از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(یا ایها الذین امنوا اتقوا الله حق تقاته ولا تموتن الا و انتم مسلمون ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید،از خدا آنطور که شایسته اوست پروا کنیدو مبادا جز با حالت اسلام از دنیا بروید)، یعنی از روی ترس از عذاب و عقاب الهی ، تقوا و تجنب از گناهان داشته باشید و از اوامر الهی پیروی نموده و ازنواهی او پرهیز نمایید و شکر نعمتهای او را بجا آورده و هنگام ابتلاء او صبرنمایید و اما حق تقوا،عبودیت محض برای خدای سبحان است که هیچ گونه غفلت و خودپرستی در آن راه ندارد و آن طاعت بدون معصیت و شکر بدون کفران و ذکربدون غفلت و نسیان است وآن اسلامی که واجب است بر آن مداومت داشته باشیم و تقوی بورزیم تاهنگام مرگ ، همان درجه اعلی ازاسلام حقیقی است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) بدرقاسمی : مؤمنین نیز خود بر دو دسته اند گروهی که تقوا دارند و گروهی که تقوای کمتری دارند . آیا عدم تقوا لطمه ای به ابمان نمی زند ؟ و ایا مسلمان مردن حداقل رستگاری است ؟
شاه آبادی (داور) : ایمان دارای مراتب است و رعایت تقوای بیشتر موجب ازدیاد آن می‌شود و بالعکس.
کسی که با ایمان بمیرد خالد در جهنم نخواهد بود اما ممکن است سال‌ها به دلیل گناهانش در آتش جهنم بماند.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي - برگزیده تفسیر نمونه
دعوت به تقوى- در این آیه نخست دعوت به تقوى شده است تا مقدمه‏اى براى دعوت به سوى اتحاد باشد، در حقیقت دعوت به اتحاد بدون استمداد از یک ریشه اخلاقى و عقیده‏اى بى‏اثر و یا بسیار کم‏اثر است، به همین دلیل در این آیه کوشش شده است تا عوامل ایجاد کننده اختلاف و پراکندگى در پرتو ایمان و تقوى تضعیف گردند. لذا افراد با ایمان را مخاطب ساخته، مى‏گوید:
«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! آن گونه که حق تقوى و پرهیزکارى است از خدا بپرهیزید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ).

«حق تقوى» آخرین و عالیترین درجه پرهیزکارى است، که پرهیز از هر گونه گناه و عصیان و تعدى و انحراف از حق و نیز اطاعت از فرمان خداوند و شکر نعمتهاى او را شامل مى‏شود.

در پایان آیه به طایفه اوس و خزرج و همه مسلمانان جهان هشدار مى‏دهد که به هوش باشند، تا عاقبت و پایان کار آنها به بدبختى نگراید، لذا با تأکید مى‏فرماید:

«و از دنیا نروید مگر این که مسلمان باشید» باید گوهر ایمان را تا پایان عمر حفظ کنید (وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه
دعوت به تقوى
در این آیه نخست دعوت به تقوى شده است تا مقدمه اى براى دعوت به سوى اتحاد باشد، در حقیقت دعوت به اتحاد بدون استمداد از یک ریشه اخلاقى و عقیده اى بى اثر و یا بسیار کم اثر است ، به همین دلیل در این آیه کوشش شده است تا عوامل ایجاد کننده اختلاف و پراکندگى در پرتو ایمان و تقوى تضعیف گردند، لذا افراد با ایمان را مخاطب ساخته و مى گوید ((همگى از خدا بپرهیزید، و حق تقوى و پرهیزگارى را انجام دهید)).(یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته )
در اینکه منظور از ((حق تقوى )) چیست ؟ در میان مفسران سخن بسیار است اما شک نیست که حق تقوى آخرین و عالیترین درجه پرهیزگارى است ، که پرهیز از هرگونه گناه و عصیان و تعدى و انحراف از حق را شامل مى گردد، و لذا در تفسیر ((الدر المنثور)) از پیامبر صلى اللّه علیه و آله و در تفسیر ((عیاشى )) و ((معانى الاخبار)) از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که در تفسیر ((حق تقوى )) فرمودند: ((ان یطاع فلا یعصى و یذکر فلا ینسى و یشکر فلا یکفر) یعنى ؛ ((حق تقوى )) و پرهیزگارى این است که پیوسته اطاعت فرمان او کنى ، و هیچگاه معصیت ننمایى ، همواره به یاد او باشى ، و او را فراموش نکنى ، و در برابر نعمتهاى او شکرگزار باشى و کفران نعمت او ننمایى )).
بدیهى است انجام این دستور همانند همه دستورات الهى بستگى به میزان توانایى انسان دارد بنابراین آیه فوق با آیه 16 سوره تغابن که مى گوید: ((فاتقوا الله ما استطعتم ؛ ((تا آنجا که توانایى دارید پرهیزگارى پیشه کنید)) هیچگونه منافاتى ندارد و گفتگو درباره تضاد این دو آیه و نسخ یکى به وسیله دیگرى به کلى بى اساس است
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - پرتوی از قرآن
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ حَقَّ تُقٰاتِهِ وَ لاٰ تَمُوتُنَّ إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ

نسبت فعل اِتَّقُوا به مفعول (اللّٰه)، بى واسطه، به معناى اندیشه و پرواى از نافرمانى و انجام احکام و مسئولیتهاییست که مقرر داشته است با واسطۀ حرف (من)، نگرانى و بر کنار داشتن از عواقب امرى را مى رساند: إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً : مگر آنکه از آنان بیم داشته باشید و بخواهید که خود را از آسیبشان بر کنار دارید آل عمران 28» و اگر بواسطۀ حرف باء به مفعول متصل شود، بیان سبب و وسیلۀ اتقاء است: «اتقى به: به سبب آن خود را از زیان و آسیب بر کنار نگه داشت أَ فَمَنْ یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ اَلْعَذٰابِ الزمر 24 حق تقاته، تأکید و بیان نوع فعل اِتَّقُوا اَللّٰهَ است: تقوایى کامل و به حق و همیشه و همه جانب و در همۀ جهات، خوددارى از محرمات و انجام واجبات حکمى، مرتبه اى از تقواى در افعال و همچنین پرواى از بروز انگیزه ها و محرکهاى مخالف احکام شرعى و عرفى و خوددارى از واقع شدن در محیط اینگونه انگیزه ها و محرکها و پیشگیرى از آنها و کوشش در اصلاح و فراهم نمودن محیط سالم این مراتب تقوا، منشأ شناخت آیات اللّٰه و جهتگیرى در جهت سبیل اللّٰه و هدایت به سوى صراط مستقیم مى باشد همین که سالک برکنده شد و به راه آمد و هجرت کرد، در مسیر و در فضاها و گذرگاههایش دچار تضادها و عوامل باز دارنده و برگرداننده و تردیدها و وسوسه ها و جاذبه هاى گوناگون مى شود که باید با هشیارى و نیروى تقوا در برابر آنها پایدارى کند و آنها را واپس زند و از آنها بهراسد

این حرکت در صراط مستقیم و سبیل اللّٰه، کشش و کوشش به سوى کمال مطلق «تکامل» و حق تقوا است حق تقاته چون حقیقت ثابت و پیوستۀ جهان و انسان همین حرکت جوهرى و ارادى به سوى حق و کمال مطلق است و جز آن همه چیز نمودارها و نمایشها و در مسیر آنست و بهرۀ هر موجودى از حق در حد بودن در صراط مستقیم و حق و نزدیکى و دورى بدان است باطل و ناپایدار: توقف و منع و انحراف « تَبْغُونَهٰا عِوَجاً» و به دور ماندن از آن است و چون خطاب و امر اِتَّقُوا اَللّٰهَ به همۀ مؤمنان است که در مراتب ایمان و آگاهى و پایدارى مختلفند، باید «حَقَّ تُقٰاتِهِ » در حد استطاعتها باشد: فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ تغابن 16 و این دو آیه مفسر هم باشند نه منافى که توجیه و نسخى در آنها روا باشد، و یا امر و حکمى به غیر مستطیع لازم آید

تعبیرها و تبیینهایى که در بیان این آیه آمده همین حد استطاعت را مى رساند: « اِتَّقُوا اَللّٰهَ حَقَّ تُقٰاتِهِ : أن یطاع فلا یعصى و یذکر فلا ینسى و یشکر فلا یکفر

