از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(اذقال الله یا عیسی ابن مریم اذکر نعمتی علیک و علی والدتک اذایدتک بروح القدس تکلم الناس فی المهد و کهلا و اذ علمتک الکتاب و الحکمه و التوره و الانجیل و اذ تخلق من الطین کهیئه الطیر باذنی فتنفخ فیها فتکون طیرا باذنی و تبری ء الاکمه و الابرص باذنی واذ تخرج الموتی باذنی و اذ کففت بنی اسرائیل عنک اذجئتهم بالبینات فقال الذین کفروا منهم ان هذا الا سحرمبین ):(زمانی که خداوند فرمود:ای عیسی ، پسر مریم به یاد آور نعمتم را برخودت و بر مادرت هنگامی که تو را بوسیله روح القدس یاری کردم و با مردم درگهواره و پیری سخن گفتی و زمانیکه به تو کتاب و حکمت وتورات و انجیل آموختم و هنگامی که به اذن من از گل صورت پرنده ای ساختی وبه اذن من درآن دمیدی و به اذن من بصورت پرنده ای به پرواز در آمد و کور مادرزاد و بیمارجذامی را به اذن من شفا دادی و مردگان را به اذن من زنده و از گور خارج کردی به یاد آور روزگاری را که من تو را از شر بنی اسرائیل حفظ کردم ،همان بنی اسرائیلی که وقتی برایشان معجزات آشکار آوردی ، کفارشان گفتند این جزسحری آشکار نیست )،این آیه معجزات آشکاری راکه بدست عیسی بن مریم (ع )ظاهر شده بر می شمارد، اما اینکه علاوه بر شمردن معجزات بر او ومادرش منت می گذارد و می فرماید: همه این معجزات که ظاهرا به عیسی (ع ) اختصاص دارددر حقیقت نعمتهایی است که خداوند بر او ومادرش ارزانی داشته است ، امانعمت ولادت ، که چون عیسی (ع ) بدون پدر متولد شد این نوع از ولادت نعمت خاص الهی بود که شامل او ومادرش گردید و نعمت تأیید به وسیله روح القدس که مسلما غیر از نعمت وحی است ،چون در این صورت شامل سایر انبیاء نیزمی شد، بلکه مراد همان تأیید الهی در صحبت نمودن وی در گهواره است ،نعمت دیگر تعلیم کتاب و حکمت و تورات و انجیل است که تمامی این علوم یکباره و بدون تدریج به آن جناب القاء شده و او همه آنها را بصورت یک امرواحد الهی تلقی نموده است ، و در ادامه کلام نعمت دمیدن در مجسمه گلی پرنده و ذی روح شدن آن و شفا دادن کور مادر زاد و مریض جذامی از حیث آنکه لفظ(اذ)تکرار نشده است ظهور دارد در اینکه خلقت پرنده و شفا دادن کور مادر زادو جذامی همه به دنبال هم و بدون فاصله زمانی بوده و تکرار کلام (باذنی )گویای عظمت مسأله خلقت و افاضه حیات است و نعمت دیگر زنده کردن مردگان می باشد و ظاهر کلام چنین است که آن حضرت مردگان مدفون را زنده و از قبرخارج می نموده است و از لفظ جمع (الموتی )استفاده می شود که این امر مکرراتفاق افتاده است ، و نعمت دیگر نجات دادن و کفایت کردن آن جناب از شر بنی اسرائیل می باشد، چون آنها قصد آزار عیسی (ع ) را نمودند و خداوند شر آنها رااز وی دفع نمود،بنی اسرائیل با اینکه این همه معجزات آشکار را از عیسی (ع )دیدند که دال بر صدق نبوت و رسالت آن جناب بود، با این وجود کافران از آنها،رویگردان شدند و ایمان نیاوردند (و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین )(30)،(نیرنگ کردند و خدا نیز با آنان نیرنگ نمود و خدا بهترین نیرنگ زننده است ). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
تفسیر نمونه :
(آیه 110)- مواهب الهى بر مسیح! این آیه و آیات بعد تا آخر سوره مائده مربوط به سرگذشت حضرت مسیح و مواهبى است که به او و امتش ارزانى داشته که براى بیدارى و آگاهى مسلمانان در اینجا بیان شده است.
نخست مى‏گوید: «به یاد بیاور هنگامى را که خداوند به عیسى بن مریم فرمود: «نعمتى را که بر تو و بر مادرت ارزانى داشتم متذکر باش» (إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَ عَلى‏ والِدَتِکَ).
سپس به ذکر مواهب خود پرداخته، نخست مى‏گوید «تو را با روح القدس تقویت کردم» (إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ) «1».
