از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جراء بما کسبانکالا من الله والله عزیز حکیم ):(دستان مرد دزد و زن دزد را به سزای آنچه کرده اند وبواسطه ومجازاتی ازناحیه خدا، قطع کنید وخدامقتدری شکست ناپذیر وحکیم است )،(واو) در ابتدای کلام و او استینافیه است یعنی مطلب جدیدی آغاز شده و این (واو)خاصیت حرف (اما)در فارسی را دارد و در اینجا حکم شخص دزد را بیان می کند و می فرماید، دستان مرد یا زن دزد را ببرید و مراد از(ید)عضو معروف دربدن انسان است که طبق روایات منظور در اینجا دست راست می باشد و قطع دست ، هم با قطع آن از شانه صادق است و هم با قطع قسمتی از آن (12)، و (قطع )هم به معنای بریدن به وسیله آلت برنده است و (جزاء)در جمله حال است ،یعنی در حالیکه این قطع دست عنوان کیفر در برابر عمل زشتی است که آنها کرده اند ودر حالیکه این بریدن عذابی از ناحیه خدای تعالی است و (نکال )، به معنای عقوبتی است که به مجرم می دهند تا از جرائم خود دست بر دارد و دیگران هم بادیدن او عبرت بگیرند و خداوند همه احکامش بر اساس حکمت و عزت است و حکم بیهوده نمی کند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  آذر خوشقدم - تفسیر نمونه
این آیه بیان میدارد که باید دست دزدان بریده شود به کیفر عملی که انجام داده اند حتی اگر زن باشد . این کار برای این است که دیگر این عمل را انجام ندهد . اما آیه بعد در تکمیل این آیه می فرماید اما آن کس که پس از عمل نادرستش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد . پس برای تفسیر آیه ۳۸ باید آیه ۳۹ نیز بیاید .
اما تنها آیه ای که در این باره تذکر می دهد این آیه است و درباره ی چگونگی قطع کردن دست سارق چیزی نمی گوید .
در این جا باید به سراغ ائمه برویم . در این باره امام جوادالائمه داستانی دارند که نقل می کنیم :
روزی معتصم دزدی را دستگیر می کند و می خواهد طبق این آیه شریفه دست این دزدرا قطع کند اما نمی داند که چگونه باید این کار را انجام دهد . بنابراین در مجلسی علما بزرگ سنی را دعوت می کند و امام جواد الائمه را نیز در این مجلس دعوت می کند . علما هر کام نظری می دهند . مثلا بعضی می گوید باید از مچ قطع شود طبق آیه تیمم ؛بعضی دیگر می گویند طبق آیه وضو باید از آرنج قطع شود و بعضی دیگر نیز می گویند چون عرف جامعه دست را از کتف به پایین می داند باید از کتف بریده شود . در آخر معتصم از امام جواد ( ع )‌ می پرسند و ایشان با اصرار زیاد پاسخ می دهند : رسول الله فرموده است که برای نماز هفت عضو باید روی زمین باشد : دو کف دست ، دو انگشت شست پا ،پیشانی و دو زانو . و این هفت عضو از آن خداست ( آیه ۱۸ سوره جن ) پس اگر دست این دزد را چنان که علما گفتند ببریم دیگر این فرد نمی تواند در درگاه خدای خود سجده کند . پس باید آخر مفصل انگشتان بریده شود و کف دست نباید بریده شود . معتصم که اثبات زیبای امام جواد را شنید این حکم را روی دزد اجرا کرد . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - سایت تبیان
تفسیر نمونه
مجازات دزدان در چند آیه قبل احکام محارب یعنى کسى که با تهدید به اسلحه آشکارا متعرض جان و مال و نوامیس مردم مى شود بیان شد، در این آیات ، به همین تناسب ، حکم دزد یعنى کسى که بطور پنهانى و مخفیانه اموال مردم را مى برد بیان گردیده است : نخست مى فرماید: دست مرد و زن سارق را قطع کنید. (و السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما). در اینجا مرد دزد بر زن دزد مقدم داشته شده در حالى که در آیه حد زنا کار، زن زاینه بر مرد زانى مقدم ذکر شده است ، این تفاوت شاید به خاطر آن باشد که در مورد دزدى عامل اصلى بیشتر مردانند و در مورد ارتکاب زنا عامل و محرک مهمتر زنان بیبند و بار!. سپس مى گوید: این کیفرى است در برابر اعمالى که انجام داده اند و مجازاتى است از طرف خداوند. (جزاء بما کسبا نکالا من الله ). در حقیقت در این جمله اشاره به آن است که اولا - این کیفر نتیجه کار خودشان است و چیزى است که براى خود خریده اند و ثانیا - هدف از آن پیشگیرى و بازگشت به حق و عدالت است (زیرا نکال به معنى مجازاتى است که به منظور پیشگیرى و ترک گناه انجام مى شود - این کلمه در اصل به معنى لجام و افسار است و سپس به هر کارى که جلوگیرى از انحراف کند گفته شده است ) و در پایان آیه براى رفع این توهم که مجازات مزبور عادلانه نیست مى فرماید: خداوند هم توانا و قدرتمند است ، بنابراین دلیلى ندارد که از کسى انتقام بگیرد و هم حکیم است بنابراین دلیلى ندارد که کسى را بى حساب مجازات کند (و الله عزیز حکیم ). در آیه بعد راه بازگشت را به روى آنها گشوده و مى فرماید: کسى که بعد از این ستم توبه کند و در مقام اصلاح و جبران برآید خداوند او را خواهد بخشید زیرا خداوند آمرزنده مهربان است . (فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم ). آیا به وسیله توبه تنها گناه او بخشوده مى شود و یا اینکه حد سرقت (بریدن دست ) نیز ساقط خواهد شد! معروف در میان فقهاى ما این است که : اگر قبل از ثبوت سرقت در دادگاه اسلامى توبه کند حد سرقت نیز از او برداشته مى شود، ولى هنگامى که از طریق دو شاهد عادل ، جرم او ثابت شد با توبه از بین نمى رود. در حقیقت توبه حقیقى که در آیه به آن اشاره شده آن است که قبل از ثبوت حکم در محکمه انجام گیرد، و گرنه هر سارقى هنگامى که خود را در معرض مجازات دید اظهار توبه خواهد نمود و موردى براى اجراى حق باقى نخواهد ماند و به تعبیر دیگر توبه اختیارى آن است که قبل از ثبوت جرم در دادگاه انجام گیرد، و گرنه توبه اضطرارى همانند توبه اى که به هنگام مشاهده عذاب الهى و یا آثار مرگ صورت مى گیرد ارزشى ندارد، و به دنبال حکم توبه سارقان روى سخن را به پیامبر بزرگ اسلام کرده ، مى فرماید: آیا نمى دانى که خداوند مالک آسمان و زمین است و هر گونه صلاح بداند در آنها تصرف مى کند، هر کس را که شایسته مجازات بداند مجازات ، و هر کس ‍ را که شایسته بخشش ببیند مى بخشد و او بر هر چیز توانا است . (ا لم تعلم ان الله له ملک السموات و الارض یعذب من یشاء و یغفر لمن یشاء و الله على کل شى قدیر). در اینجا به چند نکته مهم باید توجه داشت : الف - شرائط مجازات سارق . قرآن در این حکم همانند سائر احکام ریشه مطلب را بیان کرده و شرح آن به سنت پیامبر واگذار شده است ، آنچه از مجموع روایات اسلامى استفاده مى شود این است که اجراى این حد اسلامى (بریدن دست ) شرائط زیادى دارد که بدون آن اقدام به این کار جائز نیست از جمله اینکه : 1 - متاعى که سرقت شده باید حداقل یک ربع دینار <101> باشد. 2 - از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جیبهاى داخلى سرقت شود. 3 - در قحط سالى که مردم گرسنه اند و راه به جائى ندارند نباشد. 4 - سارق عاقل و بالغ باشد، و در حال اختیار دست به این کار بزند. 5 - سرقت پدر از مال فرزند، یا سرقت شریک از مال مورد شرکت این حکم را ندارد. 6 - سرقت میوه از درختان باغ را نیز از این حکم استثناء کرده اند. 7 - کلیه مواردى که احتمال اشتباهى براى سارق در میان باشد که مال خود را به مال دیگرى احتمالا اشتباه کرده است از این حکم مستثنى است . و پاره اى از شرائط دیگر که شرح آن در کتب فقهى آمده است . اشتباه نشود منظور از ذکر شرائط بالا این نیست که سرقت تنها در صورت اجتماع این شرائط حرام است ، بلکه منظور این است که اجراى حد مزبور، مخصوص اینجا است و گرنه سرقت به هر شکل به هر صورت ، و به هر اندازه و هر کیفیت در اسلام حرام است . ب - اندازه قطع دست سارق . معروف در میان فقهاى ما با استفاده از روایات اهل بیت (علیهمالسلام ) این است که تنها چهار انگشت از دست راست بریده مى شود، نه بیشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بیش از آن گفته اند. ج - آیا این مجازات اسلامى خشونت آمیز است ! بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام و یا پاره اى از مسلمانان کم اطلاع شده است که این مجازات اسلامى بسیار شدید به نظر مى رسد و اگر بنا بشود این حکم در دنیاى امروز عمل شود باید بسیارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى این حکم سبب مى شود که یک نفر گذشته از