از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  منزه بودن پیامبر (ص) - محمد رجب زاده
1) مراد از «و النّجم اذا هَوى»، یا هنگام طلوع خورشید در هر صبح است که نور ستارگان بى‏فروغ مى‏شود و یا هنگام برپایى قیامت است که ستارگان سقوط کرده و افول مى‏کنند.
در مدار توحید، خداوند و پیامبرانش در مقام تأیید یکدیگرند. خداوند، پیامبر را از هر گونه انحراف منزّه مى‏داند، [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : قرآن کریم گوینده : محمد رجب زاده
  ویژگی خاص این سوره - مرضيه علمدار .ب
1) این سوره اولین سوره ای که به صورت علنی و آشکار در مکه توسط پیامبراسلام (ع) مطرح شد [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نجم گوینده : مرضیه علمدار .ب
  محتوای سوره - مرضيه علمدار .ب
1) غرض این سوره یادآورى اصول سه گانه اسلام ، یعنى وحدانیت خداى تعالى در ربوبیت ، مـعـاد و نـبـوت اسـت ، ولى اول بـه مـسـاءله نـبـوت پـرداخـتـه ، وحـیـى را کـه بـه رسـول خـدا (صـلى اللّه عـلیـه و آله وسلم ) شده تصدیق و توصیف نموده ، آنگاه متعرض مـسـاءله توحید مى شود، و بتها و شرکاى مشرکین را به بلیغ ‌ترین وجهى نفى مى کند، آنـگاه به مساءله سوم پرداخته وضع منتهى شدن خلقت و تدبیر عالم به خداى تعالى و زنـده کـردن مـردگـان و خـنـدانـدن و گـریاندن و اغناء و اقناء و تعذیب و دعوت و انذار را توصیف نموده ، گفتار را با اشاره به مساءله معاد و امر به سجده و عبادت ختم مى کند.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره نجم گوینده : مرضیه علمدار .ب
  معنای کلمات ضلال و غی - مرضيه علمدار .ب
2) کـلمـه (ضـلال ) بـه مـعـنـاى خـروج و انـحـراف از صراط مستقیم است ، و کلمه (غىّ) مـعـنـایى دارد مخالف با معناى کلمه (رشد) و چون رشد به معناى آن است که انسان به واقع مسائل برسد، در نتیجه غى عبارت است از این که انسان به خلاف واقع بیفتد.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : لغوی موضوع اصلی : طیب و خبیث گوینده : مرضیه علمدار .ب
  خطا نرفتن پیامبر - مرضيه علمدار .ب
2) راغـب مـى گـویـد: (غـىّ) بـه مـعـنـاى جـهلى است که ناشى از اعتقاد فاسد باشد، چون گاهى اوقات جهل آدمى ناشى از نداشتن عقیده است ، چه عقیده صحیح و چه فاسد، و گاهى هـم نـاشى مى شود از اعتقاد به چیزى که فاسد است ، و کلمه (غىّ) به معناى آن جهلى اسـت کـه نـاشـى از داشـتـن عقیده فاسد باشد، نه از بى اعتقادى ، و در قرآن کریم آمده : (ما ضلّ صاحبکم و ما غوى ).
و مراد از کلمه (صاحبکم رفیقتان ) رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) است .
و مـعـنـاى آیـه ایـن اسـت کـه : هـمـنـشین شما از آن طریقى که او را به غایت و هدف مطلوبش برساند بیرون نشده ، و در اعتقاد و راءیش از آن طریقه خطا نرفته . و خلاصه کلام این که او نه در آن هدف مطلوب یعنى سعادت بشرى همان عبودیت خداى تعالى است خطا رفته ، و نه در طریقى که به آن هدف منتهى مى شود [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان قوم پیامبر اسلام (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گوینده : مرضیه علمدار .ب
  در سخنان پیامبر لغوی نیست - مرضيه علمدار .ب
3) منظور از کلمه (هوى ) هواى نفس و راءى و خواسته آن است ، و جمله (ما ینطق ) هر چند مطلق است ، و در آن نطق به طور مطلق نفى شده ، و مقتضاى این اطلاق آن است که هواى نفس از مـطـلق سـخـنـان پـیـغـمـبـر نـفـى شـده بـاشـد (حـتـى در آن سـخـنـان روزمـره اى کـه در داخـل خـانه اش دارد)، و لیکن از آنجایى که در این آیات خطاب (صاحبتان ) به مشرکین اسـت ، مـشـرکـیـنـى کـه دعـوت او را و قـرآنـى را کـه بـرایـشـان مـى خـوانـد دروغ و تـقـوّل و افـتـراى بـر خـدا مـى پـنداشتند، لذا باید به خاطر این قرینه مقامى بگوییم : منظور این است که آن جناب در آنچه که شما مشرکین را به سوى آن مى خواند، و آنچه که از قـرآن بـرایـتـان تـلاوت مـى کـنـد، سخنانش ناشى از هواى نفس نیست ، و به راءى خود چـیزى نمى گوید، بلکه هر چه در این باب مى گوید وحیى است که خداى تعالى به او مى کند.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان قوم پیامبر اسلام (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گوینده : مرضیه علمدار .ب
  مراد از شدید القوی کیست؟ - مرضيه علمدار .ب
5) و مـراد از کـلمـه (شـدیـد القـوى ) - بـه طـورى کـه گـفـتـه انـد - جـبـرئیـل اسـت ، چـون خـداى سـبحان او را در کلام مجیدش به این صفت یاد کرده و فرموده : (انـّه لقول رسول کریم ذى قوّة عند ذى العرش مکین )، بعضى هم گفته اند: مراد از آن خود خداى سبحان است .