دیگر از مواهب الهى بر تو این است که «به تأیید روح القدس با مردم در گهواره و به هنگام بزرگى و پختگى سخن مى‏گفتى» (تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلًا).
اشاره به این که سخنان تو در گاهواره همانند سخنان تو در بزرگى، پخته و حساب شده بود، نه سخنان کودکانه و بى‏ارزش.
دیگر این که «کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو تعلیم دادم» (وَ إِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ).
دیگر از مواهب این که از «گل به فرمان من چیزى شبیه پرنده مى‏ساختى سپس در آن مى‏دمیدى و به اذن من پرنده زنده‏اى مى‏شد» (وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنْفُخُ فِیها فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِی).
دیگر این که: «کور مادرزاد و کسى که مبتلا به بیمارى پیسى بود به اذن من شفا مى‏دادى» (وَ تُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِی).
«و نیز مردگان را به اذن من زنده مى‏کردى» (وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِی).
و بالاخره یکى دیگر از مواهب من بر تو این بود که «بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو باز داشتم در آن هنگام که کافران آنها در برابر دلایل روشن تو به پا
_________________________________________________
(1) در باره معنى «روح القدس» رجوع کنید به «تفسیر نمونه» جلد اول، ذیل آیه 87 سوره بقره.
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 569
خاستند و آنها را سحر آشکارى معرفى کردند» (وَ إِذْ کَفَفْتُ بَنِی إِسْرائِیلَ عَنْکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ) من در برابر این همه هیاهو و دشمنان سرسخت و لجوج تو را حفظ کردم تا دعوت خود را پیش ببرى.
قابل توجه این که در این آیه چهار بار کلمه «باذنى» (به فرمان من) تکرار شده است، تا جایى براى غلو و ادعاى الوهیت در مورد حضرت مسیح باقى نماند، او بنده‏اى بود سر بر فرمان خدا و هر چه داشت از طریق استمداد از نیروى لایزال الهى بود. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
( إذا قال الله ) بدل من ( یوم یجمع ) و المعنی : أنه یوبخ الکافرین یومئذ بسؤال الرسل عن إجابتهم ، و بتعدید ما أظهر علی أیدیهم من الَیات العظام ، فکذبوهم و سموهم سحرة . أو جاوزوا حد التصدیق إلی أن اتخذوهم آلهة ، کما قال بعض بنی إسرائیل فیما أظهر علی ید عیسی علیه السلام من البینات و المعجزات ( هذا سحر مبین ) و اتخذه بعضهم و أمه إلهین ( أیدتک ) قویتک . و قرئ أیدتک ، علی أفعلتک ( بروح القدس ) بالکلام الذی یحیا به الدین ، و أضافه إلی القدس ، لأنه سبب الطهر من أوضار الَثام . و الدلیل علیه قوله تعالی ( تکلم الناس ) و ( فی المهد ) فی موضع الحال ، لأن المعنی تکلمهم طفلا ( و کهلا ) إلا أن فی المهد فیه دلیل علی حد من الطفولة . و قیل روح القدس : جبریل علیه السلام ، أید به لتثبیت الحجة . فإن قلت : ما معنی قوله ( فی المهد و کهلا ) ؟ قلت : معناه تکلمهم فی هاتین الحالتین ، من غیر أن یتفاوت کلامک فی حین الطفولة و حین الکهولة الذی هو وقت کمال العقل و بلوغ الأشد و الحد الذی یستنبأ فیه الأنبیاء ( و التوارة و الإنجیل ) خصا بالذکر مما تناوله الکتاب والحکمة ، لأن المراد بهما جنس الکتاب و الحکمة . و قیل ( الکتاب ) الخط . و ( الحکمة ) الکلام المحکم الصواب ( کهیئة الطیر ) هیئة مثل هیئة الطیر ( بإذنی ) بتسهیلی ( فتنفخ فیها ) الضمیر للکاف ، لأنها صفة الهیئة التی کان یخلقها عیسی علیه السلام و ینفخ فیها ، و لا یرجع إلی الهیئة المضاف إلیها ، لأنها لیست من خلقه و لا من نفخه فی شی ء . و کذلک الضمیر فی فتکون ( تخرج الموتی ) تخرجهم من القبور و تبعثهم . قیل : أخرج سام بن نوح و رجلین و امرأة و جاریة ( و إذ کففت بنی إسرائیل عنک ) یعنی الیهود حین هموا بقتله . و قیل : لما قال الله تعالی لعیسی ( اذکر نعمتی علیک ) کان یلبس الشعر و یأکل الشجر و لا یدخر شیئا لغد یقول : مع کل یوم رزقه ، لم یکن له بیت فیخرب ، و لا ولد فیموت ، أینما أمسی بات . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