حق تقاته این است که از خداوند اطاعت شود و از او سرپیچى نشود و به یاد باشد و از یاد نرود و سپاسگزارى شود و کفران نگردد»، «ان یجاهدوا فى اللّٰه حق جهاده و لا تأخذهم فى اللّٰه لومة لائم و یقوموا للّٰه بالقسط و لو على انفسهم و آبائهم و ابنائهم: جهاد کنند در راه خدا آن چنان که باید، (آن چنان که حق جهاد است) بدان اندازه که توانند و باید، در راه خدا هیچ سرزنشى بازشان ندارد و جذبشان نکند و براى خدا به قسط قیام کنند گر چه به زیان خود و پدران و فرزندانشان باشد»

تقواى به حق تا آن حد باید از جاذبه هاى متضاد برهاند و پیش برد که یکسر تسلیم حق و جواذب آن گردد تقوا از مایۀ ایمان « یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا » قدرت مى یابد، با تحقق تقوا هر انگیزه و اندیشه و کشش و عمل مخالف کمال، از میان مى رود: «حَقَّ تُقٰاتِهِ » تا انسان از نو تکوین و رشد یابد و به کمال رسد و یکسر تسلیم خدا و ارادۀ او شود، همچون میوه اى که از درخت مایه مى گیرد و با قدرت دفاعى از نفوذ آفات مصون مى ماند تا رسیده شود و آسان از شاخۀ خود جدا شده تسلیم منشأ اصلى و حیاتى خود گردد و پرورش یابد و تصاعدى همى بروید: وَ لاٰ تَمُوتُنَّ إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ این نهى غیر اختیارى، خبر و بیان نتیجه و نهایت امر اِتَّقُوا اَللّٰهَ و تأکید حَقَّ تُقٰاتِهِ ، است: چنان پایدار و ملازم حق تقوا باشید تا از هر بستگى برهید و در نهایت زندگى و رسیدن مرگ تسلیم حق گردید [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عرفانی اشراق
اى اهل ایمان از خدا بترسید، چنانچه شایسته اوست و نمیرید مگر به امر او تسلیم بوده باشید

