از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(واذا جاءهم امرمن الامن او الخوف اذاعوابه ):(و چون از ناحیه کفارخبری از امنیت یا خوف به این سست ایمانها برسد آن را پخش ومنتشرمی سازند)،یعنی عده ای از مؤمنین سست ایمان اراجیفی را که کفار و ایادی آنهابرای ایجاد و نفاق و خلاف در بین مؤمنین ساخته و پرداخته نمودند منتشرمی کردند و فکر نمی کردند که انتشار این اخبار باعث سستی عزیمت مسلمانان می شود، اما خدای سبحان آنان را از این عمل که پیروی شیاطین آورنده این اخبار است حفظ فرمود و نگذاشت آن صحنه سازان مؤمنین را به خواری و ذلت بکشانند. این آیه شریفه با داستان بدر صغری تطبیق می کند و بوسیله این آیات مردم رابه خروج و جنگ علیه کفار بعد از آزمایش جنگ احد فرا می خواند، (ولو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم ):(در حالیکه اگر قبل از انتشار آن به اطلاع رسول و کاردان خویش می رساندند هر آینه آنها که قدرت استنباط و درک درست حقیقت را دارند ،به درستی مطلب را می فهمیدندو آنها را توجیه می کردند) (استنباط)یعنی خارج کردن قول از حالت ابهام ورساندن به مرحله تمیز و معرفت و اصل آن از (نبط) می باشد که آن اولین آبی است که از چاه خارج می شود، اما چه کسی توانایی استنباط و درک صحیح مطالب را دارد؟هرآینه پیامبر و اولی الامر هستند که آیه بر آنها تطابق می کند ومراد از اولی الامر افراد معصوم از خانواده پیامبر و اهل بیت او می باشند، نه کسانی که اهل تقوا نبودندو یا منافقینی مانند عبدالله بن ابی و یارانش وکسانی که در جنگ هاشرکت نمی کردند،(ولولا فضل الله علیکم و رحمته لاتبعتم الشیطان الا قلیلا):(و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود ،جز مواردی انگشت شمار هر آینه از شیطان پیروی می کردید)، اشاره به قصه بدر صغری است که ابوسفیان ، نعیم بن مسعود اشجعی را به مدینه فرستاده بود تا با جعل شایعات ترس و نگرانی را در بین مردم مسلمان گسترش دهد و آنان را از شرکت در جنگ باز دارد و کسی از این توطئه سالم نمی ماند، جز پیامبر(ص )و بعضی از خواص آن جناب و اینها همان (الاقلیلا)هستند که در آیه مستثنی شده اند و مراد از پیروی شیطان ،همان تصدیق اخبار کفار است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
در مدینه عده‌ای بودند که با نظام اسلامی و با جبهه‌رفتن و با حکومت اسلامی هماهنگ نبودند و ریشه‌اش در نفاق است و شاخه‌های فرعی و سرشاخه‌های این‌هم به افراد ضعیف‌الایمان سرایت کرده این گروه هر وقت سخن از جنگ می‌شد حرفشان این بود که ﴿رَبَّنَا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَی أَجَلٍ قَرِیبٍ﴾ و اگر عده‌ای به جبهه اعزام می‌شدند اینها یا خبرچین می‌فرستادند یا منتظر بودند که چه گزارشی از جبهه برسد.
