از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(فلا وربک لا یؤمنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت ویسلموا تسلیما):(پس به پروردگارت سوگند،اینهاایمان نمی آورند،مگر وقتی که تو را در مشاجراتی که بین آنها پیش می آید حاکم قرار دهند و در دل خود از هر حکمی که راندی احساس آزردگی نکنند و دربرابر حکم تو کاملا تسلیم باشند)در این آیه خداوند برای اثبات اینکه مبداءحاکمیت تنها خداست ، و هیچ حاکمی جز آنکه خدا تعیین نموده و هیچ حکمی جز شریعتی که خدا آن را وضع کرده وجود ندارد،به ذات مقدس خودسوگند می خورد و صفت ایمان را ازکسانی که حکم غیر خدا را بپذیرند ،نفی می کند، لذا منافقین که خود را مؤمن می دانند، اما محاکمه به نزد طاغوت می برند،در واقع مؤمن نیستند و ایمان آنها کامل نیست ، مگر زمانیکه پیامبر(ص ) را حکم خود قرار دهند و باطنا و ظاهرا تسلیم او باشند و از حکم او آزرده نشوند ،چون هر کس از حکم پیامبر آزرده شود در واقع از حکم خدا آزرده شده است ، و شرطایمان به خدا، اطاعت از پیامبر و نافذ دانستن حکم اوست . و تسلیم به معنای رضایت باطنی و قلبی و ظاهری است ،چون هر اعتراض یاسختی و تنگی احساس کردن از هر حکمی از احکام خدایی در واقع شرک است (وما یؤمن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون )(14)،(اکثر ایشان به خدا ایمان نمی آورند، جز درحالیکه مشرکند). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  آذر خوشقدم - تفسیر نمونه
این آیه یکی از دلایل معصوم بودن پیامبر است زیرا دستور به تسلیم مطلق از نظر کردار و گفتار در برابر همه ی فرمان های پیامبر و حتی تسلیم قلبی در برابر او ، نشانه ی روشنی بر این است که او در احکام و فرمانها و داوری هایش نه اشتباه می کند و نه عمدا چیزی بر خلاف حق می گوید ، معصوم از خطاست و هم معصوم از گناه .

