از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید ترجمه ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » آیت الله مشکینی
37) و البته بار دیگری نیز تو را مشمول لطف خود ساختیم. [ نظرات / امتیازها ]
38) آن گاه که به مادرت آنچه را که ( درباره نجات تو ) لازم بود الهام قلبی کردیم. [ نظرات / امتیازها ]
39) که او را در صندوقی بنه و آن را در دریا بیفکن ، پس ( اراده تکوینی ما بر آن شد که ) باید دریا او را به ساحل اندازد تا وی را کسی که دشمن من و دشمن اوست برگیرد. و بر تو از جانب خود محبتی ( در دل ها ) افکندم ( برای مصالحی ) و برای آنکه در زیر نظر خودم ( به جهت تصدی مقام والایی ) تربیت و ساخته شوی. [ نظرات / امتیازها ]
40) آن گاه که خواهرت ( در پی صندوق تو ) می رفت ( تا به عمّال فرعونیان که برای کودکی دایه می خواستند رسید ) و می گفت: آیا شما را بر کسی که کفیل ( حفظ و شیر دادن ) او می شود دلالت کنم؟ پس تو را به سوی مادرت بازگرداندیم تا دیده اش روشن شود و اندوه نخورد. و نیز شخصی ( از فرعونیان ) را کشتی ( و آنان تصمیم قتل تو را گرفتند ) پس ما تو را از آن اندوه نجات دادیم ، و ما تو را به آزمایش هایی آزمودیم ، پس سالیانی در میان اهل مدین ماندگار شدی ، آن گاه- ای موسی- بر طبق تقدیر ( ازلی ما و بر پایه کمالات نفسانی صالح بر مقام رسالت ) آمدی. [ نظرات / امتیازها ]
 » آیت الله مکارم شیرازی
37) و ما بار دیگر تو را مشمول نعمت خود ساختیم ... [ نظرات / امتیازها ]
38) آن زمان که به مادرت آنچه لازم بود الهام کردیم ... [ نظرات / امتیازها ]
39) که: «او را در صندوقی بیفکن ، و آن صندوق را به دریا بینداز ، تا دریا آن را به ساحل افکند و دشمن من و دشمن او ، آن را برگیرد!» و من محبّتی از خودم بر تو افکندم ، تا در برابر دیدگان [ علم ] من ، ساخته شوی ( و پرورش یابی ) ! [ نظرات / امتیازها ]
40) در آن هنگام که خواهرت ( در نزدیکی کاخ فرعون ) راه می رفت و می گفت: «آیا کسی را به شما نشان دهم که این نوزاد را کفالت می کند ( و دایه خوبی برای او خواهد بود ) !» پس تو را به مادرت بازگرداندیم ، تا چشمش به تو روشن شود و غمگین نگردد! و تو یکی ( از فرعونیان ) را کشتی اما ما تو را از اندوه نجات دادیم! و بارها تو را آزمودیم! پس از آن ، سالیانی در میان مردم «مدین» توقف نمودی سپس در زمان مقدّر ( برای فرمان رسالت ) به این جا آمدی ، ای موسی! [ نظرات / امتیازها ]
 » آیت‌الله موسوی همدانی (ترجمه‌المیزان)
37) و بار دیگر به تو نیز منت نهادیم . [ نظرات / امتیازها ]
38) آن دم که به مادرت آنچه باید وحی کردیم . [ نظرات / امتیازها ]
39) که او را در صندوق بگذار و صندوق را به دریا بیفکن ، تا دریا به ساحلش اندازد ، و دشمن من و دشمن او بگیرد او را و از جانب خویش محبوبیتی بر تو افکندم تا زیر نظر من تربیت شوی . [ نظرات / امتیازها ]
40) و چون خواهرت رفت و گفت آیا شما را به کسی دلالت کنم که تکفل او کند؟ و به مادرت بازت آوردیم که دیده اش روشن شود و غم نخورد و یکی را کشتی و از گرفتاری نجاتت دادیم و امتحانت کردیم امتحانی دقیق و سالی چند در میان اهل مدین ماندی آن گاه ای موسی! به موقع بیامدی . [ نظرات / امتیازها ]
 » استاد الهی قمشه‌ای
37) و همانا ما بر تو بار دیگر نیز منّت بزرگی نهادیم. [ نظرات / امتیازها ]
38) آن هنگام که ( برای حفظ جان تو از بلای فرعونیان ) به مادرت وحی مهمی نمودیم. [ نظرات / امتیازها ]
