از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها واذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل ):(همانا خدا شما را امر می کند که امانتها را به اهلش بر گردانید وچون بین مردم داوری می کنید به عدل حکم برانید) امانات شامل امانتهای مالی ومعنوی مانند علوم و معارف حقه و ابلاغ رسالت می گردد، همچنین امانت جانشینی و خلیفگی خداوند و برپاداشتن نظام الهی در زمین خدا و حکم بر علیه همه مظاهر شرک و عبودیت غیر خدا، از قبیل نظام و قوام و شعارهای جاهلی وقومی و تعصبات وطنی و قبیله ای که خداوند هیچ یک از اینها را تأیید نمی کند. و عدل ، هم شامل عدل در مرافعات و احکام مالی و هم معنوی است ، لذا حکم به آنچه خدا نازل کرده ،همان حکم به توحید است و بوسیله آن سعادت جامعه ورفاه آن تأمین می شود، و هر تغییری در احکام الهی ظلم و کفر وفسوق است . و ارتباط این آیه با آیات سابق روشن است ، چون یهود اولا):امانتدار خوبی نبودند، بلکه احکام الهی را تحریف نموده و نشانه های پیامبر(ص )را که درتورات آمده بود کتمان کردند، ثانیا): هنگام داوری بین مؤمنین و مشرکین از مسیرعدل خارج شده و به جور وستم به نفع مشرکان رأی دادند، (ان الله نعما یعظکم به ان الله کان سمیعا بصیرا):(همانا خدا چه اندرز خوبی به شما می دهد،بدرستی که خدا شنوا و بیناست ) چون بهترین موعظه ها، مواعظ پروردگار عزیزاست و همانا خدا نسبت به افترائات یهود و سایر افترا زنندگان و نیز نسبت به آنچه مخفی می کنند،آگاه و شنواست و خیر بندگانش را می شناسد و به آنان انعام می فرماید. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
آیه سه فصل دارد
فصل اولش درباره وجوب رد امانات
فصل دوم درباره وجوب قضا و حکم به عدل
فصل سوم اینکه این موعظه الهی است و خدا سمیع است و بصیر تا هم در رد امانات انسان خود را در مسمع و محضر خدا ببیند و هم در مسئله داوری بین الناس.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه نصيري خليلي - تفسیر هدایت
هر کس باید واعظ خویش باشد و نگهبان و مواظب نفس خود. مثلا اگر مالى را به او سپارند نگهداشت آن سهل نینگارد، تا آن را به صاحبش باز گرداند.

بر هر مسلمانى است که واعظ مردم باشد و نیز نگهبان و مراقب آنها، و بکوشد تا حقوقشان را از روى عدالت به آنها بازگرداند.

«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً خداوند به شما فرمان مى‏دهد که امانتها را به صاحبانشان بازگردانید و چون در میان مردم به داورى نشینید به عدل داورى کنید. خدا شما را چه نیکو پند مى‏دهد، هر آینه او شنوا و داناست.»

در اینجا ارتباط استوارى است میان اداى امانت و اقامه عدل، زیرا کسى که حقوق مردم را ادا نمى‏کند، چگونه مى‏تواند دیگران را در اداى حقوقى که به گردن دارند یارى دهد؟ در نتیجه چگونه مى‏تواند در جامعه پاسدار عدالت باشد؟

واجب نیست که داورى در میان مردم به صورت دولتى و رسمى باشد بلکه بیشتر به صورت همکارى اجتماعى است براى حل مشکلات و مسائلى که افراد اجتماع با یکدیگر دارند، پیش از رجوع به محاکم.

