از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(یستبشرون بنعمه من الله و فضل و ان الله لا یضیع اجرالمؤمنین ):(و آنها را به نعمت و فضل خدا بشارت می دهند و به اینکه خداونداجر مؤمنان را ضایع نمی گرداند)،استبشار در اینجا اعم از بشارت برای مؤمنان وخودشان است و نکره آوردن نعمت و فضل برای آنست که ذهن شنونده در باره فضل ونعمت تا حد نهایت آن سیر کند و افاده عموم را می نماید و اجر تنها درمورد استحقاق می باشد ومؤمنین مستحق فضل هم هستند، پس خدا اجر آنها رااز بین نمی برد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي
(آیه 171)- این آیه در حقیقت تأکید و توضیح بیشترى در باره بشارتهایى است که شهیدان بعد از کشته شدن دریافت مى‏کنند «آنها از دو جهت خوشحال و مسرور مى‏شوند: نخست از این جهت که نعمتهاى خداوند را دریافت مى‏دارند، نه تنها نعمتهاى او بلکه فضل او (که همان افزایش و تکرار نعمت است) نیز شامل حال آنها مى‏شود» (یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ).

دیگر این که «آنها مى‏بینند که خدا پاداش مؤمنان را ضایع نمى‏کند» نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدان راستینى که شربت شهادت ننوشیدند (وَ أَنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تفسیر را که برگزیده تفسیر نمونه است وارد نمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
(آیه 171)- این آیه در حقیقت تأکید و توضیح بیشترى در باره بشارتهایى است که شهیدان بعد از کشته شدن دریافت مى‏کنند «آنها از دو جهت خوشحال و مسرور مى‏شوند: نخست از این جهت که نعمتهاى خداوند را دریافت مى‏دارند، نه تنها نعمتهاى او بلکه فضل او (که همان افزایش و تکرار نعمت است) نیز شامل حال آنها مى‏شود» (یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ).

دیگر این که «آنها مى‏بینند که خدا پاداش مؤمنان را ضایع نمى‏کند» نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدان راستینى که شربت شهادت ننوشیدند (وَ أَنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تفسیر را که برگزیده تفسیر نمونه است وارد نمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
این آیه در حقیقت تأکید و توضیح بیشترى در باره بشارتهایى است که شهیدان بعد از کشته شدن دریافت مى‏کنند «آنها از دو جهت خوشحال و مسرور مى‏شوند: نخست از این جهت که نعمتهاى خداوند را دریافت مى‏دارند، نه تنها نعمتهاى او بلکه فضل او (که همان افزایش و تکرار نعمت است) نیز شامل حال آنها مى‏شود» (یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ).

دیگر این که «آنها مى‏بینند که خدا پاداش مؤمنان را ضایع نمى‏کند» نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدان راستینى که شربت شهادت ننوشیدند (وَ أَنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه

