از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و اذا حضرالقسمه اولوا القربی و الیتامی و المساکین فارزقوهم منه وقولوا لهم قولا معروفا):(و چون در تقسیم ارث میت از خویشان میت و یتیمان و فقیران اشخاصی حاضر شوند به چیزی از آن مال آنها را روزی دهید و با آنان سخن نیکو و دلپسند گویید) یعنی خویشاوندان فقیر و مساکین که به جهت وجود طبقات جلوتر ارثی نمی برند، اگر در زمان تقسیم ارث حاضر باشند، ورثه باید چیزی از آن ارث به آنان بدهند و اختلاف شده است که آیا این عمل واجب است یا مستحب ، بهر صورت اجمالا به آنها نیز سهمی تعلق می گیرد(اگر درزمان قسمت حاضر باشند) و به جهت رحمت و مدارا امر می نمایند که باآنان به نیکی رفتار نمایید و سخن شایسته بگویید. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
چون برای ارث طبقاتی ذکر فرمود بعضی از اقربا جزء هیچ طبقه‌ای از طبقات ارث نیستند ولی توقّع دارند هم در زمان حیات این شخص به او دستور داده شد که هنگام وصیّت مقداری از ثلث را برای اقربای خود در نظر بگیر، هم به ورثه بعد از مرگ متوفّا دستور داده شد که اقربا را از نظر دور ندارید که به این توقّع خانوادگی یک پاسخ مثبتی داده شده باشد چون اصرار اسلام این است که اساس خانواده را حفظ بکند و متلاشی نشود از هر راهی که شد خانواده را حفظ می‌کند چون بهترین و محکم‌ترین راه برای ساختن یک جامعه صحیح داشتن خانواده‌های اصیل است هم از نظر اخلاقی اصرار اسلام بر این است که محور خانواده فروپاشیده نشود، هم از نظر مسائل مالی سعی کرده که خانواده را منسجم بکند از نظر اخلاقی که اطاعت فرزند را از پدر، اطاعت فرزند نسبت به پدر و مادر را واجب کرده است، عقوق و عصیان را حرام کرده است که خیلی اکید شد از آن طرف به پدر و مانند او دستور داد که فرزندها را درست تربیت کنند حقوق تعلیمی بر عهدهٴ پدر قرار داد از آن طرف هم بر فرزند عقوق را واجب کرد و رعایت فرمان پدر و مادر را لازم کرد این حُکم فقهی و اخلاقی، از نظر مسائل مالی هم طرفین را واجب‌النفقهٴ یکدیگر کرد که هیچ‌کدام به بیرون از محور خانواده محتاج نباشند هر کدامشان نیازمندند تأمین هزینه دیگری بر همین عمودین واجب است این دو. اگر مشکلی اشتباهاً پیش آمد به نام قتل خطأ هیچ کسی عهده‌دار نیست مگر باز در همین مدار خانواده که عاقله عهده‌دار هست که دِیه قتل خطأ را باید بپردازد، اگر هم مالی از شخص مانده به نام ارث باز در همین مدار تقسیم می‌شود با حفظ طبقات سه‌گانه، پس هم در مسئله ارث، هم در مسئله دِیه، هم در مسئله رعایت هزینه و تأمین مورد نیاز، هم در مسئله اخلاقی که اطاعت باشد، هم در مسئله فقهی بر اساس این عناصر پنج‌گانه یعنی بحث فقهی، بحث اخلاقی، بحث ارث، بحث دِیه، بحث تأمین هزینه همهٴ این عناصر پنج‌گانه نقش مهم دارد که خانواده متلاشی نشود. حالا در همین فضا کسانی که جزء اقربا هستند ولی ارث‌بر نیستند برای اینکه این نظام محفوظ بماند هم در زمان حیات خود میّت که هنوز نمرده است به او دستور می‌دهد که مقداری از مال را از ثلث مال را به اقربای خودت بده که این اساس خانواده بماند، هم به ورثه دستور می‌دهد که شما که ارث می‌برید نگویید حالا اینکه مُرد دیگر به پسرعمو، به پسردایی، به عمّه، به دایی، به خاله و امثال ذلک هیچ ارتباطی ندارد بگذارید این وسیله‌ای باشد که این رحامت همان طوری که از نظر اخلاقی صلهٴ رحم دارید، از نظر اقتصادی هم صلهٴ رَحِم داشته باشید این وجوب صلهٴ رحم که بحثش مبسوطاً در آیه اول همین سورهٴ «نساء» گذشت که ﴿وَاتَّقُوا اللّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ﴾ هم یک عنصر ششمی است برای حفظ اصالت خانواده. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي
یک حکم اخلاقى! این آیه مسلما بعد از قانون تقسیم ارث، نازل شده، زیرا مى‏گوید: «هرگاه در مجلس تقسیم ارث، خویشاوندان و یتیمان و مستمندان حاضر شدند چیزى از آن به آنها بدهید» (وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ).