هنگامى که میان دو شریک نزاعى پدید آید، نخستین کارى که هر یک از آن دو باید بکنند این است که به نزدیکان چشم دوزند تا آنان به داورى پردازند. و اگر آنان بحق مؤمن باشند، موارد خطا را به خطاکار خواهند نمود و حق را به حقدار خواهند داد و خاطى را قبل از آنکه دعوا به محکمه ارجاع شود مجاب مى‏کنند. اما اگر بر خلاف شیوه مؤمنان در حکمیت عدالت نورزند و هر یک از حاکمان جانب خود را تقویت کند و مدعى را به گرفتن مدعایش دلیر سازد اعم از اینکه بر باطل باشد یا بر حق. آن وقت باید قضیّه به دادگاه کشیده شود و مسائل و مشکلات از نو مطرح گردد. از اینجا معلوم مى‏شود نگهبانى و مراقبت اجتماعى در اداى حقوق مظلومان بر عدالت تأثیر شگرفى دارد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » مجمع البیان
امانتدارى و دادگرى
در این آیه شریفه خداى پر مهر مردم را به اداى امانت ها فرمان مى دهد و مى فرماید:

اِنَّ اللَّهَ یَاْمُرُکُمْ اَنْ تُؤَدُّوا الْاَماناتِ اِلى اَهْلِها
در تفسیر این فراز از آیه شریفه دیدگاه ها یکسان نیست:
1 - به باور بیشتر مفسّران، منظور آیه شریفه این است که هر نوع امانت دینى یا حقوقى، مردمى و یاخدایى، اقتصادى، اجتماعى یا سیاسى، مادّى یا معنوى که به عنوان امانت به شما سپرده شد، آن را باز پس دهید و رعایت امانت کنید. از دو امام نور حضرت باقر و صادق - که درود خداى برآنان باد - نیز این دیدگاه روایت شده است.

2 - اما گروهى دیگر بر این باورند که منظور آیه شریفه مدیریت جامعه است و روى سخن نیز با زمامداران است که باید حقوق مردم را رعایت نمایند و با گفتار و عملکرد شایسته، آنان را به را ه دین خدا برند.

از پنجمین و ششمین امام نور نیز این دیدگاه روایت شده و فرموده اند که: خدا هر یک از امامان راستین را موظّف ساخت که تدبیر امور دین و دنیاى مردم را به امام پس از خویش سپارند.

ادامه آیه شریفه این دیدگاه را تأیید مى کند که مى فرماید: «و اذا حکمتم بین النّاس ان تحکموا بالعدل...».

و نیز از پیشوایان راستین روایت است که: دو آیه در قرآن است که یکى بیانگر حقوق ماست و دیگرى روشنگر حقوق شما مردم؛ و آن گاه به تلاوت همین دو آیه پرداختند.

به باور ما این دیدگاه در درون همان دیدگاه نخست گنجانیده شده است؛چرا که از جمله امانت هاى بزرگ خدا امامان راستین هستند؛ به همین دلیل است که حضرت باقر علیه السلام فرمود:
«انّ اداء الصّلوة و الزّکوة و الصّوم و الحجّ من الأمانة...».
خواندن نماز، پرداخت حقوق مالى، گرفتن روزه و انجام حج از جمله اداى امانت هاست؛ و نیز از جمله اداى امانت، فرمانى است که به زمامداران در مورد پخش عادلانه در آمدها و صدقات و غنایم و دیگر منابع ملّى که حقوق مردم در آنهاست، داده شده است.

آرى ، خدا موضوع امانت و امانتدارى را تا آن جا بزرگ و پراهمیت شمرده است که به خیانتکاران این گونه هشدار مى دهد: «یعلم خائنة الاعین...» خدا نگاه هاى خائنانه و دزدانه را مى داند و از آنها آگاه است.

و این گونه آنان را بر حذر مى دارد: «... و لا تخونوا اللّه و الرّسول...»... به خدا و پیام آورش خیانت نکنید...

و از امانتداران این گونه تجلیل مى کند: «و من اهل الکتاب من ان تأمنه بقنطار یؤدّه الیک...».

از پیروان کتاب هاى آسمانى کسى است که اگر مال بسیارى را به او به امانت سپارى آن را به تو بر مى گرداند...

3 - پاره اى از دانشمندان نیز در تفسیر آیه مى گویند: در آیه شریفه روى سخن با پیامبر گرامى است و به آن حضرت دستور مى دهد که کلید کعبه را که در روز فتح مکه از کلیددار آن، «عثمان بن طلحه» براى پاکسازى خانه ازبت ها گرفته بود، به او باز پس دهد؛ چرا که پیامبر در این اندیشه بود که «عباس» را کلید دار کعبه سازد تا او افزون بر پرده دارى کعبه و سیراب ساختن زائران، این کار را نیز به عهده گیرد.

