از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(قل اؤنبئکم بخیر من ذلکم ):(به این دلدادگان شهوات دنیوی )بگو،آیامی خواهید شما را به بهتر از اینها خبر دهم )،یعنی به جای شهوات فانی و باطل شونده دنیوی از نعمات اخروی که (خیر)است و حسنش حقیقی می باشد برای آنان بیان می نماید،(للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهارخالدین فیها):(کسانی که تقوی داشته باشند نزد پروردگارشان بهشتهایی دارندکه در زیر سایه آنها نهرها جاری است و ایشان در آن جاودانه خواهند بود)پس همانطور که برگزیدن لذت فانی دنیوی که اثر سعادت آن در دنیا ظاهر می شود،مستلزم تحمل تبعات و پیامدهای آن در آخرت است ،به همین صورت تقوی هم اثر عبادت دنیوی است و باعث جاودانگی انسان در بهشت جاودان می گردد،(وازواج مطهره ):(وهمسران پاکیزه )و متقین در آخرت از همسرانی پاک برخوردار می شوند و اگر از همه لذات دنیوی مسأله زوجیت را مطرح نمود به جهت آنست که در نزد انسان از بزرگترین لذات جسمی ازدواج و مواقعه است ،(و رضوان من الله ):(و خشنودی خدا)یعنی خداوند از آنان راضی است واین بالاترین نعمتهااست و(رضا)یعنی سازگاری با نفس به گونه ای که نفس از آن امتناع نداشته باشد و رضای پروردگار بوسیله طاعت او حاصل می شود و درآخرت خداوند از بنده متقی خود راضی است ،چون او دردنیا اطاعت پروردگارخویش را نموده و بنده هم بواسطه نیل به نعمات جاودان اخروی که درنتیجه طاعت پروردگار حاصل شده از ثمره عبادت خود راضی است و این نعمتها را در برابر طلب رضای الهی کسب نموده است ، (رضی الله عنهم و رضواعنه )(4)،(خداوند از آنها راضی است و آنها هم از خدا راضی هستند)،( و الله بصیر بالعباد):(و خداوند به احوال بندگان بینا است )پس فرق بین مؤمن و کافرمبتنی بر بیهودگی و گزاف نیست ، بلکه مبنی بر فرق بین تقوای مؤمن و فسق کافراست ، چون لذائذ دنیوی از قبیل غذا و نکاح که به جهت حفظ نوع بشر ازانقراض و تغذیه بدن در ا ختیار مؤمن و کافر قرار دارد، اما این نعمتها محدود به مدت اندک زندگی دنیاست و لذا انسان آخرت هم همان انسان دنیاست ،مایحتاج آخرتش هم همان مایحتاج دنیوی است و آنچه در دنیا وسیله کمال اوبوده ، در آخرت هم هست و تنها فرق دنیا و آخرت در باقی بودن آخرت و زوال و فنای دنیاست ، پس سعادت انسان در آخرت به دستیابی به لذائذی است که دردنیا هم طالب آنها بود، چون لذائذ محدود و فانی دنیوی درمقابل عذاب یا نعیم جاوید ناچیز و اندک است ، و این لذائذ دنیوی غایت بالذات نیستند و انسان متقی و عاقل نعمت جاوید را بر بهره اندک دنیا ترجیح می دهد و خداوند به تفاوت این شخص از شخص کافری که عذاب مقیم را به جنت خلد برگزیده است آگاه و بصیر است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
پس از تحقیر «حبّ الشهوات» و ذکر «حسن المآب» در آیه پیشین در آیه مورد بحث، نعم بهشتی را برمی‏شمارد و به پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم می‏فرماید که بگو: آیا شما را به آنچه خیر است آگاه کنم؟ برای تقواپیشگان رهیده از دام شیطان که بهره آنان از مال و فرزند عادلانه و عاقلانه است، نزد پروردگارشان بهشت‏هایی است که همواره نهرهایی از زیر آنها (زیر سقف باغهای سرسبز) جاری است و دوام جریان نهرهای بهشتی مایه تداوم طراوت و فرح‏بخشی به آنان است.
