از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ولیست التوبه للذین یعملون السیئات حتی اذا حضر احدهم الموت قال انی تبت الئن ولا الذین یموتون وهم کفار اولئک اعتدنا لهم عذابا الیما):(وتوبه برای کسانی نیست که تا زمانی که مرگشان فرا می رسد به اعمال زشت ادامه می دهند و در زمان مرگ می گویند حالا توبه کردم ،همچنین توبه برای کسانی که در حال کفر می میرند نیست ، اینچنین کسانی را برایشان عذابی دردناک آماده کرده ایم ) با جمع آوردن کلمه (سیئات )معلوم می شود که خداوند در باره این دوطائفه قصد احصا و شمارش گناهانشان را دارد و اینکه (یعملون السیئات )را مقیدنمود به (حتی اذا حضر احدهم الموت )معلوم می شود که آنها استمرار در گناه دارند وبه خاطر سهل انگاری در شناخت توبه یا حقیر شمردن آن ، توبه را از امروز به فردا می افکنند، تا زمانی که مرگ آنها فرا برسد، آنوقت با زبان توبه می کنند تاعواقب اعمال سوء خود را از بین ببرند، در حالیکه به مجرد لفظ و بدون توبه قلبی خداوند توبه آنها را نمی پذیرد، همچنین کسانی که در طول زندگی کافرهستند و به همان حالت کفر از دنیا می روند مسلما خدا بسوی آنها توبه نمی کند،چون امکان توبه چنین بنده ای با مردنش از دست رفته ،ولی توبه خدا و برگشت او به سوی مغفرت و رحمتش امکان دارد، چون ممکن است بعد از مردن بوسیله شفاعت شافعان مشمول رحمت خدای تعالی قرار گیرند و از حضرت رسول (ص ) روایت شده که شیطان زمانی که پیکر آدم را تو خالی دید، گفت :خدایا به عزت تو قسم ،تا زمانی که روح در بدن اوست از درون او خارج نمی شوم و خدای متعال فرمود: به عزتم قسم تا وقتی که روح در بدن اوست ،بین او و توبه حائل نمی شوم .اما کسانی که توفیق توبه را نیابند،خداوند با اسم اشاره (اولئک ) که مخصوص به دور است به دوری این دوطائفه از ساحت قرب و تشریف اشاره می کند وبرای آنان عذابی دردناک مهیا می کند(اعتاد)به معنای اعداد ویاوعده است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حسين پاک دل
اشاره به کسانى که توبه آنها پذیرفته نمى‏شود نموده، مى‏فرماید: «کسانى که در آستانه مرگ قرار مى‏گیرند و مى‏گویند اکنون از گناه خود توبه کردیم توبه آنان پذیرفته نخواهد شد» (وَ لَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ).

دسته دوم، از کسانى که توبه آنها پذیرفته نمى‏شود آنها هستند که در حال کفر از جهان مى‏روند، در آیه مورد بحث در باره آنها چنین مى‏فرماید: «و آنها که در حال کفر مى‏میرند توبه براى آنها نیست» (وَ لَا الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفَّارٌ).

در حقیقت آیه مى‏گوید: کسانى که از گناهان خود در حال صحت و سلامت و ایمان توبه کرده‏اند ولى در حال مرگ با ایمان از دنیا نرفتند، توبه‏هاى گذشته آنها نیز بى‏اثر است.