به باور ما این دیدگاه گرچه درست به نظر مى رسد و روایتى هم آن را تأیید مى کند، اما دو دیدگاه گذشته بهتر و استوارترند؛ چرا که اگر فرمانى جهان شمول و بامفهوم گسترده در موردى ویژه صادر گردید، نباید آن را در مورد خاص خود محدود ساخت، بلکه باید به مفهوم گسترده و جهان شمول آن عمل کرد.

وَ اِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ اَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ
این فراز از آیه شریفه به زمامداران عصرها و نسل ها و مدیران و داوران و دستگاه هاى قضایى فرمان مى دهد که در میان جامعه بر اساس دادگرى و عدالت حکم کنند.

نظیر این آیه شریفه در قرآن که مردم را به عدل و انصاف فراخوانده بسیار است؛ براى نمونه مى فرماید:
«یا داود انّا جعلناک خلیفة فى الأرض فاحکم بین النّاس بالحقّ...»
هان اى داود! ما تو را در روى زمین به خلافت برگزیدیم، پس میان مردم بر اساس حقّ و عدالت داورى کن!

و از پیامبرگرامى آورده اند که به امیرمؤمنان فرمود: على جان! میان دو تن که نزدت به داورى مى آیند، در نگاه و گفتارت برابرى را رعایت کن!
«سوّ بین الخصمین فى لحظک و لفظک».

و نیز در روایت آمده است که دو کودک نوشته خویشتن را نزد امام حسن علیه السلام بردند تا بهترین را برگزیند. هنگامى که امیرمؤمنان از موضوع آگاه شد، به حضرت مجتبى فرمود: «پسرم! در مورد داورى خویش نیک بیندیش، چرا که خدا در روز رستاخیز از همین حکم نیز تو را بازخواست خواهد کرد.»
یا بنى انظر کیف تحکم فانّ هذا و اللّه سائلک عنه یوم القیامة.

و در بخش پایانى آیه مى فرماید:
اِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ اِنَّ اللَّهَ کانَ سَمیعاً بَصیراً
این فراز از آیه شریفه روشن مى سازد که فرمان خدا و اندرز او در مورد اداى امانت و هشدار از خیانت و نیز فرمان او به رعایت عدل و داد به سود شما و جامعه شماست.

پاره اى نیز گفته اند که منظور از «موعظه» دعوت به نیکى ها و ارزش ها و هشدار از ضدّ ارزش هاست.

و خدا به همه شنیدنى ها، شنوا و به همه دیدنى ها بیناست. پاره اى نیز برآنند که: خدا به گفتار و عملکرد شما دانا و آگاه است.
یادآورى مى گردد که آمدن واژه «کان» در این موارد نشانگر آن است که خدا هماره شنوا و دانا بوده و هست و خواهد بود. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
شأن نزول:
این آیه زمانى نازل گردید که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله با پیروزى کامل وارد شهر مکّه گردید، عثمان بن طلحه را که کلیددار خانه کعبه بود احضار کرد و کلید را از او گرفت، تا درون خانه کعبه را از وجود بتها پاک سازد، عباس عموى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله پس از انجام این مقصود تقاضا کرد که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله با تحویل کلید خانه خدا به او، مقام کلیددارى بیت اللّه را که در میان عرب یک مقام برجسته و شامخ بود، به او بسپارد. ولى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله بر خلاف این تقاضا پس از تطهیر خانه کعبه از لوث بتها در خانه را بست و کلید را به «عثمان بن طلحه» تحویل داد، در حالى که آیه مورد بحث را تلاوت مى‏نمود.

