از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(الم تر ان الله یزجی سحابا ثم یؤلف بینه ثم یجعله رکاما فتری الودق یخرج من خلاله وینزل من السماء من جبال فیها من برد فیصیب به من یشاءویصرفه عن من یشاء یکاد سنا برقه یذهب بالابصار): (آیا نمی بینی که خدا ابری براند و سپس آنها را پیوستگی می بخشد، آنگاه آن را فشرده می سازد، می بینی که باران از خلال آن بیرون می آید و از ابرهای کوه مانندی که در آسمان هست تگرگی نازل می کند و آن را به هر جا که بخواهد می رساند و از هر جا که بخواهد باز می دارد ونزدیک است که شعاع برق آن چشم ها را بزند) آیه ظاهرا رسولخدا ص را مخاطب ساخته اما در حقیقت خطاب به هر شنونده ای می باشد و معنای آن اینست که آیا مشاهده نمی کنید که خدا بوسیله بادها ابرهای متفرق و پراکنده را می راند و آنها را با هم پیوسته و جمع می نماید و سپس روی هم متراکم وانباشته می سازد، و آنگاه باران از خلال و شکاف ابرها بیرون آمده و بر زمین می ریزد؟ در ادامه می فرماید: آیا نمی بینی که خدا از آسمان (که از جهت بسیاری و تراکم چون کوه است ) تگرگ متراکم و انبوه نازل می کند و آن را به هر سرزمینی که بخواهدمی فرستد زراعتها و بستانها را تباه ساخته و انسانها و چهارپایان را نابود می کند و از هرکس که بخواهد، برمی گرداند و در نتیجه از شر آن متضرر نمی شود و آن برف و تگرگ چنان است که نزدیک است چشمها از شدت آن کور شود. پس این آیه هم در مقام تعلیل مطالب گذشته است که خداوند نور خاص خود را تنها به مؤمنان اختصاص می دادو این امر منوط به مشیت الهی ‌ است‌. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : ضعیف
2) : به نظر من در این آیه اینگونه معنی کنیم بهتر است:
و از آسمان کوههایی از یخ را فرو فرستاد. (که با این کوهها زمین گداخته و داغ رو به سردی نهاد و آماده شروع خلقت جانداران شد.)
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  جابر حاتم زادي - تفسیر نمونه
گوشه اى دیگر از شگفتیهاى آفرینش
باز در این آیات به گوشه دیگرى از شگفتیهاى آفرینش و علم و حکمت و عظمتى که ماوراى آن نهفته است برخورد مى کنیم که همه دلائل توحید ذات پاک اویند.
باز روى سخن را به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) کرده مى گوید: (آیا ندیدى که خداوند ابرهائى را به آرامى مى راند، سپس آنها را با هم پیوند مى دهد، و بعد متراکم مى سازد)؟! (الم تر ان الله یزجى سحابا ثم یولف بینه ثم یجعله رکاما).
(و در این حال دانه هاى باران را مى بینى که از لابلاى ابرها خارج مى شوند) و بر کوه و دشت و باغ و صحرا فرو مى بارند (فترى الودق یخرج من خلاله ).
(یزجى ) از ماده (ازجاء) به معنى راندن با ملایمت است ، راندنى که براى ردیف کردن موجودات پراکنده مى باشد، و این تعبیر دقیقا در مورد ابرها صادق است که هر قطعه اى از آن از گوشه اى از دریاها برمى خیزد، سپس دست قدرت پروردگار آنها را به سوى هم مى راند و پیوند مى دهد، و متراکم مى سازد.
(رکام ) (بر وزن غلام ) به معنى اشیائى است که روى هم متراکم شده اند.
و اما (ودق ) (بر وزن شرق ) به عقیده بسیارى از مفسران به معنى دانه هاى باران است که از خلال ابرها بیرون مى آید، ولى به گفته (راغب ) در (مفردات ) معنى دیگرى نیز دارد، و آن ذرات بسیار کوچکى از آب است که به صورت غبار به هنگام نزول باران در فضا پراکنده مى شود، ولى معنى اول در اینجا مناسبتر است ، زیرا آنچه بیشتر نشانه عظمت پروردگار است همان دانه هاى حیاتبخش باران مى باشد نه آن ذرات غبار مانند آب .