آیه در حقیقت تاکید و توضیح بیشترى درباره بشارتهائى است که شهیدان بعد از کشته شدن دریافت مى کنند آنها از دو جهت خوشحال و مسرور مى شوند: نخست از این جهت که نعمتهاى خداوند را دریافت میدارند، نه تنها نعمتهاى او بلکه فضل او که همان افزایش و تکرار نعمت است نیز شامل حال آنها مى شود.(یستبشرون بنعمة من الله و فضل )
دیگر این که آنها مى بینند که خدا پاداش مؤ منان را ضایع نمیکند، نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدان راستینى که شربت شهادت ننوشیدند (و ان الله لا یضیع اجر المؤ منین )
در حقیقت آنچه را قبلا شنیده بودند در آنجا آشکار مى بینند.
شاهدى بر بقاى روح
از جمله آیات قرآن که با صراحت ، دلالت بر بقاى روح دارد آیات فوق است که درباره حیات شهیدان بعد از مرگ مى باشد، و اینکه بعضى احتمال داده اند که مراد از حیات ، معنى مجازى آن است و منظور باقى ماندن آثار زحمات و نام و نشان
آنها است ، بسیار از معنى آیه دور است و با هیچ یک از جمله هاى آیات فوق ، اعم از روزى گرفتن شهیدان و سرور آنها از جهات مختلف ، سازگار نمى باشد بعلاوه آیات فوق ، دلیل روشنى بر مساءله برزخ و نعمتهاى برزخى است که شرح آن در ذیل آیه شریفه و من ورائهم برزخ الى یوم یبعثون (سوره مؤ منون آیه 23) بخواست خدا خواهد آمد.
پاداش شهیدان
درباره اهمیت مقام شهیدان ، سخن بسیار گفته شده و هر قوم و ملتى براى شهداى خود احترام خاصى قائل است ولى بدون اغراق ، آن احترامى که اسلام براى شهداى راه خدا قائل شده است بى نظیر است ، روایت زیر نمونه روشنى از احترامى است که اسلام براى شهداء قائل شده و در پرتو همین تعلیمات بود که یک جمعیت محدود عقب افتاده آنچنان قدرت و نیرو گرفتند که بزرگترین امپراطوریهاى جهان را بزانو در آوردند.
امام على بن موسى الرضا (علیهماالسلام ) از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) چنین نقل مى کند که هنگامى که حضرت ، مشغول خطبه بود و مردم را تشویق به جهاد مى کرد، جوانى برخاست و عرض کرد: اى امیر مؤ منان ! فضیلت جنگجویان در راه خدا را براى من تشریح کن امام در پاسخ فرمود: من بر مرکب پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و پشت سر آنحضرت سوار بودم و از غزوه ذات السلاسل برمى گشتیم همین سؤ الى را که تو از من نمودى من از پیامبر صلى اللّه علیه و آله کردم .
پیامبر صلى اللّه علیه و آله فرمود: هنگامى که جنگجویان ، تصمیم بر شرکت در میدان جهاد مى گیرند خداوند آزادى از آتش دوزخ را براى آنها مقرر میدارد.
و هنگامى که سلاح بر میدارند و آماده میدان مى شوند فرشتگان بوجود آنها افتخار مى کنند.
و هنگامى که همسر و فرزند و بستگان آنها با آنها خداحافظى مى کنند، از
گناهان خود خارج مى شوند... از این موقع آنها هیچ کارى نمیکنند مگر اینکه پاداش آن ، مضاعف مى گردد و در برابر هر روز پاداش عبادت هزار عابد براى آنها نوشته مى شود...
و هنگامى که با دشمنان روبرو مى شوند، مردم جهان ، نمیتوانند میزان ثواب آنها را درک کنند.
و هنگامى که گام به میدان براى نبرد بگذارند و نیزه ها و تیرها رد و بدل شود، و جنگ تن بتن شروع گردد، فرشتگان با پر و بال خود اطراف آنها را مى گیرند و از خدا تقاضا مى کنند که در میدان ، ثابت قدم باشند، در این هنگام منادى صدا میزند الجنة تحت ظلال السیوف : بهشت در سایه شمشیرها است ، در این هنگام ضربات دشمن بر پیکر شهید، ساده تر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است .
و هنگامى که شهید از مرکب فرو مى غلطد، هنوز به زمین نرسیده ، حوریان بهشتى به استقبال او مى شتابند و نعمتهاى بزرگ معنوى و مادى که خدا براى او فراهم ساخته است ، براى او شرح مى دهند.
و هنگامى که شهید بروى زمین قرار مى گیرد، زمین مى گوید: آفرین بر روح پاکیزه اى که از بدن پاکیزه پرواز مى کند، بشارت باد بر تو، ان لک ما لا عین راءت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر: نعمتهائى در انتظار تو است که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و بر قلب هیچ انسانى خطور نکرده است و خداوند مى فرماید: من سرپرست بازماندگان اویم ، هر کس آنها را خشنود کند مرا خشنود کرده است و هر کس آنها را بخشم آورد مرا بخشم آورده است .. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اطیب البیان
و نیز بشارت میدهند بنعمت الهى و فضل خداوند و اینکه خدا اجر مؤمنین را از بین نمیبرد

این آیه مشتمل بر سه جمله است که سابقین یَسْتَبْشِرُونَ لاحقین را

1 بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ بنعمة مفرد است و منوّن بتنوین است و این دلالت دارد بر یک نعمت بسیار بزرگى که بالاترین نعمتها است و البته سایر نعم را هم در بر دارد 2 و فضل که اینهم دلالت میکند که فضل بزرگى از جانب حق بآنها میرسد که سائر تفضلات را هم شامل باشد

3 وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُؤْمِنِینَ اطلاق اجر بنوعى از عنایت است زیرا احدى حقّى بر خدا ندارد و طلب از او ندارد و لو عبادت اهل دنیا را کرده باشد وظیفه عبودیت خود را انجام داده و شکر نعماء او نموده، و تمام عبادات کافى نیست بر اداء شکر کوچکترین نعماء او چه رسد به نعمتهایى که وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اَللّٰهِ لاٰ تُحْصُوهٰا ابراهیم آیه 34، بلکه اطلاق اجر از جهة وعده هاى الهى است که البته خلف ندارد و این هم دلیل است که مراد جمیع مؤمنین است