تفسیر:
امانت و عدالت در اسلام- این آیه که یک حکم عمومى و همگانى از آن استفاده مى‏شود، صریحا مى‏گوید: «خداوند به شما فرمان مى‏دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید» (إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها).
در قسمت دوم آیه، اشاره به دستور مهم دیگرى شده و آن مسأله «عدالت در حکومت» است.
آیه مى‏گوید، خداوند نیز به شما فرمان داده که: «به هنگامى که میان مردم داورى مى‏کنید، از روى عدالت حکم کنید» (وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ).
سپس براى تأکید این دو فرمان مهم مى‏گوید: «خداوند پند و اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد» (إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ).
باز تأکید مى‏کند و مى‏گوید: «در هر حال خدا (مراقب اعمال شماست) هم سخنان شما را مى‏شنود و هم کارهاى شما را مى‏بیند» (إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً).
روشن است «امانت» معنى وسیعى دارد و هر گونه سرمایه مادى و معنوى را شامل مى‏شود و هر مسلمانى طبق صریح این آیه وظیفه دارد که در هیچ امانتى نسبت به هیچ کس خیانت نکند، خواه صاحب امانت، مسلمان باشد یا غیر مسلمان، و این در واقع یکى از مواد «اعلامیه حقوق بشر در اسلام» است.

