از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
وَ إِذْ قالَ مُوسي‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلينَ67قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِکْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِکَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ68قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرينَ69قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ70قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فيها قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَ ما کادُوا يَفْعَلُونَ71وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ72فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتي‏ وَ يُريکُمْ آياتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ73ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِيَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ74
شماره صفحه : 10 حزب : 2 جزء : اول سوره : بقرة
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید پیام ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  صعه ی صدر رهبران الهی - علي موحدي
70) رهبران الهی صعه ی صدر دارند و جسارت را به روی خود نمی آورند (کلمه ربک بجای ربنا یک نوع جسارت بود که بارها تکرار شد ولی حضرت موسی به روی خود نیاورد) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : اخلاقی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : علی موحدی
  غرور و هوس - علي موحدي
71) غرور و هوس، کار را به جایى مى‏رساند که انسان هرچه را طبق میل خودش باشد، حقّ مى‏داند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : اخلاقی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : استاد محسن قرائتی
  شریک جرم - علي موحدي
72) 1- هر کس به گناه دیگران راضى باشد، در گناه آنان شریک است. خداوند به یهودیان زمان پیامبر نسبت قتل داده است، گویا آنان به قتل زمان موسى راضى بودند. «واذ قتلتم»
2- گاهى انسان با نسبت دادن جرم به دیگران، مى‏خواهد با حیله آنرا از خود دفع کند. غافل از آنکه اگر خداوند بخواهد، با زدن مرده‏اى بر مرده‏ى دیگر، مسائل را روشن و مجرم را افشا مى‏کند. «واللّه مخرجٌ ما کنتم تکتمون» [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : اخلاقی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : استاد محسن قرائتی
  آلودگی روح و فکر - علي موحدي
73) اگر روح و فکر انسان آلوده باشد، دیدن آیات الهى نیز تعقّل را در او برنینگیزد. (تعقّل با واژه «لعّل» بکار رفته است.) «لعلّکم تعقلون» [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : اخلاقی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : استاد محسن قرائتی
  افرادلجوج - علي موحدي
74) قساوت و سنگدلى، بدترین نوع مرض روحى است که به جهت لجاجت‏هاى پى‏درپى، براى انسان پیدا مى‏شود. «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک»
مشاهده‏ى آیات و الطاف الهى، در افراد لجوج به جاى تقویت ایمان، موجب قساوت قلب مى‏گردد. «قست قلوبکم من بعد ذلک» [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : اخلاقی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : استاد محسن قرائتی
  حکمت خدا و تسلیم بودن انسان - نصرت عزتي ساميان
74) با عنایت به تفسیر آیه و داستان پسر صاحب گاو باید گفت "لا موثر فی الوجود الا الله " خداوند حتی در لجاجت بنی اسرائیل هم حکمتهایی قرار داده و کارها را برای بندگان خود جفت و جور می کند پس چرا ما باید در کارها به برنامه ریزی و کاردانی خود تکیه کنیم و خدای ناکرده مثل قارون بگوئیم که هر چه دارم بابت تلاش و کار خودم بدست آورده ام بلکه ضمن کار و تلاش و برنامه ریزی همه چیز را به خدا بسپاریم و نتیجه را از او بخواهیم و در هر حال شکرگزار باشیم. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : اخلاقی موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : نصرت عزتی سامیان
  عصاره قصه - سيد علي بهبهاني
67) در پى کشته شدن فردى از بنى اسرائیل خداى سبحان فرمودگ گاوى ذبح کنید و برخى از اضاى گاو مذبوح را به بدن مقتول بزنید تا زنده شود و قاتل رامعرفى کند، لیکن از آن جا که قرآن کتاب هدایت است نه کتاب قصّه، گاهى ترتیب زمانى قضایاى تاریخى را رعایت نمى کند؛ چنان که به بسیارى از ویژگى هاى دیگرى که عبرت آموز نیست و در هدایت نقشى ندارد نیز اشاره اى نمى کند. البته احتمال دیگرى مطرح است که در تفسیر به آن اشاره مى شود.
