از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(استکبارا فی الارض ومکر السیی ء ولایحیق المکر السیی ء الاباهله فهل ینظرون الا سنت الاولین فلن تجد لسنت الله تبدیلا ولن تجدلسنت الله تحویلا): (دوری آنها به جهت استکبار در زمین و نیز به علت مکر بدی که داشتندبود، و مکر بد جز به صاحبش بازنمی گردد، پس آیا انتظار سنتی غیر از سنت پیشینیان را دارند؟ لذاهرگز در سنت خدا تبدیل و دگرگونی نخواهی یافت .)(مکر) یعنی این که بوسیله حیله ، شخصی را از هدفی که دارد منصرف کنند که خود بر دونوع است : مکر حسن و مکر سیی ء. مکر نیکو و حسن آنست که شخصی رابا حیله از کار بدی بازدارند و مکر سیی ء و بد آنست که او را با حیله به کاری زشت وادار کنند.می فرماید دوری و اعراض آنها از رسولخدا ص و دعوت حق ، به جهت استکبار وبلندپروازی آنها در زمین بود و نیز به جهت آنکه مکر بد بکار بردند و خواستند مانع ازگسترش دعوت حق شوند اما مکر بد نمی رسد مگر به صاحبش ، یعنی نتیجه مکر بد دردنیا یا آخرت گریبان صاحب خود را می گیرد و کیفر آن به او خواهد رسید پس مکاران جز سنت جاری در امتهای گذشته که همان سنت مجازات و عذاب است نبایدانتظار دیگری داشته باشند چون سنت خدا هرگز تبدیل نمی شود یعنی مثلا به جای عذاب عافیت ونعمت نخواهد بود و نیز سنت خدا تحویل هم نمی گردد، یعنی عذاب از یک قوم که مستحق آن هستند متوجه قوم دیگری نمی شود، برای اینکه خدای متعال افعالش مطابق حکمت و بر صراط مستقیم است وتبعیض و استثناء نمی پذیرد وخطاب این آیه متوجه رسولخدا ص و یا هر شنونده دیگری است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) یعقوبی سورکی : بسیار تفسیر جالب و مفیدیست
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
اسْتِکْباراً فِی الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّیِّئِ وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلاَّ بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلاً (43)

اسْتِکْباراً فِی الْأَرْضِ‌: در حالتى که استکبار کننده بودند در زمین و سرکش از اطاعت پادشاهى، وَ مَکْرَ السَّیِّئِ‌: و بیفزود ایشان را مکر کردن مکر بدى. مکر بد هر مکرى است که اصل آن کذب و خدعه و تأسیس بر فساد باشد، چه بعض مکر نیکو است مانند مکر مؤمنان به کافران در وقت جهاد بر وجه حسن است.
وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ‌: و احاطه نمى‌کند مکر بد، إِلَّا بِأَهْلِهِ‌: مگر به اهل آن مکر، یعنى هر مکرى که صادر شود خواه به فعل صادر شود یا در ضمیر خود بگذراند، احاطه نمى‌کند و در نمى‌یابد مگر به اهل آن احاطه کند و اطراف و جوانب او را فرو گیرد، و هر چه در باره کسى اندیشیده باشد در باره خود مشاهده کند؛ چنانچه مکر کفار قریش در باره حضرت پیغمبر و اصحاب او که قصد کردند از کشتن و تبعید و اسیرى و زدن و غیره از انواع اضرار، عاید خود ایشان شد.
فَهَلْ یَنْظُرُونَ‌: (استفهام در معنى نفى) یعنى انتظار نمى‌برند مکذبان، إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ‌: مگر سنت و طریقه الهى را در پیشینیان، یعنى عادت اللّه بر تعذیب مکذبان و ما کران گذشتگان جارى شده به این وجه که هر که تکذیب انبیاء و کتابهاى آسمانى نماید و به قصد ابطال آن مکرى کند، عذاب بر او نازل شود و نقمت سبحانى او را فرا گیرد به جهت جزاى کفر و تکذیب و مکر ایشان.
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا: پس نیابى تو اى پیغمبر بر طریقه و عادت خدا بدل کردنى، یعنى هیچکس عذاب او را به ثواب تبدیل ندهد. وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا: و نیابى مر سنت خداى را گردانیدنى، یعنى هیچکس عقوبت الهى را از مکذبان و ما کران نگرداند.