حتى دانشمندان در جامعه، امانت‏دارانى هستند که موظفند حقایق را کتمان نکنند، فرزندان انسان نیز امانتهاى الهى هستند که نباید در تعلیم و تربیت آنان کوتاهى شود، و از آن بالاتر وجود و هستى خود انسان و تمام نیروهایى که خدا به او داده امانت پروردگارند که انسان موظف است در حفظ آنها بکوشد.
در روایتى از امام صادق علیه السّلام در باره اهمیت «امانت» مى‏خوانیم که به یکى از دوستان خود فرمود: «اگر قاتل على علیه السّلام امانتى پیش من مى‏گذاشت و یا از من نصیحتى مى‏خواست و یا با من مشورتى مى‏کرد و من آمادگى خود را براى این امور اعلام مى‏داشتم، قطعا حق امانت را ادا مى‏نمودم». [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
( أن تؤدوا الأمانات ) الخطاب عام لکل أحد فی کل أمانة . و قیل نزلت فی عثمان بن طلحة بن عبد الدار و کان سادن الکعبة . و ذلک أن رسول الله صلی الله علیه و سلم حین دخل مکة یوم الفتح أغلق عثمان باب الکعبة و صعد السطح ، وأبی أن یدفع المفتاح ألیه و قال : لو علمت أنه رسول الله لم أمنعه ، فلوی علی ابن أبی طالب رضی الله عنه یده ، و أخذه منه و فتح ، و دخل رسول الله صلی الله علیه و سلم و صلی رکعتین . فلما خرج سأله العباس أن یعطیه المفتاح و یجمع له السقایة و السدانة . فنزلت . فأمر علیا أن یرده إلی عثمان و یعتذر إلیه فقال عثمان لعلی : أکرهت و آذیت ثم جئت ترفق ؟ فقال : لقد أنزل الله فی شأنک قرآنا ، و قرأ علیه الَیة، فقال عثمان : : أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله ، فهبط جبریل و أخبر رسول الله صلی الله علیه و سلم أن السدانة فی أولاد عثمان أبدا. و قیل هو خطاب للولاة بأداء الأمانات و الحکم بالعدل . و قرئ : الأمانة، علی التوحید ( نعما یعظکم به ) " ما " إما أن تکون منصوبة موصوفة بیعظکم به . و إما أن تکون مرفوعة موصولة به ، کأنه قیل : نعم شیئا یعظکم به . أو نعم الشی ء الذی یعظکم به . و المخصوص بالمدح محذوف ، أی نعما یعظکم به ذاک ، و هو المأمور به من أداء الأمانات و العدل فی الحکم . قرئ ( نعما ) بفتح النون [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه
در تـفـسـیـر مـجـمـع البـیـان و بـعـضـى دیـگـر از تـفـاسـیـر اسـلامـى نـقـل شـده کـه ایـن آیه زمانى نازل گردید که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با پیروزى کامل وارد شهر مکه گردید، عثمان بن طلحه را که کلیددار خانه کعبه بود احضار کرد و کلید را از او گرفت ، تا درون خانه کعبه را از وجود بتها پاک سازد، عباس عموى پـیـامـبـر (صـلى الله عـلیـه و آله و سلم ) پس از انجام این مقصود تقاضا کرد که پیامبر (صـلى الله عـلیه و آله و سلم ) با تحویل کلید خانه خدا به او، مقام کلیددارى بیت الله کـه در مـیـان عـرب یـک مـقـام بـرجـسـتـه و شـامـخ بـود، بـه او سـپـرده شـود (گویا عباس میل داشت از نفوذ اجتماعى و سیاسى برادرزاده خود به نفع شخص خویش استفاده کند) ولى پـیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر خلاف این تقاضا پس از تطهیر خانه کعبه از لوث بـتـهـا در خـانـه را بـسـت و کـلیـد را بـه عـثـمـان بـن طـلحـه تحویل داد، در حالى که آیه مورد بحث را تلاوت مینمود ان الله یامرکم ان تؤ دوا الامانات الى اهلها… <92> دو قانون مهم اسلامى آیـه فـوق گـرچـه هـمـانـنـد بـسـیـارى از آیـات در مـورد خـاصـى نـازل شـده ولى بـدیـهـى اسـت یـک حـکـم عـمومى و همگانى از آن استفاده میشود، و صریحا مـیـگـویـد : خـداونـد بـه شـمـا فرمان میدهد که امانتها را به صاحبان آنها بدهید. (ان الله یاءمرکم ان تؤ دوا الامانات الى اهلها.) روشـن اسـت امـانـت مـعـنـى وسـیـعـى دارد و هـر گـونـه سـرمـایـه مـادى و مـعـنـوى را شـامل میشود و هر مسلمانى طبق صریح این آیه وظیفه دارد که در هیچ امانتى نسبت به هیچکس (بـدون اسـتثناء) خیانت نکند، خواه صاحب امانت ، مسلمان باشد یا غیر مسلمان ، و این در واقع یـکـى از مـواد اعـلامـیـه حـقـوق بشر در اسلام است که تمام انسانها در برابر آن یکسانند، قـابل توجه اینکه در شان نزول فوق ، امانت