در پایان آیه مى‏فرماید: «اینها (هر دو دسته) کسانى هستند که عذاب
دردناکى براى آنان مهیا کرده‏ایم» (أُولئِکَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تفسیر را ذکر فرمایید.
2) : سلام برادر.این کلمه برای شما معنی خاصی نداره؟ [ تفسیر المیزان]
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
( و لا الذین یموتون ) عطف علی الذین یعملون السیئات . سوی بین الذین سوفوا توبتهم إلی حضرة الموت ، و بین الذین ماتوا علی الکفر فی أنه لا توبة لهم ، لأن حضرة الموت أول أحوال الَخرة ، فکما أن المائت علی الکفر قد فاتته التوبة علی الیقین ، فکذلک المسوف إلی حضرة الموت لمجاوزة کل واحد منهما أوان التکلیف و الاختیار ( أولئک أعتدنا لهم ) فی الوعید نظیر قوله ( فأولئک یتوب الله علیهم ) فی الوعد لیتبین أن الأمرین کائنان لا محالة . فإن قلت : من المراد بالذین یعملون السیئات ، أهم الفساق من أهل القبلة أم الکفار ؟ قلت : فیه و جهان : أحدهما أن یراد الکفار لظاهر قوله ( و هم کفار ) . و أن یراد الفساق ، لأن الکلام إنما و قع فی الزانیین ، و الإعراض عنهما إن تابا و أصلحا ، و یکون قوله ( و هم کفار) واردا علی سبیل التغلیظ کقوله ( و من کفر فإن الله غنی عن العالمین ) و قوله " فلیمت إن شاء یهودیا أو نصرانیا " " من ترک الصلاة متعمدا فقد کفر " لأن من کان مصدقا و مات و هو لم یحدث نفسه بالتوبة ، حاله قریبة من حال الکافر ، لأنه لا یجترئ علی ذلک إلا قلب مصمت [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه
و لیست التوبة للذین یعملون السیئات ... در این آیه اشاره به کسانى که توبه آنها پذیرفته نمى‏شود نموده ، مى‏فرماید : کسانى که در آستانه مرگ قرار مى‏گیرند و مى‏گویند اکنون از گناه خود توبه کردیم توبه آنان پذیرفته نخواهد شد .
دلیل آن هم روشن است ، زیرا در حال احتضار و در آستانه مرگ ، پرده‏ها از برابر چشم انسان کنار مى‏رود ، و دید دیگرى براى او پیدا مى‏شود ، و قسمتى از حقایق مربوط بجهان دیگر و نتیجه اعمالى را که در این زندگى انجام داده با چشم خود مى‏بیند و مسائل جنبه حسى پیدا مى‏کند ، واضح است که در این صورت هر گناهکارى از اعمال بد خود پشیمان مى‏گردد ، و همانند کسى که شعله آتشى را نزدیک خود ببیند از آن فرار مى‏کند .
مسلم است که اساس تکلیف و آزمایش پروردگار بر این گونه مشاهده‏ها نیست ، بلکه بر ایمان به غیب و مشاهده با چشم عقل و خرد است.
بهمین دلیل در قرآن مجید مى‏خوانیم : هنگامى که نخستین نشانه‏هاى عذاب دنیا بر بعضى از اقوام پیشین آشکار مى‏گشت باب توبه بروى آنها بسته مى‏شد ، در سرگذشت فرعون مى‏خوانیم : حتى اذا ادرکه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذى آمنت به بنو اسرائیل و انا من المسلمین الان و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین ( یونس - 90 - 91 ) : تا آن زمان که غرقاب دامن او را گرفت ، صدازد الان ایمان آوردم که معبودى جز معبود بنى اسرائیل نیست و من از تسلیم شدگانم ، اما به او گفته مى‏شود الان این سخن را مى‏گوئى ؟ و پیش از این نافرمانى کرده و از مفسدان بودى ! ؟ بهمین دلیل توبه تو پذیرفته نخواهد شد.
از بعضى از آیات قرآن ( مانند آیه 12 سوره سجده ) استفاده مى‏شود که گناهکاران در قیامت با مشاهده عذاب الهى از کار خود پشیمان مى‏شوند ولى پشیمانى آنها سودى نخواهد داشت.
چنین کسانى درست مانند مجرمانى هستند که وقتى چشمشان به چوبه دار افتاد و طناب دار را بر گلوى خود احساس کردند ، از کار خود پشیمان مى‏شوند ، روشن است که این پشیمانى نه فضیلت است و نه افتخار و نه تکامل ، و بهمین جهت چنان توبه‏اى بى اثر است .
البته این آیه با روایاتى که مى‏گوید : توبه تا آخرین نفس پذیرفته مى‏شود هیچگونه منافاتى ندارد ، زیرا منظور از آن روایات لحظاتى است که هنوز نشانه‏هاى قطعى مرگ را مشاهده نکرده و به اصطلاح دید برزخى پیدا ننموده است.
دسته دوم : از کسانى که توبه آنها پذیرفته نمى‏شود آنها هستند که در حال کفر از جهان مى‏روند ، در آیه فوق در باره آنها چنین مى‏فرماید : و لا الذین یموتون و هم کفار : آنها که در حال کفر مى‏میرند توبه براى آنان نیست .
این حقیقت در آیات متعدد دیگرى از قرآن مجید نیز بازگو شده است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - پرتوی از قرآن
وَ لَیْسَتِ اَلتَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ اَلسَّیِّئٰاتِ حَتّٰى إِذٰا حَضَرَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قٰالَ إِنِّی تُبْتُ اَلْآنَ وَ لاَ اَلَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفّٰارٌ أُولٰئِکَ أَعْتَدْنٰا لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً نفى اصل توبه بدون قید على اللّٰه، یعنى توبه نیست تا خداوند تعهد بپذیرش آن داشته باشد جمع «اَلسَّیِّئٰاتِ » ، اشاره به اصرار دارد، نه «السوء» که در آیۀ سابق آمده است « حَتّٰى إِذٰا حَضَرَ أَحَدَهُمُ »، نهایت مسامحه و ناآگاهى را مى رساند، حضور: هویدا شدن آثار موت است