39) که کودک خود را در صندوقی گذار و به دریا افکن و باید که امواج دریا کودک را به ساحل رساند تا دشمن من و آن طفل ( یعنی فرعون ) از دریا طفل را برگیرد و من به لطف خود از تو بر دلها ( ی دشمن و دوست ) محبت افکندم ( تا تو را دوست بدارند ) و تا تربیت و پرورشت زیر نظر من انجام گیرد. [ نظرات / امتیازها ]
40) آن گاه که ( از مادر دور افتادی ) خواهرت ( در پی تو ) روان بود ( تا تو را نزد فرعونیان یافت ) و می گفت: می خواهید یکی را که ( شیر و تربیت ) این طفل را تکفل کند به شما معرفی کنم؟ پس ما ( بدین وسیله ) تو را به مادرت برگردانیدیم تا به دیدار تو دیده اش روشن گردد و دیگر اندوه نخورد. و ( باز منّت دیگر آنکه ) یک نفر ( از فرعونیان ) را کشتی و ما از غم آن نیز تو را نجات دادیم و بارها تو را به امتحان و ابتلای سخت بیازمودیم ، پس چند سالی در میان مردم مدین زیستی تا آنکه حال ای موسی به موقع آمدی ( تا به مقام نبوت برسی ) . [ نظرات / امتیازها ]
 » استاد مهدی فولادوند
37) و به راستی ، بار دیگر [ هم ] بر تو منّت نهادیم ، [ نظرات / امتیازها ]
38) هنگامی که به مادرت آنچه را که [ باید ] وحی می شد وحی کردیم: [ نظرات / امتیازها ]
39) که او را در صندوقچه ای بگذار ، سپس در دریایش افکن تا دریا [ رود نیل ] او را به کرانه اندازد [ و ] دشمن من و دشمن وی ، او را برگیرد. و مهری از خودم بر تو افکندم تا زیر نظر من پرورش یابی. [ نظرات / امتیازها ]
40) آن گاه که خواهر تو می رفت و می گفت: آیا شما را بر کسی که عهده دار او گردد دلالت کنم؟ پس تو را به سوی مادرت بازگردانیدیم تا دیده اش روشن شود و غم نخورد ، و [ سپس ] شخصی را کُشتی و [ ما ] تو را از اندوه رهانیدیم ، و تو را بارها آزمودیم ، و سالی چند در میان اهل «مَدْیَن» ماندی ، سپس ای موسی در زمان مقدر [ و مقتضی ] آمدی. [ نظرات / امتیازها ]
 » جناب آقای صفوی (بر اساس المیزان)
37) و همانا پیش از این نیز باری دیگر به تو نعمتی بزرگ عطا کردیم . [ نظرات / امتیازها ]
38) آن گاه که به مادرت آنچه را که باید الهام شود الهام کردیم ، [ نظرات / امتیازها ]
39) که فرزندت را در صندوق بگذار و آن را به دریا ( رود نیل ) بیفکن و چنین مقرر کرده ایم که دریا باید او را به ساحل افکند آن گاه فرعون که دشمن من و دشمن اوست وی را از کرانه دریا برمی گیرد . ای موسی ، باز هم نعمتی بزرگ به تو ارزانی داشتم ، آن گاه که محبّتی از خودم بر تو افکندم تا مجذوب تو گردند و زیر نظر من به تو احسان شود . [ نظرات / امتیازها ]
40) آن گاه که خواهرت می رفت تا از تو خبر گیرد . متوجّه شد که فرعونیان می خواهند برای تو دایه ای انتخاب کنند . به آنان گفت : آیا شما را به کسی که سرپرستی او را برعهده گیرد راهنمایی کنم ؟ بدین ترتیب تو را به مادرت باز گرداندیم تا چشمش روشن گردد و اندوه نخورد . علاوه بر این ، در مرحله دیگر نیز نعمتی بزرگ به تو ارزانی داشتیم ، آن گاه که کسی از قِبْطیان را کشتی و بیم آن داشتی که تو را قصاص کنند; پس تو را از اندوه آن نجات بخشیدیم و همواره تو را آزمودیم ، پس چندین سال در میان مردم مدین ماندی ، تا این که ـ ای موسی ـ با مقدار فراوانی از علم و عمل که برای خود فراهم آوردی ، آمدی . [ نظرات / امتیازها ]
 » حجت الاسلام انصاریان
37) و بی تردید یک بار دیگر هم به تو احسان کردیم. [ نظرات / امتیازها ]
