از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
شماره صفحه : 14 حزب : 3 جزء : اول سوره : بقرة
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  کفر یهود به پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) پس از سال‌ها انتظار ظهور
89) قبل از بعثت پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) کفار عرب متعرض یهود می‌‌شدند و یهودی‌ها آرزوی ظهور پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را می‌کردند تا در سایه وی بر کفار عرب پیروز شوند و این آرزو چنان ادامه داشت که کفار هم از آن مطلع شدند. و از کلمه (کانوا) استفاده می‌شود که این آرزو را قبل از هجرت رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) همواره مى‌‏کردند به حدى که در میان همه کفار عرب نیز معروف شده بود و معناى جمله «فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا» الخ، این است که چون بیامد آن کسى که وى را مى‏شناختند، یعنى نشانیهاى تورات که در دست داشتند با او منطبق دیدند، بان جناب کفر ورزیدند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج1، ص: 334 و 335 قالب : تفسیری موضوع اصلی : یهودی گوینده : علامه طباطبایی
  علت کفر یهود به اسلام
90) ااین آیه علت کفر یهود را با وجود علمى که بحقانیت اسلام داشتند، بیان مى‏کند، و آن را منحصرا حسد و ستم پیشگى می‌داند.{بِئْسَمَا اشْتَرَوْا} [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج1، ص: 335 قالب : تفسیری موضوع اصلی : یهودی گوینده : علامه طباطبایی
  چرا یهودیان از طرفداری قرآن برگشتند؟
90) حرف (باء) در کلمه «بغضب» به معناى مصاحبت و یا تبیین است و معناى جمله این است که ایشان با داشتن غضبى به خاطر کفرشان به قرآن و غضبى به علت کفرشان به تورات که از پیش داشتند از طرفدارى قرآن برگشتند.{فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى‏ غَضَبٍ} [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج1، ص: 335 قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : یهودی گوینده : علامه طباطبایی
  سؤال خدا از عصیان بنی اسرائیل
91) (فاء) در کلمه «فلم» فای تفریع است. چون سؤال از اینکه (پس چرا پیامبران خدا را کشتید؟) فرع و نتیجه دعوى یهود است که مى ‏گفتند: «نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَیْنا».{قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ الخ}

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج1، ص: 335 قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : علامه طباطبایی
  سکونت یهود در عربستان برای یافتن پیامبر موعود
89) امام صادق (علیه‌السلام) در تفسیر این آیه فرمودند: یهودیان در کتب خود خوانده بودند که محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) رسول خدا است و محل هجرتش ما بین دو کوه (عیر) و (احد) است، پس از بلاد خود کوچ کردند تا آن محل را پیدا کنند. لاجرم به کوهى رسیدند که آن را حداد مى ‏گفتند. با خود گفتند: «لابد این همان احد است چون حداد و احد یکى است». پس پیرامون آن کوه متفرق شدند. بعض از آنان در (تیماء) (بین خیبر و مدینه) و بعض دیگر در (فدک) و بعضى در (خیبر) منزل گزیدند. این بود تا وقتى که بعضى از یهودیان (تیماء) هوس کردند به دیدن بعضى از برادران خود بروند، در همین بین مردى اعرابى از قبیله (قیس) مى ‏گذشت، شتران او را کرایه کردند. او گفت: «من شما را از ما بین عیر و احد مى ‏برم». گفتند: «پس هر وقت به آن محل رسیدى به ما اطلاع بده». آن مرد اعرابى همچنان مى ‏رفت تا به وسط اراضى مدینه رسید. رو کرد به یهودیان و گفت: «این کوه عیر است و این هم کوه احد». پس یهودیان پیاده شدند و به او گفتند: «ما به آرزویمان رسیدیم و دیگر کارى به شتران تو نداریم». از شتر پیاده شدند و شتران را به صاحبش دادند. گفتند: «تو می توانى هر جا می خواهى بروى و ما در همین جا می مانیم. پس نامه ‏اى به برادران یهود خود که در خیبر و فدک منزل گرفته بودند نوشتند که ما به آن نقطه ‏اى که ما بین عیر و احد است رسیدیم، شما هم نزد ما بیائید. یهودیان خیبر در پاسخ نوشتند ما در اینجا خانه ساخته ‏ایم و آب و ملک و اموالى به دست آورده ‏ایم، نمی توانیم این ها را رها نموده و نزدیک شما منزل کنیم، ولى هر وقت آن پیامبر موعود مبعوث شد به شتاب نزد شما خواهیم آمد.

