از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(الذین یتربصون بکم فان کان لکم فتح من الله قالوا الم نکن معکم وان کان للکافرین نصیب قالوا الم نستحوذ علیکم و نمنعکم من المؤمنین فالله یحکم بینکم یوم القیمه ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا):(آنانکه در انتظار فرصت کمین می کنند ،پس اگر فتحی از ناحیه خدا نصیب شما شود،خود را جزء شما دانسته و می گویند، مگر ما با شما نبودیم ؟و اگر این فتح نصیب کافران شود، می گویند: مگر ما شما را در غلبه کمک نکردیم و شما را از گرایش به مؤمنین منع نمی کردیم ؟پس خدا در قیامت بین شما حکم خواهد کرد وخداوند تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین سلطه ای برمؤمنان داشته باشند)،(تربص )به معنای انتظار و (استحواذ) به معنای غلبه و تسلط است و این آیه بیان وصف دیگری از منافقین است که سعی می کنند هردو گروه مؤمن و کافر رابرای خود حفظ کنند تا از هر دو طرف غنیمت ببرند و به قول معروف از هرطریق که باد بوزد همراه آن می شوند، بعضی از مفسران گفته اند: اگر برد وپیروزی مؤمنین را فتح خواند و پیروزی کفار را نصیب نامید، برای آن بوده که پیروزی کفار را تحقیر کند و بفهماند پیروزی کفار، پیروزی واقعی نیست ، بلکه امری موهوم و غیر قابل اعتناست ، در حالیکه فتح واقعی همیشه از آن مؤمنان است ، چون خدا ولی و سرپرست آنهاست و کسی که برای خدا قدم بر می داردهرگز شکست ندارد. ولیکن در قیامت که مجالی برای مکر و حیله و مخفی کردن مکنونات ضمیروجود ندارد ،خداوند است که بین بندگان حکم می راند و از جانب دیگر خداهرگز کفار را مافوق و مسلط بر مؤمنان قرار نمی دهد،یعنی حکم همواره به نفع مؤمنین و بر علیه کافرین است و تا ابد نیز چنین خواهد بود و این خود اعلامی است به منافقین که دیگر برای ابد از اینکه به هدف شوم خود برسند مأیوس باشند و به حکم این آیه در همه دوران نهایتا فتح و پیروزی از آن مؤمنین و برعلیه کفارخواهد بود. احتمال هم دارد (نفی سبیل )اعم از تسلط در دنیا باشد ،یعنی می فرماید:مؤمنان نه در دنیا و نه در آخرت هرگز تحت سلطه کفار نمی روند و به اذن خدا دائماغالبند، البته مادام که ملتزم به لوازم ایمان خود باشند ،همچنانکه در جای دیگروعده فرموده :(ولا تهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین )(24)،(سستی نکنیدواندوهگین نشوید و شما اگر مؤمن باشید برتر هستید). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حمزه خان بيگي - فی ظلال القرآن = شهید سید قطب
این‌، تصویر نفرت‌انگیزی است‌. با بیان چیزهائی آغاز می‌گردد که منافقان نسبت به ‌گروه مسلمانان به دل می‌گرفتند. برای مسلمانان شرّ و بلا می‌خواستند، و در انتظار مصائب ناگواری بودند که بر سر مسلمانان آید و دمار از روزگارشان برآورد. امّا با وجود این‌، هنگامی که فتحی و گشایشی از سوی خدا در می‌رسید و یزدان نعمتی بدیشان می داد، نسبت به مسـلمانان تـظاهر به مودّت و محبّت می‌کردند و می‌گفتند:

(أَلَمْ نَکُن مَّعَکُمْ ).

مگـر جـز ایـن است کـه مـا بــا شـما بوده و از جماعت شمائیـم‌؟‌.

مرادشان این بود کـه آنـان در کـارزار همراه ایشـان بوده‌اند. البتّه گا‌هگاهی برای جنگ همراه مسلمانان بیرون می‌آمدند و مسلمانان را سست می‌کردند و به ترک جنگ فرا می‌خوانـدند و صـفوف مسـلمانان را متزلزل می‌نمودند. یا مرادشان این بود که آنان از ته دل با مسلمانانند و آنان را کمک می‌کنند و یاری می‌دهند و پشتیبانی می‌نمایند.

(وَإِن کَانَ لِلْکَافِرِینَ نَصِیبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَنَمْنَعْکُم مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ).

