از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا):(و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید)، اعتصام به خدا و رسول که در آیه قبل بیان شد،اعتصام به حبل الله است ، یعنی آن رابط و واسطه ای که بین عبد و رب قراردارد و آسمان را به زمین متصل می کند و می توان گفت ،حبل الله همان قرآن است و یا رسول خدا(ص )و یا ائمه و اما بازگشت همه آنها به یک چیز است ، وخداوندتمام افراد جامعه اسلامی را به این وسیله به وحدت فرا می خواند، چون قوام اسلام بر یگانگی جامعه و روابط برادری ایمانی در بین آنان است ،(واذکروانعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا):(وبیاد آورید نعمت خدا را بر خویش ، زمانی که با یکدیگر دشمن بودید و اوبین دلهایتان الفت برقرار کرد و در نتیجه نعمت خدا با یکدیگر برادر شدید)،روش قرآن این است که تعالیم خود را با ذکر علل و اسباب بیان می کند و مردم رابسوی خیر و هدایت دعوت می نماید ، بدون اینکه آنها را وادار به تقلید کورکورانه بسازد و خدا می داند که منبع حقایق توحید است و در عین حال آنها باید تسلیم خدا باشند و به حبل الله چنگ بزنند و از نعمت برادری و همبستگی قلوب بهره مند گردند، چون خدا مالک و عالم مطلق است ، لذا در اوامر او نباید چون وچرا نمود، زیرا او عالم به مصالح بندگان خویش است ،(وکنتم علی شفاحفره من النار فانقذکم منها):(در حالی که شما بر لبه پرتگاه آتش بودید و او شما را از آن پرتگاه نجات داد)،مراد از (شفاحفره )یعنی لبه پرتگاه و مراد از آتش اگر آتش آخرت باشد، معنا این می شود که شما کافر بودید و بین شما افتادن درآتش دوزخ بیش از یک قدم فاصله نبود و اگر مراد آتش جنگ باشد، یعنی شما با هم دشمن بوده و دائما در حال جنگ و خونریزی بودید، اما خدا بین شما الفت برقرار کردو شما را از آتش اختلاف و دشمنی رهانید،چون اساس آنها بر هواهای نفسانی وخود پرستی و مذلت بود و اینها انسان را به فناء و زوال و جنگ و سقوطمی کشاند،اما خدا شما را به حقیقت امنیت رسانید که تمام مال و جاه و ناموس وجان مردم را در بر گرفت و آنگاه شیرینی نعمت و لذت سعادت را چشیدید،(کذلک یبین الله لکم ایاته لعلکم تهتدون ):(اینچنین خدا نشانه های خود را به شمامی نمایاند تا شاید هدایت شوید)، و این آیات نوری هستند که قلبها را نورانی می کنند تا در مسیر هدایت سریعتر گام بردارند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي - برگزیده تفسیر نمونه
دعوت به سوى اتحاد! در این آیه بحث نهایى که همان «مسأله اتحاد و مبارزه با هر گونه تفرقه» باشد مطرح شده، مى‏فرماید: «و همگى به ریسمان الهى چنگ بزنید، و از هم پراکنده نشوید» (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا).در باره «بِحَبْلِ اللَّهِ» (ریسمان الهى) مفسران احتمالات مختلفى ذکر کرده‏اند و در روایات اسلامى نیز تعبیرات گوناگونى دیده مى‏شود ولى هیچ کدام با یکدیگر اختلاف ندارند زیرا منظور از «ریسمان الهى» هر گونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوند است، خواه این وسیله اسلام باشد، یا قرآن، یا پیامبر و اهل بیت او.سپس قرآن به نعمت بزرگ اتحاد و برادرى اشاره کرده و مسلمانان را به تفکر در وضع اندوهبار گذشته، و مقایسه آن «پراکندگى» با این «وحدت» دعوت مى‏کند، مى‏گوید: «و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او در میان دلهاى شما الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید» (وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً).در اینجا مسأله تألیف قلوب مؤمنان را به خود نسبت داده مى‏گوید: «خدا در میان دلهاى شما الفت ایجاد کرد» با این تعبیر، اشاره به یک معجزه اجتماعى اسلام نموده، زیرا اگر سابقه دشمنى و عداوت پیشین عرب را درست بررسى کنیم خواهیم دید که چگونه یک موضوع جزئى و ساده کافى بود آتش جنگ خونین در میان آنها بیفروزد و ثابت مى‏گردد که از طرق عادى امکان پذیر نبود که از چنان ملت پراکنده و نادان و بى‏خبر، ملتى واحد و متحد و برادر بسازند.
اهمیت وحدت و برادرى در میان قبایل کینه‏توز عرب حتى از نظر دانشمندان و مورّخان غیر مسلمان مخفى نمانده و همگى با اعجاب فراوان از آن یاد کرده‏اند! سپس قرآن مى‏افزاید: «شما در گذشته در لبه گودالى از آتش بودید که هر آن ممکن بود در آن سقوط کنید و همه چیز شما خاکستر گردد» (وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها).
اما خداوند شما را نجات داد و از این پرتگاه به نقطه امن و امانى که همان نقطه «برادرى و محبت» بود رهنمون ساخت.
«نار» (آتش) در آیه فوق کنایه از جنگها و نزاعهایى بوده که هر لحظه در دوران جاهلیت به بهانه‏اى در میان اعراب شعله‏ور مى‏شد.
در پایان آیه براى تأکید بیشتر مى‏گوید: «خداوند این چنین آیات خود را بر شما روشن مى‏سازد شاید قبول هدایت کنید» (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ).
بنابر این، هدف نهایى هدایت و نجات شماست، پس باید به آنچه گفته شد اهمیت فراوان دهید.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : ممنون
2) : خیلی خوب.
خدا قبول کنه.
ممنون
3) : ممنون. خ خوب بود
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّٰهِ جَمِیعاً :و تمسک نمائید و چنگ زنید به دین خدا که ریسمانى است متین و محکم، در حالتى که مجتمع باشید

