از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و قولهم انا قتلنا المسیح عیسی ابن مریم رسول الله وما قتلوه و ماصلبوه ولکن شبه لهم ):(و نیز بواسطه گفتارشان که گفتند:ما مسیح پسر مریم راکشتیم ،با اینکه او فرستاده خدا بود، ولی نه او را کشتند و نه دار آویختند، بلکه امراز ناحیه خدا بر آنان مشتبه شد...)اینها در امر کشته شدن و به دار آویخته شدن عیسی (ع )اشتباه کردند، علی رغم اینکه به او ایمان نیاوردند و وی را مسخره کردند، قصد قتل او را هم نمودند، اما خداوند قیافه و شکل او را بر شخص دیگری انداخت و این باعث شد که لشگر رومیان که شناخت درستی از آن حضرت نداشتند، آن شخص را به اشتباه به جای عیسی (ع )بگیرند و او را بکشندو بر دار کشند، به هر صورت خدا داناتر است ، اما رأی قرآن در این خصوص قاطع است که عیسی (ع ) بدست آنان کشته نشده است ،(و ان الذین اختلفوا فیه لفی شک منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن و ما قتلوه یقینا):(و همانا کسانی که در باره او اختلاف کردند ،هنوز هم در باره عیسی در شک هستند و علمی به این مسأله ندارند و تنها از ظن خود پیروی می کنند و اما به یقین او رانکشتند)،یعنی آنهایی که در باره عیسی (ع ) اختلاف کردند که آیا او را کشتند و یابه دار آویختند، در شک هستند، یعنی جاهل بوده و علمی به آن ندارند وگفتارشان تنها از روی ظن و تخمین است و یا صرفا ترجیح دادن یک طرف احتمال است و او را به طوری که یقین داشته باشند نکشتند و یا اینکه بطورقطعی او را نکشتند وخداوند از این مطلب خبر می دهد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه اسدي - تفسیر نمونه
حتى آنها به کشتن پیامبران افتخار مى کردند ((و مى گفتند ما مسیح عیسى بن مریم رسول خدا را کشته ایم )).
(و قولهم انا قتلنا المسیح عیسى ابن مریم رسول الله ).
و شاید تعبیر به رسول الله را در مورد مسیح از روى استهزاء و سخریه مى گفتند.
در حالى که در این ادعاى خود نیز کاذب بودند، ((آنها هرگز مسیح را نکشتند و نه بدار آویختند، بلکه دیگرى را که شباهت به او داشت اشتباها به دار زدند)).
(و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم )
سپس قرآن مى گوید: ((آنها که درباره مسیح اختلاف کردند، خودشان در شک بودند و هیچ یک به گفته خود ایمان نداشتند و تنها از تخمین و گمان پیروى مى کردند.))
(و ان الذین اختلفوا فیه لفى شک منه مالهم به من علم الا اتباع الظن )
درباره اینکه آنها در مورد چه چیز اختلاف کردند در میان مفسران گفتگو
است احتمال دارد که این اختلاف مربوط به اصل موقعیت و مقام مسیح (علیه السلام ) بوده که جمعى از مسیحیان او را فرزند خدا و بعضى به عکس همانند یهود او را اصلا پیامبر نمى دانستند و همگى در اشتباه بودند.
و نیز ممکن است اختلاف در چگونگى قتل او باشد که بعضى مدعى کشتن او بودند و بعضى مى گفتند کشته نشده ، و هیچیک به گفته خود اطمینان نداشتند.
یا اینکه مدعیان قتل مسیح (علیه السلام ) به خاطر عدم آشنائى به او، در شک بودند که آنکس را که کشتند خود مسیح بوده یا دیگرى به جاى او. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - تفسیر نور
امام صادق‏علیه السلام در پیرامون جمله‏ى «و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبّه» فرمودند: غیبت حضرت قائم‏علیه السلام نیز همین طور است، همانا امّت آن را به خاطر طولانى شدن انکار مى‏کنند، برخى مى‏گویند: قائم متولّد نشده است، برخى مى‏گویند: متولّد شده ومرده است، وبرخى دیگر مى‏گویند: یازدهمین ما عقیم بوده و... <421> عوامل و نشانه‏هاى مشتبه شدن امر و به دار آویختن شخصى دیگر به جاى حضرت عیسى به این صورت بود: 1- مأموران دستگیر کننده، رومى وغریب بودند وعیسى‏علیه السلام را نمى‏شناختند. <422> 2- اقدام براى دستگیرى عیسى، شبانه بود. 3- شخص دستگیر شده، از خداوند شکایت کرد. که این شکایت با مقام نبوّت سازگار نیست. 4- همه انجیل‏هاى مسیحیان که فدا شدن عیسى وبه دارآویختن او را با آب وتاب نقل کرده‏اند، سالها پس از عیسى نوشته شده وامکان خطا در آنها بسیار است. 5 - گروه‏هایى از مسیحیان مسأله صلیب را قبول ندارند و در اناجیل هم تناقضاتى است که موضوع را مبهم مى‏کند. 1- گاهى سقوط اخلاقى انسان تا آنجاست که به پیامبر کشى افتخار مى‏کند. «انا قتلنا المسیح» 2- در برابر ادعاهاى باطل، صراحت لازم است. «و ما قتلوه و ماصلبوه» 3- حضرت عیسى هم تولّدش، هم رفتنش از این جهان بطور غیر طبیعى بود. عروج کرد تا ذخیره‏اى براى آینده باشد. «بل رَفعه اللّه الیه» 4- معراج، براى غیر از پیامبر اسلام هم بوده است. «بل رَفعه اللّه الیه» 5 - عیسى، مهمان خداست. «رفعه الله الیه» 6- در آسمان‏ها امکان زیستن انسان وجود دارد. «بل رفعه الله» 7- اراده‏ى الهى همه‏ى توطئه‏ها را خنثى مى‏کند. «کان الله عزیزاً حکیماً» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
