● مرضيه السادات قاسمپور -
ترجمه بیان السعاده
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا: جمله مستأنف است و جواب سؤال از حال صنف دیگر از اهل کتاب، گویا که گفته شده: ما حال گروهى از اهل کتاب را که مؤمن و قائم به نماز و شب زنده دارى هستند شناختیم، حال آن گروهى از آنها که کافر شدند چگونه است؟ چرا کلام را به صورت جواب از سؤال مقدّر اخراج نمود با اینکه حقّ عبارت این بود که بگوید: (و منهم امة معوجة یکفرون بالله) یعنى از آنان گروهى کج هستند که به خدا کافر مىشوند.
اداى کلام به صورت سؤال و جواب براى این است که تعدیل و توازن کامل شود، توازن با مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ باشد که با بیان کردن حال آنها از تصریح به تقسیم بىنیاز شود، و از طرفى حکم نسبت به جمیع کفّار- با ملاحظه ایجاز و اختصار- عمومیّت پیدا کند.
لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ: یعنى نمىشود به سبب غنى شدن به مال و اولاد از آنها گذشت که در «اغناء» معنى تجاوز و گذشتن تضمین شده است.
أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ: از جمله چیزهایى که انسان را مغرور و به خدا کافر مىسازد مال و اولاد است، چون آن دو عزیزترین چیزها براى انسان است، و اعتماد و پشت گرمى انسان به آن دو قوىتر و شدیدتر از چیزهاى دیگر است، لذا به این دو مورد اکتفا کرد.
مِنَ اللَّهِ شَیْئاً: یعنى از خشم خدا چیزى نمىکاهد. «من اللّه» حال مقدّم است «شیئا» مفعول به، یا جانشین موصوف است که مفعول به مىباشد. اگر «شیئا» مفعول مطلق باشد، لفظ «من» براى تبعیض است.
وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ: به مناسبت مقام خشم کلام را گسترد و آن را با شدّت و تأکید بسیار آورد. (که هم اهل آتشند و هم همیشه در آتشند).
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● مسعود ورزيده -
تفسیرنمونه
نقطه مقابل افراد با ایمان و حق جوئى که وصف آنها در آیه قبل آمد افراد بى ایمان و ستمگرى هستند که در این دو آیه توصیف شده اند: نخست مى فرماید: آنها که راه کفر را پیش گرفتند هرگز نمى توانند در پناه ثروت و فرزندان متعدد خویش از مجازات خدا در امان بمانند ان الذین کفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من الله شیئا...
زیرا در روز رستاخیز تنها اعمال پاک و نیات خالص و ایمان صادق بدرد مى خورد، نه امتیازات مادى این جهان ... یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتى الله بقلب در آن روز نه ثروت سودى مى دهد و نه فرزندان مگر آنها که با قلب سلیم در پیشگاه خدا حاضر شوند (شعراء آیه 89).
اما چرا در آیه از امکانات مادى تنها اشاره به ثروت و فرزندان شده است این بخاطر آن است که مهمترین سرمایه هاى مادى یکى نیروى انسانى است که به عنوان فرزندان ذکر شده است ، و دیگرى سرمایه هاى اقتصادى مى باشد. و بقیه امکانات مادى از این دو سرچشمه مى گیرند.
قرآن با صراحت مى گوید: امتیازهاى مالى ، و قدرت جمعى ، به تنهائى نمى تواند در برابر خداوند، امتیازى محسوب شود، و تکیه کردن بر آنها اشتباه است ، مگر هنگامى که در پرتو ایمان و نیت پاک در مسیرهاى صحیح بکار گرفته شوند در غیر این صورت سرنوشت صاحبان آنها عذاب جاویدان خواهد بود، (اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون ).