38) آن زمان که به مادرت آنچه را که باید الهام می شد ، الهام کردیم [ نظرات / امتیازها ]
39) که او را در صندوق بگذار ، پس او را به دریا بینداز تا دریا او را به ساحل اندازد ، تا دشمن من و دشمن او ، وی را برگیرد. و محبوبیّتی از سوی خود بر تو انداختیم تا [ همگان به تو علاقه و محبت ورزند و آنچه را انجام دادم برای این بود که ] با مراقبت کامل من پرورش یابی [ و ساخته شوی. ] [ نظرات / امتیازها ]
40) آن گاه که خواهرت به سوی کاخ فرعون رفت ، و گفت: آیا شما را به کسی که از این نوزاد سرپرستی کند ، راهنمایی کنم؟ پس تو را به مادرت برگرداندیم تا خوشحال و شاد شود و غم و غصه نخورد ، و کسی [ از فرعونیان ] را کُشتی و ما تو را از اندوه [ و نگرانی بر ارتکاب قتل آن مشرک ] نجات دادیم ، و چنان که باید امتحانت نمودیم ، پس سالیانی در میان اهل مدین ماندی ، سپس ای موسی! بر اساس تقدیر الهی [ برای انتخاب شدن به مقام پیامبری اینجا ] آمدی ، [ نظرات / امتیازها ]
  عطيه صفاري - سایت قران آنلاین
37)
" And indeed We had bestowed Favour On you before this: [ نظرات / امتیازها ]
38)
" When We conveyed a message to your Mother by inspiration; [ نظرات / امتیازها ]
39)
[ Thus she was inspired: ]" Put the child In a box and throw the box into the sea; The sea will cast him on the bank; and He will be taken up by the person who Is an enemy to Me and to him.[ i. e., to Mussa ]" And I did cast a ray of My Affection to you in order that you may Grow up and receive training under My Supervision. [ نظرات / امتیازها ]
40)
" As your sister was walking in the street She approached Firown`s men who were Looking for a nurse and said:" Shall I Show you a nurse who will suckle The baby and will take care of him?" Thus we returned you to your mother in Order that her heart might receive Tranquility through her eyes by seeing You and she should not grieve. Then[ when you grew up ]you Killed a man; and We saved you[ from The revenge of his heir ]and We tried You through a series of trials[ for The Divine Position and you fulfilled all ]Then you stayed a few years with The Madyan people, then you came Here to this Sacred Place as it was Ordained[ at the beginning ]for you O, Mussa! [ نظرات / امتیازها ]
  مجيد رعيتي
39) که فرزندت را در صندوق بگذار و آن را به دریا ( رود نیل ) بیفکن و چنین مقرر کرده ایم که دریا باید او را به ساحل افکند ، آنگاه فرعون که دشمن من و دشمن اوست وى را از ساحل برمى گیرد. (اى موسى) محبّتى از جانب خودم بر تو افکندم تا زیر نظر خودم (تربیت و) ساخته شوی [ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه منظوم مجد
37) کــه منت نـــهادیم بار دگــر.......به تو ایکه همواره ای نامور [ نظرات / امتیازها ]
38) به یاد آر ، آنــکه ز ســوی خدا.......یکی وحی بر مادرت شد عطا [ نظرات / امتیازها ]
39) که طفل خودت را به درجی گذار.......به دریا درافکن به موجش سپار
ورا ، مـوج ساحل به دریا رساند.......که آن طفل را از بلایــــی رهاند
همانکس که بد با من و تو عدو.......شــگفتا ، ز دریا گرفتش هم او
فکـــندم ترا مهری از خویشتن.......که تا رشـــد یابی به فـرمان من
