از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(اولئک الذین یعلم الله ما فی قلوبهم فاعرض عنهم وعظهم و قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا):(آنان کسانی هستند که خدا آنچه در دلهای آنهاست می داند، لذا از آنان اعراض کن و آنها را اندرز بده و با سخنی رسا که در دلهاشان بنشیند با آنها سخن بگو)،این جمله تکذیب عذر خواهی آنهاست و می فرماید:خداوند نیت فاسد و مرض و نفاق درونی آنها را می داند، پس از آنها روی گردان شو و تنها آنها را نصیحت کن و به آنها سخنی بگو که دلهایشان آن را درک کند وبفهمند چه می گویی و متوجه شوند که این رفتارشان چه مفاسدی دارد و بدانندکه نفاق آنها باعث عذاب و خشم خدای تعالی می گردد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - سایت تبیان
تفسیر نور
1- تلاش منافقان بیهوده است، چون خداوند هم از درون و نیاتشان آگاه است و هم بموقع، افشاگرى مى‏کند. «یعلم اللّه ما فى قلوبهم» 2- معذرت خواهى منافقان، صادقانه نیست، وگرنه فرمان اعراض از آنان صادر نمى‏شد. «یعلم اللّه ما فى قلوبهم فأعرض عنهم» 3- شیوه‏ى برخورد رهبر با منافقان باید شیوه‏ى اعراض و موعظه باشد. «فأعرض عنهم و عِظهم» 4- در مقام موعظه، باید با صراحت، منافقان را نسبت به عواقب کار و سرنوشتشان هشدار داد. «فى انفسهم قولاً بلیغاً»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر کشاف
(فأعرض عنهم ) لا تعاقبهم لمصلحة فی استبقائهم ، و لا تزد علی کفهم بالموعظة والنصیحة عما هم علیه ( و قل لهم فی أنفسهم قولا بلیغا ) بالغ فی وعظهم بالتخفیف و الإنذار . فإن قلت : بم تعلق قوله ( فی أنفسهم ) قلت : بقوله ( بلیغا ) أی : قل لهم قولا بلیغا فی أنفسهم مؤثرا فی قلوبهم یغتمون به اغتماما ، و یستشعرون منه الخوف استشعارا ، و هو التوعد بالقتل و الاستئصال إن نجم منهم النفاق و أطلع قرنه ، و أخبرهم أن ما فی نفوسهم من الدغل و النفاق معلوم عند الله ، و أنه لا فرق بینکم و بین المشرکین ، و ما هذه المکافة إلا لإظهارکم الإیمان و إسرارکم الکفر و إضماره ، فإن فعلتم ما تکشفون به غطاءکم لم یبق إلا السیف . أو یتعلق بقوله ( قل لهم ) أی قل لهم فی معنی أنفسهم الخبیثة و قلوبهم المطویة علی النفاق قولا بلیغا ، و أن الله یعلم ما فی قلوبکم لا یخفی علیه فلا بغنی عنکم إبطانه . فأصلحوا أنفسکم و طهروا قلوبکم و داووها من مرض النفاق ، و إلا أنزل الله بکم ما أنزل بالمجاهرین بالشرک من انتقامة ، و شرا من ذلک و أغلظ . أو قل لهم فی أنفسهم خالیا بهم ، لیس معهم غیرهم ، مسارا لهم بالنصیحة ، لأنها فی السر أنجع ، و فی الإمحاض أدخل قولا بلیغا یبلغ منهم و یؤثر فیهم .
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نمونه
نتیجه داورى طاغوت بـه دنـبـال نهى شدید از مراجعه به طاغوت ، و داوران جور، که در آیه سابق آمد، در این سه آیه نتایج این گونه داوریها و دستاویزهایى که منافقان براى توجیه کار خود به آن متشبث مى شدند، مورد بررسى قرار گرفته است . در آیه نخست مى فرماید: ((این گونه مسلمان نماها نه تنها براى داورى به سـراغ طـاغـوت مـى روند، بلکه هنگامى که به آنها تذکر داده مى شود که به سوى حکم خـدا بـیـایـید و داورى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بپذیرید، مقاومت به خرج داده و از قبول دعوت تو اعراض و امتناع مى ورزند و با اصرار روى این کار مى ایستند)) (و اذا قـیـل لهـم تـعـالوا الى مـا انـزل الله و الى الرسول راءیت المنافقین یصدون عنک صدودا) در حقیقت قرآن مى گوید: مراجعه آنها به طاغوت یک اشتباه زودگذر نبوده که با یادآورى اصـلاح گـردد، بـلکـه مقاومت و اصرار آنها در این کار نشان دهنده روح نفاق و ضعف ایمان آنـهـا اسـت ، و الا بـا دعـوت پـیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بیدار مى شدند و به اشتباه خود