اگر اختیار تو در حفظ نفس امّاره، از وقوع در ورطۀ گناه باشد نیکوست، و گر نه بکار نخواهد آمد پس اگر نداى بازدارنده وجدانى در درونت، تو را به دورى از گناه خواند، آنگاه تو از خودپرستى رهیده و به بارگاه عزّت دست یازیده اى، و گر نه در منیّت خود غوطه ور خواهى شد اختیار آن را نکو باشد که او مالک خود باشد اندر اِتَّقُوا چون نباشد حفظ و تقوا زینهار دور کن آلت رها کن اختیار جلوگاه و اختیارم اى پر است بر کَنم پر را که در قصد سر است نیست انگارد پر خود را صبور تا پَرش در نفکند در شرّ و شور پس زیانش نیست پَر گو بَر مَکَن گر رسد تیرى به پیش آرد مجن لیک بر من پرّ دنیا دشمنى است چون که از جلوه گرى صبریم نیست گر بُدى صبر و حفاظم راهبر بر فزودى اختیارم کرّ و فرّ همچو طفلم یا چو مست اندر فتن نیست لایق تیغ اندر دست من گر مرا عقلى بُدستى مُنْزَجَر تیغ اندر دست من بودى ظفر عقل باید نور ده چون آفتاب تا زند تیغى که نبود جز صواب چون ندارم عقل تابان و صلاح پس چرا در چاه نندازم سلاح در چَه اندازم کنون تیغ و مجن کاین سلاح خصم من خواهد شدن چون ندارم زور یارىّ و سند تیغ او بستاند و بر من زند رغم این نفس وقیحه خوى را گر نپوشم رو خراشد روى را تا شود کم این جمال و این کمال چون نماند زاو کم افتم در وبال چون بدین نیّت خراشم بزّه نیست که به زخم این روى را پوشیده نیست گر دلم خوى ستیرى داشتى روى خوبم جز صفا نفراشتى چون ندیدم زور و فرهنگ و صلاح خصم دیدم زود بشکستم سلاح تا نگردد تیغ من او را کمال تا نگردد خنجرم بر من وبال
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کبیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین
و از مقاتل چنان مروى است که ثعلبة بن غیم اوسى و اسعد بن زرارۀ خزرجى بر یکدیگر مفاخرت کردند ثعلبه گفت خذیمة بن ثابت که ذو الشهادتین است و حنضله که غسیل ملائکه است و عاصم بن ثابت بن افلح که حمى الدین است و سعد بن معاذ که عرش رحمن بجهة او بلرزه درآمد و حقتعالى بحکم کردن او بر بنى قریظه راضى شد از مااند اسعد گفت که چهار کس از مااند که احکام و اتقان قران کردند و آن را از خلل و نقص و زیاده نگاه داشتند ابى بن کعب و معاذ بن جبل و زید بن ثابت و ابو زید و نیز سعد بن عباده که خطیب انصار است و رئیس ایشان از ماست و این مفاخرت بمنازعه کشید و خزرجى گفت اگر رسول خدا مبعوث نمى گشت ما شما را مستأصل میساختیم و ذرارى شما را اسیر میکردیم و ازواج شما را بنکاح در مى آوردیم اوسى گفت قبل از اسلام شما از بین ما نمیتوانستید که از خانه بیرون آئید پس چگونه دعوى بیمعنى میکنى پس منازعه بمسایفه کشید این خبر بحضرت رسالت (ص) رسید بر دراز گوشى سوار شد و ایشان را از هم تفریق فرمود و آشتى داد مقارن اینحال جبرئیل (ع) نازل شد و این آیات آورد که یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اى گروه گرویدگان از اوس و خزرج و غیرهم اِتَّقُوا اَللّٰهَ بترسید از خدا حَقَّ تُقٰاتِهِ چنان که سزاى ترسیدن است از او و آن استفراغ وسع است از قیام بواجب و اجتناب از محارم کقوله فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ و از ابن مسعود و حسن و قتاده مرویست که حق تقات او آنست که فرمانبردارى او کنید و بهیچ وجه در حق او عصیان نورزید و بشکر گذارى او اشتغال نمائید و در هیچ وقت کفران او نورزیده و پیوسته بذکر او مشغول باشید و در هیچ زمانى از ازمنه ازو ذاهل و غافل نشوید و اینقول از ابى عبد اللّٰه (ع) مأثور است و نزد جبائى مراد از آن اتقا است از جمیع معاصى و نزد بعضى دیگر مراد تنزیۀ طاعت است از التفات و استناد بآن و از توقع مجازات بر آن و مجاهد گفته که آن مجاهده است در راه خدا و عدم مبالات در آن از لوم لائم و قیام نمودن بقسط از براى او در حین خوف و امن و در نسخ این آیه خلافست قتاده و ربیع و سدى نیز بر آنند که منسوخست بآیۀ فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ و این مرویست از ابى جعفر و ابى عبد اللّٰه (ع) و اکثر مفسران بر آنند که بعد از نزول این آیه صحابه گفتند یا رسول اللّٰه (ص) و من یقوى على هذا کیست که قوت و طاقت این داشته باشد چه تقواى بر آن وجه که حق