قرآن کریم از این واقعه پرده برداشت فرمود در بین شما سمّاعونی هستند سمّاعون یعنی کسانی که گوش فرامی‌دهند و خبرچینی می‌کنند، استراق سمع می‌کنند ببینند شما چه چیزی گفتید که برای دیگران گزارش ببرند اینها کسانی‌اند که اگر جبهه بروند مایه نشر اراجیف‌اند، در پشت جبهه بمانند این منتظران و مسئولین تدارکات پشت جبهه را هم متوحّش می‌کنند. در داخل خود نیروهای رزمی یک عده منافقین را می‌فرستادند تا از جبهه خبر بیاورند حالا یا خبر خوش یا خبر ناخوش، وقتی خبر به مدینه می‌رسید اینها هم منتشر می‌کردند حالا اینها که منافق بودند خبرهای بد را منتشر می‌کردند یا بد منتشر می‌کردند آنهایی هم که منافقِ نفوذی بودند خبرهای بد را می‌آوردند یا بد خبر می‌دادند اگر یک وقت مسلمین دچار شکست می‌شدند او را فوراً گزارش می‌دادند یا هنوز معلوم نبود چه کسی شکست خورد چه کسی پیروز شد بد گزارش می‌دادند می‌گفتند که مسلمین شکست خوردند خبرهای رُعب‌آور یا خبرهای آرام‌بخش هر خبری را آنها به موقع دریافت می‌کردند و می‌رساندند عده‌ای هم که در مدینه بودند این خبرها را پخش می‌کردند مایهٴ ناآرامی مدینه می‌شدند، مایهٴ اضطراب خاطر کسانی بودند که فرزندانشان را به جبهه اعزام کردند وقتی داخلهٴ مدینه ناآرام بود گزارش به خود جبهه می‌رسید که داخلهٴ مدینه ناآرام است آنها هم مضطرب می‌شدند.
این کار که دسیسه نفاق بود اولاً و پیروی افراد ضعیف‌الایمان بود ثانیاً مشکلی برای نظام اسلامی ایجاد کرد. آیه در سورهٴ مبارکهٴ «احزاب» که قبلاً هم قرائت شد فرمود اگر منافقین و مُرجفین مدینه دست برندارند ما یک دستور شدید و تصمیم شدیدی درباره اینها می‌گیریم ﴿لَئِن لَمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ﴾ مُرجفون همان طوری که ملاحظه فرمودید کسانی که اراجیف پخش می‌کنند اراجیف همان طوری که قبلاً ملاحظه فرمودید از رَجْفِه است رَجفه یعنی لرزه خبرهایی که اصل ندارد ثابت نیست، لرزان است آن خبرهایی که مطابق با واقع است حق است، ثابت است دیگر رجفه و لرزه ندارد مرجفون یعنی کسانی که مایهٴ نشر اراجیف‌اند.
در این آیه فرمود اینهایی که اراجیف پخش می‌کنند خواه بیجا سخن از امنیت به میان می‌آورند یا بیجا سخن از هراس درمیان می‌گذارند اینها کارِ ناروایی می‌کنند اینها اگر خبری شنیدند مستقیماً به پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و اولواالأمر(علیهم السلام) باید گزارش بدهند همین. خبر جبهه را که نمی‌شود بین مردم تقسیم کرد مردم قدرت تحلیل ندارند نه می‌دانند که این چه حادثه‌ای است و نه راه علاج را بلدند فرمود اگر خبری آرام‌بخش بود یا خبری رُعب‌آور بود این را فوراً منتشر نکنید حالا اگر یک پیروزی موقّتی نصیب مسلمین شد شما این را منتشر می‌کنید دشمن را تحریک می‌کنید او از یک راه دیگری حمله می‌کند و تدارک می‌کند یا یک شکست موضعی دامنگیر رزمنده‌های اسلامی شد این را شما پخش نکنید چون مایهٴ وهم اینهاست روحیه‌شان را از دست می‌دهند هم مایهٴ نگرانی خانواده‌هاست هم مایه سستی ارادهٴ رزمنده‌هاست چرا این را پخش می‌کنید ﴿وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ﴾ حالا یا مربوط به پیروزی است یا مربوط به شکست است شما این را پخش نکنید این یک یا در دل نگه بدارید یا اگر یک مسلمان دلسوز هستید