معترف مى گشتند. و در آیـه بـعـد ایـن حـقـیـقـت را بـیـان مى کند که : ((همین افراد منافق هنگامى که در نتیجه اعـمـالشان گرفتار مصیبتى مى شوند، و در بن بست قرار مى گیرند، به حکم اجبار به سوى تو مى آیند)) (فکیف اذا اصابتهم مصیبة بما قدمت ایدیهم ثم جاؤ ک ). و در این موقع ((سوگند یاد مى کنند که منظور و هدف ما از بردن داورى به نزد دیگران جـز نـیـکـى کـردن و ایـجـاد توافق در میان طرفین دعوى نبوده است )) (یحلفون بالله ان اردنا الا احسانا و توفیقا). در ایـنـجـا باید به دو نکته توجه داشت : نخست اینکه ببینیم منظور از مصیبتى که دامنگیر آنـهـا مـى شـود چـیـسـت ؟ بـعـید نیست که منظور از آن نابسامانیها و بدبختیها و مصیبتهایى بـاشـد، کـه بر اثر داورى طاغوت دامنگیر آنها مى شود، زیرا جاى تردید نیست که اگر بر اثر داورى افراد ناصالح و ستمگر، منفعت آنى عائد یکى از طرفین دعوى شود، چیزى نمى گذرد که ادامه این داوریها باعث توسعه ظلم و فساد و هرج و مرج ، و از هم پاشیدن سازمان اجتماع مى گردد، بنابر این چنین افرادى به زودى نتایج کار خود را خواهند دید و از کرده خود پشیمان مى شوند. بـعـضـى از مـفسران احتمال داده اند که منظور از ((مصیبت )) همان رسوایى منافقان در میان جـمـعـیـت و یـا مـصـایـبـى بـاشـد کـه بـه فرمان خدا، دامن آنها را مى گیرد (همانند بلاها و شکستهاى غیر منتظره ). نکته دیگر اینکه آیا منظور منافقان از کلمه احسان و نیکى کردن ، احسان به طرفین دعوى بـوده ، و یـا نـسـبت به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )؟ ممکن است منظورشان هر دو بـاشـد، آنها بهانه هاى مضحکى براى ارجاع داورى به بیگانگان درست کرده بودند، از جـمـله ایـنـکـه مـى گـفتند آوردن داورى به نزد پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) دون شـاءن او اسـت ! زیـرا غـالبـا طـرفـیـن دعـوى جـار و جـنـجـال بـه راه مـى اندازند و این با مقام پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) سازگار نیست ! بـه عـلاوه قـضـاوت و داورى هـمـیشه به زیان یک طرف تمام مى شود و طبعا دشمن تراش اسـت ، گـویـا آنـها با چنین بهانه هایى مى خواستند خود را تبرئه کنند که منظور ما خدمت به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و طرفین دعوى بوده است . و یا اینکه اصولا نظر ما داورى نبوده ، بلکه نظر ما آشتى دادن و ایجاد توفیق و توافق در میان طرفین نزاع بوده است . ولى خـداوند در آیه سوم نقاب از چهره آنها کنار مى زند و این گونه تظاهرات دروغین را ابـطـال مى کند، و مى فرماید: ((اینها کسانى هستند که خداوند اسرار درون دلهاى آنها را مى داند)) (اولئک الذین یعلم الله ما فى قلوبهم ). ولى در عـین حال به پیامبر خود دستور مى دهد که از مجازات آنها صرفنظر کن (فاعرض عـنـهـم ) و پـیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) همواره با منافقان به خاطر اظهار اسلام کـردن تـا آنـجـا کـه مـمـکـن بـود مـدارا مـى کـرد، زیرا ماءمور به ظاهر بود و جز در موارد اسـتـثـنـائى آنـها را مجازات نمى کرد، چه اینکه ظاهرا در صفوف مسلمانان بود و ممکن بود مجازات آنها به یک نوع تصفیه حساب شخصى تفسیر شود. سـپـس دسـتـور مـى دهـد: ((کـه آنـهـا را مـوعـظـه کـن و انـدرز ده و بـا بـیـانى رسا که در دل و جـان آنـهـا نـفـوذ کـنـد، و نـتـائج اعـمـالشـان را بـه آنـهـا گـوشزد کن )) (و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بلیغا).
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - تفسیر نمونه
(آیه 63)- ولى خدا در این آیه نقاب از چهره آنها کنار مى‏زند و این گونه تظاهرات دروغین را ابطال مى‏کند، و مى‏فرماید: «اینها کسانى هستند که خداوند اسرار درون دلهاى آنها را مى‏داند» (أُولئِکَ الَّذِینَ یَعْلَمُ اللَّهُ ما فِی قُلُوبِهِمْ).