فإن قلت : کانوا کافرین بعیسی علیه السلام ، أعداء له ، عامدین لقتله ، یسمونه الساحر بن الساحرة ، و الفاعل بن الفاعلة . فکیف قالوا ( إنا قتلنا المسیح عیسی ابن مریم رسول الله ) ؟ قلت : قالوه علی وجه الاستهزاء ، کقول فرعون ( إن رسولکم الذی أرسل إلیکم لمجنون و یجوز أن یضع الله الذکر الحسن مکان ذکرهم القبیح فی الحکایة عنهم رفعا لعیسی عما کانوا یذکرونه به و تعظیما لما أرادوا بمثله کقوله ( لیقولن خلقهن العزیز العلیم الذی جعل لکم الأرض مهدا ) . روی أن رهطا من الیهود سبوه و سبوا أمه فدعا علیهم " اللهم أنت ربی و بکلمتک خلقتنی ، اللهم العن من سبنی و سب والدتی " فمسخ الله من سبهما قردة و خنازیر ، فأجمعت الیهود علی قتله ، فأخبره الله بأنه یرفعه إلی السماء و یطهره من صحبة الیهود ، فقال لأصحابة : أیکم یرضی أن یلقی علیه شبهی فیقتل و یصلب و یدخل الجنة ؟ فقال رجل منهم : أنا. فألقی علیه شبهه فقتل و صلب . و قیل : کان رجلا ینافق عیسی ، فلما أرادوا قتله قال : أنا أدلکم علیه ، فدخل بیت عیسی فرفع عیسی و ألقی شبهه علی المنافق ، فدخلوا علیه فقتلوه و هم یظنون أنه عیسی ، ثم اختلفوا فقال بعضهم : إنه إله لا یصح قتله . و قال بعضهم : إنه قتل و صلب . و قال بعضهم إن کان هذا عیسی فأین صاحبنا ؟ و إن کان هذا صاحبنا فأین عیسی ؟ و قال بعضهم رفع إلی السماء . و قال بعضهم : الوجه وجه عیسی و البدن بدن صاحبنا . فإن قلت : ( شبه ) مسند إلی ماذا ؟ إن جعلته مسندا إلی المسیح ، فالمسیح مشبه به و لیس بمشبه ، و إن أسندته إلی المقتول فالمقتول لم یجر له ذکر قلت : هو مسند إلی الجار و المجرور و هو ( لهم ) کقولک خیل إلیه ، کأنه قیل : و لکن وقع لهم التشبیه . و یجوز أن یسند إلی ضمیر المقتول : لأن قوله : إنا قتلنا یدل علیه ، کأنه قیل : و لکن شبه لهم من قتلوه ( إلا اتباع الظن ) استثناء منقطع لأن اتباع الظن لیس من جنس العلم ، یعنی : و لکنهم یتبعون الظن . فإن قلت : قد و صفوا بالشک و الشک أن لا یترجح أحد الجائزین ، ثم وصفوا بالظن و الظن أن یترجح أحدهما، فکیف یکونون شاکین ظانین ؟ قلت : أرید أنهم شاکون ما لهم من علم قط ، و لکن إن لاحت لهم أمارة فظنوا، فذاک ( و ما قتلوه یقینا ) و ما قتلوه قتلا یقینا . أو ما قتلوه متیقنین ، کما ادعوا ذلک فی قولهم ( إنا قتلنا المسیح ) أو یجعل ( یقینا ) تأکیدا لقوله ( و ما قتلوه ) کقولک : ما قتلوه حقا أی حق انتفاء قتله حقا. و قیل : هو من قولهم : قتلت الشی ء علما و نحرته علما إذا تبلغ فیه علمک . و فیه تهکم ، لأنه إذا نفی عنهم العلم نفیا کلیا بحرف الاستغراق . ثم قیل : و ما علموه علم یقین و إحاطة لم یکن إلا تهکما بهم . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 157)- حتى آنها به کشتن پیامبران افتخار مى‏کردند «و مى‏گفتند ما مسیح عیسى بن مریم رسولخدا را کشته‏ایم» (وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ). و شاید تعبیر به رسول اللّه را در مورد مسیح از روى استهزاء و سخریه مى‏گفتند.
در حالى که در این ادعاى خود نیز کاذب بودند، «آنها هرگز مسیح را نکشتند و نه به دار آویختند، بلکه دیگرى را که شباهت به او داشت اشتباها به دار زدند» (وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ).
سپس قرآن مى‏گوید: «آنها که در باره مسیح اختلاف کردند، خودشان در شک بودند و هیچ یک به گفته خود ایمان نداشتند و تنها از تخمین و گمان پیروى مى‏کردند» (وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ).
آنگاه قرآن به عنوان تأکید مطلب مى‏گوید: «و قطعا او را نکشتند» (وَ ما قَتَلُوهُ یَقِیناً). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : آگاهی دهنده اطمینان بخش و شیرین است و زیباست که فرمود خداوند وی را به مهمانی خود بالا برد
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.