از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(من کان یظن ان لن ینصره الله فی الدنیا والاخره فلیمدد بسبب الی السماء ثم لیقطع فلینظر هل یذهبن کیده ما یغیظ): (هر که گمان دارد که خدا پیغمبررا در دنیا و آخرت نصرت نمی دهد، پس ریسمانی به آسمان کشد، آنگاه آن را قطع کند و ببیند آیا نیرنگش آنچیزی را که باعث خشم او شده از بین می برد؟) (سبب ) یعنی هر چیزی که با آن چیز دیگری را به دست می آورند. ظاهرا مشرکین می پنداشتند که دینی که رسولخدا ص آورده دروغ و نوظهوراست و اساس محکمی ندارد و به همین دلیل هم خداوند او را یاری نمی کند و دعوتش منتشر و فراگیر نمی شود، اما وقتی آن حضرت به مدینه مهاجرت فرمود و خدا او رایاری کرد و دینش عالمگیر شد، این حادثه غیر منتظره آنها را سخت به خشم آورد وخداوند در این آیه آنهارا نکوهش می کند و می فرماید: هر کس از مشرکین که خیال کندخدا پیامبر را یاری نمی کند و در دنیا نام او را بلند آوازه نمی سازد و در آخرت او رامشمول رحمت و مغفرت خود نمی گرداند، و پیروان او را نیز نصرت و یاری نمی کند، وآنگاه با مشاهده گسترش دین و نصرت خدا خشمگین می شود، چنین کسی طنابی بگیردو با همان طناب به بلندی برود و خود را از آن آویزان کند یعنی خود را خفه کند ـ وآنگاه ببیند، آیا کید و حیله اش خشمش را فرو می نشاند یا خیر؟ اما بعضی مفسرین (36) گفته اند معنای آیه این است : که کسی که می پندارد خدا او را دردنیا و آخرت یاری نمی کند، به آسمان بالا رود و آنگاه مسافت را بپیماید و ببیند آیا این کید و ترفند، حکم خدا را که باعث خشم او شده از بین می برد یا نه‌؟ [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) خانی : به نظر من این آیه به پیامبر به طور خاص برنمیگردد و لیقطع معنای دار زدن یا نفس بریدن خود را نمی دهد. به نظر من این آیه یک معنی دیگر دارد که می خواستم با شما در میان بگذارم.
قبل از شروع یاداوری می کنم که ابتدای سوره با این استدلال درباره اثبات قیامت شروع میشود: وقوع آخرت رو به زندگی جنینی ما و ورودمون به این دنیا تشبیه می کنند. این نوع استدلال های تمثیلی در قرآن به فراوانی پیدا می شوند. به نظر من این آیه محتوایی تشبیهی مشابهی دارد.

می دانیم که واژه نصر برای تمامی موجودات جهان بکار میرود و به نحوی نصر را میشود به تمامی استفاده های بشر از قوانین جهان مادی منصوب کرد. یعنی هر گونه استفاده از عالم مادی به نحوی استفاده از نصر الهی می باشد. در این آیه ریسمان تشبیهی از کل جهان مادی هست که به نحوی مسیری به آسمان ها (عالم بالا) برای ما انسان ها رو شبیه سازی می کند و بالطبع جزء به جزء آن توسط خداوند نگه داری و حفظ میشود. حال کسی که گمان می کند که کمک یا هدایتی از خداوند برای او نمیرسد با قطع کردن ریسمان متوجه می شود که در آنی، ریسمان به زمین می افتد و بر خلاف حالت قبلیش دیگر تمام آن حس استحکام و پشتیبانیش برای بالا رفتن رو از دست میدهد و دیگر به هیچ دردی نمیخورد. در حالت قبلی راست و مستقیم به سمت آسمان هست و در این حالت مچاله شده روی زمین افتاده است. این تشبیه زمانی هست که خداوند نصرش را از این جهان می گیرد، لحظه ای که همه چیز فرو می پاشد.
این آیه به طور خاص مصداق حالت کسانی هست که در شروع راه کسب ایمان هستند (ضمیر ه در ینصره به این افراد برمیگردد). حال این اشخاص شبیه به آدمی هست که در این آیه در حال توصیف می باشد. این اشخاص در شروع راه در مورد وجود خدا و آخرت و اعجاز قرآن دچار شک و تردید هستند. و به طور خاص همانطور که می دانیم این موضوعات را با استدلال های مرسوم علمی نمیشود توجیه کرد. و نمی توان با استدلالهای علمی به این نتیجه رسید که آیا مدلهای بی خدایی بهتر جهان رو توصیف می نمایند و یا با خدایی. خب لین اشخاص هردو مدل با خدایی یا بی خدایی را نه می توانند رد کنند و نه می توانند به راحتی با یقین قبول کنند. و به این نتیجه خواهیم رسید که خب اگر خدایی هست چرا به طور خاص کمکی (یا اعجازی) به ما یا بقیه انسان ها نمیکند که از این سرگردانی در بیاییم و یقین حاصل کنیم از وجود خدا و جهان آخرت...