«أَحَدَهُمُ » ، اشعار به این دارد که اینگونه توبه هم براى چنین مردم، تعمیم ندارد و اتفاقى است « قٰالَ إِنِّی تُبْتُ اَلْآنَ » دلالت بر گفتارى دارد که در آن هنگام که آثار مرگ و بروز اعمال را مى نگرد به زبان مى آورد و چه بسا قلب و طینت معصیت کارش با آن هماهنگ نباشد وَ لَوْ رُدُّوا لَعٰادُوا لِمٰا نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ انعام 28 بیان این توبۀ نامقبول تبیین و تأکید توبۀ مقبول است که در آیۀ سابق آمده است و از « حَتّٰى إِذٰا حَضَرَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ » بیان «مِنْ قَرِیبٍ » است: هر چه زودتر تا هنگام مرگ نه توبۀ گناهکارى که رو به گناه مى رود تا هنگام مرگ، پذیرفته است و نه آنان که به حال کفر مى میرند

وَ لاَ اَلَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفّٰارٌ نظر به پشیمانى است که در حال مرگ رخ مى دهد و یا پس از آن که هنگام مشاهدۀ نتایج عقاید و اعمال است و یا مقصود از توبه پذیرش خداوند است

این دو آیه جامعترین آیات دربارۀ اصول توبه ایست که خداوند تعهد پذیرش آن را کرده، و توبه اى که پذیرفته نمى شود در این بیان وسائط و توبه هایى هست که بسته به حالت تائب و رحمت واسعۀ خداوند تواب دارد و آن را جز خدا نمى داند و این یگانه راهى است که قرآن کریم به روى آلودگان و ساقط شدگان در گناه باز نموده که منشأ آن همان علم و آگاهى و انقلاب معنوى و تجدید حیات مى باشد نه گناه بخشى مسیحیان و اسناد تجارت آن و نه ملعون و شکنجه شدن مصلوب براى نجات دیگران و جبران گناهان آدم و فرزندان و نه شفاعت بى حساب و اذن چون انسان پدیده اى قابل تحوّل است، باید با اختیار و ارادۀ خود و استمداد از خدا، توفیق توبه را فراهم کند، آن گاه با آگاهى کامل و تصمیم قاطع، انقلابى در درون خود پدید آرد سراسر آیات و روایات توبه، از فروع همین اصولى است که در این دو آیه آمده و همچنین وضع و قابلیت و ارادۀ انسانى [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عرفانی اشراق
وَ لَیْسَتِ اَلتَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ اَلسَّیِّئٰاتِ حَتّٰى إِذٰا حَضَرَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قٰالَ : إِنِّی تُبْتُ اَلْآنَ وَ لاَ اَلَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفّٰارٌ، أُولٰئِکَ أَعْتَدْنٰا لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً

توبه این نیست که کسى به اعمال زشت مشغول شود، تا وقتى که مى خواهد مرگ او را دریابد، پس بگوید: الآن من توبه کردم و نیز کسى که در حال مرگ است و مى خواهد بمیرد، و کافر است بگوید: توبه کردم، توبه اش قبول نیست ما براى اینان عذابى دردناک آماده ساختیم

عقل آن حقیقتى است که بقیّه قواى فکرى، لشگریان او هستند انسانى که زیاد توبه مى کند، و باز آن را مى شکند، همچون مسافرى است که وسایل سفر خود را بر شترانى مى بندد، و به همراه شترانِ دیگر راه را آغاز مى کند، امّا در بین راه از دیگر شتران جدا گشته و راه خود را طى مى کند غرض معرفت عرفانى فراز و نشیب دارد، نباید در بین راه مسیر توانمند راه عرفانى و دریچه هاى به غیب را با رویکرد منفى خود مسدود کنیم او مثالى مى زند که وقتى موسى در برابر فرعون قرار گرفت، و او مى خواست از او اقرار بگیرد که او فرزند غلام فرعون عمران است، موسى در پاسخ او جوابى دو پهلو داد که من و همۀ انسانها از خاک هستیم