و اگر سـهمی (‌از پـیروزی‌) نصیب کـافران گردید، مــی‌گویند: مگر ما نـبودیم کـه مـی‌توانسـتیم (‌همراه مؤمنان با شما بجنگیم و) بر شما چیره شویم و دست شما را از سر مؤمنان کوتاه کنیم‌؟‌.

مرادشان این بود که آنان کافران را تقویت ‌کرده‌اند و یاری داده‌اند و پشتیبانی نموده‌اند، و دیگران را نسبت بدیشان سست‌ کرده‌ا‌ند و به ترک جنگ خوانده‌انـد و صفها را متزلزل نموده‌اند!

بدین منوال‌، هـمسان ‌کرمها و مارها لولیده‌اند و بر خود پیچ خورده‌اند. در دلهـایشان زهر بوده است‌، و بر زبانهایشان چربی و چاپلوسی‌! امّا با این وجود افراد زبونی بوده‌اند. شکل ننگین و زشتی داشته‌اند و درون مؤمنان از چنین شکلی بیزاری جسته است ... این هـم یکی از پسوده‌های برنامۀ ربّانی است ‌که انـدرون مؤمنان را لمس می‌نماید.

ا‌ز آنجا که خطّ سیری‌ که پـیغمـر صلّی الله علیه وآله وسلّم ‌بـا رهنمود پروردگارش در مسألۀ منافقان در پیش‌ گرفته بو‌د، چشم پوشی و صرف نظر کردن بود، همچنین بر حذر داشتن مؤمنان و آگاه ‌کردن ایشان از حـال منافقان بود، در راهی ‌که برای تصفیۀ این اردوگاه نفرین شده در پیش داشتند، او در اینجا ایشان را واگذار به حکم و فرمان خدا در آخرت می‌کند. آنجا که پرده از روی ایشان ‌کنار زده می‌شود، و جزای مکر و کیدشان در حقّ مسلمانان داده می‌شود:

(فَاللّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ).

روز قــیامت خـداونــد مـیان شـما (‌مـؤمنان و چنین منافقانی‌) داوری خواهد کرد.

در آن زمان‌، دیگر فرصت نیرنگ و زد و بند و توطئه چینی نیست‌، و نمی‌توان رازها و کینه‌ها را در دل نهان داشت و از دیگران پنهان‌ کرد.

مسلمانان به وعدۀ خدا ایمان دا‌رند و می‌دانند وعدۀ خدا حتمی و قطعی است‌. دیگر ایـن نـیرنگ نهان مکّارانه‌، و این زد و بند پنهان با کافران‌، معیار و میزان خدا را دگرگون نمی‌سازد، و کافران را بر مؤمنان چیره نمی‌گرداند و مسلّط نمی‌نماید:

(وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً) (141)

و (‌مـادام که مـؤمنان دارای ایـمان راسـتین و کـردار شایسته و بایسته باشند) هرگز خداونـد کافران را بر مؤمنان چیره نخواهد ساخت‌.

در تفسیر این آیه روایت شده است‌که مقصود این نصّ‌، وقوع آن در روز قیامت است‌. زمانی‌ که خداوند میان مؤمنان و منافقان داوری می‌فرماید و کافران دیگر بر مؤمنان چیره نخواهند شد. روایت دیگر مـی‌گوید: مقصود این نصّ‌، وقوع آن در دنـیا است و هـر چند مسلمانان در برخی از جنگها و در برخی از زمـانها مغلوب ‌گردند، هرگز خداونـد کافران را بگونه‌ای بر مسلمانان چیره و پیروز نمی‌گرداند که آنان را ریشه‌کن سازند.

اگر معنی نصّ را متوجّه دنیا و آخرت سازیم بهتر است‌، زیرا محدود نشده است‌. اگر وقـوع آن را در آخرت بدانیم، نیازی به بیان و تأکید نیست‌. امّـا اگر وقو‌ع آن را در دنیا بدانیم، در برخی از ازمنه‌، ظواهر امر نشان می‌دهد که چنین نیست‌. ولی ظواهری هستند که انسان را گول می‌زنند و نـیاز به پـژوهش و دقّت بیشتر دارند:

وعده‌، وعدۀ یزدان جهان است‌. حتمی و قطعی است‌. قضاوت خدا این چنین است و تخلّف‌ناپذیر است‌. وعدۀ قاطع و حکم جامع خدا بر این است‌ که‌: هر گاه حقیقت ایمان در ا‌ندرون مؤمنان استقرار پذیرد، و در واقعیّت جهان و دنیای عملی ایشان برنامۀ زندگی ‌گردد، یعنی‌: تبدیل به قوانین و مقرّرات و سـازمانها و تشکیلات قضاوت و حکو‌مت شود، و زندگی به صورتی درآیـد که هر اندیشه و هر جنبشی خالصانه برای خدا باشد، و هر کار کو‌چکی و هر کار بزرگی در زند‌گی عبادت یزد‌ان سبحان بشمار آید، در این صورت است ‌که هرگز خداوند مهربان ‌کافران را بر مؤمنان پیروز و چـیره نمی‌گرداند ... ایـن حقیقتی است ‌که سراسـر تاریخ اسلامی‌، واقعه و حادثه‌ای را به خود نمی‌شناسد که خلاف آن باشد.