اما با توجه به این آیه نتیجه می گیریم که تک تک اجزای این جهان رو میشود نصر الهی در نظر گرفت و به طور خاص هیچ چیز رو غیر از اعجاز الهی نبینیم.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  اميرعباس حسامي - تفسیر مجمع البیان
دگرباره در مورد مدعیان دین باورى و دیندارى که خدا را تنها با گفتار مى پرستند و نه عملکرد عادلانه و خداپسندانه، مى فرماید:
مَنْ کانَ یَظُنُّ اَنْ لَنْ یَنْصُرَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْیا وَ الْاخِرَةِ فَلْیَمْدُدْ بِسَبَبٍ اِلَى السَّماءِ
هر کسى مى پندارد که خدا پیامبرش را در این جهان و جهان دیگر یارى نخواهد کرد و دشمنان و بدخواهان او را به خفت و خوارى نخواهد کشید، ریسمانى به سقف خانه خویش بیاویزد...
ثُمَّ لْیَقْطَعْ
آن گاه آن را به اندازه اى بکشد تا گسیخته شود و با بریده شدن نفس خود بر زمین سقوط نماید و از شدت خشم و کینه و حسادت و خودخواهى بمیرد، اما بداند که این کار نیز براى او بى فایده است، چرا که خدا پیامبر گرانمایه اش را یارى مى کند و به هر صورت خشم آن عنصر کینه توز بى ثمر است.
فَلْیَنْظُرْ هَلْ یُذْهِبَنَّ کَیْدُهُ ما یَغیظُ
و سرانجام ببیند که آیا با این نیرنگ و این شگرد، شعله هاى خشم و کینه اش فرو مى نشیند یا نه؟
به باور پاره اى تفسیر آیه شریفه این گونه است:
این عنصر بداندیش و بدخواه، اگر مى تواند وسیله اى بیابد و به آسمان رود و راه را بر یارى خدا و وحى او بر پیامبرش ببندد و اگر مى تواند با این نیرنگ خشم خود را فرونشاند، آیا این کار از او ساخته است؟
منظور این است که، درست همان گونه که این کار براى او ممکن نیست، بستن راه وحى و پیام خدا بر پیامبر و جلوگیرى از فرود یارى او نیز بر بنده برگزیده اش ناممکن است.
و بدان دلیل در آیه شریفه به آن عنصر بداندیش رفتن به سوى آسمان پیشنهاد مى شود که وحى الهى و یارى او از آسمان و به وسیله فرشتگان فرود مى آید.
پاره اى منظور از یارى خدا را رزق و روزى پنداشته اند، که اگر درست باشد در آن صورت مفهوم آیه این است که: هر کسى مى پندارد که خدا روزى او را نمى دهد و خود روزى خویشتن را به دست مى آورد، پس برود و هر تدبیر و نیرنگى دارد به کار گیرد و روزى خود را افزون سازد، آیا چنین کارى از او ساخته است؟
روشن است که هرگز! بنابراین باید با قلبى صاف و پاک و با خردى روشن و اندیشه اى حقجو حقپو به بارگاه آفریدگار یکتا و بى همتا روى آورد و توحیدگرایى و پرواى از خدا را راه و رسم خویش ساخت و حقوق دیگران را رعایت کرد که نیکبختى و سعادت در گرو این شیوه است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه
شاءن نزول این آیه:
بعضى از مفسران در شاءن نزول این آیه چنین نقل کرده اند: گروهى از قبیله ((بنى اسد)) و ((بنى غطفان)) که با پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) پیمان بسته بودند گفتند ما مى ترسیم خدا سرانجام محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) را یارى نکند و در نتیجه رابطه ما با هم پیمانهایمان از یهود قطع شود و آنها به ما مواد غذائى ندهند، آیه فوق نازل شد و به آنها اخطار کرد و آنها را سخت مذمت نمود.
بعضى دیگر گفته اند گروهى از مسلمانان به خاطر شدت غضب بر کفار، براى پیروى پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) بیقرارى و بیتابى مى کردند و مى گفتند: چرا وعده خدا در این زمینه تحقق نمى یابد؟ آیه نازل شد و آنها را بر این بى صبرى ملامت کرد.
تفسیر:
رستاخیز پایان همه اختلافات
از آنجا که در آیات گذشته سخن از گروه ضعیف الایمان بود در آیات مورد بحث نیز چهره دیگرى از آنها را ترسیم کرده مى گوید: ((کسى که گمان مى کند خدا پیامبرش را در دنیا و آخرت یارى نخواهد کرد، و در خشم و غیظ فرو رفته هر کارى از دستش ساخته است انجام دهد، ریسمانى به سقف خانه خود بیاویزد و خود را از آن آویزان کند، و نفس خود را قطع نماید و تا سر حد مرگ پیش رود ببیند آیا این کار خشم او را فرو مى نشاند)) (من کان یظن ان لن ینصره الله فى الدنیا و الاخرة فلیمدد بسبب الى السماء ثم لیقطع فلینظر هل یذهبن کیده ما یغیظ).