(تنبیه) احادیث در فضیلة جهاد و شهادت بسیار است، و در جواهر اول کتاب جهاد نقل فرموده، و در بحار در ابواب متفرقه مفصلا بیان فرموده، و در وسائل نیز اخبار را ذکر کرده هر که طالب است مراجعه کند، و مختصرا اشاره اى میشود (الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه اللّٰه لخاصة اولیائه و هو لباس التقوى و درع الحصینة و جنته الوثیقة فمن ترکه رغبة عنه البسه اللّٰه لباس الذل الخبر) و از پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله و سلم است فرمود (الخیر کله فى السیف و تحت ظل السیف فلا یقیم الناس الاّ السیف و السیوف مقالید الجنة و النار) و حدیث مفصلى از امیر المؤمنین علیه السّلام از پیغمبر اکرم صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم روایت میکنند که بعض فقراتش اینست ان الغزات اذا همّوا بالغزو کتب اللّٰه لهم برائة من النار و اذا زال الشهید عن فرسه قطعة او ضربة لم یصل الى الارض حتى یبعث اللّٰه عج زوجته من الحور العین فتبشره بما اعد اللّٰه له من الکرامة فانّ لک ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر و تخرج من قبره شاهرا سیفه تشخب اوداجه دما لو کان الانبیاء على طریقتهم لترحّلوا لهم لما یرون من بهائهم الخبر الى غیر ذلک من الاخبار

و در سفینه بعد از ذکر جماعتى از مجاهدین در عصر نبى صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم مثل على علیه السّلام و حمزه و جعفر و عبیدة بن حارث و ابو دجانه و براء بن عازب و سعد بن معاذ و محمد بن مسلمة و غیر اینها میفرماید (و لقد اجتمعت الامة على انّ هؤلاء لا یقاسون بعلىّ علیه السّلام فى شوکته و کثرة جهاده فاما ابو بکر و عمر فقد تصفّحنا کتب المغازى فما وجدنا لهما فیه اثر البتة) و احکام جهاد و شرائط آن و آداب آن مربوط بکتب فقهیه است و افضل جهاد جهاد با نفس است که جهاد اکبر گفتند، و در حدیث قدسى است در اوصاف اهل خیر میفرماید (یموت الناس مرّة و یموت احدهم فى کل یوم سبعین مرّة من مجاهدة انفسهم و مخالفة هواهم و الشیطان الذى یجرى فى عروقهم) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » پرتوی از قرآن
فَرِحِینَ بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُؤْمِنِینَ

فَرِحِینَ بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ چه فرح حالت انبساطى است که در پى روزى معنوى حاصل مى شود و روزى مادى قبض و سستى مى آورد اجمال بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ ، همین امدادها و روزیهایى را مى رساند که برتر از وهم و تصویر ما مى باشد، باء سبب یا ملابست و فضله اختصاص و بیش از استحقاق عمل را: آنان در حال خورسندى و انبساط به سر مى برند به سبب آنچه خداوند از فضل و بیش از حق کارشان و پاداش کوشش و رنج در راه خدا به آنان داده است، و همى خواهند که بشارت دهند به کسانى که راه آنان را در پیش دارند و به آن نرسیده اند، و مى کوشند که راه اتصالى به آیندگان و ماندگان در دنیا باشند و بشارتهاى خود را بدانان بنمایانند: وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ یستبشرون، کوشش و طلب را مى رساند و از بشارت و بشره نمودار شدن خوشى در چهره و باء وصلى باید به همین معنا باشد نه به معناى «یبشرون»: به دیگران بشارت مى دهند، که خلاف ظاهر است و نه به معناى «یسرون» که باء سببى باشد: نسبت بدانان که در دنبالشان هستند خورسندند آنان خوشى و وضع خود را که از پرتو درخشان در چهره نمود دارد همى خواهند که به کسانى که بدانان نرسیده اند و ملحق نشده اند و در پى آنها مى روند برسانند چنان که روایات و کشفیاتى که از اینان در خواب و بیدارى مى شود همین را مى رساند

اختصاص استبشار به کسانى که بدانان ملحق نشده اند و در پى آنها هستند از جهت رابطه و هم افقى روحى و همهدفى است

أَلاّٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ ، تفسیرى از استبشارشان مى باشد: آنان همى خواهند که بشارت دهند و خوشى خود را بنمایانند به آن کسان اینکه هیچ ترسى بر آنان نیست و زندگى اندوهگین ندارند

یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ نعمة و فضل که به صورت ناشناخته (نکره) آمده، همین عظمت و ناشناختگى و برترى از تعریف و ستودن آن نعمت و فضل را مى رساند

استبشار سوم، شهود این حقیقت است که خداوند پاداش کار مردمى را که داراى وصف ایمان شده اند تباه نمى کند آن شهید است که به مقام این شهود مى رسد

این آیات دریچه هاى بقاء را به روى همه مى گشاید، و تصویر و دورنمایى روشن از حیات شهداى راه خدا را مى نمایاند چه آنان که وجودشان را نور و جاذبۀ خدایى فراگرفته و ناگهان از همۀ تعلقات و آرزوهاى دنیایى و جسمانى برکنده شده اند، چنین مقامى را شایسته اند با این اوصاف و تفصیل در سورۀ بقره: وَ لاٰ تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتٌ بَلْ أَحْیٰاءٌ وَ لٰکِنْ لاٰ تَشْعُرُونَ 154، تنها از گفتن اموات، براى آنان نهى کرده و بطور سربسته از حیات آنان خبر داده در پایان، وَ لٰکِنْ لاٰ تَشْعُرُونَ گفته است که چنین دریافتى از مسألۀ بقاء و حیات همۀ مخاطبین ندارند و با دریافت لطیف و باریک بینى «شعور گویا از شعر: مو» آنهم تا حدى مى توان دریافت نه دریافتهاى عادى و دریافت هاى محدود و علمى بشر فطرى با شعور محدودش همیشه و سربسته به بقایى بعد از (1) دریافت محدود علمى ملازم با شعور و استشعار لطیف از انسان و جهان نیست

آنچه شعور از زیبایى پدیده هاى طبیعت و رنگ آمیزى و دگرگونیها و روابط آن و حالات مرگ ایمان داشته است دانشمندان بزرگ و با شعور از طریق اشراق و براهین روشنگر به سوى حیات پس از مرگ رهنمون شده اند و پیمبران گذشته از طریق وحى و شهود آن را نمایانده اند، قرآن دریچه هایى از حیات ابدى و چگونگى آن و مسیر نهایى انسان گشوده است اندیشمندان بشر با دید وسعتیاب و شعور نافذ، از هر سو و هر جهت که پیش رفته اند به زندگى برتر و بقاى انسان رسیده اند و کوشیده اند تا دریافتهاى خود را با تعبیرات عرفانى و استدلالهاى علمى به دیگران منتقل کنند نمونه و فشرده اى از دریافتهاى گزیدگان بشرى این است «که در کتابهاى علمى و فلسفى به تفصیل بررسى شده است»: 1 بررسى و نظم و هماهنگى و پیوستگى اجزاء و کل طبیعت نمایانگر هدفى است که نباید خود آن و یا بدتر از آن باشد 2 پدیدۀ عاقل و مختار (انسان) با این قوا و تجهیزات و بیش از نیازهاى حیوانى، در راه و سفرى دورتر و باید مقصدى بالاتر از این زندگى محدود در پیش داشته باشد 3 تداوم و تضاد موت و حیات که از هر یک دیگرى بر مى آید، تا انسان، که نباید به موت طبیعى بدن پایان یابد و حیاتى از آن بر نیاید 4 بدن و قواى طبیعى در این جهان رحم پرورش استعدادها و فعلیت قوا به وسیلۀ رشته ها و جهات دریابنده و کنشها و واکنشهاى اندیشه و اعمال است تا پایان زندگى طبیعى و تکوین شخصیت که با ضغطۀ مرگ باید ولادت یابد و چهرۀ واقعى و درونى رخ نماید 5 آن شخصیت (من) که مصون از تغییر و کاستى است، نباید بدن باشد که پیوسته در تغییر و کاستن است 6 آنکه لحظه اى از خود غافل نیست و همیشه حضور دارد، نباید بدن و قواى جسمى باشد که همیشه حضور ندارد 7 آنکه به سوى تعالى و ایمان و هدفیابى و لذات برتر مى کشاند، آن نیست که به پستى و در جهت لذات متضاد با کمالات روحى سوق مى دهد 8 آنکه بر اعضا و قواى بدن فرمانده است، آن نیست که فرمان مى برد

