از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(وان خفتم الا تقسطوا فی الیتامی فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و رباع ):(و اگر ترسیدید که مبادا در باره یتیمان مراعات عدل و داد رانکنید، پس زنان را به نکاح خود در آورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است ، دو یا سه یا چهارتا (نه بیشتر))چون در جاهلیت به علت جنگ وخونریزی مدام ، یتیمان زیاد بودند و با نهی قرآن از اختلاط و خوردن اموال آنان مسلمانان در حرج افتادند و لذا آیات بعدی نازل شد که آنها را امر به اختلاط درضمن مراعات قسط نمود ،در این آیه در حقیقت می خواهد بگوید،اگر ترسیدیدکه با دختران یتیم و بی پدر ازدواج کنید و می ترسید که نتوانید عدالت را در موردآنان اجرا کنید در این صورت با هر که دلتان می خواهد ازدواج کنید، یکی ،دوتا،سه تا و چهار تا و این امر محدود کردن ازدواجهای نامحدودی بود که درجاهلیت واقع می شد، (فان خفتم الا تعدلوا فواحده او ما ملکت ایمانکم ذلک ادنی الا تعولوا):(و اگر ترسیدید که عدالت را رعایت نکنید ،پس یک زن بگیریدیا به کنیزی که دارید اکتفاء کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکاری است ) لذا هر کس گمان این را می برد که نمی تواند عدالت را بین زنان بجا آورد،پس به یک زن و یا کنیزانش اکتفاء کند ،چون خداوند حکم عدالت بین کنیزان راواجب نفرموده است ، و (عول ) به معنای میل و انحراف است ،یعنی این عمل شمارا به منحرف نشدن از راه میانه و حد وسط نزدیکتر می کند ،پس اساس تشریع احکام نکاح برقسط و عدالت و از بین بردن انحراف می باشد . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : سلام در متن قران فرموده هر کس را که می خواهید ازدواج کنید اول فرموده دوتا سه تا وچهارتا سپس فرموده اگر از عدالت می ترسید یک زن بگیرید یعنی مطلوب خداوند اول بر پایه دو یا سه یا چهار بوده چون از مقتضای طبع مرد آگاه است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي
در این آیه اشاره به یکى دیگر از حقوق یتیمان مى‏کند و مى‏فرماید:

«اگر مى‏ترسید به هنگام ازدواج با دختران یتیم رعایت حق و عدالت را در باره حقوق زوجیت و اموال آنان ننمایید از ازدواج با آنها چشم بپوشید و به سراغ زنان دیگر بروید» (وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ).
سپس مى‏فرماید: «از آنها دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر به همسرى خود انتخاب کنید» (مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ).

سپس بلافاصله مى‏گوید: این در صورت حفظ عدالت کامل است «اما اگر مى‏ترسید عدالت را (در مورد همسران متعدد) رعایت ننمایید تنها به یک همسر اکتفا کنید» تا از ظلم و ستم بر دیگران بر کنار باشید (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً).
«و یا (به جاى انتخاب همسر دوم) از کنیزى که مال شما است استفاده کنید» زیرا شرایط آنها سبکتر است، اگر چه آنها نیز باید از حقوق حقه خود برخوردار باشند (أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ).

«این کار (انتخاب یک همسر و یا انتخاب کنیز) از ظلم و ستم و انحراف از عدالت، بهتر جلوگیرى مى‏کند» (ذلِکَ أَدْنى‏ أَلَّا تَعُولُوا).