نکته: حبل در لغت، به معنى ریسمان، و در اصطلاح اهل معانى، بیان «استعاره» است به جهت آنکه تمسّک به آن، موجب نجات است از چاه ضلالت، چنانچه تمسّک به ریسمان، سبب سلامتى از چاه هلاکت است و وثوق و اعتماد برآن (ترشیح مجاز) است براى اعتصام

بیان: مفسّرین را در آیۀ شریفه اقوالى است نسبت به حبل اللّه: 1 مراد دین الهى، که اسلام است

2 قرآن، چنانچه حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام در ذیل خطبه اى فرماید: و علیکم بکتاب اللّه فانّه الحبل المتین و النّور المبین و الشّفاء النّافع و الرّىّ النّاقع و العصمة للمتمسّک و النّجاة للمتعلّق (الخ ) و بر شما باد عمل کردن به کتاب خدا که قرآن است پس به درستى که قرآن، ریسمانى است محکم و استوار، و نورى است به غایت آشکار، و شفادهنده ایست با فایده از مرض روحى و جسمى، و سیراب کننده اى است تشنگى نشاننده، و نگاهدارنده اى است براى تمسک کننده

و نیز در عیون اخبار الرضا صدوق رحمة اللّه از حضرت رضا علیه السّلام مروى است که فرماید: هو حبل اللّه المتین و عروته الوثقى و طریقته المثلى المؤدّى الى الجنّة و المنجى من النّار (الخ ) قرآن ریسمان محکم خدا است و دستاویز مستحکم او است، که تمسک و توسل، به قرآن، سبب نجات از تمام آفات روحانى و جسمانى و دنیوى و اخروى است و مشتمل است شریعت خدا را که افضل از جمیع شرایع است، مى کشاند پیروان خود را به بهشت و نجات دهنده است از آتش جهنم

3 مراد، حضرت رسالت است صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، یعنى همه اجتماع کنید در تمسک به متابعت آن حضرت تا سعادت را دریافته باشید

4 مراد، تمسک به ولایت ائمۀ معصومین علیهم السّلام: 1 ابو سعید خدرى از حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم روایت نموده: ایّها النّاس قد ترکت فیکم الثّقلین ان اخذتم بهما لن تضلّوا بعدى، احدهما اکبر من الآخر کتاب اللّه حبل ممدود من السّماء الى الارض و عترتى اهل بیتى، الا و انّهما لن یفترقا حتّى یردا علىّ الحوض اى گروه مردمان، به تحقیق گذاردم در میان شما دو ریسمان، اگر بگیرید هر دو را به تمسک، هرگز گمراه نشوید بعد از من: یکى از آن دو اکبر است از دیگرى کتاب خدا ریسمانى است ممدود از آسمان به زمین، و دیگر عترت من اهل بیت من آگاه باشید به درستى که این دو هرگز جدا نشوند از هم تا وارد شوند در حوض کوثر بر من