بعلاوه در هر مورد که قرآن مساءله ابرها و نزول برکات را از آسمان مطرح کرده به مساءله باران اشاره مى کند.
آرى باران است که زمینهاى مرده را زنده مى کند، لباس حیات در پیکر درختان و گیاهان مى پوشاند، و انسان و حیوانات را سیراب مى کند.
سپس به یکى دیگر از پدیده هاى شگفت انگیز آسمان و ابرها اشاره کرده مى گوید: (و خدا از آسمان ، از کوههائى که در آسمان است ، دانه هاى تگرگ نازل مى کند) (و ینزل من السماء من جبال فیها من برد).
(تگرگهائى که هر کس را بخواهد به وسیله آن زیان مى رساند) شکوفه هاى درختان ، میوه ها و زراعتها، و حتى گاه حیوانها و انسانها از آسیب آن در امان نیستند (فیصیب به من یشاء).
(و از هر کس بخواهد این عذاب و زیان را بر طرف مى سازد) (و یصرفه عمن یشاء).
آرى او است که از یک ابر گاهى باران حیاتبخش نازل مى کند و گاه با مختصر تغییر آن را مبدل به تگرگهاى زیانبار و حتى کشنده مى کند، و این نهایت قدرت و عظمت او را نشان مى دهد که سود و زیان و مرگ و زندگى انسان را در کنار هم چیده بلکه در دل هم قرار داده است !
و در پایان آیه به یکى دیگر از پدیده هاى آسمانى که از آیات توحید است اشاره کرده مى گوید: (نزدیک است درخشندگى برق ابرها، چشمهاى انسان را ببرد) (یکاد سنا برقه یذهب بالابصار).
ابرهائى که در حقیقت از ذرات آب تشکیل شده است به هنگامى که حامل نیروى برق مى شود، آنچنان (آتشى ) از درونش بیرون مى جهد که برقش چشمها را خیره ، و رعدش گوشها را از صداى خود پر مى کند، و گاه همه جا را مى لرزاند، این نیروى عظیم در لابلاى این بخار لطیف راستى شگفت انگیز است !
پاسخ به یک سؤ ال تنها
سؤ الى که در اینجا باقى مى ماند این است که این کدام کوه در آسمان است که تگرگها از آن فرو مى ریزند، در اینجا مفسران بیانات مختلفى دارند:
1 - بعضى گفته اند (جبال ) (کوهها) در اینجا جنبه کنائى دارد، همانگونه که مى گوئیم کوهى از غذا، یا کوهى از علم ، بنابراین مفاد آیه فوق این است که در واقع کوهى و توده عظیمى از تگرگ به وسیله ابرها در دل آسمان به وجود مى آید، و از آنها بخشى در شهر، و بخشى در بیابان فرو مى ریزد، و حتى کسانى مورد اصابت آن قرار مى گیرند.
2 - بعضى دیگر گفته اند منظور از کوهها، توده هاى عظیم ابر است که در عظمت و بزرگى بسان کوه است .
3 - نویسنده تفسیر (فى ظلال ) در اینجا بیان دیگرى دارد که مناسبتر به نظر مى رسد و آن اینکه توده هاى ابر در وسط آسمان به راستى شبیه کوهها هستند گر چه از طرف پائین به آنها مى نگریم صافند. اما کسانى که با هواپیما بر فراز ابرها حرکت کرده اند غالبا با چشم خود این منظره را دیده اند که ابرها از آن سو به کوهها و دره ها و پستیها و بلندیهائى مى مانند که در روى زمین است ،
و به تعبیر دیگر سطح بالاى ابرها هرگز صاف نیست ، و همانند سطح زمین داراى ناهمواریهاى فراوان است ، و از این نظر اطلاق نام جبال بر آنها مناسب است .
بر این سخن مى توان این نکته دقیق را افزود که به عقیده دانشمندان تکون تگرگ در آسمان به این طریق است که دانه هاى باران از ابر جدا مى شود، و در قسمت فوقانى هوا به جبهه سردى برخورد مى کند و یخ مى زند، سپس طوفانهاى کوبنده اى که در آن منطقه حکمفرما است گاهى این دانه ها را مجددا به بالا پرتاب مى کند، و بار دیگر این دانه ها به داخل ابرها فرو مى رود و لایه دیگرى از آب به روى آن مى نشیند که به هنگام جدا شدن از ابر مجددا یخ مى بندد، و گاهى این موضوع چندین بار تکرار مى شود و هر زمان لایه تازه اى روى آن مى نشیند تا تگرگ به اندازه اى درشت شود که دیگر طوفان نتواند آن را به بالا پرتاب کند، اینجا است که راه زمین را به پیش مى گیرید و فرود مى آید، و یا اینکه طوفان فرو مى نشیند و بدون مانع به طرف زمین حرکت مى کند.
