از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(واذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوهاان الله کان علی کل شی ء حسیبا):(هرزمانی که به شما درود فرستند در پاسخ درودی بهتر از آن بگویید و یا حداقل همان را باز گویید که خدا بر هر چیز برای حسابگری ناظراست )این آیه امر به تحیت است ،در مقابل تحیتی که دیگران به انسان می دهند واین حکمی عام است که تمامی تحیت ها را شامل می شود، منتها مورد آیات محل بحث به شهادت آیات بعدی تحیت سلام و صلحی است که مسلمانان دریافت می کنند، یعنی منظور صلح در جنگ است ،پس اسلام دین صلح و سلم می باشدو مبارزه نمی کند جز برای گسترش اسلام و مستقر شدن آن در زمین و مسلما بابقاء مشرکان ، صلح و سلمی نخواهد ماند، و خدا به نیکی می داند که چه زمان واجب است که جناحها با هم صلح نمایند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
خداوند بر بندگان خاص خود سلام می‌فرستد و صلوات هم می‌فرستد سلام خدا بر بندگان اختصاصی به بهشت ندارد در دنیا هم سلام خدا شامل بندگان خاص می‌شود همین آیاتی که اشاره شد دلالت می‌کند بر اینکه سلام خدا بر بندگان هم در دنیا هم نازل می‌شود. در سورهٴ مبارکهٴ «احزاب» سلام و صلوات خدا با هم یاد شده است که فرمود خدا بر مؤمنین هم صلوات می‌فرستد و هم سلام. آیهٴ 41 به بعد سورهٴ «احزاب» را ملاحظه بفرمایید فرمود: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً ٭ وَسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلاً﴾ چرا شما شامگاه و صبحگاه به یاد خدا باشید او را تسبیح کنید؟ برای اینکه ﴿هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلاَئِکَتُهُ﴾ خداوند و ملائکهٴ خداوند بر شما صلوات می‌فرستد که صلوات خدا بر مؤمنین و صلوات ملائکه خدا بر مؤمنین نازل می‌شود ﴿هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلاَئِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ﴾ تا شما را نورانی کند ﴿وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً﴾، این برای صلوات. بعد فرمود: ﴿تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلاَمٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً کَرِیماً﴾ خب روزی که مؤمنین به لقاءالله می‌روند تحیّت آنها چیست؟ ﴿تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلاَمٌ﴾ نه سلامِ انبیا بر آنها یا سلام ملائکه بر مؤمنین آنها از آیات دیگر استفاده می‌شود از این آیهٴ سورهٴ مبارکهٴ «احزاب» برمی‌آید که مؤمنینی که به لقاءالله راه یافتند تحیّت خدا بر اینها سلام است همان طوری که بر انبیا سلام فرستاد، بر مؤمنین هم سلام می‌فرستد البته اگر مؤمن بتواند قبل از مرگ طبیعی به لقاءالله راه یابد سلام‌الله را دریافت می‌کند ﴿تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلاَمٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً کَرِیماً﴾.
همین مضمون به صورت بازتر در سورهٴ مبارکهٴ «یس» آمده آیهٴ 56 تا 58 سورهٴ «یس» این است که ﴿إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ ٭ هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلاَلٍ عَلَی الْأَرَائِکِ مُتَّکِئُونَ ٭ لَهُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ وَلَهُم مَّا یَدَّعُونَ ٭ سَلاَمٌ قَوْلاً مِن رَّبٍّ رَّحِیم﴾ که این دیگر جلوی هر گونه احتمالی که مثلاً در سورهٴ «احزاب» راه پیدا کند جلوی این احتمالات را می‌گیرد این‌چنین نیست که در یوم‌اللقاء تحیّت، سلامِ ملائکه باشد این‌‌چنین نیست از آیهٴ سورهٴ «احزاب» استفاده شد که ﴿تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلاَمٌ﴾ ظاهرش این است که سلام‌الله. همین معنا از این سورهٴ مبارکهٴ «یس» به صورت واضح‌تر استفاده می‌شود که ﴿سَلاَمٌ قَوْلاً مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ﴾ از خدا بر بندگان صالح سلام نازل می‌شود این تحیّت الهی است.