در باره عدالت همسران، آنچه مرد موظف به آن است رعایت عدالت در جنبه‏هاى عملى و خارجى است چه این که عدالت در محبتهاى قلبى خارج از قدرت انسان است
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تفسیر را که تفسیر نمونه است وارد نمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه نصيري خليلي - تفسیر نور
1- اسلام، حامى محرومان، به ویژه یتیمان و بالاخص دختران یتیم است، آن هم در مسأله‏ى عفّت و زناشویى و پرهیز از سوء استفاده از آنان. «...فى‏الیتامى»
2- لازم نیست براى ترک ازدواج با یتیمان، یقین به بى‏عدالتى داشته باشیم، احتمال و ترس از آن هم کافى است. «ان خفتم»
3- در انتخاب همسر، مى‏توان سراغ ایتام رفت، مگر آنکه خوف بى‏عدالتى باشد. «ان خفتم... فانکحوا»
4- در انتخاب همسر، تمایل قلبى یک اصل است. «طاب لکم»
5 - اسلام، با تعدّد همسر براى مرد، فى‏الجمله موافق است. «فانکحوا... مثنى و ثلاث و رباع فان خفتم... فواحدة»
6- تعدّد زوجات، هم محدود به چهار همسر است و هم مشروط به مراعات. ه است.[229] «فانکحوا... رباع فان خفتم... فواحدة»

