدِ آمدن آن حضرت در کتابهاى آسمانى بود؛ همانگونه که در آیه زیر نیز این دو مرحله از ایمان در کنار هم قرار گرفته اند:

«وَالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ ...»(171).

و پاره اى دیگر عقیده دارند که این آیه شریفه با فرود آیه مبارکه «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْاِسْلامِ دینَاً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ ...»(172) نسخ شده است؛ چرا که در این آیه شریفه، دین مورد قبول خدا از بندگان، تنها اسلام است و بس. امّا به اعتقاد ما، این سخن سست و بى دلیل است؛ زیرا نسخ در بعضى از مقررّات، براساس مصالح و فوایدى ممکن است، ولى در آیاتى که بیانگر وعده و وعید است، مفهومى ندارد.

گروهى نیز مى گویند: پیام آیه شریفه، جاودانه و همیشگى است؛ چرا که منظور این است که: هان اى بندگان خدا! اى کسانى که به مانند یهود و نصارا و ستاره پرستان و منافقان به زبان و ظاهر ایمان آورده اید، امّا ایمان بر اعماقِ جانتان راه نیافته است! اگر براستى ایمان آورید و دستورات قرآن و پیامبر را بکار بندید، ازنظر پاداش، در ردیف کسانى قرار مى گیرد که از ابتدا و بدون سابقه نفاق، ایمان آورده اند و کارهاى شایسته و بایسته انجام مى دهند.

«ولاخوف علیهم و لاهم یحزنون»

منظور این است که درصورت ایمان راستین و انجام دادن کارهاى شایسته و توبه واقعى از بازیگرى و زبان بازى، دیگر نه از گذشته ترسى خواهند داشت و نه از آینده، که از حسابرسى جهان دیگر اندوهگین شوند.

حقیقت ایمان

نکته دیگرى که از این آیه شریفه مى توان دریافت، این است که: ایمان به خدا و روز رستاخیز، یک واقعیت عمیق قلبى و عمل شایسته و فرمانبردارى از خدا، اثر گسست ناپذیر آن است؛ و حقیقتى جدا از آن باور و گرایش عمیق قلبى نیست. زیرا در آیه شریفه، پس از ترسیم کامل ایمان، عمل صالح بصورت جمله اى مستقل و جداگانه بیان شده است، و نمى توان آن را بسان آیه شریفه «فیهِما فاکِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمّانٌ»(173) و یا «وَ اِذْ اَخَذْنا مِنْ میثاقَهُمْ وَ مِنْکَ وَ مِنْ نُوح ٍ...»(174) ارزیابى کرد؛ و دو واژه «نخل» و «رمّان» در آیه نخست و «منک» و «من نوح» در آیه دوّم را به جمله پیشین معطوف دانست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه
قانون کلى نجات
در تعقیب بحثهاى مربوط به بنى اسرائیل در اینجا قرآن به یک اصل کلى و عمومى ، اشاره کرده مى گوید: آنچه ارزش دارد واقعیت و حقیقت است ، نه تظاهر و ظاهرسازى ، در پیشگاه خداوند بزرگ ایمان خالص و عمل صالح پذیرفته مى شود کسانى که به پیامبر اسلام ایمان آورده اند و همچنین یهودیان و نصارى و صابئان (پیروان یحیى یا نوح یا ابراهیم ) آنها که ایمان به خدا و روز قیامت آورند و عمل صالح انجام دهند پاداش آنها نزد پروردگارشان ثابت است (ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصارى و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم ).
و بنابراین ((نه ترسى از آینده دارند و نه غمى از گذشته )) (و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون )
این آیه تقریبا با همین عبارت در سوره مائده آیه 69 آمده ، و با تفاوتى بیشتر در سوره حج آیه 17 آمده است .
مطالعه آیاتى که بعد از این در سوره مائده آمده است نشان مى دهد که یهود و نصارى به خود مى بالیدند که دینشان از ادیان دیگر بهتر است و بهشت را دربست منحصر به خود مى دانستند.
شاید همین تفاخر میان جمعى از مسلمانان نیز بود، آیه مورد بحث مى گوید: ایمان ظاهرى مخصوصا بدون انجام عمل صالح چه از مسلمانان باشد و چه از یهود و نصارى و پیروان ادیان دیگر بى ارزش است ، تنها ایمان واقعى و خالص به خدا و دادگاه بزرگ قیامت که با کار نیک و عمل صالح و تواءم باشد در پیشگاه خدا ارزش دارد، تنها این برنامه موجب پاداش و جلب آرامش و امنیت مى گردد.