تنها یک امانت مادى نبود و طرف آن هم یکنفر مشرک بود. در قسمت دوم آیه ، اشاره به دستور مهم دیگرى شده و آن مسئله عدالت در حکومت است . آیـه مـیگوید خداوند نیز به شما فرمان داده که به هنگامى که میان مردم قضاوت و حکومت مـیـکـنـیـد، از روى عـدالت حـکـم کـنـیـد (و اذا حـکـمـتـم بـیـن النـاس ان تـحـکـمـوا بالعدل ). سپس براى تاکید این دو فرمان مهم میگوید: خداوند پند و اندرزهاى خوبى بشما میدهد (ان الله نعما یعظکم به ) بـاز تـاءکـیـد مـى کـنـد و مـیـگـویـد: در هـر حـال خـدا مـراقـب اعـمال شما است ، هم سخنان شما را مى شنود و هم کارهاى شما را میبیند (ان الله کان سمیعا بـصـیـرا) ایـن قانون نیز، یک قانون کلى و عمومى است و هر نوع داورى و حکومت را چه در امـور بـزرگ و چـه در امـور کـوچـک بـوده بـاشـد شامل میشود، تا آنجا که در احادیث اسلامى میخوانیم : روزى دو کودک خردسال ، هر کدام خطى نوشته بود، و براى داورى در میان آنها و انتخاب بـهـتـریـن خط به حضور امام حسن (علیه السلام ) رسیدند، على (علیه السلام ) که ناظر این صحنه بود فورا به فرزندش گفت : ((یا بنى انظر کیف تحکم فان هذا حکم و الله سالک عنه یوم القیامة !)) فرزندم ! درست دقت کن ، چگونه داورى مى کنى ، زیرا این خود یـک نـوع قـضـاوت اسـت و خـداونـد در روز قـیـامـت دربـاره آن از تـو سـؤ ال مى کند! <93> این دو قانون مهم اسلامى (حفظ امانت و عدالت در حکومت ) زیربناى یک جامعه سالم انسانى اسـت و هـیـچ جـامـعـه اى خـواه مـادى یـا الهـى بـدون اجـراى ایـن دو اصل ، سامان نمى یابد. اصـل اول مـیـگـوید: اموال ، ثروتها، پستها، مسئولیتها، سرمایه هاى انسانى ، فرهنگها و مـیراثهاى تاریخى همه امانتهاى الهى است که بدست افراد مختلف در اجتماع سپرده میشود، و همه موظفند که در حفظ این امانات و تسلیم کردن آن به - صاحبان اصلى آن بکوشند، و به هیچ وجه در این امانتها خیانت نشود. از طـرفى همیشه در اجتماعات ، برخوردها و تضادها و اصطکاک منافع وجود دارد که باید بـا حـکـومـت عـادلانه ، حل و فصل شود تا هر گونه تبعیض و امتیاز نابجا و ظلم و ستم از جامعه برچیده شود. هـمـانـطـور کـه در بـالا گفته شد، امانت منحصر به اموالى که مردم به یکدیگر میسپارند نیست ، بلکه دانشمندان نیز در جامعه امانتدارانى هستند که موظفند حقایق را کتمان نکنند، حتى فـرزنـدان انـسـان امـانـتـهاى الهى هستند که اگر در تعلیم و تربیت آنان کوتاهى شود، خیانت در امانت شده ، و از آن بالاتر وجود و هستى خود انسان و تمام نیروهائى که خدا به او داده است امانت پروردگارند که انسان موظف است در حـفـظ آنـها بکوشد، در حفظ سلامت جسم و سلامت روح و نیروى سرشار جوانى و فکر و اندیشه کوتاهى نکند و لذا نمیتواند دست به انتحار و یا ضرر به - خویشتن بزند، حتى از بعضى از احادیث اسلامى استفاده میشود که علوم و اسرار و ودایع امامت که هر امامى باید به امام بعد بسپارد در آیه فوق داخل است . <94> قـابـل تـوجـه ایـنـکـه در آیـه فـوق ، مـسئله اداى امانت ، بر عدالت ، مقدم داشته شده ، این مـوضـوع شـایـد به خاطر آن است که مسئله عدالت در داورى ، همیشه در برابر خیانت لازم مـیـشود، زیرا اصل و اساس این است که همه مردم امین باشند، ولى اگر فرد یا افرادى از این اصل منحرف شدند نوبت به عدالت میرسد که آنها را به وظیفه خود آشنا سازد. اهمیت امانت و عدالت در اسلام در مـنابع اسلامى به قدرى درباره این موضوع تاکید شده که در مورد سایر احکام کمتر دیده مى شود، احادیث کوتاه زیر روشنگر این واقعیت است : 1 - از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که فرمود: ((لا تنظروا الى طول رکوع الرجل و سجوده فان ذلک شى ء اعتاده فلو ترکه استوحش و لکـن انـظـروا الى صـدق حـدیـثه و اداء امانته :)) (تنها) نگاه به رکوع و سجود طولانى افـراد نـکـنـیـد، زیرا ممکن است عادتى براى آنها شده باشد که از ترک آن ناراحت شوند، ولى نگاه به راستگوئى در سخن و اداء امانت آنها کنید. <95> 2 - در حـدیـث دیـگـرى از امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) نقل