احتمالاً سورهٴ مبارکهٴ «یس» که قلب قرآن هست شاید به مناسبت همین جمله باشد که تقریباً در اواسط سورهٴ مبارکهٴ «یس» است چون این خیلی محتوایش بلند است ﴿سَلاَمٌ قَوْلاً مِن رَّبٍّ رَّحِیم﴾ گرچه از سیدناالاستاد مرحوم علامه طباطبایی(رضوان الله علیه) که خدا ان‌شاءالله او را با صاحب قرآ‌ن محشور کند امروز که 24 آبان است سالگرد رحلت سیدناالاستاد(رضوان الله علیه) است از ایشان سؤال کرد اینکه از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شد که سورهٴ مبارکهٴ «یس» قلب قرآن است به چه مناسبت است؟ فرمودند ما همین سؤال را از استادمان مرحوم آقای قاضی معروف(سلام الله علیه) از آن عارف بزرگوار سؤال کردیم که سورهٴ «یس» قلب قرآن است به چه مناسبت؟ ایشان فرمودند به مناسبت آن دو آیه‌ای که در پایان این سوره است ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ ٭ فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ﴾ که ملکوت هر شیء غیر از مُلک هر شیء است این پایان سورهٴ «یس» که ﴿سُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ﴾ غیر از اول سورهٴ «مُلک» است که ﴿تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ﴾ آنجا با ﴿تَبَارَکَ﴾ شروع شد، اینجا با تسبیح شروع شد آنجا با اسمای تشبیهیه است، اینجا با اسمای تنزیهیه است خیلی بین سبحان و تبارک فرق است برای اینکه خیلی بین مُلک و ملکوت فرق است.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
طبق نصوصی که هست ابتدای به سلام مستحب است البته جواب، واجب است گذشته از اینکه ابتدای به سلام مستحب است افشای سلام هم مستحب است در دعاهایی که در ماه مبارک رمضان خوانده می‌شود بعضی از روزهای ماه مبارک رمضان از خدا مسئلت می‌کنیم خدایا توفیق افشای سلام را به ما بده افشا یعنی گسترش و تعمیم یک وقت است کسی سلام می‌کند اما بر شخص معیّن یا گروه معیّن و مانند آن اهل افشای سلام نیست افشا یعنی منتشرکردن، تعمیم در یکی از دعاهای بعضی از روزهای ماه مبارک رمضان این است که خدایا «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی‏ فیهِ رَحْمَةَ الْأَیْتامِ وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ وَاِفْشآءَ السَّلامِ وَصُحْبَةَ الْکِرام» معلوم می‌شود این یک فضیلت است که انسان از خدا مسئلت می‌کند گسترشِ سلام.
و این گسترش سلام نقش سازنده‌اش این است که انسان را پیاده می‌کند انسانِ سواره هرگز به جایی نمی‌رسد کسی که داعیه‌ای دارد این داعیه یک حجابی است ﴿وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ إِیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ﴾ کسی که داعیه دارد همیشه محروم است و این سلام و همچنین افشای سلام آدم را پیاده می‌کند آدم پیاده به مقصد می‌رسد کسی که سوار بر اسب تکبّر است زِمامش به دست او نیست به دست آن اسب است هر جا بخواهد می‌برد. یکی از بهترین وسیلهٴ برکات حوزه در گذشته همین افشای سلام بود که طلاب به یکدیگر سلام می‌کردند نه تنها به بزرگترها و کسانی که سنّ بیشتری دارند، بلکه یک رسم رایجی بود که به یکدیگر می‌رسیدند سلام می‌کردند و این جزء برکات گذشته‌ها بود. در دعا به عنوان افشای سلام از خدا چیزی مسئلت می‌کنیم که افشای سلام غیر از ابتدای به سلام است.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