ولى در عین حال به پیامبر خود دستور مى‏دهد که: «از مجازات آنها صرف نظر کن» (فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ).

و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله همواره با منافقان به خاطر اظهار اسلام تا آنجا که ممکن بود مدارا مى‏کرد، زیرا مأمور به ظاهر بود و جز در موارد استثنایى آنها را مجازات نمى‏کرد.

سپس دستور مى‏دهد که: «آنها را موعظه کن و اندرز ده و با بیانى رسا (که در دل و جان آنها نفوذ کند) نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد کن» (وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِیغاً).
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر نمونه
نتیجه داورى طاغوت بـه دنـبـال نهى شدید از مراجعه به طاغوت ، و داوران جور، که در آیه سابق آمد، در این سه آیه نتایج این گونه داوریها و دستاویزهایى که منافقان براى توجیه کار خود به آن متشبث مى شدند، مورد بررسى قرار گرفته است . در آیه نخست مى فرماید: ((این گونه مسلمان نماها نه تنها براى داورى به سـراغ طـاغـوت مـى روند، بلکه هنگامى که به آنها تذکر داده مى شود که به سوى حکم خـدا بـیـایـید و داورى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بپذیرید، مقاومت به خرج داده و از قبول دعوت تو اعراض و امتناع مى ورزند و با اصرار روى این کار مى ایستند)) (و اذا قـیـل لهـم تـعـالوا الى مـا انـزل الله و الى الرسول راءیت المنافقین یصدون عنک صدودا) در حقیقت قرآن مى گوید: مراجعه آنها به طاغوت یک اشتباه زودگذر نبوده که با یادآورى اصـلاح گـردد، بـلکـه مقاومت و اصرار آنها در این کار نشان دهنده روح نفاق و ضعف ایمان آنـهـا اسـت ، و الا بـا دعـوت پـیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بیدار مى شدند و به اشتباه خود معترف مى گشتند. و در آیـه بـعـد ایـن حـقـیـقـت را بـیـان مى کند که : ((همین افراد منافق هنگامى که در نتیجه اعـمـالشان گرفتار مصیبتى مى شوند، و در بن بست قرار مى گیرند، به حکم اجبار به سوى تو مى آیند)) (فکیف اذا اصابتهم مصیبة بما قدمت ایدیهم ثم جاؤ ک ). و در این موقع ((سوگند یاد مى کنند که منظور و هدف ما از بردن داورى به نزد دیگران جـز نـیـکـى کـردن و ایـجـاد توافق در میان طرفین دعوى نبوده است )) (یحلفون بالله ان اردنا الا احسانا و توفیقا). در ایـنـجـا باید به دو نکته توجه داشت : نخست اینکه ببینیم منظور از مصیبتى که دامنگیر آنـهـا مـى شـود چـیـسـت ؟ بـعـید نیست که منظور از آن نابسامانیها و بدبختیها و مصیبتهایى بـاشـد، کـه بر اثر داورى طاغوت دامنگیر آنها مى شود، زیرا جاى تردید نیست که اگر بر اثر داورى افراد ناصالح و ستمگر، منفعت آنى عائد یکى از طرفین دعوى شود، چیزى نمى گذرد که ادامه این داوریها باعث توسعه ظلم و فساد و هرج و مرج ، و از هم پاشیدن سازمان اجتماع مى گردد، بنابر این چنین افرادى به زودى نتایج کار خود را خواهند دید و از کرده خود پشیمان مى شوند. بـعـضـى از مـفسران احتمال داده اند که منظور از ((مصیبت )) همان رسوایى منافقان در میان جـمـعـیـت و یـا مـصـایـبـى بـاشـد کـه بـه فرمان خدا، دامن آنها را مى گیرد (همانند بلاها و شکستهاى غیر منتظره ). نکته دیگر اینکه آیا منظور منافقان از کلمه احسان و نیکى کردن ، احسان به طرفین دعوى بـوده ، و یـا نـسـبت به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )؟ ممکن است منظورشان هر دو بـاشـد، آنها بهانه هاى مضحکى براى ارجاع داورى به بیگانگان درست کرده بودند، از جـمـله ایـنـکـه مـى گـفتند آوردن داورى به نزد پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) دون شـاءن او اسـت ! زیـرا غـالبـا طـرفـیـن دعـوى جـار و جـنـجـال بـه راه مـى اندازند و این با مقام پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) سازگار نیست ! بـه عـلاوه قـضـاوت و داورى هـمـیشه به زیان یک طرف تمام مى شود و طبعا دشمن تراش اسـت ، گـویـا آنـها با چنین بهانه هایى مى خواستند خود را تبرئه کنند که منظور ما خدمت