من با تکیه بر وعدۀ خدا که شکّی در آن نیست قاطعانه می‌گویم‌: شکستی ‌گریبانگیر مؤمنان نـمی‌گردد، و در سراسر تاریخ ایشان هم شکستی دامنگیر آنان نگشـته است‌، مگر این‌ که در حقیقت ایـمان مؤمنان رخنه و نقصی بوده است‌. حال این رخنه و نقص یا در اندیشه و پندار ایشان‌، و یا در کردار و رفتار آنان وجود داشـته است‌. به اندازۀ همین رخنه و نقص‌، شکست موقّت به مسلمانان رو می‌کند. سپس دیگر باره پیروزی نصیب مؤمنان می‌شود، اگر مؤمنان راسـتین یـافته شوند. توضیح این حقیقت در ا‌ینجا ضروری است‌ که تـهیّۀ ابزار و ادوات جنگی و فراهم آوردن نیروی نظامی در هر زمانی برای جهاد در راه خدا، و رزم و نبرد در زیر پرچم لااله‌الاالله‌، بدون هرگونه اضافه و شائبه‌ای‌، جزو ایمان است‌.

مثلاً در جنگ (‌احد) رخنه‌ای ‌که پیدا شد به دنبال ترک اطاعت از پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم و چشم دوختن به غنائم بود. در جنگ (‌حُنَین‌) رخنه‌ای‌ که پدید آمد، بر اثر شکوه و شوکت در کثرت دیدن‌، و از فراوانی سپاهیان شگفت زده‌ گشتن‌، و تکیه‌گاه اصلی و یار و مدد کار واقـعی را فراموش ‌کردن بود. اگر تاریخ اسلام را ورق بزنیم، و حوادث و وقائع را بررسی ‌کنیم‌، روشن خواهد شد که هرگاه پیروزی از مسلمانان در طول تاریخشان بدور گشته است‌، چیزهائی از این قبیل در میان بوده است و باعث آن‌گشته است‌. حال ما بدان چیز پی ببریم یا پی نبریم، و علّت و موجب را بشناسیم یا نشناسیم ... در هر صورت وعدۀ خدا همیشه حقّ بوده است و پیوسته هم حقّ می‌ماند و هرگز خلاف بدان رو نمی‌کند.

بلی‌! گاهی محنتی و بلائی برای امتحان در میان خواهد بود. ولی خو‌د همین امتحان دارای حکمت و فلسفه‌ای است‌. حکمت و فلسفه‌ای‌ که میل حقیقت ایمان است‌، و از زمرۀ اعمالی است‌ که ایمان مقتضی آنـها است‌، همانگونه ‌که در جنگ احد روی داده است و یزدان سبحان آن را برای مسلمانان روایت فـرموده است‌[1]‌. هر زمان ‌که حقیقت ایمان در سایۀ امتحان و توفیق در آن‌، تکمیل ‌گردد، پیروزی به میان می‌آید و وعدۀ یزدان بیگمان تحقّق‌ پیدا می‌کند.

البتّه شکست در نظر من‌، معنی فراگیرتری از پـیآمد جنگی از جنگها است‌. مـراد مـن از شکست‌، شکست روحی و روانی‌، و خسـتگی و درماندگی حاصل از شکست است‌. چـرا کـه شکست در جنگی شکست بشمار نمی‌آید، مگر این ‌که آثار شکست‌، بر صفحۀ دلها و گسترۀ جانها، افسردگی و خستگی و ناامـیدی‌، برجای ‌گذارد. امّا زمانی‌ که هـمّتها را برانگـیزد، و شعله‌ها را فروزانتر سازد، و لغـزشگاهها را پدیدار و آشکار نماید، و سـرشت عقیده و سـرشت ‌کارزار و سرشت راه را روشن و نمایان ‌گرداند، چنین شکستی مقدّمۀ مؤکّدانۀ ‌نصرت و پیروزی حتمی و قطعی است‌، هر چند هم راه رسیدن بدان طولانی باشد.