9 آنکه خواست و ادراکاتش نامحدود و کلى است، بدن و اجزاء و قواى محدود جسمانى نیست 10 آن قدرت فعال و ما فوقى که همۀ دریافتهاى بیرونى و درونى را تجزیه و ترکیب و تجرید و تعمیم و ضبط مى کند، برتر از قوا و حواس پراکندۀ جسمانى است 11 آن مبدأ محیط انسانى که سرانگشت اراده اش، سراسر قواى ادراکى از عقلى و تخیلى و حفظ و حس را، هر گاه که بخواهد به کار مى برد، باید برتر از همۀ آنها باشد 12 آن «من» که همۀ قوا و اعضاى متغیر را به خود نسبت مى دهد، جامع و ثابت و برتر از موارد انتساب و اضافات مى باشد 13 آنچه با قدرت بى مانندش، ادراکات غایب را احضار مى کند، از جسم و قواى جسمى که در هر ادراک و امر حادثى نیاز به علت حدوثى دارد، بینیاز است 14 آنکه ظرف ادراکاتش بى نهایت است، همانند جسم و قواى محدود آن نیست و دیگر کشفهاى شهودى و علمى از شخصیت انسان که چون از جسم و ترکیبات جسمى برتر و جدا است، مرگ که از میان رفتن ترکیب است به آن راه ندارد و مرگ در راه خدا و هدفهاى برتر حیاتى با شکوهتر در پى دارد: وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتاً همردیف آنان مردان با ایمان و فرمانبر خدا و رسول در سختیها و خطرهاى جانفرسایند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عاملی
«یَسْتَبْشِرُونَ الخ» 171 ابو الفتوح: کلمه ى «نعمة» نکره و نامعیّن است تا معلوم شود که نعمت آن عالم براى شهیدان نامحدود است و چون مقیّد شده است که از جانب خدا است ارزش آن بیشتر معلوم مى شود

«وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ » 171 همزه ى (انّ ) دو جور قرائت شده است با فتح و کسر، و عبد اللّه مسعود بى واو قرائت کرده است

ابو الفتوح: ابو هریره از پیغمبر (ص) روایت کرده است: زخم شمشیر بر بدن آنکه جهاد کند و شهید شود مانند قرصه (نشکون) درد و ناراحتى دارد

و نیز روایت شده است که گاز دهان مورچه سخت تر است از زخم نیزه و شمشیر بر بدن شخص شهید به راه خدا [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُؤْمِنِینَ این آیه مؤکّد همان آیات بالا است و بیان سرور و ابتهاج شهداء است بنعمتها و تفضلاتى که پروردگارشان به آنها کرامت نموده و آخر آیه یعنى «وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُؤْمِنِینَ » مشعر بر این است که این تفضلات که درباره شهداء گفته شامل مؤمنین نیز مى گردد زیراکه فضل و رحمت الهى نسبت ببندگان صالح عام است،آرى البته شهداء که جان خود را در راه اطاعت امر خدا و یارى اسلام فدا داده اند البته براى آنها مزایا و کرامات زائد مهیّا و استحقاق دارند چنانچه آیه بعد مؤمنین را اختصاص مى دهد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُؤْمِنِینَ ممکن است بپرسند: چرا واژۀ «یَسْتَبْشِرُونَ » و واژۀ «فَضْلٍ » تکرار شده است ؟

پاسخ: شهیدان سه گونه خوشحالى دارند: نخستین خوشحالى به سبب نعمتى است که خود بدان دست یافته اند و این سخن خدا بدان اشاره دارد: «فَرِحِینَ بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ » دومین خوشحالى براى برادرانى است که آنها را مى شناسند و آنان هنوز به شهیدان نپیوسته اند و به این موضوع، سخن خداوند اشاره دارد: «یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ » سومین خوشحالى براى همۀ مؤمنان است؛ خواه آنها را بشناسند و یا نشناسند، شهید باشند و یا نباشند به این مطلب، خداوند در ضمن سخن خود اشاره کرده است: «یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ فَضْلٍ » دلیل بر اینکه سومین خوشحالى شهیدان براى همۀ مؤمنان است، این سخن خداوند مى باشد: «وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُؤْمِنِینَ »

دومین سؤال این است: خداوند واژۀ «فَضْلٍ » را به واژۀ «نعمة» عطف کرده است و عطف اقتضا مى کند که میان معطوف و معطوف علیه تفاوت وجود داشته باشد؛ این تفاوت چیست ؟

فخر رازى پاسخ داده است که «نعمت»، پاداشى است که شخص در برابر عمل خود استحقاق آن را دارد؛ امّا «فَضْلٍ »، تفضّلى است که خدا آن را از باب کرامت مى بخشد و نه به سبب استحقاق