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - سایت تبیان
تفسیر کشاف
( فلا و ربک ) معناه فوربک ، کقوله تعالی ( فوربک لنسألنهم ) و " لا " مزیدة لتأکید معنی القسم ، کما زیدت فی ( لئلا یعلم ) لتأکید وجود العلم . و ( لا یؤمنون ) جواب القسم فإن قلت : هلا زعمت أنها زیدت لتظاهر ( لا ) فی ( لا یؤمنون ) ؟ قلت : یأبی ذلک استواء النفی و الإثبات فیه ، و ذلک قوله ( فلا أقسم بما تبصرون و ما لا تبصرون إنه لقول رسول کریم ) ( فیما شجر بینهم ) فیما اختلف بینهم و اختلط ، و منه الشجر لتداخل أغصانه ( حرجا ) ضیقا ، أی لا تضیق صدورهم من حکمک ، و قیل : شکا ، لأن الشاک فی ضیق من أمره حتی یلوح له الیقین ( ویسلموا ) و ینقادوا و یذعنوا لما تأتی به من قضائک ، لا یعارضوه بشی ء ، من قولک : سلم الأمر لله و أسلم له ، و حقیقة سلم نفسه و أسلمها ، إذا جعلها سالمة له خالصة ، و ( تسلیما ) تأکید للفعل بمنزلة تکریره . کأنه قیل : و ینقادوا لحکمة انقیادا لا شبهة فیه ، بظاهرهم و باطنهم . قیل : نزلت فی شأن المنافق و الیهودی . و قیل : فی شأن الزبیر و حاطب بن أبی بلتعة : و ذلک أنهما اختصما إلی رسول الله صلی الله علیه و سلم فی شراج من الحرة ، کانا یسقیان بها النخل ، فقال " اسق یا زبیر ثم أرسل الماء إلی جارک " فغضب حاطب و قال : لأن کان ابن عمتک ؟ فتغیر وجه رسول الله صلی الله علیه و سلم : ثم قال : " اسق یا زبیر ثم احبس الماء حتی یرجع إلی الجدر و استوف حقک ، ثم أرسله إلی جارک " کان قد أشار علی الزبیر برأی فیه السعة له و لخصمه ، فلما أحفظ رسول الله صلی الله علیه و سلم ، استوعب للزبیر حقه فی صریح الحکم ، ثم خرجا فمرا علی المقداد ، فقال : لمن کان القضاء ؟ فقال الأنصاری : قضی لابن عمته ، و لوی شدقه . ففطن یهودی کان مع المقداد فقال : قاتل الله هؤلاء ، یشهدون أنه رسول الله ثم یتهمونه فی قضاء یقضی بینهم ، و ایم الله ، لقد أذنبنا ذنبا مرة فی حیاة موسی ، فدعانا إلی التوبة منه و قال : اقتلوا أنفسکم ، ففعلنا ، فبلغ قتلانا سبعین ألفا فی طاعة ربنا حتی رضی عنا . فقال ثابت بن قیس بن شماس : أما و الله إن الله لیعلم منی الصدق ، لو أمرنی محمد أن أقتل نفسی لقتلتها . وروی أنه قال ذلک ثابت و ابن مسعود و عماربن یاسر ، فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم " و الذی نفسی بیده إن من أمتی رجالا الإیمان أثبت فی قلوبهم من الجبال الرواسی " . وروی عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه أنه قال : و الله لو أمرنا ربنا لفعلنا ، و الحمد لله الذی لم یفعل بنا ذلک ، فنزلت الَیة فی شأن حاطب ، و نزلت فی شأن هؤلاء.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نمونه
((زبـیـر بـن عـوام )) کـه از مـهـاجـران بود با یکى از انصار (مسلمانان مدینه ) بر سر آبـیـارى نـخـلسـتانهاى خود که در کنار هم قرار داشتند، اختلافى پیدا کرده بودند، هر دو براى حل اختلاف خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) رسیدند، از آنجا که باغستان زبـیـر در قـسـمـت بـالاى نـهـر و بـاغـستان انصارى در قسمت پائین نهر قرار داشت پیامبر (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) بـه زبـیـر دسـتـور داد کـه اول او بـاغهایش را آبیارى کند و بعد مسلمان انصارى (و این مطابق همان سنتى بود که در بـاغـهـاى مـجـاور هـم جـریـان داشـت ) اما این مرد انصارى به ظاهر مسلمان از داورى عادلانه پـیـامـبـر (صـلى الله علیه و آله و سلم ) ناراحت شد و گفت : آیا این قضاوت به خاطر آن بـود کـه زبـیـر، عـمـه زاده تو است ؟! پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از این سخن بـسـیـار ناراحت شد به حدى که رنگ رخسار او دگرگون گردید، در این موقع آیه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد در بـعـضـى از تـفاسیر اسلامى شاءن نزولهاى دیگرى ذکر شده که کم و بیش با شاءن نزول فوق شباهت دارد (تفسیر تبیان ، طبرسى و المنار). تسلیم در برابر حق گـرچـه شـاءن نـزول خـاصـى در بـالا بـراى آیـه فـوق نقل شد ولى همانطور که بارها گـفـتـه ایـم شـاءن نـزولهاى خاص هیچ گاه با عمومیت مفهوم آیه منافات ندارد، و به همین دلیل این آیه مى تواند مکمل بحث آیات قبل نیز بوده باشد. در ایـن آیـه ((خـداوند سوگند یاد کرده که افراد، ایمان واقعى در صورتى خواهند داشت