فوراً جریان را به مسئولین نظامتان گزارش بدهید، به پیغمبرتان، به ائمه‌تان(علیهم السلام) گزارش بدهید شما اگر گزارش بدهید اینها آن خبر آرام‌بخش را آرام‌بخش‌تر می‌کنند آن خبر رُعب‌آور را به خبر آرام‌بخش تبدیل می‌کنند ﴿وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَإِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ﴾ فرمود اگر در این‌گونه از موارد اخبار نظامی را به پیغمبرتان که رهبر نظام است یا به امام معصومتان(سلام الله علیهم) که مسئول نظامتان هست برگردانید آنها تحلیل خوبی دارند و راه‌حلّ هم ارائه می‌کنند پس شما این خبرها را منتشر نکنید.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - تفسیر نمونه
پخش شایعات در این آیه به یکى دیگر از اعمال نادرست منافقان و یا افراد ضعیف الایمان اشاره کرده مى فرماید: ((آنها کسانى هستند که هنگامى که اخبارى مربوط به پیروزى و یا شکست مسلمانان به آنان برسد، بدون تحقیق ، آن را همه جا پخش مى کنند و بسیار مى شود که این اخبار، بى اساس بوده و از طرف دشمنان به منظورهاى خاصى جعل شده و اشاعه آن به زیان مسلمانان تمام میگردد. (و اذا جائهم امر من الامن او الخوف اذاعوا به ) ((در حالى که وظیفه دارند اینگونه اخبار را قبل از هر کس با رهبران و پیشوایانشان در میان بگذارند و از اطلاعات وسیع و فکر عمیق آنها استفاده کنند)) و بدون جهت نه مسلمانان را گرفتار عواقب غرور ناشى از پیروزیهائى خیالى کنند، و نه روحیه آنها را به خاطر شایعات دروغین مربوط به شکست تضعیف نمایند. (و لوردوه الى الرسول والى اولى الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم ). ((یستنبطونه )) در اصل از ماده ((نبط)) (بر وزن فقط) است و به معنى نخستین آبى است که از چاه مى کشند و از ریشه هاى زمین استخراج مى گردد، و به همین جهت استفاده کردن هر حقیقتى از دلائل و شواهد مختلف و استخراج کردن آن از مدارک موجود، ((استنباط)) نامیده مى شود، خواه در مسائل فقهى باشد یا در مسائل فلسفى و سیاسى و علمى . منظور از اولى الامر (صاحبان فرمان ) در اینجا کسانى هستند که قدرت تشخیص و احاطه کافى به مسائل مختلف دارند، و مى توانند حقایق را از ((شایعات بى اساس )) و مطالب راستین را از نادرست براى مردم روشن سازند، که در درجه اول پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و ائمه اهلبیت (علیهمالسلام ) جانشینان او و در درجه بعد دانشمندانى هستند که در این گونه مسائل صاحبنظرند. چنانکه در تفسیر نور الثقلین از امام باقر (علیه السلام ) در ذیل این آیه نقل شده که فرمود: هم الائمه یعنى منظور از این آیه ائمه اهلبیتند. و به این مضمون روایات دیگرى نیز نقل شده است . ممکن است به اینگونه روایات ایراد کنند، که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در زمان نزول آیه بوده است ، ولى امامان اهلبیت ، مخصوصا با منصب امامت ، وجود نداشتند، پاسخ این ایراد روشن است زیرا این آیه مخصوص به زمان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نیست بلکه یک قانون کلى براى تمام قرون و اعصار در برابر شایعاتى که دشمنان یا مسلمانان نادان در میان مسلمانان پخش مى کنند بیان مى دارد. زیانهاى شایعه سازى و نشر شایعات از بلاهاى بزرگى که دامنگیر جوامع مختلف مى