--------------------------------------------------------------------------------
229) تفسیر نورالثقلین، ج‏1، ص‏439 ؛ کافى، ج‏5، ص‏363.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
و لما نزلت الَیة فی الیتامی و ما فی إکل أموالهم من الحوب الکبیر ، خاف الأولیاء أن یلحقهم الحوب بترک الإقساط فی حقوق الیتامی ، و أخذوا یتحرجون من ولایتهم ، و کان الرجل منهم ربما کان تحته العشر من الأزواج و الثمان و الست فلا یقوم بحقوقهن و لا یعدل بینهن ، فقیل لهم : إن خفتم ترک العدل فی حقوق الیتامی فتحرجتم منها ، فخافوا أیضا ترک العدل بین النساء فقللوا عدد المنکوحات ، لأن من تحرج من ذنب أو عنه و هو مرتکب مثله فهو غیر متحرج و لا تائب ، لأنه إنما وجب أن یتحرج من الذنب و یتاب عنه لقبحه . و القبح قائم فی کل ذنب ، و قیل : کانوا لا یتحرجون من الزنا و هم یتحرجون من و لایة الیتامی ، فقیل : إن خفتهم الجور فی حق الیتامی فخافوا الزنا ، فانکحوا ما حل لکم من النساء ، و لاتحوموا حول المحرمات . و قیل : کان الرجل یجد الیتیمة لها مال و و جمال أو یکون ولیها، فیتزوجها ضنا بها عن غیره ، فربما اجتمعت عنده عشر منهن ، فیخاف لضعفهن و فقد من یغضب لهن أن یظلمهن حقوقهن و یفرط فیما یجب لهن ، فقیل لهم : إن خفتم أن لا تقسطوا فی یتامی النساء فانکحوا من غیرهن ما طاب لکم . و یقال للإناث الیتامی کما یقال الذکور ، و هو جمع یتیمة علی القلب ، کما قیل : أیامی ، و الأصل : أیائم و یتائم . و قرأ النخعی ( تقسطوا ) بفتح التاء علی أن لا مزیدة مثلها فی ( لئلا یعلم ) یرید : و إن خفتم أن تجوروا ( ما طاب ) ما حل ( لکم من النساء ) لأن منهن ماحرم کاللاتی فی آیة التحریم . و قیل (ما) ذهابا إلی الصفة . و لأن الإناث العقلاء یجرین مجری غیر العقلاء : و منه قوله تعالی ( أو ما ملکت أیمانکم ) ( مثنی و ثلاث و رباع ) معدولة عن أعداد مکررة ، و إنما منعت الصرف لما فیها من العدلین : عدلها عن صیغها ، وعدلها عن تکررها ، و هی نکرات یعرفن بلام التعریف . تقول : فلان ینکح المثنی و الثلاث و الرباع ، و محلهن النصب علی الحال مما طاب ، تقدیره : فانکحوا الطیبات لکم معدودات هذا العدد ، ثنتین ثنتین ، و ثلاثا ثلاثا ، و أربعا أربعا . فإن قلت : الذی أطلق للنا کح فی الجمع أن یجمع بین ثنتین أو ثلاث أو أربع ، فما معنی التکریر فی مثنی و ثلاث و رباع ؟ قلت : الخطاب للجمیع ، فوجب التکریر لیصیب کل نا کح یرید الجمع ما أراد من العدد الذی أطلق له ، کما تقول للجماعة : اقتسموا هذا المال و هو ألف درهم درهمین درهمین ، و ثلاثة ثلاثة ، و أربعة أربعة . و لو أفردت لم یکن له معنی . فإن قلت : فلم جاء العطف بالواو دون أو ؟ قلت : کما جاء بالواو فی المثال الذی حذوته لک . و لو ذهبت تقول : اقتسموا هذا المال درهمین درهمین ، أو ثلاثة ثلاثة ، أو أربعة أربعة : أعلمت أنه لا یسوغ لهم أن یقتسموه إلا علی أحد أنواع هذه القسمة ، و لیس لهم أن یجمعوا بینها فیجعلوا بعض القسم علی تثنیة ، و بعضه علی تثلیت ، و بعضه علی تربیع . و ذهب معنی تجویز الجمع بین أنواع القسمة الذی دلت علیه الواو . و تحریره : أن الواو دلت إطلاق أن یأخذ الناکحون من أرادوا نکاحها من النساء علی طریق الجمع ، إن شاؤا مختلفین فی تلک الأعداد ، و إن شاؤا متفقین فیها ، محظورا علیهم ماوراء ذلک . و قرأ إبراهیم : و ثلث و ربع ، علی القصر من ثلاث و رباع ( فإن خفتم ألا تعدلوا ) بین هذه الأعداد کما خفتم ترک العدل فیما فوقها ( فواحدة ) فالزموا ، أو فاختاروا واحدة و ذروا الجمع رأسا . فإن الأمر یدور کله مع العدل ، فأینما وجدتم العدل فعیلکم به . و قرئ ( فواحدة ) بالرفع علی : فالمقنع واحدة ، أو فکفت واحدة ، أو فحسبکم واحدة ( أو ما ملکت أیمانکم ) سوی فی السهولة و الیسر بین الحرة الواحدة و بین الإماء ، من غیر حصر ولا توقیت عدد . و لعمری أنهن أقل تبعة و أقصر شغبا و أخف مؤنة من المهائر ، لا علیک أکثرت منهمن أم أقللت ، عدلت بینهن فی القسم أم لم تعدل ، عزلت عنهن أم لم تعزل . و قرأ ابن أبی عبلة : من ملکت ( ذلک ) إشارة إلی اختیار الواحدة و التسری ( أدنی ألا تعولوا ) أقرب من أن لا تمیلوا ، من قولهم : عال المیزان عولا ، إذا مال . و میزان فلان عائل ، و عال الحاکم فی حکمه إذا جار . و روی أن أعرابیا حکم علیه حاکم فقال له : أتعول علی . و قد روت عائشة رضی الله عنها عن النبی صلی الله علیه و سلم " ألا تعولوا : أن لا تجوروا " والذی یحکی عن الشافعی رحمه الله أنه فسر ( أن لاتعولوا ) أن لا تکثر عیالکم ، فوجهه أن یجعل من قولک : عال الرجل عیاله یعولهم ، کقولهم : مانهم یمونهم ، إذا أنفق علیهم ، لأن من کثر عیاله لزمه أن یعولهم ، و فی ذلک ما یصعب علیع المحافظة علی حدود الکسب و حدود الورع و کسب الحال و الرزق الطیب . و کلام مثله من أعلام العلم و أئمة الشرع و رؤس المجتهدین ، حقیقی بالحمل علی الصحة و السداد ، و أن لا یظن به تحریف تعیلوا إلی تعولوا ، فقد روی عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه : لا تظنن بکلمة خرجت من فی أخیک سوءا و أنت تجد لها فی الخیر محملا . و کفی بکتابنا المترجم بکتاب " شافی العی من کلام الشافعی " شاهدا بأنه کان أعلی کعبا و أطول باعا فی کلام العرب ، من أن یخفی علیه مثل هذا ، و لکن للعلماء طرقا و أسالیب . فسلک فی تفسیر هذه الکلمة طریقة الکنایات . فإن قلت : کیف یقل عیال من تسری ، و فی السرائر نحو ما فی المهائر ؟ قلت : لیس کذلک ، لأن الغرض بالتزوج التوالد و التناسل بخلاف التسری ، و لذلک جاز العزل عن السراری بغیر إذنهن ، فکان التسری مظنة لقلة الولد بالإضافة إلی التزوج ، کتزوج الواحدة بالإضافة إلی تزوج الأربع . و قرأ طاوس : أن لا تعیلوا ، من أعال الرجل إذا کثر عیاله ، و هذه القراءة تعضد تفسیر الشافعی رحمه الله من حیث المعنی الذی قصده .
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  شهرام سليمان زاده - تفسیر نور
بعضى مردان، دختران یتیم را براى تکفّل و سرپرستى به خانه مى‏بردند، بعد هم با آنان، با مهریه‏ى کم ازدواج کرده و به آسانى هم آنان را طلاق مى‏دادند. آیه نازل شد که اگر از بى‏عدالتى بیم دارید، با زنان دیگر ازدواج کنید. آیه‏ى قبل، درباره‏ى رعایت عدالت در اموال یتیمان بود، این آیه، فرمان عدالت در ازدواج با دختران یتیم است.
درباره‏ى حکمتِ تعدّد زوجات، مى‏توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف: تلفات مردها در جنگ‏ها و حوادث بیشتر است و زنانى بیوه مى‏شوند.
ب: جوانان، کمتر حاضرند با بیوه ازدواج کنند.
ج: همه‏ى زنان بیوه و بى‏همسر، تقواى کافى و قدرت کنترل خود را ندارند.
د: زنان در هرماه، مدّتى عذر دارند و مسائل زناشویى تعطیل است.
نتیجه آنکه براى حفظ حقوق بیوه‏ها طبق شرایطى مرد مى‏تواند همسر دوّم بگیرد تا مشکل هر دو طرف حل شود.
سؤال: در این آیه مسئله‏ى بى‏عدالتى به صورت مشکوک بیان شده است: «ان خفتم الا تقسطوا»، امّا در آیه 129 همین سوره مى‏فرماید: «لن تستطیعوا» که شما قدرت آن را ندارید، این دو آیه را چگونه مى‏توان جمع نمود؟
پاسخ: در مسائل مادّى مانند لباس، مسکن، خوراک و هم‏خوابى باید عادل باشید و اگر مى‏ترسید عادل نباشید برنامه دیگرى را براى خود تنظیم کنید، ولى در آیه 129 مى‏فرماید: شما هرگز قدرت بر عدالت ندارید که مراد عدالت در علاقه و تمایلات قلبى است چون علاقه در اختیار انسان نیست تا بتواند آن را یکسان تقسیم کند. این پاسخ با استفاده از حدیثى از امام صادق‏علیه السلام مى‏باشد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه

و ان خفتم الا تقسطوا فى الیتامى فانکحوا ... به دنبال دستورى که در آیه سابق براى حفظ اموال یتیمان داده شد در این آیه اشاره به یکى دیگر از حقوق آنها مى‏شود و آن اینکه : اگر مى‏ترسید به - هنگام ازدواج با دختران یتیم رعایت حق و عدالت را در باره حقوق زوجیت و اموال آنان ننمائید از ازدواج با آنها چشم بپوشید و به سراغ زنان دیگر بروید.
با توجه به آنچه گفته شد تفسیر آیه کاملا روشن است و پاسخ این سؤال که چرا آغاز آیه در باره یتیمان و پایان آن در باره ازدواج است و این دو ظاهرا با هم سازگار نیست روشن میگردد ، زیرا صدر و ذیل آیه هر دو در باره ازدواج است منتها در آغاز آیه مى‏گوید : اگر نمى‏توانید ازدواج با یتیمان را با اصول عدالت بیامیزید چه بهتر که از آن صرف نظر کنید سپس به سراغ زنان غیر یتیم بروید .
گرچه مفسران در این زمینه ، سخن بسیار گفته‏اند ، ولى آنچه از خود آیه بدست میاید همان است که در بالا اشاره شد یعنى خطاب در آیه متوجه به سرپرستان ایتام است که در آیه قبل براى حفظ اموال یتیمان دستورهاى مختلفى به آنها داده شده بود و در این آیه در باره ازدواج با یتیمان سخن میگوید که همانگونه که باید مراعات عدالت را در باره اموال آنها بنمائید در مورد ازدواج با دختران یتیم نیز با نهایت دقت رعایت مصلحت آنها را بکنید ، در غیر این صورت از ازدواج با آنها چشم بپوشید و زنان دیگرى انتخاب کنید .
از جمله شواهدى که تفسیر فوق را در باره آیه روشن مى‏سازد آیه 127 از همین سوره است که در آن صریحا مسئله رعایت عدالت را در باره ازدواج با دختران یتیم ذکر کرده است و توضیح آندر ذیل همان آیه خواهد آمد.
روایاتى که در ذیل آیه در کتب مختلف نقل شده نیز گواه این تفسیر است.
و اما روایتى که از امیر مؤمنان على (علیه‏السلام‏) نقل شده که میان اول و آخر این آیه مقدار زیادى از قرآن بوده و حذف شده است به هیچوجه از نظر سند اعتبار ندارد و اینگونه احادیث که دلالت بر تحریف یا اسقاط قسمتهائى از قرآن میکند یا از مجعولات دشمنان اسلام و منافقان براى بى اعتبار جلوه دادن قرآن است و یا بعضى از افراد چون نتوانسته‏اند ارتباط آغاز و انجام آیه را درک کنند چنین پنداشته‏اند که در اینجا حذف یا اسقاطى در کار بوده و تدریجا آن را به شکل روایتى جلوه داده‏اند ، در حالى که دانستیم جمله‏هاى آیه کاملا با یکدیگر ارتباط و پیوند دارد .
و از آنجا که روى سخن در آیه
به همه مسلمانان است معنى آیه چنین مى‏شود که شما براى دورى از ستم کردن در حق دختران یتیم میتوانید از ازدواج آنها خوددارى کنید و با زنانى ازدواج نمائید که موقعیت اجتماعى و فامیلى آنها به شما اجازه ستم کردن را نمیدهد و میتوانید از آنها دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر به همسرى خود انتخاب کنید .
منتها چون مخاطب ، همه مسلمانان بوده است تعبیر به دوتا دوتا و مانند آن شده است.
و گرنه جاى تردید نیست که حد اکثر تعدد زوجات ( آن هم با فراهم شدن شرائط خاصش ) بیش از چهار نفر نیست.
ذکر این نکته نیز لازم است که واو در جمله بالا به معنى او ( یا ) میباشد نه اینکه منظور این باشد که شما مى‏توانید دو همسر به اضافه سه همسر به - اضافه چهار همسر که مجموع آنها نه نفر مى‏شود انتخاب کنید زیرا اگر منظور این بود باید صریحا عدد نهذکر شود نه به این صورت از هم گسسته و پیچیده بعلاوه از نظر فقه اسلام این مسئله جزو ضروریات است که زائد بر چهار همسر مطلقا ممنوع است.
به هر حال آیه فوق دلیل صریحى است بر مسئله جواز تعدد زوجات منتها با شرائطى که به زودى به آن اشاره خواهد شد.
و ان خفتم الا تعدلوا فواحدة سپس بلا فاصله مى‏گوید : این در صورت حفظ عدالت کامل است ، اما اگر نمیتوانید عدالت را رعایت کنید به همان یک همسر اکتفا نمائید تا از ظلم و ستم بر دیگران بر کنار باشید.
او ما ملکت ایمانکم - و یا بجاى انتخاب همسر دوم از کنیزى که مال شما استاستفاده کنید زیرا شرائط آنها سبک‏تر است ( اگر چه آنها نیز باید از حقوق حقه خود برخوردار باشند).
ذلک ادنى الا تعولوا - این کار ( انتخاب یک همسر و یا انتخاب کنیز ) از ظلم و ستم و انحراف از عدالت ، بهتر جلوگیرى میکند ، ( در باره مسئله بردگى ونظر اسلام در این زمینه در آیات مناسب بحث کافى خواهیم کرد).


