از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(من یشفع شفاعه حسنه یکن له نصیب منها و من یشفع شفاعه سیئه یکن له کفل منها وکان الله علی کل شی ء مقیتا):(هر کس وساطت و شفاعتی نیکو کند وی را از آن بهره ای باشد و هرکس وساطت بدی کند او را نیز از آن سهمی باشد و خدا بر همه چیز مقتدر و نگهبان است )(کفل )و(نصیب )هردو به یک معنا است و (شفاعت )نوعی وساطت برای ترمیم نقیصه و یا حفظ و بدست آمدن مزیتی است که دارای نوعی سببیت برای اصلاح شأنی از شئون زندگی می باشدو هر ثواب و عقابی که در خود آن امر مشفوع له هست برای شفیع هم سهمی دراین وساطت وشفاعت خواهد بود ،پس شفیع نصیبی از خیر و شر دارد. لذا لازم است مؤمنان برای کفار یا منافقین شفاعت نکنند تا آنها با اینکه درجهاد شرکت نکرده اند بخشیده شوند، چون شفاعت برای اهل ظلم و فساد ونفاق و شرک ، خود موجب گسترش فساد خواهد شد، چون این افراد، مفسدفی الارض هستند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
اگر کسی در راه خیر شفاعت کرد شفیعِ خیر شد چون هدفش خیر است او هم در راه خیر قدم برداشت سهمی از آ‌ن هدف خیر به او می‌رسد و اگر در راه باطل شفاعت کرد چون آن هدف باطل است سهمی از آن بطلان دامنگیر او خواهد شد لذا فرمود: ﴿مَن یَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً یَکُن لَهُ نَصِیبٌ مِنْهَا﴾ یعنی نصیبی از این حَسنه ﴿وَمَن یَشْفَعْ شَفَاعَةً سَیِّئَةً یَکُن لَهُ کِفْلٌ مِنْهَا﴾ کِفل هم یعنی نصیب، حَظّ. خدا کفیل است یا فلان پیامبر کافلِ یتاماست یعنی حَظّ و نصیب آنها را می‌دهد یا در پایان سورهٴ مبارکهٴ «حدید» فرمود: ﴿یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِن رَحْمَتِهِ﴾ یعنی دو برابر حظّ و نصیب شما را به شما خواهد داد،
پس اگر کسی رابطه شد برای انجام کار خیر هدفش چون خیر است نصیبی از خیر به او می‌رسد و اگر واسطه شد برای کار شرّ مقداری از آن شرّ و نصیب آن شرّ در نامهٴ عمل او نوشته می‌شود. قرآن ما را به شفاعت در کار خیر دعوت کرد و از شفاعت در کار شرّ پرهیزمان داد. در سورهٴ مبارکهٴ «عصر» فرمود: ﴿وَالْعَصْرِ ٭ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ ٭ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾ بعد از سوگند به عصر فرمود نوعِ انسانها در خسارت‌اند مگر انسانی که دارای این چهار صفت باشد وصف اول آن است که دارای عقاید و معارف حقّهٴ خوبی باشد اعتقادات خوبی داشته باشد به نام ایمان، وصف دوم آن است که گذشته از اینکه دارای اعتقاد و ایمان خوبی است عملِ صالح هم داشته باشد صِرف ایمان نباشد پس آنچه که باید عقیده داشته باشد معتقد باشد و آنچه هم که باید عمل بکند، عمل بکند.