شود و روح اجتماعى و تفاهم و همکارى را در میان آنها میکشد، مسئله شایعه سازى و نشر شایعات است ، بطورى که گاه یک نفر منافق مطلب نادرستى جعل مى کند و آن را به چند نفر مى گوید، و افرادى بدون تحقیق در نشر آن میکوشند، و شاید شاخ و برگهائى هم از خودشان به آن مى افزایند، و بر اثر آن مقدار قابل توجهى از نیرو و فکر و وقت مردم را مشغول ساخته و اضطراب و نگرانى در مردم ایجاد مى کنند، بسیار مى شود که شایعات اعتماد عمومى را متزلزل مى سازد و افراد جامعه را در انجام کارهاى لازم سست و مردد مى نماید. گرچه اجتماعاتى که در فشار و خفقان قرار دارند گاهى شایعه سازى و نشر شایعات را به عنوان یکنوع مبارزه و یا انتقام جوئى تعقیب میکنند ولى براى اجتماعات سالم نشر شایعات زیانهاى فراوانى به بار مى آورد و اگر این شایعات پیرامون افراد لایق و مثبت و مفید باشد، آنها را در خدمات خود دلسرد مى نماید، و گاهى حیثیت چندین ساله آنها را بر باد میدهد و مردم را از فوائد وجود آنان محروم میسازد. به همین دلیل اسلام صریحا هم با شایعه سازى مبارزه کرده و جعل و دروغ و تهمت را ممنوع مى شمارد و هم با نشر شایعات ، و آیه فوق نمونه اى از آن است . سپس در پایان آیه اشاره به این حقیقت میکند که اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نمیشد و بوسیله راهنمائیهاى پروردگار از چنگال اینگونه شایعات و عواقب وخیم آن نجات نمى یافتید، بسیارى از شما در راههاى شیطانى گام مى نهادید و تنها عده کمى بودند که مى توانستند خود را از پیروى شیطان بر کنار دارند. (و لو لا فضل الله علیکم و رحمته لاتبعتم الشیطان ) یعنى تنها پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و صاحبنظران و دانشمندان موشکاف و باریک بینند که مى توانند خود را از وساوس ‍ شایعات و شایعه سازان برکنار دارند، و اما اکثریت اجتماع اگر از رهبرى صحیحى محروم بمانند گرفتار عواقب دردناک شایعه سازیها و نشر شایعات خواهند شد. <122>
پاورقی :
122-از آنچه گفتیم روشن می شود که «الا قلیلا» استثناء از ضمیر «اتبعتم» است و هیچگونه تقدیم و تاخیری در آیه نیست (دقت کنید). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
نشر و پخش اخبار محرمانه و شایعات همیشه به مسلمانان ضربه زده است. نشر اخبار سرى معمولاً از روى سادگى، انتقام، ضربه زدن، آلت دست شدن، طمع مادّى، خودنمایى و اظهار اطلاعات صورت مى‏گیرد. اسلام به خاطر جامعیّتى که دارد، به این مسأله پرداخته و در این آیه از افشاى رازهاى نظامى نکوهش مى‏کند و نقل اخبار پیروزى یا شکست را پیش از عرضه به پیشوایان، عامل غرور نابجا یا وحشت بى‏مورد از دشمن مى‏داند. و اگر هشدارها و عنایت‏هاى الهى نبود، مسلمانان بیشتر در این مسیر شیطانى (افشاى سر) قرار مى‏گرفتند. امام صادق‏علیه السلام فرمودند: کسى که اسرار ما را فاش کند، همانند کسى است که به روى ما شمشیر کشیده باشد. <334> امام باقرعلیه السلام مى‏فرماید: مراد از اهل‏استنباط در آیه، ائمّه معصومین هستند. <335> 1- رازدارى و حفظ اخبار امنیّتى وظیفه مسلمانان است و افشاى اسرار آنها حرام است. «اذا جاءهم امر... اذاعوا به» 2- پخش شایعات، از حربه‏هاى منافقان است. «اذاعوا» (با توجّه با آیات قبل) 3- اخبار جبهه و اسرار نظامى باید به یک نقطه برسد و پس از ارزیابى و تشخیص به اندازه‏ى مصلحت منتشر گردد. «ردّوه الى الرسول» 4- عوام و عموم مردم، باید به اهل استنباط رجوع کنند. «ردوه الى الرسول...» 