به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و طرفین دعوى بوده است . و یا اینکه اصولا نظر ما داورى نبوده ، بلکه نظر ما آشتى دادن و ایجاد توفیق و توافق در میان طرفین نزاع بوده است . ولى خـداوند در آیه سوم نقاب از چهره آنها کنار مى زند و این گونه تظاهرات دروغین را ابـطـال مى کند، و مى فرماید: ((اینها کسانى هستند که خداوند اسرار درون دلهاى آنها را مى داند)) (اولئک الذین یعلم الله ما فى قلوبهم ). ولى در عـین حال به پیامبر خود دستور مى دهد که از مجازات آنها صرفنظر کن (فاعرض عـنـهـم ) و پـیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) همواره با منافقان به خاطر اظهار اسلام کـردن تـا آنـجـا کـه مـمـکـن بـود مـدارا مـى کـرد، زیرا ماءمور به ظاهر بود و جز در موارد اسـتـثـنـائى آنـها را مجازات نمى کرد، چه اینکه ظاهرا در صفوف مسلمانان بود و ممکن بود مجازات آنها به یک نوع تصفیه حساب شخصى تفسیر شود. سـپـس دسـتـور مـى دهـد: ((کـه آنـهـا را مـوعـظـه کـن و انـدرز ده و بـا بـیـانى رسا که در دل و جـان آنـهـا نـفـوذ کـنـد، و نـتـائج اعـمـالشـان را بـه آنـهـا گـوشزد کن )) (و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بلیغا [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر کشاف
(فأعرض عنهم ) لا تعاقبهم لمصلحة فی استبقائهم ، و لا تزد علی کفهم بالموعظة والنصیحة عما هم علیه ( و قل لهم فی أنفسهم قولا بلیغا ) بالغ فی وعظهم بالتخفیف و الإنذار . فإن قلت : بم تعلق قوله ( فی أنفسهم ) قلت : بقوله ( بلیغا ) أی : قل لهم قولا بلیغا فی أنفسهم مؤثرا فی قلوبهم یغتمون به اغتماما ، و یستشعرون منه الخوف استشعارا ، و هو التوعد بالقتل و الاستئصال إن نجم منهم النفاق و أطلع قرنه ، و أخبرهم أن ما فی نفوسهم من الدغل و النفاق معلوم عند الله ، و أنه لا فرق بینکم و بین المشرکین ، و ما هذه المکافة إلا لإظهارکم الإیمان و إسرارکم الکفر و إضماره ، فإن فعلتم ما تکشفون به غطاءکم لم یبق إلا السیف . أو یتعلق بقوله ( قل لهم ) أی قل لهم فی معنی أنفسهم الخبیثة و قلوبهم المطویة علی النفاق قولا بلیغا ، و أن الله یعلم ما فی قلوبکم لا یخفی علیه فلا بغنی عنکم إبطانه . فأصلحوا أنفسکم و طهروا قلوبکم و داووها من مرض النفاق ، و إلا أنزل الله بکم ما أنزل بالمجاهرین بالشرک من انتقامة ، و شرا من ذلک و أغلظ . أو قل لهم فی أنفسهم خالیا بهم ، لیس معهم غیرهم ، مسارا لهم بالنصیحة ، لأنها فی السر أنجع ، و فی الإمحاض أدخل قولا بلیغا یبلغ منهم و یؤثر فیهم .
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
1- تلاش منافقان بیهوده است، چون خداوند هم از درون و نیاتشان آگاه است و هم بموقع، افشاگرى مى‏کند. «یعلم اللّه ما فى قلوبهم» 2- معذرت خواهى منافقان، صادقانه نیست، وگرنه فرمان اعراض از آنان صادر نمى‏شد. «یعلم اللّه ما فى قلوبهم فأعرض عنهم» 3- شیوه‏ى برخورد رهبر با منافقان باید شیوه‏ى اعراض و موعظه باشد. «فأعرض عنهم و عِظهم» 4- در مقام موعظه، باید با صراحت، منافقان را نسبت به عواقب کار و سرنوشتشان هشدار داد. «فى انفسهم قولاً بلیغاً»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیر نمونه
ولى خداوند در این آیه نقاب از چهره آنها کنار مى‏زند و این گونه تظاهرات دروغین را ابطال مى‏کند ، و مى‏فرماید : اینها کسانى هستند که خداوند اسرار درون دلهاى آنها را مى‏داند ( اولئک الذین یعلم الله ما فى قلوبهم).
ولى در عین حال به پیامبر خود دستور مى‏دهد که از مجازات آنها صرفنظر کن ( فاعرض عنهم ) و پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) همواره با منافقان به خاطر اظهار اسلام کردن تا آنجا که ممکن بود مدارا مى‏کرد ، زیرا مامور به ظاهر بود و جز در موارد استثنائى آنها را مجازات نمى‏کرد ، چه اینکه ظاهرا در صفوف مسلمانان بود و ممکن بود مجازات آنها به یکنوع تصفیه حساب شخصى تفسیر شود .
سپس دستور مى‏دهد که آنها را موعظه کن و اندرز ده و با بیانى رسا که در دل و جان آنها نفوذ کند ، و نتائج اعمالشان را به آنها گوشزد کن.