2 ابن عباس روایت نموده که خدمت حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بودیم اعرابى آمد، گفت: شنیدم فرمودى: و اعتصموا بحبل اللّه، پس چیست حبل اللّه که ما تمسک جوئیم ؟ حضرت دست به شانۀ على علیه السّلام زد فرمود: تمسک به این نمائید، او است حبل المتین 3 در امالى صدوق رضوان الله علیه و تفسیر ثعلبى از حضرت صادق علیه السّلام فرمود: نحن حبل اللّه الّذى قال اللّه و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا وَ لاٰ تَفَرَّقُوا :و دسته دسته نشوید و متفرق مشوید از طریق حق به وقوع خلاف میان شما مانند اهل کتاب، بلکه متفق الکلمه و مجتمعا اقدام نمائید بر ایمان و ثبات در طاعت الهى و ترک عصیان 1 و متفرق نشوید از هم مثل تفرق شما در جاهلیت که محاربه و مقاتله مى نمودید با یکدیگر 2 ذکر چیزى نکنید که موجب تفرق و سبب زوال محبت و الفت شما شود 3 مراد تفرقه در ولایت است، چنانچه انس بن مالک روایت نموده از حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم که فرمود: بنى اسرائیل هفتاد و یک فرقه شدند که یکى از آنها نجات یافته و هفتاد فرقۀ دیگر در دوزخ هستند، امّت عیسى بعد از او هفتاد و دو فرقه شدند که یک فرقه ناجى و بقیّه در جهنم مى باشند؛ و امّت من هفتاد و سه فرقه، و همه به جهنم روند، مگر یک فرقه، عرض کردند کدام فرقه ؟ دست به شانۀ حضرت على علیه السّلام گذاشت، فرمود: این شخص و اولاد و اتباع او؛ بعد آیۀ شریفه تلاوت فرمود: وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا 4 تفسیر برهان على بن ابراهیم قمى رضوان اللّه علیه از حضرت باقر علیه السّلام روایت نموده در آیۀ وَ لاٰ تَفَرَّقُوا قال: انّ اللّه تبارک و تعالى علم انّهم سیفترقون بعد نبیّهم و یختلفون فنهاهم عن التّفرّق کما نهى من کان قبلهم فامرهم ان یجتمعوا على ولایة آل محمّد علیهم السّلام و لا یتفرّقوا فرمود: به درستى که خداوند تبارک و تعالى دانا بود که ایشان بزودى تفرقه شوند بعد از پیغمبرشان و اختلاف کنند پس نهى فرمود آنها را از تفرق، چنانچه نهى نمود کسانى که پیش از ایشان بودند پس امر فرمود که مجتمع شوید بر ولایت آل محمد علیهم السّلام و متفرق نشوید

وَ اُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ :و یاد بیاورید نعمتهاى خدا را که بر شما لطف فرموده، و از جملۀ آن هدایت و توفیق و تمسک به دین اسلام است که در نتیجه، زوال غل و غش، و ایجاد الفت گردد، چنانچه فرماید: إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً :وقتى که بودید شما دشمنان یکدیگر در زمان جاهلیت، فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ :پس تألیف فرمود خدا میان قلبهاى شما محبت را به واسطۀ برکت کلمۀ توحید و اسلام، و رفع تنازع نمود از میان شما به میمنت حضرت سید الانام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً :پس گشتید به رحمت الهى برادران یکدیگر، یعنى برادران دینى یکدیگر شدید و منتظم و مرتبط به هم، به سبب یک خدا و یک پیغمبر و یک کتاب و یک شریعت، وَ کُنْتُمْ عَلىٰ شَفٰا حُفْرَةٍ مِنَ اَلنّٰارِ :و بودید شما به واسطۀ ضلالت و جهالت بر کنار گودالهاى آتش، یعنى مشرف بر وقوع در آتش جهنم به جهت کفر، زیرا اگر در حال کفر مرگ به شما مى رسید، هرآینه در جهنم مخلّد بودید به عذاب فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهٰا : پس نجات داد شما را خداوند از آن حفره هاى آتش به برکت اسلام و ایمان، کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اَللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ :همچنین بیان فرماید خدا براى شما دلایل وحدانیت خود را و مبین و آشکارا فرماید حجج بیّنه دین حق را، لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ :براى اینکه هدایت یابید و قبول نمائید دین حق را

نکته: این کلام در معنى تعلیل است، یعنى به جهت ارادۀ ثبات شما بر هدایت و ازدیاد لطف بر شما، این آیات را نازل فرمود

