از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(وان اردتم استبدال زوج مکان زوج و اتیتم احدهن قنطارا فلاتاخذوا منه شیئا اتاخذونه بهتانا و اثما مبینا):(و اگر خواستید به جای همسری که دارید همسری بگیرید ،حتی اگر به همسر اول یک پوست گاو پر از طلا کابین داده اید، نباید چیزی از آن را پس بگیرید ،آیا از روی بهتان و گناهی آشکارمی خواهید آن را بگیرید؟)،یعنی اگر همسری را خواستید جانشین همسر اول کنید در این صورت هر قدر هم مهریه همسر اول زیاد باشد ،نباید چیزی از آن رااز او پس بگیرید، چون این عمل (بهتان )یعنی سخن و عملی است که شنونده وبیننده را مبهوت می کند و بیشتر در سخن کذب بکار می رود و در واقع عملی بیجا و تجاوز گرانه است و در عین حال گناه نیز می باشد، پس باز ستاندن مهریه گناهی ظاهر و ظلمی قبیح است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي - برگزیده تفسیر نمونه
این آیه نیز براى حفظ قسمت دیگرى از حقوق زنان نازل گردیده و مى‏گوید: «و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگرى به جاى همسر خود انتخاب کنید و مال فراوانى (به عنوان مهر) به او پرداخته‏اید، چیزى از آن را نگیرید» (وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَکانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً).

سپس اشاره به طرز عمل دوران جاهلیت در این باره که همسر خود را متهم به اعمال منافى عفت مى‏کردند نموده، مى‏فرماید: «آیا براى باز پس گرفتن (مهر) زنان متوسل به تهمت و گناه مى‏شوید» (أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً).