کـه پـیـامـبـر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را در اختلافات خود به داورى بطلبند)) و به بیگانگان مراجعه ننمایند (فلا و ربک لا یؤ منون حتى یحکموک فیما شجر بینهم ). <110> سـپـس مـى فرماید: نه فقط به داورى را به نزد تو آورند بلکه هنگامى که تو در میان آنـهـا حـکـمـى کردى ، خواه به سود آنها باشد یا به زیان آنها، علاوه بر اینکه اعتراض نکنند ((در دل خود نیز احساس ناراحتى ننمایند و کاملا تسلیم باشند)) (ثم لا یجدوا فى انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما). گـرچـه نـاراحـتـى درونـى از قـضاوتهایى که احیانا به زیان انسان است غالبا اختیارى نیست ، ولى با تربیتهاى اخلاقى و پرورش روح تسلیم در برابر حق و عدالت و توجه بـه مـوقـعیت واقعى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) حالتى در انسان پیدا مى شود که هیچگاه از داورى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و حتى دانشمندانى که جانشینان او هـسـتـنـد هـرگـز ناراحت نخواهد شد، و به هر حال مسلمانان واقعى موظفند روح تسلیم در برابر حق را در خود پرورش دهند. در آیه فوق نشانه هاى ایمان واقعى و راسخ در سه مرحله بیان شده است : 1 - در تـمـامـى مـوارد اخـتـلاف خـواه بزرگ باشد یا کوچک ، به قضاوت و داورى پیامبر (صـلى الله عـلیه و آله و سلم ) که از حکم الهى سرچشمه مى گیرد مراجعه کنند، نه به طاغوت و داوران باطل . 2 - هیچ گاه در برابر قضاوتها و فرمانهاى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) که همان فرمان خدا است حتى در دل خود احساس ناراحتى نکنند، و به داوریها و احکام او بدبین نباشند. 3 - در مـقـام عـمـل نـیـز آن را دقـیـقـا اجـرا کـنـنـد و بـه طـور کامل تسلیم حق باشند. روشـن اسـت قـبـول یـک مـکـتـب و فـرمـانهاى آن در مواردى که به سود انسان تمام مى شود دلیـل بـر ایـمـان بـه آن مـکـتـب نیست بلکه آنجا که ظاهرا به زیان انسان است اما در واقع مطابق با حق و عدالت است اگر پذیرفته شود، نشانه ایمان است . در حـدیـثـى کـه از امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) در کـتـاب کـافـى در تـفـسـیـر ایـن آیـه نـقـل شـده چـنـیـن مـى خوانیم : ((اگر جمعیتى خدا را بپرستند، نماز را بپا دارند، زکات را بـپردازند، روزه ماه رمضان و حج را بجا آورند، ولى نسبت به کارهایى که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) انجام داده با سوء ظن بنگرند و یا بگویند: اگر او فلان کار را انـجـام نـداده بـود بـهـتر بود، آنها در حقیقت مؤ منان واقعى نیستند)) سپس آیه فوق را امام (عـلیـه السـلام ) تـلاوت فـرمـود، بـعـد فـرمـود: ((بـر شـمـا بـاد کـه در مقابل خدا و حق همیشه تسلیم باشید.)) از آیه فوق در ضمن دو مطلب مهم استفاده مى شود: 1 - آیـه یـکـى از دلایـل مـعـصـوم بـودن پـیـامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) است زیرا دسـتـور بـه تسلیم مطلق از نظر گفتار و کردار در برابر همه فرمانهاى پیامبر (صلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) و حتى تسلیم قلبى در برابر او، نشانه روشنى بر این است کـه او در احـکام و فرمانها و داوریهایش نه اشتباه مى کند و نه عمدا چیزى برخلاف حق مى گوید، معصوم از خطاست و هم معصوم از گناه . 2 - آیـه فوق هر گونه اجتهاد در مقام نص پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و اظهار عقیده را در مواردى که حکم صریح از طرف خدا و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در باره آن رسیده باشد نفى میکند، بنا بر این اگر در تواریخ اسلامى مى بینیم که گاهى بـعـضـى از افراد در برابر حکم خدا و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) اجتهاد و یا اظـهـار نـظـر مـى کـردنـد و مـثـلا مـى گـفتند پیامبر چنین گفته و ما چنین مى گوییم ، باید قبول کنیم که عمل آنها بر خلاف صریح آیه فوق است .
پاورقی :
110-«شجر» در اصل از ماده «شجر» (بر وزن قمر) به معنی «ذرخت» گرفته شده و از آنجا که در مشاجره و نزاع ، یک نوع آشفتگی و بهم پیچیدگی همانند پیچیدگی شاخه های درختان یه یکدیگر آشکار می شود به معنی نزاع و کشمکش آمده است ، و در آیه فوق به همین معنی استعمال شده است.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - تفسیر نمونه
(آیه 65)