[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : مثنی با اثنین فرق دارد یعنی دو تا دو تا مثل اینکه بگویم شکلات را دوتا دو تا پخش کن حالا در آیه منظور چیست?
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
شأن نزول: در تفسیر اصحاب ما و در صحیح بخارى از عائشه نقل است که: یتیمه اى در حجر تربیت ولى بود، که ولایت و تصرف در مال او داشت و مى خواست او را در قید نکاح آورد و حق خدمت و تعیین مهر و مهر المثل ننماید و تصرف تام در مال او کند آیۀ شریفه نازل شد: وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تُقْسِطُوا فِی اَلْیَتٰامىٰ :و اگر مى ترسید اى اولیاى یتامى، آنکه عدالت نکنید و درستى ننمائید در اموال یتیمان، یعنى اگر مى دانید بعد از تزویج به ایشان، اداى رعایت حال آنها به وجه قسط و عدالت نخواهید نمود، فَانْکِحُوا مٰا طٰابَ لَکُمْ مِنَ اَلنِّسٰاءِ :پس نکاح کنید آنچه طیب و حلال باشد براى شما از زنان دیگر محلله غیر یتامى، نه محرمه، مَثْنىٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ :در حالتى که دودو باشند و سه سه و چهار چهار، یعنى مختارید از اعداد مذکوره هرکدام خواهید اختیار کنید