تنبیه: آیۀ شریفه آگاهى است به عموم مسلمانان در هر عصر و زمان، در اعتصام به حبل الهى به هیئت اجتماعى، و تحذیر است از تفرقه و اختلاف، و تذکّر به رفع عداوت و خصومت از میان آنان به برکت اسلام، و ایجاد اتحاد و اخوت به سبب کلمۀ توحید و ایمان؛ پس نعمت عظیمى را خداوند منّان به لطف و مرحمت خود به مسلمانان عطا فرموده که باید خیلى حق شناسى و قدردانى نمود بنابراین شایسته و سزاوار نیست که پس از اتحاد و الفت، موجبات افتراق و اختلاف به جهت اغراض شخصیه فراهم، و اخوّت به خصومت مبدل شود حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه در ذیل خطبه اى در مذمت اختلاف فرماید: الههم واحد و نبیّهم واحد و کتابهم واحد أ فامرهم اللّه سبحانه باختلاف فاطاعوه ام نهاهم عنه فعصوه ؟ ام انزل اللّه دینا ناقصا فاستعان بهم على اتمامه ؟ (الخطبة)

و حال آنکه خداى ایشان یکى است و پیغمبرشان یکى است و کتاب ایشان یکى است (این کلام صریح است بر آنکه قول حق یکى و اهل حق یکى است) آیا پس امر فرموده است خداى سبحان ایشان را به اختلاف، پس اطاعت خدا نموده اند در آن حکم یا نهى فرموده آنها را از اختلاف، پس نافرمانى کرده اند یا نازل فرموده خدا دینى که ناتمام است، پس یارى خواسته به ایشان بر تمام گردانیدن آن [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » پرتوی از قرآن
وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا وَ اُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بِحَبْلِ اَللّٰهِ ، ریسمان و رشتۀ تابیدۀ آیات کتاب و نبوت و احکام آنست که راه خدا «سبیل اللّٰه» را مى نمایاند و مى گشاید و اعتصام به آن به سوى صراط مستقیم هدایت مى کند: وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّٰهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ ایمان و تحقق تقوا، تا مقام تسلیم، انسان را از تجزیه و تفرقۀ درونى و سقوط ، و مجتمع ایمانى را از پراکندگى مى رهاند و بالا مى برد مجموع وحى و کتاب و نگهبانى آن براى همین اعتصام به حبل اللّٰه است: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اِسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقىٰ لاَ اِنْفِصٰامَ لَهٰا این تشبیه و استعارۀ کوتاه و حسى بِحَبْلِ اَللّٰهِ آیات و سنن و احکام و کتاب الهى و تعهدات ناشى از آنها را مى نمایاند که اعتصام به مجموع آنها فرد و جمع را از بازگشت و ارتجاع به جاهلیت و پراکندگى و سقوط باز مى دارد و به سوى توحید و کمال و بروز استعدادها بالا مى برد همچون رشتۀ عهدى که بین خالق و خلق است و از مقام الوهیت تنزل یافته و آویخته شده و تا اعماق اندیشۀ انسان پیوسته گردیده که براى نگهدارى و تقویت قدرت تقواى فردى و جمعى و واپس نگهداشتن جاذبه هاى مخالف و متضاد و گذشتن از آنها، باید از آنها، باید این رشته بِحَبْلِ اَللّٰهِ را با همۀ قواى فکرى و خلقى و عملى، محکم گرفت و به آن پناهنده شد و عصمت و اعتصام یافت و اگر اعتصام بدان سست و گسیخته گردید، اجتماع متعالى به سوى وابستگى ها و تعهدات و پیمانهاى جاهلیت و عقب مانده روى مى آورد و کشانده مى شود که بر پایه و نهاد تعارض و دشمنى قبیلگى و طبقاتى شکل مى گیرد و حبلها و دامهایى را بسود طاغوتها و شیطانها در بر دارد چون اجتماع به هر صورت که باشد، شکلى از پیمانها و حبلها است، یا حبل خدا و یا حبل شیطان

جَمِیعاً ، حال و تأکید امر اعتصموا و مفهوم آن چنان اعتصام جمعى و توحید قوایى است که همه را از برگشت به اندیشه ها و انگیزه هاى فردى و طبقاتى برتر نگه دارد وَ لاٰ تَفَرَّقُوا ، نهى تأکیدى و بیانى براى امر اِعْتَصِمُوا و یا پیشگیرى از تفرقه ایست که شاید از کج فهمى و انحراف از آیات پدید آید: وَ مَا اِخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ اَلَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ اَلْبَیِّنٰاتُ 213 و راههاى فرعى و تفرقه انگیزى که از صراط مستقیم منشعب شود: وَ أَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا اَلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ انعام 153