شأن نزول:

«زبیر بن عوام» که از مهاجران بود با یکى از انصار (مسلمانان مدینه) بر سر آبیارى نخلستانهاى خود که در کنار هم قرار داشتند، اختلافى پیدا کرده بودند، هر دو براى حل اختلاف خدمت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله رسیدند، پیامبر نیز در میان آنها داورى کرد.

اما این مرد انصارى به ظاهر مسلمان، از داورى عادلانه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ناراحت شد و گفت: آیا این قضاوت به خاطر آن بود که زبیر، عمه زاده توست؟! پیامبر صلّى اللّه علیه و آله از این سخن بسیار ناراحت شد به حدى که رنگ رخسار او دگرگون گردید، در این موقع آیه نازل شد و به مسلمانان هشدار داد.

تفسیر:

تسلیم در برابر حق- این آیه مکمل بحث آیات قبل است و در آن خداوند سوگند یاد کرده که: «به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود مگر این که تو را در اختلافات خود به داورى بطلبند» و به بیگانگان مراجعه ننمایند (فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ).

سپس مى‏فرماید: نه فقط داورى را به نزد تو آورند بلکه هنگامى که تو در برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 418

میان آنها حکمى کردى، خواه به سود آنها باشد یا به زیان آنها، علاوه بر این که اعتراض نکنند «در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى ننمایند و کاملا تسلیم باشند» (ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً).

از آیه فوق در ضمن دو مطلب مهم استفاده مى‏شود:

1- پیامبر صلّى اللّه علیه و آله معصوم است، زیرا در آن دستور به تسلیم مطلق از نظر گفتار و کردار در برابر همه فرمانهاى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله داده شده.