این کریمه وجوبش دربارهٴ خصوص سلام است و تحیّتهای دیگر جوابی ندارد البته آن اصل فضیلتش که انسان هر احسانی را با احسان پاداش بدهد این جا دارد. در این آیه آمده است که ﴿إِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾ در سورهٴ مبارکهٴ «الرحمن» هست که ﴿هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ﴾ اگر کسی نسبت به شما احسان کرد جزای او هم احسان است آنها جزء آداب و سنن دینی است البته، فضیلت هم دارد و آنجا که فرمود: ﴿هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ﴾ غیر از این است که ﴿فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾ اگر کسی نسبت به شما احسان کرد شما اگر معادل او را انجام دادید این احسان مثل آن نیست چون احسانِ ابتدایی یک اثر تازه‌ای دارد شما اگر معادل آن جزا دادید به اندازهٴ او کار کردید ولی احسان نکردید آیه نمی‌گوید هر کسی نسبت به شما کار کرد شما نسبت به او همان کار را بکنید می‌گوید جزای احسان را با احسان بدهید مثلاً اگر شما در حال نیاز بودید کسی مشکل شما را حل کرد با قرض‌الحسنه‌ای به یک مبلغ مشخّصی قرض‌الحسنه داد شما اگر در چنین شرایطی مشکل او را حل کردید این می‌شود جزای احسان به احسان اما اگر در شرایط غیرمساوی همین مقدار به او قرض دادید شما احسان نکردید در حالی که جزای احسان، احسان است نه جزای فلان مبلغ وام همان مبلغ وام باشد او صد دینار به شما قرض داد شما هم به او قرض دادید این پولها شبیه هم است ولی او احسان کرد و شما احسان نکردید. احسان چیز دیگری است یعنی آن روزی که مشکلی داشتید و او حل کرد جزای حلّ مشکل او این است که وقتی هم که او مشکل دارد شما حل کنید که یک امر تازه‌ای ظهور کند، نه مقابل آ‌ن و معادل آن حتماً باید بیشتر باشد تا احسان صِدق کند. شاید براساس همین جهت است که گفتند قرض‌گیرنده در موقع پرداخت بیش از آن مقدار که گرفت بپردازد اگر قرض‌دهنده شرط بکند که بیشتر بگیرد این رباست و محرَّم ولی اگر شرطشان همان ادای مساوی بود ولی قرض‌گیرنده در موقع پرداخت بیش از آن مقداری که گرفت بپردازد این به یک عمل مستحبّی عمل کرده است، به یک حُکم مستحبّی عمل کرده است غرض جزای احسان، احسان است بعد هم در ذیل آیه فرمود خدا حسابرس همه است چون بر کلّ شیء حسیب است، حسابرس همه خواهد بود و مانند آن. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - تفسیر نمونه
هر گونه محبتى را پاسخ گوئید گرچه بعضى از مفسران معتقدند که پیوند و ارتباط این آیه با آیات قبل ، از این نظر است که در آیات گذشته بحثهائى پیرامون جهاد بود و در این آیه دستور مى دهد که اگر دشمنان از در دوستى و صلح در آیند شما نیز پاسخ مناسب دهید، ولى روشن است که این پیوند، مانع از آن نیست که یک حکم کلى و عمومى در زمینه تمام تحیتها و اظهار محبتهائى که از طرف افراد مختلف مى شود، بوده باشد. آیه در آغاز مى گوید: هنگامى که کسى به شما تحیت گوید پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید و یا لااقل به طور مساوى پاسخ گوئید. (و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها) تحیت در لغت از ماده حیات و به معنى دعا براى حیات دیگرى کردن است خواه این دعا به صورت سلام علیک (خداوند تو را به سلامت دارد) و یا حیاک الله (خداوند تو را زنده بدارد) و یا مانند آن ، باشد ولى معمولا از این کلمه هر نوع اظهار محبتى را که افراد بوسیله سخن ، با یکدیگر مى کنند شامل مى شود که روشنترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است . ولى از پارهاى از روایات ، همچنین تفاسیر، استفاده میشود که اظهار محبتهاى عملى نیز در مفهوم تحیت داخل است ، در تفسیر على بن ابراهیم از امام باقر و امام صادق (علیه السلام ) چنین نقل شده که : المراد بالتحیة فى الایه السلام و غیره من البر: منظور از تحیت در آیه ، سلام و هر گونه نیکى کردن است و نیز در روایتى در کتاب مناقب چنین مى خوانیم کنیزى یک شاخه گل خدمت امام حسن (علیه السلام ) هدیه کرد، امام در مقابل آن وى را آزاد ساخت ، و هنگامى که از علت این کار سوال کردند، فرمود: خداوند این ادب را به ما آموخته آنجا که مى فرماید : و اذا حییتم بتحیة فحیوا با حسن منها و سپس اضافه فرمود: تحیت بهتر، همان آزاد کردن او است ! و به این ترتیب آیه یک حکم کلى درباره پاسخ گوئى به هر نوع اظهار محبتى اعم از