حضرت موسى علیه السلام به بنى اسرائیل گفت : خداوند به شما فرمان مى دهد که گاوى را ذبح کنید. آنها به جاى آن که بدون چون و چرا فرمان آن حضرت را اطاعت کنند، به بهانه این که میان مشخص شدن قاتل ناشناس با ذبح گاو پیوندى نیست، به حضرت موسى علیه السلام گفتند:آیا ما را به استهزا مى گیرى ؟ آن حضرت در جواب این تعبیر ناروا گفت : به خدا پناه مى برم از این که از جاهلان باشم ؛ ون استهزا و دیگر معاصى از جهالت اشى مى شود و من از آن جا که از وحى نشاءت مى یگرد و اگر اندکى تاءمل کید، روشن مى شود که بین ذبح گاو و یافتن قاتل ناشناس چه پیوندى است.
بنى اسرائیل لجوج و بهانه گیر در پاسخ حضرت موسى علیه السلام بى ادبانه گفتند: از پروردگارت بخواه که سن گاو را براى ما روشن سازد. حضرت موسى علیه السلام گفت : خداوند مى فرماید: این گاو نه کهن سال و پیر باشد و نه نو سال، بلکه میان سال باشد. سپس فرمود: آنچه را به آن ماءمور شده اید، انجام دهید.
بنى اسرائیل باز هم لجوجانه گفتند: از پروردگارت بخواه تا رنگ گاو را براى ما بیان کند. موساى کلیم پاسخ داد: خداوند مى فرماید: گاوى زرد رنگ ذبح کنید آن هم زردى خالص که مایل به رنگ دیگرى نباشد؛ به گونه اى که چنین گاوى سبب سرور بینندگان شود.
بنى اسرائیل بر لجاجت خود پاى فشرده، گفتند: از پروردگارت بخواه تا بیشتر برایمان روشن سازد که چگونه گاوى است ؛ چون امر آن گاو بر ما مشتبه شده است واگر خدا بخواهد ما از هدایت یافتگانیم.
کلیم خداعلیه السلام پاسخ داد: خداوند مى فرماید: گاوى است که نه براى شخم زدن رام است ونه براى زراعت آب کشى مى کند؛ از هر عیبى سالم است و از جهت رنگ نیز، یک دست است و هیچ آمیزه اى ندارد.
آنگاه بنى اسرائیل تسلیم شدند؛ اگرچه باز هم در مقام اظهار قبول، بى ادبانه گفتند: (الان جئت بالحقّ)؛ هم اکنون حقّ مطلب را آوردى ! آنان گاوى با ویژگى هاى یاد شده یافتند و آن را سر بریدند.
سپس ماءمور شدند قسمتى از گاو مذبوح را به بدن مقتول بزنند تا زنده شود و قاتل خود را معرفى کند. این نزاع به جاى آن که به صورت عادى و از طریق داورى در محکمه حلّ شود، به صورت معجزه پایان یافت ؛ معجزه اى که از آیات و بیّنات الهى است و مى تواند افزون بر پایان دادن به نزاعى حقوقى و فقهى، دلیلى بر قدرت خداوند بر زنده کردن مردگان در قیامت، یعنى مساءله کلامى نیز باشد. از این رو در ادامه مى فرماید: خداوند این گونه، مردگان را زنده مى کند و یات خود را به شما نشان مى دهد. شاید اندیشه کنید و از تبه کارى بازگردید.
غالب بنى اسرائیل اهل تعقّل و اندیشه نبودند تا از معجزه و بیّنه، استنباط عقلانى داشته باشند، بلکه گرفتار حسّ بوده، مادامى که در محدوده حسّ به سر مى بردند، مطالب محسوس را متذکر و متنبّه بودند و آنگاه که ازاین محدوده خارج مى شدند، غافل گشته و به جهل علمى و جهالت عملى و قساوت دل منتهى مى شدند؛ قساوتى که از قساوت و سختى سنگ نیز شدیدتر بود. ازاین رو در پایان این جریان، مى فرماید: سپس دل هاى شما پس از این واقعه سخت شد، همچون سنگ یا سخت تر از آن ! زیرا پاره اى از سنگ ها منفجر مى شود و از آن نهرها جارى مى شود و پاره اى از آنها ارگ چه در حدّ انفجار نمى شکافد، ولى در حدّ انشقاق شکاف برمى دارد و آب کمترى (نه در حدّ نهر) از آن تراوش مى کند و پاره اى از سنگ ها از خوف خدا، از فراز کوه به زیر مى افتد، اما دل هاى شما هیچ اثرى نمى پذیرد و چیزى در آن نفوذ نمى کند و فایده اى بر آن مترتّب نمى شود و در غفلت و قساوت محض به سر مى برد. بدانید که خداوند از اعمال شما غافل نیست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تاریخی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : آیت الله جوادی آملی
  سوالات بیجا - سجاد حسني پازکي
