از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و لما جاءهم کتاب من عندالله مصدق لما معهم ):(و هر زمان که کتابی ازنزد خدا بر آنان بیامد که کتاب آسمانی آنها را تصدیق می کرد) سیاق نشان می دهد منظور قرآن است که تورات آنها را تأیید می نمود،(و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا):(و اینها قبلا علیه کفار آرزوی آمدن قرآن رامی کردند)،یعنی بوسیله قرآن و بعثت و هجرت پیامبر (ص )طلب فتح و غلبه برکفار می کردندوآنان انتظار می کشیدند تابوسیله پیامبر(ص ) برکفار نصرت بیابند.(فلما جاء هم ما عرفوا کفروا به ): (پس زمانی که آنچه را می شناختند نزدشان بیامدبه آن کافر شدند)،یعنی از روی ستم و حسد به اینکه چرا خدا پیامبراسلام (ص )را از میان آنان انتخاب نکرده است ،به پیامبرکافر شدند و حال آنکه به خوبی حقانیت او را می دانستند،(فلعنه الله علی الکافرین ): (پس لعنت خدا برکافران باد)، کافرانی که با وجود علم ، گمراه شدند.از ابن عباس نقل شده است که یهود بنی قریظه و بنی نضیر قبل از بعثت حضرت محمد(ص ) از خدا طلب فتح و غلبه داشتند و به کفار می گفتند بزودی خدا با فرستادن پیامبر امی ما را بر علیه شما یاری خواهد کرد، اما زمانی که محمد(ص ) مبعوث شد، نسبت به او کافر شدند، در حالیکه قبلا دعا می کردند ومی گفتند خدایا بحق رسول امی ، ما را بر علیه کفار یاری کن ، و همانا در قرآن قسم به شخص بزرگوار او نیز آمده است (قسم به جان تو آنها در مستی خودغوطه ورند)، (لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون )(48). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) قلیچ خانی : اری گاه انسان عاشقانه به دنبال حقیقتی میرود ولی هنگامی که به ان رسید وان را مخالف منافع شخصی خود دید بر اثر هوا از ان روی برمیگرداند و ان را وداع میگوید بلکه گاه به مخالفتش برمیخیزد
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه پورمحمدي - ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏1
ابن عباس میگوید: یهود پیش از طلوع نور اسلام و برانگیخته شدن پیامبر در برابر اوس و خزرج انتظار آمدن رسول خدا را داشتند و او را مایه فتح و پیروزى خود میدانستند پس آن هنگام که خداوند پیامبر خود را از عرب برگزید و بنى اسرائیل دیدند که پیامبر از آنان نیست در صدد کفر و انکار بر آمده و آنچه را که در پیش میگفتند منکر شدند، معاذ بن جبل و بشر بن براء بن معرور بآنان گفتند: اى گروه یهود از خدا بپرهیزید و اسلام اختیار کنید شما در گذشته محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم را مایه فتح و پیروزى در برابر ما میدانستید در حالى که ما مشرک بودیم و اوصاف او را بیان میکردید و بعثت او را یادآور میشدید.
سلام بن مسلم- برادر بنى النضیر- گفت: چیزى را که ما بشناسیم او نیاورده است و او داراى اوصافى که ما براى شما ذکر میکردیم نیست در این هنگام خداوند این آیه شریفه را نازل فرمود.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ ...- تأیید میکرد آنچه را با ایشان بود.
تأیید مینمود کتابهاى آسمانى را که خداوند قبل از قرآن نازل کرده بود مانند توراة و انجیل.
در تأیید نمودن قرآن آن کتابها را دو احتمال است.
1- تأیید مینمود خبرهایى را که در تورات و انجیل ذکر شده.
2- تصدیق مینمود که آنها از نزد خدا آمده و باطل نیستند.
وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ ...- و از پیش- از نزول قرآن و بعثت پیامبر- یهود طلب فتح و پیروزى مینمودند.
در معناى «استفتاح» چند وجه است.
1- منظور از آن استنصار و طلب یارى و پیروزى از خداوند است بطورى که در جنگها عرضه میداشتند: خداوندا ما را فاتح و پیروز گردان بحقّ پیامبر درس نخوانده، خدایا تو را بحقّ پیامبرى که برانگیخته خواهد شد قسم میدهیم که ما را نصرت عنایت فرما، پس در حقیقت طلب یارى میکردند.
2- منظور از آن این است که بدشمنان خود میگفتند: این پیامبرى است که زمان او بطول میأنجامد و ما را نصرت و مدد خواهد داد در برابر شما.
3- منظور از آن استعلام است بنحوى که از دانشمندان خود اوصاف پیامبرى که از عرب برگزیده خواهد شد پرسش مینمودند و آنان اوصاف آن وجود مقدس را بیان میکردند پس هنگامى که مبعوث شد راه انکار را پیمودند.
4- معناى استفتاح این است که از خداوند میخواستند که آنان را با کفّار عرب محاکمه کند همانطورى که شاعر گفته.
الا ابلغ بنى عصم رسولًا فانّى عن فتاحتکُم غنی‏ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر نور
این آیه، صحنه‏ى دیگرى از لجاجت‏ها و هواپرستى‏هاى یهود را مطرح مى‏کند که آنها بر اساس بشارت‏هاى تورات، منتظر ظهور پیامبر بودند و حتّى به همدیگر نوید پیروزى مى‏دادند و به فرموده امام صادق علیه السلام یکى از دلایل اقامت آنها در مدینه این بود که آنها مى‏دانستند آن شهر، محلّ هجرت پیامبر است وبه همین سبب از پیش در آنجا سکنى گزیده بودند، ولى بعد از ظهور پیامبر اسلام، با آنکه نشانه‏هاى وى را موافق با آنچه در تورات بود یافتند، کفر ورزیدند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  بهناز سادات متولي - از قرآن حکیم و شرح آیات منتخب با ترجمه آیت الله مکارم شیرازی ص 14
89. آگاهی یهود از ویژگی های پیامبر (ص):
ذیل این آیه، روایتی از امام صادق (ع) نقل شده که خلاصه ی آن چنین است: یهودیان در کتاب های خویش دیده بودند که هجرتگاه پیامبر آینده، بین دو کوه "عیر" و "احد" ( دو طرف مدینه) خواهد بود. آنان از سرزمین خویش بیرون آمدند و پس از جست و جوی فراوان به مدینه رسیدند و در آنجا سکونت گزیدند و به تجارت مشغول شدند تا پیامبر اسلام (ص) ظهور کند. بعد ها دو قبیله ی اوس و خزرج نیز در آنجا ساکن شدند. این دو قبیله هنگامی که جمعیت فراوان پیدا کردند، به اموال یهودیان تجاوز نمودند. یهودیان به آنها می گفتند: هنگامی که محمد (ص) مبعوث گردد شما را از سرزمین ما بیرون خواهد کرد. هنگامی که محمد (ص) مبعوث شد، اوس و خزرج که به انصار معروف شدند، به او ایمان آوردند؛ ولی یهود با این که ویژگی های او را در کتاب های خویش خوانده و به امید ظهور او به مدینه آمده بودند او را انکار کردند.
المیزان،ج1،ص221
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر




Allah said,


﴿وَلَمَّا جَآءَهُمُ﴾


(And when there came to them) meaning, the Jews,


﴿کِتَـبٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ﴾


(a Book from Allah) meaning, the Qur'an that Allah sent down to Muhammad,


﴿مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ﴾


(confirming what is with them) meaning, the Tawrah. Further, Allah said,


﴿وَکَانُواْ مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُواْ﴾


(although aforetime they had invoked Allah (for coming of Muhammad ) in order to gain victory over those who disbelieved) meaning, before this Messenger came to them, they used to ask Allah to aid them by his arrival, against their polytheistic enemies in war. They used to say to the polytheists, "A Prophet shall be sent just before the end of this world and we, along with him, shall exterminate you, just as the nations of `Ad and Iram were exterminated.'' Also, Muhammad bin Ishaq narrated that Ibn `Abbas said, "The Jews used to invoke Allah (for the coming of Muhammad ) in order to gain victory over the Aws and Khazraj, before the Prophet was sent. When Allah sent him to the Arabs, they rejected him and denied what they used to say about him. Hence, Mu`adh bin Jabal and Bishr bin Al-Bara' bin Ma`rur, from Bani Salamah, said to them, `O Jews! Fear Allah and embrace Islam. You used to invoke Allah for the coming of Muhammad when we were still disbelievers and you used to tell us that he would come and describe him to us,' Salam bin Mushkim from Bani An-Nadir replied, `He did not bring anything that we recognize. He is not the Prophet we told you about.' Allah then revealed this Ayah about their statement,


﴿وَلَمَّا جَآءَهُمْ کِتَـبٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ﴾


(And when there came to them (the Jews), a Book (this Qur'an) from Allah confirming what is with them (the Tawrah) and the Injil (Gospel)).'''