متقیان در این بهشت‏ها جاودانه‏اند و اطمینان به جاودانگی، نعمتی بس بزرگ و امید بخش برای آنان است.
آنان از نعمت همسران پاک و پاکیزه و پیراسته از هر گونه ناپاکی و آلودگی نیز بهره‏مندند.
مقام والای «رضوان» که بر خلاف نعمت‏های ظاهری بهشت، مشابهی در دنیا ندارد، بهره دیگر پرواپیشگان الهی است و خداوند می‏داند چه کسانی متقی و مشمول این نعمت‏هایند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - پرتوی از قرآن
قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اِتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ

انباء: خبر و آگاهى به چیزى که وسیلۀ آگاهى بدان براى همه فراهم نیست

قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ ، اعلام و استفهام آگاهى است تا آن کس که آمادۀ آگاهى باشد توجه کند، آن کو جاذبۀ ایمانش وى را به خود مى کشد تا از بندهاى تزیین شهوات برهد و قلبش مى تپد تا از آنها آزاد گردد، مورد خطاب اینانند نه آنان که در میان تنیدۀ شهوات و تزیین ها پوسیده شده اند و بینشى ندارند تا ما وراء آنها و دورنماى آنچه را بهتر و گزیده تر و پایدار است بنگرند: بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ ، ذلک اشاره به جمع شهوات و منشأ آنها که مشتهیات است، با جمع «ذلکم» که از ترکیب فشرده و خاصّ قرآن است آمده به جاى «اولئک، لکم»، لِلَّذِینَ اِتَّقَوْا ، تعلق به فعل مقدّر یا « بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ » دارد و وصف تقوا اشعار به علت، چون تقوا حرکتى صعودى با وقایه گیرى است و ناشى از ایمان، نه همین ایمان «للذین آمنوا»، همان که از بندها مى رهاند و هر بند شهوتى را وسیله و پله اى مى سازد تا از هر گزیده اى به گزیده تر رسد تا پیشگاه ربوبى و مبدأ تجلیات رب با همۀ جمال و کمالش و سرچشمۀ حیات که از آن بهشت ها و بوستانها روید و ریشه هایش نخشکد: جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ ، همه آراسته و زینت است، نه آرایش، «تزیین»، زینت جاذبۀ جمال است که زنده مى دارد و ایمان و تقوا آن را کامل مى کند و ابعاد آن را وسیع مى گرداند تا به سرچشمۀ خالص آن رسد تزیین به بند مى کِشد و مى کُشد، آن از خداست و سرچشمۀ روحى و وجدانى دارد و این از شیطان است و فریبنده قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اَللّٰهِ اَلَّتِی أَخْرَجَ لِعِبٰادِهِ وَ اَلطَّیِّبٰاتِ مِنَ اَلرِّزْقِ ؟ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا خٰالِصَةً یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ اعراف 32 آن یک اصل است و جوهر و ابدیّت دارد، و این نما و عرض و فریب و گذرا که نباید بدان چشم دوخت و در بندش گرفتار شد: وَ لاٰ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلىٰ مٰا مَتَّعْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقىٰ طه 131 تَبْتَغُونَ عَرَضَ اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا النساء 97، یَأْخُذُونَ عَرَضَ هٰذَا اَلْأَدْنىٰ اعراف 169، وَ مٰا أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَمَتٰاعُ اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا وَ زِینَتُهٰا وَ مٰا عِنْدَ اَللّٰهِ خَیْرٌ وَ أَبْقىٰ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ قصص 60، چون عرض است و تأویل آن به جوهر، نباید چون کافران بدان چشم دوخت تا زینت و تزیین شود، و چون متاع است باید از آن بهره گرفت و گذشت، نه آنکه بارانداز گردد، تا کشش ایمان و محرّک تقوا و بسط شعور شخص را از زینت ناپایدار و خیر نسبى بگذراند و به سرچشمه و خیر مطلق رساند: بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اِتَّقَوْا که ابدى و جاودان است: خٰالِدِینَ فِیهٰا ، و همسران و هر چه با شعور و روح منبسط و متعالى جفت و هماهنگ شود و پاکیزه مى گردد وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ بالاتر و برتر از همه وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اَللّٰهِ است