این نیمی از راه است یعنی یک انسانِ مؤمنِ عادل نیمی از راه را رفته است وگرنه اگر آ‌ن نیم دیگر را طیّ نکند باز در خسارت است. نیمِ دیگری که مانده است آن است که همان طوری که خودش زحمت کشید عقاید حق را فهمید و به این عقاید معتقد شد بکوشد که دیگران را به فهمیدن عقاید خیر و حق آشنا و ترغیب کند این یک و همان طوری که خودش به اعمال صالح موفق شد دیگران را هم به اعمال صالح موفق بکند این دو، اگر این دو کار را ضمیمهٴ آن دو کار قبلی کرد هم نیم اول را طی کرد، هم نیم دوم را با مجموعهٴ این چهار عنصر از خسارت نجات پیدا کرده است که ﴿وَالْعَصْرِ ٭ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ﴾ مگر گروهی که دارای این چهار رُکن باشند هم معتقد باشند به عقاید حقّه و هم عامل باشند به اعمال صالح و هم تواصی به حق بکنند این تواصی به حق در قبال آن ایمان است این تواصی به صبر در مقابل آن عمل صالح است چون هر کار صالحی بالأخره با صبر آمیخته است یا صبرِ بر طاعت است یا صبر از معصیت است یا صبر عندالمصیبت است صبر علی المصیبت است یا صبر عن المعصیت است اگر کسی صابر بود هم واجبها را انجام می‌دهد هم محرّمات را ترک می‌کند هم در امتحانات موفق است صبر ریشهٴ همه این کارهاست،
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - تفسیر نمونه
نتیجه تشویق کار نیک یا بد
همانطور که در تفسیر آیه قبل اشاره شد، قرآن مى گوید: هر کسى در درجه اول مسئول کار خویش است ، نه مسئول کار دیگران ، اما براى اینکه از این مطلب سوء استفاده نشود در این آیه مى گوید: درست است که هر کسى مسئول کارهاى خود مى باشد ولى هر انسانى که دیگرى را به کار نیک وادارد سهمى از آن خواهد داشت ، و هر کسى دیگرى را به کار بدى دعوت کند بهره اى از آن خواهد داشت . (من یشفع شفاعة حسنة یکن له نصیب منها و من یشفع شفاعة سیئة یکن له کفل منها). بنابراین مسئولیت هر کس در برابر اعمال خویش به آن معنى نیست که از دعوت دیگران به سوى حق و مبارزه با فساد چشم بپوشد و روح اجتماعى اسلام را تبدیل به فردگرائى و بیگانگى از اجتماع کند، و در لاک خود فرو رود کلمه شفاعت در اصل از ماده شفع (بر وزن نفع ) به معنى جفت است بنابراین ضمیمه شدن هر چیز به چیز دیگر شفاعت نامیده مى شود منتها گاهى این ضمیمه شدن در مسئله راهنمائى و ارشاد و هدایت است (مانند آیه فوق ) که در این حال معنى امر بمعروف و نهى از منکر را میدهد (و شفاعت سیئه به معنى امر به منکر و نهى از معروف است ). ولى اگر در مورد نجات گنهکاران از عواقب اعمالشان باشد به معنى کمک به افراد گنهکارى است که شایستگى و لیاقت شفاعت را دارا هستند. و به عبارت دیگر شفاعت گاهى قبل از انجام عمل است که به معنى راهنمائى است و گاهى بعد از انجام عمل است که به معنى نجات از عواقب عمل مى باشد و هر دو مصداق ضمیمه شدن چیزى به چیز دیگر است . ضمنا باید توجه داشت که آیه اگر چه یک مفهوم کلى را در بر دارد و هر گونه دعوت به کار نیک و بد را شامل مى شود چون در زمینه آیات جهاد وارد شده شفاعت حسنه اشاره به تشویق پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به جهاد و شفاعت سیئه اشاره به تشویق منافقان به عدم جهاد است که هر کدام سهمى از نتیجه این کار خواهند برد. در ضمن تعبیر به کلمه شفاعت در این مورد که سخن از رهبرى (رهبرى به سوى نیکیها یا بدیها) در میان مى باشد ممکن است اشاره به این نکته بوده باشد که سخنان رهبر (اعم از رهبران خیر و شر) در صورتى نفوذ در دیگران خواهد کرد که آنها براى خود امتیازى بر دیگران قائل نباشند بلکه خود را همدوش و همردیف و جفت آنها قرار دهند و این مساله اى است که در پیشبرد هدفهاى اجتماعى فوق العاده موثر است . و اگر در چندین مورد از آیات قرآن در سوره شعراء و اعراف و هود و نمل و عنکبوت مى بینیم که به هنگام تعبیر از پیامبران و رسولان الهى که براى هدایت و رهبرى امتها فرستاده شدند تعبیر به اخوهم یا اخاهم (برادر آن جمعیت ) شده نیز اشاره به همین نکته مى باشد. نکته دیگر این که قرآن در مورد تشویق به کار نیک (شفاعت حسنه ) میگوید نصیبى