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● عبدالله عبداللهي -
اثنی عشری
بعد از وصف مؤمنان پرهیزکار، وصف کافران تبه روزگار را فرماید: إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا :به درستى که آنان که کافر شدند به خدا و پیغمبر و قرآن، لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ :هرگز بازندارد مالهائى که به رشوه دهند، یا بى نیاز نسازد ایشان را مطلق اموال که همۀ عمر را صرف تحصیل آن نموده اند، وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ :و نه فرزندان ایشان که به اعانت و امداد آنها پشتیبانى دارند، مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً :از عذاب خدا هیچ چیز را
نکته: ذکر «شىء» دلالت بر نفى عام دارد، یعنى هیچ چیز از اموال و اولاد نفع به آنها نرساند و ایشان را از عذاب نرهاند و تخصیص اموال و اولاد، جهت آنست که این هر دو، عزیزترین و عمده ترین اشیاء هستند هرگاه با وجود کثرت و اعتماد و استظهار برآن فایده ندهد، پس غیر آن به طریق اولى فایده و نفع نخواهد داد
وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ :و آن گروه کافران، ملازمان، آتش جهنم باشند، هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ :ایشان در آن آتش و عذاب، دائم و ثابت باشند و خلاصى براى آنها نخواهد بود
تنبیه: آیۀ شریفه عام است نسبت به تمام کفار و مکذبان حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و قرآن، در هر عصر و زمان تا روز قیامت و وعید است براى آنان
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» پرتوی از قرآن
إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً، وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ
لَنْ تُغْنِیَ ، نفى مؤبد و در مقابل «لن یکفر»، به قرینۀ عنهم، متضمن معناى دفاع است مِنَ اَللّٰهِ ، سنن و قوانین و هر چه را از خدا است و وجهۀ خدایى و ابدیت دارد شامل مى شود و در مقابل اموال و اولاد و هر چه گذرا و اعتبارى و ناپایدار و مرکز اتکاء و وسیلۀ قدرت و دفاع براى کافران محجوب و تهى از ایمان است: آنها که در جهت کفرند براى همیشه اموالشان و اولادشان آنها را هیچگونه بى نیاز و از آنان در برابر آنچه از خدا و سنن پایدار خدایى است دفاع نمى کند
این آیه بازگوى آیۀ نهم همین سوره است که در پى بیان نزول کتاب مصدّق کتابهاى گذشته و متکامل به محکمات و متشابهات و اصول آنها و کمال رسالت آمده تا راسخون در علم و اندیشمندان «اولوا الالباب» در آنها بیندیشند و راه اندیشه را در همۀ جهات باز گشایند و تحرک عقلى و فکرى پدید آرند و از وابستگى به اموال و اولاد که نیرومندترین و نزدیکترین مراکز اتکاء است، برهانند آن آیه مشعر بدین است که با پدید آمدن چنین نیروى ایمانى و معنوى، کافرانى که وابستگى به اموال و کسانشان آنها را از این حقیقت و ایمان به آن باز مى دارد، دیگر بى نیازى و نگهبانى ندارند این آیه پس از بیان تکوین امتى آمده است که براى مردم از متن و درون تاریخ برآمده اند و آمر به معروف و ناهى از منکرند: کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّٰاسِ و گروهى از اهل کتاب که با خیر امت همهدفند و «مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ أُمَّةٌ قٰائِمَةٌ » آن آیه که آغاز حرکت فکرى و تاریخى و جهتگیرى کافران و درگیرى و تضاد درونى و بیرونى و مایه و گیرانۀ آتش شدن آنان است به خبر « أُولٰئِکَ هُمْ وَقُودُ اَلنّٰارِ » پایان یافته این آیه که پس از ساخته شدن و خروج خیر امت و موضعگیرى آشکار کافران و برافروخته شدن و تلازم و مصاحبت آتش با آنان است به: وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ
نه سنن جاهلیت عربى و غیر عربى آن عصر، با اتکاء به مال و منال و قدرتهاى روزش، توانست آن کفر کیشان را بى نیاز و جاى و خلأ خدا و آیاتش را پر کند و پیشرفت این تحول و جنبش را باز دارد، و نه جاهلیت غربى و دنباله روانش با همۀ صنایع و نقشه هاى استعمارى و مال اندوزى و سرمایه سوزیش، که وقود و اصحاب آتش به جان خودشان و دیگران شدند لهیب درونش استعداد و مواهب انسانى را مى سوزاند و خاکستر مى کند و شعلۀ بیرونش آتشهاى جنگ نابود کننده و ویرانگر است انسان تهى و بیگانه از خود و خدا که با مال یگانه شده، جز آنکه خود و اموالش گیرانه و مایۀ آتش باشد، چه باشد؟!