68) مفسرین معتقدند که بنی اسرائیل با سوالات بیجا کار خود را سخت تر کردند. ما هم به همین صورت هستیم. خیلی وقتها سوالات و کنجکاویهای باعث افزایش تکلیف و همچنین سخت تر شدن حسابمان میکند. چون کسی که چیزی را بداند، باید بدان عمل کند. بعضیها سوالاتی را می پرسند، مطلبی را متوجه می شوند، ولی به آن عمل نمی کنند. اگر نمی خواهی به چیزی عمل کنی سوال نکن. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : سجاد حسنی پازکی
  سخن گفتن - سجاد حسني پازکي
74) روایتی از مولی الموحدین دیدم که فرمود آدم عاقل سخنش را با حکمت و مثل کامل میکند و آدم جاهل بین سخن مدام قسم می خورد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : روایی موضوع اصلی : نیکو سخن گفتن گوینده : سجاد حسنی پازکی
  استهزاء - سجاد حسني پازکي
67) استهزا نمودن و مسخره کردن، کار افراد نادان و جاهل است [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : اخلاقی موضوع اصلی : استهزا- تمسخر گوینده : آیت الله مکارم شیرازی
  سوالات نابجا - سجاد حسني پازکي
69) حضرت على علیه السلام در نهج البلاغه مى‏فرماید: «و سکت لکم عن اشیاء و لم یدعها نسیانا
فلا تتکلفوها» خداوند حکم برخى اشیا را مسکوت گذاشته است، این سکوت از سر فراموشى نیست، بلکه براى آن است که شما در عمل، در وسعت باشید.
و لذا با سؤالات نابجا، موشکافى نکنید [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : اخلاقی موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : حجه الاسلام و المسلمین محسن قرائتی
  رنگ ها - سجاد حسني پازکي
69) رنگ‏ها، در روحیّه‏ى انسان تأثیر دارند. «لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِینَ [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : حجه الاسلام و المسلمین محسن قرائتی
  عدم خرابکاری - سجاد حسني پازکي
71) در اجراى طرح‏ها، عناصر و منابع فعّال و تولیدى و اقتصادى را منهدم نکنید.
«لا ذَلُولٌ») ( «وَ لا تَسْقِی
-----------
این معنی در سفارشات مولی الموحدین به لشکریان هم هست که موقع جنگ کشتزارها را خراب نکنید، آب را نبندید، به زنان و سالخوردگان و بچگان کاری نداشته باشید و ... [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : حجه الاسلام و المسلمین محسن قرائتی
  بنی اسراییل - فرزانه طاهوني
71) این آیه و آیات مشابه آن در قرآن عموما به لجاجت و بهانه جویی بنی اسراییل اشاره دارد. که این در حالی است که به دلیل نداشتن ادله قوی همواره مجبور به پذیرش حکم شده اند اما باز ارشاد نشده اند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : اعتقادی موضوع اصلی : بهانه جویی گوینده : فرزانه طاهونی
  نتیجه عدم پذیرش هدایت - مرضيه حيدري
74) در ابتدای این سیاق از سوره مبارکه در آیه 40 خداوند به بنی اسرائیل جایگاه فضیلتمندی را که در ابتدای امر به آنان داده بود یادآوری نمود، سپس در آیات بعد به بیان موارد متعددی از راهکارهای هدایت کردن آن قوم و نافرمانی های آن قوم پرداخت، در تمامی این ماجراها باز امیدی به هدایت بود اما قوم بنی اسرائیل با لجاجت کار را به جایی رساندند که دیگر دلهایشان از سنگ هم سخت تر شد و دیگر راهی برای نفوذ نور هدایت در دلهایشان باقی نماند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : اخلاقی موضوع اصلی : هدایت گوینده : مرضیه حیدری
  پیام - مسلم ازادبخت
67) اگر فرمان خداوند، با ذهن و سلیقه‌ی ما مطابق نیامد و راز آن را نفهمیدیم، نباید آن را انکار کنیم. «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ»، «أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً»