از این آیه تا آخر سوره، درباره حضرت عیسى علیه السلام است. در این آیه، انواع لطف الهى، و در آغاز همه، تأیید به روح القدس درباره حضرت مسیح بیان شده است. در آغاز آیه مى‏فرماید: اى عیسى! یاد کن از نعمت‏هایى که به تو و به مادرت دادم، ولى آنچه از نعمت‏ها در آیه به چشم مى‏خورد همه‏ى نعمت‏ها مربوط به حضرت عیسى است (نه مادرش)، شاید به خاطر آن که نعمت به فرزند در حقیقت نعمت به مادر است. شاید هم مراد آیه، نعمت‏هایى باشد که در سوره آل عمران درباره‏ى حضرت مریم آمده است. <212> شاید مراد از کتاب، کتب غیر تورات و انجیل باشد و نام تورات و انجیل با آنکه آن دو نیز کتابند به خاطر اهمیّت برده شده است. از حضرت على‏علیه السلام پرسیدند: آن حیوانى که بدون قرار گرفتن در رحم (یا تخم) پیدا شد چیست؟ فرمود: پرنده‏اى که حضرت عیسى با دمیدن در مجسمه به وجود آورد. <213> 1- یاد الطاف خدا به اولیایش، مایه‏ى دلگرمى براى رهروان حقّ است. «اذ» 2- پیامبران هم نباید از یاد نعمت‏هاى خدا غافل شوند. «یا عیسى ابن مریم اذکر...» 3- زن به مقامى مى‏رسد که دوش به دوش پیامبر مطرح مى‏شود. «علیک و على والدتک»، بلکه یک زن و فرزند پیامبرش، با هم یک آیه شمرده مى‏شوند. «و جعلناها وابنها آیة» <214> 4- حضرت عیسى، با تکلّم در گهواره، هم نبوّت خویش و هم عفت و عصمت مادرش را ثابت کرد. «تُکلّم النّاس فى المهد» 5 - سخنان عیسى در گهواره نمایى از وحى بود. «ایّدتک بروح القدس تکلّم...» 6- اراده‏ى الهى، نیاز به تجربه، قدرت و گذشت زمان را حل مى‏کند و حضرت عیسى، بدون تجربه و تمرین و صرف زمان، در کودکى همان حرف‏هاى صحیح را مى‏گوید که در پیرى مى‏زند، نه حرف کودکانه. «فى المهد وکهلاً» 7- پیامبران، هم باید علم داشته باشند «الکتاب»، هم بینش «الحکمة»، هم گفته‏هاى پیشینیان را بدانند «التوراة»، و هم پیام جدید داشته باشند. «الانجیل» 8 - تعبیر آفرینش وخلق، به غیر خدا هم نسبت داده مى‏شود. «اذتخلق» 9- اذن خداوند، مجوّز ساختن مجسّمه پرندگان بوده است. «تخلق من الطّین کهیئة الطیر باذنى» 10- اولیاى خاص خدا، ولایت تکوینى دارند. (جملات «تخلق، تنفخ، تبرء و تخرج» به حضرت عیسى خطاب شده است). 11- در اعجاز عیسى علیه السلام، هم نفس مسیحایى او و هم هنر مجسمه ساختن نقش داشته است. «کهیئة الطیر ... فتنفخ» 12- نفس مسیحایى، جماد را پرواز داد، ولى دلهاى بنى‏اسرائیل را نه. «فتنفخ فیها فتکون طیراً» 13- آنجا که خطر شرک زیاد است، تکرار توحید لازم است. (تکرار «تخلق... باذنى... تبرء... باذنى... تخرخ الموتى باذنى» 14- وقتى خداوند، قدرت احیاگرى و شفا دادن را به انبیا مى‏دهد، توسّل و استمداد مردم نیز باید جایز باشد. «تخلق من الطین... فتکون طیرا باذنى و تبرء الاکمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى» (مگر مى‏شود خداوند به کسى قدرت بدهد، امّا مردم را از توجّه به آن منع کند؟!) 15- زنده شدن مردگان و «رجعت»، در همین دنیا صورت گرفته است. «تخرج الموتى» 16- سوء قصد بنى‏اسرائیل به حضرت عیسى علیه السلام، از سوى خدا دفع شد. «کففت بنى‏اسرائیل عنک» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - تفسیر نمونه
(آیه 110)- مواهب الهى بر مسیح! این آیه و آیات بعد تا آخر سوره مائده مربوط به سرگذشت حضرت مسیح و مواهبى است که به او و امتش ارزانى داشته که براى بیدارى و آگاهى مسلمانان در اینجا بیان شده است.