این عده از یهودیان که در مدینه یعنى میان عیر و احد منزل کردند، اموال بسیارى کسب کردند. (تبع) از بسیارى مال آنان خبردار شد و به جنگ با آنان برخاست. یهودیان متحصن شدند. تبع ایشان را محاصره کرد و در آخر به ایشان امان داد. پس بر او درآمدند. تبع به ایشان گفت: «مى ‏خواهم در این سرزمین بمانم براى اینکه مرا خیلى معطل کردید». گفتند: «تو نمی توانى در اینجا بمانى براى اینکه اینجا محل هجرت پیغمبرى است. نه جاى تو است و نه جاى احدى دیگر تا آن پیغمبر مبعوث شود». تبع گفت: «حال که چنین است من از خویشاوندان خودم کسانى را در اینجا می گذارم تا وقتى آن پیغمبر مبعوث شد او را یارى کنند». یهودیان راضى شدند و تبع دو قبیله اوس و خزرج را که مى ‏شناخت در مدینه منزل داد. چون نفرات این دو قبیله بسیار شدند، اموال یهودیان را مى ‏گرفتند. یهودیان علیه آنان خط نشان مى ‏کشیدند که اگر پیغمبر ما محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) ظهور کند ما همگى شما را از دیار و اموال خود بیرون می کنیم و به این چپاولگریتان خاتمه می دهیم.

ولى وقتى خداى تعالى محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را مبعوث کرد، اوس و خزرج که همان انصار باشند به وى ایمان آوردند ولى یهودیان ایمان نیاورده و به وى کفر ورزیدند. این جریان همان است که خداى تعالى درباره ‏اش می‌فرماید: «وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا» الخ.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج1، ص: 336 و 337 قالب : شأن نزول موضوع اصلی : یهودی گوینده : علامه طباطبایی
  کفر یهود به پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)
89) دو روایت در شان نزول آیه:

1- دابن عباس گفت: یهود قبل از بعثت براى اوس و خزرج خط نشان می کشید که اگر رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) مبعوث شود به حساب شما مى ‏رسیم ولى همین که دیدند پیغمبر آخرالزمان از میان یهود مبعوث نشد، بلکه از میان عرب برخاست به او کفر ورزیدند و گفته ‏هاى قبلى خود را انکار نمودند.
معاذ بن جبل و بشر بن ابى البراء و داوود بن سلمه به ایشان گفتند اى گروه یهود از خدا بترسید و ایمان بیاورید. مگر این شما نبودید که علیه ما به محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) خط نشان مى ‏کشیدید؟ با اینکه ما آن روز مشرک بودیم و شما به ما خبر می دادید که به زودى محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) مبعوث خواهد شد. صفات او را براى ما مى ‏گفتید. پس چرا حالا که مبعوث شده است به وى کفر مى ‏ورزید؟ سلام بن مشکم که یکى از یهودیان بنى النضیر بود در جواب گفت: او چیزى نیاورده که ما بشناسیم و او آن کسى نیست که ما از آمدنش خبر می دادیم. درباره این جریان بود که آیه شریفه «وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» الخ، نازل شد.