او باشد هیچکس را مقدور نیست عنایت الهى بار مشقت از این امت رفع فرموده ناسخ این آیه انزال فرمود که فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ یعنى پرهیز کارى کنید بر قدر توانایى خود و نزد ابن عباس و طاوس منسوخ نیست و مراد از آن قیام است بمفروضات و اجتناب از محرمات و این امریست مقدور از همه کس پس منسوخ نباشد و بر هر تقدیر درین امر تأکید نهى است از طاعت اهل کتاب و اصل تقات وقیت است که قلب و او مضمومه کرده اند بتا هم چنان که در توده و تخمه و یا بالف منقلب شده حاصل که حقتعالى میفرماید بترسید از خدا در ارتکاب اوامر و اجتناب از نواهى وَ لاٰ تَمُوتُنَّ و ممیرید إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ مگر در حالتى که شما مسلمانان باشید مراد آنست که مباشید بر هیچ حالى از احوال سواى حال اسلام در وقتى که موت شما را دریابد چه لفظ نهى اگر چه بر موت واقع شده اما فى الحقیقه امر است باقامت اسلام تا حین موت و در انوار گفته که نهى از مقید بحال یا بغیر آن گاه هست که متوجه میشود بالذات بجانب فعل و گاه هست که متوجه است بقید و گاهى بهر دو نه بفعل فقط و بقید فقط و نهى نیز از این قبیل است و در مجمع آورده که معنى آنست که ترک اسلام مکنید بلکه بر حال اسلام باشید تا آنکه موت چون بر شما وارد شود بر اسلام مصادفه کند و بعد از آن گفته که ورود حرف نهى بر موت جهة حسن استعاره است و زوال لبس چه بدیهیست که موت مقدور بشر نیست تا امر باو تعلق گیرد پس البته متوجه خواهد بود بقید و معنى آنکه در حین موت بر هیچ حالى نباشید مگر بر حال اسلام فضیل تفسیر اسلام بحسن ظن کرده اى (الا و انتم محسنون الظن باللّٰه) ابن عباس از رسول (ص) روایت کرده که بعد از تلاوت این آیه که یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ حَقَّ تُقٰاتِهِ وَ لاٰ تَمُوتُنَّ إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ فرمود که قالوا ان قطرة من الزقوم قطرت فى الارض لا مرت على وجه الارض معیشتهم فکیف بمن هو طعامه یعنى آن حضرت بعد از تلاوت این آیه فرمود اگر قطرۀ از زقوم بر زمین چکد زندگانى بر اهل دنیا تلخ شود پس چگونه بود حال آن کس که همۀ طعام از آن بود پس باید که با صفت اسلام از دنیا رحلت نماید
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
تقاة مصدر است بمعنى تقوى که پرهیزکارى است و حق آن اجتناب از محرمات و قیام بواجبات است و این درجه اول تقوى است و درجه فوق آن آنست که بعلاوه مستحبات را به جاآورد و مکروهات را ترک نماید و درجۀ اعلى از این آنست که مباحات را هم مرتکب نشود بلکه تمام اعمالش یا واجب باشد یا مستحب مثل آنکه غذا بقدرى صرف نماید که براى قوت بدن در عبادات لازمست و لباس به مقدارى به پوشد که حفظ بدن منوط به آن است بقصد تقرب بخدا و در معانى و عیاشى از حضرت صادق (ع) در تفسیر این آیه روایت نموده است که حق تقوى آنست که اطاعت کند و معصیت ننماید و متذکر باشد و فراموش نکند و شکر نماید و کفران نورزد و نیز عیاشى از آن حضرت روایت نموده که فرمود این آیه منسوخ است به آیه دیگر که فرموده است از خداوند بپرهیزید بقدر استطاعت خودتان و ثابت بدین اسلام باشید تا زمان موت و در مجمع از حضرت صادق (ع) روایت نموده که مسلمون با تشدید است و معنى آن آنست که تسلیم نمائید آنچه را پیغمبر (ص) آورده و انقیاد داشته باشید نسبت به آن حضرت و عیاشى از حضرت کاظم (ع) روایت نموده که ایمان فوق اسلام است آیا خداوند به مؤمنین خطاب فرموده و آنها را دعوت باسلام نموده نه چنین است بلکه قرائت امیرالمؤمنین که قرآن منزل از آسمان بر محمد است الا و انتم مسلّمون لرسول اللّه ثم الامام من بعده است بنظر حقیر مراد مصحف مفسّر است که در اوایل این کتاب اشاره به آن نمودم و اللّه اعلم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » متن و ترجمه فارسی تفسیر شریف بیان السعادة فی مقامات العبادة
تفسیر: یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا :تکرار ندا جهت بزرگداشت و تحریک مؤمنین است براى پایدارى بر ایمان و خوددارى از کفر،و نیز براى این است که سختى تکلیف در تقوى با لذّت ندا جبران شود