لفظى و عملى مى باشد. و در پایان آیه براى اینکه مردم بدانند چگونگى تحیتها و پاسخها و برترى یا مساوات آنها، در هر حد و مرحله اى ، بر خداوند پوشیده و پنهان نیست مى فرماید: خداوند حساب همه چیز را دارد. (ان الله کان على کل شیى ء حسیبا) سلام تحیت بزرگ اسلامى تا آنجا که مى دانیم تمام اقوام جهان هنگامى که به هم میرسند براى اظهار محبت به یکدیگر نوعى تحیت دارند که گاهى جنبه لفظى دارد و گاهى به صورت عملى است که رمز تحیت مى باشد، در اسلام نیز سلام یکى از روشنترین تحیتها است ، و آیه فوق همانطور که اشاره شد گرچه معنى وسیعى دارد اما یک مصداق روشن آن سلام کردن است ، بنابراین طبق این آیه همه مسلمانان موظفند که سلام را به طور عالیتر و یا لااقل مساوى جواب گویند. از آیات قرآن نیز استفاده مى شود که سلام یکنوع تحیت است . در سوره نور آیه 61 مى خوانیم : فاذا دخلتم بیوتا فسلموا على انفسکم تحیة من عند الله مبارکة طیبة : هنگامى که وارد خانه اى شدید بر یکدیگر تحیت الهى بفرستید تحیتى پر برکت و پاکیزه . در این آیه سلام به عنوان تحیت الهى که هم مبارک است و هم پاکیزه معرفى شده است و ضمنا مى توان از آن استفاده کرد که معنى سلام علیکم در اصل سلام الله علیکم است ، یعنى درود پروردگار بر تو باد، یا خداوند تو را به سلامت دارد، و در امن و امان باشى به همین جهت سلام کردن یکنوع اعلام دوستى و صلح و ترک مخاصمه و جنگ محسوب مى شود. از پاره اى از آیات قرآن نیز استفاده مى شود که تحیت اهل بهشت نیز سلام است . اولئک یجزون الغرفة بما صبروا و یلقون فیها تحیة و سلاما. اهل بهشت در برابر استقامتشان از غرفه هاى بهشتى بهرهمند مى شوند و تحیت و سلام به آنها نثار میشود (فرقان - 75) و در آیه 23 سوره ابراهیم و آیه 10 سوره یونس درباره بهشتیان نیز مى خوانیم تحیتهم فیها سلام : تحیت آنها در بهشت سلام است . و نیز از آیات قرآن استفاده مى شود که تحیت به معنى سلام (یا چیزى معادل آن ) در اقوام پیشین بوده است چنانکه در سوره ذاریات آیه 25 در داستان ابراهیم مى گوید هنگامى که فرشتگان مامور مجازات قوم لوط به صورت ناشناس بر او وارد شدند به او سلام کردند و او هم پاسخ آنها را به سلام داد: اذ دخلوا علیه فقالوا سلاما قال سلام قوم منکرون . از اشعار عرب جاهلى نیز استفاده مى شود که تحیت به وسیله سلام در آن ایام بوده است . <127> هرگاه بیطرفانه این تحیت اسلامى را که محتوى توجه به خدا و دعا براى سلامت طرف و اعلام صلح و امنیت است با تحیتهاى دیگرى که در میان اقوام مختلف معمول است مقایسه کنیم ارزش آن براى ما روشنتر مى گردد. در روایات اسلامى تاکید زیادى روى سلام شده تا آنجا که از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده : من بدء بالکلام قبل السلام فلا تجیبوه : کسى که پیش از سلام آغاز به سخن کند پاسخ او را نگوئید. <128> و نیز از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که خداوند مى فرماید: البخیل من یبخل بالسلام : بخیل کسى است که حتى از سلام کردن بخل ورزد. <129> و در حدیث دیگرى از امام باقر (علیه السلام ) میخوانیم : ان الله عز و جل یحب افشاء السلام : خداوند افشاء سلام را دوست دارد <130> منظور از افشاى سلام ، سلام کردن به افراد مختلف است . در احادیث ، آداب فراوانى درباره سلام وارد شده از جمله اینکه : سلام تنها مخصوص کسانى نیست که انسان با آنها آشنائى خاصى دارد، چنانکه در حدیثى داریم که از پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) سوال شد اى العمل خیر!: کدام عمل بهتر است ! فرمود: تطعم الطعام و تقرء السلام على من عرفت و من لم تعرف : اطعام طعام کن و سلام به کسانى که مى شناسى و نمى شناسى بنما <131> و نیز در احادیث وارد شده که سواره بر پیاده ، و آنها که مرکب گرانقیمت ترى دارند به کسانى که مرکب ارزانتر دارند، سلام کنند، و گویا