2- ابن عباس گفت: یهودیان بنى قریظه و بنى النظیر قبل از آنکه محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) مبعوث شود از خدا بعثت او را می خواستند تا کفار را نابود کند و مى ‏گفتند: «پروردگارا به حق پیامبر امّى ما را بر این کفار نصرت بده». ولى وقتى خدا آنان را یارى کرد و رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را مبعوث کرد و بیامد آن کسى که او را مى ‏شناختند، یعنى رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)، با اینکه هیچ شکى در نبوت او نداشتند به وى کفر ورزیدند.

علامه طباطبایی: قریب به این دو معنى روایات دیگرى نیز وارد شده است و بعضى از مفسرین بعد از اشاره به روایت آخرى و نظائر آن می گویند: «علاوه بر اینکه راویان این روایات ضعیفند و علاوه بر اینکه با روایات دیگر مخالف است، از نظر معنى شاذ و نادر است براى اینکه استفتاح در آیه را عبارت دانسته است از دعاى به شخص رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و در بعضى روایات دعاى به حق آن جناب، و این غیر مشروع است. چون هیچ کس حقى بر خدا ندارد تا خدا را به حق او سوگند دهند». این بود گفتار این مفسر و سخن او ناشى از بیدقتى در معناى حق و در معناى قسم دادن به حق است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 337 تا 340 قالب : شأن نزول موضوع اصلی : یهودی گوینده : علامه طباطبایی
  برهان،حکمت و جدال احسن - سيد علي بهبهاني
91) اوّلاً: هر چند خدا بگوید حقّ است ؛ خواه گیرنده آن اسرائیلى و از آل اسحاق، یا اسماعیلى و از آل اسماعیل باشد.
ثانیاً، قرآن افزون بر این که فى نفسه حق است، معارف تورات و انجیل را نیز تصدیق مى کند و کسى که به مصدّق، یعنى تورات و انجیل مؤ من است لازم آن این است که به مصدّق، یعنى قرآن نیز ایمان بیاورد و کسى که به لازم عمل نکند، در حقیقت به ملزوم ملتزم نشده است.
ثالثاً، خطوط کلّى قرآن با کتاب هاى انبیاى پیشین یکى است ؛ چون قرآن خط جدیدى در معارف نیاورده است، بلکه همان اصول توحید ومعاد و وحى و رسالتى را که پیامبران پیشین بیان کردند، تکمیل کرده است و تفاوت این کتاب ها، تناه در جزئیات مربوط به فروع دین، یعنى در شریعت و منهاج است و کسى که به قرآن کافر شود، در حقیقت به این معارف کافر شده و کفر به این اصول و معارف قرآن، مستلزم کفر به کتاب هاى انبیا و معارف و اصول آن است.
رابعاً، اگر شما فقط به پیامبران بنى اسرائیل ایمان مى آورید، پس چرا سخن موسى را تکذیب کرده، انبیاى پیشین را به قتل رساندید.
خامساً، کسى که به تورات یا انجیل مؤ من است باید به بشارت هاى آنها راجع به حضرت ختمى مرتبت ایمان بیاورد، وگرنه به کتاب آسمانى خود مؤ من نخواهد بود.
روشن است که سه نکته اوّل، برهان وحکمت است و چهارمى و پنجمى جدال احسن. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : جدال نیک گوینده : آیت الله جوادی آملی
  شأن نزول - سيد علي بهبهاني
89) در شاءن نزول این دو آیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است : طایفه اى از یهود در کتاب خود تورات، مشاهده کردند که هجرتگاه پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ما بین دو کوه عیر وحد (دو کوه در دو طرف مدینه ) است ؛ بر همین اساس از دیار خود براى یافتن این جایگاه حرکت کردند تا به کوهى به نام حداد رسیدند و با خود گفتند این حداد همان حد است. همان جا پراکنده شدند و عدّه اى در سرزمین تیما و گروهى دیگر در سرزمین فدک و گروه سوم در سرزمین خیبر مسکن گزیدند. آنان که در تیما منزل گرفتند مشتاق دیدار برادران خود شدند. در این هنگام رهذگرى به آنان گفت : من شما را از میان دو کوه عیر و حد عبور خواهم داد. آنان به همراه وى حرکت کردند و با رسیدن به سرمین مدینه پیاده شدند و آنگاه براى برادران خود که در فدک و خیبر بودند مکاتبه کردند که ما به مقصود رسیدیم، به نزد ما آیید. آنان پاسخ دادند: ما در این جا مسکن گزیده ایم و اموالى براى خود فراهم کرده ایم و از شما نیز دور نیستیم. هرگاه پیامبر موعود ظهور کرد به سرعت نزد شما خواهیم آمد.