یعنى، اصل عمل، ظلم است و گناه، و متوسل شدن به یک وسیله ناجوانمردانه و غلط، گناه آشکار دیگرى است.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه السادات قاسمپور - تفسیر نور
«قِنطار» به معناى مال زیاد است که مانند پل و قنطره وسیله‏ى بهره‏بردارى است. در دوران جاهلیّت، بعضى که مى‏خواستند همسر دیگرى بگیرند، به همسر اوّل تهمت مى‏زدند تا او در فشار قرار گیرد و مهر خود را ببخشد تا شوهر طلاقش دهد، سپس شوهر از همان مهرِ برگردانده شده، همسر دیگرى مى‏گرفت. آیه، این سنّت جاهلى را نکوهش مى‏کند. 1- ازدواج مجدّد از نظر اسلام مجاز است. «استبدال زوج مکان زوج» 2- طلاق، به دست مرد است. «اردتم استبدال زوج» 3- مهریه زیاد، اشکالى ندارد، گرچه سفارش به مهریه کم شده است. «آتیتم احداهنّ قنطاراً» 4- مالکیّت انسان در چهارچوب قوانین الهى محدودیّت ندارد. «قنطاراً» 5 - اسلام، حامى حقوق زن است و ازدواج دوّم را به قیمت ضایع کردن حقّ همسر اوّل منع مى‏کند. «فلا تأخذوا منه شیئاً» 6- زن، حقّ مالکیّت دارد و مهریّه، بى‏کم وکاست باید به او تحویل شود. «فلاتأخذوا منه شیئا» 7- اگر شخصى به حقّ، مالک شد، نمى‏توان مالش را اگرچه زیاد باشد از او گرفت. «لاتأخذوا...» 8 - یکى از بدترین انواع ظلم، گرفتن مال مردم، همراه با توجیه کردن و تهمت زدن و بردن آبروى آنان است. «أتأخذونه بهتاناً واِثماً» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
و کان الرجل إذا طمحت عینه إلی استطراف امرأة ، بهت التی تحته و رماها بفاحشة حتی یلجئها إلی الافتداء منه بما أعطاها لیصرفه إلی تزوج غیرها . فقیل ( و إن أردتهم استبدال زوج ) الَیة . و القنطار : المال العظیم ، من قنطرت الشی ء إذا رفعته . و منه القنطرة ، لأنها بناء مشید . قال : کقنطرة الرومی أقسم ربها لتکتنفن حتی تشاد بقرمد و عن عمر رضی الله عنه أنه قام خطیبا فقال : أیها الناس ، لا تغالوا بصدق النساء ، فلو کانت مکرمة فی الدنیا أو تقوی عند الله لکان أولاکم بها رسول الله صلی الله علیه و سلم ، ما أصدق امرأة من نسائه أکثر من اثنی عشر أوقیة ، فقامت إلیه إمرأة فقالت له : یا أمیرالمؤمنین ، لم تمنعنا حقا جعله الله لنا و الله یقول ( و آتیتم إحداهن قنطارا ) فقال عمر : کل أحد أعلم من عمر ثم قال لأصحابه : تسمعوننی أقول مثل هذه القول فلا تنکرونه علی حتی ترد علی امرأة لیست من أعلم النساء . و البتهان : أن تستقبل الرجل بأمر قبیح تقذفه به و هو بری منه لأنه یبهت عند ذلک ، أی یتحیر . و انتصب ( بهتانا ) علی الحال ، أی باهتین و آثمین ، أو علی أنه مفعول له و إن لم یکن غرضا، کقولک : قعد عند القتال جبنا [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه
چو ان اردتم استبدال زوج ... این آیه نیز براى حمایت قسمت دیگرى از حقوق زنان نازل گردیده و به - عموم مسلمانان دستور مى‏دهد که بهنگام تصمیم بر جدائى از همسر و انتخاب همسر جدید حق ندارند چیزى از مهر همسر اول خود را کم بگذارند ، و یا اگر پرداخته‏اند پس بگیرند ، هر قدر هم مهر زیاد باشد که از آن تعبیر به قنطار شده است و همانطور که در سابق گفتیم قنطار معنى مال و ثروت زیاد است .
راغب در کتاب مفردان مى‏گوید اصل قنطار از قنطره به معنى پل است و چون اموال زیاد همچون پلى هستند که انسان در زندگى مى‏تواند از آنها استفاده کند ، از این جهت به آن قنطار گفته‏اند.
زیرا فرض این است که طلاق در اینجا بخاطر منافع شوهر صورت مى‏گیرد نه بخاطر انحراف زن از جاده عفت ، بنا بر این دلیلى ندارد که حق مسلم آنها پایمال شود.
ا تاخذونه بهتانا و اثما مبینا سپس اشاره به طرز عمل دوران جاهلیت در این باره که همسر خود را متهم به اعمال منافى عفت مى‏کردند نموده و مى‏فرماید : آیا براى باز پس گرفتن مهر زنان متوسل به تهمت و گناه آشکار مى‏شوید یعنى اصل عمل ، ظلم است و گناه ،و متوسل شدن به یک وسیله ناجوانمردانه و غلط ، گناه آشکار دیگرى است.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
شأن نزول: مروى است که در اول اسلام اگر شخصى زن صاحب جمالى مى دید، زن خود را به ناشایست و فحش نسبت مى داد و او را مى رنجانید، تا آنکه زن به تنگ آمده، از سر مهر مى گذشت و مرد او را طلاق مى گفت؛ حق تعالى منع آن فرمود: وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اِسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ :و اگر خواهید شما به واسطۀ کراهت از صحبت زوجات، بدون وقوع نشوز و فاحشه، از آنها طلب بدل کردن زنى بجاى زن دیگر، وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً :و داده باشید یکى از ایشان را که داعیۀ طلاق او دارید، مال بسیارى به جهت مهر، فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً :پس فرامگیرید و اخذ نکنید از آنچه داده اید چیزى را، خواه اندک باشد یا بسیار