اینکه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد. در پاسخ این ایراد باید به این حقیقت توجه داشت که : اولا - همانطور که در شرائط این حکم گفتیم هر سارقى مشمول آن نخواهد شد بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسما مشمول آن مى شوند. ثانیا - با توجه به اینکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد این موضوع باز هم تقلیل پیدا مى کند. ثالثا - بسیارى از ایرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام مى کنند به خاطر آن است که یک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام دیگر مورد بررسى قرار مى دهند، یعنى به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صددرصد غیر اسلامى فرض مى کنند، ولى اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى ، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح ، و آموزش و پرورش کافى ، آگاهى و بیدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود اشتباه نشود، منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود بلکه منظور این است که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت . خلاصه حکومت اسلامى موظف است که براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى است در چنان محیطى افراد مختلف بسیار کم خواهند شد. رابعا- اگر ملاحظه مى کنیم امروز دزدى فراوان است به خاطر آن است که چنین حکمى اجراء نمى شود و لذا در محیطهائى که این حکم اسلامى اجراء مى گردد (مانند محیط عربستان سعودى که تا سالهاى اخیر این حکم در آن اجراء مى شد) امنیت فوق العاده اى از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسیارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهاى پول را در کوچه و خیابانهاى حجاز دیده اند که هیچکس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مامورین اداره جمع آورى گمشدهها بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازهها در شبها در و پیکرى ندارند و در عین حال کسى هم دست به سرقت نمى زند. جالب اینکه این حکم اسلامى با اینکه قرنها اجراء مى شد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنیت و رفاه مى زیستند در مورد تعداد بسیار کمى از افراد که از چند نفر تجاوز نمى کرد این حکم در طى چند قرن اجراء گردید. آیا بریدن چند دست خطا کار براى امنیت چند قرن یک ملت قیمت گزافى است که پرداخت مى شود! د - بعضى اشکال مى کنند. که اجراى این حد در مورد سارق به خاطر یک ربع دینار منافات با آنهمه احترامى که اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده ندارد، تا آنجا که دیه بریدن چهار انگشت یک انسان مبلغ گزافى تعیین شده است . اتفاقا همین سؤ ال - به طورى که از بعضى از تواریخ بر مى آید - از عالم بزرگ اسلام ، علم الهدى مرحوم سید مرتضى ، در حدود یک هزار سال قبل شد، سؤ ال کننده موضوع سؤ ال خود را طى شعرى به شرح ذیل مطرح کرد: ید بخمس مئین عسجد ودیت ما بالها قطعت فى ربع دینار! یعنى : دستى که دیه آن پانصد دینار است . <102> چرا به خاطر یک ربع دینار بریده مى شود! سید مرتضى در جواب او این شعر را سرود: عز الامانة اغلاها و ارخصها ذل الخیانة فافهم حکمة البارى یعنى عزت امانت آن دست را گرانقیمت کرد. و ذلت خیانت بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان .
پاورقی :
101-دینار عبارت است از یک مثقال شرعی طلای مسکوک و مثقال شرعی معادل 18 نخود یعنی (سه چهارم) مثقال معمولی است.
102-البته باید توجه داشت که پانصد دینار در صورتی است که پنج انگشت قطع شود و اما همانطور که گفتیم بنابر مذهب شیعه در سرقت تنها چهار انگشت قطع می شود. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر کشاف