Abu Al-`Aliyah said, "The Jews used to ask Allah to send Muhammad so that they would gain victory over the Arab disbelievers. They used to say, `O Allah! Send the Prophet that we read about - in the Tawrah - so that we can torment and kill the disbelievers alongside him.' When Allah sent Muhammad and they saw that he was not one of them, they rejected him and envied the Arabs, even though they knew that he was the Messenger of Allah. Hence, Allah said,


﴿فَلَمَّا جَآءَهُم مَّا عَرَفُواْ کَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکَـفِرِینَ﴾


(Then when there came to them that which they had recognized, they disbelieved in it. So let the curse of Allah be on the disbelievers). ''

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر راهنما

1 - قرآن، کتابى است ارجمند و با عظمت و نازل شده از پیشگاه خداوند

و لما جاءهم کتب من عند اللّه

نکره آوردن «کتاب» و تصریح به اینکه از نزد خدا آمده است، دلالت بر عظمت و ارجمندى قرآن دارد.

2 - قرآن، صحت محتواى تورات و آسمانى بودن آن را تأیید و تصدیق مى کند.

کتب ... مصدق لما معهم

3 - قرآن، دلیلى بر حقانیت و آسمانى بودن تورات است.*

مصدق لما معهم

تصدیق تورات از ناحیه قرآن، محتمل است به این معنا باشد که: نزول قرآن موجب آن شد که نوید آن کتاب مبنى بر آمدن قرآن تحقق یابد. بنابراین، نزول قرآن مایه اثبات حقانیت تورات شد.

4 - مصونیت تورات از تحریف تا عصر پیامبر(ص)*

مصدق لما معهم

مراد از «ما معهم» (آنچه همراه ایشان است) توراتى است که در اختیار یهودیان عصر بعثت بوده و قرآن همان را تصدیق و تأیید کرده است. بنابراین تورات تا آن زمان از تحریف مصون بوده است.

5 - یهودیان، پیش از بعثت، به نازل شدن قرآن و مبعوث شدن پیامبر(ص) آگاهى داشتند.

و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا

6 - یهودیان، از دیرباز در انتظار پیامبر(ص) و نزول قرآن بودند.

و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا

7 - پیروزى بر کافران در پرتو قرآن و بعثت پیامبر(ص)، آرمان یهودیان پیش از بعثت

و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا

از معانى «فتح» نصرت و پیروزى است. «استفتاح» به معناى طلب پیروزى است. آمدن فعل مضارع (یستفتحون) قرین «کان» و مانند آن دلالت بر استمرار در زمان گذشته دارد. ارتباط جمله «و کانوا ...» با قبل و بعد اقتضا مى کند که: این پیروزى طلبى در ارتباط با نزول قرآن و بعثت پیامبر(ص) مطرح باشد. بنابراین «و کانوا ...»; یعنى، یهودیان پیش از بعثت از زمانهایى دور در انتظار نزول قرآن و بعثت پیامبر(ص) بودند تا در سایه آن بر کافران پیروز شوند.

8 - یهودیان مدینه، پیش از اسلام در گیر با کافران و از ناحیه آنان در سختى و فشار بودند.

و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا

9 - تورات، متضمن بشارت به نزول قرآن و بعثت پیامبر(ص) است.*

مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا

عبارت «مصدق لما معهم» قرینه آن است که منشأ آگاهى یهود پیش از بعثت بر اینکه «قرآن نازل مى شود و پیامبر(ص) مبعوث مى گردد»، تورات بوده است.

10 - یهودیان، آمدن پیامبر(ص) و نزول قرآن را از دیرباز و پیش از بعثت براى کافران تشریح مى کردند.

و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا

«استفتاح» (مصدر یستفتحون) مى تواند به معناى مطلع ساختن باشد، چنانچه در مفردات راغب آمده: «فتح علیه کذا; آن گاه گفته مى شود که به او امرى را اعلام کند و او را بر آن امر مطلع سازد». قابل ذکر است که در این صورت بردن «یفتحون» به باب استفعال براى تأکید است و معناى طلب ندارد.

11 - یهودیان على رغم مطابق یافتن ویژگیهاى کتاب و پیامبر موعود، بر قرآن و رسول اکرم(ص)، به آن کافر شدند.

فلما جاءهم ما عرفوا کفروا به

12 - خداوند، یهودیان کافر به پیامبر(ص) و قرآن را از رحمت خویش به دور و آنان را مورد لعنت قرار داده است.

فلعنة اللّه على الکفرین

13 - کافران عنود و حق ناپذیر، مورد لعنت خداوند هستند.

فلعنة اللّه على الکفرین

14 - جواز لعنت و نفرین بر آنانى که از سر عناد و لجاجت، به پیامبر(ص) و قرآن کافر مى شوند.