2ـ موسی علیه‌السلام دستور ذبح گاو را از سوی خدا معرّفی می‌کند تا بلکه رعایت ادب نموده و تسلیم شوند، ولی آن‌ها باز بهانه گیری می‌کنند. «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ»
«ذَلُولٌ» به معنای حیوان رام شده، «تُثِیرُ» از «أَثارَةٍ» به معنای شخم زدن، «مُسَلَّمَةٌ» به معنای سالم از هر عیب و نقص عضوی و «شِیَةَ» از «وشی» به معنای خال، و «لا شِیَةَ» یعنی خال یا رگه‌ی رنگ دیگری نداشته باشد
3ـ خداوند اگر اراده نماید، از به هم خوردن دو مرده، مرده‌ای زنده می‌شود. «تَذْبَحُوا بَقَرَةً»
4ـ در کشتن گاو، تقدّس گاو کوبیده می‌شود. همانند بت‌شکنی ابراهیم علیه‌السلام و آتش زدن گوساله‌ی طلایی سامری. «تَذْبَحُوا بَقَرَةً»
5ـ درجه‌ی ایمان مردم به پیامبرشان، از برخورد آن‌ها در مقابل دستورات وی فهمیده می‌شود. «أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً»
6ـ استعاذه و پناه بردن به خدا، یکی از راه‌های بیمه شدن است. عصمت انبیا در سایه‌ی استعاذه و امثال آن است. «أَعُوذُ»
7ـ مسخره کردن، کار افراد جاهل و بی‌خرد است. «أَکُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ»
8 جهل، خطری است که اولیای خدا، از آن به خدا پناه می‌برند. «أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ»
9ـ خداوند در یک ماجرا، توحید قدرت نمایی خود، نبوّت معجزه موسی، و معاد زنده شدن مرده را به اثبات می‌رساند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قرانی قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره بقره گوینده : مسلم ازادبخت
  از حکمت های اسباب - سيد حسين اخوان بهابادي
67) تحقق خواسته و اراده ی خداوند از مجرای اسباب صورت می گیرد و این یک سنت الهی است که تغییر ناپذیر است سنت های خداوند همچنین دارای حکمت های متعددی هستند و این سنت هم از این قاعده مستثنی نیست یکی از حکمت های مهم و اصلی این سنت، بحث تفکر و اندیشیدن است خداوند از یک سو زمینه های مختلفی بوجود اورده است تا انسان در آن بیندیشد و از سوی دیگر به تفکر سفارش و دعوت نموده است مانند دنیای پر از نظم تا آدمی پی به ناظم ببرد و یا پرسش هایی که برانگیزنده تفکر و تعقل خواهند بود پرسش های صریح بعضی آیات قرآن یا چراهایی که در اثر تفکر در عالم گیتی و همچنین آیات کتاب خدا می تواند شکل بگیرد تا ذهن را به تکاپو برای بدست آوردن پاسخ ها وادارد البته فکر برای پاسخ بهتر به سوالات از آیات وحی کمک می گیرد و راهنمایی از نبی و امام معصوم تقاضا می کند در این زمینه قرآن صامت هم از یک سو فرد را به تدبر در آیات حق دعوت می کند و از سوی دیگر برای تشخیص درست از نادرست انسان را به سمت قرآن ناطق سوق می دهد تا مبادا تدبر به خروج انسان از صراط مستقیم بینجامد و بدین صورت نتیجه ی تدبری پذیرفته می گردد که با ملاک ها و معیارها در تضاد و دوگانگی قرار نگیرد بنابراین از زمینه های واداشتن انسان به تفکر می توان به اسباب اشاره کرد و این خود نشان دهنده ی جایگاه رفیع تفکر است تفکر از حکمت های کلیدی این سنت است و می تواند مراحل یا حکمت هایی را در پی داشته باشد انسان می اندیشد امید انکه پرسش هایی هم شکل بگیرد و باشد که این پرسش ها هم بتواند تلاش هایی را برای یافتن پاسخ ها (با استفاده از منابع متنی و یا طرح آن نزد افراد خبره) به همراه داشته باشد لذا بطور خلاصه از حکمت های تحقق اراده خداوندی از مسیر اسباب می توان به تفکر، ایجاد پرسش و تلاش برای یافتن پاسخ ها اشاره نمود که البته قرارگیری در هر قسمت دارای ارزش و اهمیت است. در ادامه ی حکمت ها می توان به خود پاسخ ها هم اشاره کرد این پاسخ ها معادن و گنج هایی هستند که با تلاش و کوشش عیان و آشکار گردیدند که باید از آن ها بهره برد همانند طلایی که سرانجام به زینت آلات تبدیل می گردد و انسان می تواند خود را به آن آراسته کند شکل