یک سؤ ال مهم
بعضى از بهانه جویان آیه فوق را دستاویزى براى افکار نادرستى از قبیل صلح کل و اینکه پیروان هر مذهبى باید به مذهب خود عمل کنند قرار داده اند، آنها مى گویند بنابراین آیه لازم نیست یهود و نصارى و پیروان ادیان دیگر اسلام را پذیرا شوند، همین قدر که به خدا و آخرت ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند کافى است .
پاسخ : به خوبى مى دانیم که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مى کنند، قرآن در آیه 85 سوره آل عمران مى گوید: و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه : ((هر کس دینى غیر از اسلام براى خود انتخاب کند پذیرفته نخواهد شد)).
بعلاوه آیات قرآن پر است از دعوت یهود و نصارى و پیروان سایر ادیان به سوى این آئین جدید اگر تفسیر فوق صحیح باشد با بخش عظیمى از آیات قرآن
تضاد صریح دارد، بنابراین باید به دنبال معنى واقعى آیه رفت .
در اینجا دو تفسیر از همه روشنتر و مناسبتر به نظر مى رسد.
1 اگر یهود و نصارى و مانند آنها به محتواى کتب خود عمل کنند مسلما به پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) ایمان مى آورند چرا که بشارت ظهور او با ذکر صفات و علائم مختلف در این کتب آسمانى آمده است که شرح آن در ذیل آیه 146 سوره بقره خواهد آمد.
مثلا قرآن در آیه 68 سوره مائده مى گوید: قل یا اهل الکتاب لستم على شى ء حتى تقیموا التورات و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم :((اى اهل کتاب شما ارزشى نخواهید داشت مگر آن زمانى که تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده برپا دارید)) (و از جمله به پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) که بشارت ظهورش در کتب شما آمده است ایمان بیاورید).
2 - این آیه ناظر به سؤ الى است که براى بسیارى از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده ، آنها در فکر بودند که اگر راه حق و نجات تنها اسلام است ، پس تکلیف نیاکان و پدران ما چه مى شود؟، آیا آنها به خاطر عدم درک زمان پیامبر اسلام و ایمان نیاوردن به او مجازات خواهند شد؟
در اینجا آیه فوق نازل گردید و اعلام داشت هر کسى که در عصر خود به پیامبر بر حق و کتاب آسمانى زمان خویش ایمان آورده و عمل صالح کرده است اهل نجات است ، و جاى هیچگونه نگرانى نیست .
بنابراین یهودیان مؤ من و صالح العمل قبل از ظهور مسیح ، اهل نجاتند، همانگونه مسیحیان مؤ من قبل از ظهور پیامبر اسلام .
این معنى از شاءن نزولى که براى آیه فوق ذکر شده و بعدا به آن اشاره خواهیم کرد نیز استفاده مى شود.
1- سرگذشت جالب سلمان فارسى
بد نیست در اینجا شاءن نزولى را که براى تفسیر آیه فوق آمده است و در تفسیر جامع البیان (طبرى ) جلد اول نقل شده براى تکمیل این بیان بیاوریم ، در این تفسیر چنین مى خوانیم :
((سلمان )) اهل جندى شاپور بود. با پسر حاکم وقت رفاقت و دوستى محکم و ناگسستنى داشت ، روزى با هم براى صید به صحرا رفتند، ناگاه چشم آنها به راهبى افتاد که به خواندن کتابى مشغول بود، از او راجع به کتاب مزبور سؤ الاتى کردند راهب در پاسخ آنها گفت : کتابى است که از جانب خدا نازل شده و در آن فرمان به اطاعت خدا داده و نهى از معصیت و نافرمانى او کرده است ، در این کتاب از زنا و گرفتن اموال مردم به ناحق نهى شده است ، این همان انجیل است که بر عیسى مسیح نازل شده .
گفتار راهب در دل آنان اثر گذاشت و پس از تحقیق بیشتر بدین او گرویدند به آنها دستور داد که گوشت گوسفندانى که مردم این سرزمین ذبح مى کنند حرام است از آن نخورند.
سلمان و فرزند حاکم وقت روزها همچنان از او مطالب مذهبى مى آموختند روز عیدى پیش آمد حاکم ، مجلس میهمانى ترتیب داد و از اشراف و بزرگان شهر دعوت کرد، در ضمن از پسرش نیز خواست که در این مهمانى شرکت کند، ولى او نپذیرفت .
در این باره به او زیاد اصرار نمودند، اما پسر اعلام کرد که غذاى آنها بر او حرام است ، پرسیدند این دستور را چه کسى به تو داده ؟ راهب مزبور را معرفى کرد.