از آن به تشویق کننده مى رسد، در حالى که در مورد شفاعت سیئه مى گوید: کفلى از آن به آنها مى رسد. و این اختلاف تعبیر به خاطر آن است که نصیب به معنى بهره وافر از امور مفید و سودمند است و کفل به معنى سهم از چیزهاى پست و بد است . <125> آیه فوق یکى از منطقهاى اصیل اسلام را در مسائل اجتماع روشن مى سازد و تصریح مى کند که مردم در سرنوشت اعمال یکدیگر از طریق شفاعت و تشویق و راهنمائى شریکند، بنابراین هر گاه سخن یا عمل و یا حتى سکوت انسان سبب تشویق جمعیتى به کار نیک یابد شود، تشویق کننده سهم قابل توجهى از نتائج آن کار خواهد داشت بدون اینکه چیزى از سهم فاعل اصلى کاسته شود. در حدیثى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) چنین نقل شده : من امر بمعروف او نهى عن منکر او دل على خیر او اشار به فهو شریک و من امر بسوء او دل علیه او اشار به فهو شریک : هر کس به کار نیکى یا نهى از منکرى کند و یا مردم را راهنمائى به عمل خیر نماید، و یا به نحوى موجبات تشویق آنها را فراهم سازد، در آن عمل سهیم و شریک است ، و همچنین هر کس دعوت به کار بد یا راهنمائى و تشویق نماید او نیز شریک است . در این حدیث سه مرحله براى دعوت اشخاص به کار خوب و بد ذکر شده ، مرحله امر، مرحله دلالت و مرحله اشاره که به ترتیب مرحله قوى و متوسط و ضعیف است ، به این ترتیب هر گونه دخالت در وادار کردن دیگرى به کار نیک و بد سبب مى شود که به همان نسبت در محصول و برداشت آن سهیم باشد. مطابق این منطق اسلامى تنها عاملان گناه ، گناهکار نیستند بلکه تمام کسانى که با استفاده کردن از وسائل مختلف تبلیغاتى ، و یا آماده ساختن زمینه ها، و حتى گفتن یک کلمه کوچک تشویق آمیز، عاملان گناه را به کار خود ترغیب کنند در آن سهیمند، همچنین کسانى که در مسیر خیرات و نیکیها از چنین برنامه هائى استفاده مى نمایند از آن سهم دارند. از پارهاى از روایات که در تفسیر آیه وارد شده است چنین بر مى آید که یکى از معانى شفاعت حسنه یا سیئه ، دعاى نیک یا بد در حق کسى کردن است که یکنوع شفاعت در پیشگاه خدا محسوب میشود. از امام صادق (علیه السلام ) چنین نقل شده که فرمود: من دعا لاخیه المسلم بظهر الغیب استجیب له و قال له الملک فلک مثلاه فذلک النصیب : کسى که براى برادر مسلمانش در پشت سر او دعا کند به اجابت مى رسد و فرشته پروردگار به او مى گوید دو برابر آن براى تو نیز خواهد بود، و منظور از نصیب در آیه همین است . <126> و این تفسیر، منافاتى با تفسیر سابق ندارد بلکه توسعه اى در معنى شفاعت است ، یعنى هر مسلمانى به هر نوع کمک به دیگرى کند خواه از طریق دعوت و تشویق به نیکى یا از راه دعا در پیشگاه خدا و یا به هر وسیله دیگرى باشد در نتیجه آن سهیم خواهد بود. این برنامه اسلامى روح اجتماعى بودن و عدم توقف در مرحله فردیت را در مسلمانان زنده نگه مى دارد و این حقیقت را اثبات مى کند که انسان با توجه به دیگران و گام برداشتن در مسیر منافع آنان هرگز عقب نمى ماند و منافع فردى او به خطر نخواهد افتاد، بلکه در نتایج آنها سهیم خواهد بود. در پایان آیه مى فرماید: خداوند توانا است و اعمال شما را حفظ و محاسبه کرده و در برابر حسنات و سیئات پاداش مناسب خواهد داد. (و کان الله على کل شیى ء مقیتا). باید توجه داشت که مقیت در اصل از ماده قوت به معنى غذائى است که جان انسان را حفظ مى کند، بنابراین مقیت که اسم فاعل از باب افعال است به معنى کسى است که قوت دیگرى را مى پردازد و از آنجا که چنین کسى حافظ حیات او است ، کلمه مقیت به معنى حافظ نیز به کار رفته و نیز شخصى که قوت مى دهد حتما توانائى بر این کار دارد به همین جهت این کلمه به معنى مقتدر نیز آمده و چنین کسى مسلما حساب زیردستان خود را دارد، به همین دلیل به معنى حسیب آمده است و در آیه فوق تمام این معانى ممکن است از کلمه مقیت اراده شود.
پاورقی :
125-کفل (بر وزن طفل) در اصل به معنی قسمت عقب پشت حیوان است که سوار شدن بر آن ناراحت کننده می باشد و به همین جهت هر گونه گناه و سهم بد را کفل می گویند و نیز به کاری که سنگینی و زحمت داشته باشد کفالت گفته می شود.