شده که فرمود: اگر على (علیه السلام ) آن همه مقام در نزد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) پیدا کرد به خاطر راستگوئى در سخن و اداء امانت بود. <96> 3 - در حـدیـث دیـگـرى از امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) نـیـز نـقـل شـده کـه بـه یـکـى از دوسـتـان خود فرمود: ((ان ضارب على بالسیف و قاتله ، لو ائتـمـنـنـى و اسـتـنـصـحـنـى و اسـتـشـارنـى ثـم قـبلت ذلک منه لادیت الیه الامانة :)) اگر قـاتـل عـلى (علیه السلام ) امانتى پیش من میگذاشت و یا از من نصیحتى میخواست و یا با من مشورتى مى کرد و من آمادگى خود را براى این امور اعلام میداشتم ، قطعا حق امانت را ادا مى نمودم . <97> 4 - در روایاتى که در منابع شیعه و اهل تسنن از پیغمبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده این گفتار بزرگ مى درخشد: ((آیة المنافق ثلاث اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان :)) نشانه منافق سه چیز است دروغگوئى ، پیمانشکنى ، و خیانت در امانت . <98> 5 - پـیـغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) فرمود: هنگامى کـه طرفین نزاع نزد تو مى آیند حتى در نگاه کردن به آن دو، و مقدار و چگونگى سخنان کـه بـه آنـهـا مـى گـویى ، مساوات و عدالت را رعایت کن (سو بین الخصمین فى لحظک و لفـظک ). <99> هنگامى که طرفین نزاع تو مى آیند در نگاه کردن به آن دو، و مقدار و چگونگى سخنان که به آنها مى گویى ، مساوات و عدالت را رعایت کن ))
پاورقی :
92-بعضی از مفسران معتقدند که آیه قبل از فتح مکه نازل شده و شان نزول فوق را صحیح نمی دانند ولی چه شان نزول فوق صحیح باشد چه نباشد تاثیری در قانون مهمی که از آیه استفاده می شود ندارد.
93-تفسیر مجمع البیان جلد سوم صفحه 64.
94-نورالثقلین جلد اول صفحه 496.
95-نورالثقلین جلد اول صفحه 496.
96-نورالثقلین جلد اول صفحه 496.
97-نورالثقلین جلد اول صفحه 496.
98-صحیح ترمذی ونسائی بنا بنقل المنار ، همین مضمون در سفینة البحار نیز آمده است.
99-مجمع البیان جلد سوم صفحه 64.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  شهرام سليمان زاده - تفسیر نور
امانتدارى و رفتار عادلانه و دور از تبعیض، از نشانه‏هاى مهم ایمان است، چنانکه خیانت به امانت، علامت نفاق است. در حدیث است: به رکوع و سجود طولانى افراد نگاه نکنید، بلکه به راستگویى و امانتدارى آنان بنگرید.[309]
در روایات متعدّد، منظور از امانت، رهبرى جامعه معرّفى شده که اهلش اهل‏بیت‏علیهم السلام مى‏باشند. این مصداق بارز عمل به این آیه است.
آرى، کلید خوشبختى جامعه، بر سر کار بودن افراد لایق ورفتار عادلانه است و منشأ نابسامانى‏هاى اجتماعى، ریاست نااهلان وقضاوت‏هاى ظالمانه است.[310]
خیانت در امانت شامل کتمان علم، حرفه وحقّ، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غیر الهى، انتخاب همسر یا معلّم نااهل براى فرزندان و... مى‏شود.
امام باقر وامام صادق علیهما السلام فرمودند: اوامر ونواهى خدا امانت‏هاى الهى است.[311]
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: خداوند امر فرموده که هر امامى آنچه در نزدش است به امام بعد از خود بسپارد.[312]
امانت سه گونه است:
الف: میان انسان وخدا. (وظایف وواجباتى که بر انسان تعیین شده است.)[313]
ب: میان انسان و دیگران. (اموال یا اسرار دیگران نزد انسان)
ج: میان انسان و خودش. (مثل علم و عمر و قدرت که در دست ما امانتند.)

--------------------------------------------------------------------------------
309) کافى، ج‏2، ص 105.
310) حضرت امیرعلیه السلام فرموده است: «من تقدّم على قوم و هو یرى فیهم من هو افضل، فقد خان اللّه و رسوله والمؤمنین» هر کس خود را در جامعه بر دیگران مقدّم بدارد و پیشوا شود در حالى که بداند افراد لایق‏تر از او هستند، قطعاً او به خدا و پیامبر و مؤمنان خیانت کرده است. الغدیر، ج 8.
311) تفسیر نورالثقلین.
312) کافى، ج‏1، ص‏277.
313) تفسیر مجمع‏البیان.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.