طعن: فخر رازى و ابن ابى الحدید و سایر محدثان خاصه و عامه نقل نموده اند که: روزى عمر در خطبه اى گفت: اگر بشنوم زنى در صداق خود زیاده از مهر زنان پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم گرفته، آن را پس خواهم گرفت! (به نقل دیگر در بیت المال گذارم ) زنى برخاست، گفت: خدا تو را رخصت این کار نداده، فرماید: وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً عمر گفت: همۀ مردم داناتر و فقیه ترند از عمر، حتى زنان پرده نشین بنابراین کسى که تا این درجه جاهل به احکام اللّه باشد، چسان قابلیت منصب امامت را خواهد داشت ؟ بعد از آن، بر سبیل انکار و توبیخ خطاب مى فرماید که: أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً :آیا مى گیرید چیزى از آن زن به باطل و ستم و جرمى ظاهر و گناهى هویدا؟ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » پرتوی از قرآن
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اِسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً معطوف است به «فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ » : اگر زنى را پسندیده نداشتید و نخواستید سازگارى کنید که شاید خیر و سازگارى پیشه کنید و خواستید دیگرى را به جاى او گزینید، این ناپسندى و استبدال، نباید شما را وادارد که چون دیگرى را مى گزینید و مهر دیگرى باید بپردازید، مهر او را تأدیه نکنید و گویا براى توجه به همین است که به جاى «ان طلقتموهنّ ، و یا ان اردتم طلاقهنّ »، « إِنْ أَرَدْتُمُ اِسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ » آمده: اگر خواستید زنى را رها کنید و به جاى او همسر دیگرى گزینید، اگر یک قنطار مقدار زیاد به او مهر داده باشید، نباید چیزى از آن را باز گیرید

أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً استفهام انکارى و سرزنش آمیز است: آیا حق او را مى گیرید همراه بهتان و گناهى آشکارا؟ و این سرزنش قرینۀ آنست که نظر به موردى است همراه با کراهت زن که زن را با سرزنش و سرگردانى و سرافکندگى طلاق دهد و زن دیگرى را به جاى او آورد در مورد چنین زنى است که براى حفظ از سرفکندگى تأدیۀ همۀ مهر و اموال او را قرآن تأکید و خوددارى از آن را تهدید کرده است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عاملی
«وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اِسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ » 20 ابو الفتوح: اعراب اگر از زنى ناگوارى داشتند مهر او را مى گرفتند و بزنى دیگر مى دادند و این است مقصود از استبدال

فخر: روایت کرده اند: اگر کسى مى خواست با زن دیگر ازدواج کند، زن خود را متّهم مى کرد تا او بیچاره شود و مهر خود را به او بدهد و مرد آن را بمهر زن منظور خود بدهد آیه از این کار منع کرد، و گفته اند این آیه مى فهماند که جایز است زیاد روى در قباله ى زنها، و روایت شده است: عمر رضى اللّه عنه بر منبر رفت و گفت: اى مردم زیاده روى نکنید در مهر زنها و اندازه نگاه دارید زنى از پاى منبر بلند شد و گفت: اى پسر خطاب خدا اجازه مى دهد و زیاد مى بخشد و تو جلوگیر مى شوى ؟ آنگاه این آیه را خواند، عمر گفت: «کل النّاس افقه من عمر» همه از عمر فهمیده ترند

«أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً» 20 فخر: براى بهتان چند مناسبت نقل است: 1 چون مهر مال زن است گرفتن از او انکار این حکم است و بهتان است