انحراف از یگانه راه خدایى «سبیله» و پیروى از راه هاى فرعى «سبل» به تفرقه هاى عنصرى و طبقاتى و فرد گرایى و ظهور بتها و طاغوتها مى انجامد که همان جاهلیت و ارتجاع کامل است این اعتصام به حبل اللّٰه است که از کشانده شدن به راههاى انحرافى و سرانجام آنها باز مى دارد و پس از کشیده شدن به سوى آنها و سقوط در آنها، باز به سوى توحید قوا و اندیشه ها مى کشاند و تعالى و تحرک مى بخشد حبل اللّٰه متین و محکم و گسترده و باقى که از آیات کتاب مبین و عقلهاى پاک و فطرى و عمل و گفتار رسول و پیروان راستین او به صورت سنت و حدیث ترکیب یافته، در توحید قبله و مناسک و عبادات و شعارها تحکیم گردیده است این امر اعتصموا چون دیگر اوامر قرآن ایجابى است، و هر فرد آگاه و مؤمن و مسئول را مکلف مى کند که امت اسلامى را پیوسته به اعتصام به حبل اللّٰه بخوانند و از تفرقه باز دارند و راههاى نفوذ عناصر مزدور و ارتجاعى و تفرقه افکن را سد کنند چنان که راهبران راستین و پیشوایان اسلامى، اعتصام به حبل اللّٰه و دعوت به توحید و نفى تفرقه را بیش از هر مسئولیت و تکلیفى و برتر از آنها به شمار مى آوردند و در همۀ جهات در راه آن مجاهده مى کردند و از عواقب جهتگیرى و نفاق پرورى، جمع مسلمان را بر حذر مى داشتند و نعمت وحدت و الفت را تذکار مى دادند: وَ اُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً

این تذکار و آگاهى و مقایسۀ بین زندگى جاهلیت و انقلاب توحیدى و این نعمت الفت و وحدت و آن نکبت و دشمنیها و هراسها، تأکید امر اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّٰهِ و تبیین نتایج اعتصام و عواقب انفصام است إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً ، تصویر کوتاه و بارزیست از اجتماع سراسر دشمنى و وحشت جاهلیت که از دشمنى ها و کینه ها تکوین یافته و شکل گرفته بود: کُنْتُمْ أَعْدٰاءً ، دشمنى قبیلگى و خانوادگى و طبقاتى و انواع شرک ها که گذشت زمان و خونریزیها و جنگها و غارتها ریشۀ آن را محکم کرده بود و نسل به نسل وارث آن بودند و همى جریان داشت و هر چه مى گذشت دشمنیها ریشه دارتر و فاصله ها عمیقتر مى گردید و امیدى نبود که جبر زمان و قهر دشمنان و یا اشتراک منافعى، آن دشمنیها را در میان قبائل متفرق به الفت سطحى مبدل کند چه رسد به الفت قلوب پر از کینه و از هم رمیده این تقدیر و تدبیر و نعمت خدا بود نِعْمَتَ اَللّٰهِ ، بنعمته که بعثتى توحیدى و انقلاب درونى و تاریخى در میان چنین مردمى پدید آورد و پرتو آن در آفاق نفوس و آن سرزمین تابید و آن شب دیجور، با احلام موحش و خوابهاى پریشان، سپرى گردید و صبح صادق دمید و نسیم رحمت وزید و مغزها و دلهاى مردمى که روابطشان کینه و دشمنى اعداء بود پاک و پیوسته شد و همین که چشم گشودند خود را برادر دیدند: فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً ، نعمتى که ایمان و صفا و عزت و حرکت و رهایى از هر پستى و سقوطى، و هر نعمتى را در بر دارد

وَ کُنْتُمْ عَلىٰ شَفٰا حُفْرَةٍ مِنَ اَلنّٰارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهٰا کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اَللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