آنان در مدینه اموالى فراهم ساختند و چون پادشاهى به نام تبّع از اموال فراوان آنان اطلاع یافت با آنان درگیر شد و آنها در قلعه هاى خویش ‍ متحصّن شدند. وى آنان را محاصره کرد و سپس به آنها امان داد و به آنان گفت : من این سرزمین را پسندیدم و در آن اقامت مى کنم. یهودیان گفتند: این چنین نخواهد شد؛ زیرا این سرزمین، هجرت گاه پیامبر خداست و حاکمیت و ولایت آن به او اختصاص دارد، تبّع گفت : بنابراین، من از خاندان خود کسانى را در این جا باى مى گذارم که آن پیامبر موعود را یارى دهند؛ از این رو دو قبیله اوس و خزرج را در آنجا اسکان داد. وقتى شمار این دو قبیله فزونى یافت دست به غارت اموال یهود زدند. در چنین فضایى یهودیان به اوس و خزرج مى گفنتد: اگر محمّدصلى الله علیه و آله مبعوث شود شما را از دیارمان بیرون مى کنیم. هنگامى که خداوند پیامبر را مبعوث ساخت، اوس و خزرج به آن حضرت ایمان آوردند و بعداز به انصار معروف شدند، ولى یهود او را انکار کردند و این است معناى آیه (و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : شأن نزول موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : آیت الله جوادی آملی
  شان نزول آیه - . پوربافراني
90) دو قبیله در میان قبائل عرب به نام "بنى ضمره" و "أشجع" وجود داشتند که قبیله اول با مسلمانان پیمان ترک تهاجم و تعرض بسته بودند و طایفه أشجع با بنى ضمره نیز هم پیمان بودند. بعضى از مسلمانان از قدرت طایفه بنى ضمره و پیمان شکنى آنها بیمناک بودند، لذا به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پیشنهاد کردند که پیش از آنکه آنها حمله را آغاز کنند، مسلمانان به آنها حمله‏ور شوند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: "کلا فانّهم ابرّ العرب بالوالدین و اوصلهم للرّحم و اوفاهم بالعهد"؛ نه، هرگز چنین کارى نکنید، زیرا آنها در میان تمام طوائف عرب نسبت به پدر و مادر خود نیکوکارترند، و از همه نسبت به اقوام و بستگان مهربانتر، و به عهد و پیمان خود از همه پایبندترند! پس از مدتى مسلمانان با خبر شدند که طایفه اشجع به سرکردگى "مسعود بن رجیله" که هفتصد نفر بودند، به نزدیکى مدینه آمده‏اند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) نمایندگانى نزد آنها فرستاد تا از هدف مسافرتشان مطلع گردد. آنها اظهار داشتند آمده‏ایم قرار داد ترک مخاصمه با محمد (صلی الله علیه و آله) ببندیم، هنگامى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین دید دستور داد مقدار زیادى خرما به عنوان هدیه براى آنها بردند، و سپس با آنها تماس گرفت و آنها اظهار داشتند ما از یک طرف توانایى مبارزه با دشمنان شما را نداریم، چون عدد ما کم است، و نه قدرت و تمایل به مبارزه با شما را داریم، زیرا محل ما به شما نزدیک است، لذا آمده‏ایم که با شما پیمان ترک تعرض ببندیم. در این هنگام آیه نازل شد و دستورهاى لازم در این زمینه به مسلمانان داد. از پاره‏اى روایات استفاده مى‏شود که قسمتى از آیه درباره طایفه‏ "بنى مدلج" نازل شده است که خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسیدند و اظهار داشتند که ما نه با شما همصدا هستیم و نه بر ضد شما گام بر مى‏داریم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیمان ترک مخاصمه با آنها بست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تبیان قالب : شأن نزول موضوع اصلی : ویژگی های قرآن گوینده : علی بافرانی