نخست مى‏گوید: «به یاد بیاور هنگامى را که خداوند به عیسى بن مریم فرمود: «نعمتى را که بر تو و بر مادرت ارزانى داشتم متذکر باش» (إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَ عَلى‏ والِدَتِکَ).

سپس به ذکر مواهب خود پرداخته، نخست مى‏گوید «تو را با روح القدس تقویت کردم» (إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ) «1».

دیگر از مواهب الهى بر تو این است که «به تأیید روح القدس با مردم در گهواره و به هنگام بزرگى و پختگى سخن مى‏گفتى» (تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلًا).

اشاره به این که سخنان تو در گاهواره همانند سخنان تو در بزرگى، پخته و حساب شده بود، نه سخنان کودکانه و بى‏ارزش.

دیگر این که «کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو تعلیم دادم» (وَ إِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ).

دیگر از مواهب این که از «گل به فرمان من چیزى شبیه پرنده مى‏ساختى سپس در آن مى‏دمیدى و به اذن من پرنده زنده‏اى مى‏شد» (وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنْفُخُ فِیها فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِی).

دیگر این که: «کور مادرزاد و کسى که مبتلا به بیمارى پیسى بود به اذن من شفا مى‏دادى» (وَ تُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِی).

«و نیز مردگان را به اذن من زنده مى‏کردى» (وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِی).

و بالاخره یکى دیگر از مواهب من بر تو این بود که «بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو باز داشتم در آن هنگام که کافران آنها در برابر دلایل روشن تو به پا

__________________________________________________

(1) در باره معنى «روح القدس» رجوع کنید به «تفسیر نمونه» جلد اول، ذیل آیه 87 سوره بقره.

برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 569

خاستند و آنها را سحر آشکارى معرفى کردند» (وَ إِذْ کَفَفْتُ بَنِی إِسْرائِیلَ عَنْکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ) من در برابر این همه هیاهو و دشمنان سرسخت و لجوج تو را حفظ کردم تا دعوت خود را پیش ببرى.

قابل توجه این که در این آیه چهار بار کلمه «باذنى» (به فرمان من) تکرار شده است، تا جایى براى غلو و ادعاى الوهیت در مورد حضرت مسیح باقى نماند، او بنده‏اى بود سر بر فرمان خدا و هر چه داشت از طریق استمداد از نیروى لایزال الهى بود.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- یاد الطاف خدا به اولیایش، مایه‏ى دلگرمى براى رهروان حقّ است. «اذ»
2- پیامبران هم نباید از یاد نعمت‏هاى خدا غافل شوند. «یا عیسى ابن مریم اذکر...»
3- زن به مقامى مى‏رسد که دوش به دوش پیامبر مطرح مى‏شود. «علیک و على والدتک»، بلکه یک زن و فرزند پیامبرش، با هم یک آیه شمرده مى‏شوند. «و جعلناها وابنها آیة» [214]
4- حضرت عیسى، با تکلّم در گهواره، هم نبوّت خویش و هم عفت و عصمت مادرش را ثابت کرد. «تُکلّم النّاس فى المهد»
5 - سخنان عیسى در گهواره نمایى از وحى بود. «ایّدتک بروح القدس تکلّم...»
6- اراده‏ى الهى، نیاز به تجربه، قدرت و گذشت زمان را حل مى‏کند و حضرت عیسى، بدون تجربه و تمرین و صرف زمان، در کودکى همان حرف‏هاى صحیح را مى‏گوید که در پیرى مى‏زند، نه حرف کودکانه. «فى المهد وکهلاً»
7- پیامبران، هم باید علم داشته باشند «الکتاب»، هم بینش «الحکمة»، هم گفته‏هاى پیشینیان را بدانند «التوراة»، و هم پیام جدید داشته باشند. «الانجیل»
8 - تعبیر آفرینش وخلق، به غیر خدا هم نسبت داده مى‏شود. «اذتخلق»
9- اذن خداوند، مجوّز ساختن مجسّمه پرندگان بوده است. «تخلق من الطّین کهیئة الطیر باذنى»
10- اولیاى خاص خدا، ولایت تکوینى دارند. (جملات «تخلق، تنفخ، تبرء و تخرج» به حضرت عیسى خطاب شده است).
11- در اعجاز عیسى علیه السلام، هم نفس مسیحایى او و هم هنر مجسمه ساختن نقش داشته است. «کهیئة الطیر ... فتنفخ»
12- نفس مسیحایى، جماد را پرواز داد، ولى دلهاى بنى‏اسرائیل را نه. «فتنفخ فیها فتکون طیراً»
13- آنجا که خطر شرک زیاد است، تکرار توحید لازم است. (تکرار «تخلق... باذنى... تبرء... باذنى... تخرخ الموتى باذنى»
14- وقتى خداوند، قدرت احیاگرى و شفا دادن را به انبیا مى‏دهد، توسّل و استمداد مردم نیز باید جایز باشد. «تخلق من الطین... فتکون طیرا باذنى و تبرء الاکمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى» (مگر مى‏شود خداوند به کسى قدرت بدهد، امّا مردم را از توجّه به آن منع کند؟!)
15- زنده شدن مردگان و «رجعت»، در همین دنیا صورت گرفته است. «تخرج الموتى»
16- سوء قصد بنى‏اسرائیل به حضرت عیسى علیه السلام، از سوى خدا دفع شد. «کففت بنى‏اسرائیل عنک»