فلعنة اللّه على الکفرین

15 - از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عز و جل (و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا) روایت شده که فرموده اند: «کانت الیهود تجد فى کتابها ان مهاجر محمّد(ص) مابین عیر و اُحد فخرجوا یطلبون الموضع ... فاتخذوا بأرض المدینة الأموال فلما کثرت أموالهم بلغ تبع فغزاهم ... فخلّف حییّن الأوس و الخزرج ... و کانت الیهود تقول لهم: أما لو قد بعث محمّد لیخرجنکم من دیارنا و اموالنا فلما بعث اللّه عز و جل محمّداً آمنت به الأنصار و کفرت به الیهود و هو قول اللّه عز و جل: و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا فلما جاءهم ما عرفوا کفروا به فلعنة اللّه على الکافرین;(1)

یهود در کتابهاى آسمانى خود خوانده بودند که محل هجرت محمّد(ص) بین کوه عیر و کوه احد است لذا براى یافتن آن محل از جایگاه خود خارج گردیدند ... پس در مدینه ساکن شدند و اموالى فراوان به دست آوردند. چون این خبر به «تُبَّع» رسید با آنان جنگ کرد ... پس دو طایفه اوس و خزرج را به جا گذاشت ... و یهود به آنان (اوس و خزرج) مى گفتند: اگر محمّد(ص) مبعوث شود، شما را از خانه هاى ما و اموالمان بیرون مى کند. پس چون خداوند پیامبر را مبعوث کرد، انصار (اوس و خزرج) ایمان آوردند و یهود به آن حضرت کافر گشتند و این سخن خداوند است که: آنان (یهودیان) قبل از بعثت محمّد(ص) وعده پیروز شدن بر کافران را مى دادند; پس وقتى کتابى که آن را (از قبل) مى شناختند نزد آنان آمد به آن کافر شدند; پس لعنت خدا بر کافران باد».

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مجمع البیان
«و لمّا جائهم کتابٌ من عنداللَّه مصدّقٌ لما معهم»

و وقتى کتابى از نزد خدا براى آنان آمد که آنچه را با آنان است، تصدیق مى کند، باآنکه آنان پیش از این با نویدِ آمدنِ آن بر کسانى که کفر ورزیده اند پیروزى مى جستند، امّا آنگاه که آنچه را و آنکه را مى شناختند، به سویشان آمد، به آن و آورنده اش کفر ورزیدند.

شأن نزول این آیه شریفه

در شأن نزول این آیه شریفه، از ابن عبّاس نقل کرده اند که:

پیش از درخشیدن خورشید جهان افروز اسلام و بعثت پیامبر(ص)، یهود براى شرک گرایان اوس و خزرج، پیوسته از آمدن آن حضرت سخن مى گفتند و ضمن بیان ویژگیهاى آخرین پیامبر از کتاب آسمانى خویش، نویدِ آمدنش را که از تورات دریافت کرده بودند، به همه مى دادند؛ امّا پس از آمدن پیامبر (ص)، ازسر رشک و جاه طلبى، راه حق ستیزى را برگزیدند.

دو تن از سران اوس و خزرج که ایمان آورده بودند، به آنان گفتند: اى گروه یهود! از خدا بترسید و به محمّد(ص) ایمان آورید؛ شما که در گذشته آمدن آن حضرت را مایه پیروزى خود دربرابر جناح شرک اعلان مى کردید و ما مشرک بودیم، اینک چگونه در جبهه شرک درغلطیده اید؟!

عدّه اى از آنان مى گفتند: این پیامبر چیزى که ما را قانع کند همان آخرین پیامبر خداست، با خود نیاورده است.

و درست در همین هنگام بود که این آیه شریفه فرود آمد.

از حضرت صادق (ع) نیز در این مورد آورده اند که:

یهود با تلاوت کتاب آسمانى خویش دریافته بودند که موقعیت و جایگاه هجرت محمّد(ص) - آخرین و برترین پیام آور خدا - در میان کوه «احد» و «عیر» است، از این رو، از سرزمین خود کوچ کردند و در آنجا فرود آمدند و بصورت سه گروه در «خیبر»، «فدک» و «تیما»، بساط زندگى پهن کردند، بدان امید که با ظهور اسلام و پیامبر، به او ایمان آورند. گروهى به نمایندگى از آنان باز هم به جستجو پرداختند، تا اینکه با یارى گرفتن از شترداران عرب، نقطه مورد نظر را در مدینه یافتند؛ آنگاه طى نامه هایى به سه گروه نوشتند که ما با پیدا کردن مکان دقیق هجرت پیامبر، به رستگارى بزرگى نائل آمده ایم؛ شما نیز به سوى مدینه بیایید تا دست در دست هم به انتظار بعثت و هجرت پیامبرى که نویدش را دریافت داشته ایم، بنشینیم. امّا همدینانشان پاسخ دادند که ما در این نقاطى که فرود آمده ایم، دیگر بساط زندگى گسترده ایم و کوچ دوباره ما مشکل است؛ علاوه بر این، فاصله بسیارى هم با شما نداریم و با آمدن آن حضرت، بسرعت به سوى شما خواهیم شتافت. و بدینسان، گروهى دیگر در مدینه اقامت گزیدند.