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً بعضى از مفسرین در شأن نزول آیه گفته اند این آیه درباره کعب بن اشرف و اصحاب او وارد شده که اینان بایست بدانند که هرگز نه مال و نه اولادشان جلوگیر عذاب آنها نمى گردد و از عذاب که در اثر کفر به آنان اصابت مى نماید مانع نمى شود و نفى شىء در آیه دلالت بر نفى عام دارد یعنى با کفر هیچ یک از اولاد یا مال به ایشان نفع نمى رساند و آنها را از عذاب بازنمى دارد و تخصیص بمال و اولاد براى این است که این دو نزد انسان اعزّ اشیائند و آدمى به این دو چیز خیلى اهمیت مى دهد و گمان مى کند که بمال و اولاد نیرومند مى گردد و در همه چیز و همه وقت کمک کار و معین او مى باشند و بواسطه مال و اولاد از حق تعالى مستغنى و بى نیاز گردیده این است که آیه به آنها خاطر نشان مى کند که وقتى مال و اولاد که این قدر به آن اهمیت مى دهد نتوانست شما را از عذاب نجات دهد چیزهاى دیگر بطریق اولى نمى تواند نجات دهد شما را از عذاب
وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ «أُولٰئِکَ » یعنى این جماعت که خواه مقصود همان کعب بن اشرف و یاران او باشند چنانچه بعضى گفته اند نظر بمناسبت آیات جلو و عقب که درباره یهودیان فرود آمده یا مطلق کفار باشند چونکه «اَلَّذِینَ کَفَرُوا» موصول عموم دارد و مطلق کفار را شامل مى گردد و نیز بى نیاز نکردن مال و اولاد از عذاب خدا آن هم نسبت بکفار یکسانست که تمام یاران جهنمند همه در آتشند و در آتش جاویدانند آرى جاوید بودن آنها در آتش اهمیت بیشترى را مى رساند اینست که چنانچه بعضى گفته اند شاید آیه راجع بهمان کعب بن اشرف و اصحاب وى فرود آمده باشد زیرا چنانچه تاریخ نشان مى دهد اینها به اضافه بر کفر در اسلام خیلى فساد کردند و برسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و مؤمنین اذیت نمودند
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» تفسیر کبیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین
و بعد از وصف مؤمنان پرهیزکار بیان حال کافران تبه روزگار مى فرماید که إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بدرستى که آنان که کافر شدند بقرآن و بمحمد (ص) و آنها کعب بن اشرف و اصحاب اویند لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ هرگز باز ندارد از ایشان أَمْوٰالُهُمْ مالهاى ایشان که برشوت میدهند یا میگیرند از اراذل قوم خود یا مطلق اموال که همۀ عمر را صرف تحصیل آن کرده اند وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ و نه فرزندان ایشان که باعانت و امداد ایشان مستظهرند مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً از عذاب خدا چیزى را و ذکر شیء دلالت است بر نفى عام یعنى هیچ چیز از اموال و اولاد نفع بایشان نرساند و ایشان را از عذاب باز ندارد تخصیص اموال و اولاد با اینکه مطلق شیء دافع عذاب نباشد از ایشان جهت آنست که این هر دو اعز اشیااند و عمدۀ آن پس هر گاه که آنها با وجود اعزیت و اکثریت اعتماد و استظهار بر آن سود نکند پس غیر آن بطریق اولى وَ أُولٰئِکَ و آن گروه کفار أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ ملازمان آتش دوزخ اند هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ ایشان در آن آتش جاوید ماندگانند
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن
قوله: إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا ،خداى جلّ جلاله چون مؤمنان و آنان که از اهل کتاب ایمان آوردند و اوصاف و مستحقّات ایشان و آنچه ایشان را خواهد بودن بگفت،در عقب آن ذکر کافران کرد و احوال ایشان،گفت:آنان که کافر شدند آنچه همّت[و] سعى و کدّ ایشان در آن بود و همه عنایت از ایشان مصروف به آن است و همه عمر در سر آن کردند فردا قیامت از ایشان هیچ غنا و کفاف نکند، یقال:اغنى فلان عن فلان،إذا قام مقامه و دفع عنه،گفت:مالش سود ندارد و فرزندان از او دفع نکنند،چنان که حق تعالى از او حکایت کرد که به وقت فروماندگى گویند: مٰا أَغْنىٰ عَنِّی مٰالِیَهْ ، هَلَکَ عَنِّی سُلْطٰانِیَهْ ،جز آن که غنا نکند وبال باشد که: فى حلالها حساب و فی حرامها عقاب و بر جمله معنى آن است [255 پ]که :لا ینفع و لا یدفع،سود ندارد و بازندارد،مال سود ندارد و فرزند بلا بازندارد
و قوله: شَیْئاً ،براى آن به لفظ نکره گفت تا نفى عام باشد که هیچ چیز به هیچ وجه هیچ سود ندارد
وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ ،و ایشان ملازمان دوزخ باشند و صاحب هر چیز ملازم او بود،و آنجا همیشه باشند و مفارقت نکنند ازآنجا
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.