گرفتیــمت آنــگاه ، تحت نــظر.......که تربیـــت و رشــد یابــی دگــر [ نظرات / امتیازها ]
40) ترا خواهـــرت کرد ، بس جستجو.......بدیدت بــه دربـــــار فــــرعون ، او
بگـــفتا بخواهـــید گویم چــه کس.......تواند بر این طــــفل باشد عسس
دهـــــد شیر و باشد مراقب از او.......کند تربـــیت طــفل را بس نـــــکو
تو بر مادرت بازگشــــتی چــــنین.......بـــگردیده با مـــهر مــــادر قـــرین
چو طفلش بدیدی زن خوش خصال.......بشد چشــم او روشن از آن جمال
چو کشتی تو یک شخص را در حیات.......خدا از غــــم آن بـــدادت نجات
دگر باره ات کـــرد حق امــــتحان........که خود آزمــودت به کاری گــران
ســرانجام ، دادم تو را رهـــبری.......تو را برگزیــــدم به پیغـــــــمبری [ نظرات / امتیازها ]
 » قرآن کریم
37) و قطعاً ، پیش از این نیز بار دیگر بر تو منت نهادیم. [ نظرات / امتیازها ]
38) آنگاه که به مادرت آنچه را که باید الهام شود الهام کردیم، [ نظرات / امتیازها ]
40) اى موسى ! آنزمان که خواهرت راه مى رفت (متوجّه شد که فرعونیان به دنبال دایه ای براى تو هستند ) به آنان گفت: آیا شما را به کسى که سرپرستى او را برعهده گیرد راهنمایى کنم ؟ پس ( بدینسان )تو را به مادرت باز گرداندیم تا چشمش روشن گردد و اندوهگین نشود . پس تو را از اندوه ( قتل قبطی) نجات بخشیدیم و همواره تو را سخت آزمودیم، پس چندین سال در میان مردم مدین ماندى، تا این که مقتدرانه آمدى. [ نظرات / امتیازها ]
  مرضيه اسدي - آیتی
37) و ما بار دیگر به تو نعمت فراوان داده‌ایم. [ نظرات / امتیازها ]
38) آنگاه که بر مادرت آنچه وحى کردنى بود وحى کردیم [ نظرات / امتیازها ]
39) که او را در صندوقى بیفکن، صندوق را به دریا افکن، تا دریا به ساحلش اندازد و یکى از دشمنان من و دشمنان او صندوق را برگیرد. محبت خویش بر تو ارزانى داشتم تا زیر نظر من پرورش یابى. [ نظرات / امتیازها ]
40) آنگاه که خواهرت مى‌رفت و مى‌گفت: مى‌خواهید شما را به کسى که نگهداریش کند راه بنمایم؟ ما تو را نزد مادرت باز گردانیدیم تا چشمانش روشن گردد و غم نخورد. و تو یکى را بکشتى و ما از غم آزادت کردیم و بارها تو را بیازمودیم. و سالى چند میان مردم مدین زیستى. و اکنون، اى موسى، در آن هنگام که مقدّر کرده بودیم آمده‌اى. [ نظرات / امتیازها ]
 » امیدمجد
37) که منت نهادیم بار دگر
به تو ایکه همواره ای نامور [ نظرات / امتیازها ]
38) به یاد آر آنکه ز سوی خدا
یکی وحی بر مادرت شد عطا [ نظرات / امتیازها ]
39) که طفل خودت را به درجی گذار
به دریا درافکن به موجش سپار
ورا موج ساحل به دریا رساند
که آن طفل را از بلایی رهاند
همانکس که بد با من و تو عدو
شگفتا ، ز دریا گرفتش هم او
فکندم ترا مهری از خویشتن
که تا رشد یابی به فرمان من
گرفتیمت آنگاه تحت نظر
که تربیت و رشد یابی دگر
[ نظرات / امتیازها ]
40) ترا خواهرت کرد بس جستجو
بدیدت به دربار فرعون ، او
بگفتا بخواهید گویم چه کس
تواند بر این طفل باشد عسس
دهد شیر و باشد مراقب از او
کند تربیت طفل را بس نکو
تو بر مادرت بازگشتی چنین
بگردیده با مهر مادر قرین
چو طفلش بدیدی زن خوش خصال
بشد چشم او روشن از آن جمال
چو کشتی تو یک شخص را در حیات
خدا از غم آن بدادت نجات
دگر باره ات کرد حق امتحان
که خود آزمودت به کاری گران
سرانجام دادم تو را رهبری
تو را برگزیدم به پیغمبری
[ نظرات / امتیازها ]
 » خرمشاهی