5 - اولى الامر باید از میان خودِ مؤمنین باشد. «اولى‏الامر منهم» 6- مسلمانان باید داراى حکومت و تشکیلات و رهبرى باشند. اولى الامر صاحب دولت و حکومت و قدرت است. «الى اولى‏الامر منهم» 7- مسائل نظامى، سیاسى و امنیّتى باید تحت یک مدیریّت داراى اجتهاد و استنباط باشد. «لعلمه الّذین یستنبطونه» 8 - کنترل و هدایت اخبار امنیّتى و اسرار اجتماعى، ایجاد تشکیلات خبرى براى جمع‏آورى و ارزیابى خبرهاى سرنوشت‏ساز و عرضه آن به مردم از شئون رهبرى است. «لعلمه الّذین یستنبطونه» 9- بین ولایت و فقاهت رابطه‏ى تنگاتنگ است. اولوالامر باید اهل استنباط باشند. «اولى الامر... یستنبطونه» 10- استنباط، تنها مخصوص احکام فقهى نیست. «امر من الامن او الخوف... یستنبطونه» 11- خنثى سازى توطئه از راه قراردادن مراجع صلاحیّت‏دار در جریان اخبار و بررسى آنها، مصداق فضل ورحمت الهى است. «ردّوه الى الرسول... فضل اللّه» 12- تعیین رسول اللّه و اولوالامر بعنوان مرجع مردم، و رهانیدن مردم از پیروى شیطان بزرگ‏ترین فضل و رحمت خدا است. «و لولا فضل اللَّه علیکم و رحمته...» 13- مرکزیّت صحیح مانع انحراف است و جامعه‏ى بى رهبر در دام شیطان مى‏افتد. «لولا فضل اللّه لاتّبعتم» 14- انتشار اخبار نظامى و عدم مراجعه به رهبران الهى، پیروى از شیطان است. «لاتّبعتم الشیطان» 15- اکثر مردم فریب شایعات را مى‏خورند. «لاتّبعتم الشیطان الا قلیلاً» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
هم ناس من ضعفة المسلمین الذین لم تکن فیهم خبرة بالأحوال و لا استبطان للأمور . کانو إذا بلغهم خبر عن سرایا رسول الله صلی الله علیه و سلم من أمن و سلامة أو خوف و خلل ( أذاعو به ) و کانت إذاعتهم مفسدة ، و لو ردوا ذلک الخبر إلی رسول الله صلی الله علیه و سلم وإلی أولی الأمر منهم و هم کبراء الصحابة البصراء بالأمور أو الذین کانو یؤمرون منهم ( لعلمه ) لعلم تدبیر ما أخبرو به ( الذین یستنبطونه ) الذین یستخرجون تدبیره بفطنهم و تجاربهم و معرفتهم بأمور الحرب و مکایدها. و قیل : کانو یقفون من رسول الله ضلی الله علیه و سلم و أولی الأمر علی أمن و وثوق بالظهور علی بعض الأعداء ، أو علی خوف و استشعار ، فیذیعونه فینتشر فیبلغ الأعداء ، فتعود إذاعتهم مفسدة . و لو ردوه إلی الرسول و إلی أولی الأمر منهم و فوضوه إلیهم و کانو کأن لم یسمعوا ، لعلم الذین یستنبطون تدبیره کیف یدبرونه و ما یأتون و یذرون فیه . و قیل : کانوا یسمعون من أفواه المنافین شیئا من الخبر عن السرایا مظنونا غیر معلوم الصحة فیذیعونه ، فیعود ذلک وبالا علی المؤمنین . و لو ردوه إلی الرسول و إلی أولی الأمر و قالوا نسکت حتی نسمعه منهم و نعلم هل هو مما یذاع أو لا یذاع ، لعلمه الذین یستنبطونه منهم ، لعلم صحته و هل هو مما یذاع أو لا یذاع هؤلاء المذیعون ، و هم الذین یستنبطونه من الرسول و أولی الأمر ، أی یتلقونه منهم و یستخرجون علمه من جهتهم . یقال : أذاع السر ، و أذاع به . قال : أذاع به فی الناس حتی کأنه بعلیاء نار أوقدت بثقوب و یجوز أن یکون المعنی فعلوا به الإذاعة ، و هو أبلغ من أذاعوه . و قرئ ( لعلمه ) بإسکان اللام کقوله : فإن أهجه یضجر کما ضجر بازل من الأدم دبرت صفحتاه و غاربه و النبط : الماء یخرج من البئر أول ما تحفر ، و إنباطه و استنباطه : إخراجه و استخراجه ، فاستعیر لما یستخرجه الرجل بفضل ذهنه من المعانی و التدابیر فیما یعضل ویهم ( و لو لا فضل الله علیکم و رحمته ) و هو إرسال الرسول ، و إنزال الکتاب ، و التوفیق ( لا تبعتم الشیطان ) لبقیتم علی الکفر ( إلا قلیلا ) منکم . أو إلا اتباعا قلیلا ، لما ذکر فی الَی قبلها تثبطهم عن القتال ، و إظهارهم الطاعة و إضمارهم خلافها. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 83)- پخش شایعات! در این آیه به یکى دیگر از اعمال نادرست منافقان و یا افراد ضعیف الایمان اشاره کرده، مى‏فرماید: «آنها کسانى هستند که هنگامى که اخبارى مربوط به پیروزى و یا شکست مسلمانان به آنان برسد، بدون تحقیق، آن را همه جا پخش مى‏کنند» (وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ).
زیرا بسیار مى‏شود که این اخبار، بى‏اساس بوده و از طرف دشمنان به منظورهاى خاصى جعل شده و اشاعه آن به زیان مسلمانان تمام مى‏گردد.
«در حالى که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان- که قدرت تشخیص کافى دارند- بازگردانند، از ریشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد» (وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ).
و بدون جهت نه مسلمانان را گرفتار عواقب غرور ناشى از پیروزیهاى خیالى مى‏کردند و نه روحیه آنها را به خاطر شایعات دروغین مربوط به شکست تضعیف مى‏نمودند.
زیانهاى شایعه‏سازى و نشر شایعات-
از بلاهاى بزرگى که دامنگیر جوامع مختلف مى‏شود و روح اجتماعى و تفاهم و همکارى را در میان آنها مى‏کشد، مسأله شایعه‏سازى و نشر شایعات است، بطورى که گاه یک نفر منافق مطلب نادرستى جعل مى‏کند و آن را به چند نفر مى‏گوید، و افرادى بدون تحقیق در نشر آن مى‏کوشند، و شاید شاخ و برگهایى هم از خودشان به آن مى‏افزایند، و بر اثر آن اضطراب و نگرانى در مردم ایجاد مى‏کنند.
گر چه اجتماعاتى که در فشار و خفقان قرار دارند گاهى شایعه‏سازى و نشر شایعات را به عنوان یک نوع مبارزه و یا انتقامجویى تعقیب مى‏کنند ولى براى اجتماعات سالم نشر شایعات زیانهاى فراوانى به بار مى‏آورد.
به همین دلیل اسلام صریحا هم با «شایعه‏سازى» مبارزه کرده و جعل و دروغ و تهمت را ممنوع مى‏شمارد و هم با نشر شایعات، و آیه فوق نمونه‏اى از آن است.
سپس در پایان آیه اشاره به این حقیقت مى‏کند که «اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نمى‏شد (و به وسیله راهنماییهاى پروردگار از چنگال این گونه شایعات و عواقب وخیم آن نجات نمى‏یافتید) بسیارى از شما در راههاى شیطانى گام مى‏نهادید و تنها عده کمى بودند که مى‏توانستند خود را از پیروى شیطان بر کنار دارند» (وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلَّا قَلِیلًا).
یعنى تنها پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و صاحب نظران و دانشمندان مو شکاف و باریک بینند که مى‏توانند خود را از وساوس شایعات و شایعه‏سازان برکنار دارند، و اما اکثریت اجتماع اگر از رهبرى صحیحى محروم بمانند گرفتار عواقب دردناک شایعه‏سازى و نشر شایعات خواهند شد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.