همچنین زمانی‌ که نصّ قرآنی بیان می‌دارد: هرگز خداوند کافران را بر مسلمانان پیروز نـمی‌گرداند، بیگمان اشاره‌ دارد به این ‌که‌ روح با ایمان بطور حتم و قطع پیروز می‏‎گردد، و اندیشه با ایمان بیگمان غالب و چیره مـی‌شود. تنها چیزی‌ که از گروه مسلمانان می خواهد این است ‌که‌: حقیقت ایمان را در جهان‌بینی و عـواطـف دلهـایشان‌، و در دنـیای واقعی و عملی زنـدگانیشان‌، تکمیل ‌گـردانـند. هـمۀ اعتمادشان بر عنوانشان نباشد. زیـرا عنوانـها پیروزی را بدست نمی‌آورند، بلکه حقیقتی‌ که در فراسوی عنوانها نهفته است مایۀ پیروزی و موجب بهروزی می‌گردد.

میان ما و پیروزی در هیچ زمانی و در هیچ مکانی فاصله‌ای جز این نیست‌ که حقیقت ایمان را تکمیل ‌کنیم‌، و مقتضیات این حقیقت را نیز در زندگانیمان و در دنیای واقعی و عملیمان تکمیل سازیم‌. توشه برگرفتن و ابزار و آلات جنگ فراهم آوردن و نیروی نـظامی داشتن، جزو حقیقت ایمان است‌. همچنین از جملۀ حقیقت ایمان یکی هم این است‌ که بر دشمنان تکیه نکیم‌، و جز از خدا عزّت نجوئیم و قدرت نطلبیم‌.

این وعدۀ مؤکّدانۀ یزدان‌،‌ کاملاً با حقیقت ایـمان و حقیقت کفر در ایـن جـهان مـوافقت دارد و مطابقت می‌نماید.

ایمان ارتباط با بزرگترین نیرو است‌. نیروئی‌ که ضعیف نمی‏گردد و نابود نمی‌شود. کفر گسیختن از این نیرو و کناره‌گیری از آن است‌. هرگز هم نیروی محدود و بریده از خدا و برکنار از او و فناپذیر، نمی‌تواند چیره شود بر نیروئی ‌که متّصل به سرچشمۀ نیرو در سـراسر جـهان هستی ا‌ست‌.

ولی همیشه باید ما میان حقیقت ایمان‌، و ظاهر ایمان، فرق بگذاریم. حقیقت ایمان‌، نیروی راستین ثابتی است‌، ثابت همچون ثابت بودن همۀ قوانین هستی‌. دارای تأثیر در انسان و در حرکات و اعمالی است‌کـه از او روی می‌دهد. حقیقت ایمان نـیرومند و هولناک است و در وقت رویاروئی با حقیقت ‌کفر برکنار و بریده از خدا و محدود، قطعاً پیروز می‏‎گردد و برکفر غلبه می‌کند. اما وقتی‌ که حقیقت ایمان‌، تبدیل به ظاهر ایمان شود، بدون شکّ (‌حقیقت‌) ‌کـفر بر ظـاهر ایـمان چیره و پـیروز می‏‎گردد، وقتی ‌که حقیقت ‌کفر با سـرشت خود راست باشد و د‌ر جولانگاه خود به‌ کار و تلاش بپردازد. زیرا حقیقت هر چیزی نیرومندتر از (‌ظاهر) هر چیزی است‌، هر چند که این‌، حقیقت‌ کفر، و آن‌، ظاهر ایمان باشد. قاعدۀ نابودی باطل، بوجود آوردن حقّ است‌. هرگاه حقّ با حقیقت ‌کلّی و واقعی خود و با تمام نیروئی‌ که دارد جلوه‌گر آید، فرجام نبرد حقّ و باطل روشن است‌. حقّ بر باطل می‌تازد، و باطل هر اندازه در برابر دیـدگان دارای ستبری ظاهری و ضخامت‌گـول زننده باشد، میدان را خالی می‌کند و فلنگ خود را برمی‌بندد:

(بل نقذف بالحق على الباطل فیدمغه فإذا هو زاهق). .