--------------------------------------------------------------------------------
214) انبیاء، 91.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
( إذا قال الله ) بدل من ( یوم یجمع ) و المعنی : أنه یوبخ الکافرین یومئذ بسؤال الرسل عن إجابتهم ، و بتعدید ما أظهر علی أیدیهم من الَیات العظام ، فکذبوهم و سموهم سحرة . أو جاوزوا حد التصدیق إلی أن اتخذوهم آلهة ، کما قال بعض بنی إسرائیل فیما أظهر علی ید عیسی علیه السلام من البینات و المعجزات ( هذا سحر مبین ) و اتخذه بعضهم و أمه إلهین ( أیدتک ) قویتک . و قرئ أیدتک ، علی أفعلتک ( بروح القدس ) بالکلام الذی یحیا به الدین ، و أضافه إلی القدس ، لأنه سبب الطهر من أوضار الَثام . و الدلیل علیه قوله تعالی ( تکلم الناس ) و ( فی المهد ) فی موضع الحال ، لأن المعنی تکلمهم طفلا ( و کهلا ) إلا أن فی المهد فیه دلیل علی حد من الطفولة . و قیل روح القدس : جبریل علیه السلام ، أید به لتثبیت الحجة . فإن قلت : ما معنی قوله ( فی المهد و کهلا ) ؟ قلت : معناه تکلمهم فی هاتین الحالتین ، من غیر أن یتفاوت کلامک فی حین الطفولة و حین الکهولة الذی هو وقت کمال العقل و بلوغ الأشد و الحد الذی یستنبأ فیه الأنبیاء ( و التوارة و الإنجیل ) خصا بالذکر مما تناوله الکتاب والحکمة ، لأن المراد بهما جنس الکتاب و الحکمة . و قیل ( الکتاب ) الخط . و ( الحکمة ) الکلام المحکم الصواب ( کهیئة الطیر ) هیئة مثل هیئة الطیر ( بإذنی ) بتسهیلی ( فتنفخ فیها ) الضمیر للکاف ، لأنها صفة الهیئة التی کان یخلقها عیسی علیه السلام و ینفخ فیها ، و لا یرجع إلی الهیئة المضاف إلیها ، لأنها لیست من خلقه و لا من نفخه فی شی ء . و کذلک الضمیر فی فتکون ( تخرج الموتی ) تخرجهم من القبور و تبعثهم . قیل : أخرج سام بن نوح و رجلین و امرأة و جاریة ( و إذ کففت بنی إسرائیل عنک ) یعنی الیهود حین هموا بقتله . و قیل : لما قال الله تعالی لعیسی ( اذکر نعمتی علیک ) کان یلبس الشعر و یأکل الشجر و لا یدخر شیئا لغد یقول : مع کل یوم رزقه ، لم یکن له بیت فیخرب ، و لا ولد فیموت ، أینما أمسی بات [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
از این آیه تا آخر سوره، درباره حضرت عیسى علیه السلام است. در این آیه، انواع لطف الهى، و در آغاز همه، تأیید به روح القدس درباره حضرت مسیح بیان شده است. در آغاز آیه مى‏فرماید: اى عیسى! یاد کن از نعمت‏هایى که به تو و به مادرت دادم، ولى آنچه از نعمت‏ها در آیه به چشم مى‏خورد همه‏ى نعمت‏ها مربوط به حضرت عیسى است (نه مادرش)، شاید به خاطر آن که نعمت به فرزند در حقیقت نعمت به مادر است. شاید هم مراد آیه، نعمت‏هایى باشد که در سوره آل عمران درباره‏ى حضرت مریم آمده است. <212> شاید مراد از کتاب، کتب غیر تورات و انجیل باشد و نام تورات و انجیل با آنکه آن دو نیز کتابند به خاطر اهمیّت برده شده است. از حضرت على‏علیه السلام پرسیدند: آن حیوانى که بدون قرار گرفتن در رحم (یا تخم) پیدا شد چیست؟ فرمود: پرنده‏اى که حضرت عیسى با دمیدن در مجسمه به وجود آورد. <213> 1- یاد الطاف خدا به اولیایش، مایه‏ى دلگرمى براى رهروان حقّ است. «اذ» 2- پیامبران هم نباید از یاد نعمت‏هاى خدا غافل شوند. «یا عیسى ابن مریم اذکر...» 3- زن به مقامى مى‏رسد که دوش به دوش پیامبر مطرح مى‏شود. «علیک و على والدتک»، بلکه یک زن و فرزند پیامبرش، با هم یک آیه شمرده مى‏شوند. «و جعلناها وابنها آیة» <214> 4- حضرت عیسى، با تکلّم در گهواره، هم نبوّت خویش و هم عفت و عصمت مادرش را ثابت کرد. «تُکلّم النّاس فى المهد» 5 - سخنان عیسى در گهواره نمایى از وحى بود. «ایّدتک بروح القدس تکلّم...» 6- اراده‏ى الهى، نیاز به تجربه، قدرت و گذشت زمان را حل مى‏کند و حضرت عیسى، بدون تجربه و تمرین و صرف زمان، در کودکى همان حرف‏هاى صحیح را مى‏گوید که در پیرى مى‏زند، نه حرف کودکانه. «فى المهد وکهلاً» 7- پیامبران، هم باید علم داشته باشند «الکتاب»، هم بینش «الحکمة»، هم گفته‏هاى پیشینیان را بدانند «التوراة»، و هم پیام جدید داشته باشند. «الانجیل» 8 - تعبیر آفرینش وخلق، به غیر خدا هم نسبت داده مى‏شود. «اذتخلق» 9- اذن خداوند، مجوّز ساختن مجسّمه پرندگان بوده است. «تخلق من الطّین کهیئة الطیر باذنى» 10- اولیاى خاص خدا، ولایت تکوینى دارند. (جملات «تخلق، تنفخ، تبرء و تخرج» به حضرت عیسى خطاب شده است). 11- در اعجاز عیسى علیه السلام، هم نفس مسیحایى او و هم هنر مجسمه ساختن نقش داشته است. «کهیئة الطیر ... فتنفخ» 12- نفس مسیحایى، جماد را پرواز داد، ولى دلهاى بنى‏اسرائیل را نه. «فتنفخ فیها فتکون طیراً» 13- آنجا که خطر شرک زیاد است، تکرار توحید لازم است. (تکرار «تخلق... باذنى... تبرء... باذنى... تخرخ الموتى باذنى» 14- وقتى خداوند، قدرت احیاگرى و شفا دادن را به انبیا مى‏دهد، توسّل و استمداد مردم نیز باید جایز باشد. «تخلق من الطین... فتکون طیرا باذنى و تبرء الاکمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى» (مگر مى‏شود خداوند به کسى قدرت بدهد، امّا مردم را از توجّه به آن منع کند؟!) 15- زنده شدن مردگان و «رجعت»، در همین دنیا صورت گرفته است. «تخرج الموتى» 16- سوء قصد بنى‏اسرائیل به حضرت عیسى علیه السلام، از سوى خدا دفع شد. «کففت بنى‏اسرائیل عنک [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  احمد يوسفي - جلد 5 تفسیر نمونه
مواهب الهى بر مسیح