کلمه «یتامى» و «مساکین» اگر چه بطور مطلق ذکر شده ولى منظور از آن ایتام و نیازمندان فامیل است.

در پایان آیه دستور مى‏دهد که «به این دسته از محرومان، با زبان خوب و طرز شایسته صحبت کنید» (وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تفسیر را که برگزیده تفسیر نمونه است وارد نمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
" لو " مع ما فی حیزه صلة للذین . و المراد بهم : الأوصیاء ، أمروا بأن یخشوا الله فیخافوا علی من فی حجورهم من الیتامی و یشفقوا علیهم ، خوفهم علی ذریتهم لو ترکوهم ضعافا و شفقتهم علیهم و أن یقدروا ذلک فی أنفسهم و یصوروه حتی لا یجسروا علی خلاف الشفقة و الرحمة . و یجوز أن یکون المعنی : و لیخشوا علی الیتامی من الضیاع . و قیل : هم الذین یجلسون إلی المریض فیقولون : إن ذریتک لا یغنون عنک من الله شیئا ، فقدم مالک ، فیستغرقه بالوصایا ، فأمروا بأن یخشوا ربهم ، أو یخشوا علی أولاد المریض و یشفقوا علیهم شفقتهم علی أولاد أنفسهم لو کانوا . و یجوز أن یتصل بما قبله و أن یکون أمرا بالشفقة للورثة علی الذین یحضرون القسمة من ضعفاء أقاربهم و الیتامی و المساکین و أن یتصوروا أنهم لو کانوا أولادهم بقوا خلفهم ضائعین محتاجین ، هل کانوا یخافون علیهم الحرمان و الخبیثه ؟ فإن قلت : ما معنی وقوع ( لو ترکوا ) و جوابه صلة للذین ؟ قلت : معناه : و لیخش الذین صفتهم و حالهم أنهم لو شارفوا أن یترکوا خلفهم ذریة ضعافا، و ذلک عند احتضارهم خافوا علیهم الضیاع بعدهم لذهاب کافلهم و کاسبهم ، کما قال القائل : لقد زاد الحیاة إلی حبا بناتی إنهن من الضعاف أحاذر أن یرین البؤس بعدی و أن یشربن رنقا بعد صافی و قرئ ضعفاء . و ضعافی ، و ضعافی . نحو : سکاری ، و سکاری . و القول السدید من الأوصیاء : أن لا یؤذوا الیتامی و یکلموهم کما یکلمون أولادهم بالأدب الحسن و الترحیب ، و یدعوهم بیا بنی و یا ولدی ، و من الجالسین إلی المریض أن یقولوا له أذا أراد الوصیة : لاتسرف فی وصیتک فتجحف بأولادک ، مثل قول رسول الله علیه و سلم لسعد : " إنک إن تترک و لدک أغنیاء خیر من أن تدعهم عالة یتکففون الناس " و کان الصحابة رضی الله عنهم یستحبون أن لا تبلغ الوصیة الثلث و أن الخمس أفضل من الربع و الر بع أفضل من الثلث . و من المتقاسمین میراثهم أن یلطفوا القول و یجملوه للحاضرین .
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  شهرام سليمان زاده - تفسیر نور
از اینکه کلمه‏ى «اولواالقربى» در کنار «الیتامى» و «المساکین» آمده، معلوم مى‏شود که مراد از بستگان، بستگانى‏هستند که فقیرند وبه طور طبیعى ارث نمى‏برند، و سفارش عاطفى آخر آیه نیز این معنا را تأیید مى‏کند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه
یک حکم اخلاقى
و اذا حضر القسمة اولوا القربى و الیتامى و المساکین فارزقوهم منه این آیه مسلما بعد از قانون تقسیم ارث نازل شده زیرا میگوید : هر گاه در مجلس تقسیم ارث ، خویشاوندان و یتیمان و مستمندان حاضر شدند چیزى از آن به - آنها بدهید بنا بر این محتواى آیه یک حکم اخلاقى و استحبابى در باره طبقاتى است که با وجود طبقات نزدیکتر ، از ارث بردن محرومند ، آیه مى‏گوید : اگر در مجلس تقسیم ارث ، جمعى از خویشاوندان درجه 2 یا 3 و همچنین بعضى از یتیمان و مستمندان حضور داشته باشند چیزى از مال به آنها بدهید ، و به این ترتیب جلو تحریک حس حسادت و کینه‏توزى آنها را که ممکن است بر اثر محروم بودن از ارث شعله‏ور گردد بگیرید و پیوند خویشاوندى انسانى خود را به این وسیله محکم کنید .
گرچه کلمه یتامى و مساکین بطور مطلق ذکر شده ولى ظاهرا منظور از آن ایتام و نیازمندان فامیل است زیرا طبق قانون ارث ، با بودن طبقات نزدیکتر طبقات دورتر ، از ارث بردن محرومند ، بنا بر این اگر آنها در چنان جلسه‏اى حاضر باشند سزاوار است هدیه مناسبى ( که تعیین مقدار آن فقط بستگى به اراده وارثان دارد و از مال وارثان کبیر خواهد بود ) به آنها داده شود .
جمعى از مفسران احتمال داده‏اند که منظور از ایتام و مساکین در آیه هر گونه یتیم و نیازمندى است خواه از خویشاوندان میت باشد یا غیر آنها ولى این احتمال بعید به نظر مى‏رسد زیرا افراد بیگانه معمولا راهى در این جلسات فامیلى ندارند.
بعضى از مفسران نیز معتقدند که آیه ، یک حکم وجوبى را بیان میکند نه استحبابى ولى آنهم نیز بعید است زیرا اگر آنها حق واجبى داشتند لازم بودمقدار و حدود آن تعیین گردد در حالى که به اختیار وارثان حقیقى واگذار شده است.
و قولوا لهم قولا معروفا در پایان آیه دستور مى‏دهد که به این دسته از محرومان ، با زبان خوب و طرز شایسته صحبت کنید یعنى علاوه بر جنبه کمک مادى از سرمایه‏هاى اخلاقى خود نیز براى جلب محبت آنها استفاده کنید تا هیچگونه ناراحتى در دل آنها باقى نماند ، و این دستور نشانه دیگرى بر استحبابى بودن حکم فوق است .
از آنچه گفتیم این مطلب نیز روشن شد که هیچ دلیلى ندارد که بگوئیم حکم آیه فوق بوسیله آیاتى که سهام ارث را تعیین مى‏کند نسخ شده است زیرا هیچ - گونه تضادى میان آن آیات و این آیه نیست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اطیب البیان
و زمانى که حاضر باشند در موقع قسمت ترکه بین وراث سایر اقارب که میراث بر نیستند و جزو طبقه بعد هستند و یتامى و فقراء پیش از قسمت یک مقدارى بآنها بدهید که آنها هم بى بهره نباشد و با آنها با زبان خوش صحبت کنید

اخبار در این آیه مختلف است، در بعض اخبار دارد که این آیه نسخ شده بآیات ارث و در بعضى دارد که غیر منسوخ است