این دستور یک نوع مبارزه با تکبر ناشى از ثروت و موقعیتهاى خاص مادى است ، و این درست نقطه مقابل چیزى است که امروز دیده مى شود که تحیت و سلام را وظیفه افراد پائین تر مى دانند و شکلى از استعمار و استعباد و بت پرستى به آن مى دهند، و لذا در حالات پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم که او به همه حتى به کودکان سلام مى کرد. البته این سخن منافات با دستورى که در بعضى از روایات وارد شده که افراد کوچکتر از نظر سن بر بزرگتر سلام کنند ندارد، زیرا این یکنوع ادب و تواضع انسانى است و ارتباطى با مسئله اختلاف طبقاتى و تفاوت در ثروت و موقعیتهاى مادى ندارد. در پاره اى از روایات دستور داده شده است که به افراد رباخوار، فاسق ، منحرف و مانند آنها سلام نکنید و این خود یکنوع مبارزه با فساد است ، مگر اینکه سلام کردن به آنها وسیله اى باشد براى آشنائى و دعوت به ترک منکر. ضمنا باید توجه داشت که منظور از تحیت به احسن آن است که سلام را با عبارات دیگرى مانند و رحمة الله و مانند و رحمة الله و برکاته تعقیب کنند. در تفسیر در المنثور مى خوانیم شخصى به پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) عرض کرد السلام علیک پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: السلام علیک و رحمة الله ، دیگرى عرض کرد السلام علیک و رحمة الله پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود و علیک السلام و رحمة الله و برکاته نفر دیگرى گفت : السلام علیک و رحمة الله و برکاته پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: و علیک و هنگامى که سوال کرد که چرا جواب مرا کوتاه بیان کردید فرمود: قرآن مى گوید: تحیت را به طرز نیکوترى پاسخ گوئید اما تو چیزى باقى نگذاشتى ! در حقیقت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مورد نفر اول و دوم تحیت به نحو احسن گفت اما در مورد شخص سوم به مساوى زیرا جمله علیک مفهومش این است که تمام آنچه گفتى بر تو نیز باشد. <132>
پاورقی :
127-ولو ان لیلی الا خیلیة سلمت علی و دونی جندل و صفایح لسلمت تسلیم البشاشة او زقا الیها صدی من جانب القبر صائح شعر از یکی از شعرای جاهلیت به نام «نوبه» است.
128-اصول کافی ج 2 بابا التسلیم.
129-اصول کافی ج 2 - باب التسلیم.
130-اصول کافی ج 2 - باب التسلیم.
131-تفسیر فی ظلال ذیل آیه.
132-در المنثور ج 2 صفحه 8. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
مراد از «تحیّت»، سلام کردن به دیگران، یا هر امر دیگرى است <339> که با آرزوى حیات و سلامتى و شادى دیگران همراه باشد، همچون هدیه دادن. چنانکه وقتى کنیزى به امام حسن‏علیه السلام دسته گلى هدیه داد، امام او را آزاد کرد و در پاسخ سؤال مردم، همین آیه را قرائت فرمود. در اسلام، تشویق به سلام به دیگران شده، چه آنان را بشناسیم یا نشناسیم. و بخیل کسى شمرده شده که در سلام بخل ورزد. و پیامبر به هر کس مى‏رسید حتّى به کودکان، سلام مى‏داد. در نظام تربیتى اسلام، تحیّت تنها از کوچک نسبت به بزرگ نیست، خدا، پیامبر و فرشتگان، به مؤمنان سلام مى‏دهند. <340> (به آداب سلام در روایات مراجعه شود). 1- رابطه‏ى عاطفى خود را نسبت به یکدیگر گرم‏تر کنید. «فحیّوا باَحسن» 2- ردّ احسانِ مردم نارواست، باید آن را پذیرفت و به نحوى جبران کرد. «حیّوا باحسن منها» 3- پاسخ محبّت‏ها و هدایا را نباید تأخیر انداخت. حرف فاء در کلمه «فحیوا» 4- پاداش بهتر در اسلام استحباب دارد. «فحیّوا باحسن منها» 5 - در پاسخ نیکى‏هاى دیگران، ابتدا به سراغ پاسخ بهتر روید، اگر نشد، پاسخى مشابه. «باحسن منها او ردّوها» 6- در جنگ هم اگر دشمن پیشنهاد صلح کرد، شما با رحمت بیشترى بپذیرید، یا مقابله به مثل آن را بپذیرید. «حییتم بتحیّة فحیّوا باحسن منها» 7- از تحیّت‏هاى بى‏جواب نگران باشید، که اگر مردم پاسخ ندهند، خداوند حساب آن را دارد و نه عواطف مردم را بى‏جواب گذارید، که خداوند به حساب شما مى‏رسد. «انّ اللّه کان على کلّ شیى‏ء حسیباً» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