این آیه و آیات بعد تا آخر سوره مائده مربوط به سرگذشت حضرت مسیح (علیه السلام )
و مواهبى است که به او و امتش ارزانى داشته که براى بیدارى و آگاهى مسلمانان در اینجا بیان شده است .
نخست مى گوید: بیاد بیاور هنگامى را که خداوند به عیسى بن مریم فرمود: نعمتى را که بر تو و بر مادرت ارزانى داشتم متذکر باش (اذ قال الله یا عیسى ابن مریم اذکر نعمتى علیک و على والدتک ).
طبق این تفسیر، آیات فوق بحث مستقلى را شروع مى کند که براى مسلمانان جنبه تربیتى دارد و مربوط به همین دنیا است ، ولى جمعى از مفسران مانند طبرسى و بیضاوى و ابو الفتوح رازى این احتمال را داده اند که آیه دنباله آیه قبل و مربوط به سؤ الات و سخنانى باشد که خداوند با پیامبران در روز قیامت خواهد داشت ، و بنابراین قال که فعل ماضى است در اینجا به معنى یقول که فعل مضارع است میباشد، ولى این احتمال مخالف ظاهر آیه است ، بخصوص اینکه معمولا شمردن نعمتها براى کسى به منظور زنده کردن روح شکرگزارى در او است ، در حالى که در قیامت این مساله مطرح نیست .
سپس به ذکر مواهب خود پرداخته ، نخست میگوید تو را با روح القدس تقویت کردم (اذ ایدتک بروح القدس ).
درباره معنى روح القدس در جلد اول صفحه 236 مشروحا بحث شد و خلاصه یک احتمال این است که مراد از آن فرشته وحى جبرئیل مى باشد و احتمال دیگر اینکه منظور همان نیروى غیبى است که عیسى را براى انجام معجزات و تحقق بخشیدن به رسالت مهمش تقویت میکرد، این معنى در غیر انبیاء نیز به درجه ضعیفتر وجود دارد.
دیگر از مواهب الهى بر تو این است که به تایید روح القدس با مردم در گهواره و به هنگام بزرگى و پختگى سخن میگفتى (تکلم الناس فى المهد و کهلا).
اشاره به اینکه سخنان تو در گاهواره همانند سخنان تو در بزرگى ، پخته و حساب شده بود، نه سخنان کودکانه و بى ارزش .
دیگر اینکه کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو تعلیم دادم (و اذ علمتک الکتاب و الحکمة و التوریة و الانجیل ).
ذکر تورات و انجیل بعد از ذکر کتاب با اینکه از کتب آسمانى است ، در حقیقت از قبیل تفصیل بعد از اجمال است .
دیگر از مواهب اینکه از گل به فرمان من چیزى شبیه پرنده مى ساختى سپس در آن مى دمیدى و به اذن من پرنده زندهاى مى شد (و اذ تخلق من الطین کهیئة الطیر باذنى فتنفخ فیها فتکون طیرا باذنى ).
دیگر اینکه : کور مادرزاد و کسى که مبتلا به بیمارى پیسى بود به اذن من شفا میدادى (و تبرء الاکمه و الابرص باذنى ).
و نیز مردگان را به اذن من زنده میکردى (و اذ تخرج الموتى باذنى ).
و بالاخره یکى دیگر از مواهب من بر تو این بود که بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو باز داشتم در آن هنگام که کافران آنها در برابر دلائل روشن تو بپاخاستند و آنها را سحر آشکارى معرفى کردند من در برابر این همه هیاهو و دشمنان سر سخت و لجوج تو را حفظ کردم تا دعوت خود را پیش ببرى (و اذ کففت بنى اسرائیل عنک اذ جئتهم بالبینات فقال الذین کفروا منهم ان هذا الا سحر مبین ).
قابل توجه اینکه در این آیه چهار بار کلمه باذنى (به فرمان من ) تکرار شده است ، تا جائى براى غلو و ادعاى الوهیت در مورد حضرت مسیح (علیه السلام ) باقى نماند، یعنى آنچه او انجام میداد گرچه بسیار عجیب و شگفت انگیز بود، و به کارهاى خدائى شباهت داشت ولى هیچیک از ناحیه او نبود بلکه همه از ناحیه خدا انجام میگرفت ، او بندهاى بود سر بر فرمان خدا و هر چه داشت از طریق استمداد
از نیروى لا یزال الهى بود.
ممکن است گفته شود تمام این مواهب مربوط به مسیح (علیه السلام ) بوده است چرا در این آیه براى مادرش مریم نیز موهبت شمرده است ؟
پاسخ اینکه مسلم است هر موهبتى به فرزند برسد در حقیقت به مادر او هم رسیده است زیرا هر دو از یک اصلند و ساقه و ریشه یک درخت .
ضمنا همانطور که در ذیل آیه 49 سوره آل عمران یادآور شدیم این آیه و مانند آن از دلائل روشن ولایت تکوینى اولیاى خدا است ، زیرا در سرگذشت مسیح زنده کردن مردگان ، و شفاى کور مادرزاد، و بیمار غیر قابل علاج ، به شخص مسیح (علیه السلام ) نسبت داده شده ، منتها به اذن و فرمان خدا.
از این تعبیر استفاده مى شود که ممکن است خداوند چنین قدرتى را براى تصرف در عالم تکوین در اختیار کسى بگذارد که گاه گاه چنین اعمالى را انجام دهد، و تفسیر این آیه به دعا کردن انبیاء، و اجابت دعاى آنها از ناحیه خدا کاملا بر خلاف ظواهر آیات است . و منظور ما از ولایت تکوینى اولیاى خدا چیزى جز آنکه در بالا ذکر شد نمى باشد، زیرا دلیلى بر بیش از این مقدار نداریم ، (براى توضیح بیشتر به جلد دوم صفحه 422 مراجعه نمائید). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - مجمع البیان
اِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسىَ ابْنَ مَرْیَمَ