اِتَّقُوا اَللّٰهَ :بترسید از غضب او حَقَّ تُقٰاتِهِ :بر آنچه سزاوار تقواى اوست،تحقیق معنى تقوى و مراتب آن در اوّل سورۀ بقره گذشت،و حقّ تقواى على الاطلاق این است که از متّقى عین و اثرى نماند به اینکه جمیع مراتب تقوى را طىّ کند و به جایى منتهى شود که از ذات و از تقواى خود در جنب ذات خدا بپرهیزد،و چون تقوى به این معنى میسّر نمى شود مگر براى عدّه اى اندک،گفته اند که،این آیه به وسیله قول خدا در سورۀ تغابن فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ (به اندازه اى که استطاعت دارید تقوا کنید) نسخ شده است

ولى حقّ این است که حقّ تقوى به حسب اختلاف اشخاص و بر حسب اختلاف مراتب یک شخص مختلف مى شود،زیرا حقّ تقوى نسبت به صاحبان نفس امّاره،و نسبت به کسى که هنوز در دینى داخل نشده و با نبىّ یا جانشین او به بیعت عامّ بیعت نکرده است،این است که در عملش احتیاط کند،و کسى را جوید که دینش را از او گیرد و هر چه را که با این طلب او منافات دارد ترک کند

و حقّ تقوى نسبت به کسى که داخل در دینى باشد این است که بر آنچه امر شده فرمان برد،و آنچه را که از آن نهى شده ترک نماید و کسى که او را بر حقیقت دین و روح اعمالش رهنمون باشد،و چیزى را که منافى این طلب است رها سازد

و حقّ تقوى نسبت به کسى که داخل ایمان شده است و بذر ایمان در قلبش داخل شده این است که آنچه را که به آن مأمور شده،امتثال و از آنچه که نسبت به آن نهى شده است بر حسب ایمانى که دارد خوددارى ورزد

و مراتب تقوى براى کسى که داخل در ایمان است بر حسب مراتب مؤمنین و درجات آنان بسیار است چنانکه به طور مفصّل گذشت و همچنین است حال تقوى به حسب مراتب شخص واحد از بشریّت تا فنایش،که حقّ تقوى بر حسب بشریّت غیر از تقوى است بر حسب صدر و قلب و روح و (که سیر تکاملى و عروجى درون است) بنابراین آیه امر بر جمیع است به آوردن حقّ تقوى و معنى آن با قول خداى تعالى فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ موافق است،زیرا حقّ تقوى از هر کس به مقدار توانائى اوست،زیرا خداوند هیچ نفسى را مگر به مقدار توانائى او،تکلیف نمى کند

از امام صادق(ع) دربارۀ این آیه سؤال شد فرمود:اطاعت مى شود و عصیان نمى شود،و ذکر مى شود و فراموش نمى شود،و شکر مى شود و کفران نمى شود

و شاید تو(اى خواننده و اى سالک)با فطانت به صحّت تعمیم طاعت و ذکر و شکر و عصیان و نسیان و کفر بر حسب مراتب مؤمنین، پى ببرى

وَ لاٰ تَمُوتُنَّ إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ :یعنى اسلام را ادامه دهید تا حال مرگ،پس نهى بر قید است نه بر مقیّد و نه بر مجموع،و در قرائت اهل بیت«مسلّمون»با تشدید خوانده شده،یعنى مرگ به شما نرسد مگر اینکه شما به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و پس از او به امام تسلیم شده باشید و به امام کاظم(ع)نسبت داده شده است که به یکى از اصحابش فرمود: چگونه این آیه را مى خوانى ؟ یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ حَقَّ تُقٰاتِهِ وَ لاٰ تَمُوتُنَّ إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ بعد از«و أنتم»را چگونه مى خوانى ؟گفت: مُسْلِمُونَ با تخفیف لام پس فرمود:سبحان اللّه،ایمان بر آنها واقع مى شود پس آنها را مؤمنین مى نامند و سپس از اسلام سؤال مى کند؟ در حالى که ایمان فوق اسلام است ؟!گفت:در قرائت زید این چنین خوانده شده است،امام فرمود:در قرائت علىّ (ع)«الاّ و أنتم مسلّمون» است با تشدید و قرائت على(ع)همان تنزیلى است که جبرئیل آن را بر محمّد صلّى اللّه علیه و آله نازل کرده است،و معنى آیه طبق قرائت على(ع)این است که شما به رسول خدا و پس از او به امام تسلیم باشید [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.