الأحسن منها أن تقول " و علیکم السلام و رحمة الله " إذا قال " السلام علیکم " و أن تزید " و برکاته " إذا قال " و رحمة الله " و روی أن رجلا قال لرسول الله صلی الله علیه و سلم : السلام علیک ، فقال " و علیک السلام و رحمه الله " و قال آخر: السلام علیک و رحمه الله و برکاته ، فقال " و علیک " فقال الرجل : نقصتنی : فأین ماقال الله ؟ و تلا الَیة ، فقال " إنک لم تترک لی فضلا فرددت علیک مثله ، ( او ردوها) أو أجیبوها بمثلها. و رد السلام و رجعه : جوابه بمثله ، لأن المجیب یرد قول المسلم و یکرره ، وجواب التسلیمة واجب ، و التخییر إنما وقع بین الزیادة و ترکها . و عن أبی یوسف رحمه الله : من قال لَخر : أقری ء فلاناالسلام ، وجب علیه أن یفعل . و عن النخعی : السلام سنة و الرد فریضة. و عن ابن عباس : الرد واجب . و ما من رجل یمر علی قوم مسلمین فیسلم علیهم و لا یردون علیه إلا نزع عنهم روح القدس و ردت علیه الملائکة . و لا یرد السلام فی الخطبة ، و قراءة القرآن ، جهرا و روایة الحدیث ، و عند مذاکرة العلم ، و الأذان ، و الإقامة . و عن أبی یوسف : لا یسلم علی لاعب النرد و الشطرنج ، و المغنی ، و القاعد لحاجته ، و مطیر الحمام ، و العاری من غیر عذر فی حمام أو غیره . و ذکر الطحاوی : أن المستحب رد السلام علی طهارة . و عن النبی صلی الله علیه و سلم أنه تیمم لرد السلام . قالوا: و یسلم الرجل إذا دخل علی امرأته ، و لا یسلم علی أجنبیة. ویسلم الماشی علی القاعد ، و الراکب علی الماشی ، و راکب الفرس علی راکب الحمار، و الصغیر علی الکبیر، والأقل علی الأکثر، و إذا التقیا ابتدرا، و عن أبی حنیفة : لا تجهر بالرد یعنی الجهر الکثیر . و عن النبی صلی الله علیه و سلم "إذا سلم علیکم أهل الکتاب فقولوا: و علیکم " أی علیکم ما قلتم لأنهم کانوا یقولون : السام علیکم . وروی " لاتبتدی ء الیهودی بالسلام ، و إن بدأک فقل : و علیک ". و عن الحسن : یجوز أن تقول للکافر: و علیک السلام ، و لا تقل : و رحمة الله ، فإنها استغفار. و عن الشعبی أنه قال لنصرانی سلم علیه : و علیک السلام و رحمة الله . فقیل له فی ذلک ، فقال : ألیس فی رحمة الله یعیش ؟ وقد رخص بعض العلماء فی أن یبدأ أهل الذمة بالسلام إذا دعت إلی ذلک حادثة تحوج إلیهم . و روی ذلک عن النخعی ، و عن أبی حنیفة: لا تبدأه بسلام فی کتاب و لا غیره . و عن أبی یوسف لا تسلم علیهم و لا تصافحهم ، و إذا دخلت فقل : السلام علی من اتبع الهدی . و لا بأس بالدعاء له بما یصلحه فی دنیاه (علی کل شی ء حسیبا) أی یحاسبکم علی کل شی ء من التحیة وغیرها. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 86)- هر گونه محبتى را پاسخ گویید! این آیه یک حکم کلى و عمومى است در زمینه تمام تحیّتها و اظهار محبتهایى که از طرف افراد مختلف مى‏شود، در آغاز مى‏گوید: «هنگامى که کسى به شما تحیت گوید پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید و یا لااقل بطور مساوى پاسخ گویید» (وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها).
«تحیّت» در لغت از ماده «حیات» و به معنى دعا براى حیات دیگرى کردن است، ولى معمولا این کلمه هر نوع اظهار محبتى را که افراد به وسیله سخن یا عمل، با یکدیگر مى‏کنند شامل مى‏شود که روشنترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است.
و در پایان آیه براى این که مردم بدانند چگونگى «تحیتها» و «پاسخها» و برترى یا مساوات آنها، در هر حد و مرحله‏اى، بر خداوند پوشیده و پنهان نیست مى‏فرماید: «خداوند حساب همه چیز را دارد» (إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ حَسِیباً). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.