پاسخ فخر رازى، نشان آن است که گرایش او در جواب، مبتنى بر پذیرش تفاوت میان این دو واژه است، درحالى که ما فرقى میان سخن گوینده اى که مى گوید: «انعم علىّ » و سخن گوینده اى که مى گوید: «تفضّل علىّ » نمى بینیم درست آن است که بگوییم: برخى از مترادفات به برخى دیگر عطف مى شود و براى صحت این عطف، تنها اختلاف لفظى کافى است و از این عطف به نام «عطف تفسیر» یاد مى شود
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
یکى از نعم بزرگ الهى نعمت امنیت است و آن مخصوص اهل بهشت است زیراکه در دنیا نعمت امنیت کاملا براى احدى نیست و لااقل از خوف سوء عاقبت که منافى با ایمنى حقیقى است و تا کسى باین مقام نرسد لذت آن را نمى یابد و بعد از رسیدن مى بیند که این فوق همه لذات است لذا بعد از آنکه خداوند فرمود اهل بهشت و مقیمان بساط قرب خوفى ندارند فرمود مستبشرند بنعمت عظیم خداوند که امنیت تام است تا تصور نشود که فقط حظّ آنها امر عدمى است که عدم خوف و حزن باشد و اختصاص این نعمت بذکر براى اهمیت و اختصاص آن باهل بهشت است به علاوه لفظ نعمت عام است و شامل همه نعم مى شود نهایت آنکه بمقدار ثواب و جزاى عمل است ولى فضل زائد از مقدار استحقاق است و مانند ذات احدیت غیر متناهى است و آنهم نصیب مجاهدین است چنانچه فرموده است از براى آنان که کار خوب کردند جزاى خوب است با زیاده و تنوین در هر دو جا براى تعظیم است یعنى نعمت عظیمه و فضل عظیم شامل حال مجاهدین خواهد شد و بعین الیقین بلکه حق الیقین مى یابند که خداوند اجر آنها و اخوان آنها را از اهل ایمان که ملحق به آنها نشده اند ضایع نمى فرماید و از این معانى مبتهج بحال خودشان و آنها مى باشند و انّ بکسر همزه نیز قرائت شده است و بنابراین جمله مستانفه است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن
یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ ،شادمانه مى باشند به نعمت و فضل خدا،و فایدۀ آن که منکّر گفت و نگفت:«بنعمة اللّه و فضله»آن است که آن نعمت و فضل به آن جاى است که وصف نشاید کردن آن را که به آن معرّف شود،و«لام»تعریف در او نمى شاید آوردن تا از جنس آن شود که مخاطب شناسد،بل چون به حدّى است که مثل آن معتاد و معهود نیست،چون مبهمى نکره است[277 ر]براى آن نکره گفت،آنگه گفت«من اللّه»تا کرامت پیدا شود و بدانند که آن نعمت خداى صادر است،و«من»شاید تا تبیین بود،و شاید تا ابتدا غایت بود و«انّ اللّه»المعنى و بأنّ اللّه محلّ او جرّ است لعطفه على مجرور،و کسائی خواند:«و انّ اللّه»،و نیز مفضّل و محمّد بن عیسى و فرّاء در شاذّ على الاستیناف،بیان این قرائت،قرائت عبد اللّه مسعود است:و اللّه لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُؤْمِنِینَ ،و بر قرائت اوّل یک کلام باشد،و بر قرائت دوم دو کلام باشد،و آن که خداى عزّ و جلّ رنج مؤمنان ضایع نکند

کلبی گفت به اسنادش که:مرد مجاهد چون پیش دشمن رود در صف کارزار جهاد،درى از درهاى آسمان برگشایند و دو شخص از حور العین بیایند و نظارۀ او مى کنند چون او روى به دشمن آرد و کارزار مى کند ،ایشان گویند:اللّهمّ وفّقه و سدّده،بار خدایا!توفیق و تسدیدش ده،و چون پشت بر دشمن کند و برود،ایشان گویند:اللّهمّ اعف عنه،بار خدایا!عفو بکن او را چون او را بکشند،خداى تعالى به او با فرشتگان مباهات کند،گوید:بندۀ من نگرید که چگونه تن و جان در سبیل من بذل کرد براى طلب رضاى من! فرشتگان گویند:بار خدایا!ما نرویم به نصرت او؟حق تعالى گوید:دست بدارید از بندۀ من که دیر است که او رنجور است براى من،و لقاى من دوست مى دارد،و من لقاى او آنگه آن حوریان فرود آیند و به بالین او آیند،و حق تعالى فرشتگان را فرماید تا از آفاق زمین بیایند به تحیّت و بشارت او،به کراماتى که خداى نهاده باشد او را چون بشارت داده باشند او را،حق تعالى گوید:بر گردى و او را با زنان خود رها کنید تا با ایشان بیاسایند ایشان او را گویند:مدّتهاست تا ما را به تو یا سه و آرزومندى است او گوید:و مرا نیز همچنین،آنگه خداى تعالى ایشان را به محلّ خود رساند