( و السارق و السارقة ) رفعهما علی الابتداء و الخبر محذوف عند سیبویه ، کأنه قیل : و فیما فرض علیکم السارق و السارقة أی حکمهما . ووجه آخر و هو أن یرتفعا یالابتداء ، و الخبر ( فاقطعوا أیدیهما ) و دخول الفاء لتضمنها معنی الشرط ، لأن المعنی : و الذی سرق و التی سرقت فاقطعوا أیدیهما ، و الاسم الموصول یضمن معنی الشرط . و قرأ عیسی بن عمر بالنصب ، و فضلها سیبویه علی قراءة العامة لأجل الأمر لأن " زیدا فاضربه " أحسن من " زید فاضربه " ( أیدیهما ) یدیهما ، و نحوه ( فقد صغت قلوبکما ) اکتفی بتثنیة المضاف إلیه عن تثنیة المضاف . و أرید بالیدین الیمینان ، بدلیل قراءة عبد الله : و السارقون والسارقات فاقطعوا أیمانهم ، و السارق فی الشریعة : من سرق من الحرز . و المقطع : الرسغ . و عند الخوارج : المنکب . و المقدار الذی یجب به القطع عشرة دراهم عند أبی حنیفة ، و عند مالک و الشافعی رحمها الله ربع دینار . و عن الحسن درهم و فی مواعظه : احذر من قطع یدک فی درهم ( جزاء ) و ( نکالا ) مفعول لهما . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
کلمه‏ى «نکال» به معناى امر بازدارنده است. قوانین جزایى اسلام براى بازدارندگى است، نه انتقام‏جویى. «نکال» به عقوبتى گفته مى‏شود که مایه‏ى عبرت دیگران باشد. <91> در این آیه ابتدا مرد دزد، سپس زن دزد مطرح شده است، ولى در آیه‏ى دوّم سوره‏ى نور که حکم زنا بیان شده، ابتدا زن زناکار، سپس مرد زناکار یاد شده است، شاید به خاطر آن که در سرقت، نقش مردِ خلافکار بیشتر است و در زنا، نقش زنِ خلافکار. از مرحوم سید مرتضى علم‏الهدى (از علماى هزار سال قبل) پرسیدند: چرا دستى که پانصد مثقال طلا دیه دارد، به خاطر یک چهارم مثقال دزدى، قطع مى‏شود؟ پاسخ فرمود: «امانت»، قیمت دست را بالا مى‏برد و «خیانت»، ارزش آن را مى‏کاهد. طبق روایات، مقدار قطع دست، چهار انگشت است و باید انگشت شست و کف دست باقى بماند. مقدار مالى هم که به خاطر آن دست دزد قطع مى‏شود، باید حداقل به قیمت یک چهارم دینار (یک چهارم مثقال طلا) باشد. مال هم باید در مکان حفاظت شده باشد، نه در مثل کاروانسرا، حمّام، مسجد و اماکن عمومى. سارق نیز باید از قانون قطع دست مطلع باشد، وگرنه دست او قطع نمى‏شود. همچنین اگر کسى در سال‏هاى قحطى از روى اضطرار، مواد غذایى را سرقت کند دستش قطع نمى‏شود. البتّه در تمام مواردى که دست قطع نمى‏شود کیفرهاى دیگرى در کار است که تفصیل آن در کتب فقهى آمده است. <92> پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله، بدترین نوع سرقت را سرقت از نماز و ناقص انجام دادن رکوع و سجود دانسته‏اند. <93> اجراى این احکام، نیاز به حکومت و قدرت و نظام و تشکیلات دارد، پس اسلام، دین حکومت و سیاست است. اسلام، قبل از بریدن دست، بر اهمیّت و لزوم کار و اداره‏ى زندگى فقرا از طریق بیت‏المال و بستگان نزدیک و قرض‏الحسنه و تعاون و... تأکید مى‏کند، ولى با این حال فقر، بهانه و مجوّز سرقت نیست. <94> سیستم جزایى دنیا، چون تنها به زندان و جریمه‏ى مالى تکیه دارد، از مقابله با سرقت عاجز است. قطع دست، براى مجرم عامل هشدار دائمى و مایه‏ى جلوگیرى از لغزش مجدّد او ودیگران است. «فاقطعوا ایدیهما» 1- کیفر زن و مرد دزد یکسان است. «السارق و السارقة» 2- باید امنیّت جامعه را با قاطعیّت حفظ کرد. «فاقطعوا» 3- جریمه و کیفر سنگین، بازدارنده از دزدى است. «نکالا» 4- در قوانین کیفرى اسلام، علاوه بر تنبیه مجرم، عبرت دیگران هم مطرح است. «نکالاً» 5 - در اجراى حدود الهى، نباید تحت تأثیر عواطف قرار گرفت. «فاقطعوا» 6- با اینکه قطع دست از طرف قاضى وحاکم است، امّا خداوند به همه مؤمنین خطاب مى‏کند، «فاقطعوا ایدیهما» تا آنان زمینه‏اجراى حدود الهى را فراهم کنند. 7- مالکیّت شخصى و امنیّت اجتماعى به قدرى مهم است که به خاطر آن، باید دست دزد قطع شود. «فاقطعوا» 8 - اعمال قدرت، باید حساب شده باشد. «عزیز حکیم» 9- فرمان قطع دست دزد، جلوه‏اى از عزّت و قدرت خداوند است. «فاقطعوا... عزیز حکیم» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - تفسیر نمونه
(آیه 38)- مجازات دزدان! در چند آیه قبل احکام «محارب» بیان شد، در این آیه، به همین تناسب حکم دزد یعنى کسى که بطور پنهانى و مخفیانه اموال مردم را مى‏برد بیان گردیده است، نخست مى‏فرماید: «دست مرد و زن سارق را قطع کنند» (وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما).