تنبیه: حصر در اربع و عدم جواز نکاح زاید در دوام اجماعى است؛ و ایضا در مجمع مروى است: قال الصّادق علیه السّلام لا یحلّ لماء الرّجل ان یجرى فى اکثر من اربعة ارحام من الحرائر فرمود حضرت صادق علیه السّلام حلال نیست که نطفۀ مرد جارى شود در اکثر از چهار رحم زنان آزاد ایضا «غیلان» ده زن داشت، چون اسلام آورد، پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: چهار زن را نگه دار و باقى را رها کن و اما فعل حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در نکاح نه زن، خارج است به دلیل منفصل، و داخل باشد در مخصصات النبى، مانند وجوب نماز شب خلاصه آنکه جایز است جمع میان اعداد مذکوره به این وجه: بعضى نکاح دو، و برخى سه، و بعضى چهار

فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تَعْدِلُوا :پس اگر بترسید از آنکه عدالت نتوانید نمود میان این زنان، فَوٰاحِدَةً أَوْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُکُمْ :پس اختیار کنید یا نکاح نمائید یک زن را، یا آنچه ملک یمین شما است از کنیزان خریده شده، به جهت قلّت مئونت آنها و عدم وجوب قسمت میان آنها ذٰلِکَ أَدْنىٰ أَلاّٰ تَعُولُوا :این تقلیل ازواج، یا اختیار واحده، یا ملک یمین، نزدیکتر است به آنکه میل ننمائید و انحراف نورزید و جور مکنید