تمثیل و تصویر کوتاه و جامعى از « إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً » است تا وضع گذشته، پس از این تحول و انقلاب همه جانبه، در برابر دیدشان مشهود باشد چون مخاطب خطابهاى جمعى این آیات مردم متصف به وصف ایمانند: « یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا » هر متحول و منقلب به انقلاب ایمانى را در هر زمان و مکان فرا مى گیرد، مانند: «یٰا أَیُّهَا اَلْکٰافِرُونَ ، یٰا أَیُّهَا اَلنّٰاسُ ، یٰا أَیُّهَا اَلْإِنْسٰانُ ، یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ و » که هر متصف به کفر و انسانیت و قومیت بنى اسرائیل را در بر مى گیرد، مگر اوصاف و قرائن مخصص در میان باشد و چون با دید وسیع و شناخت همه جانبۀ قرآنى، دشمنى قبیلگى و تضاد عنصرى و طبقاتى از خصائص و اوصاف مشخص جاهلیت و عقب ماندگى است و انقلاب ایمانى و همهدفى و هماهنگى و تسلیم و سلم و برادرى از خصائص اسلام، نباید این خطابها « إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً کُنْتُمْ عَلىٰ شَفٰا حُفْرَةٍ » را محصور در قبائل تسلیم شدۀ جزیرة العرب و یا مدینه و مکه دانست از نظر وسیع و فوق زمان قرآن و اصل حرکت حیات، سقوط و تنزل این پدیدۀ متکامل و متعالى، در جاذبه ها و تنازع و تضاد حیوانى و نژادى و طبقاتى به هر صورت و شکلى که باشد، جاهلیت و ارتجاع است، گر چه با سیر تاریخ بى جهش، گذشتن و رهایى از هر مرحله گذشته، کمالى به حساب آید از این نظر، دشمنیها و کینه ها و درگیریهاى اجتماعى، پدیده ایست ناشى از درون انسانهایى که مواهبشان عقبمانده و عقبرانده شده و رشد نیافته باشد اینگونه درگیریهاى درونى و نفسانى، به تدریج درون را تهى مى کند و گودال «حفره» عمیقى از جهنم مى گردد که همۀ مواهب متعالى را به سوى خود مى کشد و تکیه گاهها و بناها و نهادهاى انسانى و فطرى را سست و بى پایه و مسیر حیات را متوقف مى گرداند: وَ کُنْتُمْ عَلىٰ شَفٰا حُفْرَةٍ مِنَ اَلنّٰارِ ، شما بر لبه و پرتگاه حفرۀ آتش و آتشفشانى بودید که شعله و دود آن فضاى روحى و اجتماعى را فرا مى گیرد

این مغاک آتشزا نمودارى از دوزخ مکمون است که با لغزش مرگ و فرو ریختن ترکیب اندام و طبیعت، اعماق و ابعاد آن همى آشکارتر و جاذبتر مى گردد: حُفْرَةٍ مِنَ اَلنّٰارِ در اینگونه فصل تاریخى، سنن محکم بقاء و دوام و تکامل و هدفدارى، گذرگاه نجات و دستاویز «حبل» انقاذ مى جوید و عنایت و رحمت مبدأ کمال و رحمت را جلب و اراده و امرش از درون انسانى یا انسانهایى آگاه و مسئول ظهور مى کند و دست قدرتش از گریبان تاریخ آشکار مى گردد و مجتمع را از سقوط در چنین لغزشگاهى مى رهاند: فانقذکم منها این گونه آیات تمثیلى و تبیینى براى شناخت اصول و قوانین در راه رشد و هدایت است: کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اَللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عرفانی اشراق
وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّٰهِ جَمِیعاً، وَ لاٰ تَفَرَّقُوا وَ اُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ ، فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً

همه به ریسمان دین خدایى چنگ زنید، و متفرّق نشوید بیاد آرید نعمت خداوند که بر شما نازل شد، و آن این که شما با هم دشمن بودید و خداوند در دلهاى شما اُلفت و مهربانى قرار داد، و به لطف خداوند همه شما برادران دینى یکدیگر شدید

عارفان، وجود حقیقى را که همان ذات حق تعالى باشد، همیشه به صورت اقیانوس بیکرانى مطرح مى کنند، که صورت هاى زود گذر و نابود شدنى در آن اقیانوس، مثل امواجى که به سرعت بالا رفته تا زود باز گردند و ناپدید شوند مى دانند به همین دلیل در دنیاى دنیاپرستان یکنواختى درد آور است، ولى براى عارفان که در دریاى وحدت حقیقى زندگى مى کنند، نه تنها ملال آور نیست، بلکه لذّت بخش نیز هست مثل ماهى که در آب زندگى مى کند