  لجاجت قوم یهود - سيد مصطفي فاطمي کيا
89) این آیه، صحنه‏ى دیگرى از لجاجت‏ها و هواپرستى‏هاى یهود را مطرح مى‏کند که آنها بر اساس بشارت‏هاى تورات، منتظر ظهور پیامبر بودند و حتّى به همدیگر نوید پیروزى مى‏دادند و به فرموده امام صادق علیه السلام یکى از دلایل اقامت آنها در مدینه این بود که آنها مى‏دانستند آن شهر، محلّ هجرت پیامبر است وبه همین سبب از پیش در آنجا سکنى گزیده بودند، ولى بعد از ظهور پیامبر اسلام، با آنکه نشانه‏هاى وى را موافق با آنچه در تورات بود یافتند، کفر ورزیدند. [1]
1) تفسیر نورالثقلین. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره بقره گوینده : سید مصطفی فاطمی کیا
  یک معامله زیان آور - مسعود ورزيده
89) آرى یهود معامله زیان آورى انجام دادند، چرا که در آغاز از منادیان اسلام بودند و حتى زندگى در مدینه را با تمام مشکلاتش براى رسیدن به این مقصود برگزیدند، اما پس از ظهور پیامبر اسلام ، تنها به خاطر اینکه او از بنى اسرائیل نیست و یا منافع شخصیشان را به خطر مى اندازد به او کافر شدند، چه معامله اى از این زیانبارتر که انسان نه تنها به مقصودش ‍ نرسد بلکه پس از صرف تمام نیروها در جهت ضد آن قرار گیرد، و خشم و غضب خدا را براى خود فراهم سازد.
در سخنى از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) مى خوانیم : انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة فلا تبیعوها الا بها: ((براى وجود شما قیمتى جز بهشت نیست ، خود را به غیر آن نفروشید)) قابل توجه اینکه در اینجا سرمایه معامله را اصل وجود آنان ذکر مى کند چرا که با کفر، ارزش هستى آنها به کلى سقوط مى کند گوئى فاقد شخصیت خود مى شوند، و به تعبیر دیگر به بردگانى مى مانند که وجود خود را فروخته و به اسارت دیگرى در آمده اند، آرى آنها اسیر هوى و بنده شیطانند.
کلمه ((اشتروا)) گر چه معمولا به معنى ((خریدارى کردن )) مى آید، ولى گاه چنانکه در لغت تصریح شده به معنى فروختن نیز آمده است ، و آیه فوق از این قبیل است .

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : کفر گوینده : مسعود ورزیده
  تفسیر ((بائوا بغضب على غضب )) - مسعود ورزيده
90) قرآن مجید در سرگذشت بنى اسرائیل هنگامى که در بیابان (سینا)
سرگردان بودند، مى گوید ((و بائوا بغضب من الله )) (آنها به غضب خدا باز گشتند) سپس اضافه مى کند ((این خشم خداوند نسبت به آنها به خاطر کشتن انبیاء و کافر شدن به آیات خدا بود)).
در سوره آل عمران آیه 112 نیز همین معنى دیده مى شود که یهود به خاطر کفر به آیات خدا و قتل پیامبران مورد خشم خدا قرار گرفتند، این غضب اول است که دامنگیر آنها شد.