2- هر گونه اجتهاد در مقابل نصّ پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و اظهار عقیده در مواردى که حکم صریح از طرف خدا و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در باره آن رسیده باشد ممنوع است.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
( فلا و ربک ) معناه فوربک ، کقوله تعالی ( فوربک لنسألنهم ) و " لا " مزیدة لتأکید معنی القسم ، کما زیدت فی ( لئلا یعلم ) لتأکید وجود العلم . و ( لا یؤمنون ) جواب القسم فإن قلت : هلا زعمت أنها زیدت لتظاهر ( لا ) فی ( لا یؤمنون ) ؟ قلت : یأبی ذلک استواء النفی و الإثبات فیه ، و ذلک قوله ( فلا أقسم بما تبصرون و ما لا تبصرون إنه لقول رسول کریم ) ( فیما شجر بینهم ) فیما اختلف بینهم و اختلط ، و منه الشجر لتداخل أغصانه ( حرجا ) ضیقا ، أی لا تضیق صدورهم من حکمک ، و قیل : شکا ، لأن الشاک فی ضیق من أمره حتی یلوح له الیقین ( ویسلموا ) و ینقادوا و یذعنوا لما تأتی به من قضائک ، لا یعارضوه بشی ء ، من قولک : سلم الأمر لله و أسلم له ، و حقیقة سلم نفسه و أسلمها ، إذا جعلها سالمة له خالصة ، و ( تسلیما ) تأکید للفعل بمنزلة تکریره . کأنه قیل : و ینقادوا لحکمة انقیادا لا شبهة فیه ، بظاهرهم و باطنهم . قیل : نزلت فی شأن المنافق و الیهودی . و قیل : فی شأن الزبیر و حاطب بن أبی بلتعة : و ذلک أنهما اختصما إلی رسول الله صلی الله علیه و سلم فی شراج من الحرة ، کانا یسقیان بها النخل ، فقال " اسق یا زبیر ثم أرسل الماء إلی جارک " فغضب حاطب و قال : لأن کان ابن عمتک ؟ فتغیر وجه رسول الله صلی الله علیه و سلم : ثم قال : " اسق یا زبیر ثم احبس الماء حتی یرجع إلی الجدر و استوف حقک ، ثم أرسله إلی جارک " کان قد أشار علی الزبیر برأی فیه السعة له و لخصمه ، فلما أحفظ رسول الله صلی الله علیه و سلم ، استوعب للزبیر حقه فی صریح الحکم ، ثم خرجا فمرا علی المقداد ، فقال : لمن کان القضاء ؟ فقال الأنصاری : قضی لابن عمته ، و لوی شدقه . ففطن یهودی کان مع المقداد فقال : قاتل الله هؤلاء ، یشهدون أنه رسول الله ثم یتهمونه فی قضاء یقضی بینهم ، و ایم الله ، لقد أذنبنا ذنبا مرة فی حیاة موسی ، فدعانا إلی التوبة منه و قال : اقتلوا أنفسکم ، ففعلنا ، فبلغ قتلانا سبعین ألفا فی طاعة ربنا حتی رضی عنا . فقال ثابت بن قیس بن شماس : أما و الله إن الله لیعلم منی الصدق ، لو أمرنی محمد أن أقتل نفسی لقتلتها . وروی أنه قال ذلک ثابت و ابن مسعود و عماربن یاسر ، فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم " و الذی نفسی بیده إن من أمتی رجالا الإیمان أثبت فی قلوبهم من الجبال الرواسی " . وروی عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه أنه قال : و الله لو أمرنا ربنا لفعلنا ، و الحمد لله الذی لم یفعل بنا ذلک ، فنزلت الَیة فی شأن حاطب ، و نزلت فی شأن هؤلاء [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
میان زبیربن عوام - از مهاجرین - و یکى از انصار، بر سر آبیارى نخلستان نزاع شد. پیامبر قضاوت کرد که چون قسمت بالاى باغ، از زبیر است، اوّل او آبیارى کند. مرد انصارى از قضاوت پیامبر ناراحت شد و گفت چون زبیر، پسر عمه توست، به نفع او داورى کردى! رنگ پیامبر پرید و این آیه نازل شد. عجبا که خودشان رسول‏اللّه را به داورى پذیرفته‏اند، ولى سرباز مى‏زنند! امام صادق‏علیه السلام فرمود: اگر کسانى اهل نماز و حج و زکات باشند، ولى نسبت به کارهاى پیامبرصلى الله علیه وآله سوءظن داشته باشند، در حقیقت مؤمن نیستند. سپس این آیه را تلاوت فرمودند. <322> 1- نشانه‏هاى ایمان راستین سه چیز است: الف: به جاى طاغوت، داورى را نزد پیامبر بردن. «یحکموک» ب: نسبت به قضاوت پیامبر، سوءظن نداشتن. «لایجدوا فى انفسهم حرجاً» ج: فرمان پیامبر را با دلگرمى پذیرفتن و تسلیم بودن. «و یسلّموا تسلیما» 2- اسلام، علاوه بر تسلیم ظاهرى، به ابعاد روحى و تسلیم قلبى توجّه کامل دارد. «لا یجدوا فى انفسهم حرجاً» 3- قضاوت، از شؤون رسالت و ولایت است. «ممّا قَضیت» 4- وجوب تسلیم در برابر قضاوت پیامبر، نشان عصمت اوست. «یُسلّموا تسلیماً [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  شهرام سليمان زاده - تفسیر نور
میان زبیربن عوام - از مهاجرین - و یکى از انصار، بر سر آبیارى نخلستان نزاع شد. پیامبر قضاوت کرد که چون قسمت بالاى باغ، از زبیر است، اوّل او آبیارى کند. مرد انصارى از قضاوت پیامبر ناراحت شد و گفت چون زبیر، پسر عمه توست، به نفع او داورى کردى! رنگ پیامبر پرید و این آیه نازل شد. عجبا که خودشان رسول‏اللّه را به داورى پذیرفته‏اند، ولى سرباز مى‏زنند!
امام صادق‏علیه السلام فرمود: اگر کسانى اهل نماز و حج و زکات باشند، ولى نسبت به کارهاى پیامبرصلى الله علیه وآله سوءظن داشته باشند، در حقیقت مؤمن نیستند. سپس این آیه را تلاوت فرمودند.[322]