این تفسیر را گروه کثیرى از مفسران برگزیده، یا به عنوان یک احتمال قابل ملاحظه ذکر کرده اند.
طبق این تفسیر ضمیر ((لن ینصره الله)) به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) باز مى گردد، و ((سماء)) به معنى سقف خانه است (چون ((سماء)) به هر چیزى که در جهت فوق قرار داشته باشد اطلاق مى گردد) و جمله ((لیقطع )) به معنى خفقان و قطع نفس و پیش رفتن تا سر حد مرگ است.
احتمالات مختلف دیگرى نیز در تفسیر این آیه داده شده است که ذکر همه آنها لزومى ندارد ولى از میان آنها دو تفسیر قابل ملاحظه است:
1 - منظور از ((سماء)) همان ((آسمان)) است، یعنى: ((اینگونه اشخاصى که تصور مى کنند خدا پیامبرش را یارى نخواهد کرد به آسمان بروند، و طنابى به آن آویزان کنند، و خود را در میان زمین و آسمان به دار کشند تا نفسشان بریده شود (یا طنابى را که به آن آویزان شده اند قطع کنند تا از همانجا سقوط نمایند) ببینند آیا این کار خشمشان را فرو مى نشاند))؟!
2 - ضمیر مذکور، به خود این اشخاص باز گردد، نه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) یعنى: ((کسانى که فکر مى کنند خدا آنها را یارى نمى کند، و روزیشان بر اثر ایمان آوردن قطع مى گردد، هر کارى از دستشان ساخته است انجام دهند، به آسمان بروند خود را با ریسمانى آویزان نمایند سپس این ریسمان را قطع کرده تا سقوط کنند، آیا این کارها خشمشان را فرو مى نشاند))؟.
مطلب قابل توجه اینکه تمام این تفسیرها به یک نکته روانى در ارتباط با افراد کم حوصله و عصبانى و ضعیف الایمان اشاره مى کند که آنها وقتى کارشان ظاهرا به بن بست مى رسد فورا دستپاچه مى شوند و تصمیمهاى جنون آمیز مى گیرند:
گاه مشت بر در و دیوار مى کوبند.
گاه مى خواهند زمین را بشکافند و زیر آن پنهان شوند.
و سر انجام براى خاموش کردن آتش خشم خویش تصمیم به انتحار و خود - کشى مى گیرند، در حالى که هیچیک از این اعمال جنون آمیز مشکل آنها را حل نمى کند، اگر کمى خونسرد باشند، صبر و حوصله به خرج دهند و با نیروى ایمان به خدا و اعتماد به نفس و شکیبائى و استقامت به جنگ مشکلات بر خیزند حل آن قطعا ممکن است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  احمد يوسفي - کشاف
فمن کان یظن من حاسدیه و أعادیه أن الله یفعل خلاف ذلک ویطمع فیه ، ویغیظه أنه یظفر بمطلوبه ،فلیستقص وسعه و لیستفرغ مجهوده فی إزالة ما یغیظه ، بأن یفعل مایفعل من بلغ منه الغیظ کل مبلغ حتی مد حبلا إلی سماء بیته فاختنق ، فلینظر ولیصور فی نفسه أنه إن فعل ذلک هل یذهب نصر الله الذی یغیظه ؟ وسمی الاختناق قطعا: لان المختنق یقطع نفسه بحبس مجاریه .ومنه قیل للبهر : القطع . وسمی فعله کیدا لانه وضعه . موضع الکید، حیث لم یقدر علی غیره . أو علی سبیل الاستهزاء: لانه لم یکد به محسوده إنما کاد به نفسه . والمراد:لیس فی یده إلا ما لیس بمذهب لما یغیظه . وقیل :فلیمدد بحبل إلی السماء المظلة. و لیصعد علی فلیقطع الوحی أو ینزل علیه . وقیل : کان قوم من المسلمین لشدة غیظهم وحنقهم علی المشرکین یستبطؤن ما وعد الله رسوله من النصر، وآخرون من المشرکین یریدون اتباعه ویخشون أن لایثبت أمره ، فنزلت . وقدفسر النصر :بالرزق ، وقیل :معناه أن الارزاق بیدالله لاتنال إلا بمشیئته ولابد للعبد من الرضا بقسمته ،فمن ظن أن الله غیر رازقه و لیس به صبر و استسلام ، فلیبلغ غایة الجزع و هوالاختناق ، فإن ذلک لایقلب القسمة و لایرده مرزوقا [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.