همان خوشى و خوشنودى و جمال که از خدا بر آنان مى تابد و وامى تابد و همى باز تاب دارد: رَضِیَ اَللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ البینه 8، اِرْجِعِی إِلىٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً الفجر 28، که فضل و مغفرت و رحمتى در بردارد: فَضْلاً مِنَ اَللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً مائده 4، وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اَللّٰهِ وَ رِضْوٰانٌ الحدید 20، و بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوٰانٍ برائة 21

وزن و بى نشانى (لام تعریف) رضوان، اطلاق و گسترش وصف ناشدنى را مى رساند انسان گرفتار غرائز پست و تزیین شهوات از خود و استعدادهاى ناشکفته و پرمایه از کمال و جمال خود ناآگاه است و همان خداست که بدانچه داده و دارد و در پیش دارد بینا است: وَ اَللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر اثنی عشری
قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ «15»
چون حق تعالى تصغیر دنیا و ترهیب اهل آن نمود، در عقب آن تعظیم آخرت و ترغیب اهل آن را فرماید:
قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِکُمْ‌: بگو اى پیغمبر آیا خبر دهم شما را بهتر از آنها که گفته شد، لِلَّذِینَ اتَّقَوْا: براى آنانکه پرهیز کردند از شرک و معاصى و
«1» نهج البلاغه، خطبه 44 (طبع عده)
تفسیر اثنا عشرى، ج‌2، ص: 34
محرمات سبحانى.
«علامه مجلسى» فرماید: تقوى در لغت، به معنى نگهدارى و حفظ است؛ و در عرف، نگهدارى نفس است از آنچه ضرر رساند نفس را در آخرت و مقصور ساختن آن بر آنچه نفع رساند او را.
عِنْدَ رَبِّهِمْ‌: نزد پروردگار ایشان، جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ: بوستانهائى که جارى مى‌شود جلو قصرها یا زیر درختان آن نهرها به روى زمین، بدون شکاف و اختلاطى، به خلاف نهرهاى دنیا، خالِدِینَ فِیها:
در حالتى که جاوید و همیشگى باشند در آن بهشت‌ها، و زوال و انقطاع براى ایشان نخواهد بود، بلکه دائما نعمت بر آنها در تزاید است. وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ: و مر ایشان راست زنان حورى و انسى، پاکیزه از قاذورات و کثافات زنان دنیوى، یا پاک و پاکیزه از نقص خلق و خلق. وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ‌: و دیگر براى آنها است خشنودى خداى تعالى، که از بهشت و نعمتهاى آن به درجات بهتر و بالاتر، بلکه مافوق نخواهد داشت نعمت رضوان الهى. وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ: و خداى تعالى بیناست به بندگان و اعمال ایشان، پس ثواب مرحمت فرماید مطیع را، و عقاب نماید عاصى را، یا بیناست به احوال متقیان، و لذا مهیّا فرموده بهشتى را که نعم آن به وصف درنیاید.
تبصره: حق تعالى آگاه فرمود به آیه شریفه مراتب نعمتهاى خود را:
1- متاع دنیا که مرتبه دانى، و ثبات و بقائى ندارد، بلکه به مدت زمانى، فانى گردد.
2- مرتبه عالى که بهشت و نعمتهاى آن باشد که باقى و دائم و زوالى ندارد، بلکه أبد الآباد در تزاید باشد.
3- مرتبه اعلى و اشرف، و آن رضوان الهى است که فوق تمام نعم مى‌باشد؛ چنانچه در آیه دیگر فرماید: وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ «1»
«1» سوره توبه، آیه 72
تفسیر اثنا عشرى، ج‌2، ص: 35
«ابو سعید خدرى» از حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم روایت نموده که فرمود: خداى تعالى خطاب فرماید به اهل بهشت: اى اهل بهشت، جواب دهند: لبّیک ربّنا و سعدیک و الخیر فى یدیک. پس حق تعالى فرماید: آیا راضى شدید؟ گویند: بار خدایا از این نعمت بهشت که به ما کرامت فرمودى چه چیز بهتر باشد؟ خطاب شود: رضوان من بر وجهى که هرگز به خشم مبدّل نگردد. «1» بعضى گفته‌اند سه چیز در بهشت است که بهتر از آن نیست: 1- نعم بهشتى. 2- جوار محمد و آل محمد علیهم السلام. 3- رضوان الهى.