126-تفسیر صافی ذیل آیه شریفه. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
«مُقیت»، یعنى آنکه قوت دیگرى را مى‏دهد و حافظ جان اوست و بطور عام، به معناى حافظ و حسابرس به کار مى‏رود. در آیه پیش، هر کس مسئول کار خود بود، امّا این آیه نقش دعوت و وساطت در کار نیک را، در بهره داشتن از پاداش و کیفر بیان مى‏کند. موعظه، آشتى دادن، تدریس، تشویق به جبهه، تعاون بر کار نیک، مصادیق «شفاعة حسنة» هستند، چنانکه در حدیث، دعا در حقّ دیگران، امر به معروف، راهنمایى و حتّى اشاره به کار خیر، از مصادیق «شفاعة حسنة» ذکر شده است. <338> غیبت، سخن‏چینى، کارشکنى، تهمت، فتنه، ترساندن از جبهه، وسوسه و توطئه، مصادیق «شفاعة سیئة» هستند. 1- فردگرایى و انزوا در اسلام ممنوع است. «یشفع شفاعة حسنة» 2- دعوت به نیک و بد، شرکت در پاداش و کیفر است. «نصیبٌ منها» 3- به خاطر محدودیّت‏ها، نمى‏توان در هر کارى دخالت مستقیم داشت، ولى با شفاعت‏هاى خیر، مى‏توان از آنها بهره برد. «نصیب منها» 4- به دلاّل باید حقّى پرداخت شود، کسانى که در امور خیریّه یا در تجارت واسطه‏گرى مى‏کنند حقّى دارند. «یشفع شفاعة حسنة یکن له نصیب منها» 5 - در وساطت‏ها، باید خدا را در نظر داشت. «کان اللّه على کل شى‏ء مقیتاً» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
الشفاعة الحسنة : هی التی روعی بها حق مسلم . و دفع بها عنه شر أو جلب إلیه خیر ، و ابتغی بها وجه الله و لم تؤخذ علیها رشوة ، و کانت فی أمر جائز لا فی حد من حدود الله و لا فی حق من الحقوق . و السیئة : ما کان بخلاف ذلک . و عن مسروق أنه شفع شفاعة فأهدی إلیه المشفوع جاریة ، فغضب وردها و قال : لو علمت ما فی قلبک لما تکلمت فی حاجتک ، و لا أتکلم فیما بقی منها و قیل : الشفاعة الحسنة : هی الدعوة للمسلم ، لأنها فی معنی الشفاعة إلی الله . و عن النبی صلی الله علیه و سلم : " من دعا لأخیه المسلم بظهر الغیب استجیب له قال له الملک : و لک مثل ذلک ، فذلک النصیب " و الدعوة علی المسلم بضد ذلک (مقیتا ) شهیدا حفیظا. و قیل : مقتدرا . و أقات علی الشی ء ، قال الزبیر بن عبد المطلب : و ذی ضغن نفیت السوء عنه و کنت علی إساءته مقیت . و قال السموأل : إلی الفضل أم علی إذا حو سبت إنی علی الحساب مقیت و اشتقاقه من القوت لأنه یمسک النفس و یحفظها . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 85)- تشویق کار نیک یا بد! همانطور که در تفسیر آیه قبل اشاره شد، قرآن مى‏گوید: هر کسى در درجه اول مسؤول کار خویش است، نه مسؤول کار دیگران، اما براى این که از این مطلب سوء استفاده نشود در این آیه مى‏گوید:
«درست است که هر کسى مسؤول کارهاى خود مى‏باشد ولى هر انسانى که دیگرى را به کار نیک وادارد، سهمى از آن خواهد داشت و هر کس، دیگرى را به کار بدى دعوت کند بهره‏اى از آن خواهد داشت» (مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً یَکُنْ لَهُ نَصِیبٌ مِنْها وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً سَیِّئَةً یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْها).
بنابراین، مسؤولیت هر کس در برابر اعمال خویش به آن معنى نیست که از دعوت دیگران به سوى حق و مبارزه با فساد چشم بپوشد و روح اجتماعى اسلام را تبدیل به فردگرایى و بیگانگى از اجتماع کند، و در لاک خود فرو رود.
در پایان آیه مى‏فرماید: «خداوند تواناست و اعمال شما را حفظ و محاسبه کرده و در برابر حسنات و سیئات پاداش مناسب خواهد داد» (وَ کانَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مُقِیتاً).
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.