ابو القاسم عبد اللّه بن أحمد بن عامر روایت کند از علىّ بن موسى الرّضا از پدرش موسى بن جعفر الکاظم،از پدرش جعفر بن محمّد الصّادق،از پدرش محمّد بن علىّ الباقر،از پدرش زین العابدین علىّ بن الحسین،از پدرش حسین بن على الشّهید، از پدرش امیرالمؤمنین على که:یک روز بر منبر خطبه مى کرد و قوم را تحریض مى کرد بر جهاد مردى بر پاى خاست و گفت:یا امیرالمؤمنین !مجاهد را که به جهاد رود،او را چه مژد باشد ؟امیرالمؤمنین گفت:من یک روز ردیف رسول 9 «5» بودم علیه السّلام بر ناقۀ عضباء،این که تو از من پرسیدى از او بپرسیدم،او مرا گفت: بدان که مرد غازى چون همّت و عزم غزا کند،خداى تعالى براى او براتى از دوزخ بنویسد چون به برگ و ساز کردن گیرد،خداى تعالى به او[با] فرشتگان مباهات کند چون اهل و عشیرت را وداع کند،در و دیوار بر او بگرید و از گناه به درآید چنان که مار از پوست به درآید ،و خداى تعالى بر هر مردى از غازیان چهل هزار فرشته را موکّل کند تا او را نگاه مى دارند از پس وپیش و چپ و راست،و هیچ حسنه نکند الّا مضاعف کنند ،و هرروزى او را عبادت هزار مرد بنویسند که هر مردى هزار سال عبادت کرده باشد،هر سالى سیصد و شصت روز،هرروزى چندان که همۀ عمر دنیا،چون برابر دشمن رسید ،علم اهل دنیا از حصر و حدّ ثواب ایشان بازماند چون به کارزارگاه درآیند و نیزه ها بر یکدیگر راست کنند و کمانها به زه آرند و تیر بپیوندند و به یکدیگر درآویزند،فرشتگان بر گرد ایشان درآیند و دعا کنند ایشان را به نصرت و ثبات قدم،و منادى ندا کند : الجنة تحت ظلال السیوف ، بهشت در زیر سایۀ شمشیرهاست

چون چنین باشد هر طعنه و ضربه که بر مرد مسلمان آید،او را خوارتر آید ازآن که شربۀ آب سرد در گرمگاهى چون از پشت اسپ بر زمین آید،هنوز بر زمین افتاده نباشد که جفت او را حور العین به بالین او رسد و او را بشارت دهد به آنچه خداى بجارده باشد او را از کرامت چون بر زمین افتد :زمین گوید او را که: مرحبا بالرّوح الطّیّبة اخرجت من البدن الطّیّبة ،مرحبا به جانى پاکیزه که از تنى پاکیزه مى برود،بشارت باد تو را که براى تو نهاده است آنچه هیچ چشم چنان دیده نیست،و هیچ گوش چنان شنیده نیست،و بر خاطر هیچ بشر چنان گذشته نیست،و خداى تعالى گوید:من خلیفۀ اویم بر اهلش،هرکه رضاى ایشان جوید رضاى من جسته باشد،و هرکه ایشان را به خشم آرد مرا به خشم آورده باشد،و حق تعالى روح او در حوصلۀ مرغانى کند سبز که در بهشت مى برند هرکجا خواهند ،و از هر طعام که خواهند مى خورند،و با قندیلهاى زرّین شوند از عرش آویخته،و هر مردى را از ایشان هفتاد غرفه در بهشت بدهند از غرفه تا غرفه چندان باشد که از صنعا تا به شام،[و به روایتى دیگر:از منا تا به شام] ،نور آن غرفه چندان مى تابد که از شرق تا غرب پر کند بر هر غرفه هفتاد در باشد،هر درى را هفتاد مصراع باشد از زر،بر هر درى پرده اى آویخته باشد،در هر غرفه اى هفتاد خیمه باشد،در هر خیمه هفتاد سریر باشد از زر[277 پ]،قوائم آن از زبرجد و درّ مرصّع به قضبان زمرّد،بر هر سریرى چهل بستر کرده باشد،کثافت هر بسترى چهل گز،بر هر بسترى جفتى از حور العین که صفت ایشان آن باشد که خداى تعالى گفت: عُرُباً أَتْرٰاباً