تبصره: نزد امامیه، عدد مذکوره، مباح است مر احرار رجال را؛ اما عبید را جایز نیست اکثر از دو حرّه به عقد دوام یا چهار امه جمعى از مفسران گفته اند: چون اولیاء، زنى را از قبیلۀ خود به کسى دادى، مهر را گرفتى و هیچ چیز از آن را به آن زن ندادى؛ و اگر به قریۀ دیگرى فرستادى، او را بر شتر سوار، و به غیر آن شتر چیز دیگر به او ندادى؛ حق تعالى از این منع فرمود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تُقْسِطُوا فِی اَلْیَتٰامىٰ فَانْکِحُوا مٰا طٰابَ لَکُمْ مِنَ اَلنِّسٰاءِ مَثْنىٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تَعْدِلُوا فَوٰاحِدَةً أَوْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُکُمْ ذٰلِکَ أَدْنىٰ أَلاّٰ تَعُولُوا در شأن نزول این آیه در صحیح بخارى از عایشه نقل کرده اند که گفته در زمان رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم دختر یتیمى تحت تربیت کسى بود و ولایت تصرّف در مال او داشت و مى خواست با او ازدواج کند و حق خدمت و مهر او را ندهد و در مال او تصرف تام نماید این آیه (وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تُقْسِطُوا فِی اَلْیَتٰامىٰ ) تا آخر نازل گردید اشاره به اینکه اگر بر نفس خود مطمئن نیستید که بتوانید درباره دختران یتیم مراعات عدالت نمائید و حق آنها را بدهید از نکاح کردن با آنها خوددارى کنید و از زنهاى دیگر دوتا و سه تا و چهار عدد بگیرید و بین آنها تسویه و عدالت را مراعات نمائید

در این آیات راجع به سه مطلب که از بزرگترین و عموم ترین قوانین جامعه بشرى بشمار مى رود و تمدّن مدنى و اصلاح بین جمعیات منوط به عدالت و میانه روى به آن است طرح ریزى نموده و به نیکوتر وجهى و به واضح تر بیانى درباره این مطالب احکام و قوانینى ترتیب مى دهد و مسلمانان را موظف بر اجراء آن مى دارد و دانشمندان مى دانند که بقدرى این سه قانون که یکى قانون زناشوئى و دیگر قانون ارث و سوم راجع به ایتام روى میزان حکم عقل و منطق استوار گردیده که اگر نبود مگر همین سه قانون بر حقانیت و کامل بودن دین اسلام کافى بود چه جاى قوانین دیگر که هریک در جاى خود استوار است

اهل دانش اگر بنظر تحقیق بنگرند مى بینند در همین یک آیه در مال یتیم و در تعدّد زوجات چگونه عدالت را مراعات نموده و بقدرى از آیه تأکید بر مى آید که حتى در جائى که انسان بر نفس خود بترسد که مبادا اگر دختر یتیمى را بزنى گرفت و مال او در تصرّف وى است و نتوانست مراعات عدالت نماید و بخواهد در مال او تصرف کند بایستى از این ازدواج خوددارى نماید که در خلاف واقع نگردد

و نیز راجع بتعدّد زوجات باز دستور مى دهد که در جائى که نتوانید بین زنها به عدالت عمل نماید به یکى یا به کنیزى که در تصرف شما است قناعت کنید و این عمل براى شما بهتر است که عیالمند شوید و نتوانید از نفقه آنها برآئید و منجر به این گردد که حق بعضى ضایع گردد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تُقْسِطُوا فِی اَلْیَتٰامىٰ فَانْکِحُوا مٰا طٰابَ لَکُمْ مِنَ اَلنِّسٰاءِ مَثْنىٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ اصل تعدد زوجات تا چهار همسر، اصلى است که در شریعت اسلامى به حکم کتاب و سنت و اجماع قولى و عملى، تثبیت شده است و حتى این اصل از ضروریات دین است؛ اما به طور مطلق جایز نیست، بلکه جواز این اصل مشروط به شرطى است که آن هم از ضروریات دین است