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : تفسیری موضوع اصلی : رسالت- پیامبری گوینده : مرضیه علمدار .ب
  معنی کلمه فاستوی - مرضيه علمدار .ب
6) (فـاسـتـوى ) - ایـن کـلمـه بـه مـعـنـاى اسـتـقـامـت و مـسـلط شـدن بـر کـار اسـت ، و فاعل این فعل جبرئیل است [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : لغوی موضوع اصلی : مسوولیت گوینده : مرضیه علمدار .ب
  سدر المنتهی - مرضيه علمدار .ب
14) کـلمـه (سـدر) بـه مـعناى جنس درخت سدر، و کلمه سدره به معناى یک درخت سدر است ، و کلمه (منتهى ) - گویا - نام مکانى است ، و شاید مراد از آن ، منتهاى آسمان ها باشد به دلیل این که مى فرماید: جنت ماوى پهلوى آن است ، و ما مى دانیم که جنت ماوى در آسمان ها است ، چون در آیه فر موده : (و فى السماء رزقکم و ما توعدون ).
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : تفسیری موضوع اصلی : گیاه گوینده : مرضیه علمدار .ب
  گفتگوی پخداوند با پیامبر در شب معراج - مرضيه علمدار .ب
18) گوشه‏اى از گفتگوهاى خداوند با پیامبرش در شب معراج:
در کتب حدیث روایتى از امیر مؤمنان على علیه السّلام از پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله در این زمینه آمده است که بسیار مشروح و طولانى است، و ما گوشه‏هائى از آن را در اینجا مى‏آوریم.
در آغاز حدیث مى‏خوانیم که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در شب معراج از پروردگار سبحان چنین سؤال کرد: «یا ربّ اىّ الاعمال افضل؟ پروردگارا! کدام عمل افضل است؟».
خداوند متعال فرمود: «هیچ چیز نزد من برتر از توکل بر من و رضا به آنچه قسمت کرده‏ام نیست، اى محمّد! آنها که به خاطر من یکدیگر را دوست دارند محبتم شامل حال آنهاست، و کسانى که به خاطر من مهربانند، و به خاطر من پیوند دوستى دارند آنها را دوست دارم، و نیز محبتم براى کسانى که توکل بر من مى‏کنند فرض و لازم است، و براى محبت من حد و حدود، و مرز و نهایتى نیست»! در فراز دیگرى آمده است: «اى احمد! همچون کودکان مباش که سبز و زرد و زرق و برق را دوست دارند، و هنگامى که غذاى شیرین و دلپذیرى به آنها مى‏دهند مغرور مى‏شوند، و همه چیز را به دست فراموشى مى‏سپارند».
پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در اینجا عرضه داشت: «پروردگارا! مرا به عملى هدایت کن که موجب قرب به درگاه توست». برگزیده تفسیر نمونه، ج‏4، ص: 582
فرمود: «شب را روز، و روز را شب قرار ده»! عرض کرد: «چگونه»؟! فرمود: «چنان کن که خواب تو نماز باشد، و هرگز شکم خود را کاملا سیر مکن».