--------------------------------------------------------------------------------
322) تفسیر نورالثقلین ؛ کافى، ج‏1، ص‏390.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - انوار درخشان درتفسیر قرآن
«فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰى یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً» آیه برسول گرامى خطاب و سوگند یاد نموده که ایمان این گروه مردم پذیرفته نیست جز هنگامى که به حکمیّت تو تن در دهند و تسلیم فرمان تو شوند

در ضمن اطاعت و پیروى از رسول گرامى را حقیقت ایمان قرار داده است که هر مسلمان برحسب عقیده و عمل باید پیرو فرمان پیامبر باشد و هر حکم که از پروردگار شرف صدور یابد ناگزیر بصورت فرمان پیامبر در مى آید و به آن باید تسلیم شد

چنانچه کسى از حکمیّت او امتناع ورزد و یا بر نظر و رأى او اعتراض کند رسالت او را انکار نموده از حریم اسلام خارج خواهد شد

در این صورت دعوى ایمان و بظاهر رسالت پیامبر را پذیرفتن ایمان و تسلیم محسوب نیست زیرا ایمان صفت نفسانى است که در روان انسان رسوخ یابد و در عقیده و انقیاد ثبات داشته و در آن شائبه تکذیب نباشد و با میل و رغبت بفرمان پیامبر اسلام گردن نهد

بلکه هرچه را که پروردگار بخواهد و هر تکلیفى را متوجّه مردم کند باید تسلیم شوند و اعتراض بر خواسته پروردگار و یا تمرّد از فرمان رسول اکرم را نمى توان جز کفر و نفاق معرّفى نمود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
حَتّٰى یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ؛ زیرا تمام احکامى را که محمّد صلّى اللّه علیه و آله بیان مى کند از وى نیست، بلکه از خداست و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله زبان و بیان اوست

ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً مراد آن است که آنان ایمان نمى آورند تا اینکه یقین پیدا کنند که حکم تو، همان حکم خداست و کسى که حکم تو را ردّ کند، حکم خدا را ردّ کرده است به راستى، محال است که انسان مؤمن از حکم کسى که مى داند آن حکم از نزد خداست، احساس دلتنگى کند و آن را براى خود دشوار پندارد البتّه مؤمن گاهى در درون خویش دوست دارد که خوردن، مثلا، در ماه رمضان مباح باشد؛ لکن در عین حال، روزه مى گیرد و از خوردن، امتناع مى کند؛ زیرا از عذاب خدا که مشکل تر و سخت تر از روزه رمضان است، مى ترسد گاهى نیز نفس او بر وى غلبه کرده، معصیت مى کند؛ لکن بدین سبب از نفس خود رنجیده و برآشفته مى شود و بر او لعنت مى فرستد؛ چرا که حقّ را سنگین شمرده است این کار، عین ایمان است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » دقائق التأویل و حقائق التنزیل
«فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰى یُحَکِّمُوکَ » بخداوند و پروردگار تو اى محمّد! کى ایشان ایمان نیارند تا ترا حکم سازند مجاهد و شعبى گویند: این آیت متّصل است باوّل یعنى ایشان کى در حکومت بر طاغوت رفتند و طاغوت را حکم ساختند؛ و گفته اند: عمرو دینار روایت کنذ از ابو سلمه از امّ سلمه رضی اللّه عنها کى زبیر عوّام را با شخصى خصومتی بوذ گفته اند: حاطب بن ابى بلتعه بوذ؛ و گفته اند: بلتعۀ حاطب بوذ و آن خصومت در آبى بوذ مرافعه بخدمت رسول آوردند رسول صلّى اللّه علیه و آله بر حقیّت زبیر حکم فرموذ مرد گفت: حکم زبیر را فرموذ کى پسر عمّۀ اوست خذاى تعالى «فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ 165 حَتّٰى یُحَکِّمُوکَ » منزل فرموذ؛ یعنى: ایمان نیارند تا نزد تو آیند از سر رضا بطیب نفس «فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ » در خصومتی کى واقع است میان ایشان