حاکم راهب را احضار نموده به او گفت : چون اعدام در نظر ما گران
و کار بسیار بدى است تو را نمى کشیم ولى از محیط ما بیرون برو!
سلمان و دوستش در این موقع راهب را ملاقات کردند، وعده ملاقات در ((دیر موصل )) گذاشته شد، پس از حرکت راهب ، سلمان چند روزى منتظر دوست با وفایش بود، تا آماده حرکت گردد، او هم همچنان سرگرم تهیه مقدمات سفر بود ولى سلمان بالاخره طاقت نیاورده تنها به راه افتاد.
در دیر موصل سلمان بسیار عبادت مى کرد، راهب مذکور که سرپرست این دیر بود او را از عبادت زیاد بر حذر داشت مبادا از کار بیفتد، ولى سلمان پرسید آیا عبادت فراوان فضیلتش بیشتر است یا کم عبادت کردن ؟ در پاسخ گفت : البته عبادت بیشتر اجر بیشتر دارد.
عالم دیر پس از مدتى به قصد بیت المقدس حرکت کرد و سلمان را با خود به همراه برد در آنجا به سلمان دستور داد که روزها در جلسه درس علماى نصارى که در آن مسجد منعقد مى شد حضور یابد و کسب دانش کند.
روزى سلمان را محزون یافت ، علت را جویا شد، سلمان در پاسخ گفت تمام خوبیها نصیب گذشتگان شده که در خدمت پیامبران خدا بوده اند.
عالم دیر به او بشارت داد که در همین ایام در میان ملت عرب پیامبرى ظهور خواهد کرد که از تمام انبیاء برتر است ، عالم مزبور اضافه کرد من پیر شده ام خیال نمى کنم او را درک نمایم ، ولى تو جوانى امیدوارم او را درک کنى ولى این را نیز بدان که این پیامبر نشانه هائى دارد از جمله نشانه خاصى بر شانه او است ، او صدقه نمى گیرد، اما هدیه را قبول مى کند.
در بازگشت آنها به سوى موصل در اثر جریان ناگوارى که پیش آمد سلمان عالم دیر را در بیابان گم کرد.
دو مرد عرب از قبیله بنى کلب رسیدند، سلمان را اسیر کرده و بر شتر سوار نموده به مدینه آوردند و او را به زنى از قبیله ((جهینه )) فروختند!
سلمان و غلام دیگر آن زن به نوبت روزها گله او را به چرا مى بردند، سلمان در این مدت مبلغى پول جمع آورى کرد و انتظار بعثت پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) را مى کشید.
در یکى از روزها که مشغول چرانیدن گله بود رفیقش رسید و گفت : خبر دارى امروز شخصى وارد مدینه شده و تصور مى کند پیامبر و فرستاده خدا است ؟
سلمان به رفیقش گفت : تو اینجا باش تا من بازگردم ، سلمان وارد شهر شد، در جلسه پیامبر حضور پیدا کرد اطراف پیامبر اسلام مى چرخید و منتظر بود پیراهن پیامبر کنار برود و نشانه مخصوص را در شانه او مشاهده کند.
پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) متوجه خواسته او شد، لباس را کنار زد، سلمان نشانه مزبور یعنى اولین نشانه را یافت ، سپس به بازار رفت ، گوسفند و مقدارى نان خرید و خدمت پیامبر آورد، پیامبر فرمود چیست ؟ سلمان پاسخ داد: صدقه است ، پیامبر فرمود: من به آنها احتیاج ندارم به مسلمانان فقیر ده تا مصرف کنند.
سلمان بار دیگر به بازار رفت مقدارى گوشت و نان خرید و خدمت رسول اکرم آورد پیامبر پرسید این چیست ؟ سلمان پاسخ داد هدیه است ، پیامبر فرمود: بنشین . پیامبر و تمام حضار از آن هدیه خوردند، مطلب بر سلمان آشکار گشت زیرا هر سه نشانه خود را یافته بود.
در این میان سلمان راجع به دوستان و رفیق و راهبان دیر موصل سخن به میان آورد، و نماز، روزه و ایمان آنها به پیامبر و انتظار کشیدن بعثت وى را شرح داد
کسى از حاضران به سلمان گفت آنها اهل دوزخند! این سخن بر سلمان گران آمد، زیرا او یقین داشت اگر آنها پیامبر را درک مى کردند از او پیروى مى نمودند.
اینجا بود که آیه مورد بحث بر پیامبر نازل گردید و اعلام داشت : آنها که به ادیان حق ایمان حقیقى داشته اند و پیغمبر اسلام را درک نکرده اند داراى اجر و پاداش مؤ منان خواهند بود.