از روایات اهل بیت علیه السّلام استفاده مى‏شود که تنها چهار انگشت از دست راست بریده مى‏شود، نه بیشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بیش از آن گفته‏اند! در اینجا مرد دزد بر زن دزد مقدم داشته شده در حالى که در آیه حدّ زناکار، زن زانیه بر مرد زانى مقدم ذکر شده است، این تفاوت شاید به خاطر آن باشد که در مورد دزدى عامل اصلى بیشتر مردانند و در مورد ارتکاب زنا عامل و محرک مهمتر زنان بى‏بندوبار! سپس مى‏گوید: «این کیفرى است در برابر اعمالى که انجام داده‏اند و مجازاتى است از طرف خداوند» (جَزاءً بِما کَسَبا نَکالًا مِنَ اللَّهِ).

و در پایان آیه براى رفع این توهم که مجازات مزبور عادلانه نیست مى‏فرماید: «خداوند توانا (قدرتمند) و حکیم است» (وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).

بنابراین دلیلى ندارد که از کسى انتقام بگیرد و کسى را بى‏حساب مجازات کند.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) بافرانی : خوب است موارد غیر منبع را با گیومه تفکیک کنید
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- کیفر زن و مرد دزد یکسان است. «السارق و السارقة»
2- باید امنیّت جامعه را با قاطعیّت حفظ کرد. «فاقطعوا»
3- جریمه و کیفر سنگین، بازدارنده از دزدى است. «نکالا»
4- در قوانین کیفرى اسلام، علاوه بر تنبیه مجرم، عبرت دیگران هم مطرح است. «نکالاً»
5 - در اجراى حدود الهى، نباید تحت تأثیر عواطف قرار گرفت. «فاقطعوا»
6- با اینکه قطع دست از طرف قاضى وحاکم است، امّا خداوند به همه مؤمنین خطاب مى‏کند، «فاقطعوا ایدیهما» تا آنان زمینه‏اجراى حدود الهى را فراهم کنند.
7- مالکیّت شخصى و امنیّت اجتماعى به قدرى مهم است که به خاطر آن، باید دست دزد قطع شود. «فاقطعوا»
8 - اعمال قدرت، باید حساب شده باشد. «عزیز حکیم»
9- فرمان قطع دست دزد، جلوه‏اى از عزّت و قدرت خداوند است. «فاقطعوا... عزیز حکیم»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
( و السارق و السارقة ) رفعهما علی الابتداء و الخبر محذوف عند سیبویه ، کأنه قیل : و فیما فرض علیکم السارق و السارقة أی حکمهما . ووجه آخر و هو أن یرتفعا یالابتداء ، و الخبر ( فاقطعوا أیدیهما ) و دخول الفاء لتضمنها معنی الشرط ، لأن المعنی : و الذی سرق و التی سرقت فاقطعوا أیدیهما ، و الاسم الموصول یضمن معنی الشرط . و قرأ عیسی بن عمر بالنصب ، و فضلها سیبویه علی قراءة العامة لأجل الأمر لأن " زیدا فاضربه " أحسن من " زید فاضربه " ( أیدیهما ) یدیهما ، و نحوه ( فقد صغت قلوبکما ) اکتفی بتثنیة المضاف إلیه عن تثنیة المضاف . و أرید بالیدین الیمینان ، بدلیل قراءة عبد الله : و السارقون والسارقات فاقطعوا أیمانهم ، و السارق فی الشریعة : من سرق من الحرز . و المقطع : الرسغ . و عند الخوارج : المنکب . و المقدار الذی یجب به القطع عشرة دراهم عند أبی حنیفة ، و عند مالک و الشافعی رحمها الله ربع دینار . و عن الحسن درهم و فی مواعظه : احذر من قطع یدک فی درهم ( جزاء ) و ( نکالا ) مفعول لهما [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - مجمع البیان
وَ السّارِقُ وَ السّارِقَةُ