گیری پیام ها یعنی کاربردی کردن پاسخ ها که آن را می توان از قسمت های انتهایی این جریان حکمت ها دانست پیام ها می توانند همچون مشعلی گردند که در مسیر زندگی انسانی نورافشانی کنند تا بتوان بهتر راه یافت . اما اکنون در داستان رفع نزاع بنی اسرائیل از طریق ذبح گاو مشاهده می شود که تحقق خواسته و اراده ی خداوند حتی در معجزه ی پیامبران هم از مجرای اسباب صورت می گیرد و در اثر تفکر در این سرگذشت سوالاتی شکل گرفته است که البته می تواند سوالات جدیدی در پی داشته باشد که در اینجا یکی دو سوال برای نمونه بیان می شود:
1. چرا خداوند برای اجرای خواسته خود از مجرای ذبح حیوان استفاده می کند؟
2. چرا خدا از میان حیوانات گوناگون دستور داد گاو را سر ببرند؟
اما پاسخ ها؛ در تفسیرها می بینیم که در پاسخ سوال اول برای نمونه آمده است که اراده خداوند بر این تعلق گرفته بود که پاداش احسان فرزندی را به پدر عطا کند یا دعای پدری را درحق فرزند، به بهترین وجه اجابت کند و یا خداوند خواسته است از طریق این اسباب سیمای بنی اسرائیل را نشان دهد؛ از بی ادبی آنها نسبت به خداوند و پیامبرش تا حس گرایی شدید انها و اصرار انها بر پرسش سوالات بی فایده اما در پاسخ به سوال دوم برای نمونه گفته شده است که در آن روزگار، گویا مردمى بودند که گاو را مى پرستیدند. قصد این بود که تقدّس و عظمت موهوم گاو درهم شکسته شود و همگان دریابند که حیوانى اینگونه اسیر و ذلیل، زیبنده پرستش نیست.
حال نوبت به استخراج پیام ها از پاسخ ها می رسد که این قسمت می تواند مشکل گشای انسان امروزی گردد که فقط به یکی آن هم برای بیان این فرایند اکتفا می شود؛ تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز، مخصوصا نیکی به پدر و مادر که خداوند به نحو احسن جبران می کند.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : اسباب- وسائط گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
  قربانی مرده را زنده می کند - سيد حسين اخوان بهابادي
73) تحقق خواسته و اراده خداوند هم در امور عادی و هم در امور خرق عادت (معجزه) از مجرای اسباب صورت می گیرد که این از سنت های الهی است و مانند سنت های دیگر خداوند دارای حکمت هایی است یکی از حکمت های مهم آن به تفکر واداشتن انسان است با تفکر در این معجزه این سوال شکل گرفته است که چرا خداوند آن مرده را با کشتن موجودی زنده حیات مجدد بخشیده است؟
برای این مساله، پاسخ یا حکمت هایی بیان شده است یکی از حکمت هایی که شاید بتوان برای آن در نظر گرفت این موضوع است که خداوند خواسته بدین طریق به ما بفهماند که ذبح و قربانی می تواند موجب رفع بلا وگرفتن حیات مجدد گردد مثلا برای مریض یا کسی که علائم مرگ برای او پدیدار شده است بی شک این زنده شدن مقتول می توانست به نحو دیگری اجرا شود و این که خداوند اراده کرده است بدین گونه اتفاق بیفتد دارای حکمت هایی است که شاید یکی از آن حکمت ها این موضوع باشد لذا طبق این نظر، پروردگار در ذبح چنین خاصیتی قرار داده است که بتواند رافع بلا باشد و یا زمان مرگ بجز اجل حتمی به تعویق افتد همان طور که می دانیم بسیاری از علما برای دفع خطر یا رفع مشکلات قربانی انجام می دادند اما در باب چگونگی این امر از طریق ذبح می توان گفت:
1- بعضی از بلاها از بی توجهی ها ویا بی تفاوتی ها پدید می آید و از انجایی که توزیع گوشت می تواند از مصادیق انجام وظیفه در قبال افراد و جامعه باشد با رفع غضب و جذب رحمت الهی بلا هم برطرف می گردد.
2- بعضی از بلا ها می تواند از حسادت ها و کدورت ها نشات بگیرد که رسیدگی به ارحام، دوستان، همسایگان و آشنایان می تواند این حسادت ها و کدورت ها را برطرف کند همچنان که در روایات داریم که قربانی کردن حسادت ها و بدبینی ها را از بین می برد.