با توجه به این مطلب ، نکته علمى که در کلمه جبال در اینجا نهفته است روشنتر مى شود، زیرا به وجود آمدن تگرگهاى درشت و سنگین در صورتى امکان پذیر است که توده هاى ابر متراکم گردند، تا هنگامى که طوفان دانه یخ زده تگرگ را به میان آن پرتاب مى کند مقدار بیشترى آب به خود جذب نماید، و این تنها در آنجاست که توده هاى ابر بسان کوههاى مرتفع در جهت بالا قرار گیرد و منبع قابل ملاحظه اى براى تکون تگرگ شود (دقت کنید).
در اینجا تحلیل دیگرى از بعضى از نویسندگان مى خوانیم که خلاصه آن چنین است :
(در آیات مورد بحث ابرهاى بلند صریحا به کوههائى از یخ اشاره مى کند و یا به تعبیر دیگر کوههائى که در آن نوعى از یخ وجود دارد و این بسیار جالب است ، زیرا بعد از اختراع هواپیما و امکان پروازهاى بلند که دید دانش بشر را وسعت بخشید، دانشمندان به ابرهائى متشکل و مستور از سوزنهاى یخ رسیدند که درست عنوان کوههائى از یخ بر آنها صادق است ، و باز هم عجیب است که یکى از دانشمندان شوروى در تشریح ابرهاى رگبارى طوفانى ، چندین بار از آنها به عنوان (کوههاى ابر) یا (کوههائى از برف ) یاد کرده است ، و به این ترتیب روشن مى شود که براستى در آسمان کوههائى از یخ وجود دارد.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : عالی و بی نظیر
2) : در آیه فوق هیچ صحبتی از تگرگ نشده است ........ این در حالیست که معنای لغوی "برد" در عربی یعنی "سرما" ....و تگرگ در فرهنگستان عربی به "حالوب" ترجمه میشود.. .....
یعنی آیه مزبور "ابر" را به عنوان "کوهی از سرما در آسمان" خوانده است.
حتی میتوان از این ترجمه چنین برداشت کرد که"کوهی از سرما" اشاره به "هوای پیرامون" است (چون ضمیری بر آن بکار نرفته است)... و این یعنی آیه فوق نزول باران را در هوای غیر سرد انکار میکند ...
...
توجه کنید که گروهی که در ترجمه آیه حرف از تگرگ به میان آورده اند در حقیقت جمله ی "وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ " را جدا از جملات پیشین گرفته اند (به واسطه ی حرف اتصال "و") .... در حالی که با نظر مجدد در آیه دیده میشود که جمله ی پیشین به "خروج" باران از خلال ابر اشاره میکند و جمله ی فوق به "نزول" آن به زمین ..... و این دوعمل برخلاف افعال پیشین که با حرف ربط "فـَ" (که به وجود فاصله بین دو عمل میپردازد) بهم متصل شده اند ، کاملا همزمان انجام میشود و لازمه ارتباطی آنها حرف ربط "و" می باشد ...
(البته به نظر من....)
3) : سلام
به نظر من علاوه بر تفاسیر صحیح فوق کل این ایه به امام زمان (عج) اشاره دارد
یاران امام زمان (عج) بسان قطرات ارام باران در جای جای کره زمین هستند که هیچ نیرویی ندارند و خداوند این هارا به اذن خود فرامیخواند و دور هم جمع میکند و جذبه سپاهشان ترسی در دل دشمنان می اندازد که چشمها را میزند هرکس ایمان اورد هدایت شده و هرکس ایمان نیاورد نابود میشود
و اینکه ابر سیاه که دارای رعد و برق و باران است متعلق به امام زمان (عج) است( کتاب موعود نامه و در کتاب اسنادش ثبت است ) و تراکم جمعیت و مجموع یارانش دنیای کافران را نابود میکند
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.