«شجر» اى: اختلط و اختلف، و أصله الشجر «ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً» پس نیابند در نفسهاء خوذ تنگیى «مِمّٰا قَضَیْتَ » از آنچ حکم کردى تو اى محمّد! ، «وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً» بطوع، در سرّ و جهر، ترا منقاد شوند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
یکى از علائم قطعیه ایمان رضاى بحکم خدا و تسلیم بقضاء او است و تا شخص چنین نباشد مؤمن حقیقى نیست و این معنى در موقع مشاجره و اختلاف و نزاع ظهور پیدا مى کند که با کثرت شوق به غلبه بر خصم و نیل خود بمقصود از مال و منصب وقتى ببیند حکم خدا با طرف او است بدون آنکه در نفس خود کلفتى احساس نماید با کمال سهولت و انقیاد ظاهرا و باطنا تسلیم امر و حکم الهى شود و چون ملازمه ایمان حقیقى با این معنى و این خلق مخفى بوده در کلام الهى اولا مؤکد بنفى غیر و ثانیا مؤکد بقسم گردیده است و در کافى از حضرت باقر (ع) روایت نموده که خداوند امیرالمؤمنین (ع) را مخاطب فرمود در کلام خود و آیه قبل و این آیه را تلاوت فرمود و ما شجر بینهم را به آنچه اهل نفاق قرار داد نمودند که اگر پیغمبر از دنیا رفت نگذارند خلافت به بنى هاشم برسد و ما قضیت را به قتل یا عفو از امیرالمؤمنین (ع) نسبت به آنها تفسیر فرمود حقیر عرض مى کنم خلاصه روایت آنست که این آیه و آیه قبل هم در بیان حال مخالفین است که تا راضى بحکم امیرالمؤمنین نشوند مؤمن نیستند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن
قوله: فَلاٰ وَ رَبِّکَ الآیة از مفسّران بعضى گفتند:آیت در زبیر آمده و خصمى که او را بود و در نام او خلاف کردند صالحى گفت:ثعلبة بن حاطب،و دیگران گفتند:حاطب بن أبی بلتعه ،ایشان به حکومت پیش رسول آمدند در آبى که از رود مى آمد،و زمین زبیر بالاى زمین این مرد بود رسول علیه السّلام بر طریق مسامحه گفت:یا زبیر تو زرع خود را آب بده و آب به او رها کن مرد را از آن خوش نیامد، گفت:أن کان ابن عمّتک قلت هذا،این براى آن گفتى که او پسرعمّۀ تو است ؟ رنگ رسول بگردید،زبیر را گفت:اى زبیر!آنچه حقّ تو است از آب بخور تمام،و بستان و جاى خود تا به دیوار پرآب بدار که این حقّ تو است،چون حقّ خود تمام خورده باشى آنگه آب رها کن و آنچه اوّل گفت،بر طریق مسامحه گفت تا جانب آن مرد را مراعات کند بر طریق شفاعت و مساهلۀ زبیر با او چون مرد آن اساءت ادب کرد،رسول علیه السلام گفت:چون مرد به این ابلهى است که نمى داند که من جانب او بهتر مراعات مى کنم ،زبیر را گفت:اکنون برو حقّ خود تمام بخور از آب و آنگه رها کن،و این حکمى شرعى بود بحق

ایشان از پیش رسول بیامدند به مقداد بگذشتند مقداد گفت:یا با بلتعه!حکم که را بود؟مرد گفت:قضى لابن عمّته علىّ ،براى پسرعمّه اش حکم کرد و لب بر پیخت به طریق استهزاء جهودى نشسته بود آن بدید،گفت:عجبا لهؤلاء،عجب است کار اینان،مى گویند:ما گواهى مى دهیم که این مرد رسول خداست،آنگه او را متّهم مى دارند در حکمى که مى کند به خدایى خدا،که ما در عهد موسى گناهى کردیم،آمدیم تا توبه کنیم،موسى ما را گفت:توبۀ شما آن است که خود را بباید کشتن ما تیغ برداشتیم و در یکدیگر نهادیم تا هفتاد هزار مرد کشته شد در طاعت خداى عزّ و جلّ تا از ما راضى شد ثابت بن قیس بن شمّاس حاضر بود،گفت:و اللّٰه که اگر رسول علیه السّلام مى فرماید که خود را بکش،من در کشتن خود هیچ توقّف نکنم،و خداى تعالى از من داند که راست مى گویم،خداى تعالى این آیت فرستاد و آیت دیگر که از پس آن است الى قوله: إِلاّٰ قَلِیلٌ ،یعنى ثابت بن قیس بن شمّاس