بلکه حق را به جان باطل می‌انـدازیـم‌، و حق مـغز سـر باطل را از هم می‌پاشد و باطل هـر چه زودتر مـحو و نابود می‌شود. (انبیـاء / ١٨)

(وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً) (141)

(‌مـادام کـه مؤمنان دارای ایـمان راستین و کـردار شایسته و بایسته باشند) هرگز خداوند کـافران را بـر مؤمنان چیره نخواهد ساخت‌.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » نورالانوار = مخلص
«همانها که‌ مترصد شمایند» یعنی‌: انتظار می‌کشند که‌ چه‌ بر سر شما می‌آید و کدامین‌ خیر یا شری‌ به‌ شما می‌رسد «پس‌ اگر از جانب‌ خداوند به‌ شما فتحی‌ برسد» با پیروزساختنتان‌ بر مخالفان‌ کافرتان‌ «می‌گویند: مگر ما با شما نبودیم‌» در آراستگی‌ به‌ اسلام‌ و پایبندی‌ به‌ احکام‌ آن‌؟ لذا سهم‌ ما را از غنیمت‌ بدهید «و اگر کافران‌ نصیبی‌ برند» از پیروزی‌ و غلبه‌ بر شما، به‌ سبب‌ حکمتی‌ که‌ خداوندY تحقق‌ آن‌ را اراده‌ کرده‌ است‌ «می‌گویند» این‌ منافقان‌ به‌ کافران‌: «مگر ما بر شما تسلط نداشتیم‌» یعنی‌: مگر ما به‌ شما روشن‌ نساختیم‌ که‌ بر کیش‌ شما هستیم‌، ولی ‌با مسلمانان‌ درمی‌آمیزیم‌ تا آنها را از جنگیدن‌ با شما سست‌ کنیم‌؟ یا معنی‌ این ‌است‌: آیا ما بر شما تسلط نداشتیم‌ و این‌ امکان‌ برای‌ ما موجود نبود که‌ شما رابکشیم‌ و مسلمانان‌ را علیه‌ شما برانگیزیم‌؟ «و آیا شما را از ضرر مسلمانان‌ بازنداشتیم‌؟» یعنی‌: آیا ما با سست ‌ساختن‌ و ترسانیدن‌ مسلمانان‌ از شما، آنها را از شما دور نکردیم‌ تا بدانجا که‌ دلهایشان‌ از دفاع‌ سست‌ شد و از انتقام‌ گرفتن‌ از شما ناتوان‌ شدند؟

مراد آیه‌ این‌ است‌ که‌: منافقان‌ به‌ آن‌ گروهی‌ گرایش‌ پیدا می‌کنند که‌ غلبه‌ و پیروزی‌ با وی‌ باشد و به‌ گروه‌ غالب‌ چنین‌ وانمود می‌کنند که‌ با آنان‌ علیه‌ گروه‌ مغلوب‌ همدست‌ بودند. این‌ است‌ شیوه‌ منافقان‌ ـ خداوندY لعنتشان‌ کند.

کسانی‌ از اهل‌ اسلام‌ که‌ به‌ پیروی‌ از روش‌ منافقان‌ در کسب‌ مال‌ و جاه‌ و قدرت‌، به‌ صاحبان‌ بهره‌های‌ دنیا تمایل‌ ورزند و با آنان‌ از در تملق‌ و دوستی‌ وخضوع‌ و فروتنی‌ درآیند و در جانب‌ مقابل‌ با کسانی‌ که‌ بهره‌ای‌ از دنیا ندارند، به‌درشتی‌ و سختی‌ و بداخلاقی‌ رفتار کنند و آنها را تحقیر و تمسخر نموده‌ و با آنها به‌ گونه‌ ناپسند رفتار کنند، نیز شبیه‌ این‌ منافقان‌ هستند ـ که‌ خدای‌ عزوجل‌ اخلاق ‌اهل‌ نفاق‌ را محو و آنان‌ را سیه‌روی‌ و بی‌پناه‌ گرداند. «پس‌ خداوند روز قیامت‌ میان ‌شما داوری‌ می‌کند» یعنی‌: ای‌ مؤمنان‌ و منافقان‌! بدانید که‌ خداوندY به‌ زودی‌ درروز قیامت‌ میان‌ شما داوری‌ می‌کند و در این‌ روز است‌ که‌ حقایق‌ آفتابی‌ شده‌ وپنهان‌کاریها برملا می‌گردد «و خداوند هرگز برای‌ کافران‌، بر» زیان‌ «مؤمنان‌ راه‌تسلطی‌ قرار نداده‌ است‌» اگر مراد از (راه‌ تسلط )، پیروزی‌ و نصرت‌ مؤمنان‌ برآنان‌ باشد، این‌ در روز قیامت‌ است‌ و اگر مراد از آن‌، حجت‌ و برهان‌ باشد، این ‌در دنیاست‌. یعنی‌: خداوندY کافران‌ را بر مؤمنان‌ در حجت‌ غلبه‌ نمی‌دهد، بلکه ‌حجت‌ همواره‌ از آن‌ مؤمنان‌ است‌. برخی‌ آیه‌ را چنین‌ معنی‌ می‌کنند: خدای ‌سبحان‌ برای‌ کافران‌ بر زیان‌ مؤمنان‌ راه‌ تسلطی‌ قرار نمی‌دهد، مادامی‌ که‌ آنان ‌پایبند عمل‌ به‌ حق‌ بوده‌ و به‌ باطل‌ راضی‌ نباشند، پس‌ تا زمانی‌ که‌ مؤمنان‌ به‌ شریعت‌ خداوندY عامل‌ بوده‌ و به‌طور بایدوشاید رهرو راه‌ شریعت‌ باشند، حتما حق‌ تعالی‌ کفار و منافقان‌ را سرکوب‌ نموده‌ و با برترساختن‌ درجات‌ مؤمنان‌ بر درجات‌ کفار و منافقان‌، کرامت‌ اهل‌ ایمان‌ را نمایان‌ می‌گرداند.