عقل را باشد وفاى عهدها تو ندارى عقل رَوْ اى خَرْبَها عقل را یاد آید از پیمانِ خود پردۀ نسیان به دَرَّاند خرد چون که عقلت نیست، نسیان میرِ تُوست دشمن و باطل کنِ تدبیرِ تُوست از کمىِّ عقل پروانۀ خسیس یاد نآرد زآتش و سوز و حَسیس

چون که پَرَّش سوخت توبه مى کند آز و نِسیانش بر آتش مى زند ضبْط و درک و حافظى و یادْداشت عقل را باشد که عقل آن را فراشت چون که گوهر نیست، تابَش چون بُوَد؟ چون مُذَکِّر نیست، اِیابش چون بُوَد؟ این تمنّى هم ز بى عقلىِّ اوست که نبیند کآن حماقت را چه خُوست آن ندامت از نتیجۀ رنج بود نه ز عقلِ روشنِ چون گنج بود چون که شد رنج، آن ندامت شد عدم مى نَیَرْزد خاک، آن توبه و ندم آن ندم از ظلمتِ غم بست بار پس کلامُ اللَّیْلِ یَمْحُوهُ النَّهار چون برفت آن ظلمتِ غم، گشت خوش هم رود از دل نتیجه و زاده اش مى کند او توبه و پیرِ خِرَد بانگ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا مى زند عقل ضدّ شهوت است اى پهلوان آن که شهوت مى زند عقلش مخوان وَهْم خوانش آن که شهوت را گداست وَهم قلبِ نقدِ زرِّ عقل هاست بى محک پیدا نگردد وهم و عقل هر دو را سوى محک کن زود نَقل این محک قرآن و حال انبیا چون محک مر قلب را گوید: بیا تا ببینى خویش را ز آسیبِ من که نئى اهل فراز و شیب من عقل را گر ارّه اى سازى دو نیم همچو زر باشد در آتش او بسیم وهم مر فرعون عالم سوز را عقل مر موسىّ جان افروز را رفت موسى بر طریق نیستى گفت فرعونش بگو تو کیستى ؟ گفت: من عقلم رسولِ ذوالجلال حجّةُ اللّٰهَم، امانم از ضلال گفت نى خامش رها کن هاى و هو نسبت و نام قدیمت را بگو گفت که نسبت مرا از خاک دانش نام اصلم کمترینِ بندگانْش بندۀ زادۀ آن خداوندِ وحید زاده از پشت جوارى و عبید نسبت اصلم ز خاک و آب و گِل آب و گِل را داد یزدان جان و دل مرجَع این جسمِ خاکم هم به خاک مرجِعِ تو هم به خاک، اى سهمناک اصل ما و اصلِ جمله سرکشان هست از خاکى و آن را صد نشان
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ لَیْسَتِ اَلتَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ اَلسَّیِّئٰاتِ حَتّٰى إِذٰا حَضَرَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قٰالَ إِنِّی تُبْتُ اَلْآنَ خدا توبۀ کسى را که در پیشگاه او توبه کند مى پذیرد؛ لکن مشروط به آن که وى پیش از ظاهر شدن نشانه هاى مرگ توبه کند اما کسى که نشانه هاى مرگش ظاهر شده و توبه مى کند، توبه اش پذیرفته نخواهد شد؛ زیرا این توبه، توبۀ شخص ناتوانى است که از پاداش و نصیب خود، ناامید شده است حال این سؤال مطرح مى شود: شما دربارۀ روایتى که از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله نقل شده است، چه مى گویید؛ آن حضرت فرمود: «کسى که یک ساعت پیش از رسیدن مرگ خود توبه کند، خدا توبۀ او را مى پذیرد یک ساعت زیاد است؛ کسى که توبه کند، درحالى که روحش به اینجا به گلویش اشاره مى کند رسیده باشد، خدا توبۀ او را مى پذیرد»