و هنگامى را به یاد آور که خدا مى فرماید: هان اى عیسى پسر مریم!

روشن است که منظور، روز رستاخیر است و بدان دلیل فعل ماضى به جاى مضارع به کار رفته است تا نشان دهد که فرارسیدن آن روز نزدیک و تردید ناپذیر است و چیزى که فرارسیدن آن قطعى باشد، چنان است که گویى آمده است.

نکته دیگر این است که: خدا در آیه شریفه مسیح را پسر مریم مى خواند تا براى مسیحیان روشن سازد که او بنده خداست نه خدا، چرا که فردى که داراى مادر است، نمى تواند خدا باشد.

اذْکُرْ نِعْمَتى عَلَیْکَ وَ عَلى والِدَتِکَ

نعمت گران مرا را بر خود و برمادرت به یادآور! و سپاس بگزار!

واژه «نعمت» در آیه شریفه اگر چه بظاهر مفرد است، امّا منظور از آن همه نعمتهاست، بسان این آیه شریفه که مى فرماید:

«... وَاِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها...»(43)

... و اگر نعمتهاى خدا را شمارش کنید نخواهید توانست...

لازم به یاد آورى است که مصدر مضاف، صلاحیت آن را دارد که به معناى جنس باشد.

اِذْ اَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ

آنگاه که تو را بوسیله روح القدس تأیید و یارى کردم.

منظور از «روح القدس» فرشته وحى است که تفسیر آن گذشت.