صاحب‌ تفسیرالمنیر و حضرت‌ شاه‌ولی‌الله دهلوی‌ می‌گویند: «مراد آیه‌ کریمه ‌این‌ است‌ که‌ خداوندY کافران‌ را بر مؤمنان‌ چنان‌ مسلط نمی‌سازد که‌ اهل‌ اسلام‌ را به ‌کلی‌ مستأصل‌ و ریشه‌کن‌ ساخته‌ و شوکت‌ و دولت‌ آنها را تماما از بین‌ ببرند بنابراین‌، آیه‌ کریمه‌ پاسخی‌ است‌ به‌ منافقانی‌ که‌ به‌ انتظار زوال‌ و نابودی‌ کامل‌ دولت‌ مؤمنان‌ بودند و با کفار از آن‌رو سازش‌ و همکاری‌ می‌کردند که‌ ـ به‌ پندارخام‌ خود ـ در هنگام‌ ریشه‌کن ‌شدن‌ مؤمنان‌، از پایمال ‌شدن‌ بیمناک‌ بودند».

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - تفسیر نمونه
صفات منافقان این آیه و آیات بعد قسمتى دیگر از صفات منافقان و اندیشه هاى پریشان آنها را بازگو مى کند، و مى گوید: منافقان کسانى هستند که همیشه مى خواهند از هر پیش آمدى به نفع خود بهره بردارى کنند، اگر پیروزى نصیب شما شود فورا خود را در صف مومنان جا زده ، مى گویند آیا ما با شما نبودیم و آیا کمکهاى ارزنده ما موثر در غلبه و پیروزى شما نبود! بنابراین ما هم در تمام این موفقیتها و نتائج معنوى و مادى آن شریک و سهیمیم . (الذین یتربصون بکم فان کان لکم فتح من الله قالوا ا لم نکن معکم ). اما اگر بهره اى از این پیروزى نصیب دشمنان اسلام شود، فورا خود را به آنها نزدیک کرده ، مراتب رضامندى خویش را به آنها اعلام مى دارند و مى گویند: این ما بودیم که شما را تشویق به مبارزه با مسلمانان و عدم تسلیم در برابر آنها کردیم بنابراین ما هم در این پیروزیها سهمى داریم ! (و ان کان للکافرین نصیب قالوا ا لم نستحوذ علیکم و نمنعکم من المؤ منین ). <204> به این ترتیب این دسته با فرصت طلبى مخصوص خود مى خواهند در صورت پیروزى مومنان در افتخارات و حتى در غنائم آنان شرکت جویند و منتى هم بر آنها بگذارند، و در صورت پیروزى کفار خوشحالند و با مصمم ساختن آنها در کفرشان و جاسوسى به نفع آنان ، مقدمات این پیروزى را فراهم مى سازند، گاهى رفیق قافله اند و گاهى شریک دزد و عمرى را با این دو دوزه بازى کردن مى گذرانند!. ولى قرآن سرانجام آنها را با یک جمله کوتاه بیان مى کند و مى گوید: بالاخره روزى فرا مى رسد که پرده ها بالا میرود و نقاب از چهره زشت آنان برداشته مى شود، آرى در روز قیامت خداوند در میان شما قضاوت مى کند. (فالله یحکم بینکم یوم القیامة ) و براى اینکه مومنان واقعى مرعوب آنان نشوند در پایان آیه اضافه مى کند: هیچگاه خداوند راهى براى پیروزى و تسلط کافران بر مسلمانان قرار نداده است . (و لن یجعل الله للکافرین على المؤ منین سبیلا). آیا هدف از این جمله تنها عدم پیروزى کفار از نظر منطق بر افراد با ایمان است و یا پیروزیهاى نظامى و مانند آن را شامل مى شود!. از آنجا که کلمه سبیل به اصطلاح از قبیل نکره در سیاق نفى است و معنى عموم را مى رساند از آیه استفاده مى شود که کافران نه تنها از نظر منطق بلکه از نظر نظامى و سیاسى و فرهنگى و اقتصادى و خلاصه از هیچ نظر بر افراد با ایمان ، چیره نخواهند شد. و اگر پیروزى آنها را بر مسلمانان در میدانهاى مختلف با چشم خود مى بینیم به خاطر آن است که بسیارى از مسلمانان مومنان واقعى نیستند و راه و رسم ایمان و وظائف و مسئولیتها و رسالتهاى خویش را به کلى فراموش کرده اند، نه خبرى از اتحاد و اخوت اسلامى در میان آنانست و نه جهاد به معنى واقعى کلمه انجام مى دهند، و نه علم و آگاهى لازم را که اسلام آن را از لحظه تولد تا لحظه مرگ بر همه لازم شمرده است دارند، و چون چنانند طبعا چنینند! جمعى از فقهاء در مسائل مختلف به این آیه براى عدم تسلط کفار بر مومنان از نظر حقوقى و حکمى استدلال کرده اند و با توجه به عمومیتى که در آیه دیده مى شود این توسعه زیاد بعید بنظر نمى رسد (دقت کنید). قابل توجه اینکه در این آیه پیروزى مسلمانان بعنوان فتح بیان شده در حالى که از پیروزى کفار تعبیر به نصیب شده است اشاره به اینکه اگر پیروزیهائى نصیب آنان گردد محدود و موقت و ناپایدار است و فتح و پیروزى نهائى با افراد با ایمان مى باشد.