و بالجمله مطابق فتوى و عمل اصحاب اینست که امر( فَارْزُقُوهُمْ ) امر استحبابى است واجب نیست آن هم مشروط به اینکه وارث صغیر و مجنون و سفیه نباشد که از سهم آنها نمیتوان تصرف نمود و همین مقتضاى جمع بین اخبار است زیرا اخبارى که میفرماید منسوخ شده حمل بر این معنى میتوان کرد که ظاهر این آیه وجوب است و اگر آیات ارث نبود میگفتیم که واجب است بظاهر الامر لکن آیات ارث قرینه است بر اینکه این امر وجوبى نیست و معنى نسخ یعنى خلاف ظاهر مراد است

و اخبارى که میفرماید محکم و غیر منسوخ است اینست که اصل حکم برداشته نشده که بگوئیم جایز نیست و نباید بآنها داد

مطلب دیگر آنکه از بعض اخبار استفاده میشود که راجع بخود مورث است که وصیت کند چیزى بسایر ارحام و یتامى و مساکین بدهند چنان که مفاد آیه شریفه است اَلْوَصِیَّةُ لِلْوٰالِدَیْنِ وَ اَلْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ بقره آیه 180، و این هم منافات ندارد زیرا یکى از مصادیق عام است، غایة الامر این وصیت مستحبّ است و لو عمل بوصیت واجب است

و ممکن است مراد از حضور اقربین و یتامى و مساکین نه مجرد حضور در مجلس قسمت باشد بلکه حضور در محل در موقع قسمت است که اگر غائب باشند در بلاد دیگر و دست رس نباشند از مورد آیه خارجند

مسئله دیگر آنکه بعضى گفتند مراد از یتامى و مساکین یتامى و مساکین از ارحام هستند چنانچه مراد از أُولُوا اَلْقُرْبىٰ فقراء از ذوى القربى است چنانچه در آیه خمس وَ اِعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی اَلْقُرْبىٰ وَ اَلْیَتٰامىٰ وَ اَلْمَسٰاکِینِ وَ اِبْنِ اَلسَّبِیلِ الآیة انفال آیه 41، مراد یتامى و مساکین و ابن سبیل از سادات است لکن اینهم خلاف ظاهر است زیرا اولوا القربى اعم از فقیر و غیر فقیر است و یتامى و مساکین اگر مراد از ارحام باشد خود اولوا القربى شامل بود احتیاج ببیان نبود بلکه آنهم اعم است بلکه میتوان گفت غیر ارحام است چون عطف باولى القربى است و اللّٰه العالم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » پرتوی از قرآن
وَ إِذٰا حَضَرَ اَلْقِسْمَةَ أُولُوا اَلْقُرْبىٰ وَ اَلْیَتٰامىٰ وَ اَلْمَسٰاکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً

حضور هنگام تقسیم سهام ارث، اشعار به این دارد که این حاضر شوندگان، چشمداشت به ما ترک دارند «أُولُوا اَلْقُرْبىٰ » غیر از اقربون است که نصیب مفروض دارند، و همین که در ردیف عموم اَلْیَتٰامىٰ وَ اَلْمَسٰاکِینُ آمده، مشعر به نیازمندى اولو القربى دارد «فَارْزُقُوهُمْ » ، ظاهر در وجوب است مگر به دلیلى ضمیر «منه» راجع به ما ترک است «وَ قُولُوا لَهُمْ » اشاره به این است که چون اینها داراى نصیب مفروض نیستند، نباید با خشونت و بدزبانى که شما هیچ حقى ندارید، آنان را طرد کرد
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ إِذٰا حَضَرَ اَلْقِسْمَةَ أُولُوا اَلْقُرْبىٰ وَ اَلْیَتٰامىٰ وَ اَلْمَسٰاکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً مراد از «أُولُوا اَلْقُرْبىٰ » آن عده از خویشاوندان میت هستند که به سبب وجود خویشاوندان نزدیک تر، از حق ارث محروم شده اند؛ همانند برادر با وجود پسر و عمو با وجود برادر خطاب «ارزقوهم» متوجه وارثان میت و یا جانشینان آنها مى باشد بدیهى است که وارثان در صورتى به این خویشاوندان صدقه مى دهند که آنان فقیر باشند مراد از «یتامى و مساکین» کسانى هستند که از خویشاوندان میت نمى باشند و امر به بخشش براى آنان براى استحباب است، نه براى وجوب؛ همانند: «تصدّقوا و لو بشقّ تمرة » ،لکن استحباب مؤکّد است
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
مروّت و عاطفت و صله رحم و جانب دارى از فقرا و ضعفا مقتضى است که اگر نزدیکان میت که لابد از اقارب ورثه اند در موقع تقسیم اموال میت حاضر باشند و همچنین اگر اطفال یتیم و اشخاص بى بضاعتى حضور داشته باشند براى دلجوئى و مهربانى و صله رحم و تصدق و شکرگزارى کسانى که از آن مال بفرض الهى بهره مند شده اند آنها را از مال میت بى بهره نگذارند و هرکس را بمناسبت رتبه قرابت او و خودشان و قابلیت میراث برخوردار نمایند و به فراخور حال چیزى تحفه و تقدیم نمایند با کمال ملاطفت و مهربانى و عذرخواهى و استحقار بدون منت و اهانت و استکبار و باید بدانند که این براى دنیا و آخرت آنها نافع است و اگر آنها با چشمى که برآن مال داشته اند محروم بروند براى اینها در دنیا و آخرت مضر است و چند روایت در این آیه شریفه وارد شده است راجع بنسخ و عدم آن که بنظر حقیر منظور آنست که ظاهر بدوى آن مراد نیست و اثبات حق نمى شود و باید بمقتضى مروت و انصاف و اخلاق رفتار شود اگرچه فیض ره فرموده نسخ وجوب منافى با بقاء جواز و استحباب نیست ولى حق آنست که منافى است چنانچه در اصول معنون است و معلوم است که آیه فرائض معارض با این آیه نیست تا ناسخ باشد و مطلب همانست که سابقا هم اشاره نمودم وقتى ائمه مى خواستند ردع نمایند آنها را از عمل نمودن به آنچه آنها از آیه استظهار نموده بودند باین بیان مى فرمودند به پاره ملاحظات که ذکرش لزوم ندارد
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن
قوله تعالى: وَ إِذٰا حَضَرَ اَلْقِسْمَةَ الآیة خلاف کردند در آن که این آیت منسوخ است یا نه به نزدیک ما آیت محکم است و منسوخ نیست،و این قول عبد اللّه عبّاس است و سعید جبیر و حسن بصرى و ابراهیم النّخعىّ و مجاهد و شعبى و زهرى و یحیى بن یعمر و سدّى،و اختیار ابو القاسم بلخىّ و ابو على جبّائی و زجّاج و بیشتر مفسّران و فقها،و آنان که گفتند:منسوخ نیست،خلاف کردند فی قوله: فَارْزُقُوهُمْ ، تا این امر بر وجوب است یا بر ندب بلخى و جبّایى و رمّانى و جعفر بن مبشّر گفتند:مندوب است و واجب نیست،و مجاهد گفت:واجب نیست مادام که دل وارثان خوش باشد

و آنان که گفتند منسوخ است،سعید بن المسیّب است،و ابو مالک و ضحّاک گفتند:این آیت پیش قسمت میراث و تعیین فرض اصحاب فرائض بود که نصیب هرکسى چیست چون آیت میراث آمد و نصیبها معیّن شد،این آیت منسوخ شد،و این بر سبیل وصیّت بود

آنگه خلاف کردند در آن که: فَارْزُقُوهُمْ خطاب با کیست بیشتر مفسّران برآنند که خطاب با ورثه است،و درست این است لقوله: وَ إِذٰا حَضَرَ اَلْقِسْمَةَ ،و «قسمت»وارثان را باشد