تنبیه:

آیه شریفه آگاهى است عموم مکلفان را بر اینکه یکى از صفات قبیحه رذیله که شآمت آن به صاحبش در دنیا برمى‌گردد مکر است، خصوصا با خدا و رسول و مؤمنین.
زهرى روایت نموده از حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله: لا تمکروا و لا تعینوا ماکرا قال اللّه تعالى: «وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‌ و لا تعینوا باغیا فانّ اللّه یقول: «إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلى‌ أَنْفُسِکُمْ»: «1» مکر نکنید و ما کران را یارى مدهید که حق تعالى فرماید: «وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ»: و سرکشى مکنید و سرکشان را یارى مکنید چه خداى تعالى فرمود: (إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلى‌ أَنْفُسِکُمْ».
کعب الاحبار به ابن عباس گفت: من در تورات خوانده‌ام: «من حفر مغواة وقع فیها»: هر که گودى بکند به آن قصد که مردمان در آن افتند، خود در او افتد.
ابن عباس گفت: من در قرآن این را یافته‌ام و آیه شریفه تلاوت نمود: «وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ ...» و نیز: «من حفر بئرا لاخیه وقع فیه»: هر که چاهى براى برادر دینى خود بکند خود در آن افتد؛ و در امثال عجم است:
بد مکن که بد افتى، و چه مکن که خود افتى.
در کتاب کافى- از حضرت صادق علیه السلام: فرمود حضرت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله: «لیس منّا من ماکر مسلما» «3»: نیست از ما کسى که مکر نماید با مسلمانى.
عبرت:
دو نفر، طلائى فراهم، به جهت ترس از دزدان به اتفاق هم آن را در میان درختى که وسط آن خالى بود پنهان نمودند. یکى از آن دو شبانه آمد و زررا برداشت. روز دیگر به اتفاق هم آمدند که زر را تصرف کنند اثرى نیافتند.
مرد دزد گریبان رفیق را گرفته که کسى غیر از تو اطلاع نداشته، تو برداشته‌اى؛ بیچاره هر چه سوگند یاد نمود فایده نبخشید، عاقبت نزد حاکم رفتند، حاکم شاهد طلبید، دزد گفت: شاهد خود آن درخت است که مال را او برداشته؛ و در پنهانى برادر خود را گفت: در شب میان درخت مخفى، و صبح که حاکم شهادت طلبد او گوید زر را آن بیچاره برده.
حاکم با جماعتى بپاى درخت و شهادت طلب نمود که به آن خدائى که تو را خلق نموده بگو این زر که در تو بود که برداشته؟ شخص میان درخت آواز داد که فلان کس یعنى رفیق دزد آن را تصرف نموده. حاکم به فراست دریافت که این خارق عادت است که تکلم از درخت صادر شده، باید آن را سوزانید. امر کرد درخت را آتش زدند، آن مرد از ترس فریاد نکرد تا آتش او را فرا گرفت، آخر الامر مضطر شده فریاد و مردم مطلع شده او را نیم سوخته بیرون آوردند و جریان را از او پرسیدند، تمامى مکر برادر خود را نقل کرد. حاکم امر کرد تا آن مبلغ را از او گرفته به دیگرى دادند و او را گوشمالى دادند؛ نتیجه مکرى که کرده بود به خود او بازگشت. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 43)- این آیه توضیحی است بر آنچه در آیه قبل گذشت، می‌گوید:
دوری آنها از حق «به خاطر این بود که طریق استکبار در زمین را پیش گرفتند» و هرگز حاضر نشدند در برابر حق تسلیم شوند (اسْتِکْباراً فِی الْأَرْضِ).
و نیز به خاطر آن بود که «حیله‌گریهای زشت و بد را» پیشه کردند (وَ مَکْرَ السَّیِّئِ).
«ولی این حیله‌گریهای سوء تنها دامان صاحبانش را می‌گیرد» (وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ).
او را در برابر خلق خدا رسوا و بینوا، و در پیشگاه الهی شرمسار می‌کند.
در حقیقت این آیه می‌گوید: آنها تنها به دوری کردن از این پیامبر بزرگ الهی قناعت نکردند، بلکه برای ضربه زدن به او از تمام توان و قدرت خود کمک گرفتند، و انگیزه اصلی آن کبر و غرور و عدم خضوع در مقابل حق بود.
در دنباله آیه این گروه مستکبر مکار و خیانتکار را با جمله پر معنی و تکان دهنده‌ای تهدید کرده، می‌گوید: «آیا آنها انتظاری جز این دارند که گرفتار همان سرنوشت پیشینیان شوند»؟! (فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ).
این جمله کوتاه اشاره‌ای دارد به تمام سرنوشتهای شوم اقوام گردنکش و طغیانگری همچون قوم نوح، و عاد، و ثمود، و قوم فرعون که هر کدام به بلای عظیمی گرفتار شدند.
سپس برای تأکید بیشتر می‌افزاید: «هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نمی‌یابی، و هرگز برای سنت الهی دگرگونی نخواهی یافت» (فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا).
نوسان و دگرگونی سنتها در باره کسی تصور می‌شود که آگاهی محدودی دارد، ولی پروردگاری که عالم و حکیم و عادل است سنتش در باره آیندگان همان است که در باره پیشینیان بوده است، سنتهایش ثابت و تغییر ناپذیر است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.