مجاهد و شعبی گفتند:آیت در بشر منافق آمد و آن مرد جهود که به حکومت پیش رسول رفتند و عمر او را بکشت و قصّۀ آن برفت

قوله: فَلاٰ وَ رَبِّکَ در«لا»چند قول گفتند:بعضى گفتند معنى آن است که: لیس الأمر کما زعموا،این کار نه چنان است که ایشان گفتند

قولى دگر آن است که:«لا»ایذان و اخبار مى کند به آن که از پس او نفى خواهد آمدن،و هو قوله: لاٰ یُؤْمِنُونَ ،چنان که ما گوییم:نه چنین نیست،آنگه گفت: وَ رَبِّکَ ،قسم از سر گرفت، وَ لاٰ یُؤْمِنُونَ ،به جواب قسم کرد و آن«لا»در پیش افگند تا تنبیه باشد بر این نفى و مؤکّد این بود

قولى دگر آن است که:«لا»صله است،نحو قوله: لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ و هذا أضعف الوجوه

حق تعالى گفت:نه چنین نیست که ایشان گمان بردند به خداى تو که ایشان ایمان نیاورده باشند،و ایمان ایشان درست نباشد تا آنگه که تو را به حاکم کنند در آن خلافى[323 پ]که میان ایشان باشد،آنگه به آن حکم که تو کرده باشى راضى باشند،و در نفس خود از آن حرجى و ضیقى نیابند و قوله: شَجَرَ ،أى اختلف و تشاجر الرّجلان إذا اختلفا و تخاصما،و درخت را شجر براى این خوانند لالتفاف اغصانه،و الشّجیر الخصیم،قال : ألفیتنی هشّ الیدی ن بمرى قدحی أو شجیری لأنّه یشاجره فی القمار،و یقال:لعصىّ الهودج:شجار،و تشاجر الرّماح اختلافها،قال : نفسی فداءک و الرّماح شواجر و القوم فى ضنک اللّقاء قیام ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ ،معنى آن است که تا رضاى تو بر هواى خود اختیار نکنند و تسلیم نکنند و انقیاد ننمایند،اگرچه به زبان گویند مؤمنیم مؤمن نباشند،و ایمانى درست نبود ایشان را [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » متن و ترجمه فارسی تفسیر شریف بیان السعادة فی مقامات العبادة
تفسیر: فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ نه چنین است،قسم به خدایت که آنها متّصف به اسلام و ایمان عامّ نمى شوند

حَتّٰى یُحَکِّمُوکَ مگر اینکه تو را یا علىّ (ع)را به داورى برگزینند

فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ در آنچه که در آن تنازع کردند که عبارت شَجَرَ بَیْنَهُمْ به معناى«شجر الامر بینهم»(در بین آنها نزاع واقع شد)،مى باشد

ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَیْتَ و آنگاه تو یا علىّ (ع) هر چه دربارۀ آنان حکم کنى اعتراضى نداشته باشند

وَ یُسَلِّمُوا خودشان را به تو یا به علىّ (ع)تسلیم کنند تَسْلِیماً تسلیم کردنى در کافى از امام باقر(ع)است که خداوند امیر المؤمنین (ع)را در کتابش مورد خطاب قرار داده است در قول خدا: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا و آیه را خواند تا رسید به قول خدا: فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ فرمود:در ضمن چیزهائى که بر آن پیمان بسته اند این بود که اگر خداوند،محمّد صلّى اللّه علیه و آله را از دنیا برد امر خلافت را،در بنى هاشم نگذارند که بماند سپس اگر تو بین آنها به قضاوت پردازى چه حکم به قتل دهى یا عفو،در دلهایشان ایرادى نیابند و تسلیم حکم تو شوند

و امثال این،از اسرار کتاب است که علم به آن ندارد مگر کسى که به او خطاب شده است،و راسخین در علم مى گویند همه اش از جانب پروردگار است و وجه صحّت آن را با اینکه ظاهر خطاب براى محمّد صلّى اللّه علیه و آله است بیان کردیم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.