جامۀ صد رنگ از آن خُمّ صفا ساده و یکرنگ گشتى چون صبا نیست یکرنگى کز او خیزد ملال بل مثال ماهى و آب زلال گرچه در خشکى هزاران رنگ هاست ماهیان را با یبوست جنگ هاست کیست ماهى ؟ چیست دریا؟ در مثل تا بدان ماند مَلِک عَزَّ و جَل صد هزاران بحر و ماهى در وجود سجده آرد پیش آن اِکرام و جود چند باران عطا باران شده تا بدآن آن بحر دُرّ افشان شده چند خورشید کرم افروخته تا که ابر و بحر، جود آموخته پرتو دانش زده بر آب و طین تا شده دانه پذیرنده زمین خاک امین و هرچه در وى کاشتى بى خیانت جنس آن برداشتى این امانت زآن امانت یافته ست کآفتاب عدل، بر وى تافته ست تا نشان حق نیارد نو بهار خاک سِرّها را نکرده آشکار آن جوادى، که جمادى را بداد این خبرها، وین امانت وین سداد با چنان قادر خدایى کز عدم صد چو عالم هست گرداند به دم صد چو عالم، در نظر پیدا کند چون که چشمت را به خود بینا کند صد هزاران نیزۀ فرعون را در شکست از موسیى با یک عصا با چنین غالب خداوندى، کسى چون نمیرد، گر نباشد او خسى ؟ اسب همّت سوى اختر تاختى آدم مسجود را نشناختى آخر آدم زاده اى اى ناخلف چند پندارى تو پستى را، شرف ؟ چند گویى من بگیرم عالمى این جهان را پر کنم از خود همى ؟ گر جهان پر برف گردد سر به سر تاب خور بگدازدش با یک نظر وِزْرِ او و صد وزیر و صد هزار نیست گرداند خدا از یک شرار عین آن تخییل را حکمت کند عین آن زهر آب را شربت کند آن گمان انگیز را سازد یقین مهرها رویاند از اسباب کین پرورد در آتش ابراهیم را ایمنىّ روح سازد بیم را از سبب سوزیش من سودایى ام در خیالاتش چو سوفسطایی ام [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » متن و ترجمه فارسی تفسیر شریف بیان السعادة فی مقامات العبادة
تفسیر: وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّٰهِ :حبل خدا(ریسمان الهى)بر قرآن اطلاق مى شود زیرا آن مانند ریسمان محسوسى است که کشیده شده است از جانب خدا به سوى خلق،یک سوى آن که عبارت از مقام مشیّت و علویّت على(ع)است به دست خداى تعالى است و سوى دیگرش به دست مردم است و آن نقش و نوشتن و لفظ و عبارت کتاب است و نیز حبل بر شخص کامل از نبىّ یا وصىّ اطلاق مى شود،زیرا او نیز ریسمانى است که از جانب خدا بسوى خلق کشیده شده که یک طرف آن مشیّت است مانند قرآن و طرف دیگرش بشریّت اوست

و نیز حبل بر ولایت تکوینى و ولایت تکلیفى اطلاق مى شود زیرا که آن نیز ریسمانى است کشیده شده که یک طرفش مشیّت است زیرا همه در مقامات بالا یکى هستند،و تفرقه و پراکندگى در«عالم فرق» است و طرف دیگر آن بشریّت کامل و سینۀ قابل ولایت و بشریّت صاحب آن است،و همچنین است مطلب در نبوّت و رسالت و شریعت که از نبوّت و رسالت مقرّر مى گردد

و قول خداى تعالى اندکى بعد از این: ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ أَیْنَ مٰا ثُقِفُوا إِلاّٰ بِحَبْلٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ حَبْلٍ مِنَ اَلنّٰاسِ اشاره به دو ولایت است،یا اشاره به قرآن و ولایت تکلیفى است،چنانکه در خبر است که حبل از خدا قرآن است،و حبل از مردم علىّ بن ابى طالب(ع) به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نسبت داده شده است که در مقام وصف کتاب و عترت فرمود:دو ریسمان کشیده شده است،یک سوى آن به دست خداست و یک سوى دیگر به دست شماست و آن دو هرگز از هم جدا نمى شوند و لکن پس از آنکه در اول سورۀ بقره از تحقیق معنى کتاب و تعمیم آن گذشت معلوم مى شود که ولایت تکوینى کتابى است از جانب خدا چنانکه ولایت تکلیفى نیز کتابى است از جانب خدا،و مقصود از آن در اینجا محمّد صلّى اللّه علیه و آله با نبوّت یا رسالت یا ولایتش مى باشد،یا اینکه مقصود شریعت و دین اوست که همان اسلام است یا مقصود على(ع) است با ولایتش،چون مقصود از آن آیات کنایه از امّت است در پیروى از ولایت