پاورقی :
204-«استحوذ» در اصل از ماده «حوذ» به معنی قسمت عقب رانها است و چون به هنگامی که ساربان می خواهد شتر را به سرعت براند در پشت سر او قرار گرفته و به ران و پشت او می زند تا به سرعت حرکت کند کلمه «استحواذ» به معنی سوق دادن ، تحریک کردن توام با تسلط و استیلا آمده است و در آیه فوق نیز به همین معنی است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
قرآن، از پیروزى مسلمانان با کلمه‏ى «فتح» و پیروزى کفّار با واژه‏ى «نصیب» تعبیر کرده است، تا بفهماند رونق کفر، زودگذر است و فرجام نیک و پیروزى واقعى، با حقّ است. «نَستَحوذ» از ریشه‏ى «حوذ» به معناى عقبِ ران گرفته شده است. زیرا شتربان براى سوق و حرکت دادن شتر، به آن قسمت ضربه مى‏زند و در اینجا مراد، تشویق کفّار به جنگ علیه مسلمانان است. فقها در مسائل مختلف فقهى، براى اثبات عدم تسلّط کفّار بر مؤمنان، به جمله‏ى «لن یجعل الله» استناد مى‏کنند. البتّه رفت و آمد و کسب اطلاع و آموزش دیدن و تبادل فرهنگى و اقتصادى، اگر سبب سلطه کفّار و ذلّت مؤمنان نباشد مانعى ندارد. چون در روایات مى‏خوانیم: آموزش ببینید، گرچه به قیمت مسافرت به کشور چین باشد. و یا پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله فرمود: هر کافر اسیرى، ده مسلمان را آموزش دهد او را آزاد مى‏کنم. و در زمان معصومین‏علیهم السلام معاملات میان مسلمانان و دیگران انجام مى‏شده است. 1- منافقان فرصت‏طلبند واز هر پیشامدى به سود خود بهره مى‏گیرند. «یتربّصون بکم...» 2- منافقان جاسوسان کفّار، و مشوّق آنان براى جنگ با مسلمانانند. «نستحوذ» 3- روز قیامت، با داورى به حقّ خدا، همه‏ى نیرنگ‏ها و نفاق‏ها آشکار مى‏شود. «فالله یحکم بینکم یوم‏القیامة» 4- مؤمنان، حقِ پذیرفتن سلطه‏ى کافران را ندارند، و سلطه‏پذیرى نشانه نداشتن ایمان واقعى است. «لن یجعل‏الله للکافرین على المؤمنین سبیلا» 5 - باید کارى کرد که کفّار از سلطه بر مؤمنان براى همیشه مأیوس باشند. «لن یجعل الله...» 6- هر طرح، عهد نامه، رفت و آمد و قراردادى که راه نفوذ کفّار بر مسلمانان را باز کند حرام است. پس مسلمانان باید در تمام جهات سیاسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى از استقلال کامل برخوردار باشند. «لن یجعل‏الله للکافرین...» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
( الذین یتربصون ) إما بدل من الذین یتخذون و إما صفة للمنافقین أو نصب علی الذم منهم ( یتربصون بکم ) أی ینتظرون بکم ما یتجدد لکم من ظفر أو إخفاق ( ألم نکن معکم ) مظاهرین فأسهموا لنا فی الغنیمة ( ألم نستحوذ علیکم ) ألم نغلبکم و نتمکن من قتلکم و أسرکم فأبقینا علیکم ( و نمنعکم من المؤمنین ) بأن ثبطناهم عنکم ، و خیلنا لهم ما ضعفت به قلوبهم و مرضوا فی قتالکم ، و توانینا فی مظاهرتهم علیکم ، فهاتوا نصیبا لنا بما أصبتم . و قرئ ( و نمنعکم ) بالنصب بإضمار أن ، قال الحطیئة : ألم أک جارکم و یکون بینی و بینکم المودة و الإخاء فإن قلت : لم سمی ظفر المسلمین فتحا ، و ظفر الکافرین نصیبا ؟ قلت : تعظیما لشأن المسلمین و تخسیسا لحظ الکافرین ، لأن ظفر المسلمین أمر عظیم تفتح لهم أبواب السماء حتی ینزل علی أولیائه . و أما ظفر الکافرین ، فما هو إلا حظ دنی و لمظة من الدنیا یصیبونها . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 141)- صفات منافقان! این آیه و آیات بعد قسمتى دیگر از صفات منافقان و اندیشه‏هاى پریشان آنها را بازگو مى‏کند، مى‏گوید: «منافقان کسانى هستند که همیشه مى‏خواهند از هر پیشامدى به نفع خود بهره‏بردارى کنند، اگر پیروزى نصیب شما شود فورا خود را در صف مؤمنان جا زده، مى‏گویند آیا ما با شما نبودیم و آیا کمکهاى ارزنده ما مؤثر در غلبه و پیروزى شما نبود؟ بنابراین، ما هم در تمام این موفقیتها و نتایج معنوى و مادى آن شریک و سهیمیم» (الَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ).