3- تقسیم گوشت میان فقرا و رفع نیاز مستحقان و دردمندان از مصادیق صدقات است و طبق روایات صدقه درراه خدا باعث دفع بلا و طولانی شدن عمر می گردد و بیان گردیده انچه در دفع بلا موثر است بحث انفاق در راه خداست و از انجا که قشر پایین جامعه معمولا از دریافت مواد پروتئینی در مضیقه بیشتری هستند ریختن خون و هدیه گوشت قربانی به انان می تواند از صدقه های برتر به شمار آمده و طبیعتا بازدارندگی بیشتری را می توان برای آن در نظر گرفت.
4- از انجایی که صله رحم ازعوامل افزایش طول عمر است و همچنین توصیه شده بخشی از گوشت بین ارحام تقسیم شود می توان نتیجه گرفت که نیکی به خویشاوندان از طریق توزیع گوشت هم می تواند منجر به تعویق اجل غیر حتمی شود درضمن خانواده ی خود فرد هم از ارحام محسوب می شود و استفاده ایشان هم از این گوشت می تواند باعث رفع کدورت ها، شاد کردن و افزایش محبت بین انها گردد. امام صادق(ع) می فرمایند:
هرکس به خانواده خود نیکی کند خداوند عمر او را زیاد می کند و در جایی دیگر می فرمایند علی بن حسین و فرزند ایشان محمد علیهما السلام یک سوم قربانی را صدقه می دادند و یک سوم آن را به همسایگان می بخشیدند و یک سوم را برای خانواده خویش نگه می داشتند( گویا در ترتیب توزیع این بزرگواران هم حکمت وجود دارد)
5- با توجه به منابع دینی دعا در زندگی و رفع بلا نقش مهمی دارد دعای هنگام قربانی و نیز دعای گیرنده یا استفاده کننده ی گوشت یا طعام آن می تواند بسیار تاثیرگذار باشد.
در اینجا سوالی پیش می آید که آیا اثار قربانی تنها محدود می گردد به دفع بلا، مرگ ناگهانی، چشم زخم، نیت های پلید و نگاه های خبیثانه و حوادث تلخ که به آن اشاره شده است یا کارکردها و نتایج دیگری نیز دربردارد؟ در پاسخ باید گفت فلسفه و آثار دیگری برای قربانی نیز بیان شده است که نقش قربانی را محدود به هنگام بلا و مصیبت نمی کند که از موارد ذیل بعضی فقط به جنبه ای از دلایل قربانی و در مواردی تنها به اثری از اثار و نیز در مواردی می تواند هم فلسفه ذبح و هم از آثار تلقی شود مانند :
الف- تمرینی برای قطع دلبستگی ها و ایثار در راه خدا؛ امام صادق(ع ) می فرمایند: و ذبح کن حنجره هوای نفس وطمع را به هگام قربانی کردن.
ب- از راه های تشکر از نعمت های الهی.
ج- از اهداف مهم قربانی رسیدگی به نیازمندان است که به دلایل و نیات خاصی انجام می شود یکی از دلایل می تواند تنها و تنها بحث رسیدگی به محرومان جامعه باشد؛ بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار.
د- تقویت روحیه نوع دوستی.
ه- دست یابی به رحمت واسعه الهی.
6- قرار گرفتن در زمره نیکوکاران و اهل احسان.
7- بهره مندی از مغفرت الهی.
8- انسجام میان ملت.
9- تقوا؛ هدف اصلی قربانی.
10- عامل بخشیده شدن گناهان.
11- سببی برای عبور از صراط.
12- خداوند دوست دارد که انسان دست و دل باز و سخی باشد.
در این باب، سوال دیگری نیز مطرح می شود که آیا مقصود، نفس قربانی کردن است یا نحوه ی مصرف آن هم مهم است؟ درپاسخ، بحث مهم انفاق و نیکی نمودن از طریق توزیع گوشت بیان شد اما باز برای رفع هرگونه ابهامی به پاسخ آیت الله مکارم در باب همین سوال پرداخته می شود ایشان در پاسخ همین سوال می فرمایند: قطعا منظور رساندن آن به دست نیازمندان و فقرا به عنوان صدقه است و مانند قربانی حج بخشی از آن برای خودش و یا بستگان مصرف شود مگر این که نسبت به مصرف آن نذر خاصی شده باشد.
درپایان این بحث و برای حسن ختام به حدیثی از مولی الموحدین درباب اهمیت قربانی اشاره می گردد؛ ایشان می فرمایند:
اگر مردم می دانستند چه فوایدی در قربانی است هر آینه قربانی می کردند ولو با قرض گرفتن. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : سید حسین اخوان بهابادی