در اینجا این سؤال مطرح مى شود: معناى ظاهر آیه آن است که اگر کسى از شما بیم دارد که نتواند دربارۀ یتیمان به عدالت رفتار کند، پس باید دو، یا سه، یا چهار همسر اختیار کند؛ در این صورت، دیگر ظلم و ستمى باقى نمى ماند تردیدى نیست اگر چنین معنایى مراد باشد، به هذیان شباهت خواهد داشت؛ زیرا میان فعل شرط و جواب آن هیچ گونه ربطى وجود ندارد و این نکته از شأن قرآن کریم، که از سوى خداى دانا و حکیم نازل شده، سخت به دور است ؟!

پاسخ این پرسش ساده و روشن است؛ لکن اختلاف و نوسانات پاسخ هاى مفسران، خواننده را چنان متحیر ساخته که نمى تواند راه به جایى ببرد خلاصۀ پاسخ آن است که سخن از همان ابتدا متوجه سرپرستان یتیمان است و آنها مخاطب سخن خداى متعال هستند که مى گوید: «اموال یتیمان را بدهید»؛ «حرام را با حلال مبادله نکنید»؛ «اموال آنان را نخورید» پس از این خطاب ها که به اموال یتیمان مربوط مى شود، خداوند سرپرستان را به خطاب دیگرى که دربارۀ دختران یتیم است، مورد خطاب قرار مى دهد و آن چنین است: «اگر بیم دارید که دربارۀ یتیمان به عدالت رفتار نکنید »؛ بدین معنا که در نکاح یتیمان [به عدالت رفتار نکنید] لفظ نکاح حذف شده؛ زیرا « فَانْکِحُوا »برآن دلالت دارد به تعبیر نحویان: اوّل را حذف مى کنند؛ زیرا دوم برآن دلالت دارد تقدیر سخن خداوند متعال چنین است: آنچه گفته شد، دربارۀ اموال یتیمان بود اما دربارۀ نکاح دختران یتیم، پس اى سرپرستان! بر شماست که اگر با آنان ازدواج کردید، در اداى حقوق آنها کوتاهى نکنید و اگر بیم دارید که کوتاهى مى کنید و ازآنجاکه آنان تنها مى باشند و کسى را ندارند که از حقوقشان دفاع کند، نمى توانید در برخورد با آنان به عدالت رفتار کنید، پس از آنان دست بردارید و با دیگران ازدواج کنید؛ چرا که خداوند همان گونه که دختران یتیم را براى شما مباح قرار داده، ازدواج با زنان دیگر را نیز براى شما مباح کرده است و شما مى توانید یک، یا دو، یا سه و یا چهار همسر را برگزینید؛ البته براساس عدالت و اگر بیم دارید که در صورت تعدد زوجات نتوانید عدالت را رعایت کنید، به یک همسر بسنده کنید با این ترتیب، رابطۀ میان شرط و جواب آن کاملا برقرار مى شود چنان که به رفیق خود مى گویى: اگر به سبب پرخورى از این نوع غذا نمى خورى و از سوءهاضمه بیم دارى، از غذاهاى دیگر بخور؛ به شرط اینکه پرخورى نکنى، وگرنه گرفتار همان مشکل قبلى خواهى شد سیاق آیه، بر تمامى سخنانى که دربارۀ معناى آن گفتیم، دلالت دارد؛ زیرا شیوۀ معمول و آشناى قرآن، آن است که سخن را حتى الامکان به اختصار بیان مى کند و هرچه را که خواننده با اشاره و رمز متوجه شود، حذف مى نماید تحیر و سردرگمى مفسران نیز تنها بدین نکته اشاره دارد که این آیه، بلیغ ترین آیه در ایجاز است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.