در فراز دیگرى آمده است: «اى احمد! محبت من محبت فقیران و محرومان است، به آنها نزدیک شو، و در کنار مجلس آنها قرار گیرد، تا من به تو نزدیک شوم، و ثروتمندان دنیاپرست را از خود دور ساز، و از مجالس آنها بر حذر باش»! در فراز دیگر مى‏فرماید: «اى احمد! زرق و برق دنیا و دنیاپرستان را مبغوض بشمر، و آخرتت و اهل آخرت را محبوب دار».
عرض مى‏کند: «پروردگارا! اهل دنیا و آخرت کیانند»؟
فرمود: «اهل دنیا کسانى هستند که زیاد مى‏خورند، و زیاد مى‏خندند و مى‏خوابند، و خشم مى‏گیرند، و کمتر خشنود مى‏شوند، نه در برابر بدیها از کسى عذر مى‏خواهند، و نه اگر کسى از آنها عذر طلبد مى‏پذیرند، در اطاعت خدا تنبل، و در معاصى شجاعند، آرزوهاى دور و دراز دارند، و در حالى که اجلشان نزدیک شده هرگز به حساب اعمال خود نمى‏رسند، و نفعشان براى مردم کم است، افرادى پرحرف، فاقد احساس مسؤولیت، علاقه‏مند به خورد و خوراکند.
اهل دنیا نه در نعمت، شکر خدا به جا مى‏آورند، و نه در مصائب صبورند.
خدمات فراوان در نظر آنها کم است (و خدمات کم خودشان بسیار!) خود را به انجام کارى که انجام نداده‏اند ستایش مى‏کنند، و چیزى را مطالبه مى‏کنند که حق آنها نیست.
پیوسته از آرزوهاى خود سخن مى‏گویند، و عیوب مردم را خاطر نشان مى‏سازند و نیکیهاى آنها را پنهان»! عرض کرد: «پروردگارا! آیا دنیاپرستان غیر از این عیبى هم دارند»؟
فرمود: «اى احمد! عیب آنها این است که جهل و حماقت در آنها فراوان است، براى استادى که از او علم آموخته‏اند تواضع نمى‏کنند، و خود را عاقل برگزیده تفسیر نمونه، ج‏4، ص: 583
مى‏دانند اما در نزد آگاهان، نادان و احمقند».
سپس به اوصاف اهل آخرت و بهشتیان پرداخته چنین ادامه مى‏دهد:
«آنها مردمى با حیا هستند، جهل آنها کم، منافعشان بسیار، مردم از آنها در راحتند و خود از دست خویش در تعب، و سخنانشان سنجیده است.
پیوسته حسابگر اعمال خویشند، و از همین جهت خود را به زحمت مى‏افکنند، چشمهایشان به خواب مى‏رود اما دلهایشان بیدار است، چشمشان مى‏گرید، و قلبشان پیوسته به یاد خداست.
هنگامى که مردم در زمره غافلان نوشته شوند آنها از ذاکران نوشته مى‏شوند.
در آغاز نعمتها حمد خدا مى‏گویند، و در پایان شکر او را به جا مى‏آورند، دعایشان در پیشگاه خدا مستجاب، و تقاضایشان مسموع است، و فرشتگان از وجود آنها مسرورند ... مردم (غافل) در نزد آنها مردگان، و خداوند نزد آنها حىّ و قیّوم و کریم است (همتشان آن چنان عالى است که به غیر او نظر ندارند) ... مردم در عمر خود یکبار مى‏میرند اما آنها به خاطر جهاد با نفس و مخالفت هوى هر روز هفتاد بار مى‏میرند (و حیات نوین مى‏یابند)! ...
هنگامى که براى عبادت در برابر من مى‏ایستند همچون بنیان مرصوص و سدّى فولادینند، و در دل آنها توجیهى به مخلوقات نیست.
به عزّت و جلالم سوگند که من آنها را حیات و زندگى پاکیزه‏اى مى‏بخشم، و در پایان عمر، خودم قبض روح آنها مى‏کنم، و درهاى آسمان را براى پرواز روح آنها مى‏گشایم، تمام حجابها را از برابر آنها کنار مى‏زنم، و دستور مى‏دهم بهشت، خود را براى آنها بیارائید! اى احمد! عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن طلب حلال است، هنگامى که غذا و نوشیدنى تو حلال باشد تو در حفظ و حمایت منى ...».
و در فراز دیگرى آمده است: «اى احمد! آیا مى‏دانى کدام زندگى گواراتر و پر دوامتر است»؟
عرض کرد: «خداوندا! نه» برگزیده تفسیر نمونه، ج‏4، ص: 584
فرمود: «زندگى گوارا آن است که صاحب آن لحظه‏اى از یاد من غافل نماند، نعمت مرا فراموش نکند، از حق من بى‏خبر نباشد، و شب و روز رضاى مرا بطلبد.