در آیه شریفه «الف و لام» براى بیان جنسِ مرد و زن است. با این بیان، معناى آیه این است که: «و هر مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده اند...

و بدان جهت این جا مرد را پیش از زن آورده است که دزدى ها بیشتر به وسیله مردان جامعه صورت مى گیرد؛ همان گونه که در آیه بیانگر کیفر فحشا، زنان را پیشتر آورده، چراکه این زنان بى بند و بار هستند که بیشتر امکان انجام این عمل زشت را براى مردان هرزه پدید مى آورند.

فَاقْطَعُوا اَیْدِیَهُمَا

به باور گروهى از جمله «ابن عباس» منظور این است که دست راستشان را ببرید.

«ابو على» مى گوید: دلیل این نکته که مردم مسلمان پس از بریدن دست راست، پاى چپ را مى برند و نه دست چپ دزد را، این است که منظور از «فاقطعوا ایدیهما»، دست چپ نیست، چراکه اگر دست چپ بود، دستور صریح قرآن را رها نمى کردند؛ و جمع آمدن واژه «ایدى» در آیه شریفه، بسان جمع آمدن واژه «قلب» در این آیه مبارکه است که مى فرماید: «ان تتوبا الى اللّه فقد صغت قلوبکما...»(19) اگر شما دو زن به بارگاه خدا روى توبه آورید، بهتر است، چرا که دل هایتان انحراف یافته است.

ذکر این نکته لازم است که به بیان دانشمندان، این آیه شریفه که بیانگر بریدن دست سارق است، سربسته است، و چگونگى آن را باید از سنّت پیامبر دریافت.

در برابر چه مبلغ و میزانى؟

در این مورد که چه مبلغ از سرقت سبب بریدن دست دزد مى گردد، دیدگاه ها یکسان نیست:

1 - دانشمندان ما برآنند که سرقت مال دیگرى به بهاى 14 دینار و فراتر از آن؛ و گروهى از دانشمندان اهل سنت، از جمله «شافعى» نیز بر همین عقیده اند.

«عایشه» از پیامبر گرامى آورده است که دست دزد را باید به خاطر سرقت ربع دینار و یا فراتر از آن برید.

2 - امّا گروهى از جمله «ابو حنیفه»، ده درهم و فراتر از آن را گفته اند. دلیل این دیدگاه روایتى است از «ابن عباس» که مى گوید: کمترین چیزى که دست تجاوزکار را به خاطر آن مى برند، یک «سپر» است. و بهاى یک «سپر» در زمان فرود آیه، ده درهم بوده است.

3 - به باور «مالک» این میزان سه درهم و یا فراتر از آن است. و از پیامبر آورده اند که دست دزدى را به خاطر سرقت سپرى که سه درهم قیمت آن بود، برید.

4 - و به باور پاره اى در برابر سرقت پنج درهم و فراتر از آن مى توان دست دزد را برید.

5 - و پاره اى نیز بر این باورند که ملاک در این مورد ثبوت سرقت است و اندازه آن مهم نیست. اگر کسى دست تجاوز و تعدّى به عنوان سرقت به مال کسى گشود و سارق شناخته شد، میزان و اندازه سرقت ملاک نیست و مى توان دست او را برید، خواه مال مسروقه کم باشد و یا زیاد. خوارج نیز این دیدگاه را پذیرفته اند. و دلیل اینان، خود آیه شریفه و این روایت است که از پیامبر گرامى آورده اند که فرمود: خدا دزد را از رحمت خود دور سازد که به خاطر سرقت تخم مرغ و یا ریسمانى، دست خویش را از دست مى دهد.