پاسخ: در این روایت از چند جهت اشکال است:
اوّلا، روایت فوق با کتاب خدا مخالف است از پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله نقل شده که فرمود:
«در زندگى ام بر من فراوان دروغ مى بندند و پس از مرگم این دروغ بستن ها افزایش پیدا خواهد کرد کسى که بر من دروغ ببندد، نشیمنگاهش از آتش پر مى شود هرگاه از من حدیثى به شما رسید، آن را بر کتاب خدا عرضه کنید، آنچه را با کتاب خدا سازگار باشد بگیرید و آنچه را مخالف کتاب خدا باشد به دور اندازید»
ازاین رو، به حدیثى که مى گوید: «اگر روح به گلو رسد، توبه پذیرفته مى شود» اعتنا نمى کنیم بعید نیست که حاکمان جور در دوران امویان و عباسیان به برخى از مزدوران خود دستور داده باشند که این حدیث را برایشان جعل نمایند تا بدین وسیله بر زیردستان خود احتجاج کنند که خداوند آنها را در ستم و ایجاد فساد آزاد گذاشته است؛ چه، هر حاکمى گروهى از فقها را در کنار خود داشت که اعمال او را توجیه مى کردند و دین را برطبق خواسته ها و هوس هاى این شیاطین تفسیر مى کردند

ثانیا، پذیرفته شدن توبه در هنگام مرگ، موجب تشویق انسان به ارتکاب گناه و معصیت مى شود و این، عمل شیطان است نه عمل رحمان
ثالثا، خداوند، عمل را از شخص در صورتى مى پذیرد که با اراده و آزادى کامل از وى صادر شده باشد بدیهى است که انسان وقتى در برابر عمل آزادى دارد که هم توان فعل آن را داشته باشد و هم توان ترک آن را؛ اما اگر توان یکى از این دو را داشته باشد، مختار نخواهد بود از این گونه است توبۀ هنگام مرگ؛ زیرا فرض بر این است که توبه کنندۀ در این حالت از ارتکاب گناه و معصیت ناتوان است درست مانند آنهایى که در روز قیامت مى گویند: «رَبَّنَا اِکْشِفْ عَنَّا اَلْعَذٰابَ إِنّٰا مُؤْمِنُونَ ؛ پروردگارا! عذاب را از ما بردار که ما به تو ایمان داریم» اگر خدا توبه را از کسى که در آستانۀ مرگ است بپذیرد، سزاوار است آن را از کسانى که در جهنم گرفتار عذابند نیز بپذیرد و فرق گذاشتن میان این دو نارواست ازاین رو، خداوند آنها را مساوى دانسته و یکى را بر دیگرى عطف کرده؛ زیرا فرموده است: وَ لاَ اَلَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفّٰارٌ؛ یعنی همچنین خدا از کسانى‏‌که کافر از دنیا مى‏‌روند و از کفر خود پشیمان نمى‌‏شوند، مگر زمانى که عذاب را در روز قیامت ببینند، توبه را نمى‌‏پذیرد؛ روزى که آنها در راه رسیدن به آن هستند؛ چنان‏که آیات 99 و 100 سوره مؤمنون بر این موضوع دلالت دارد: «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ چون یکى‏شان را مرگ فرارسید، گوید: اى پروردگار من! مرا بازگردان. شاید کارهاى شایسته‌‏اى را که ترک کرده بودم به جاى آورم. هرگز! این سخنى است که او مى‏‌گوید و پشت سرشان تا روز قیامت مانعى است که بازگشت نتوانند».
آرى، از دیدگاه عقل رواست که خداوند، گناهکاران را از باب تفضل و بزرگوارى ببخشد، هرچند آنان توبه نکنند؛ لکن این موضوع، چیزى است و پذیرش توبه در هنگام مرگ چیزى دیگر. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
خداوند سبحان حکم فرموده بمساوات حال کسانى که مسامحه در امر توبه مى نمایند تا زمان حضور مرگ با کسانى که بحال کفر مى میرند در نفى توبه براى مبالغه در عدم اعتناى به چنین توبۀ از آنها مانند آنکه بفرماید وجود چنین توبه با عدم آن یکسان است و بنظر حقیر مبالغه نیست و این آیه هم مؤکد همان تحقیق است که در آیه قبل شد که خداوند فرموده توبه در آنجا محقق است و در این دو جا محقق نیست و باز مؤید حقیر روایت فقیه است از حضرت صادق (ع) در این آیه که فرمود این در وقتى است که مشاهده نماید امر آخرت را و بعضى گفته اند مراد از عاملین سوء عصاة مؤمنین مى باشند و مراد از عاملین سیئات منافقین هستند که حالشان از کفار اشد است و قسم سوم کفار ظاهرى مى باشند که در ذیل آیه تصریح شده و تحقیق همانست که عرض شد
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.