38) آن گاه که به مادرت آن چه باید وحى کردیم‌ [ نظرات / امتیازها ]
39) که او را در صندوقى بگذار و آن را در دریا بیفکن، تا دریا او را به ساحل افکند، تا سرانجام دشمن من و دشمن او، او را بیابد و برگیرد، و در حقت مهربانى کردم تا زیر نظر من بار آیى‌ [ نظرات / امتیازها ]
40) چنین بود که خواهرت [سرگشته‌] مى‌رفت و مى‌گفت آیا کسى را به شما نشان دهم که سرپرستى او را عهده‌دار شود؟ [گفتند آرى‌] و [سرانجام‌] تو را به آغوش مادرت باز گرداندیم که دیده‌اش روشن شود و اندوهگین نگردد، [سپس که بزرگ شدى‌] کسى را [به غیر عمد] کشتى، و تو را از غم و غصه رهانیدیم و چنانکه باید و شاید آزمودیم، سپس چندى در میان اهل مدین به سر بردى، سپس بهنگام [براى رسالت‌] آمدى‌ [ نظرات / امتیازها ]
 » صفارزاده
38) آن زمان که به مادرت آنچه لازم بود الهام کردیم . [ نظرات / امتیازها ]
39) که: «او را در صندوقى بیفکن، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل افکند و دشمن من و دشمن او، آن را برگیرد!» و من محبّتى از خودم بر تو افکندم، تا در برابر دیدگان [علم ] من، ساخته شوى (و پرورش یابى)! [ نظرات / امتیازها ]
40) در آن هنگام که خواهرت (در نزدیکى کاخ فرعون) راه مى رفت و مى گفت: «آیا کسى را به شما نشان دهم که این نوزاد را کفالت مى کند (و دایه خوبى براى او خواهد بود)!» پس تو را به مادرت بازگرداندیم، تا چشمش به تو روشن شود و غمگین نگردد! و تو یکى (از فرعونیان) را کشتى اما ما تو را از اندوه نجات دادیم! و بارها تو را آزمودیم! پس از آن، سالیانى در میان مردم «مدین» توقف نمودى سپس در زمان مقدّر (براى فرمان رسالت) به این جا آمدى، اى موسى! [ نظرات / امتیازها ]
 » مجتبوی
37) و هر آینه بار دیگر بر تو منت نهادیم [ نظرات / امتیازها ]
38) آن گاه که به مادرت آنچه الهام‌کردنى بود الهام کردیم [ نظرات / امتیازها ]
39) که او را در صندوقى بِنِه و در دریا- رود نیل- افکنش پس باید که دریا او را به کرانه اندازد تا دشمن من و دشمن او وى را برگیرد و دوستیى از خود بر تو افکندم [تا بر تو مِهر ورزند] و تا زیر نظر من ساخته و پرورده شوى [ نظرات / امتیازها ]
40) آنگاه که خواهرت [در پى آن صندوق‌] مى‌رفت و مى‌گفت: آیا شما را بر کسى راه نمایم که او را نگهدارى و پرستارى کند؟ پس تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و اندوه نخورد. و کسى- یعنى آن قبطى، از قوم فرعون- را کشتى پس تو را از اندوه رهانیدیم و تو را بارها آزمودیم، پس سالى چند در میان مردم مَدْین درنگ کردى، سپس براندازه و بهنگام- براى رسالت- بیامدى، اى موسى. [ نظرات / امتیازها ]
  علي رضا بلوري - ترجمه آیتی
38) آنگاه که بر مادرت آنچه وحى کردنى بود وحى کردیم: [ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه آیتی
39) که او را در صندوقى بیفکن، صندوق را به دریا افکن، تا دریا به ساحلش اندازد و یکى از دشمنان من و دشمنان او صندوق را برگیرد. محبت خویش بر تو ارزانى داشتم تا زیر نظر من پرورش یابى. [ نظرات / امتیازها ]
40) آنگاه که خواهرت مى‌رفت و مى‌گفت: مى‌خواهید شما را به کسى که نگهداریش کند راه بنمایم؟ ما تو را نزد مادرت باز گردانیدیم تا چشمانش روشن گردد و غم نخورد. و تو یکى را بکشتى و ما از غم آزادت کردیم و بارها تو را بیازمودیم. و سالى چند میان مردم مدین زیستى. و اکنون، اى موسى، در آن هنگام که مقدّر کرده بودیم آمده‌اى. [ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه انگلیسی