ذکر این نکته لازم است که به باور حدیث شناسان، این روایت از نظر سند سست است و از نظر دلالت نیز قابل بحث است؛ چراکه دو واژه «بیضه» و «حبل»، نه به مفهوم «تخم مرغ» و «ریسمان»، بلکه به مفهوم سپیدى سپر و بند مخصوص کشتى است.

اندازه بریدن دست دزد

در اندازه و چگونگى بریدن دست دزد نیز دیدگاه ها متفاوت است:

1 - به باور بیشتر فقهاى اهل سنّت، دست دزد از مچ بریده مى شود.

براى نمونه، «شافعى» بر این باور است که براى یک بار سرقت دست راست، و براى بار دوّم پاى چپ، و براى بار سوّم دست چپ، و براى بار چهارم پاى راست دزد بریده مى شود؛ و براى بار پنجم او را به زندان مى افکنند.

«ابو حنیفه» بر آن است که در مرتبه سوم دست را نمى برند.

2 - امّا به باور دانشمندان شیعه، در مرتبه نخست باید چهار انگشت دزد را برید و کف دست و انگشت ابهام را وانهاد. در مرتبه دوّم پاى چپ از اصل ساق بریده مى شود و پاشنه پا رها مى شود. در مرتبه سوّم براى همیشه به زندان افکنده مى شود.

این دیدگاه در میان دانشمندان ما شهرت دارد و بر آن اجماع نموده و آن را از امیر مؤمنان آورده اند.

افزون بر اجماع در این مورد، به این آیه نیز استدلال نموده اند که مى توان گفت: منظور از دست و بریدن آن، انگشتان است، چراکه قرآن مى فرماید:

«فویل للّذین یکتبون الکتاب بایدیهم...»(20)

پس واى بر کسانى که کتابِ ساخته و پرداخته اى را با دست هاى خویش مى نویسند و آن گاه با دروغ و گستاخى مى گویند: این از جانب خداست.

روشن است که کتاب به وسیله انگشتان نوشته مى شود؛ به همین جهت اگر انگشتان کسى بریده شود، چنان است که گویى دست او بریده شده است.

شرایط کیفر دزد

به باور همه دانشمندان، دست دزد هنگامى بریده مى شود که از جاى محفوظى که مال و ثروت در آن نگهدارى مى گردد، دست به سرقت زند؛ تنها از «داوُد» آورده اند که مى گوید: بریدن دست دزد لازم است، خواه مال کسى را از جایگاه محفوظ آن برده باشد و یا از جاى دیگر؛ و جاى محفوظ یا «حرز»، به تناسب تفاوت آداب و رسوم جامعه ها و تمدّن ها نسبت به چیزهاى گوناگون متفاوت است. به باور ما «حرز» جایى است که تنها صاحب مال و ثروت مى تواند بدون اجازه وارد شود و از آن جا خارج گردد، و دیگران باید با اجازه به آن جا گام نهند و یا در آن جا تصرّف نمایند.

کیفر عمل تجاوزکارانه

در ادامه آیه شریفه، بریده شدن دست دزد را کیفر کار ظالمانه و تجاوزکارانه او عنوان مى سازد و مى فرماید:

جَزاءً بِمَا کَسَبَا نَکالاً مِنَ اللَّهِ

این کیفرى است در برابر دست تجاوز گشودن به حقوق دیگران و مجازاتى است از سوى خدا.

واژه «نکال» در فرهنگ عرب به مفهوم کیفر کردار ظالمانه است، که در نثر و شعر آمده است.

وَاللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ

و خدا پیروزمند و شکست ناپذیر و فرزانه است.

منظور این است که او در کارهایش شکست ناپذیر و مقرراتش همه از روى حکمت و فرزانگى است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » یوسفعلی
742. Here we touch upon jurisprudence. The Canon Law jurists are not unanimous as to the value of the property stolen, which would involve the penalty of the cutting off of the hand. The majority hold that petty thefts are exempt from this punishment. The general opinion is that only one hand should be cut off for the first theft, on the principle that "if thy hand or thy foot offend thee, cut them off, and cast them from thee", (Matt. 18:8). Apparently in the age of Jesus thieves were crucified, (Matt. 27:38). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.