بازماندگان آنان بعد از ظهور پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) همان روش نیاکان را در مورد این پیامبر ادامه دادند، یعنى نه تنها به آئین او کافر شدند بلکه در برابر او به مبارزه برخاستند، این سبب شد که خشم و غضب تازه اى آنها را فرا گیرد و این غضب دوم است لذا مى گوید: ((فبائوا بغضب على غضب )).
((بائوا)) در اصل به معنى بازگشتند و منزل گرفتند مى باشد و در اینجا کنایه از استحقاق پیدا کردن است ، یعنى آنها خشم پروردگار را همچون منزل و مکانى براى خود برگزیدند.
این گروه طغیانگر هم قبل از قیام موسى و هم قبل از ظهور پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) از طرفداران سرسخت چنین قیامى بودند اما پس از ظهور هر دو، از عقیده خود برگشتند و خشم و غضب خدا را یکى پس از دیگرى به جان خریدند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرنمونه قالب : تاریخی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : مسعود ورزیده
  معنای دقیق کفر - آرش طوفاني
89) آن چه بارها در قرآن به کرّات مورد تذکّر واقع شده است؛ همانا معنا و مفهوم «کفر» است. در این آیه هم به صریح ترین شکلی آن را مورد اشارت قرار داده است که همانا : «انکار حقیقت پس از آنکه شخص به حقّانیّت آن امر وقوف یافته باشد.» «حقّی را که دریافته و در خلوت ذهن خود می داند که حقّ است،اما به هر علّتی از آن روی برتابد و انکار و تکذیب نماید.»
در این آیه نیز همین معنا مورد تأکید قرار گرفته است که : «...ما عرفوا کفروا به...»

تمام تلاش قرآن و انبیاء مکرم حول همین امر مهم می گردد که جان انسانی معترف و عامل به حقیقت شود! تمام کوشش این بزرگان همانا بر حول این مهم می گردد که جان آدمی چنان صیقل بخورد که در مواجهه با حقّ، بی درنگ آن را بتاباند، منعکس کند و اظهار نماید؛ همچون آینه ای که از نشان دادن واقعیّت پیش رویش ناگزیر است و توان قلب واقعیّت و یا کتمان واقعیّت پیش رویش را ندارد!
چه بسا همین امر خطیر بوده که پیامبر رحمت اسلام حضرت محمّد صلوات الله علیه را بر آن داشت که محور و اُسّ کوشش عظیم و نستوه خود را بر «تتمیم مکارم اخلاقی» استوار نماید. چراکه آن روح والا به خوبی می دانست که تنها با «اخلاق محوری» و شستن جان آدمی از رذایل اخلاقی است که روح انسان صیقل می خورد و حقّ را می تاباند!
به هوش باشیم که مشمول نفرین حضرت حقّ در این آیه نشویم و در مقابل حقّ همواره سر تسلیم فرود آوریم.
یا الله! [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبّر شخصی قالب : تفسیری موضوع اصلی : کفر گوینده : آرش طوفانی
  قصد باطنی نه نمایش ظاهری - آرش طوفاني
90) این آیه ی کریمه یادآور آیه ی بسیار مهم دیگری از قرآن است که در آن می فرمایند: «الأعمال بالنیّات» کارهای انسان های بر اساس نیّت آنها محاسبه می شود، نه بر اساس ظواهر پر زرق و برق و یا حقیر!
و براستی هم همان درون و باطن و به اصطلاح قلب آدمی است که چنان جایگاهی می یابد که حضرت حقّ نگاهش را به آن می دوزد و در آن حتی سکنی می گیرد!
هرکه ره به خلاص برد از دلش برد!
«الهی منعمم گردان به درویشی و خرسندی!» [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبّر شخصی قالب : اخلاقی موضوع اصلی : اخلاص گوینده : آرش طوفانی