اما اگر بهره‏اى از این پیروزى نصیب دشمنان اسلام شود، فورا خود را به آنها نزدیک کرده، مراتب رضامندى خویش را به آنها اعلام مى‏دارند و مى‏گویند: «این ما بودیم که شما را تشویق به مبارزه با مسلمانان و عدم تسلیم در برابر آنها کردیم بنابراین، ما هم در این پیروزیها سهمى داریم»! (وَ إِنْ کانَ لِلْکافِرِینَ نَصِیبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ).

به این ترتیب این دسته با فرصت طلبى مخصوص خود، گاهى «رفیق قافله» اند و گاهى «شریک دزد» و عمرى را با این دو دوزه بازى کردن مى‏گذرانند! ولى قرآن سر انجام آنها را با یک جمله کوتاه بیان مى‏کند و مى‏گوید: بالاخره روزى فرا مى‏رسد که پرده‏ها بالا مى‏رود و نقاب از چهره زشت آنان برداشته مى‏شود. آرى! «در روز قیامت خداوند در میان شما قضاوت مى‏کند» (فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ).
و براى این که مؤمنان واقعى مرعوب آنان نشوند در پایان آیه اضافه مى‏کند:

«هیچ گاه خداوند راهى براى پیروزى و تسلط کافران بر مسلمانان قرار نداده است» (وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا).

یعنى کافران نه تنها از نظر منطق بلکه از نظر نظامى و سیاسى و فرهنگى و اقتصادى و خلاصه از هیچ نظر بر افراد با ایمان، چیره نخواهند شد.

و اگر پیروزى آنها را بر مسلمانان در میدانهاى مختلف با چشم خود مى‏بینیم به خاطر آن است که بسیارى از مسلمانان مؤمنان واقعى نیستند، نه خبرى از اتحاد و اخوت اسلامى در میان آنان است و نه علم و آگاهى لازم که اسلام آن را از لحظه تولد تا لحظه مرگ بر همه لازم شمرده است دارند، و چون چنانند طبعا چنینند! [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.