تُکَلِّمُ النَّاسَ فِى الْمَهْدِ وَ کَهْلاً

که در گاهواره و در دوران میانسالى و بزرگى با مردم سخن مى گفتى.

«حسن» مى گوید: گهواره مسیح علیه السلام دامان پاک مادرش بود.

وَ اِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْریةَ وَ الْاِنْجیلَ

در تفسیر این جمله از آیه شریفه، دو دیدگاه مطرح است:

1 - به باور برخى منظور این است که: «به تو دانش و هنر نوشتن و علم و آگاهى دینى آموختم».

2 - امّا به باور برخى دیگر منظور این است که «به تو کتابهاى آسمانى و دانش و حکمت آموختم»

با این بیان، واژه «الکتاب» فراگیرنده همه کتابهاست.

وَ اِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِاِذْنى

و آنگاه را به یادآور که به فرمان و خواست من از گل چیزى به صورت پرنده اى مى ساختى.

فَتَنْفُخُ فیها فَتَکُونُ طَیْراً بِاِذْنى

پس در آن مى دمیدى و به خواست من پرنده اى مى گردید.

واژه «طیر» هم مذکّر است و هم مؤنث که به اعتبار ظاهر و معنا این گونه است. و مفرد آن نیز «طائر» مى باشد.

و منظور این است که به مجرد اینکه مسیح علیه السلام به اذن خدا در آن مى دمید، آفریدگار هستى آن کالبد خاکى را به گوش و پوست و خون و استخوان و پر و بال تبدیل مى ساخت و آن کالبد را به زیور حیات مى آراست.

و این گونه بود که آن کالبد گلى و خاکى به خواست خدا پرنده اى کامل و زنده مى شد و نه به خواست و کار مسیح.

وَ تُبْرِئُ الْاَکْمَهَ وَ الْاَبْرَصَ بِاِذْنى

و کور مادرزاد و مبتلا به بیمارى پیسى را به خواست و فرمان من بهبود و شفا مى بخشیدى و این کار بزرگ و شگفت انگیز به این صورت بود که آن حضرت دعا مى کرد و خدا دعا و خواست او را برمى آورد.

وَ اِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِاِذْنى

و به یاد آور آنگاه را که مردگان را به خواست و فرمان من زنده و از گورها بیرون مى آوردى تا مردم آنها را بنگرند.

و این کار بهت آور نیز باراز و نیاز مسیح با خداو پذیرفته شدن دعاى او صورت مى گرفت.

در این فراز از آیه، خدا زنده ساختن و بیرون آوردن مردگان از گورها را به مسیح نسبت مى دهد، چرا که به دعا و خواست او از بارگاه خدا انجام مى شد؛ امّا کار در حقیقت، کار خدا بود.

وَ اِذْ کَفَفْتُ بَنى اِسْرائیلَ عَنْکَ اِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ

و آنگاه که دلایل روشن براى بنى اسرائیل آوردى و آنان از روى کفر و عناد و کینه و حسادت براى آسیب رساندن و کشتن تو بسیج شدند؛ امّا من شرارت آنان را دفع و آنها را از آسیب رساندن به تو باز داشتم.

این باز داشتن شرارت آنان از مسیح علیه السلام، ممکن است از روى لطف باشد و یا از روى قهر، همانگونه که از شرارت کفرگرایان نیز - که در اندیشه جان پیامبر بودند - جلوگیرى کرد و جان گرامى او را نجات داد.

فَقالَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ اِنْ هذا اِلاَّ سِحْرٌ مُبینٌ.

و آنان که رسالت تو را انکار مى کردند، گفتند: این کارها و معجزات شگرف چیزى جز افسونى آشکار و هویدا نیست که مسیح آورده است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » یوسفعلی
815. In a solemn scene before the Court of Judgement, Jesus is asked to recount all the mercies and favours shown to him, so that his followers should become ashamed of their ingratitude in corrupting that Message, when they could have done so much in profiting by its purity and spiritual truth. This argument continues to the end of the Surah.
816. Cf. 2:87 and 3:62, n. 401.
817. Cf. 3:46 , and n. 388.
818. Cf. 3:48.
819. Cf. 3:49 , and n. 390.
820. Note how the words "by My leave" are repeated with each miracle to emphasise the fact that they arose, not out of the power or will of Jesus, but by the leave and will and power of Allah, who is supreme over Jesus as He is over all other mortals.
821. The Jews were seeking to take the life of Jesus long before their final attempt to crucify him; see Luke 4:28-29. Their attempt to crucify him was also foiled, according to the teaching we have received: 4:157.
822. According to Luke ( 11:15 ), when Christ performed the miracle of casting out devils, the Jews said he did it through the chief of the devils, i.e., they accused him of black magic. No such miracle of casting out devils is mentioned in the Qur'an. But Moses, Jesus, and Muhammad were all accused of magic and sorcery, by those who could find no other explanation of Allah's power (R). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.