مرد گفت:یا امیرالمؤمنین ؟«عرب»و«أتراب»چه باشد؟گفت: الغنجات الرّضیّات الشّهیّات ،نازنینان پسندیده آرزو،و هریکى را از ایشان هفتاد[هزار] کنیزک و هفتاد هزار غلام باشند با رویهاى چون ماه و تاجهاى زر و لؤلؤ،ازارهاى شراب بر دوش افگنده و کوزه ها و ابریقها بر دست گرفته،چون روز قیامت باشد و ایشان بر مرتبۀ خود مى آیند،به آن خداى که جان محمّد به امر اوست که اگر پیغمبران در راه پیش ایشان به افتند از بهاء ایشان پیاده شوند پس این شهیدان بیایند و در موقف شفاعت بایستند،هریکى از ایشان هفتاد هزار گناهکار را شفاعت کنند از اهل البیت و همسایگان،تا دو همسایه با یکدیگر خصومت کنند هریکى گوید:من اولى ترم به شفاعت او که من نزدیک ترم به جوار و همسایگى او،آنگه بیاید و با من و با ابراهیم بر مائده خلد بنشیند،خداى تعالى به رحمت به ایشان مى نگرد،و ایشان به ثواب و کرامت خداى مى نگرند به بامداد و شبانگاه

راوى خبر روایت کند قیس الجذامى از رسول علیه السّلام که او گفت: خداى تعالى شهیدان را شش خصلت بدهد عند آن که اوّل قطرۀ خون او بر زمین آید، گناهانش جمله بیامرزد و جاى خود در بهشت بیند و جفت خود را از حور العین،و از فزع اکبرش ایمن کند،و از عذاب گور ایمن باشد،و به حلّۀ ایمانش آراسته دارند

أنس مالک روایت کند که:با رسول علیه السّلام بودیم در بعضى غزوات، مردى سیاه بیامد گفت:یا رسول اللّه!من مردى ام چنین که مى بینى سیاه و زشت روى و کریه بوى،درویش،بى مال اگر در پیش تو جهاد کنم تا مرا بکشند، جاى من کجا باشد؟رسول علیه السّلام گفت:بهشت آن مرد این بشنید،نیزه به دست گرفت و حمله برد و کارزار مى کرد تا بکشتند او را رسول علیه السّلام بیامد و بر بالاى سر او بایستاد و گفت: لقد بیّض اللّه وجهک و طیّب ریحک و اکثر مالک، خداى روى تو سپید بکرد،و بوى تو خوش بکرد،و مال تو بسیار بکرد آنگه [گفت] :به خداى که زنان او را دیدم از حور العین که با یکدیگر منازعت مى کردند در آن جبّۀ پشمین که او داشت تا که با او در آنجا شود

ابو هریره روایت کند از رسول علیه السّلام که او گفت:مرد مجاهد که او را شهید کنند،زخم نیزه و شمشیر همچنان یابد که کسى قرصه اى به او بر دهد و در خبرى دیگر چنین آمد که:عضّ نملة أشدّ على الشّهید من مسّ السّلاح،گاز مورچه بر تن شهید سخت تر آید از طعن نیزه و ضرب شمشیر

عبد الرّحمن بن عبد اللّه روایت کند از رسول علیه السّلام که گفت:خداى را بندگانى باشند که بخل کند بر ایشان بر قتل ،یعنى نخواهد که ایشان را بکشند، ایشان را از قتل و زلازل و اسقام نگه دارد،عمر ایشان دراز کند در حسن عمل،و روزى فراخ دهد ایشان را و زندگانى دراز و عافیت،و قبض روحشان کند در عافیت، و جان ایشان بر دارد بر بستر نرم،و ایشان را به درجۀ شهیدان برساند: [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » متن و ترجمه فارسی تفسیر شریف بیان السعادة فی مقامات العبادة
تفسیر: یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ :نعمت،مانند رحمت ولایت است، و هر چیزى است که از ولایت صادر و یا به آن منتهى شده باشد

وَ فَضْلٍ :این مطلب گذشت که فضل عبارت است از رسالت و قبول احکام آن و پاداش دادن به آن،و لذا نعمت به على(ع)تفسیر شده است و فضل به محمّد صلّى اللّه علیه و آله و نکره آوردن هر دو براى تفخیم و بزرگداشت است

وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُؤْمِنِینَ :کلمۀ أجر با فتح همزه خوانده شده است تا عطف بر«نعمة»باشد،و با کسر همزه خوانده شده تا عطف بر «یستبشرون»باشد،یا براى این که حال باشد
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.