کارگزاران حکومت «یمن» بعد از آگاهى از استقرار یهود در مدینه و اطراف آن، آنان را محاصره کردند. یهود پس از آنکه از پادشاه یمن شکست خوردند، از او امان خواستند؛ سپس دلیل هجرت خود را شرح دادند و گفتند که اینجا جایگاه هجرت برترین و آخرین پیام آور خداست. پادشاه یمن پس از شنیدن این مطلب، گروهى از اسیران یهود را آزاد ساخت به این شرط که با آمدن پیامبر اسلام(ص)، به یارى او برخیزند.

بعد از آنکه یهود در مدینه مستقر شدند، دو گروه «اوس» و «خزرج» که شرک گرا و بت پرست بودند، گاه و بیگاه به اموال و امکانات آنان دست درازى مى کردند؛ و یهودیان چون دربرابر آنان قدرت دفاع نداشتند، مى گفتند: به خواست خدا و با ظهور محمّد(ص)، ما بر شما پیروز خواهیم شد و دست شما را از مال و اموال و شهر و دیار خویش کوتاه خواهیم کرد. امّا شگفتا که پس از آمدن پیامبر(ص) به مدینه، شرک گرایان به او ایمان آوردند و گروه بزرگ انصار را تشکیل دادند، امّا یهودیان راه حق ستیزى را درپیش گرفتند. و این همان چیزى است که آیه شریفه آن را ترسیم مى کند.

درمورد تأییدشدن کتابهاى آسمانى پیشین ازطریق آخرین کتاب آسمانى، چند نظر قابل ذکر است:

1. ممکن است منظور این باشد که قرآن شریف نوید آمدن آخرین پیامبر را که در تورات و انجیل آمده است، و نیز نشانه هاى آن حضرت در آنها را تأیید مى کند.

2. همچنین ممکن است منظور این باشد که قرآن، آسمانى بودن اصل تورات و انجیل را گواهى مى کند.

3. و ممکن است هر دو نظر و هر دو احتمال، مورد نظر قرآن باشد.

«و کانوا من قبل یستفتحون على الّذین کفروا»

در معناى واژه «استفتاح»، دیدگاههاى متفاوتى وجود دارد:

1. عدّه اى معتقدند که منظور از آن، یارى خواستن و طلب پیروزى از خداست، به گونه اى که آنان در پیکارهاى خویش مى گفتند:

بار خدایا: به مقام والاى پیامبر امّى که نوید برانگیخته شدن او را داده اى، ما را یارى فرما.

و بدینسان، از خدا یارى مى خواستند.

2. گروهى بر این اعتقادند که منظور آن است که یهود به شرک گرایان مى گفتند: سرانجام آخرین پیام آور خدا خواهد آمد و ما را بر شما مشرکان پیروز خواهد ساخت.

3. و پاره اى از دانشمندان نیز گفته اند: منظور این است که جماعت یهود از بزرگان خویش درمورد ویژگیها و نشانه هاى آخرین پیامبر پرس و جو مى کردند. و آنان نیز آنچه را درباره آن حضرت در تورات یافته بودند، براى مردم بیان مى کردند.

4. دسته اى نیز واژه «استفتاح» را به معناى «محاکمه» گرفته و گفته اند : منظور این است که یهودیان از خدا مى خواستند آنان و شرک گرایان عرب را محاکمه کند تا روشن شود که آنها در گفتار خویش بر آمدن پیامبر راستگو هستند.

شایان ذکر است که این واژه در برخى از اشعار عرب به مفهوم «محاکمه» آمده است؛ ازجمله:

«اَلاَ اَبْلِغْ بَنى عُصْمٍ رَسُولَاً

فَاِنّى عَنْ فُتَاَحْتِکُمْ غَنِىٌّ»

«فلمّا جائهم ماعرفوا کفروا به فلعنةاللَّه على الکافرین»

امّا هنگامى که آنچه را مى شناختند و در انتظارش بودند، برایشان آمد، ازسر حسد و جاه طلبى و دشمنى، به آن کفر ورزیدند؛ پس لعنت خدا بر کفرگرایان باد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.