2- صابئان کیانند؟
دانشمند معروف ((راغب )) در کتاب ((مفردات )) مى نویسد: آنها جمعیتى از پیروان نوح (علیه السلام ) بوده اند، و ذکر این عده در ردیف مؤ منان و یهود و نصارا نیز دلیل آن است که اینان مردمى متدین به یکى از ادیان آسمانى بوده ، و به خداوند و قیامت نیز ایمان داشته اند.
و اینکه بعضى آنها را مشرک و ستاره پرست ، و بعضى دیگر آنها را مجوس مى دانند صحیح نیست ، زیرا آیه 17 سوره حج ، ((مشرکان )) و ((مجوس )) را در کنار ((صابئان )) آورده مى گوید: ((ان الذین آمنوا و الذین هادوا و الصابئین و النصارى و المجوس والذین اشرکوا …
بنابراین صابئان بطور یقین غیر از مشرکان و مجوسند.
اما اینکه آنها چه کسانى هستند؟ بین مفسران و علماى ملل و نحل اقوال گوناگونى وجود دارد و نیز در اینکه ماده اصلى این لغت (صابئین ) چیست ؟ بحث است .
((شهرستانى )) در کتاب ((ملل و نحل )) مى نویسد: ((صابئه )) از ((صبا)) گرفته شده ، چون این طائفه از طریق حق و آئین انبیاء منحرف گشتند لذا آنها را ((صابئه )) مى گویند.
در ((مصباح المنیر)) فیومى آمده : ((صبا)) به معنى کسى است که از دین خارج شده و به دین دیگرى گرویده .
در ((فرهنگ دهخدا)) پس از تاءیید اینکه این کلمه عبرى است مى گوید صابئین جمع صابى و مشتق از ریشه عبرى (ص ب ع ) به معنى فرو رفتن در آب (یعنى تعمیدکنندگان ) مى باشد. که به هنگام تعریب ((ع )) آن ساقط شده و مغتسله که از دیر زمانى نام محل پیروان این آئین در خوزستان بوده و هست ترجمه جامع و صحیح کلمه ((صابى )) است
محققان معاصر و جدید نیز این کلمه را عبرى مى دانند.
((دائرة المعارف )) فرانسه جلد چهارم صفحه 22 این واژه را عبرى دانسته و آنرا به معنى فرو بردن در آب یا تعمید مى داند.
((ژسینوس )) آلمانى مى گوید: این کلمه هر چند عبرى است ولى محتمل است از ریشهاى که به معنى ستاره است مشتق باشد.
نویسنده ((کشاف اصطلاح الفنون )) ((صابئین فرقه اى هستند که ملائکه را مى پرستند، و ((زبور)) مى خوانند، و به قبله توجه مى کنند.
در کتاب ((التنبیه و الاشراف )) به نقل ((امثال و حکم )) صفحه 1666 آمده : ((پیش از آنکه زرتشت آئین مجوس را به گشتاسب عرضه کند و او آن را بپذیرد مردم این ملک بر مذهب ((حنفاء)) بودند و ایشان صابئانند، و آن آئینى هست که ((بوذاسب )) آن را به زمان ((طهمورس )) آورده است .
و اما علت اختلافات و گفتگو درباره این طائفه این است که : در اثر کمى جمعیت آنها و اصرار به نهان داشتن آئین خود، و منع از دعوت و تبلیغ و اعتقاد بر اینکه : آئین آنها، آئین اختصاصى است ، نه عمومى ، و پیغمبرشان فقط براى نجات آنها مبعوث شده است و بس وضع آنها به صورت اسرارآمیزى درآمده ، و جمعیت آنها به سوى انقراض مى رود. این به خاطر همان احکام خاص و اغسال مفصل و تعمیدهاى طولانى است که باید در زمستان و تابستان انجام دهند ازدواج با غیر همکیش خود را حرام مى دانند و حتى الامکان به رهبانیت و ترک معاشرت
بانوان دستور مؤ کد دارند و بسیارى از آنها بر اثر آمیزش فراوان با مسلمانان تغییر آئین مى دهند.
3- عقاید صابئان
آنها معتقدند نخست کتابهاى مقدس آسمانى به آدم ، و پس از وى به نوح ، و بعد از او به سام ، و سپس به رام ، و بعد به ابراهیم خلیل ، سپس به موسى و بعد از او بر یحیى بن زکریا نازل شده است .
کتابهاى مقدسى که از نظر آنان اهمیت کتاب را ((سدره )) یا ((صحف )) آدم نیز مى نامند که از چگونگى خلقت و پیدایش موجودات بحث مى کند.