(و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بلیغا).
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ یَعْلَمُ اَللّٰهُ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ :آن گروه منافقین و حالفین به کذب، کسانیند که خداى تعالى مى داند آنچه در دلهاى ایشان است، از نفاق و دوروئى پس کتمان و قسم کاذب، ایشان را از عقاب بازندارد فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ :پس اعراض کن از قبول اعذار ایشان، یا از عقاب آنها به جهت مصلحت در استبقاى ایشان، وَ عِظْهُمْ :و با وجود بر این، پند و نصیحت نما ایشان را، یعنى منع کن از نفاق و دروغ وَ قُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ :و بگو مر آنان را در باب نفوس ناپاکشان، قَوْلاً بَلِیغاً :سخنى رسنده و اثرکننده در قلوب آنها، به مشابهى که از آن غمناک گردند و آن توعد است به قتل و استیصال مراد آن است که بگو به ایشان که اگر از این توبه نکنید، شما را به قتل آورم و مستأصل سازم یا بگو مر ایشان را در باب نفوس و قلوب آنها که منطوى است بر نفاق گفتارى از روى تأثیر، تا ترسیده از نفاق توبه کنند ضحاک گفته: مراد «قول بلیغ» آنست که بر ملأ، ایشان را موعظه فرما و در خلوت قول بلیغ ادا کن یعنى در باب نصیحت، تهدید و مبالغه نما در خلوت چه نصیحت در آن مؤثرتر واقع شود به خلاف جلوت حاصل آنکه حق تعالى امر فرمود به تجافى از ذنوب اهل نفاق و نصح ایشان و مبالغه در آن به ترغیب و ترهیب، و این مقتضى شفقت انبیاست و در «قولا بلیغا» دلالت است بر فضل بلاغت و حثّ بندگان بر اعتماد نمودن بر آنچه از احد اقسام حکمت است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عاملی
«فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ » 63 ابو الفتوح: عذر آنها را قبول مکن که دروغ مى گویند