38) When we inspired in thy mother that which is inspired, [ نظرات / امتیازها ]
39) Saying: Throw him into the ark, and throw it into the river, then the river shall throw it on to the bank, and there an enemy to Me and an enemy to him shall take him. And I endued thee with love from Me that thou mightest be trained according to My will, [ نظرات / امتیازها ]
40) When thy sister went and said: Shall I show you one who will nurse him? and we restored thee to thy mother that her eyes might be refreshed and might not sorrow. And thou didst kill a man and We delivered thee from great distress, and tried thee with a heavy trial. And thou didst tarry years among the folk of Midian. Then camest thou (hither) by (My) providence, O Moses, [ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه ترکی
38) Hani, annene vahyedileni şöyle vahyetmiştik: [ نظرات / امتیازها ]
39) "Onu tabuta koyup ırmağa bırak! Irmak onu sahile götürsün ki, benim de düşmanım, onun da düşmanı olan biri onu alsın. Üzerine kendimden bir sevgi bıraktım ki, gözümün önünde yetiştirilesin." [ نظرات / امتیازها ]
  . پوربافراني - خرمشاهی
38) آنگاه که به مادرت آنچه باید وحى کردیم‏ [ نظرات / امتیازها ]
39) چنین بود که خواهرت [سرگشته‏] مى‏رفت و مى‏گفت آیا کسى را به شما نشان دهم که سرپرستى او را عهده‏دار شود؟ [گفتند آرى‏] و [سرانجام‏] تو را به آغوش مادرت باز گرداندیم که دیده‏اش روشن شود و اندوهگین نگردد، [سپس که بزرگ شدى‏] کسى را [به غیر عمد] کشتى، و تو را از غم و غصه رهانیدیم و چنانکه باید و شاید آزمودیم، سپس چندى در میان اهل مدین به سر بردى، سپس بهنگام [براى رسالت‏] آمدى‏ [ نظرات / امتیازها ]
  احمد يوسفي - محسن قرائتی
38) آنگاه که به مادرت آنچه را باید الهام کرد، وحى کردیم. [ نظرات / امتیازها ]
39) (به او وحى کردیم) که کودک خود را در صندوقى بگذار، پس آن (صندوق) را در دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل افکند و (کسى که) دشمن من و دشمن او (است)، آن را (از دریا) بگیرد. و (اى موسى!) من محبّتى از جانب خویش بر تو افکندم (تا تو را دوست بدارند) و تا زیر نظر من ساخته شوى (وپرورش یابى). [ نظرات / امتیازها ]
40) آنگاه که خواهرت (در پى آن صندوق) مى‏رفت تا بگوید: آیا شما را به کسى راهنمایى کنم که تکفّل و پرستارى او را بپذیرد؟! (و آنان پذیرفتند.) پس (این گونه) ما تورا به سوى مادرت باز گردانیدیم تا چشم او (به تو) روشن شود و اندوهگین نگردد. و(اى موسى!) تو شخصى (از فرعونیان) را به قتل رساندى (واز این بابت دچار اندوه گردیدى)، پس تو را از غم نجات دادیم و تو را در آزمون‏هاى مختلف آزمودیم. پس چند سالى را در میان مردم مدین (ودر کنار شعیب پیامبر) درنگ کردى، سپس (اینک) در زمان مقدّر (براى پذیرش رسالت به اینجا) آمدى. [ نظرات / امتیازها ]
  مهداد پيرزاده
38) هنگامی که به مادرت آنچه که بایدوحی شود وحی کردیم [ نظرات / امتیازها ]
  مرضيه علمدار .ب - ترجمه خرمشاهی
37) و بار دیگر هم در حق تو نیکى کرده بودیم‏ [ نظرات / امتیازها ]
38) آنگاه که به مادرت آنچه باید وحى کردیم‏ [ نظرات / امتیازها ]