بنا بر تعمیم امر به اعتصام(اعتصموا)مقصود اعتصام به جمیع معانى حبل است نسبت به مرتبه خلق(مخاطب اعتصموا)،پس گویا که گفته است:اى مسلمانان به محمّد و شریعت و کتاب او چنگ بزنید،و اى مؤمنین به علىّ (ع)و ولایتش چنگ بزنید

جَمِیعاً :یعنى همگى با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید

وَ لاٰ تَفَرَّقُوا :در این چنگ زدن پراکنده نشوید بدین گونه که بعضى از شما به حبل خدا تمسّک کنید و بعضى دیگر به حبل شیطان از قبیل ادیان منسوخ و باطل و از قبیل ولایت منافقین

به امام باقر(ع)نسبت داده شده است که،در بیان اینکه این آیه کنایه از امّت و اختلاف آنان بعد از نبىّ صلّى اللّه علیه و آله در ولایت مى باشد،فرمود: خداوند تعالى مى دانست که امّت محمّد صلّى اللّه علیه و آله بعد از پیامبرشان متفرّق مى شوند و اختلاف مى کنند،پس آنان را از پراکندگى نهى کرد همچنان که سابقین را نیز که قبل از آنان بودند نهى کرده بود،پس امر نمود که اجتماع کنند بر ولایت آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله و متفرّق نشوند

وَ اُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ :یعنى به سبب اسلام بین دلهاى شما الفت قرار داد

فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً :یعنى برادران دینى شدید که همدیگر را دوست دارید و متّفق هستید از آنجا که دشمنى بین مردم،بلاى بزرگى براى آنان است و الفت و دوستى در دنیا نعمت بزرگى است و موجب نعمت در آخرت است،خداوند از بین نعمتهائى که به آنان داده است، دفع بلا را که مستلزم دادن این نعمت است ذکر کرده است

برخى گفته اند:اوس و خزرج دو برادر از دو پدر بودند و بین اولاد آنها اختلاف و دشمنى افتاد،و جنگ بین آنها یک صد و بیست سال طول کشید تا اینکه خداوند آن را به سبب اسلام خاموش کرد و بین آنها الفت برقرار ساخت برخى گفته اند:دو مرد از اوس و خزرج به همدیگر فخرفروشى کردند،پس آنکه از طایفۀ اوس بود گفت:خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین از ماست و حنظلۀ غسیل الملائکه از ماست،و عاصم بن ثابت حمىّ الدین از ماست و سعد بن معاذ که عرش رحمان براى او به لرزه در آمد و خداوند به حکمیّت او در بنى قریظه راضى شد،از ماست

خزرجى گفت:از ما،چهار نفر هستند که به قرآن استحکام بخشیدند؛که عبارتند از ابىّ بن کعب،و معاذ بن جبل و زید بن ثابت،و أبو زید و نیز سعد بن عباده خطیب و رئیس انصار از ماست

پس گفتگو بین آن دو جریان پیدا کرد تا به همدیگر غضب کردند و تفاخر نمودند و ندا در دادند و اوس به اوسى ملحق شد و خزرج به سوى خزرجى رفت در حالى که با آنها اسلحه بود

این موضوع به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله رسید،پس الاغى را سوار شد و پیش آنان آمد پس خداوند آیات را نازل فرمود،و پیامبر آیات را براى آنان خواند و در نتیجه صلح بین آنها برقرار شد وَ کُنْتُمْ عَلىٰ شَفٰا حُفْرَةٍ مِنَ اَلنّٰارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهٰا :خداوند تبارک و تعالى در اینجا نعمت دیگرى را ذکر فرموده است و آن دفع بلاى وقوع در آتش،و نجات از آن است و منظور اینست که نعمت اسلام موجب تبدیل عداوت به الفت شده است

کَذٰلِکَ :و همچنین است تبیین آیات خدا که در خانۀ خدا،و مقام و احکام خدا که در باب حجّ بیت اللّه مقرّر شده است،و نیز آیاتى که در مواعظ شما ذکر شده است

یُبَیِّنُ اَللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ :آیات دیگر تکلیفى،و وعظى و تکوینى را براى شما بیان مى کند لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ :تا به مصالح و مضارّتان،یا به ولایت ولىّ امرتان که آن غایت هر هدایتى است راهنمائى شوید،که البته این،غایت هدایت و تلویح و اشارۀ هر آیه اى است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.