فخر: این جمله دو مطلب مى فهماند: 1 یعنى اعتنا و توجّه به آنها مکن و پرده ى آنها را هم مدر، و نفاق آنها را و آنچه در دل دارند آشکارا مکن که جرئتشان زیاد نشود

«وَ عِظْهُمْ » 63 فخر: یعنى منزجر کن آنها را از نفاق و کبر و حسد، و آنها را از مجازات عالم دیگر بترسان

«وَ قُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغاً» 63 فخر: ممکن است: 1 جمله پس وپیش باشد، یعنى بگو گفتارى رسا در روحیّه ى آنها، 2 ممکن است معنى این طور باشد: بگو به آنها در حقیقت نفوس پست و روح خبیث و دل پر از مکر و نفاقشان یک گفتارى که رسا باشد و برساند آنچه در دل دارند که خدا مى داند و از او نمى توان مخفى کرد

3 یعنى بگو در نفوس آنها و در سرّ و راز خودشان نه در آشکار و انظار دیگران

«بَلِیغاً» 63 فخر: وعظ اوّل بمعنى تخویف از عذاب آخرت است و مقصود از بلیغ ترساندن به گرفتارى در این عالم است و ممکن است هر دو یک مطلب را بفهماند که موعظه و پند تو باید بلیغ و رسا باشد که بخوبى متوجّه شوند و نتیجه بگیرند
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
خداوند تعالى این جماعت مکّار را رسوا فرمود و شرک و نفاق آنها را به پیغمبر خود اعلام داشت ولى نظر به مصالحى که در بقاء آنها بود امر فرمود پیغمبر را باعراض و ترک عقوبت آنها و در کافى و عیاشى از حضرت کاظم (ع) روایت نموده که جهت اعراض آن بود که شقاوت و عذاب آنها مقدر شده بود حقیر عرض مى کنم و این منافى با امر به موعظه بلسان نیست چون براى اتمام حجت بوده و نیز امر فرمود پیغمبر را که درباره نفوس خبیثه آنها تهدید و تخویف شدیدى بفرماید که مؤثر باشد در آنها مانند قتل و استیصال اگر بعدا از آنها نفاق بروز نماید یا آنکه مراد از فى انفسهم آنست که وقتى خودشان تنها باشند نصح و تحذیر شوند که اثرش بیشتر باشد و بدانند که فقط منظور نصیحت آنها است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » متن و ترجمه فارسی تفسیر شریف بیان السعادة فی مقامات العبادة
تفسیر: أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ یَعْلَمُ اَللّٰهُ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ خدا مى داند که نفاق در قلب آنهاست ولى بر آن پرده مى کشد و مى پوشاند

فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ از آنان رو بگردان ولى از رسوا کردن و تعقیب آنها صرف نظر کن و با آنها مدارا کن که در مدارا کردن نسبت به آنان مصلحت کلّى و نظام کلّى است

وَ عِظْهُمْ براى اتمام حجّت و براى اینکه اظهار نفاق آنان کم باشد آنها را نصیحت کن

وَ قُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغاً آنچه که در نفس آنها در شأن علىّ (ع)هست به آنان بگو،زیرا که شأن علىّ (ع)در روان هر صاحب روانى و یا در خلوت،یا در شأن نفس هایشان وجود دارد با گفتار رسائى بگو که در آنها اثر کند و مانع از اظهار نفاقشان گردد،تا اینکه بسیارى از امّت تو با آنها موافق نشوند،چون بیشتر آنها از باب اینکه علىّ (ع)تعدادى از خویشاوندان آنها را کشته است با علىّ (ع)دشمنى مى ورزند،و هرگاه کسى را ببینند که معاند و منافق با علىّ (ع)است با او موافق مى شوند

و مدارا کردن با این منافقین و مواعظه و ترسانیدن آنان به نحوى باشد که دیگر بر اظهار نفاق با غیر خود جرأت نداشته باشند و براى حفظ امّت تو از نفاق مفیدتر و شایسته تر است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.