و بعضى دگر گفتند:خطاب به آن کس که او را وفات خواهد رسیدن که در مرگ وصیّت کند آنان را که وارث نباشند چیزى تا دل ایشان بازنماند،قالوا،و ذلک قوله: وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً و ظاهر قرآن از این مانع است،براى آن که چون مرد زنده باشد قسمت میراث او صورت نبندد،و حق تعالى این امر معلّق بکرد به وقت قسمت میراث:فی قوله: وَ إِذٰا حَضَرَ اَلْقِسْمَةَ

آنگه خلاف کردند در آن که: وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً ،خطاب است با که،و این«قول معروف»چیست ؟قولى آن است که گفتیم:خطاب به آن است که حضرته الوفاة،و این درست نیست،درست آن است که خطاب با ورثه است،بر قول آنان که گفتند:آیت در میراث است در وصیّت نیست و آنان که گفتند:آیت در وصیّت است،گفتند:خطاب با اولیا و اوصیاست،و«واو»به معنى«او»است براى آن که از سه وجه بیرون نباشد :یا ورثه بزرگ باشند یا کوچک،یا هم بزرگ و هم کوچک آنان که بزرگ باشند خطاب ایشان این است که: فَارْزُقُوهُمْ ،براى آن که ایشان[294 پ]مالک نصیب خود باشند،و انفاذ وصیّت از وصى و از ایشان درست آید و آنان که طفل باشند،وصى گوید:این مال یتیمان است،و مرا در این چیزى نیست،و اگر مرا بر این حکمى بودى شما را نصیب کردمى،عافاکم اللّه و أغناکم،این و مانند این از عذر و دعا،فذلک القول المعروف،یعنى یا رزق یا قول معروف و اگر بر ظاهر حمل کنند اولى تر باشد،براى آن که جمع از میان هر دو متعذّر نیست که هم چیزى بدهد و هم عذر خواهد و دعا کند

عبیدة السّلمانىّ گوسفندى از آن یتیمان بکشت و قسمت کرد بر اهل این آیت، و گفت:اگر نه این آیت آن بودى ،این از مال خود کردمى،یعنى خواست تا حکم آیت به جاى آرد،آن را طعمه ساخت براى اهل این آیت و طعمه و رزق را حدّى محدود و مقدارى مقدّر نیست،آنچه خواهند و دل ایشان به آن خوش باشد

حسن بصرى و قتاده را از این آیت پرسیدند که:منسوخ است یا نه ؟گفتند: آیت منسوخ نیست،و لکن مردمان بخیل اند،وجه نیست ایشان را که طعمه به کسى دهند،مى گویند:آیت منسوخ است حسن گفت:چیزى که محقّر باشد،و شرم دارند در قسمت آوردن به ایشان باید دادن و عبد اللّه عبّاس گفت:چون وصیّت کرده باشد،اگر وارثان بزرگ باشند،چیزى اندک بدهند،و اگر کوچک باشند عذر بخواهند چنان که بیان کرده شد و از عبد اللّه عبّاس هر دو قول روایت است،و راوى خبر گوید که:چون عبد الرّحمن بن ابى بکر فرمان یافت،پسرش عبد اللّه میراث او بخشید ،در سراى هیچ کس نماند از خویش و بیگانه که او را چیزى نداد و این در حیات عائشه بود،آنگه این آیت برخواند

عبد اللّه عبّاس را بگفتند که او چنین کرد،گفت:آیت نه در این باب است،در وصیّت است خداى جلّ جلاله از کرم چون به حسب مصلحت بعضى خویشان را به قرابت و قربت حظّى نهاد روا نداشت که آنان را که دورتر باشند یا بیگانه باشند محروم مانند،بر سبیل ندب و استحباب گفت چون ایشان حاضر آیند به وقت قسمت میراث فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ ،ایشان را از آن رزقى و طعمه اى دهى ،و بر سرى عذرى بخواهى و سخنى نکو بگویى ،و این بر سبیل ندب باشد و در آیت دلیل است بر آنکه اسم رازق بر ما اطلاق کنند،و نفعى که از ما به کسى رسد آن را رزق خوانند، که خداى تعالى این اطلاق فرمود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.