اما زندگى باقى آن است که براى نجات خود عمل کند، و دنیا در نظرش کوچک باشد، و آخرت بزرگ، رضاى مرا بر رضاى خویشتن مقدم بشمرد، و پیوسته خشنودى مرا بطلبد، حق مرا بزرگ دارد و توجه به آگاهى من نسبت به خودش داشته باشد.
در برابر هر گناه و معصیتى به یاد من بیفتد، و قلبش را از آنچه ناخوش دارم پاک کند، شیطان و وساوس شیطانى را مبغوض دارد، و ابلیس را بر قلب خویش مسلط نسازد و به او راه ندهد.
هنگامى که چنین کند محبت خاصى در قلبش جاى مى‏دهم، آن چنان که تمام دلش در اختیار من خواهد بود، و فراغت و اشتغال و هم و غم و سخنش از مواهبى است که من به اهل محبتم مى‏بخشم! چشم و گوش و قلب او را مى‏گشایم، تا با گوش قلبش حقایق غیب را بشنود و با دلش جلال و عظمت را بنگرد»! و سر انجام این حدیث نورانى با این جمله‏هاى بیدار کننده پایان مى‏گیرد:
«اى احمد! اگر بنده‏اى نماز تمام اهل آسمانها و زمین را به جا آورد، و روزه تمام اهل آسمانها و زمین را انجام دهد، همچون فرشتگان غذا نخورد و لباس (فاخرى) در تن نپوشد (و در نهایت زهد و وارستگى زندگى کند) ولى در قلبش ذره‏اى دنیاپرستى یا ریاست‏طلبى یا عشق به زینت دنیا باشد در سراى جاویدانم در جوار من نخواهد بود! و محبتم را از قلب او بر مى‏کنم! سلام و رحمتم بر تو باد، و الحمد للّه ربّ العالمین».
این سخنان عرشى که روح انسان را با خود به اوج آسمانها مى‏برد، و در معراج الهى سیر مى‏دهد و به آستانه عشق و شهود مى‏کشد تنها قسمتى از حدیث قدسى است.
افزون بر این ما اطمینان داریم که غیر از آنچه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در سخنانش براى ما برگزیده تفسیر نمونه، ج‏4، ص: 585
بازگو کرده، اسرار و گفتگوها و رموز و اشاراتى میان او و محبوبش، رد و بدل شده که نه گوشها توانائى شنیدن آن را دارد و نه افکار عادى قدرت درکش را، و به همین دلیل در درون جان پاک پیامبر صلّى اللّه علیه و آله براى همیشه مکتوم مانده و جز خاصانش از آن آگاه نشده‏اند [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : روایی موضوع اصلی : موعظه- پند- اندرز گوینده : مرضیه علمدار .ب
  فضیلت تلاوت سوره نجم - مرضيه علمدار .ب
1) نجم؛ پنجاه و سومین سوره قرآن است که مکی و62 آیه دارد. واز سوره های سجده دار است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در فضیلت این سوره شریفه فرموده است: هر کس سوره نجم را قرائت کند ده برابر تعداد تصدیق کنندگان و تکذیب کنندگان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او پاداش داده می شود. 1

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده: هر که بر قرائت سوره نجم مداومت داشته باشد در بین مردم زندگی خواهد کرد در حالی که او را می ستایند و خداوند گناهان او را می بخشد و مردم او را دوست دارند. 2


[ نظرات / امتیازها ]
منبع : سایت تبیان قالب : روایی موضوع اصلی : سوره نجم گوینده : مرضیه علمدار .ب
  فضیلت تلاوت سوره نجم و خلاصه مطالب - داريوش بيضايي
1) سوره نجم در مکه نازل شده و شامل شصت و دو آیه و سیصد و شصت کلمه و هزار و چهار صد و پنج حرف میباشد.
در خواص و ثواب تلاوت این سوره از ابن بابویه از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود: هر کس سوره نجم را در روز یا شب تلاوت کند زندگانی نیکو نموده و میان مردم محبوب باشد و آمرزیده شود.
در خواص القرآن از پیغمبر اکرم(ص) روایت کرده فرمود کسیکه این سوره را قرائت کند ده برابر آنهاییکه محمد(ص) را تصدیق نمودند حسنه باو کرامت کنند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی قالب : روایی موضوع اصلی : سوره نجم گوینده : بیضایی