بعد از آن صفت متقیان را بیان فرماید:
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
بر اساس سرآیه تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن ج 3 ، ص 60
قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اِتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ پس ازآنکه ذات متعال در آیات بالا مؤمنین را خاطر نشان مى کند که مال و اولاد و باقى عناوین دنیوى هرگز کافرین را از عذاب خدا بى نیاز نمى گرداند چنانچه آل فرعون و آن کفارى که پیش از آنها بودند مثل قوم عاد و ثمود که در اثر کفر و تکذیب آیات الهى خداوند آنان را بسبب گناهانشان بعذاب سخت گرفت شاید آیه بعد براى تنبیه مؤمنین اشاره به این باشد که عذاب آل فرعون و دیگران منحصر بعذاب اخروى نبوده بلکه در همین عالم نیز آنان مبتلا بغرق و عذاب گوناگون گردیدند همین طور کفار زمان رسول صلّى اللّه علیه و آله در همین عالم اثر کفرشان را فهمیدند و عذاب دنیا در هرجا که مصلحت در وقوعش ایجاب نماید نمونه ایست از عذاب آخرت و کفار آتش گیره جهنمند

و یک نمونه کوچک آن قضیه جنگ بدر است که در این آیات یادآورى نموده که کفار با مجهز بودن مهمات جنگى و کثرت مردان جنگجو و قلّت مسلمین و کمى وسائل از زاد و توشه و باقى امورى که در جنگ لازم است که بدون آنها عادتا ظفر یافتن بر دشمن غیر میسّر است بااین حال خداوند در مظفر گردانیدن رسولش به آنان نشان مى دهد که بدانند در جائى که اراده حق تعالى بر امرى تعلق نگرفته مال و اولاد و باقى عناوین دنیوى کسى را از حق بى نیاز نمى گرداند و مال و اولاد و باقى عناوین دنیوى را که براى بشر زینت داده شد براى رفع احتیاج زندگانى دنیوى است و انسان خردمند نباید دل به آن ببندد و تمام همش را مصروف بر آن گرداند نیکى و سعادت و کمال و پیروزى که حسن عاقبت منوط به آن است نزد خدا است که نتیجه حیات سعادتمندان و مؤمن باتقوا است قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ الخ ظاهرا این آیه براى بیان جمله (وَ اَللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ اَلْمَآبِ ) ذکر شده که بانسان خاطر نشان کند که حق تعالى مال و اولاد و باقى عناوین دنیوى را در نظر او زینت داده که در حیات دنیا و رفع احتیاجات آسوده خاطر شوند و پس از آن در اصلاح نفس و روح و روان جدیت کنند و بحیات حقیقى سرمدى فائز گردند زیراکه حیات دنیا مقدمه حیات آخرت است تا آدمى از دغدغه طبیعت آرام نگردد اصلاح روح و روان و صفاى قلب بر وى میسر نمى گردد این است که در آخر آیه فرموده «ذٰلِکَ مَتٰاعُ اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا» و در این آیه به رسولش خطاب نموده که به اینها بگو آیا مى خواهید شما را خبردار کنم بزینتى که بهتر از این زینت دنیا است که براى مؤمن باتقوا نزد پروردگارش مهیا گردیده

و در بیان زینتى که بهتر از زینت دنیا باشد بهشتهائى را معرفى نموده که از زیر درختها یا غرفه هاى آنها چشمه هاى آب على الدوام چنانچه در آیات دیگر اشاره کرده جریان دارد و آن مؤمنین باتقوا خواهند بود و نیز یادآورى کرده که در آن بهشت ها زنهاى پاکیزه وجود دارند ذکر ازواج مطهره بااینکه در بهشت که از رحمت الهى بروز و ظهور نموده همه طور نعمتى مهیا است، شاید براى اهمیت متاع دنیا باشد زیراکه نظر به غریزه جنسى انسان راجع بازدواج و جفت نیکو لذت بخش خیلى اهمیت مى دهد

وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ چون آیه در وصف مؤمنین باتقوا است و معلوم است که منتهاى آرزوى مؤمن متقى رضایت و خشنودى حق تعالى است که نیکى حسن عاقبت منوط بهمان است که خدا از بنده راضى باشد و خداوند تعالى در سوره بینه آیه 8 فرموده «رَضِیَ اَللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ » خداوند از آنها راضى و آنها نیز از خدا راضى مى باشند معلوم است رضایت حق تعالى از بنده وقتى است که بنده کاملا باایمان و تقوى و مطیع امر خدا و رسولان او باشد و رضایت بنده از خدا وقتى است که وى را پاداش نیکو دهد و دل و سریره او را پر از معرفت و محبت خودش یعنى خالقش گرداند که منتهاى طلب و آرزوى مؤمن باتقوا همین است زیراکه بالاترین کرامتى که حق تعالى نسبت ببندگان خاص خود دارد این است که بالقاء محبت و معرفت به خودش(یعنى پروردگار)او را گرامى دارد و از مقربین درگاهش بشمار آورد زیراکه بدون شناسائى بعضى از اوصاف الهى و عظمت سرمدى قلب مؤمن آرام نمى گیرد و انس براى او میسّر نمى شود و چنانچه جمله «رَضِیَ اَللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ » مشعر بر آن است،علامت رضایت حق تعالى از بنده وقتى هویدا مى گردد که بنده هم از خدا بدل و زبان راضى باشد و اظهار رضایت نماید و لو اینکه بانواع و اقسام بلاها و مصیبات دنیوى مبتلا گردد و این از بالاترین فضائلى است که براى انسان کامل ممکن است میسر گردد «وَ اَللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ» خداوند بحال بندگانش و بتمام حالات او از رضاء داشتن بر آنچه بر او تقدیر شده یا سخت آوردن بر آنچه خلاف میل او است بینا و آگاه است،و شاید اشاره به این باشد که خدا بینا و آگاهست بر آنچه بندگان صالح او از نعمتهاى دنیوى و خیر او است به او عطا نماید یا از او بازدارد ،و نیز مى توان این معنى را از آیه «یٰا أَیَّتُهَا اَلنَّفْسُ اَلْمُطْمَئِنَّةُ اِرْجِعِی إِلىٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً » سوره حجر آیه 28 استفاده نمود

در این آیه خداى متعال بندگانى را که صاحب نفس مطمئنه اند گرامى داشته و آنها را بجوار رحمت خود مى طلبد و به وى خطاب شفقت آمیز مى نماید که اى کسى که صاحب نفس مطمئنه گردیده اى و سالهاى سال در آرزوى قرب او گذرانیده اى برگرد بسوى پروردگارت درحالى که تو از او راضى و او هم از تو راضى است و کسى که بگوش دل چنین سخنى را یا در حال مرگ یا نزد احضار در قیامت یا ایام حیاتش بنا بر اختلاف آراء از مولاى خود بشنود چه حالى خواهد داشت آیا نزد او این چنین کرامت بالاتر از درجات بهشتى و نعمتهاى غیر متناهى دنیا و آخرت نیست آرى وقتى مى توانیم به خشنودى خدا و رضایت او پى ببریم که خود را امتحان کنیم که آیا اولا بنده مطیع هستیم یا نه و ثانیا آیا در تمام حالات از نعمت و بلا و سختى و رفاه حال ما یکسان است یا در حال نعمت چنانچه بیشتر مؤمنین چنینند راضى و خوشنود و شاکرند و در حال بلا و سختى و مصیبات نمى توانند رضایت خود را نگاه دارند،اگر خیلى کوشش کنند بزبان نمى آورند لکن در دل ناراحت مى باشند واقعا این آزمایش بزرگى است که البته شخص صالح و شاکر و راضى از غیرش آزمایش مى گردد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.