2 هنگام عقد مهر را تعهّد کرده است و پس گرفتن آن بهتان تعهّد است

3 چون براى پس گرفتن مهر زنها را متّهم مى کردند این گرفتن هم بهتانى است مانند بهتان آنها و هم امام از زجّاج و زمخشرى و دیگران چند جهت براى نصب و زبر کلمه ى «بهتانا» نقل کرده است که در نتیجه چنین معنى مى شود: چه گونه این مال را با انجام عمل بهتان تصرّف مى کنید و یا در برابر بهتان مى گیرید و یا براى بهتان و در نتیجه ى عمل بهتان تصرّف مى کنید و یا با گرفتن این مال مرتکب بهتان مى شوید [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اِسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً از بعض مفسرین است که در توجیه آیه گفته مردى اراده کرد زنش را رها کند او را به فاحشگى نسبت داد تا اینکه مضطر گردد به اینکه مهرش را به او برگرداند خداى تعالى این آیه را نازل گردانید که اگر شما خواستید زن خود را تبدیل بزن دیگر کنید و زن دیگرى بجاى او بگیرید و به آنها قنطارى داده باشید یعنى مهر آنها قنطار باشد(مال زیاد را قنطار گویند)نباید از او بگیرید (أَ تَأْخُذُونَهُ ) همزه استفهام در مقام انکار است که آیا شما حق آنها را مى گیرید در حال بهتان که نسبت ناروا به آنها داده اید و این گناهى است ظاهر و هویدا [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اِسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً معناى آیه روشن است و در آیۀ 49 از سورۀ احزاب خلاصه مى شود: «وَ سَرِّحُوهُنَّ سَرٰاحاً جَمِیلاً ؛ به نیکوترین وجه رهایشان کنید» مراد از سراح جمیل (به نیکوترین وجه رها کردن) طلاق همراه با پرداخت همۀ حقوق زن است علما در تعریف «قنطار» اختلاف نظر دارند و در این باره، ده قول وجود دارد قول درست آن است که «قنطار» کنایه از کثرت مى باشد در این باره، داستان اعتراض زنى به عمر، هنگامى که مى خواست مهر زن را محدود کند، مشهورتر از آن است که ذکر شود آن زن با خواندن همین آیه به عمر اعتراض کرد

أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً؛ یعنى آیا آن را [مالى که به زن دادید] به باطل و به زور مى گیرید؟ از قبیل ستم کردن با تهمت زدن

حال این سؤال مطرح مى شود: چرا خداوند، تنها گرفتن مال زوجه را به هنگام تبدیل او به زوجه اى دیگر بیان کرده، بااینکه مى دانیم گرفتن مال زوجه در هر حالت حرام است ؟
پاسخ: تردیدى نیست که گرفتن مال زوجه حرام است؛ خواه مرد به جاى او همسرى دیگر برگزیند و خواه برنگزیند شاید حکمت اینکه خدا تنها صورتى را یادآور شده که مرد همسر دیگرى انتخاب کند آن باشد که ممکن است شوهر خیال کند، مى تواند مهر اوّلى را بگیرد و به دومى بدهد؛ زیرا دومى جانشین اوّلى مى شود و هرچه از آن همسر قبلى بود، به همسر بعدى تعلق مى گیرد ازسوى دیگر دادن مهر به دو زن نیز براى مرد مشکل است، لذا خداوند با این بیان، آن توهّم را برطرف مى کند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اِسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ ،عرب را عادت بودى که چون زنى کردندى و مهرى دادندى او را،آنگه ایشان را از او ملالى بودى،آنچه او را داده بودندى از او بستدندى و به مهر دیگرى دادندى حق تعالى از این نهى کرد و گفت: اگر خواهى که زنى را[به دیگرى] بدل کنى ،و آن زن اوّل را قنطارى زر یا سیم داده باشى به مهر یا به هبه،روا نیست شما را که از او بازگیرى الّا که از او نشوزى بود یا فاحشه

و تفسیر«قنطار»برفت،و مراد آن که عبارت است از مال بسیار،آنگه گفت: أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً ،لفظ استفهام است و مراد تقریع[300 پ]و توبیخ و انکار،و نصب«بهتانا و إثما»بر تمیز باشد و گفته اند:به اضمار فعلى مقدّر، و التقدیر:أ تأخذونه فتصیبون فی أخذه بهتانا و إثما مبینا [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.