2 کتاب ((ادرافشادهى )) یا ((سدرادهى )) که درباره زندگى حضرت یحیى و دستورات و تعالیم او سخن مى گوید. آنها معتقدند این کتاب به وسیله جبرئیل به یحیى وحى و الهام شده .
3 کتاب ((قلستا)) درباره مراسم ازدواج و زناشوئى و کتابهاى فراوان دیگرى نیز دارند که به خاطر اختصار از ذکر آنها صرفنظر مى شود.
چنانکه از گفته بالا و از نظر محققان در اثر چگونگى پیروان این آئین به دست مى آید آنان پیروان یحیى بن زکریا مى باشند، و هم اکنون قریب پنج هزار نفر از پیروان این آئین در خوزستان (کنار رود کارون و در اهواز، خرمشهر، آبادان شادگان ) به سر مى برند.
آئین خود را به حضرت یحیى بن زکریا که مسیحیان او را یحیى تعمید دهنده یا ((یوحناى معمد)) مى خوانند منسوب نموده اند. <128>
ولى نویسنده کتاب ((بلوغ الارب )) مى گوید: ((صابئین )) یکى از ملتهاى
بزرگ هستند و اختلاف نظر درباره آنها به نسبت معرفت افراد از آئین آنان است و همانطور که از آیه 62 بقره بر مى آید این جمعیت به دو گروه مؤ من و کافر تقسیم مى شوند، اینان همان قوم ابراهیم خلیلند که ابراهیم ماءمور دعوت آنان بود، آنها در حران سرزمین صابئان زندگى مى کردند، و بر دو قسم بودند: صابئان حنیف و صابئان مشرک .
مشرکان آنها به ستارگان و خورشید و قمر و … احترام مى گذاشتند و گروهى از آنان نماز و روزه انجام مى دادند، کعبه را محترم مى شمردند و حج را به جا مى آوردند، مردار، خون ، گوشت خوک و ازدواج با محارم را همچون مسلمانان حرام مى دانستند. عده اى از پیروان این مذهب از بزرگان دولت در بغداد بودند که ((هلال بن محسن )) صابئى از آن جمله است .
اینان اساس دین خود را به گمان خویش بر این پایه قرار داده اند که : بایست خوبى هر کدام از ادیان جهان را گرفت و آنچه بد است از آن دورى جست ، اینان را به این جهت صابئین گفتند که از تقید به انجام تمام دستورات یک دین سرپیچیدند … بنابراین اینها با تمام ادیان از یک نظر موافق و از نظر دیگر مخالف هستند.
جمعیت صابئان حنیف با اسلام هماهنگ شدند و مشرکان آنها با بت پرستان همراه گردیدند.
وى در پایان بحث بار دیگر متذکر مى شود که این گروه دو قسم بودند: صابئان مشرک و صابئان حنیف و بین این دو مناظرات و بحثهاى فراوانى رد و بدل مى شد. <129>
از مجموع بحثهاى فوق بر مى آید که آنها در اصل پیرو یکى از پیامبران الهى بوده اند، اگر چه در تعیین پیامبرى که آنها خود را وابسته به او معرفى مى کنند اختلاف است . همچنین روشن شد که آنها جمعیت بسیار کمى هستند که در حال انقراض مى باشند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
إن الذین آمنوا بألسنتهم من غیر مواطأة القلوب و هم المنافقون (و الذین هادوا) و الذین تهودوا. یقال : هاد یهود. و تهود إذا دخل فی الیهودیة، و هو هائد، و الجمع هود. (و النصاری ) و هو جمع نصران . یقال : رجل نصران ، و امرأة نصرانة، قال : نصرانة لم تحنف . و الیاء نصرانی للمبالغة کالتی فی أحمری . سموا لانهم نصروا المسیح . (و الصابئین ) و هو من صبأ إذا خرج من الدین و هم قوم عدلوا عن دین الیهودیة و النصرانیة و عبدوا الملائکة (من آمن ) من هؤلاء الکفرة إیمانا خالصا و دخل فی ملة الاسلام دخولا أصیلا (و عمل صالحا فلهم أجرهم ) الذی یستوجبونه بأیمانهم و عملهم . فإن قلت : ما محل من آمن ؟ قلت : الرفع إن جعلته مبتدأ خبره ( فلهم أجرهم ) و النصب إن جعلته بدلا من اسم إن و المعطوف علیه . فخبر إن فی الوجه الاول الجملة کما هی و فی الثانی فلهم أجرهم . و الفاء لتضمن "من " معنی الشرط. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.